wrapper

آخرین اخبار

قوانین شناخت فرستادگان الهی در کتاب مقدس/ وصیت

قوانین شناخت فرستادگان الهی در کتاب مقدس/ وصیت

عیسی بارها یهودیان را به وجود اشاراتی که در تورات و کتب انبیاء در رابطه با وی آمده بود یادآور می‌ساخت.([1])

و این نکته آن‌قدر اهمیت داشت که فیلیپس، حواری عیسی هنگامی‌که قصد داشت تا بشارت عیسای مسیح را به نتنائیل بدهد به وی اشاره می‌کند:

(آن‌کسی را که موسی در تورات و انبیا مذکور داشته‌اند، یافته‌ایم) (یوحنا 1: 45)

و این نکته از اهمیت داشتنِ نصوص و تأکیدات کتاب مقدس در نزد حواریون خبر می‌دهد.

همچنین یحیی نبی برای اثبات حقانیت خویش به کتاب اشعیا احتجاج نمود([2]) و خود را همان صدای ندا کننده‌ای در بیابان معرفی نمود چنانکه اشعیا نبوت نموده بود.([3])

پس مسئله وجود نص (تأکید) و اشاره به فرستاده خدا و احتجاج آن فرستاده بر مردم، از اساسی‌‎ترین معیارهای شناخت فرستاده الهی است.

ما می‌توانیم فرمان الهی به موسی نبی برای انجام وصیت و تعیین یوشع بن نون به‌عنوان وصی را در (تثنیه 31: 14) مشاهده نماییم و همچنین فرمان الهی به ایلیای نبی برای مسح الیشع بن شافاط به‌عنوان نبی را در (1 پادشاهان 19: 16) مشاهده نماییم.

پس هم چنانکه ذکر کردیم، به‌طور واضح مشخص می‌شود علت وجود وصیت و تأکید بر فرستادگان بعدی در چیست؛ درواقع موضوع وجود نص و تأکید از سوی انبیاء پیشین یکی از ارکان شناخت فرستادگان الهی می‌باشد.


[1]- یوحنا 5: 45 و لوقا 4: 16 - 19

[2]- یوحنا 1: 23

[3]- اشعیا 40: 3

 
 ادله دعوت سید احمد الحسن برای مسیحیان https://goo.gl/PFPbpc
 پاسخ به شبهات مسیحیان https://goo.gl/bQ4r3r

 تهیه شده توسط کارگروه علمی ادله مسیحیت تحت اشراف موسسه وارثین ملکوت

 

ادامه مطلب...

توضیحاتی در مورد بدا و مفهوم آن

توضیحاتی در مورد بدا و مفهوم آن: 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صلی علی محمد و آل محمد الائمة والمهدیین وسلم تسلیما كثیرا

در کتاب: عيون أخبار الرضا[1] درباره مناظره حضرت رضا (ع)  با سليمان مروزى متكلّم خراسان در مورد توحيد، در حضور مأمون از حسن بن محمّد نوفلى چنين نقل شده است كه:

سليمان مروزىّ متكلّم خراسان بر مأمون وارد شد، مأمون او را احترام بسيار نمود و به او هدايايى داد و گفت: پسر عمويم علىّ بن موسى الرّضا از حجاز نزد من آمده است و علم كلام و متكلّمين را دوست دارد، لذا مانعى ندارد كه روز ترويه براى مناظره با او نزد ما بيايى، سليمان گفت: يا اميرالمؤمنين! دوست ندارم در مجلس شما، و در حضور بنى هاشم از چنين كسى سؤالاتى كنم، چرا كه در مقابل ديگران در بحث با من شكست مى‏خورد، و نيز صحيح نيست كه با او زياد بحث و جدل كنم، مأمون گفت: من فقطّ به اين دليل كه قدرت تو را در بحث و مناظره مى‌دانستم به دنبالت فرستادم و تنها خواسته من اين است كه او را فقط در يك مورد مجاب كنى و ادلّه او را ردّ نمائى، سليمان گفت: بسيار خوب، من و او را با هم روبرو كن و ما را به هم واگذار و خود شاهد باش.

مأمون كسى را نزد حضرت فرستاد و گفت: شخصى از اهل مرو (كه در مباحث كلامى در خراسان تک است و برابر ندارد) نزد ما آمده است، اگر براى شما مانعى ندارد، نزد ما بيائيد، حضرت (ع) براى وضوء برخاستند و به ما فرمودند: شما زودتر برويد، عمران صابى هم با ما بود، حركت كرديم و به در اطاق مأمون رسيديم، ياسر و خالد دستم را گرفتند و مرا وارد كردند، وقتى سلام كردم مأمون گفت: برادرم ابو الحسن كجاست؟ خداوند متعال او را حفظ فرمايد، گفتم: وقتى ما مى‌آمديم مشغول پوشيدن لباس بودند، دستور دادند ما زودتر بياييم، سپس گفتم: يا اميرالمؤمنين! عمران، ارادتمند شما نيز در بيرون خانه است، گفت: عمران كيست؟ گفتم: صابى، كه توسط شما مسلمان شد، گفت: داخل شود، عمران داخل شد و مأمون به او خوش آمد گفته او را در محلّ مناسب جاى داد، سپس گفت: اى عمران! نمردى تا بالأخره از بنى‌هاشم شدى! عمران گفت: سپاس خداوندى را كه مرا توسط شما تشرّف عنايت فرمود، اى امير، مأمون گفت: اى عمران! اين سليمان مروزى متكلّم خراسان است، عمران گفت: اى اميرالمؤمنين! او گمان مى‌كند در خراسان از نظر بحث و مناظره تك است و «بداء» را نيز منكر است، مأمون گفت: چرا با او مناظره نمی‌کنی؟ عمران گفت: اين امر بستگى به خود او دارد، در اين هنگام امام رضا (ع) وارد شدند و فرمودند: درباره چه صحبت مى‌كرديد؟ عمران گفت: يا ابن رسول اللّه! اين شخص سليمان مروزى است، سليمان (به عمران) گفت: آيا گفته ابو الحسن را در باره بداء قبول دارى؟ عمران گفت: بله، به شرط اينكه دليلى ارائه بدهند تا بتوانم بر امثال خودم در بحث پيروز شوم.

مأمون گفت: يا ابا الحسن! در باره آنچه اينان در آن بحث و مشاجره مى‌كنند چه نظرى داريد؟

حضرت فرمودند: اى سليمان! چطور «بداء» را قبول ندارى؟ و حال آنكه خداوند مى‏فرمايد: أَوَلا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئا (آيا انسان نمى‏بيند كه ما او را در گذشته آفريديم و او هيچ نبود).[2]

و نيز مى‌فرمايد: وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُم یعیده (و او همان كسى است كه خلقت را آغاز مى‏كند (يا خلقت مخلوقات را آغاز مى‏كند) سپس آن را (يا آنان را) باز مى‏ گرداند)[3]

و نيز فرموده است: بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرض (پديد آورنده آسمان‌ها و زمين)[4]

و نيز فرموده است: يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ ما يَشاءُ (هر آنچه بخواهد در خلقت مى‏افزايد)[5]

و مى‌فرمايد: بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ (خلقت انسان را از گل آغاز نمود).[6]

و مى‌فرمايد: وَ آخَرُونَ مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ إِمَّا يُعَذِّبُهُمْ وَ إِمَّا يَتُوبُ عَلَيْهِمْ (و ديگران به انتظار امر خدا گذارده شده ‏اند، يا آنان را عذاب مى‏ كند يا بر آنان لطف مى‏ كند و توبه‏ شان را مى‏پذيرد).[7]

و نيز فرموده است: وَ ما يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَ لا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتابٍ (هيچ كس پير و سالخورده نمى ‏شود و نيز عمر هيچ كس كم نمى‌گردد مگر اينكه در كتابى ثبت و ضبط است).[8]

بارى سليمان گفت: آيا در اين‌باره، از پدران خود، روايت به شما رسيده است؟ حضرت فرمودند: بله، از امام صادق (ع) اين روايت برايم نقل شده است كه ايشان فرمودند:(خداوند دو علم دارد، علمى مخزون و مكنون و پنهان، كه كسى بجز خودش از آن علم آگاهى ندارد، و بداء از آن علم نشأت مى‏گيرد، و علمى كه به ملائكه و پيامبرانش تعليم فرموده است و علماءِ اهل‌بيتِ پيامبرِ ما نيز از آن آگاهند).

سليمان گفت: دوست دارم اين مطلب را از كتاب خداوند برايم ارائه دهى، حضرت فرمود: خداوند به پيامبرش مى‌فرمايد: فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ (از آنان اعراض كن، مورد ملامت واقع نخواهى شد)[9] خداوند در ابتدا مى‌خواست آنان را هلاك كند، سپس تصميمش عوض شد و فرمود: وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ (تذكّر بده، زيرا تذكّر دادن براى مؤمنين نافع است).[10] سليمان گفت: باز هم بفرمائيد فدايت شوم!

حضرت فرمودند: پدرم از پدرانشان علیهم السلام از رسول خدا (ص) روايت كرده‌اند كه: خداوند عزّ و جلّ به يكى از پيامبرانش وحى فرمود كه به فلان پادشاه خبر بده كه در فلان موقع او را قبض روح خواهم كرد! آن پيامبر نزد پادشاه رفت و او را از آن موضوع مطّلع كرد، پادشاه بعد از شنيدن اين خبر به دعا و تضرّع پرداخت به نحوى كه از روى تخت خود به زمين افتاد، او از خداوند چنين درخواست كرد: خداوندا! به من مهلت بده تا فرزندم جوان شود و كارم را انجام دهد، خداوند به آن پيامبر وحى فرمود كه: نزد پادشاه برو و به او اطّلاع بده كه مرگ او را به تأخير انداختم و پانزده سال به عمر او اضافه كردم، آن پيامبر عرض كرد: خدايا! تو خود مى‌دانى كه من تا بحال دروغ نگفته‌ام، خداوند عزّ و جلّ به او وحى فرمود كه: تو بنده‌اى هستى مأمور، اين مطلب را به او ابلاغ كن، خداوند درباره كارهايش مورد سؤال واقع نمى‌شود.

آنگاه حضرت رو به سليمان نموده، فرمودند: گمان مى‌كنم در اين موضوع، همانند يهوديان فكر می‌كنى!؟ سليمان گفت: از چنين چيزى به خدا پناه مى‌برم، مگر يهوديان چه مى‌گويند؟ حضرت فرمودند: يهوديان مى‌گويند: يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ (دست خدا بسته است) منظورشان اين است كه خداوند از كار خود فارغ شده و دست كشيده است و ديگر چيزى ايجاد نمى‌كند، خداوند هم در جواب مى‌فرمايد: غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا (دست آنان بسته باد، و لعنت شدند به خاطر گفته‌هايشان).[11]

و نيز عدّه‌ای از پدرم موسى بن جعفر (ع) درباره بداء سؤال كردند، پدرم فرمودند: چطور مردم بداء را منكرند، و همچنين اينكه خداوند امر عدّه‌اى را براى تصميم در مورد آنان به تأخير بيندازد، منكر هستند؟

سليمان گفت: آيه: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم)[12] در رابطه با چه موضوعى نازل شده است؟

حضرت فرمودند: اى سليمان! در شب قدر، خداوند مقدّرات امسال تا سال آينده را، از مرگ و زندگى، خير و شر و رزق و روزى، همه را مقدّر مى‏ فرمايد، آنچه را در آن شب مقدّر نمايد، محتوم و قطعى است.

سليمان گفت: حال فهميدم، قربانت گردم، باز هم بفرمائيد.

حضرت فرمودند: اى سليمان! بعضى از امور، در نزد خدا است و منوط و موكول به اراده اوست، آنچه را بخواهد جلو مى‌اندازد و آنچه را بخواهد به تأخير مى‌اندازد، و آنچه را بخواهد محو مى‌كند، اى سليمان! علىّ (ع) مى‌فرمود: علم (خدا) دو نوع است، علمى كه خداوند به ملائكه و پيامبرانش آموخته است، كه آنچه را كه به ملائكه و پيامبرانش آموخته باشد، انجام خواهد شد و به خود و ملائكه و پيامبرانش خلاف نمی‌‌‌کند، و علمى ديگر كه در نزد خود اوست و مخزون مى‌باشد و احدى از خلق را بر آن آگاه نساخته است، از ناحيه آن علم است كه آنچه را بخواهد جلو مى‌اندازد و هر چه را بخواهد به تأخير مى‌اندازد، و آنچه را بخواهد محو می‌كند و آنچه را بخواهد ثبت مى‌نمايد.

سليمان به مأمون گفت: يا اميرالمؤمنين! از امروز به بعد به خواست خدا، بداء را انكار نخواهم كرد، و آن را دروغ نخواهم پنداشت. مأمون گفت: هر چه مى‌خواهى از ابو الحسن سؤال كن، ولى به اين شرط كه خوب گوش بدهى و انصاف را رعايت كنى!).[13]

بداء و مفهوم آن

خداوند متعال می‌فرماید:

يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ (خداوند آنچه را که بخواهد محو و باطل می‌کند و یا مندرج می سازد و ام‌الکتاب (لوح محفوظ) در نزد اوست).[14]

پرسش از جزئیات امری است که همه‌ی انصار حق از طرف سوال کنندگان بسیار با آن مواجه می‌شوند، آنگاه روایات اهل‌بیت علیهم السلام  به آنچه که از حوادث و شخصیت‌ها در زمان ظهور مربوط است شامل می‌شود، حتی به دقیق‌ترین جزئیات مربوط به دعوت مهدی (ع) و رسالت الهی اش اشاره نموده‌اند، و بعضی اصرار دارند ایمان خود به دعوت امام مهدی (ع) و وصی و فرستاده‌ی او برای مردم بر تشخیص آن جزئیات و ضرورت روشن شدن آنها وابسته بدانند همانند اینکه آن تنها دربی برای ایمان است و غیر از آن درب دیگری نیست.

 و این فهم و درک در حقیقت در آن بی‌پروایی و حدس‌های زیادی است، زیرا ائمه اطهار علیهم السلام اشاره نمودند که احتمال بداء (وعده‌ای که ممکن است اتفاق نیفتد) در جزئیات امری ممکن است، و نادرست است که فرد منتظر ظهور، راه شناخت امامش و ایمان به امام خود را وابسته به امری بداند که ممکن است در آن بداء حاصل شود!

 بر این اساس قصد داریم در این مجال به کمک آیات و روایات وارده در خصوص [بداء] به توضیح و توصیف آن بپردازیم؛

ابتدا به این پرسش پاسخ خواهیم داد که: بداء به چه معناست؟

بدا یا بداء در لغت به معنای ظاهر شدن است. و در اصطلاح به معنای تغییر مقدرات از سوی خداوند بر اساس پاره‌ای از حوادث و وقایع و تحت شرایط و عوامل ویژه است. در واقع، عبارت است از آشکار شدن امری از ناحیه خداوند بر خلاف آنچه ظاهر بوده است که در واقع اولی را محو و دومی را اثبات کرده و خداوند به هر دو حادثه آگاه است. گفتنی است که بدا درباره‌ی خدا دگرگون شدن تصمیم و اراده نیست، بلکه این لفظ همانند غضب و رضا در حق خدا استعمال مجازی دارد و «بدالله» بدین معناست که از جانب خدا ظاهر شد.

که در خصوص مطالب ذکر شده بیشتر توضیح خواهیم داد.

در قرآن نمونه‌های مختلفی از بدا گزارش شده است که چند نمونه از آنها را بیان خواهیم نمود:

1- بداء در ذبح حضرت اسماعیل (ع) : خداوند ابتدا به حضرت ابراهیم (ع) دستور داد فرزندش را ذبح کند، ولی به سبب نیکوکاری ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع)، این دستور برداشته شد و دستور فدیه دادن گوسفند به جای وی مقرر شد:

فّلما بّلّغّ مّعهُ السعیّ قال یبُنّیّ اِنی اّری فی المناِم اّنی اّذبحک فانظُر ماذا تری قالّ یا اّبت افعل ما تؤمرُ ستجدنی ان شاءالله منّ الصابرین* فّلما اّسلما و تّلّهُ لِلجبین (پس چون پسر با او به حد کار و کوشش رسید،گفت: ای فرزند خردسالم، من مرتب در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم، پس بنگر چه نظر می‌دهی،گفت: ای پدر، آنچه را مأمور می‌شوی انجام ده، که به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت* پس چون هر دو تسلیم (فرمان خدا) شدند و پسر را بر پریشانی بیفکند (از امتحان سرفراز بیرون آمد).[15]

از امام جعفر بن محمد صادق (ع) در این زمینه روایت شده است:

(هیچ بدائی از سوی خدا مانند آنچه در مورد حضرت اسماعیل (ع) اتفاق افتاد، واقع نشد؛ هنگامی که پدرش حضرت ابراهیم (ع) را مأمور ساخت به ذبح وی، سپس (گوسفندی) را به جای او فدیه داد).[16]

ما گمان می‌کردیم خداوند که به حضرت ابراهیم (ع) فرمان ذبح فرزندش را داده است، می‌خواسته اسماعیل (ع) کشته و خونش بر زمین ریخته شود، اما بعد ظاهر شد که اراده‌ی الهی از این امر، آزمایش پدر بود نه کشته شدن پسر.

2- بداء در عذاب قوم حضرت یونس (ع): ابتدا مقرر شده بود که بر قوم حضرت یونس (ع) به خاطر عدم ایمانشان به پیامبر الهی عذاب نازل شود، ولی در عذاب موعود قوم یونس (ع)، به دنبال ایمان آوردن آنها و تضرع و دعای ایشان بداء حاصل شد.

فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ

(چرا مردم هيچ قريه‌اى به هنگامى كه ايمانشان سودشان مى‌داد ايمان نياوردند مگر قوم يونس كه چون ايمان آوردند عذاب ذلت در دنيا را از آنان برداشتيم و تا هنگامى كه اجلشان فرا رسيد از زندگى برخوردارشان كرديم).[17]

 از امام جعفر بن صادق (ع) در این زمینه روایت شده است:

(یونس (ع)  قومش را به ایمان دعوت می‌کرد و آنها اجابت نکردند، سپس بر آنان نفرین کرد. خداوند به وی وحی کرد که در فلان روز عذاب بر آنها نازل می‌گردد و ایشان در آن روز گریه کرده (توبه نمودند) و خدا عذاب را از آنها برگرداند).([18])

وقتی نشانه‌های قهر خدا پدید آمد، حتی حضرت یونس (ع) هم مطمئن شد که عذاب الهی نازل و قوم کافرش نابود خواهند شد، لذا از میان مردم بیرون رفت، اما مردم ایمان آوردند و قهر الهی برطرف گردید.

3- بداء در مدت میقات حضرت موسی (ع) : ابتدا خداوند با حضرت موسی (ع)  وعده کرده بود برای عبادت و مناجات با او سی روز به کوه طور بیاید، ولی در این مسئله بدائی حاصل شد ده روز به مدت وعده‌ی سی روز اضافه شد، و وعده چهل روز گشت.

وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ)

سى شب با موسى وعده نهاديم و ده شب ديگر بر آن افزوديم تا وعده پروردگارش چهل شب كامل شد  و موسى به برادرش هارون گفت: بر قوم من جانشين من باش و راه صلاح پيش گير و به طريق مفسدان مرو.[19]

از امام محمد بن علی باقر (ع) درباره آیه وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَه نقل شده است:

(علم و تقدیر الهی این بود که سی شب باشد؛ سپس بداء حاصل شد و ده روز اضافه شد، پس میقات حضرت موسی (ع) چهل شب شد).[20]

ما از وعده‌ی خدا با حضرت موسی (ع) تصور می‌کردیم که دوره‌ی مناجات سی شب است، اما بعد ظاهر شد که از اول برنامه چهل شب بوده است ولی خداوند به جهت آزمایش، آن را در دو مرحله اعلام فرموده است، ابتدا سی شب و سپس ده شب.

 4- بداء در ورود بنی اسرائیل به ارض مقدس: ابتدا قرار بود که بنی اسرائیل وارد سرزمین مقدس شوند، ولی در پی اطاعت نکردن آنان از فرمان حضرت موسی (ع) ، در وارد شدن بنی اسرائیل به سرزمین مقدس بداء حاصل شد، و چهل سال به عقب افتاد.

يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ

اى قوم من، به زمين مقدسى كه خدا برايتان مقرر كرده است داخل شويد و بازپس‌مگرديد كه زيان‌ديده باز مى‌گرديد.[21]

قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ

خدا گفت: ورود به آن سرزمين به مدت چهل سال برايشان حرام شد و در آن بيابان سرگردان خواهند ماند. پس براى اين نافرمانان اندوهگين مباش.[22]

بعد از ذکر نمونه‌هایی از بداء در قرآن، اکنون به این پرسش می‌توان پاسخ داد که: زمینه بداء و تغییر مقدرات الهی چگونه ایجاد می‌شود؟

چنان که در موارد بالا گفته شد، عملکرد آدمی، زمینه بداء و تغییر مقدرات الهی است؛ چنانکه تسلیم شدن حضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) در برابر فرمان الهی و اجرای آن، زمینه بروز بداء برای آنها بود. ایمان آوردن قوم حضرت یونس (ع) ، زمینه‌ای برای رفع عذاب موعود از آنها بود. و فسق بنی اسرائیل زمینه به وجود آمدن بداء در وارد شدن به سرزمین مقدس شد.

حال با توجه به مطالب بیان شده مصادیق عام و کلی بداء را ذکر می‌نمائیم:

 اول اینکه، آیات قرآن این اصل کلی را یادآوری می‌کنند که سرنوشت انسان‌ها با خواست خود آنها تغییر پذیر است.

مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ 

(...همانا خداوند بر هیچ گروهی آنچه را دارند تغییر نمی‌دهد تا آنکه آنان آنچه را در خود دارند تغییر دهند)­.[23]

فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا *يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا

(سپس گفتم: از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است، * از آسمان برايتان پى‌درپى باران فرستد).[24]

و مورد سوم اینکه؛ دیگر آیات قرآن تأثیر برخی از امور در افزایش یا کاهش عمر، در علم الهی را معتبر می‌دانند.

وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنْثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِنْ مُعَمَّرٍ وَلَا يُنْقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ

(خدا شما را از خاک و سپس از نطفه بيافريد. آنگاه جفت‌هاى يكديگرتان قرار داد. هيچ زنى آبستن نمى‌شود و نمى‌زايد مگر به علم او. و عمر هيچ سالخورده‌اى به درازا نكشد و از عمر كسى كاسته نگردد، جز آنكه همه در كتابى نوشته شده است. و اين كارها بر خدا آسان است).[25]

 و اما مورد آخر؛ برخی آیات دیگر، نقش دعا و تضرع در شب قدر، و تأثیر آن در دگرگون شدن تقدیرات غیر محتوم را بیان می‌دارند.

فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ

در آن شب هر فرمانى بر حسب حكمت صادر مى‌شود.[26]

در این قسمت بحث پرسشی در مورد منشأ بداء اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

 و اما پاسخ این سوال را طبق آیه 39 سوره رعد می‌دهیم، آیه این طور می‌فرماید؛

يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ

(خداوند آنچه را که بخواهد محو و باطل می‌کند و یا مندرج می‌سازد و ام‌الکتاب (لوح محفوظ) در نزد اوست).[27]

طبق آیه، امکان محو و اثبات (بداء) در تمامی حوادث، بر اساس مشیت خداوند است.

خداوند آنچه را بخواهد (از حوادث کونیه مندرج در لوح محو و اثبات) محو و باطل می‌کند و (حوادثی را در آن) مندرج می‌سازد و ام‌الکتاب (لوح محفوظ و محل اندراج جهت ثابت اشیاء) در نزد اوست.

و اگر بخواهیم بیشتر در این خصوص صحبت کنیم باید بگوییم که؛ همانا کلام قرآن و احادیث قدسی و کلام انبیاء و ائمه (ع) حاوی (سخنی از ام‌الکتاب و سخنی از لوح محو و اثبات ) است.

و اما سخنی از ام‌الکتاب: و این همان لوح است که در آن آنچه نوشته شده بداء (تغییر) یا تبدیل حاصل نمی‌شود و در آن علم آنچه بوده و آنچه تا روز قیامت اتفاق می‌افتد وجود دارد بدون آنکه هیچ تغییری در آن صورت گیرد و خود علم غیب است و خداوند سبحان از آن به کسی اطلاع نمی‌دهد مگر انبیاء و فرستادگان و ائمه (ع). خداوند آنها را بر بعضی از آن که مصلحت تبلیغ رسالت و انجام امور مهم امامت مقتضای آن است مطلع می‌سازد.

 عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا * لِيَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا (او داناى غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمى‌سازد، *  او داناى غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمى‌سازد، * مگر بر آن پيامبرى كه از او خشنود باشد كه براى نگهبانى از او پيش روى و پشت سرش نگهبانى مى‌گمارد، * تا بداند كه آنها پيام‌هاى پروردگارشان را رسانيده‌اند و خدا به آنچه در نزد آنهاست احاطه دارد و همه چيز را به عدد شمار كرده است).[28]

 و در مورد سخنی از لوح محو و اثبات باید گفت: و این نیز علم ما کان و ما یکون است، و لیکن برای هر پیشامدی صورت‌های بسیار و احتمالات متعددی وجود دارد. یکی از آن اتفاق می‌افتد و آن در ام‌الکتاب موجود است و اما بقیه بنا به عللی پیش نمی‌آیند. و ممکن است اتفاق معینی وقوع آن را مانع شود. مثلا: (می‌گوییم فلان شخص عمرش 50 سال است و برای او نوشته شده که امروز صبح با نیش عقربی فوت می‌کند ولیکن اگر صدقه بدهد این شر از او دفع خواهد شد و 10 سال دیگر زندگی خواهد کرد و بعد از گذشت 10 سال اگر به والدین خود خوبی کند عمر این شخص 5 سال دیگر ادامه پیدا می‌کند).

بنابراین در لوح محو و اثبات احتمالات بسیاری برای زندگی انسان وجود دارد و این شخص در مثال آورده شده چه بسا بعد از اینکه عقرب نیشش بزند هرگز زنده نماند، و چه بسا صدقه دهد قبل از نیش عقرب و 10 سال دیگر زندگی کند و چه بسا بعد از 10 سال فوت کند یا اینکه به والدین خود خوبی کند و 5 سال دیگر زنده بماند.

 امام باقر (ع) فرمود:

(نیکی و صدقه فقر را از بین می‌برند، و عمر را زیاد می‌کنند و نود مرگ فجیع و بد را دفع می‌کنند).[29]

و اگر این تقدیر الهی نمی‌بود اعمال و دعا بیهوده می‌گشتند.

مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ

هيچ مصيبتى به مال يا به جانتان نرسد مگر پيش از آنكه بيافرينيمش، در كتابى نوشته شده است و اين بر خدا آسان است.[30]

اما در ام‌الکتاب برای این شخص از بین این چیزها فقط یک چیز واحد نوشته شده که احتمال تغییر در آن وجود ندارد. پس برای مثال اگر برای کسی نوشته شده که فلان کس 65 سال زندگی می‌کند یا 60 سال یا 50 سال در لوح ام‌الکتاب فقط یکی از این احتمالات نوشته شده است.

 بعد از توضیحات بالا این سوال پیش می آید که فایده این بداء ها چیست؟

پاسخ این سوال با توجه به آنچه که در بالا ذکر شد، ظاهراً پیچیده نیست، چرا که گاهی مسائل مهمی همانند آزمایش یک شخص یا یک قوم و ملت، و یا تأثیر توبه و بازگشت به سوی خدا (همانگونه که در داستان حضرت یونس (ع) آمده) و این تأثیر صدقه و کمک به نیازمندان و انجام کارهای نیک در برطرف ساختن حوادث دردناک، و مانند اینها، ایجاب می‌کند که صحنه حوادث آینده قبلا طوری تنظیم شود، سپس با دگرگونی شرایط طور دیگر، تا مردم بدانند سرنوشتشان در دست خودشان است، و با تغییر مسیر و روش قادرند سرنوشت خود را تغییر دهند و این بزرگترین فایده بداء است.

 و اگر می‌خوانیم کسی که خدا را به بداء نشناخته است معرفت کامل او را ندارد، اشاره به همین حقایق است.

 لذا در حدیثی از امام صادق (ع) می‌خوانیم که فرمود:

(ما بعث الله عزوجل نبیاً حتی یأخذ علیه ثلاث خصال، الاقرار بالعبودیه، و خلع الانداد، و ان الله یقدم ما یشاء و یؤخر ما یشاء). (خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد مگر اینکه این سه پیمان را از آنها گرفت؛ اقرار به بندگی پروردگار، و نفی هر گونه شرک، و اینکه خداوند هر چه را بخواهد مقدم می دارد و هر چه را بخواهد تأخیر می‌اندازد).[31]

 در حقیقت اولین پیمان، مربوط به اطاعت و تسلیم در برابر خداست، و دومین پیمان مربوط به مبارزه با شرک می‌باشد، و سومین پیمان مربوط به مسئله بداء است که نتیجه‌اش آن است که سرنوشت انسان به دست خود اوست که با تغییر دادن شرایط می‌تواند خود را مشمول لطف یا عذاب خداوند قرار دهد.

و بداء به این معنا دارای اثرات تربیتی بسیاری است، از جمله این که انسان تا آخرین لحظه عمر، به تغییر شرایط امیدوار می‌ماند، روحیه‌ی توکل در او زنده می‌گردد، اسیر ظواهر نمی‌شود و ایمان انسان به غیب و قدرت خداوند متعال بیشتر می‌شود. با تؤبه، صدقه، مناجات و دعا تلاش می‌کند تا مسیر حوادث و قهر الهی را تغییر دهد.

 و اکنون با توجه به این که توانستیم به طور مختصر (بداء) را بشناسیم، حال شروع  به پرداختن به احادیث و روایاتی در خصوص آخرالزمان که در آن از کلمه بداء استفاده شده می‌نماییم. و اینکه آیا در آخرالزمان هم بداء صورت خواهد گرفت یا نه؟

 برای توضیح این موضوع نیاز به پیش زمینه‌ای در مورد علائم ظهور داریم که آن را به صورت مختصر بیان می کنیم؛ تمامی محققان بر این اتفاق هستند که علائم ظهور دو دسته کلی می‌باشند: که شامل (علائم عام ظهور مقدس و علائم حتمی ظهور مقدس) می‌باشند.

علائم عام ظهور مقدس: این دسته از روایات به الفاظ گوناگون مانند علائم: عام، موقوفه (مشروط) و غیر حتمی نام برده شده است. این دسته بدان معناست که ممکن الوقوع هستند و ممکن است به تحقق نپیوندند. و لیکن در روایات به عنوان علائم عام ظهور مقدس ذکر شده‌اند. البته اگر به صورت تفصیلی به این دسته از روایات بنگریم می‌یابیم که این دسته خود به دو قسمت تقسیم می‌شود، که عبارتند از: (علائم عام و علائم خاص).

که علائم عام آخر الزمان بودن عالم را نشان می‌دهند. البته ما در این مبحث از ذکر تفصیلی این دسته از علامات که تعداد بسیار زیادی از آنها محقق شده اند، صرف نظر می‌کنیم.

 علائم خاص: بدین معناست که عصر ظهور آغاز شده است. یا امر امام مهدی (ع) ظهور کرده،  یعنی یمانی موعود وصی و فرستاده‌ی ایشان، ظهور کرده‌اند.

علائم حتمی ظهور مقدس: این دسته از علائم در روایات شریفه از اهل‌بیت علیهم السلام ذکر شده اند. و علت نام بردن (حتمی) آن این است که باید قبل از قیام امام مهدی (ع) به وقوع بپیوندد. ولی ممکن است در تفاصیل آنها تغییراتی پیش بیاید، که ما در این مباحث مختصر به توصیف این دسته از علائم خواهیم پرداخت؛

 و اینک یک روایت از امام صادق (ع)  که در آن علائم حتمی را بیان فرموده‌اند، ذکر می‌کنیم:

علی بن احمد عن عبیدالله بن موسی عن یعقوب بن یزید عن زیادبن مروان عن عبدالله بن سنان عن ابی عبدلله (ع) انه قال: (النداء من المحتوم و السفیانی من المحتوم و قتل النفس الزکیه من المحتوم و کف یطلع من السماء من المحتوم قال (ع): و فزع فی شهر رمضان توقظ النائم و تفزع الیقظان و تخرج الفتاه من خدرها).

عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود:

( وقوع نداء از امور حتمی است، و سفیانی از امور حتمی است، و یمانی از امور حتمی است و کشته شدن نفس زکیه از امور حتمی، و کف دستی که از افق آسمان بیرون می‌آید از امور حتمی است، و اضافه فرمود: و نیز وحشتی در ماه رمضان که خفته را بیدار گرداند و شخص بیدار را به وحشت افکند و دوشیزگان پردگی را از پس پرده‌هایش بیرون کند).[32]

 بعد از ذکر روایت بالا، اکنون به روایتی از امام باقر (ع) توجه می‌کنیم که در آن امور حتمی را توصیف کرده‌اند:

عن المفضل قال سمعت ابا جعفر (ع) یقول: (من الأمور أمور محتومه کائنه لا محاله، و من الأمور أمور موقوفه عندالله، یقدم فیها ما یشاء، و یثبت منها ما یشاء، لم یطلع علی ذلک أحدا).

از مفضل نقل شده که گوید، شنیدم امام باقر (ع) می‌فرمایند: (از امور، اموری حتمی است که باید اتفاق بیفتد و هیچ چاره‌ای غیر از تحقق آنها نیست. و از امور، اموری مشروط است نزد خدا هر آنچه بخواهد پیش می‌آورد و هر آنچه بخواهد ثابت می‌کند. هیچ کس را از آنها (علائم مشروط) مطلع نکرده است).[33]

و روایات در این معنا زیاد هستند ولی ما به این مقدار کفایت می‌کنیم.

 و حال به بیان احتمال  وقوع  قضیه  بداء در  احادیث  علائم ظهور می پردازیم:

در احادیث و روایات اهل‌بیت (ع) به صورت روشن به آن اشاره شده است. معنای اجمالی بداء این است که علائم

- ممکن است به وقوع بپیوندند،

- ممکن است به وقوع نپیوندند،

- ممکن است در تفاصیل آن تغییر حاصل شود، (یعنی در جزءیات علائم)

- ممکن است تغییر حاصل نشود.

این تغییر ممکن است نسبت به وقت، زمان، مکان یا حتی اشخاص باشد. و علت وقوع این تغییرات ممکن است به خاطر دعا یا صدقه و یا به خاطر کشف رازهای اهل‌بیت (ع) یا به خاطر اعمال بندگان باشد. و البته این‌ها همه، لطف و رحمت الهی نسبت به مردم است، و همچنین در عین حال مجازات‌هایی نیز وجود دارد با تأخیر زمان قیام و ظهور مقدس، و در این حال همه در عذاب و ظلم و ستم و فسادهای جهانی ناشی از دست دیگران به سر می‌برند.

 امام صادق (ع) فرمود:

(قبل از قيام قائم پنج علامت حتمی می‌باشد. يمانی، سفيانی، صيحه، قتل نفس زکيه و خسف بيداء).[34]

راوی خدمت امام جواد (ع) بود که صحبت از سفیانی  و این روایت که خروج او (سفیانی) از علایم حتمی ظهور است، به میان آمد؛ راوی پرسید آیا بداء (اتفاق غیر قابل پیش بینی) از خدا، راجع به (علایم) حتمی ممکن است؟ حضرت فرمودند: بله، راوی گفت: پس می‌ترسیم راجع به قائم بداء حاصل شود، حضرت فرمودند: قائم از میعاد است. و خدا هرگز از میعاد (وعده) تخلف نمی‌کند.[35]

در این حدیث اشاره به بداء رخ دادن در نشانه‌های حتمی آمده، و این بدین معنا می‌باشد که یعنی أمور حتمی حتماً رخ می‌دهند و بداء رخ واقع شدن در أمور حتمی یعنی در جزئیات أمور حتمی بداء رخ می‌دهد.

برای مثال: اگر روایت گفته که سفیانی از فلان جهت خروج می‌کند، ممکن است بداء اتفاق بیفتد و از جهتی دیگر خروج کند. یا اینکه ممکن است روایت گفته: سفیانی بر سرزمین شام و عراق غلبه می‌کند و به کوفه نیز می‌رسد، ممکن است بداء رخ دهد و سفیانی خروج کند ولی نتواند به عراق نفوذ کند. و احتمالات دیگری...

از ابی جعفر (ع) فرمودند:

(...اگر شما را حدیثی گفتیم و همان‌طور که شما را حدیث گفتیم رخ داد بگویید: راست گفت خداوند، و اگر شما را حدیث گفتیم و بر خلاف آنچه که شما را حدیث گفتیم رخ داد بگویید: راست گفت خداوند و دو بار اجر ببرید).[36]

 از ابی حمزه ثمالی گفت: گفتند: ابی جعفر (ع) و ابی عبدالله (ع):

(ای ابا حمزه اگر تو را به امری آگاه کردیم که او از اینجا می‌آید و از آنجا آمد، خداوند هرچه خواهد می‌سازد، و اگر امروز تو را حدیثی گفتیم و فردا به خلاف آن گفتیم، خداوند هرچه که خواهد محو و اثبات می‌کند).[37]

 امام موسی (ع):

(به آنچه از ما به تو می‌رسد و به آنچه که به ما نسبت داده می‌شود نگو باطل و غلط است، هرچند که خلاف آن را از ما شنیده باشی، چرا که تو نمی‌دانی ما برای چه این چنین گفته‌ایم و برای چه جهتی این چنین توصیف کرده‌ایم).[38]

 امام باقر (ع) فرمود:

(هرگاه منتظرش باشید که از جانبی بیاید و از جانبی دیگر آمد او را انکار نکنید).[39]

روایات در این زمینه زیاد است و به همین مقدار اندک جهت روشن شدن موضوع اکتفا کرده و خاتمه می‌دهیم.

 و الحمدلله رب العالمین

 

پی نوشت ها :

[1]- ج1 ص 362 - 369 - باب 13

[2]- [آيه لفظش در قرآن سوره مريم آيه 67 بدين صورت است أَوَلا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ- الآية]

[3]- روم 27.

[4]- بقره: 117.

[5]- فاطر:1.

[6]- سجده: 7.

[7]- توبه: 106.

[8]- فاطر: 11.

[9]- ذاريات: 54.

[10]- ذاريات: 55.

[11]- مائده: 64.

[12]- قدر: 1.

[13]- عيون أخبار الرضا ج1 ص 362 – 369.

[14]- رعد: 39.

[15]- صافات: 102-103.

[16]- تفسیر نورالثقلین ج4 ص420.

[17]- یونس: 98.

[18]- تفسیر قمی، جلد1، ص218.

[19]- اعراف: 142.

[20]- تفسیر البرهان چاپ رحلی ج 2 ص 579.

[21]- مائده: 21.

[22]- مائده: 26.

[23]- رعد: 11.

[24]- نوح: 10-11.

[25]- فاطر: 11.

[26]- دخان: 4.

[27]- رعد: 39.

[28]- جن: 28-26.

[29]- الکافی ج4 ص 2.

[30]- حدید: 22.

[31]- اصول کافی ،ج1، ص114.

[32]- غیبت نعمانی ص 262.

[33]- تفسیر عیاشی، ج 2، ص 232.

[34]- كمال الدين ج 2 ص 678. الغيبة للنعماني ص 261. بحار الأنوار ج 52  ص 209.

[35]- غیبت شیخ طوسی: 302.

[36]- الکافي ج ۱ ص ۳۶۸ - ۳۸۹ . بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۱۱۸.

[37]- تفسیر العیاشي ج۲ ص ۲۱۷.

[38]- الکافی ج 8  ص 125، بصائر الدرجات ص 558، بحارالانوار ج 2 ص 186.

[39]- الامامة والتبصرة : ص 94.

 

ادامه مطلب...

آیا پیروان سید احمدالحسن به 13 امام اعتقاد دارند؟

آیا پیروان سید احمدالحسن به 13 امام اعتقاد دارند؟

یکی از جولانگاه‌های معاندین دعوت یمانی آل محمد (ع)، کلمه امام است که‌ متأسفانه برخی بی‌توجهی‌ها نیز به آن دامن می‌زند و زیاد دیده‌ می‌شود که‌ اشخاصی بدون تحقیق درست و حتی بدون رعایت شرایط سؤال، وارد این موضوع خاص می‌شوند و دانسته یا ناآگاه به یمانیون می‌گویند "شما به امام سیزدهم معتقدید".

اما حقیقت چیست؟

برای تبیین این مسئله ابتدا باید ببینیم معنای کلمه امام چیست؟ و چند شکل دارد؟

امام یعنی:

پیش، جلو، رو به رو (فرهنگ عمید)؛

پیشوا، پیر، شیخ (فرهنگ فارسی معین).

حال ببینیم این کلمه در فرهنگ دینی و قرآنی به چه معانی آمده ‌است؟

برای لفظ امام از لحاظ دینی چهار معنا قابل تصور است:

۱- معنای اخص

۲- معنای خاص

۳- معنای عام

۴- معنای اعم

۱- معنای اخص کلمه امام، همان دوازده امام شیعه یعنی از امام علی (ع) تا امام زمان (ع) است.

امام باقر (ع): (نحن اثنا عشر اماما منهم حسن و حسین ثم الائمة من ولد الحسین).[1]

۲- معنای خاص کلمه امام، شامل پیشوایان الهی می‌شود، ولی با درجه‌ای کمتر از ائمه اهل‌بیت علیهم السلام‌. مثلا خداوند حضرت ابراهیم (ع) را در قرآن امام خطاب کرده است.

وَ إِذِ اِبْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لاٰ يَنالُ عَهْدِي اَلظّالِمِين[2]

و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود، و وى آن همه را به انجام رسانید، [خدا به او] فرمود: «من تو را پیشواى مردم قرار دادم.» گفت و از دودمانم  فرمود: «پیمان من به بیدادگران نمى رسد.»

البته مقام مهدیین از مقام انبیاء علیهم السلام و ابراهیم (ع) بالاتر است، بلکه آنها والامرتبه‌ترین خلفای خدا بعد از دوازده امام علیهم السلام هستند.

۳- معنای عام امام: در معنای عام، کلمه امام شامل پیشوایان غیر معصوم مثل امام جماعت و مسجد می‌شود.

۴- امام به معنای اعم شامل هر نوع پیشوایی چه پیشوای هدایت و چه پیشوای گمراهی می‌شود:

وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى اَلنّارِ وَ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ لا يُنْصَرُونَ[3]

و آنان را پیشوایانى که به سوى آتش مى خوانند گردانیدیم، و روز رستاخیز یارى نخواهند شد.

حال ببینیم یمانیون آیا به سیزده امام یا امام سیزدهم اعتقاد دارند؟

انصار یمانی به معنای اخص کلمه امام، به دوازده امام معتقد هستند، اما در عین حال به معنای خاص کلمه امام، همچنانکه به حضرت ابراهیم‌ خلیل‌الرحمن هم امام می‌گویند، به دوازده مهدی یا همان مهدیین از نسل امام حسین (ع) هم امام می‌گویند و از این عقیده حق و مستند به قرآن و احادیث هیچ ابایی ندارند.

اما حُسن ختام این مطلب با چند روایت که مهدیین را امام معرفی کرده‌است:

مولای متقیان امیر مؤمنان علی (ع) هنگامی که درباره قائم (مهدی اول) سخن می‌گفت فرمود:

یا ابا العباس انت امام الناس.[4]

ای پدر عباس، تو امام مردم هستی.

 

(اللهم كن لوليك، القائم بأمرك، الحجة، محمد بن الحسن المهدي، عليه و على آبائه أفضل الصلاة و السلام، في هذه الساعة و في كل ساعة، وليا و حافظا و قاعدا، و ناصرا و دليلا و مؤيدا، حتى تسكنه أرضك طوعا، و تمتعه فيها طولا و عرضا، و تجعله و ذريته من الأئمة الوارثين).[5]

امام زمان (ع):

(....وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ (امام زمان عج) وَ وُلَاةِ عَهْدِكَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَ مُدَّ فِي أَعْمَارِهِمْ وَ زِدْ فِي آجَالِهِمْ وَ بَلِّغْهُمْ أَقْصَى آمَالِهِمْ دِيناً وَ دُنْيَا وَ آخِرَةً- إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِير).[6]

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد مهدیین مقالات زیر را مطالعه نمائید :

مهدیین (ع) حافظان دین خدا و بر پا کنندگان دولت عدل الهی

ائمه و مهدیین علیهم السلام قوام و هدایت کنندگان

مهدیین (ع) خلفای رسول الله (ص) و ائمه نیز می‌باشند

مهدیین (ع) از فررندان امام مهدی (ع) – (اثبات ذریه)

وصیت مقدس رسول الله (ص) و دلایل ایمان و قبول آن و اقرار به مهدیین (ع)

مهدیین (ع) در دعاها و روایات اهل بیت علیهم السلام

مهدیین در قرآن

 


پی نوشت ها:

[1]- کافی ج۱/ ص۲۴۷ ج2.

[2]- بقره: 124.

[3]- قصص: 41.

[4]- الزام الناصب، ج2، ص197.

[5]- الإقبال بالأعمال الحسنة (ط - الحديثة)/ ج‏1/191/ فصل(26) فيما نذكره مما يختم به كل ليلة من شهر رمضان.....  ص:190.

[6]- الغيبة الطوسي ص273. بحار الأنوار ج52 ص17. دلائل الامامة ص300. مستدرك الوسائل ج16 ص89. إثبات الهداة ج3 ص685. بحار الأنوار ج94 ص78. جمال الاسبوع السيد بن طاووس ص494. المصباح الكفعمي ص546. مفاتيح الجنان اعمال روز جمعه در صلوات ضراب اصفهاني.

 

ادامه مطلب...

آیا براستی پیامبر (ص) به علی (ع) نص یا وصیت کرده است؟

آیا براستی پیامبر (ص) به علی (ع) نص یا وصیت کرده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

والحمدلله رب العامین

وصلی الله علی محمد وال محمد الائمه والمهدیین وسلما تسلیما کثیرا 

خداوند سبحان و تعالی از روز اول که انسان‌ها را آفرید خلیفه در زمین قرار داد و این خلیفه از بین آن مردم هست. و این خلیفه همیشه با سه چیز شناخته می‌شود و از آدم تا حضرت محمد (ص) همه‌ي خلفای خداوند (و منظور از کلمه خلیفه کسانی هستند که از نزد خداوند واجب‌الاطاعتند نه هر حاکمی، و این افراد گاهی پیامبر، رسول، امام، وصی، و پادشاهی مانند طالوت می باشند) با نص وصیت، علم و دعوت به حاکمیت خدا آمدند و این امر در قرآن ثابت هست.

اما کلام ما در اینجا بعد از پیامبر (ص) هست که اهل سنت می‌گویند خداوند بعد از حضرت محمد (ص) خلیفه قرار نداده!! و امر شوری را رها کرد و این در حالیست که خداوند در قرآن می‌فرماید:

سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلُ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا [1]

سنت الهى از پيش همين بوده و در سنت الهى هرگز تغييرى نخواهى يافت.

پس چطور سنت خداوند یکباره تغییر كرد؟! این خود یک سؤال بزرگی است که برای آن پاسخی ندارند و از این رو به دروغ ادعا می‌کنند که پیامبر به کسی وصیت نکرد و هیچ کسی را بعد از خود خلیفه قرار نداد و اگر کسی را قرار می‌داد حتماَ از او پیروی می‌کردند.

و می‌گویند که شیعیان متوهم هستند حال می‌خواهیم از طریق کتب آنها و استدلال علمی ببینیم آیا چنین هست یا آنها مخالف فرموده پیامبر رفتار کردند؟!

في كنز العمال: (من أحب أن يحيى حياتي و يموت ميتتي ويدخل الجنة التي وعدني ربي قضباناً من قضبانها غرسها بيده وهي جنة الخلد، فليتول علياً وذريته من بعده، فإنهم لن يخرجوكم من باب هدى ولن يدخلوكم في باب ضلالة).([2])

و در کنز العمال آمده‌است: (هر که بخواهد زندگیش همچون زندگی من باشد و مرگی همچون من داشته‌ باشد و در بهشتی که خدای تبارک و تعالی مرا وعده داده وارد شود. بهشتی که خداوند با دست خود درختان آن را نشانده‌است و بهشت جاویدان نام دارد، از علی و بعد از او از فرزندانش پیروی کند چرا که آنها هرگز شما را از مسیر هدایت خارج نمی‌کنند و هرگز شما را وارد گمراهی نخواهد‌کرد).

 

في كنز العمال: (يا بريدة، إنّ علياً وليكم بعدي فأحب علياً فإنه يفعل ما يؤمر)[3]

(ای بُرَیدِه! همانا علی ولی شما بعد از من خواهد‌ بود، پس علی را دوست بدار چرا که او تنها کاری را انجام می‌دهد که به او امر شده است).

 

في كنز العمال: (سيكون بعدي فتنة فإذا كان ذلك فألزموا علي بن أبي طالب فانه الفاروق بين الحق والباطل).([4])

(پس از من فتنه‌ای رخ خواهد داد پس اگر چنین شد تنها از علی‌بن‌ابی‌طالب پیروی کنید چرا که او جدا کننده‌ی بین حق و باطل است).

 

في كنز العمال: (يا عمار، إن رأيت علياً قد سلك وادياً وسلك الناس وادياً غيره فاسلك مع علي ودع الناس، إنه لن يدلك على ردي ولن يخرجك من الهدى).([5])  

ای عمار! اگر دیدی که علی تنها به راهی رفته و مردم راهی دیگر رفته‌اند، مردم را رها کن و همراه علی باش،که همانا او هرگز تو را وارد گمراهی نمی‌کند وهرگز از راه هدایت خارج نخواهد‌کرد.

 

قال الشيخ الأميني في الغدير: ج2 ص313: أخرجه الطبراني عن سلمان وأبي ذر. والبيهقي والعدني عن حذيفة. والهيثمي في المجمع: ج9 ص102، والحافظ الكنجي في الكفاية 79 من طريق الحافظ ابن عساكر وفي آخره، وهو: (بابي الذي أوتى منه وهو خليفتي من بعدي) وذكره باللفظ الأول المتقي الهندي في إكمال كنز العمال: ج6 ص 56.

این حدیث را طبری از سلمان و ابوذر و بیهقی و عدنی از حذیفه نقل‌کرده‌اند همچنین هیثمی در مجمع الزوائد ج9 ص102 و حافظ کنجی در کفایت الاثر ص79 این حدیث را از طریق حافظ بن عساکر آورده‌اند با این تفاوت که در آخر حدیث این مطالب نیز وجود دارد: (و او دروازه‌ی من است که از طریق او می‌توان بسوی من آمد و او خلیفه‌ی من بعد از من خواهد‌ بود) و این حدیث را متقی هندی در اکمال کنز العمال ج6 ص56 به صورت لفظ اول آورده‌است.

و في مسند أحمد:

(وخرج بالناس في غزوة تبوك، قال: فقال له علي: أخرج معك، قال: فقال له نبي الله: لا، فبكى علي فقال له: أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هرون من موسى إلا أنك لست بنبي، إنه لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي، قال: وقال له رسول‌الله: أنت وليي في كل مؤمن بعدی).[6]

پیامبر در غزوه‌ی تبوک با مردم عازم نبرد بود، علی به پیامبر گفت: اجازه می‌دهید در این نبرد همراه شما باشم پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: خیر تو بمان. اشک از چشمان علی جاری شد. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: آیا راضی نیستی به من به منزل هارون از موسی باشی جز اینکه تو پیامبر نیستی، همانا شایسته نیست که من به میدان نبرد بروم مگر اینکه تو خلیفه‌ی من باشی، سپس پیامبر به علی فرمود: تو از جانب من ولی هر مؤمنی بعد از من خواهی ‌بود.

 

و في مجمع الزوائد: عن ابن عباس قال: (لما زوج النبي صلى الله عليه (وآله) وسلم علياً فاطمة، قالت فاطمة: يا رسول‌الله زوجتني من رجل فقير ليس له شئ، فقال رسول‌الله صلى الله عليه (وآله) وسلم: أفما ترضين يا فاطمة أن الله اختار من أهل الجنة رجلين احدهما أباك والآخر زوجك؟)[7]

هنگامی که پیامبر صلى الله عليه (وآله) وسلم فاطمه را به همسری علی درآورده به پیامبر گفت: ای رسول‌الله مرا به سوی همسری مردی فقیر درآوردی. پیامبر فرمود: ای فاطمه آیا از این خشنود نیستی که خداوند تبارک و تعالی از اهل بهشت دو مرد را برگزید که یکی پدرت و دیگری همسر توست؟

فرموده است:

(من أطاعني فقد أطاع الله عزوجل و من عصاني فقد عصى الله، ومن أطاع علياً فقد أطاعني ومن عصى علياً فقد عصاني).[8]

(هرکه از من طاعت کند خداوند عزوجل را اطاعت نموده و هرکه از من نافرمانی کند از خداوند نافرمانی کرده، و هرکه از علی اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هرکس از علی نافرمانی کند از من نافرمانی کرده).

 

(يا عمار، إن رأيت علياً قد سلك وادياً وسلك الناس وادياً غيره فاسلك مع علي ودع الناس، إنه لن يدلك على ردي ولن يخرجك من الهدى)[9]

عمار: اگر دیدی که علی به تنهایی به راهی رفته، و همه‌ی مردم به راهی دیگر رفته‌اند، همراه علی باش و همه‌ی مردم را رها کن، هرگز تو را به راه خطا نخواهد برد وتو را از هدایت و راستی خارج نخواهدکرد.

 

(من فارق عليا فارقتني، ومن فارقني فقد فارق الله)[10]

هرکس علی را رها کند مرا رها کرده و از من جدا شده و هرکس از من جدا شود از خداوند جدا شده است.

(من فارقك يا علي فقد فارقني، ومن فارقني فقد فارق الله)[11]

ای علی هرکه تو را ترک گوید مرا ترک گفته و هرکس مرا ترک کند خدا را ترک کرده است.

 

وقال الشيخ الأميني في الغدير: ج2 ص313: عن رسول‌الله(ص): (إنّ هذا أول من آمن بي، وهو أول من يصافحني يوم القيامة، وهو الصديق الأكبر، وهذا فاروق هذه الأمة، يفرق بين الحق و الباطل، وهذا يعسوب المؤمنين).

همچنین شیخ امینی در الغدیر ج2 ص313 به نقل از رسول‌الله(ص) آورده‌است نقل: (همانا علی کسی است که به من ایمان آورده، و او اولین کسی خواهد بود که در قیامت با من دست خواهد داد، و او صدیق اکبر است، و او فاروق این امت است که حق را از باطل جدا می‌کند و او سرور و سالار مؤمنین است).

جهت کسب اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه نمائید :

اثبات وصیت رسول الله در شب وفاتشان

اثبات امامت در کتب اهل سنت

 

پی نوشت ها :

[1]- فتح:23.

[2]- کنزل العمال المتقی الهندی: ج 11ص 614.

[3]- کنزل العمال المتقی الهندی: ج 11ص 614.

[4]- کنزل العمال المتقی الهندی: ج 11ص 614 / معجم الکبیر طبرانی: ج 12 ص 323.

[5]- کنزل العمال المتقی الهندی: ج 11ص 614.

[6]- مسند احمد: ج 1 ص 331.

[7]- مجمع الزوائد هیثمی: ج 9 ص 112/ معجم کبیر طبرانی: ج 11 ص 77.

[8]- کنز العمال متقی الهندی: ج 11 ص 611.

[9]- کنزالعمال المتقی الهندی: ج 11 ص 613 / ابن عساکران در تاریخ دمشق ذکر کرد.

[10]- کنزالعمال المتقی الهندی: ج 11.

[11]- كنز العمال[4] المتقی الهندی: ج 11 ص 613.

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف