wrapper

آخرین اخبار

مهدیین (ع) حافظان دین خدا و برپا کنندگان دولت عدل الهی

مهدیین (ع) حافظان دین خدا و بر پا کنندگان دولت عدل الهی

مهدیین (ع) حافظان دین خدا و برپا کنندگان دولت عدل الهی:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

 

در روایات و دعاهای اهل بیت (ع) به مهدیین (ع) خلفای الهی، و قیام کنندگان به امر او، حافظان دین خدا و بر پا کنندگان و حکومت‌داران دولت عدل الهی مهدویت نیز ذکر شده اند که آن را به بهترین شکل اهل بیت (ع) روشن ساختند و هیچ امر پوشیده‌ای در امر مهدیین (ع) با اینگونه بیانهای روشن باقی نمانده است.

(تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ).
(فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای هر كار نازل می شوند).القدر: ۴

عن السيد الثقة الجليل الفقيه السيد نعمة الله الجزائري رحمه الله في بعض مؤلفاته عن ابن عباس قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام: (وأما قوله [تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ] فإنه لما بعث الله محمد صلى الله عليه وآله ومعه تابوت من دُر أبيض له اثنا عشر باباً، فيه رق أبيض فيه أسامي الاثني عشر، فعرضه على رسول الله صلى الله عليه وآله وأمره عن ربه أن الحق لهم وهم أنوار. قال: ومن هم يا أمير المؤمنين؟ قال: أنا وأولادي الحسن والحسين وعلي بن الحسين ومحمد بن علي وجعفر بن محمد وموسى بن جعفر وعلي بن موسى ومحمد بن علي وعلي بن محمد والحسن بن علي ومحمد بن الحسن صاحب الزمان صلوات الله عليهم أجمعين، وبعدهم أتباعنا وشيعتنا المقرون بولايتنا المنكرون لولاية أعدائنا).
از سید ثقه و بزرگوار سید نعمت الله جزائری (ره) در بعضی از مؤلفات خود از ابن عباس نقل می کند که گفت: امیر المؤمنین (ع) فرمود: (و اما فرموده ی خدای عز و جل: [فرشتگان نازل می شوند]، آن هنگامی که خداوند حضرت محمد (ص) را مبعوث کرد و همراه او تابوتی از دُر سفید که برای آن دوازده درب است، و در آن رقعه ی سفیدی است که در آن نام دوازده نفر است بر رسول خدا (ص) عرضه نمود و از طرف پروردگارش به او امر شد که حق برای آنهاست، و آنها نور هستند. ابن عباس گفت: ای امیر مؤمنان آنها چه کسانی هستند؟ فرمود: من و فرزندانم حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و محمد بن الحسن صاحب الزمان که درود خداوند بر آنها باد هستیم، و بعد از آنها پیروان و شیعیان ما اقرار کننده ی به ولایت ما، انکار کنندگان ولایت دشمنان ما خواهند بود).الزام الناصب ج ۱ ص ۱۰۰

در این حدیث می بینیم که امام علی (ع) نازل شدن فرشتگان در شب قدر را، پس از امامان (ع)، بر افرادی دیگر، بغیر از دوازده امام (ع) معرفی می کند. و از آنجا که بر هیچ کس پوشیده نیست، فرشتگان در شب قدر فقط بر خلیفه ی خداوند و حجت بر مردم نازل می شوند.
امیر المؤمنین (ع) از این افراد به عنوان پیروان و شیعیان ما اقرار کننده ی به ولایت ما، انکار کنندگان ولایت دشمنان ما نام می برد. که این شیعیان حقیقی اهل بیت (ع) که از خلفای خداوند و حجت بر مردم هستند. در حدیثی دیگر کاملاً بر ما روشن می دارد که افراد مورد نظر مهدیین (ع) هستند.

عن أبي بصير قال: قلت للصادق جعفر بن محمد عليهما السلام: (يا ابن رسول الله صلى الله عليه وآله سمعت من أبيك عليه السلام أنه قال: يكون بعد القائم اثنى عشر إماماً. فقال: إنما قال: اثنى عشر مهدياً ولم يقل اثنا عشر إماماً، ولكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا، ومعرفة حقنا).

ابی بصير گويد: به امام صادق جعفر بن محمد (ع) عرض کردم: (ای پسر رسول خدا (ص) از پدرتان امام باقر (ع) شنيدم که فرمود: پس از قائم دوازده امام می باشند. امام صادق (ع) فرمود: بلکه ايشان فرمود دوازده مهدی و نفرمود دوازده امام. ولیکن ايشان گروهی از شيعيان ما می باشند که مردم را به ولايت ما و شناساندن حق ما دعوت می کنند).كمال الدين ج ۲ ص ۳۵۸. مختصر بصائر الدرجات ص ۲۱۱ . بحار الانوار ج ۵۳ ص ۱۴۵.

و همچنین طبق وصیت رسول الله (ص)، پس از امامان (ع)، مهدیین (ع) خلفای خداوند و حجت خدا بر خلقش می باشند.
بدیت ترتیب فرشتگان در شب قدر بر دوازده امام (ع) و پس از آنها بر دوازده مهدی (ع) نازل می شوند. و این اثبات می کند که مهدیین (ع) از خلفای خداوند عز و جل و قیام کنندگان به امر او سبحانه می باشند.

(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ).
(خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده داده است که آنها را حتماً در زمین خلیفه کند، همانگونه که کسانی که قبل از آنها بودند را خلیفه کرده است. و دینشان را که برایشان پسندیده است را تمکین بخشد. و ترس آنان را به امنیت تبدیل کند. مرا بپرستند و هیچ چیز را شریک من قرار ندهند. و هر کس بعد از آن کفر ورزد فاسق است).النور: ۵۵

 

عن أمير المؤمنين علیه السلام قال: (… كل ذلك لتتم النظرة التي أوحاها الله تعالى لعدوه إبليس، إلى أن يبلغ الكتاب أجله، ويحق القول على الكافرين ويقترب الوعد الحق، الذي بينه في كتابه بقوله: [وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ]، وذلك إذا لم يبق من الاسلام إلا اسمه، ومن القرآن إلا رسمه، وغاب صاحب الأمر بإيضاح الغدر له في ذلك، لاشتمال الفتنة على القلوب، حتى يكون أقرب الناس إليه أشدهم عداوة له. وعند ذلك يؤيده الله بجنود لم تروها، ويظهر دين نبيه صلى الله عليه وآله على يديه عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ).
امیر المؤمنین (ع) فرمود: (… تمام آن بخاطر آن مهلتی است که خداوند متعال آن را به دشمنش ابلیس وحی فرمود، تا این که آن دوران به پایان خود برسد. و آن کلام بر کافران محقق شود، و وعده ی حق نزدیک شود. آن وعده ای که خداوند آن را در کتابش با این کلام روشن نمود: [خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده داده است که آنها را حتماً در زمین خلیفه کند، همانگونه که کسانی که قبل از آنها بودند را خلیفه کرده است]. و آن در زمانی است که از اسلام جز اسمش باقی نمی ماند، و از قرآن جز رسمش (نوشته هایش) باقی نمی ماند. و صاحب الأمر غایب شود، بخاطر خیانت آشکاری که به او در آن می شود. بخاطر چیره شدن فتنه ها بر قلب ها، تا این که نزدیک ترین مردم به او، از بزرگترین دشمنان برای او شود. در آن زمان خداوند او را با سربازانی که آنها را نمی بینید یاری می کند، و دین پیامبرش (ص) را به دست او بر تمام ادیان چیره و پیروز می سازد حتی اگر مورد پسند مشرکان نباشد).الإحتجاج ج ۱ ص ۲۵۶.

خداوند متعال وعده داده است که افرادی را خلیفه ی خود قرار دهد، بعد از آنکه عده ای دیگر را خلیفه قرار داده بود. و طبق این حدیث از امیر المؤمنین (ع) این اتفاق در آخر الزمان می افتد. یعنی خداوند متعال مهدیین (ع) را خلیفه ی خود قرار می دهد، بعد از آن که امامان (ع) را خلیفه ی خود قرار داد.

و فرموده ی ایشان (ع): [آن در زمانی است که از اسلام جز اسمش باقی نمی ماند، و از قرآن جز رسمش (نوشته هایش) باقی نمی ماند. و صاحب الأمر غایب شود، بخاطر خیانت آشکاری که به او در آن می شود. بخاطر چیره شدن فتنه ها بر قلب ها، تا این که نزدیک ترین مردم به او، از بزرگترین دشمنان برای او شود. در آن زمان خداوند او را با سربازانی که آنها را نمی بینید یاری می کند، و دین پیامبرش (ص) را به دست او بر تمام ادیان چیره و پیروز می سازد حتی اگر مورد پسند مشرکان نباشد]، این مسئله را کاملاً روشن می سازد که، زمین بعد از ظلم و ستم، بدست امام مهدی (ع) و فرزندش مهدی اول (ع) طبق روایات زیاد دیگر از ظلم و ستم خالی می شود و طبعاً حکومت چند ساله ی امام مهدی (ع) پاسخگوی تمامی این موارد نیست، و لذا نیاز به حکومت طولانی تر نسل کاملی است تا پاسخگوی این موارد باشد، و همانطور که اثبات شد مهدیین حکومتداران دولت عدل مهدویت هستند که بعد از پدرشان امام مهدی (ع) عدل و داد را گسترش می دهند تا اینکه بر تمامی زمین چیره شود و اثری از دولت ظالمین و ظلم و ستمشان باقی نماند.

همچنین در روایت بعدی این امر روشن تر می شود. روایتی از کعب الأحبار که با توجه به متن آن، نمی تواند از خود او و تفاسیر شخصی اش باشد. بلکه باید این حدیث از رسول الله (ص) به وی رسیده باشد و او ناقل حدیثی از پیامبر (ص) باشد، حتی اگر نامی از ایشان ذکر نکرده است.

عن کعب الأحبار قال: (هم اثنا عشر فاذا کان عند انقضائهم فیجعل مکان اثنا عشر، اثنا عشر مثلهم، وکذلک وعد الله هذه الامة فقرا: [وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ]).
کعب الأحبار گفت: (آنها دوازدن نفر هستند. پس زمانی که آنها به انتها رسیدند، بجای آن دوازده نفر، دوازده نفر دیگر مانند آنها را قرار می دهد. و این چنین خداوند به این امت وعده داده است و این آیه را خواند: [خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده داده است که آنها را حتما در زمین خلیفه کند ، همانگونه که کسانی که قبل از آنها بودند را خلیفه کرده است]).تفسیر ابن ابی حاتم ج ۸ ص ۲۶۲۸ ح ۱۴۷۶۹ . الخصال ص ۴۷۴ . عیون اخبار الرضا (ع) ج ۲ ص ۵۵.

پس خلفایی که خداوند وعده ی خلافت آن ها را داده است همان دوازده مهدی (ع) هستند که در آخر الزمان جایگزین دوازده امام (ع) می شوند، و تا روز قیامت حکومتداری می کنند، و دولت آنها را دولت عدل الهی نامیده اند. و همانطور که روشن است وظیفه ی خلیفه ی الهی گسترش عدل و داد است، و بر خلاف گذشته، این بار دولت عدل الهی حتمی و وعده داده شده است و خداوند خلاف وعده عمل نمی کند.

(وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا * وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا * وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا).
(قسم به خورشید و تابندگی اش * و ماه در آن هنگام که بعد از او در آید * و روز در آن زمان که روشنش سازد).الشمس: ۳-۱.

 

عن ابي عبد الله علیه السلام قال: ([وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا] يعني رسول الله صلى الله عليه وآله، [وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا] يعني أمير المؤمنين علي بن أبي طالب، [وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا] يعني الائمة منا أهل البيت، يملكون الأرض في آخر الزمان، فيملؤونها قسطاً وعدلاً. المعين لهم كمعين موسى على فرعون، والمعين عليهم كمعين فرعون على موسى).
امام صادق (ع) فرمود: ([قسم به خورشید و تابندگی اش] یعنی رسول الله (ص). [و ماه در آن هنگام که بعد از او در آید] یعنی امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (ع). [و روز در آن زمان که روشنش سازد] یعنی امامان از ما اهل بیت، که در آخر الزمان مالک زمین خواهند شد و زمین را پر از عدل و داد خواهند کرد. یاری کننده ی آنها مانند کسی است که موسی را در برابر فرعون یاری کند. و یاری کننده ی بر علیه آنان، مانند کسی است که فرعون را در برابر موسی یاری سازد).تفسير فرات ص ۲۱۲ . بحار الانوار ج ۲۴ ص ۸۰ . بحار الانوار ج ۵۳ ص ۱۱۸.

[و روز آن زمان که روشنش سازد]، اشاره به افرادی دارد که در آخر الزمان مالک زمین می شوند و آن را پر از عدل و داد می کنند. نکته ی قابل توجه این است که امام صادق (ع) این افراد را با صیغه ی جمع، یعنی امامانی از اهل بیت (ع) معرفی می فرماید. اگر امام صادق (ع) می فرمود امامی از ما اهل بیت، در آن زمان مربوط به یک شخص واحد یعنی قائم (ع) می بود. اما زمانی که امام صادق (ع) می فرماید امامانی از ما اهل بیت یعنی آنها چندین نفر هستند.
ممکن است برای برخی این شبهه به وجود آید که منظور از این آیه در زمان رجعت است. در جواب می گوییم: اولاً که امام صادق (ع) فرمود در آخر الزمان و آخر الزمان غیر از زمان رجعت است. در ثانی استعمال فعل مالک می شوند، نشان از آن دارد که امام صادق (ع) خود را جزء این افراد بحساب نیاورده اند. یعنی نفرمودند مالک می شویم. همچنین صفت دنیا را پر از عدل و داد می کنند، مربوط به عالم دنیا می باشد و نه زمان رجعت.
پس این آیه مربوط به امامانی (ع) است که در آخر الزمان دنیا را پر از عدل و داد می کنند که آنها امام مهدی (ع) و امامان (ع) از فرزندان ایشان (ع) می باشند، به همین دلیل در بعضی احادیث آمده است که روز بیست و چهار ساعت است، دوازده ساعت از آن ائمه (ع) و دوازده ساعت مهدیین که همان ساعات روز هستند، و اشاره با دولت عدل دارد. به آیه و تفسیر زیر دقت فرمایید.

(بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً).

(بلكه رستاخيز را دروغ خواندند و براى هر كس كه رستاخيز را دروغ خواند آتش سوزان آماده كرده ‏ايم).الفرقان: ۱۱.

 

عن المفضل بن عمر قال: قلت لأبي عبد الله (ع): (ما معنى قول الله عز وجل [بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً]. قال لي: إن الله خلق السنة اثني عشر شهراً وجعل الليل اثنتي عشرة ساعة وجعل النهار اثنتي عشرة ساعة و منا اثني عشر محدثاً وكان أمير المؤمنين (ع) من تلك الساعات).

از مفضل فرزند عمر گفت از حضرت ابا عبد الله (ع) پرسيدم: (معنی كلام خداوند متعال: (بلكه رستاخيز را دروغ خواندند و براى هر كس كه رستاخيز را دروغ خواند آتش سوزان آماده كرده ‏ايم) فرمود: خداوند سال را دوازده ماه آفريد، و شب را دوازده ساعت قرار داد، و روز را دوازده ساعت، و از ما دوازده محدث است و امير مؤمنان (ع) از آن ساعات است).

 

قال أبو عبد الله جعفر بن محمد (ع): الليل اثنتا عشرة ساعة و النهار اثنتا عشرة ساعة والشهور اثنا عشر شهرا و الأئمة اثنا عشر إماماً و النقباء اثنا عشر نقيباً و إن عليا ساعة من اثنتي عشرة ساعة وهو قول الله عز وجل: [بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً].

از ابا عبدالله جعفر بن محمد (ع) روايت شده: (شب دوازده ساعت است و روز دوازده ساعت و ماه ها دوازده اند و امامان دوازده تا و نقبا دوازده، و علی (ع) يک ساعتی از دوازده ساعت است و آن فرموده ی خداوند متعال است: (بلكه رستاخيز را دروغ خواندند و براى هر كس كه رستاخيز را دروغ خواند آتش سوزان آماده كرده ‏ايم).غيبت شیخ نعمانى ص۸۵.

و در این روایت بسیار آشکار می باشد که روز بیست و چهار ساعت است، و حضرت امیر مؤمنان (ع) یکی از آن ساعتهاست، و ائمه (ع) دوازده ساعت شب هستند بدین معنا که ایشان (ع) در دولت طغیانگران زندگی می کردند که حق آنها (ع) غصب و به آنها (ع) ظلم شدیدی شد؛ و مهدیین دوازده ساعت روز می باشند که ظلم را ریشه کن خواهند ساخت و اثری از حکومت های طغیانگران نخواهد ماند و آن همان دولت عدل الهی است، و تفسیر آیه ی زیر از امام محمد باقر (ع) آن را روشن تر می سازد که مهدیین باطل را می میرانند و دولت عدل الهی را پایه گذاری می کنند.

(الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ).

(همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى ‏دارند و زكات مى‏ دهند و به كارهاى پسنديده وا مى‏ دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏ دارند و فرجام همه ی كارها از آن خداست).الحج:۴۱.

 

عن أبي جعفر الباقر (ع) قال: ([الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ]. هذه لآل محمد المهدي (ع) وأصحابه يملكهم الله مشارق الأرض ومغاربها ويظهر الدين ويميت الله عز وجل به وأصحابه البدع والباطل كما أمات السفهة الحق حتى لا يرى أثر من الظلم، ويأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر ولله عاقبة الأمور).

از امام محمد باقر (ع) فرمود: ([همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى ‏دارند و زكات مى‏ دهند و به كارهاى پسنديده وا مى‏ دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏ دارند و فرجام همه ی كارها از آن خداست]. اين آيه برای آل محمد المهدی (ع) و يارانش است كه خداوند آنها را بر مشرق و مغرب زمين تمكين می دهد و دين را ظاهر می كند و خداوند به دست آنان بدعتها و باطل را می ميراند همچنان كه بی خردان حق را بميرانند تا اينكه اثری از ظلم نماند، و امر به معروف و نهی از منكر می كنند و فرجام همه ی کارها از آن خداست).إلزام الناصب، شيخ اليزدي ج۱ ص۷۱.

ادعیه

در دعائی از اهل بيت (ع) درباره ی حضرت مهدی (ع) روايت شده. بعد از صلوات بر ایشان (ع). (اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى وُلاةِ عَهْدِهِ وَالاَْئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَبَلِّغْهُمْ آمآلَهُمْ وَزِدْ فى آجآلِهِمْ وَاَعِزَّ نَصْرَهُمْ وَتَمِّمْ لَهُمْ ما اَسْنَدْتَ اِلَيْهِمْ مِنْ اَمْرِكَ لَهُمْ وَثَبِّتْ دَعآئِمَهُمْ وَاجْعَلْنا لَهُمْ اَعْواناً وَعَلى دينِكَ اَنْصاراً فَاِنَّهُمْ مَعادِنُ كَلِماتِكَ وَخُزّانُ عِلْمِكَ وَاَرْكانُ تَوْحيدِكَ وَدَعآئِمُ دينِكَ وَوُلاةُ اَمْرِكَ وَخالِصَتُكَ مِنْ عِبادِكَ وَصَفْوَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ وَاَوْلِيآؤُكَ وَسَلاَّئِلُ اَوْلِيآئِكَ وَصَفْوَةُ اَوْلادِ نَبِيِّكَ وَالسَّلامُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ).

(خدايا درود فرست بر پيمانداران و پيشوايان پس از او [یعنی پس از امام مهدی (ع)] و آنان را به آرزوهاشان برسان و عمرشان را طولانى گردان و شوكتمند كن پيروزيشان را، و كامل كن براى آنها آنچه از دستورات خود را كه به آنها مستند كردى و پايه هاى (حكومت) آنان را پا بر جا كن و ما را از اعوان آنها و از ياران دين و آئينت قرار ده، زيرا كه آنها معادن كلمات (و فرامين) تو و خزينه دارهاى دانش تواند، و آنهايند اركان يگانه پرستيت و استوانه هاى دينت و سرپرستان دستورت و زبده هاى از بندگانت و برگزيدگان از آفريدگانت و بندگان مقربت و نژاد دوستانت و چكيده فرزندان پيامبرت و سلام بر او و بر ايشان و رحمت خدا و بركاتش).مكيال المكارم ج ۲ – ميرزا محمد تقي الأصفهاني ص ۷۳.

 

(اللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِي نَفْسِهِ وَذُرِّيَّتِهِ وَشِيعَتِهِ وَرَعِيَّتِهِ وَخَاصَّتِهِ وَعَامَّتِهِ وَعَدُوِّهِ وَجَمِيعِ أَهْلِ الدُّنْيَا مَا تُقِرُّ بِهِ عَيْنَهُ وَتَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَبَلِّغْهُ أَفْضَلَ مَا أَمَّلَهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ). تا آنجا که ایشان (ع) می فرماید: (وَ صَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَوُلاةِ عَهْدِكَ وَالْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَمُدَّ فِي أَعْمَارِهِمْ وَزِدْ فِي آجَالِهِمْ وَبَلِّغْهُمْ أَقْصَى آمَالِهِمْ دِيناً وَدُنْيَا وَآخِرَةً إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ).

در دعائی از اهل بيت (ع) در حق حضرت مهدی (ع) این چنین آمده است: (بار خدايا! به او عطا كن [یعنی به امام مهدی (ع)] براى خودش و فرزندانش، و پيروانش و رعيتش و خاصانش و همه ی آنان‏كه فرمانش برند و دشمنانش‏ و همه ی اهل دنيا آنچه كه ديدگانش را به آن روشن كنى و دلش را به آن شاد نمايى و او را د ردنيا و آخرت به برترين آرزوهايش‏ برسان، به يقين تو بر هر چيز توانايى). تا آنجا که ایشان (ع) می فرماید: (و بر وليّت [امام مهدی (ع)] و زمامداران پای‏بند به عهدت كه امامان‏ از فرزندانش هستند درود فرست، و بر عمرشان بيفزا و به طول حياتشان فزونى بخش، و به نهايت آرزوهاى دينى و دنيوى‏ و اُخرويشان برسان كه به يقين تو بر هر چيز توانايى).مصباح المتهجد شيخ طوسي ص ۴۰۵.

 

در دعائيكه از اهل بيت (ع) نقل شده است: (اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْقائمِ بأمركَ، مُحَمَد بْنِ الْحَسَنِ ألْمَهدي عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ أفْضلَ ألصَلاةِ وَالسَلام في هذِهِ السّاعَةِ وَفي کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَمؤيداً، حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَولاً وَعَرضاً، وَتَجْعَلَهَ وَذُرِيَتَهُ مِنَ اَلأئمَة َاَلْوَارِثين).

(خداوندا! براى دوستت، بپاخواسته ى به فرمانت، محمد بنِ الحسن آن هدايت کننده، كه به او و به پدرانش برترين درود و سلام باد، در اين ساعت و در هر ساعتى، دوست و نگهبان و پيشوا و ياور و راهنما و ياور باش. تا اين كه زمين را به اطاعت او درآورى، و او را در طول و عرض آن امتداد بخشى. او و نسلش را از پيشوايان و وارثين قرار دهى).بحار الأنوار ج ۴۹: ص ۳۴۹.

 

از امام حسن عسكری (ع) فرمود: امام حسین (ع) روز پنجشنبه سوم شعبان متولد شد پس روزه بگير آن روز را و اين دعاء را بخوان: (اَللّـهُمَّ اِنّي اَساَلُكَ بِحَقِّ الْمَوْلُودِ في هذَا الْيَوْمِ، الْمَوْعُودِ بِشَهادَتِهِ قَبْلَ اْستِهْلالِهِ وَوِلادَتِهِ. …الْمُعَوَّضِ مِنْ قَتْلِهِ اَنَّ الاْئِمَّةَ مِنْ نَسْلِهِ، وَالشِّفاءَ في تُرْبَتِهِ، والْفَوْزَ مَعَهُ في اَوْبَتِهِ، والاْوصِياءِ مِنْ عِتْرَتِهِ بَعْدَ قائِمِهِمْ وَغَيْبَتِهِ حَتّى يُدْرِكُوا الاْوْتارَ، وَيَثْأَرُوا الثّارَ، وَيُرْضُوا الْجَبّارَ، وَيَكُونُوا خَيْرَ اَنْصار، صَلَّى اللهُ عَلَيْهِمْ مَعَ اْختِلافِ اللَّيلِ وَالنَّهارِ، اَللّـهُمَّ فَبِحَقِّهِمْ اِلَيْكَ اَتَوَسَّلُ وَاَسْأَلُ سُؤالَ مُقْتَرف مُعْتَرف مُسيئ اِلى نَفْسِهِ، مِمَّا فَرَّطَ في يَوْمِهِ وَاَمْسِهِ يَسْأَلُكَ الْعِصْمَةَ اِلى مَحَلِّ رَمْسِهِ).

(خدايا از تو مى‏ خواهم به حق مولود در اين روز، كه به شهادتش وعده داده شد پيش از برخاستن صدايش و قبل از ولادتش… مدد يافته به يارى، روز بازگشت، پاداش شهادتش اينكه امامان از نسل اويند، و شفا در كام اوست، و پيروزى با اوست در گاه بازگشتش، و جانشينان از خاندانش پس از قيام ‏كننده‏ شان و غيبت ‏او، تا انتقام گيرند و خون‏خواهى نمايند، و حضرت جبّار را خشنود سازند و بهترين ياران دين حق شوند، درود خدا بر ايشان همگام با رفت‏ و آمد شب و روز. خدايا! به حق آنان به تو توسّل مى‏ جويم و از تو درخواست مى‏ كنم‏ درخواست گنهكار معترف به گناه و بد كرده به خود با امورى كه در امروز ديروزش كوتاهى نموده، از تو تا هنگام رفتن در گورش پناه مى‏ خواهد…).مفاتيح الجنان ص۲۲۲، ضياء الصالحين ص ۳۱، مصباح الكفعمي.

روایات

عن أبي جعفر (ع) قال: (الكوفة هي الزكية الطاهرة… فيها مسجد سهيل الذي لم يبعث الله نبيا إلا وقد صلى فيه، ومنها يظهر عدل الله، وفيها يكون قائمه والقوام من بعده).

از ابی جعفر (ع) فرمود: (كوفه است پاک و طاهر… در آن مسجد سهيل است كه خداوند پيامبري را مبعوث نكرد مگر اينكه در آن مسجد نماز خواند، و از آنجا عدل خدا پديدار می شود، و در آن است قائمش [امام مهدی (ع)] و قائمين بعد از او خواهند بود).كامل الزيارات لجعفر بن قولويه ص ۷۶.

در این روایت امام محمد باقر (ع) مهدیین را به لفظ قائمین بعد از او يعنی بعد از امام محمد فرزند امام حسن عسكری (ع) نام می برد، که در دولت عدل الهی وعده داده شده حکم می کنند، همچنین که از مسجد سهیل عدل خدا توسط مهدیین یا همان قائمین بعد از امام مهدی (ع) پدیدار می گردد.

قال أمير المؤمنين (ع): (… وليُبنينّ بالحيرة مسجد له خمسمائة باب يصلي فيه خليفة القائم عجل الله تعالى فرجه لأن مسجد الكوفة ليضيق عنهم، وليصلين فيه إثنا عشر إماماً عدلاً).

از امير المؤمنيين (ع) روايت است فرمود: (… پس بسازد در حيره مسجدی كه پانصد درب داشته باشد. در آن نماز گذارد خليفه [جانشين] قائم (ع)، زيرا كه مسجد كوفه كوچكشان باشد؛ و در آن نماز گذارند دوازده امام عادل).تهذيب الأحكام شیخ طوسي ج۳ ص۲۵۳.

 اشاره به احیای دین خدا، و جمعیت زیاد در مسجدی که پانصد درب داشته باشد اشاره به انتشار عدل و داد و دین اسلام در کل جهان دارد.

عن رسول الله (ص)، يقول عبد الله: (فيما قد كان للمهدي والمنصور و من كان بعدهما ويكون كذلك أئمة مهديون وينجز الله لهم ما وعدهم في كتابه، وعلى لسان رسوله بحوله وقوته).

و آنچه كه از حضرت رسول (ص) بيان شد، عبد الله گوید: (آنچه را که برای مهدی و منصور و آنچه که بعد آنها خواهد بود و همچنین ائمه مهدیین خواهند بود که خدا آنچه را که به آنها در کتاب وعده داده وفا می کند).شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار.

 و این روایت در فرموده ی الله تجلی می یابد که فرمود:

(الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ)،

(همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى ‏دارند و زكات مى‏ دهند و به كارهاى پسنديده وا مى‏ دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏ دارند و فرجام همه ی كارها از آن خداست).

(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ)،

(خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند وعده داده است که آنها را حتما در زمین خلیفه کند ، همانگونه که کسانی که قبل از آنها بودند را خلیفه کرده است).

 

عن رسول الله (ص) أنه قال: (يكون المهدي وسبعة من بعده من ولده كلهم صالح لم يُرَ مثلهم).

از حضرت رسول (ص) روايت شده که فرمود: (مهدی و هفت فرزند بعد از او همگان صالح و مثل آنها ديده نشود).شرح قاضي نعمان مغربی ج ۳.

 

بلال بن فروة عن النبي (ص) أنه قال: (لن تهلك هذه الأمة حتى يليها اثنا عشر خليفة كلهم من أهل النبي، كلهم يعمل بالحق، ودين الهدى، منهم رجلان، يملك أحدهما أربعين سنة، والآخر ثلاثين سنة).

بلال بن فروه از رسول خدا (ص): اين امت به هلاكت نمی رسد مگر آن وقت كه دوازده خليفه همه از اهل پيامبر بیایند، همه ی آنها عمل به حق كنند و دين هدايت، دو مرد از آنهاست که يكی چهل سال و ديگری سی سال حكم كند).شرح الأخبار ج ۳ ص ۴۰۰.

گفته های فقهای پیشین

السيد المرتضى (رحمه الله ) قال تعليقاً على رواية: (… القائم والقوام من بعده …). قال: (إنا لا نقطع بزوال التكليف عند موت المهدي (ع) بل يجوز أن يبقى بعده أئمة يقومون بحفظ الدين ومصالح أهله ولا يخرجنا ذلك عن التسمية بالإثني عشري لأنا كلفنا أن نعلم إمامتهم وقد بيّنا ذلك بياناً شافياً فانفردنا بذلك عن غيرنا).
سید مرتضی (ره) در توضیح و تعلیق روایت: (… قائم و قوام بعد از او …) می گوید: (تکلیف با وفات امام مهدی (ع) منقطع و زوال نمی یابد بلکه جایز است ائمه ای بعد از او حضور یابند تا به حفظ دین و مصالح اهل آن، حکومتداری کنند و این امر ما را از تسمیه ی اثنی عشری خارج نمی سازد بلکه ما مکلف به شناخت امامت ایشان هستیم و آن را با تبیانی شافی بیان کردیم پس به همین سبب از غیرمان منفرد گشتیم).بحار الأنوار ۱۴۸/۵۳.

و سید مرتضی از بزرگان علمای معاصر ما می باشد و در حشمت او همین کفایت می کند که شاگرد و تربیت یافته ی دامان شیخ مفید (ره) بوده و شیعه بر علم و فضلیّت او شاهد و گواه است.

وقد استدل الشهيد الصدر (رحمه الله) على مباشرة المهديين للحكم بعد الإمام المهدي (ع) بقوله: (وأوضح ما يرد على هذا الوجه هو ان روايات الأولياء صريحة بمباشرتهم للحكم على أعلى مستوى بحيث يكون التنازل عن هذه الدلالة تأويلاً باطلاً. كقوله: (ليملكن منا أهل البيت رجل) وقوله: (فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها يعني الإمامة أو الخلافة إلى إبنه أول المهديين) وقوله (اللهم صل على ولاة عهده والأئمة من بعده ) ونحوه في الدعاء الآخر).

و شهید صدر (ره) بر حکومتداری مهدیین بعد از امام مهدی (ع) با این گفته ی خود، استدلال می کند: (و واضحترین امر در پاسخگویی به این وجه، این است که روایات اولیاء در مورد حکومتداری آنها بسیار واضح و روشن است بطوری که تنازل بر این دلالت، تأویل باطلی خواهد بود. همچون فرموده اش: (مردی از ما اهل بیت مالک (حکومتداری) می شود). و فرموده ی ایشان: (پس هنگامی که وفات او فرا رسد امامت یا خلافت را به فرزندش اول مهدیین تسلیم کند) و فرموده اش: (خداوندا بر والیان عهد او و ائمه ی بعد از او درود فرست) و مانند آن در دعایی دیگر).تاریخ ما بعد ظهور ص۶۴۲.

 

الشهيد السيد محمد باقر الصدر (رحمه الله) فقد نقل عنه في كتاب (المجتمع الفرعوني)، والذي هو عبارة عن تقرير محاضرات ألقاها الشهيد الصدر قال: (… فالمهدي (ع) سوف يدمر كل أسباب الفساد والانحراف وعلى رأسها الظلم والجور ويؤسس مجتمع القسط والعدل ويرسم له مناهجه في جميع مجالات الحياة الإنسانية ثم يأتي بعده أثني عشر خليفة يسيرون في الناس وفق تلك المناهج التي وضعت تحت اشراف الحجة المهدي (ع) وخلال فترة ولاية الأثني عشر خليفة يكون المجتمع في سير حثيث نحو التكامل والرقي ويكون الإنسان بمستوى من العلم والأخلاق ما لا يحتاج إلى رقيب غير الله تعالى وعند ذلك يتحقق البلاغ بوراثة الصالحين الأرض. قال تعالى: [وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ * إِنَّ فِي هَذَا لَبَلَاغاً لِّقَوْمٍ عَابِدِينَ]).
شهید سید محمد باقر صدر (ره) در کتاب (مجتمع فرعونی) که عبارت از سخنرانی ها و کنفرانس های شهید صدر بوده، ذکر می کند: (مهدی به زودی تمام اسباب فساد و انحراف که در رأس آن ظلم و ستم بوده را ریشه کَن خواهد کرد و جامعه ای بر پایه مساوات و عدالت بر پا می کند و در تمام مجال های زندگی انسانی، راه و روش های خود را پایه گذاری خواهد کرد سپس بعد از او دوازده خلیفه می آیند که مردم را طبق آن راه و روش ها که تحت سر پرستی امام حجت بن الحسن (ع) بنیانگذاری شده اند، سیر می کنند و در طی حکومتداری این دوازده خلیفه، جامعه ی انسانی به سوی رشد و کمال ارتقاء می یابد و انسان به حد اعلایی از علم و معرفت و اخلاق و بینش دست می یابد و به هیچ مراقبتی به جز مراقب خداو نیازی ندارد و در آن مرحله است که ابلاغ وراثت زمین توسط بندگان شایسته و نیکوکار تحقق می یابد. خداوند فرمود: [و در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد * به راستى در اين [امور] براى مردم عبادت ‏پيشه ابلاغى [حقيقى] است]).المجتمع الفرعوني ص۱۷۵ الباب الرابع الفصل الثالث.

 

وقد ذكر السيد الصدر (ره) كلاماً طويلاً في هذا الموضوع ننقل جزءاً منه للاختصار قال: (… ومن هنا سيقوم الإمام المهدي (ع) بتعيين ولي عهده أو خليفته خلال حياته وربما في العام الأخير، ليكون هو الرئيس الأعلى للدولة العالمية العادلة بعده والحاكم الأول لفترة حكم الأولياء الصالحين. وبالرغم من أن هذا الحاكم الأول قد يكون هو أفضل من الأحد عشر الآتين بعده بإعتبار انه نتيجة تربية الإمام المهدي (ع) شخصياً والمعاصر لأقواله وأفعاله وأساليبه بخلاف من يأتي بعده من الحاكمين. بالرغم من ذلك فإنه سيفرق فرقاً كبيراً عن المهدي (ع) نفسه إلى حد يصدق (إنه لا خير في الحياة بعده) … إلى أن يقول: … نعم لاشك أن الإمام المهدي (ع) قبل وفاته قد أكد وشدد بإعلانات عالمية متكررة على ضرورة إطاعة خليفته وعلى ترسيخ (حكم الإولياء الصالحين) في الأذهان ترسيخاً عميقاً إلا أن البشرية حيث لا تكون بالغة درجة الكمال المطلوب فإنها ستكون مظنة العصيان والتمرد في أكثر من مجال…).

شهید صدر در مورد مهدی اول [فرزند امام مهدی (ع)] و مهدیین یازده گانه بعد از ایشان کلامی طولانی عرضه می کند که جزئی از آن را برای اختصار نقل می کنیم: (… و از اینجاست که امام مهدی (ع) به تعیین ولی امر یا خلیفه ای در زمان عمر خویش چه بسا در سال اخیر، اقدام خواهد کرد که او رئیس و حاکم دولت عدل الهی بعد از ایشان و اولین حاکم در حکومتداری اولیاء و صالحان می باشد؛ و علاوه بر آن، این حاکم اول افضل تر و برتر از یازده حاکم بعد از خود، می باشد به اعتبار اینکه او دست پرورده و پرورش یافته در دامان امام مهدی (ع)  و برگرفته از خُلق و خوی و منش و اقوال و افعال و اسلوب تربیتی حضرتش می باشد، بر خلاف حاکمانی که بعد از او می آیند. علی رغم آن، او تفاوت چشم گیری با مهدی (ع) خواهد داشت به حدی که مصداق این کلام می شود (خیری در زندگانی بعد از او نخواهد بود…). تا آنجا که شهید صدر می گوید: [… آری شکی نیست که امام مهدی (ع) قبل از وفات خویش بر ضرورت اعلان جهانی بر وجوب اطاعت از خلیفه ی خویش و ترسیخ حکم اولیای صالحین در اذهان عموم، تأکید و سفارش خواهند کرد. جز اینکه بشریّت به حدی از کمال و بینش نرسیده باشد پس چنین جامعه ای در معرض عصیان و عدم اطاعت و در بیشتر موارد سرپیچی از دستورات را خواهد داشت …).تاریخ ما بعد ظهور ص۶۴۶.

 

 الشيخ علي النمازي صاحب كتاب مستدرك سفينة البحار قال معلقاً على أحد الروايات التي تنص على ذرية الإمام المهدي (ع): (هذا مبيّن للمراد من رواية أبي حمزة ورواية منتخب البصائر ولا إشكال فيه وغيرها مما دل على ان بعد الإمام القائم (ع) إثني عشر مهدياً وإنهم المهديون من أوصياء القائم والقوام بأمره كي لا يخلو الزمان من حجة).
شیخ علی نمازی صاحب کتاب مستدرک سفینة البحار، در گزاره ی یکی از روایاتی که بر ذریه ی امام مهدی (ع) دلالت می کند، می گوید: (این بیانگر مقصود از روایت ابی حمزه و روایت منتخب البصائر می باشد و هیچ اشکالی در آن و غیر آنچه که بر وجود دوازده مهدی بعد از حضرت قائم (ع) که اوصیای ایشان و قائم به امر ایشان هستند، دیده نمی شود، تا زمین و زمان خالی از حجت خدا نباشد).مستدرك سفينة البحار ۱۰ /۵۱۷.

 

 الشيخ علي الكوراني قال في كتابه عصر الظهور: (والاعتقاد بالرجعة وأن لم يكن من ضروريات الإسلام ولا من ضروريات مذهب التشيع بمعنى إن عدم الاعتقاد بها لا يخرج الإنسان من مذهب أهل البيت (ع) ولا عن الإسلام. ولكن أحاديثها تبلغ من الكثرة الوثاقة ما يوجب الأعتقاد بها ويذكر بعضها ان الرجعة تبدأ بعد حكم المهدي (ع) وحكم أحد عشر مهدياً بعده ففي غيبة الطوسي ص۲۹۹ عن الإمام الصادق (ع) قال: (إن منّا بعد القائم أحد عشر مهدياً من ولد الحسين (ع) …).
شیخ علی کورانی در کتاب خود «عصر ظهور» می گوید: (و اعتقاد به رجعت، با این که از ضروریات اسلام و مذهب تشیع نمی باشد به این معنا که عدم اعتقاد به آن انسان را از مذهب اهل بیت (ع) و اسلام، خارج نمی سازد، اما احادیث در این باب به حد وثاقت و وفور دیده می شوند و مستلزم اعتقاد به آن می باشد، و برخی از این روایات ذکر می کنند که رجعت بعد از حکم مهدی (ع) و حکومتداری یازده مهدی بعد از او آغاز می گردد؛ در غیبت شیخ طوسی ص۲۹۹ از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: (همانا از ما بعد از قائم یازده مهدی از فرزندان حسین (ع) خواهند بود).عصر ظهور ص ۳۳۲.

 

وعن سعد بن عبد الله، عن أبي عبد الله محمد بن أبي عبد الله الرازي الجاموراني، عن الحسين بن سيف بن عميرة، عن أبيه سيف، عن أبي بكر الحضرمي عن أبي جعفر (ع)، قال: قلت له: (أي بقاع الأرض افضل بعد حرم الله عز وجل وحرم رسوله (صلى الله عليه وآله). فقال: الكوفة يا ابا بكر هي الزكية الطاهرة، فيها قبور النبيين المرسلين وغير المرسلين والأوصياء الصادقين، وفيها مسجد سهيل الذي لم يبعث الله نبيا إلا وقد صلى فيه، ومنها يظهر عدل الله، وفيها يكون قائمه والقوام من بعده، وهي منازل النبيين والأوصياء والصالحين).
و از سعد بن عبدالله از ابی عبدالله محمد بن ابی عبدالله رازی جامورانی از حسین بن سیف بن عمیره از پدرش سیف از ابی بکر حضرمی از ابی جعفر (ع) نقل می کند: عرض کردم: (کدامین بقعه از زمین بعد از حرم خدای عز و جل و حرم رسولش (ص) برتر است؟ فرمود: کوفه ای ابابکر آن مکان زکی و طاهر است. در آن قبور انبیاء و مرسلین و غیر مرسلین و اوصیای صادق می باشد، در آن مسجد سهله است که خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه در آن نماز گزارد و از آن عدل الهی ظهور می کند و در آن قائم و قوام بعد از او حضور می یابند و آن منازل انبیاء و اوصیای صالح می باشد).کامل زیارات ص۷۶.

و شریف مرتضی بر روایت فوق، بر جمله ی موجود در آن (قوام بعد از او) و بر روایات مهدیین که بعد از امام مهدی (ع) خلافت و حکومتداری می کنند، نوشت:

(قال الشريف المرتضى (رحمه الله) في المجموعة الثالثة من رسائله ۱۴۵: (أن قلنا بوجود إمام بعده خرجنا من القول بالاثني عشرية، وان لم نقل بوجود إمام بعده أبطلنا الأصل الذي هو عماد المذهب، وهو قبح خلو الزمان من الإمام… يجوز أن يبقى العالم بعده زماناً كثيراً، ولايجوز خلو الزمان بعده من الأئمة ويجوز أن يكون بعده عدة أئمة يقومون بحفظ الدين ومصالح أهله، وليس يضرنا ذلك فيما سلكناه من طرق الإمامة لأن الذي كلفنا إياه وتعبدنا منه أن نعلم إمامة هؤلاء الإثنى عشر، ونبينه بياناً شافياً … ولا يخرجنا هذا القول عن التسمي بالإثني عشرية لأن هذا الاسم عندنا يطلق على من يثبت إمامة اثني عشر إماماً، وقد أثبتنا نحن ولا موافق لنا في هذا المذهب، فانفردنا نحن بهذا الاسم دون غيرنا). انتهى.
شریف مرتضی (ره) در مجموعه ی سوم از رسایل ۱۴۵ خود می گوید: (اگر از وجود امام و خلیفه بعد از حضرت حجت (ع) سخن گوییم، از قول اثنا عشری خارج شدیم و اگر وجود امام بعد از حضرت را نفی کنیم، اصل دین که ستون مذهب است را باطل کردیم و آن قُبح خالی بودن زمان از امام می باشد… جایز است که عالم بعد از ایشان زمان بسیار طولانی امتداد یابد، و خالی بودن زمین و زمان از ائمه بعد از ایشان جایز نیست بلکه باید عده ای از ائمه در این برهه از زمان حضور یابند تا به حفظ دین و مصالح اهل آن بپردازند و این امر در مسلک و طریق امامت، به ما ضرری نمی رساند؛ زیرا آن کس که ما را مکلف ساخت و او را پرستیدیم شناخت امامت دوازده امام را بر ما ملزم ساخت، و آن را با بیان روشن، بیان می کنیم … و این گفته ما را از نامگذاری اثنا عشری خارج نمی سازد؛ زیرا این اسم نزد ما بر کسی اطلاق می شود که امامت دوازده امام را ثابت کند و ما ثابت کردیم و کسی در این راه هم مسیر ما نیست، پس با این نام از دیگران جدا گشتیم).پایان.حاشیه ی کتاب رجعت- محمد مؤمن آستر آبادی ۹۹.

 و الحمد لله رب العالمین

 

ادامه مطلب...

بند اول قانون شناخت خلفای الهی - وصیت

بند اول قانون شناخت خلفای الهی - وصیت

بند اول قانون شناخت خلفای الهی - وصیت:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

وصیت عهد و پیمانی است از جانب خدا و رسولش

عن أبي عبد الله (ع) قال: (أترون الموصي منّا يوصي إلى من يريد؟! لا والله ولكن عهد من الله ورسوله (صلى الله عليه وآله وسلم) لرجل فرجل حتى ينتهي الأمر إلى صاحبه).    

از ابی عبدالله علیه السلام فرمود: (آیا می پندارید که کسی از ما بر شخصی که بخواهد وصیت می کند؟ خیر بخدا قسم ولی آن عهدی از خداوند متعال و رسولش صلی الله علیه و آله است برای مردی تا مردی دیگر تا اینکه امر به صاحبش برسد).الكافي ج۱ ص۳۰۷.

وصیت سنتی از سنت های جاری خدا

بوسیله ی نّص یا وصیت: بسیاری از انبیاء بوسیله ی آن بر اقوام خویش محتج شدند. امام رضا (ع) در بیان آن فرمود:

(… و آدم به هبة الله (شیث) وصیت کرد که در آغاز هر سال، عهد خود را به این وصیت تجدید کند و آن روز برایشان عید باشد و در آن تجدید پیمان کنند، و بعثت نوح را تعهد می کنند در زمانش، همان زمانی که در آن مبعوث می گردد و این چنین در وصیت هر پیامبری چنین سنتی جاری بود تا اینکه خداوند تبارک و تعالی محمد را مبعوث کرد).کمال الدین و تمام النعمة: ص ۲۱۵.

و وصیت اینچنین جریان پیدا کرد تا اینکه به رسول الله  رسید که عیسی (ع) به نام ایشان وصیت کرد و خداوند از زبان ایشان می فرماید:

﴿وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ﴾، (و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت اى فرزندان اسرائيل، من فرستاده ى خدا به سوى شما هستم تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى ‏كنم و به فرستاده ‏اى كه پس از من مى آيد و نام او  احمد است بشارت مى دهم).الصف: ۶.

گفته های فقهای پیشین رحمهم الله

شیخ طوسی گوید: (زیرا کسی نمی داند که امامی، امام می باشد مگر اینکه پیامبری بر او وصیت کرده باشد، یا اینکه او ادعای امامت کند، باید خداوند بر دست او علمی اعجاز آمیز ظاهر سازد، همانگونه که در مورد صاحب الزمان (ع) می گوییم اگر ظهور کند، پس وصیت اصل معرفت و شناخت او می باشد).الاقتصاد: ص۱۹۴.

 

و شیخ مفید گفته است: (… اما سمت مذهب به امامت و وصف گروهی از شیعه به امامیه، آن پرچمی است بر کسی که قائل به وجوب امامت و وجود آن در تمام زمانها مى باشد، و وصیت آشکار و عصمت و کمال برای هر امامی را واجب داند…).أوائل المقالات: ص۳۸.

 

و علامه حلّی گوید: (امام باید در او وصیت باشد، زیرا عصمت از جمله امور باطنی است که جز خداوند از آن آگاهی ندارد، پس باید وصیت باشد تا عصمتش را آشکار سازد، یا ظهور و تجلّی یک معجزه بدست او که بیانگر حقانیّتش باشد).الباب الحادى عشر: ص۴۸.

بلکه اجماع شیعیان در مورد معرفت و شناخت امام از طریق وصیت می باشد، مقداد سیوری در شرح کلام علامه متقدم، گفت:

(این اشاره ای به طریق شناخت و تعیین امام است، و اجماع حاصل شد مبنی بر برگزیدن از جانب خداوند و رسولش، و امام پیشین، عامل انتصاب و تعیین امام پسین می باشد…).شرح الباب الحادي عشر(شرح باب یازدهم): ص۹۴.

همانطور که هر انسانی به راحتی و سادگی این قانون را درک می کند، پس هر انسانی که صاحب کارخانه یا مزرعه یا کشتی یا هر چیز دیگری که در آن کارگرانی مشغول به کار هستند، لازم و ضروری است که برای آنان مدیری انتخاب کند و به او وصیت و سفارش کند و الا هرج و مرج و کار آنان با شکست مواجه خواهد شد، همچنین که این شخص باید از همه داناتر و دارای مدیریتی با سطح بالا باشد، سپس بعد از آن، آنها را به اطاعت از او امر می کند تا در پی این اطاعت و عمل، هدفش نیز محقق شود، و در غیر این صورت ترک هر یک از مواردی که ذکر شد او پاسخگو و مسؤول می باشد.

 حجت خدا با وصیت شناخته می شود

 وصیت به اولیای خدا از روزی که آدم (ع) آفریده شد آغاز و تا روز قیامت ادامه پیدا خواهد کرد، و همواره اولیای خدا با وصیت که قانون اول شناخت است شناخته می شوند، و هیچ کس به غیر از اولیای خدا نمی تواند آن را ادعاء کند، زیرا برای ولی خدا به ذخیره گذاشته شده است، و حاشاه سبحانه که به فرد مبطلی اجازه دهد مدعی آن شود، و این قانونی که هزاران سال جریان داشت را بشکند.

عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّضْرِيِّ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) بِمَا يُعْرَفُ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ؟ قَالَ: بِالسَّكِينَةِ وَالْوَقَارِ وَالْعِلْمِ وَالْوَصِيَّة).
مغيره نضرى گوید: (به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم، صاحب اين امر با چه چیزی شناخته می شود؟ فرمود: با سنگينى و متانت و علم و وصيت).بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج ۲۵ ص ۱۳۸، الخصال ج ۱ ص ۲۰۰.     

 

عن أبي عبد الله (ع) في خبر طويل قال: ( … يعرف صاحب هذا الأمر بثلاث لا تكون في غيره: هو أولى الناس بالذي هو قبله، وهو وصيّه وعنده سلاح رسول الله ووصيته…).
نقل از ابی عبدالله (ع) فرمود: (صاحب امر را با سه نشانه می توان شناخت که در غیر او نیست او سزاوارترین فرد به شخص قبل از خود می باشد، او وصی می باشد، سلاح رسول الله و وصیتش را داشته باشد).الكافي: ج۱ ص۴۲۸.

وصیت را کسی جز صاحبش نمی تواند ادعاء کند

وصیت مقدس، متنی است که خلیفه ى الهی در آن با نام صریح توسط آن شناخته می شود، و متن تشخيصى، دليلى روشن و حجتی کامل و کافی برای اثبات حقانیّت صاحبش است، خداوند تعالی در مورد تمام آنچه که عیسی (ع) آورده و از جمله بشارت به اسم رسول الله می فرماید:

﴿وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ﴾، (و بشارت دهنده ای به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏ آيد و نام او احمد است بشارتگرم، پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد گفتند اين سحرى آشكار است).الصف: ۶.

پس اگر وصیت دليلى روشن بوده، در این صورت کسی جز صاحبش نمی تواند ادعای آن را بکند و الا هرگز دليلى روشن نخواهد بود.

و وصیت کسی جز صاحبش آن را ادعا نمی کند؛ زیرا آن کتابی بازدارنده از هر گونه لغزش می باشد همانگونه که محمد (ص) به آن وعده داده است: (برایم صحیفه و دواتی بیاورید تا کتابی برایتان بنویسم که بعد از آن هرگز گمراه نخواهيد شد)، در حالیکه اگر امکان دستیابی به آن برای کسی غیر از صاحبش فراهم می بود و با آن بر مردم احتجاج می کرد قطعاً مایه ى گمراهی مردم می شد، و این امر خلاف وعده ى رسول الله (ص) است و بلا نسبت ايشان كه غير ممكن است خلاف وعده عمل كند.

و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا امیر المؤمنین (ع) آن را ذکر کرده و از امور خاص و منحصر به فرد خلفای الهی شمرده و فرمود:

(لا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّد (ص) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَلا یُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَیْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ إِلَیْهِمْ یَفِیءُ الْغَالِی وَبِهِمْ یُلْحَقُ التَّالِی وَلَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلایَةِ وَفِیهِمُ الْوَصِیَّةُ وَالْوِرَاثَةُ).

(هيچ كس با مرتبه و مقام خاندان پيامبر از اُمّت اسلامى سنجيده نمى شود و هيچ گاه كسانى كه خود مشمول نعمت هاى اهل بيت هستند، با خود آنان برابر نمى شوند؛ آنان اساس دین و ستون یقین هستند، هر که از حدّ در گذرد به آنان بازگردد، و آن که وامانده، بديشان پيوندد. حقّ ولايت خاص ايشان است و وصيّت و ميراث مخصوص آنان).بحار الأنوار: ج۲۳ ص۱۱۷.

و مانند کلام فرزندش صادق از آل محمد (ص) که فرمود:

(یَا مَنْ خَصَّنَا بِالْکَرَامَةِ وَخَصَّنَا بِالْوَصِیَّةِ وَوَعَدَنَا الشَّفَاعَةَ وَأَعْطَانَا عِلْمَ مَا مَضَى وَمَا بَقِیَ وَجَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَیْنَا وَجَعَلَنَا وَرَثَةَ الأَنْبِيَاءِ).

اى كسى كه ما را به كرامت و وصايت ممتاز كرد و به ما وعده ى شفاعت داد و علم گذشته و آينده را به ما عطاء نمود و دل هاى برخى از مردم را به ما متمايل ساخت و ما را وارثان انبیاء قرار داد).بصائر الدرجات: ص۱۴۹.

و اگر دیگران در این ادعا تمکین می یافتند دیگر وصیت از ویژگی های خاص و منحصر به فرد ائمه (ع) نبود.
و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا امام باقر (ع) آن را ترازویی برای شناخت صاحب حق قرار داد، آن هنگام که از ایشان در مورد راه شناخت صاحب امر پرسیده شد، فرمود:

(با سنگینی و متانت و علم و وصیت).بصائر الدرجات: ص۵۰۹.

و ادعای آن توسط شخصی گمراه یعنی اینکه همیشه آن راه رساندن به صاحب حق نمی باشد، و امام (ع) از به گمراهی کشاندن مردم و خلاف وعده مبراء است.

و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا امام رضا (ع) در برابر علمای یهود و نصاری، حق جدّش رسول الله (ص) را از طریق متنهایی از کتبشان با اسم ایشان را ثابت کرد، پس بهانه جویی کردند و گفتند:

از کجا معلوم که آن محمد یاد شده همان محمد جدّ شماست؟ پس حضرت فرمود: با شک و تردید احتجاج نمودید! آیا خداوند قبل یا بعد از خلقت آدم تا این روز، پیامبری را مبعوث کرده که نامش محمد باشد؟ و یا در کتبی که خداوند بر تمام انبیاء نازل کرده، نامی غیر از محمد می یابید؟ پس در پاسخ خاموش ماندند).بحار الأنوار: ج۴۹ ص۷۵.

پس امام (ع) عدم ادعای کسی غیر از صاحب اسم و اوصاف مذکور در کتبشان را دلیلی بر مصداق بارز و اصلی اوصاف (محمد) قرار داد، آن هم تنها با ادعای وصیت و فرموده ی ایشان که: او صاحب حق است، و به عبارت دیگر وصیت مشخص را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند. و این پاسخ، دقیقاً همان پاسخی است که به شک کنندگان امروز داده می شود که می گویند: (از کجا معلوم که احمد الحسن همان احمد مذکور در وصیت است).

و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا اگر مؤمنی تاریخ دعوتهای الهی تا زمان آدم را مورد مطالعه قرار دهد، مدعی باطلی را نمی یابد که با ذکر اسمش در وصیت خلیفه ی سابق، مردم را مورد احتجاج قرار داد، آری، کسانی هستند که ادعای نبوت و امامت کردند، امثال مُسَیلمه و سُجاح و غیر آنها، اما هرگز کسی از آنها را نمی یابیم که وصیت خلیفه ی سابق بر خود را آشکار ساخت تا بگوید این نام یاد شده در وصیت، نام من است.

آیا این همه کافی نیست تا اطمینان حاصل کنید که احمد الحسن با آشکار ساختن وصیّت جدّش رسول الله (ص) که در آن نامش یاد شده و به ثبوت رسیده و احتجاجش با آن بر شما در ادعای خود صادق است، و بعد از این همه چگونه انسان به نفوذِ شک و تردید در سینه اش اجازه می دهد تا در پی آن عذر و بهانه ای بتراشد؟! آیا باقر از آل محمد (ع) شما را از راه شناخت صاحب پرچم هدایت با خبر نساخت؟! آن هنگام که فرمود:

(هر چیزی بر شما ایجاد اشکال و شبهه کند، مگر آن عهد از جانب رسول الله (ص) و پرچم و سلاح ایجاد شبهه و اشکال نمی کنند).بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۲۳.

 وصيت رسول اكرم صلی الله علیه و آله در شب وفاتشان

عن جماعة عن أبي عبد اللّه الحسين بن عليّ بن سفيان البزوفريّ عن عليّ بن سنان الموصليّ العدل عن عليّ بن الحسين عن أحمد بن محمّد بن الخليل عن جعفر بن أحمد المصريّ عن عمّه الحسن بن عليّ عن أبيه عن أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد عن أبيه الباقر عن أبيه ذي الثّفنات سيّد العابدين عن أبيه الحسين الزّكيّ الشّهيد عن أبيه أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا و أنت يا عليّ أوّل الإثني عشر الإمام؛ سمّاك في سمائه عليّاً المرتضى وأمير المؤمنين والصّدّيق الأكبر والفاروق الأعظم والمأمون المهديّ، فلا تصلح هذه الأسماء لأحد غيرك. يا عليّ أنت وصيّي على أهل بيتي حيّهم وميّتهم وعلى نسائي؛ فمن ثبّتّها لقيتني غداً، ومن طلّقتها فأنا منها بري‏ء لم ترني ولم أرها في عرصة يوم القيامة، وأنت خليفتي على أمّتي من بعدي. فإذا حضرتك الوفاة فسلّمها إلى ابني الحسن البرّ الوصول، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابني الحسين الزّكيّ الشّهيد المقتول، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه سيّد العابدين ذي الثّفنات عليّ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد باقر العلم، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه جعفر الصّادق، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه موسى بن جعفر الكاظم، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه عليّ الرّضا، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد التّقيّ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه عليّ النّاصح، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه الحسن الفاضل، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از جماعتی از ابی عبدالله الحسین بن علی بن سفیان بزوفری از علی بن سنان موصلی عدل از علی بن الحسین از احمد بن محمد بن خلیل از جعفر بن احمد مصری از عمویش حسن بن علی از پدرش از ابی عبدالله جعفر بن محمد از پدرش باقر از پدرش زین العابدین از پدرش سيد الشهداء از پدرش امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى. پس تو يا على اوّلين دوازده امام مى باشى. خداى تعالى تو را در آسمان على مرتضى، و امير مؤمنان، صديق اكبر، و فاروق اعظم، و مأمون و مهدى ناميده است، و اين نامها براى غير تو شايسته نيست. اى على تو وصىّ من بر خاندانم زنده و مرده شان هستى، و نيز وصى بر زنانم هستى، هر یک را كه تو به همسرى من باقى گذارى فرداى قيامت مرا ديدار كند و هر یک را تو طلاق دادى من از وى بيزارم و مرا نخواهد ديد و من نيز او را در صحراى محشر نخواهم ديد، و تو پس از من خليفه و جانشين من بر امتم هستى، هر گاه وفاتت رسيد (خلافت) را به فرزندم حسن واگذار كن، كه او برّ وصول است (برّ به معنى نيكوكار، و وصول، به معنى بسيار پيوند كننده بين خويشان). چون او وفاتش رسيد آن (خلافت) را به فرزندم حسين زكىّ شهيد مقتول بسپارد، چون هنگام وفات‏ حسين رسيد آن (خلافت) را به فرزندش سيد العابدين ذى الثّفنات علىّ بسپارد، چون هنگام وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد باقر العلم بسپارد، و چون وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش جعفر صادق واگذار كند، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش موسى بن جعفر كاظم بسپارد، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش على بسپارد، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد تقى واگذارد، و چون هنگام وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش على ناصح بسپارد، و چون وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش حسن فاضل واگذارد، و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).

و الحمد لله وحده

منابع وصیت:

  اصل وصيت در كتاب غيبة الطوسي چاپ سوم ۱۳۸۳ ، صفحه ۱۵۰ و ۱۵۱ و چاپهای جدید صفحه ۳۰۰. فصل روايات الخاصة في أنّ الائمة عليهم السلام اثنا عشر، النجم الثاقب ج۲ ص۴۱، الشیخ الحر العاملی در إثبات الهداة ج۱ ص۵۴۹ ح ۳۷۶ ، الشیخ الحر العاملی کتاب الايقاظ من الهجعة ص۳۹۳، الشیخ حسن بن سليمان الحلي در کتابه مختصر البصائر ص ۱۵۹، العلامه المجلسي در بحار الانوار ج ۵۳ ص ۱۴۷- بحار انوار ج۱۳ باب سى و پنجم به اختصار و در ج ۳۶ ص ۲۶۰ کاملاً ذکر شده است، الشيخ عبدالله البحراني در کتاب العوالم ج ۳ ص ۲۳۶، غاية المرام ج ۲ ص ۲۴۱، سید هاشم بحرانی در کتاب غاية المرام ج ۱ ص ۳۷۰ ، الانصاف ص ۲۲۲ سید هاشم بحراني، نوادر الأخبار فیض کاشانی ص ۲۹۴، كتاب مكاتيب الرسول شيخ ميانجی ج۲ ص۹۶، مختصر معجم احاديث الامام المهدی شيخ علی کورانی صفحه ۳۰۱.

شیخ میرزا النوری در کتاب النجم الثاقب ج ۲ ص ۷۱ ۱ و اشاره بدین کرد که وصیت دارای سندی معتبر است، و این متنی است که آن را شیخ میرزا النوری ذکر نمود:

(روى الشيخ الطوسي بسندٍ معتبر عن الامام الصادق (ع) خبراً ذكرت فيه بعض وصايا رسول الله (ص) لأمير المؤمنين (ع) في الليلة التي كانت فيها وفاته).

(شیخ طوسی با سندی معتبر از امام صادق (ع) خبر برخی از وصیت های رسول الله (ص) به علی (ع) در شب وفاتشان را ذکر نمود).

سید محمد محمد صادق الصدر نیز صحت سند وصیت را جستجو و آن را در کتاب تاريخ ما بعد الظهور ص۶۴۱ ذکر نمود.
مصدر فارسى دیگر: ترجمه ی حديث از كتاب مهدى موعود ج ۱۳ صفحه ۵۵۱ و ۵۵۲ باب سى و چهارم: ذكر خلفاء حضرت مهدى (ع) و اولاد او و احوالى كه بعد از آن حضرت واقع مى شود.

 

ادامه مطلب...

جایگاه رؤیای صادقه و استخاره

جایگاه رؤیای صادقه و استخاره:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

اللهم صلِ على محمدٍ و آلِ محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليماً

اعتقاد ما به رؤیا

(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ).
(ما نيكوترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم بر تو حكايت مى‏ كنيم و تو قطعا پيش از آن از بى ‏خبران بودى).یوسف: ۳.

خداوند عز و جل در قرآن و دقیقاً در سوره ی یوسف، رؤیا را ذکر می کند و حال یعقوب و فرزندانش و یوسف (ع) به همراه رؤیا را به تصویر می کشد و همچنین در همین سوره، رؤیای انبیاء و رؤیای مردم عامه و بخصوص رؤیای فرعون کافر را ذکر می کند و تمام آن رؤیاها بر زمین تحقق یافت و در قالب واقعیت پدیدار گشت؛ و همچنین علتش این است که منبع و مصدر آن تنها از جانب خداوند متعال است؛ و ما انصار امام مهدی (ع) هنگامی که به مردم می گوییم، مؤمنانِ بسیاری هستند که هر کدام در عالم رؤیا، رسول الله (ص) یا ائمه ی اطهار (ع) را دیدند که برای آنها بیان می کردند، امام احمد الحسن (ع) حق و غیر او باطل است، خواهان گفتن این نیستیم و نمی گوییم ما بواسطه ی آن حکم شرعی فقهی را جاری می کنیم و نمی گوییم که آن عقیده یا مفهوم عقیده را دارد، بلکه ما از طریق آن، مصداق در باب عقیده به خلافت الهی بر زمین را تشخیص می دهیم و بیان می داریم که مصداق این عقیده در عالم رؤیا می باشد همانگونه که در قرآن موجود است و یعقوب نبی (ع) بواسطه ی رؤیا، تشخیص داد که خلیفه ی الهی بعد از او، فرزندش یوسف می باشد.

(إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ * قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ).
([ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم ديدم [آنها] براى من سجده مى ‏كنند * [يعقوب] گفت اى پسرك من خوابت را براى برادرانت‏ حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏ انديشند زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است). یوسف: ۵-۴.

و ما می گوییم تشخیص مصداق این عقیده، رؤیا می باشد همانگونه که در قرآن آمده، از طریق رؤیا و سجود یعقوب برای یوسف بر مبنای همین رؤیا بوده است:

(وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ).
(و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند و [يوسف] گفت اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد بى گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زيرا كه او داناى حكيم است).یوسف: ۱۰۰.

و در سیره ی صالحین محمد و آل محمد (ع) مصداق تشخیص خلیفه ی خدا بر زمین بواسطه ی عالم رؤیا نیز موجود است و داستان ایمان خالد بن سعید عاص اموی به رسول الله (ص)، و نیز وهب نصرانی به امام حسین (ع)، و نرجس خاتون مادر امام مهدی (ع) به امام حسن عسکری (ع) نیز تجلی همین مصداق بوده اند. پس بر مردم است که بین سه امری که خاص رؤیا می باشد، تمایز ایجاد کنند و آن

- اخذ حکم شرعی در مورد رؤیا می باشد که ما این را نمی گوییم؛ زیرا رسول الله (ص) تمام شرع را بیان کردند و این امر در آنچه که از اهل بیت (ع) روایت نقل شده، بسیار واضح است

- و همچنین اخذ عقیده بواسطه ی رؤیا تا اینکه آن را کسی نگوید؛ زیرا قرآن تمام عقیده را بیان کرده و رسول الله (ص) و آل بیتش (ع) آن را آشکار کردند

- و مصداق تشخیص عقیده به خلافت الهی در رؤیا را محدود کردند که قرآن نیز در سوره ی یوسف (ع) به آن تصریح کرده است:

(إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ * قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ).
([ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم ديدم [آنها] براى من سجده مى‏كنند * [يعقوب] گفت اى پسرك من خوابت را براى برادرانت‏حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏انديشند زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است).یوسف: ۵-۴.

و از هر کسی که رؤیا را بعنوان دلیل (مصداق) تشخیص صاحب حق و خلیفه ی خدا در زمین، انکار می کند سوالی داریم ، آیا یعقوب (ع) بر اساس رؤیا تشخیص نداد که آن دلیلی است بر اینکه یوسف خلیفه ی خدا بر زمین و صاحب مقام برتر از خود می باشد؟!
و این معنای سجده ی یعقوب برای اوست؛ زیرا آن سجده، همانند سجود ملائکه در برابر آدم بوده؛ زیرا او صاحب مقامی بالاتر از آنان است.
و اگر بگویید که آن دلیل نیست، می گوییم آیا یعقوب در هنگام مطابقت مصداق و اعتماد به رؤیای یوسف، نمی دانست که رؤیا دلیل و راه تشخیص مصداق خلیفه ی خدا بر زمین و برتری مقامش نمی باشد؟ پس چگونه یعقوب سجده کرد و چرا خداوند رؤیای یوسف را ذکر کرد و چرا آن هنگام که رؤیا محقق شد و بر مصداق منطبق گشت، فرمود:

وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ).
(و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند (و [يوسف] گفت اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد بى گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زيرا كه او داناى حكيم است).یوسف: ۱۰۰.

ماهیّت رؤیا
رؤیا دلیلی برای تشخیص مصداق است پس قانونی که خداوند برای معرفت و شناخت خلیفه ی خود بر زمین قرار داد، وصیّت و علم و پرچم بیعت برای خدا یا همان (حاکمیت الله) می باشد، و آل محمد علیهم السلام این قانون را بیان کردند و این سنّت و طریقه ی معرفت و شناخت حجت الهی در هر زمان می باشد و خداوند از طریق عالم غیب، مکاشفه و گواهی ها، نداها و فریادها و رؤیای صادقه، مؤید و مسدد صاحب حق می باشد.

چگونه بدانم که یمانی (ع) حق است – راه صحیح شناخت یمانی

رؤیای صادقه

 یكی دیگر از راه‌ های حجت‌ های الهی در هر زمان، وحی الهی به وسیله‌ ی رؤیاهای صادقه به مؤمنین همان زمان بوده است. و در خصوص یمانی (ع) نیز آیات و روایات متعددی یكی از روش‌ های شناخت حجت خدا در آخر الزمان را رؤیای صادقه ذكر نموده‌ اند. و بیش از هزاران رؤیای صادقه برای حقانیت یمانی (ع) توسط مؤمنین دیده شده است.

هر كسی بخواهد این رؤیای صادقه را شخصاً نیز تجربه كند با خواندن دعایی می تواند خود این شهادت ملكوتی را تجربه نماید. دعای رؤیا (دعایی از امام احمد الحسن علیه السلام)

متأسفانه بیشتر مردم در طول تاریخ به نشانه‌ های ملكوتی خدا و رؤیا و مكاشفه در ملكوت آسمانها ایمان نمی‌ آورند. زیرا نگاه خود را محدود بر زمین و ماده كرده‌ اند و این نهایت علم آنان است و بالاتر از آن را نمی‌ بینند.

(ذلكَ مَبْلغُهُمْ منَ الْعلْم ِ إنَّ رَبَّكَ هُوَ َأعْلمُ بمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیله وَهُوَ َأعْلمُ بمَن اهْتَدَى).
(و آن، نهایت فهم آنان از علم است. همانا پروردگارت به آنان كه از راهش گم شدند و نیز به هدایت یافتگان آگاهتر است).نجم: ۳۰.

و از طرف دیگر انبیاء و اوصیاء و رسولان و یارانشان به نشانه‌ های خدا و رؤیا و مكاشفه در ملكوت آسمانها و زمین ایمان آوردند و همانا اینها راه های وحی خدای سبحان و متعال است و اگر ایمانشان اینگونه نبود، خدا آنان را نبی نمی‌ كرد. و به همین دلیل خدا آنان را مدح كرده است و فرمود:

(وَنَادَینَاهُ َأن یا ِإبْرَاهیمُ * َقدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا ِإنَّا َ كذلكَ نَجْزی الْمُحْسِنینَ).
(و ابراهیم را ندا دادیم * رؤیا را تصدیق كردی همانا ما به این ترتیب تو را پاداش می‌ دهیم).الصافات: ۱۰۵-۱۰۴.

و فرمود:

(وَمَرْیمَ ابْنَتَ عمْرَان الَّتی َأحْصَنَتْ َفرْجَهَا َفنَفخْنَا فیه منْ رُوحنَا وَ صَدَّقتْ ِبكَلمَات رَبِّهَا وَ كُتُبه وَ كانَتْ منَ الْقَاِنتینَ).
(و مریم دختر عمران را به یاد آور كه عفت پیشه كرد پس در رحمش از روح خود دمیدیم و كلمات پروردگارش و كتبش را راست پنداشت و از اطاعت كنندگان شد).تحریم: ۱۲.

و خدای متعال در مورد رؤیا فرمود:

(نَحْنُ نَقُصُّ عَلیكَ َأحْسَنَ الْقصَص ِبمَا أوْحَینَا إَلیكَ هَذا الْقرْان وَإنْ كُنْتَ منْ َقبْله َلمنَ الْغَافلینَ).
(ما بر تو با وحی این قران بهترین قصه ها را آوردیم هر چند قبل از آن از غافلین بودی).یوسف: ۳.

و ابراهیم (ع) را ستود چون رؤیا را راست پنداشت و به همین ترتیب مریم (س) را ستود زیرا رؤیا را راست پنداشت و یوسف (ع) را ستود زیرا رؤیا را راست پنداشت و آن را تأویل نمود.

خدای متعال فرمود:

(یوسُفُ َأیهَا الصِّدِّیقُ َأْفتنَا فی سَبْع بَقَرَاتٍ سمَانٍ یأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عجَافٌ وَسَبْع سُنْبُلاتٍ خُضْر وَأُخَرَ یاِبسَاتٍ لعَلِّي َأرْجعُ ِإَلى النَّاس َلعَلَّهُمْ یعْلَمُون).
(ای یوسف! ای راستگو. به ما خبر بده از خوابی به این مضمون: هفت گاو درشت را هفت گاو لاغر خوردند و هفت خوشه سبز كه پس از آن هفت خوشه زرد آمد تا شاید به سوی مردم بازگردم باشد كه بدانند).یوسف: ۴۶.

و امروز می‌ بینیم كه بیشتر مردم حقیقت رؤیا را منكرند در حالیكه آن وحیی از طرف خدای متعال و سبحان است و این بدان علت است كه نفوس خبیثِ آنان منكر رؤیا است و مؤمن به خدای سبحان و متعال نیست در حالیكه نمی‌ دانند و آنان در عالم ذر به خدا كفر ورزیدند و به ولایت الهی كافر شدند و به ولی‌ ای از اولیای خدا حتی در قلبشان مؤمن نشدند، پس خدا آنان را مقر به بعضی از حق قرار داد تا به این وسیله از اولیایش شر را دفع نماید.

قال الصادق (ع): (… إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ أَقْوَاماً لِجَهَنَّمَ وَالنَّارِ فَأَمَرَنَا أَنْ نُبَلِّغَهُمْ كـَمَا بَلَّغْنَاهُمْ وَاشْمَأَزُّوا مِنْ ذَلِكَ وَنَفَرَتْ قُلُوبُهُمْ وَرَدُّوهُ عَلَيْنَا وَلَمْ يَحْتَمِلُوهُ وَكَذَّبُوا بِهِ وَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ فَطَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَأَنْسَاهُمْ ذَلِكَ ثُمَّ أَطْلَقَ اللَّهُ لِسَانَهُمْ بـِبـَعـْضِ الْحَقِّ فَهُمْ يَنْطِقُونَ بِهِ وَقُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ لِيَكُونَ ذَلِكَ دَفْعاً عَنْ أَوْلِيَائِهِ وَأَهْلِ طـَاعـَتـِهِ وَلَوْ لَا ذَلِكَ مَا عُبِدَ اللَّهُ فِى أَرْضِهِ فَأَمَرَنَا بِالْكَفِّ عَنْهُمْ وَالسَّتْرِ وَالْكِتْمَانِ فـَاكـْتـُمـُوا عـَمَّنْ أَمَرَ اللَّهُ بِالْكَفِّ عَنْهُ وَاسْتُرُوا عَمَّنْ أَمَرَ اللَّهُ بِالسَّتْرِ وَالْكِتْمَانِ عَنْهُ …).
امام صادق (ع) فرمود: (همانا خدا اقوامی را برای جهنم و آتش آفرید و به ما فرمان داد تا پیام را به آنان ابلاغ كنیم همانگونه كه كردیم و از آن بیزاری جستند و دلهایشان منكرش شد و آن را به خودمان بازگرداندند و آن را حمل نكردند و دروغش پنداشتند و گفتند گوینده‌ اش ساحر و كذاب است. پس خدا بر دلهایشان مهر زد و آن را فراموششان نمود سپس خدا زبانشان را به بعضی از حق به سخن در آورد در حالی كه دلهایشان منكر بود تا به این وسیله شر را از اولیاء و اهل طاعتش باز دارد و اگر اینگونه نبود، خدا در زمین پرستش نمی شد. پس به ما دستور داد تا از آنان بپوشانیم پس شما هم از آنان كه خدا دستور به نرساندن پیام به آنان داده است، آن را (كتمان كرده و) بپوشانید).كافی جلد ۱ ص ۴۰۲.

و رؤیا راهی است كه خدا با آن با همه ی بندگان و انبیاء و فرستادگان سخن می‌ گوید چه از اولیای خدا باشند چه از دشمنانش، چه مؤمن و چه كافر. خدا به فرعون، كافر مصر وحی كرد از طریق رؤیایی كه یوسف (ع) با استفاده از آن اقتصاد دولت را بنا نهاد.

(وَقَال الْمَلكُ ِإنِّي َأرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سمَانٍ یأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْر وَأُخَرَ یاِبسَاتٍ یا َأیهَا الْمَلأُ أْفتُوِنی فی رُؤْیای ِإن ُ كنْتُمْ للرُّؤْیا تَعْبُرُون).
(و پادشاه گفت همانا من در رؤیا دیدم كه هفت گاو چاق هفت گاو لاغر را خوردند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه زرد پس از آنان دیدم. ای درباریان! مرا از رؤیایم خبر دهید اگر توان تعبیر رؤیا را دارید).یوسف: ۴۳.

و خدا به محمد (ص) رؤیایی وحی فرمود كه نشان می‌ داد پس از او بر اهل بیتش چه می‌ رود و بنی‌ امیه بر امت مسلط می‌ شوند:

(وَإذْ ُقْلنَا َلكَ ِإنَّ رَبَّكَ َأحَاط ِبالنَّاس وَمَا جَعَلنَا الرُّؤْیا الَّتی َأرَینَاكَ ِإلَّا فتْنَة للنَّاس وَالشَّجَرَة الْمَلْعُونَة في الْقرْآن وَنُخَوِّفُهُمْ َفمَا یزِیدُهُمْ ِإلَّا طُغْیانًا كَبِیرًا).
(و آنگاه كه به تو گفتیم همانا پروردگارت به مردم احاطه دارد و رؤیایی كه نشانت دادیم نبود مگر فتنه ای برای مردم و نبود مگر درختی لعنت شده در قرآن و آنان را می ترسانیم پس جز طغیان بزرگ بر آنان نمی افزاید).الإسرا: ۶۰.

علی (ع) خطاب به معاویه فرمود:

و این سخن خدا در مورد شما نازل شد: (وَمَا جَعَلنَا الرُّؤْیا الَّتی ارَینَاكَ ِإلَّا فتْنَة للنَّاس وَالشَّجَرَة الْمَلْعُونَة في الْقرْآن (و رؤیایی كه نشانت دادیم نبود مگر آزمایشی برای مردم و نبود مگر درختی لعنت شده در قرآن) و آن هنگامی بود كه رسول الله (ص) دوازده امام از ائمه گمراهی را دید كه بر منبرش نشستند و مردم را به پیشینیان باز می‌ گرداندند، دو مرد از قریش و ده نفر از بنی امیه. اولین ده نفر دوست تو عثمان است كه به دنبال خون اویی و تو و فرزندت و هفت نفر از فرزندان حكم ابن ابی عاص كه اولین آنان مروان است كه رسول الله (ص) حكم و همه فرزندانش را آنگاه كه پشت درب خانه پیامبر از زنان ایشان استراق سمع می‌ كرد، لعن نمود و تبعید كرد).كتاب سلیم ابن قیس ص ۳۰۸.

و خدای سبحان و متعال خودش را شاهد بر كفار به نبوت نبی اكرم (ص) می‌ گیرد اگر شهادتش را بخواهند و شهادت خدای سبحان و متعال جز از طریق رؤیا چگونه ممكن است؟

﴿وَیقُول الَّذینَ َ كَفرُوا َلسْتَ مُرْسَلا ُقلَ كَفى ِباللَّه شَهیدًا بَیني وَبَینَكُمْ وَمَنْ عنْدَهُ علْمُ اْلكتَاب﴾.
(و كافران گفتند رسول نیستی. بگو شهادت خدا برای من و آنكه نزدش علم كتاب است، بین من و شما كافی است).الرعد: ۴۳.

خدای متعال فرمود:

﴿سَنُریهمْ آیاتنَا فی الْآفَاق وَفي َأنْفُسِهمْ حَتَّى یتَبَینَ لهُمْ َأنَّهُ الْحَقُّ َأوَ لمْ یكْف برَبِّكَ َأنَّهُ عَلى كُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ﴾.
(به زودى نشانه‌ هاى خود را در افقهای (‌گوناگون) و در خودشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد كه او خود حقّ است. آیا كافى نیست كه پروردگارت خود شاهد هر چیزى است؟).فصلت: ۵۳.

خدای متعال فرمود:

( قُلْ كَفَى بِاللّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيراً بَصِيراً)

(ای رسول(پس از اتمام حجت به امت) بگو خدا شاهد میان من و شما کافی است که او به احوال بندگانش آگاه و بصیر است)(اسراء:96)

خدای متعال فرمود:

وَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً)

(او خدائیست که رسول خود را با قرآن و دین حق به عالم فرستاد تا او را بر همه ادیان دنیا غالب گرداند و بر حقیقت این سخن گواهی خدا کافیست) (فتح:28)

خدای متعال فرمود:

(لَّـكِنِ اللّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَالْمَلآئِكَةُ يَشْهَدُونَ وَكَفَى بِاللّهِ شَهِيداً)

(لیکن خدا به آنچه برای تو فرستاد گواهی دهد که به علم ازلی خود فرستاده و فرشتگان نیز گواهی دهند و گواهی خود، تو را کفایت است)(نساء:166).

و در روایات اهل بیت (ع) آمده است كه «انه الحق»، قیامِ قائم است و نشانه‌ هایی كه در آفاق و انفس می‌ بینند، همانگونه كه اهل بیت (ع) تبیین كرده‌ اند در آفاق، فتنه‌ ها و بلاء از آسمان است و در انفس مسخ است.

و آیات در آفاق ملكوتی یعنی آفاق آسمانها و در نفسهای آنان (رؤیا و مکاشفه) است و خدا به آنان آیات ملكوتی را می‌ نمایاند تا آنكه بدانند خروج قائم، حق است و آنكه با آنان سخن می‌ گوید این قائم است. (یعنی مهدی اول از مهدیین دوازده گانه) و این آیات، نشانه‌ هایی بر مهدی اول است و برای مردم آشكار می‌ كند كه او حقی از طرف پروردگارشان است.

و اما از احادیث رسول الله (ص):

ایشان به رؤیا به شدت توجه داشت و اهمیت می‌ داد تا آنجا كه هر روز پس از نماز صبح به اصحابش توجه می‌ كرد و می‌ پرسید

(هل من مبشّرات هل من رؤیا (آیا بشارتی بر شما نرسید؟ آیا رؤیایی ندیدید؟).الكافی: ج ۸ ص ۹۰، بحار الأنوار: ج ۶۸ ص ۱۷۷.

 

و وقتی كسی از اصحابش رؤیایی نمی‌ دید می‌ فرمود: (هم اكنون جبرئیل نزد من بود كه می‌ گفت چگونه ما به سوی آنان برویم و به آنان رؤیا نشان دهیم و به سمت ناخن های آنان اشاره نمود، [كنایه از اینكه آنان مستحق دیدن بشارت نبودند]).

 

رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: (مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَتَمَثَّلُ بِي فِي نَوْمٍ وَ لَا يَقَظَةٍ وَ لَا بِأَحَدٍ مِنْ أَوْصِيَائِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة).
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: (هر كس مرا در خواب ببيند مرا ديده است، چرا كه شيطان نه در خواب و نه در بيدارى بصورت من و هيچ كدام از جانشينانم تا روز قيامت در نمى آيد).سليم بن قيس هلالى ص ۸۲۳. بحار الأنوار: ج ۳۰ ص ۱۳۲، دار السلام: ج ۱ ص۵۹.

 

عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: (الرُّوْيَا الصَّالِحَةُ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنْ النُّبُوَّةِ).
از ابو سعید خدری که همانا از رسول الله (ص) شنید که می فرمود: (رؤیای صالحه جزئی از چهل و شش جزء نبوت است).صحیح البخاري – كتاب التعبير – باب الرُّوْيَا الصَّالِحَةُ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنَ النُّبُوَّةِ – ح ۷۰۷۵.

 

رسول خدا (ص)فرمودند : (هر کس مرا در خواب ببیند به درستی مرا دیده است چرا که شیطان نمی تواند به صورت من و هیچ کدام از جانشینانم در آید.) من لا یحضره الفقیه ، ج2 ، ص585

 

رسول خدا (ص) فرمودند : (هر کس مرا در خواب ببیند ، به راستی که مرا دیده است ، پس من به هر صورتی دیده می شوم.)بحارالانوار ، ج58 ، ص235

 

رسول خدا (ص) فرمودند : (رویای آخرالزمان به صاحب خود دروغ نمی گوید.) شرح اصول کافی ، ج11 ، ص476

رسول خدا (ص) فرمودند : (رویای صالحه بشارتی از خداوند است و آن جزئی از هفتاد جزء نبوت است) بحارالانوار ، ج85، ص192

فرموده های آل محمد (ع) در مورد رؤیا:

و عن المفيد في کتابه الاختصاص قال: قال الصادق (ع): (اذا كان العبد على معصية الله عز وجل واراد الله به خيراً اراه في منامه رؤيا تروعه فينزجر بها عن تلك المعصية).
امام صادق عليه السّلام فرمود: (چون بنده بر گناه باشد و خداوند عزّ و جلّ است خيرش را خواهد به او خوابى نمايد كه او را بترساند و از آن گناهش كنار كشد‏).بحار الانوار ج ۵۸ ص ۱۱۸.

 

امیرالمومنین ع فرمودند : (رویای مومن مانند کلامی است که پروردگار از نزد خویش بوسیله آن سخن می گوید.) کنزالفوائد ص211 – بحارالانوار ج58ص210

 

امام حسن عسگری (ع)  فرمودند : (به درستی که کلام ما در خواب مثل کلام ما در بیداری است.) سفینة البحار ، ج 10 ، ص199

و ...

آیا رؤیا فقط مخصوص اولیای الهی است؟

۱- داستان دو زندانی به همراه یوسف نبی (ع) و خداوند می فرماید:

(وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانَ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ).

(و دو جوان با او به زندان در آمدند [روزى] يكى از آن دو گفت من خويشتن را [به خواب] ديدم كه [انگور براى] شراب مى‏ فشارم و ديگرى گفت من خود را [به خواب] ديدم كه بر روى سرم نان مى‏ برم و پرندگان از آن مى‏ خورند به ما از تعبيرش خبر ده كه ما تو را از نيكوكاران مى‏ بينيم).یوسف: ۳۶.

پس به آنان فرمود:

(يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِ قُضِيَ الأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ).

(اى دو رفيق زندانيم اما يكى از شما به آقاى خود باده مى‏ نوشاند و اما ديگرى به دار آويخته مى‏ شود و پرندگان از [مغز] سرش مى‏ خورند امرى كه شما دو تن از من جويا شديد تحقق يافت).یوسف: ۴۱.

و رؤیا همانگونه که یوسف نبی (ع) خبر داده بود، در واقع تحقق یافت.

۲- رؤیای فرعون مصر: خدای متعال فرمود:

(وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِن كُنتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ).

(و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] ديدم هفت گاو فربه است كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏ خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگيده ديگر اى سران قوم اگر خواب تعبير مى ‏كنيد در باره خواب من به من نظر دهيد).یوسف: ۴۳.

و سبحان الله فرعون یکی از فراعنه ی کافر مصر به واقعیت رؤیا اقرار می کند؛ زیرا نمی خواهد خود را فریب دهد. پس کسانی که آنان را متخصص تفسیر و تأویل رؤیا می دانست، دعوت کرد اما به عدم معرفت و شناخت این امر اقرار کردند و تنها در گفتار مبالغه می کردند پس گم گشته به سر منزل نمی رسد تا اینکه امر تأویل به حاکم تعیین شده از سوی خداوند متعال برای این مقام می رسد پس مقصود رؤیا را دانسته و پاسخ می دهد و اقتصاد امپراطوری مصر را بر اثر رؤیای این کافر، بنا می سازد.

۳- رؤیایی که خداوند متعال در کتاب خویش ثابت کرده و آن را وحی نامیده است و آن رؤیای مادر موسی (ع) می باشد که فرمود:

(وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ).

(و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو باز مى‏ گردانيم و از (زمره) پيمبرانش قرار مى‏ دهيم).القصص:۷.

و تفاسیر شیعه نیز آن را ثابت کرده و صاحب بحار الأنوار (علامه مجلسی) ذکر کرده که در آن اختلافی وجود ندارد.

رؤیا و ارتباط آن با صاحب امر:

عَنِ الْبَیزَنْطِيِّ قَالَ‏: (سَأَلْتُ الرِّضَا (ع) عَنْ مَسْأَلَةٍ لِلرُّؤْيَا فَأَمْسَكَ ثُمَّ قَالَ إِنَّا لَوْ أَعْطَيْنَاكُمْ مَا تُرِيدُونَ لَكَانَ شَرّاً لَكُمْ وَ أُخِذَ بِرَقَبَةِ صَاحِبِ هَذَا الْأَمْر).
احمد بن ابى نصر بزنطى گفت: (از امام رضا عليه السّلام در باره ی رؤیا سؤالى نمودم. حضرت از پاسخ دادن خوددارى كردند. سپس فرمود: اگر آنچه شما از ما می خواستيد به شما بدهيم يا بگوئيم براى شما بد بود و گردن صاحب الأمر به باد می رفت).مختصر بصائر الدرجات – الحسن بن سليمان الحلي ص ۱۰۴.

سؤال بزنطی در مورد رؤیا بود، و امام (ع) در پاسخ فرمود: [اگر آنچه شما از ما می خواستيد به شما بدهيم يا بگوئيم براى شما بد بود و گردن صاحب الأمر به باد می رفت,، و در اینجا واضح می شود که رؤیا ارتباط وثیقی با صاحب الأمر دارد.

عن عبد الله بن عجلان قال: (ذكرنا خروج القائم (علیه السلام) عند أبي عبد الله (علیه السلام) فقلت له: كيف لنا أن نعلم ذلك؟ فقال: يصبح أحدكم وتحت رأسه صحيفة عليها مكتوب طاعة معروفة).

و عبدالله بن عجلان گوید: (خروج قائم (ع) را نزد ابی عبدالله (ع) ذکر کردیم پس عرض کردم: چگونه از ایشان مطلع شویم؟ فرمودند: هر یک از شما صبح می کند در حالیکه زیر سر خود صحیفه ای می یابد که بر آن نوشته شده: طاعتش معروف است، بشنوید و اطاعت کنید).کمال الدین: ۵۶۴.

و در این روایت روشن می شود که نحوه ی اطلاع صاحبدلان از امام (ع) از طریق رؤیا می باشد آن هنگام که شخص صبح کند و زیر سر خود صحیفه ای یابد و صحیفه کنایه از رؤیای صادقه است.

عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: (دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبَانٌ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) وَ ذَلِكَ حِينَ ظَهَرَتِ الرَّايَاتُ السُّودُ بِخُرَاسَانَ فَقُلْنَا مَا تَرَى فَقَالَ اجْلِسُوا فِي بُيُوتِكُمْ فَإِذَا رَأَيْتُمُونَا قَدِ اجْتَمَعْنَا عَلَى رَجُلٍ فَانْهَدُوا إِلَيْنَا بِالسِّلَاح‏).
ابى بكر حضرمىّ گفت: (من و ابان به خدمت امام صادق عليه السّلام رسيديم و اين به هنگامى بود كه پرچم‏ هاى سياه در خراسان ظاهر شده بود عرض كرديم نظر شما چيست؟ فرمود: در خانه خودتان بنشينيد هر وقت ديديد كه ما به گرد مردى گرد آمديم آن وقت با اسلحه به يارى ما قيام كند).غيبت شیخ نعمانی ص ۱۹۷.

 و گرد آمد ائمه (ع) در یک وقت و زمان امکان ندارد الا در عالم ملکوت توسط رؤیای صادقه. و اجتماع اهل بیت (ع) ممکن نیست؛مگر بعد از به شهادت‌رسیدن آن‌ها. به دو دلیل:

اولین دلیل: آنها در یک زمان زندگی نمی‌کرده‌اند.

دومین دلیل: یاری‌کردن او، با سلاح که این موضوع جز برای قائم (ع) یا کسی نماینده اوست نمی‌باشد.

پس اجتماع اهل بیت نمی‌تواند جز با رؤیای صادقه باشد.

اما تفسیر برخی از فقها که می‌گویند: کسانی که دور قائم (ع) جمع می‌شوند، همان سادات هاشمی هستند، این سخنشان مرده را به خنده وا می‌دارد. چگونه ممکن است؟ درحالی که خیلی از آن‌ها دشمنی خود را با اهل بیت (ع) را اعلام کردند؟

واین تنها نمونه‌ای از این دشمنی است:

ابی‌خالد کابلی نقل می‌کند: (از شهادت امام سجاد (ع) پیش امام باقر (ع) رفتم و گفتم: جانم به فدای شما، شما دلبستگی و اُنسم به پدرتان و دوری‌جُستنم از مردم را خوب می‌دانید.

امام فرمودند: «ابا‌خالد! راست گفتی. چه می‌خواهی؟ بفرما. گفتم: جانم به فدای شما. پدرتان، صاحب الامر را به گونه‌ای برایم توصیف کردند که اگر روزی او را در راهی ببینم، دستش را خواهم گرفت.

امام فرمودند: ابا خالد! دیگر چه می‌خواهی؟ گفتم: می‌خواهم نام او را بگویید تا با نامش او را بشناسم.

امام فرمودند: اباخالد! به خدا قسم! سؤال سنگینی از من پرسیدی. درباره امری پرسیدی که به هیچ‌کس نخواهم گفت و اگر قرار بود به کسی بگویم، به تو می‌گفتم. درباره چیزی از من پرسیدی که اگر فرزندان فاطمه (سادات) او را می‌شناختند، به او طمع می‌کردند و او را تکه‌تکه می‌کردند.)

و در واقع بسیاری از مؤمنان به دعوت مبارک از کشورها و از ادیان و مذاهب مختلف توسط رؤیاهای صادقه به پیامبران و رسول الله (ص) و ائمه (ع) حقانیت وصی و فرستاده ی امام مهدی (ع)، امام احمد الحسن (ع) برای آنها ثابت شد. بنابراین این تواتر رؤیاها چیست که اولیای خدا برای صاحب حق در عالم ملکوت گواهی می دهند؟

استخاره

از دیگر دلایل اثبات حقانیت امام احمد الحسن (ع) به اینکه وی وصی و فرستاده ی امام مهدى علیه اسلام است استخاره با قرآن در مورد حقانیت وی است که خداوند متعال در قرآن به ایشان شهادت می دهد.
مسلماً تمامی مردم در مسأله ی روایت و غیره تخصصی ندارند و متحیر می مانند لذا این یکی دیگر از دلایل تأیید حقانیت امام احمد الحسن (ع) می باشد.

آیا تا الان کسی را دیده اید که بگوید درباره ی من از خدا بوسیله ی شهادت عالم ملکوت و شهادت قرآن سؤال کنید؟؟؟ آیا این دلیلی بر حقانیت ایشان (ع) نمی باشد؟؟؟

از آنجا که استخاره نوعی پرسش و درخواست بنده از پروردگار می باشد و خداوند می فرماید:

(وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ (هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است).الطلاق:۳.

پس استخاره دلیلی برای تشخیص مصداق (حق) می باشد، پس ما می گوییم: قانونی که خداوند برای معرفت و شناخت حجت خویش بر زمین قرار داده، نص (وصیت) و علم و پرچم (بیعت برای خدا) است. و آل محمد (ع) این قانون را برای ما آشکار کردند و آن شیوه و روش شناخت حجت خدا در هر زمان می باشد.

و آگاه باشید که خداوند تبارک و تعالی، مؤید صاحب حق در عالم غیب همچون مکاشفه و شهود، الهام به قلب، شنیدن ندا و دیدن رؤیای صادقه می باشد، و حقانیّت او را بواسطه ی قرآن یا استخاره تأیید می کند؛ زیرا قرآن و خلیفه ی الهی تا روز قیامت، هرگز از هم جدا نمی شوند، پس قرآن به خلیفه ی الهی هدایت می کند و خلیفه ی الهی به قرآن؛ و خداوند می فرماید:

(إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً

(قطعاً اين قرآن به [آيينى] كه خود پايدارتر است راه مى ‏نمايد و به آن مؤمنانى كه كارهاى شايسته مى ‏كنند مژده مى‏ دهد كه پاداشى بزرگ برايشان خواهد بود).الإسراء:۹.

و آنچه از اهل بیت (ع) روایت شده این است که هر کس خواهان تکلم و صحبت با پروردگار باشد، دعا کند و هر کس می خواهد که خداوند با او صحبت کند، استخاره کند و استخاره از امور غیبی می باشد. و خداوند سبحان در کتاب کریم خویش روایات بسیاری را ذکر می کند که بر ایمان به غیب تأکید می کند از جمله فرموده های او:

(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ

(و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده و به آنچه پيش از تو نازل شده است ايمان مى آورند و آنانند كه به آخرت يقين دارند).البقرة:۳.

و متعال فرمود:

(الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ

([همان] كسانى كه از پروردگارشان در نهان مى ‏ترسند و از قيامت هراسناكند).الأنبياء:۴۹.

و می فرماید:

(إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ

(تنها كسانى را كه از پروردگارشان در نهان مى ترسند و نماز برپا مى‏ دارند هشدار مى‏ دهى).فاطر:۱۸.

و می فرماید:

(إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ

(بيم دادن تو تنها كسى را [سودمند] است كه كتاب حق را پيروى كند و از [خداى] رحمان در نهان بترسد [چنين كسى را] به آمرزش و پاداشى پر ارزش مژده ده).يس:۱۱.

و فرمود:

(مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ وَجَاء بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ

(آنكه در نهان از خداى بخشنده بترسد و با دلى توبه كار [باز] آيد).ق:۳۳.

و فرمود:

(إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ

(كسانى كه از پروردگارشان در نهان مى‏ ترسند برایشان مغفرت و پاداش بزرگی است).

پس تمام این آیات قرآنی بر ایمان به غیب و رضایت و خشنودی خداوند سبحان در مورد کسانی که به آنچه که بر زبان رسولش نازل کرده، ایمان می آورند دلالت می کند، و در آنچه که اهل بیت (ع) ذکر کرده اند، آمده که هر کس خواستار رضا و خشنودی الهی باشد پس بر اوست که به فرموده ها و اعمال و اقرارشان، تمسک جوید و از جمله ی این اعمال و فرموده ها و اقرار بسیار، ما تنها به بر گرفتن طرفی از آنها بسنده خواهیم کرد و آن از جانب استخاره می باشد: جائیکه استخاره، نوعی درخواست بنده از خداوند می باشد پس این امر مستلزمِ توکل بنده بر خالق خویش است و حُسن ختام و ظن را در آنچه که خداوند برای او رقم زده، مقدم می دارد و در دعایی از امام صادق (ع) آمده است:

(اللهم اجعلني اخشاك كأني اراك، واسعدني بتقواك، ولا تشقني بمعاصيك، وخر لي في قضاءك، حتى لا احب تعجيل ما اخرت، ولا تأخير ما عجلت).

(بار خدايا مرا از خـود تـرسـان كـن چـنـانـكـه گـويـا تو را به چشم ببينم و با تقواى نسبت به خودت مرا سـعادتمند گردان، و بوسيله ی نشاط در نافرمانيت مرا بدبخت مكن، و خير و سعادت مرا در حكم خود بخواه، و قضا و قدر خود را بر من مبارک گردان تا بدانجا كه پس افتادن آنچه را در آن شتاب دارى دوست نداشته باشم، و شتاب در آنچه پس افتادنش را خواهى نخواهم).اصول کافی ج۴ ص۳۶۸ روایت۱.

 

 امام صادق (ع) می فرمايد: (همانگونه كه سوره های قرآن را ياد می گرفتيم استخاره را همانگونه ياد می گرفتيم. و برای من فرقی نمی كرد اگر استخاره گرفتم بر چه وجهی قرار می گرفت).وسائل ‏الشيعةج۱ص۶۷ / بحارالأنوارص۲۲۵ج۸۸ / فتح‏ الأبواب ص۱۵۹.

 

و نيز مى فرمايد: (هر كس استخاره خدا را قبول كند و به آنچه خدا برای او خواسته راضى باشد، خداوند برای او خير خواهد).وسائل ‏الشيعة ج۱ ص۶۳ / وسائل‏ الشيعةج۷ ص۸۰ / الكافي ص۲۴۱ ج۸ / بحارالأنوار ص۲۵۶ ج۸۸.

و در مورد امام احمد (ع) استخاره در روایات وارد شده است که در باره ی وی استخاره کنید.

در غیبت نعمانی ص ۲۲۲ امام علی (ع) می فرماید: (اگر در مورد وی متحیر شدید با قرآن در مورد حقانیت استخاره گیرید).

استخاره در مورد قائم يا مهدى (ع)

جاء رجل إلى أمير المؤمنين (عليه السلام)، فقال له: (يا أمير المؤمنين، نبئنا بمهديكم هذا؟ فقال: إذا درج الدارجون، وقل المؤمنون، وذهب المجلبون، فهناك هناك. فقال: يا أمير المؤمنين، ممن الرجل؟ فقال: من بني هاشم، من ذروة طود العرب وبحر مغيضها إذا وردت، ومخفر أهلها إذا أتيت، ومعدن صفوتها إذا اكتدرت، ولا يجبن إذا المنايا هلعت ولا يخور إذا المنون اكتنعت، ولا ينكل إذا الكماة اصطرعت، مشمر مغلولب، ظفر ضرغامة، حصد مخدش ذكر، سيف من سيوف الله، رأس، قثم، نشؤ رأسه في باذخ السؤدد، وعارز مجده في أكرم المحتد، فلا يصرفنك عن بيعته صارف عارض، ينوص إلى الفتنة كل مناص، إن قال فَشَرَ قائل، وإن سكت فذو دعائر. ثم رجع إلى صفة المهدي (عليه السلام) فقال: أوسعكم كهفاً، وأكثركم علماً؛ وأوصلكم رحماً، اللهم فاجعل بعثه خروجاً من الغمة، واجمع به شمل الأمة، فإن خار الله لك فاعزم، ولا تنثن عنه إن وفقت له، ولا تجوزن عنه إن هديت إليه، هاه – وأومأ بيده إلى صدره شوقاً إلى رؤيته).
سليمان بن بلال گويد: امام صادق عليه السّلام از پدر خود و او از پدر خويش و او از حسين بن علىّ عليهم السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود: (مردى نزد امير المؤمنين عليه السّلام آمد و به او عرض كرد: اى امير مؤمنان ما را از مهدى خود آگاه كنيد، پس آن حضرت فرمود: هنگامى كه رفتنى ‏ها بروند و منقرض شوند و مؤمنان اندک شوند و آشوبگران از ميان بروند پس همان وقت همان وقت است، آن مرد عرض كرد: اى امير مؤمنان اين مرد از كدام قوم است؟ فرمود: از بنى هاشم از بلند مقام‏ترين طوائف عرب است و از دريائى كه از هر سو آبها بر آن سرازير است، اما نگاهى كه پناهگاه پناه‏جويان است و معدن زلال آن است بدان گاه كه همه تيره و ناصفا شوند، هنگامى كه مرگ شبيخون زند او را ترسى در دل نباشد و چون مرگ روى نمايد سستى و ناتوانى از خود نشان ندهد، و در ميدان نبرد و زور آورى آنجا كه دليران پشتشان به خاک آيد، عقب ‏نشينى نكند، دامن همّت به كمر زده و پر جمعيّت و پيروزمند و شير بيشه شجاعت باشد كه ريشه‏ كن‏ كننده ی ستمگران، پشتوانه ‏اى استوار و مردانه و شمشيرى از شمشيرهاى خدا باشد، سالار و پر خيرى است كه بزرگ‏ شده ی خاندان جلالت و شرف است، و ريشه ی مجد و بزرگواريش در اصيل‏ ترين ريشه‏ ها باشد، پس تو را هيچ موجب انصرافى- آن كسى كه به سوى هر فتنه‏ اى شتابان بگريزد و آن كس كه اگر سخن بگويد بدترين سخنگو است، و اگر خاموش نشيند خباثت‏ ها و فسادها در اندرون دارد- از بيعتش منصرف نكند. سپس آن حضرت به توصيف مهدى عليه السّلام بازگشت و فرمود: ساحت و درگاهش از همه ی شما گشاده ‏تر، و دانش او از همه شما فزونتر است، و خويشان و نزديكان را بيش از همه ی شما سركشى مى‏ كند و حفظ پيوستگى مى ‏نمايد. پروردگارا برانگيخته شدن او را مايه ی به درآمدن و سر رسيدن دلتنگى و اندوه قرار ده و به واسطه ی او پراكندگى امّت را جمع ساز، پس اگر خداوند براى تو خير (توسط استخاره) خواست پس عزم خود استوار گردان و اگر در راه رسيدن به خدمت او توفيق يافتى از او به ديگرى باز مگرد، و هر گاه به سويش راه يافتى از او در مگذر، (پس از اين سخنها) آه برآورد- و در اين حال با دست خويش به سينه ی خود اشاره نمود- و فرمود: چه بسيار به ديدن او مشتاقم).كتاب الغيبة – محمد بن إبراهيم النعماني – ص ۲۲۲ – ۲۲۱.

مسلماً همانطور كه در بالا اشاره شد تمامی مردم در مسأله‌ ی بررسی روايات و غيره گمان می كنند چون تخصص ندارند، لذا نمی توانند حقانيت اين موضوع را از طريق روايات درک كنند و لذا متحير می مانند. لازم به ذکر یک مسأله ی مهم می باشد که امام (ع) در روایات فوق در نحوه ی شناخت امام مهدی (ع) ابتدا قانون شناخت حجت الهی را تقدیم کردند که همان [وصیت و علم و دعوت به حاکمیت خدا] است، سپس راه حل دیگری در هنگام عدم شناخت آن مرد از امام مهدی (ع) تقدیم کردند.

پس امام (ع) در روایت فوق با نص ایشان [امام مهدی (ع)] را معرفی نمود و امر به اطاعتش فرمود و سپس ایشان را اعلم معرفی کرد.

استخاره به قرآن از روشهای امداد غيب خداوند نسبت به بندگان می باشد كه خداوند متعال هر بنده اى را كه بخواهد با آن تأييد می كند، و ما وراى قدرت بشر می باشد، و شما اى بندگان مسلمان به قرآن پناه ببريد و از خداوند نصيحت بخواهيد چونكه قران ناصح امين می باشد، و عجيب است كه انسان از خداوند خواستار نصيحت باشد و سپس به خداوند تهمت بزند، سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله.

از امام صادق سؤال شد: (گرامی ترين بندگان در نزد خداوند متعال كيست؟ حضرت فرمود: كسی كه بيشتر به ياد خدا بوده و ييشتر از همه مطيع او باشد. سؤال شد پس مبغوض‌ ترين و منفور ترين بندگان نزد خداوند كيست؟ آن حضرت فرمود: كسی كه خدا را متهم می كند! راوی سؤال كرد: آيا امكان دارد كسی خدای خود را متهم كند!؟ امام فرمود بله؛ كسی كه استخاره كرده و آنچه خيرش بوده پيش آمده ولی او اكراه دارد از آنچه پيش آمده و از نتيجه ی استخاره عصبانی و غضبناک است اين چنين فردی است كه خدای خود را متهم می كند).وسائل الشيعة ج: ۸ ص: ۸۰.

بنابراين، اين روش اثبات از ساده‌ ترين و محكم‌ ترين دلايل تأييد حقانيت امام احمد الحسن (ع) می باشد.
آيا تا الان كسی را ديده ايد كه بگويد درباره ی من از خدا بوسيله ی شهادت عالم ملكوت و شهادت قرآن سؤال كنيد؟؟؟ آيا اين خود بالاترين دليل بر حقانيت ايشان (ع) نمی باشد؟؟؟

اما آيا با استخاره به قرآن می توان حجت الهی را شناخت و آيا اين موضوع در روايات اهل بيت (ع) سابقه ای دارد؟

علی بن معاذ گفت من به صفوان بن يحيی گفتم چگونه بر (امامت) علی [يعنی امام رضا (ع)] مطمئن شدی، گفت: نماز خواندم و دعاء كردم و استخاره كردم و بر ايشان اطمينان پيدا كردم).كتاب غيبت شيخ طوسی ص ۵۵.

و در مورد يمانی (ع) در روايتی از مولا علی (ع) استخاره نيز وارد شده است كه اگر درباره‌ ی وی استخاره كرديد و خدا برای شما نسبت به حقانيت ايشان، خير خواست، هرگز او را رها نكنيد، همانطور که در روایت سابق آن را نقل کردیم.

و الحمد لله وحده، وحده، وحده

 

ادامه مطلب...

ویدئوی الصاق شده به آخرین پیام سید احمد الحسن

ویدئوی  الصاق شده به آخرین پیام سید احمد الحسن (ع) به مناسبت عید ولادت امام مهدی ع که دقایقی پیش در صفحه فیسبوک خود گذاشتند..

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف