wrapper

آخرین اخبار

دستورالعمل مکتب نجف برای امامان جمعه

دستورالعمل مکتب نجف برای امامان جمعه:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

به فضل خداوند متعال؛ امروز گردهمایی با ائمه عزیز و بزرگوارِ نماز جمعه از استان های مختلف عراق در مکتب سیداحمدالحسن(ع) در نجف اشرف برگزار شد؛ و گفتگو درباره انواع مسئولیت ها و وظایف ائمه نماز جمعه در برابر دین و جامعه انجام شد، که مهم ترین دستورالعمل ها و توصیه های مکتب مبارک بدین گونه بود:

اول: از ائمه نماز جمعه امید داریم که در بالا بردن فرهنگ و مدارک_علمیشان اهتمام بورزند، با مطالعه و فراگیری موارد زیر:

الف: فن خطابه و راه های قانع کردن و تاثیرگذاری، و اصول_علم_روانشناسی و اصول علم جامعه‌شناسی

ب: مطالعه تمدن ها و ادیان و تاریخ اسلامی به طور کلی

دوم: بر امام جمعه واجب است که به صفات مومنِ مبلغ آراسته گردد و اسوه ای نیکو برای جامعه باشد.

سوم: سزاوار است امام جمعه آشنا به اتفاقات و مراحل سیاسی و اجتماعی باشد تا از پس چاره آن و مطرح کردن آن در خطبه های جمعه راحت بر بیاید.

چهارم: ضروری بودن همکاریِ ائمه جمعه با نماینده مکتب مبارک در استان خودش

پنجم: ضروری بودنِ قرار دادن استراتژی برای تمرکز بر:

الف: یاری دادن قائم(ع) و تبلیغ و رساندن حق و هدایت به بیشترین عدد ممکن

ب: ترغیب و تشویق جامعه بر یادگیری علم و معرفت و ملحق شدن به حوزه علمیه[زیر نظر مکتب]

ج: ترویج دوستی و مودت و بخشودگی در جامعه مومن و اصلاح میان خود

د: وادار کردن مومنین به خیرخواهی نسبت به همه مردم و دوری از کراهت داشتن و کینه

هـ: تشویق مومنین بر بخشش و یاری قائم(ع) با مال برای آسان شدن کار موسسات دعوت مبارک

و: اهتمام به جوانان و تلاش برای پر کردن اوقات فراغت آنها و غنیمت شمردن توانایی آنها برای عمل و علم و مکارم اخلاق

ز: خالی نبودن خطبه های جمعه از مسائل زنان و فرزندان

ح: تشویق مومنین بر تأثیرگذاری آنها در جامعه و دور شدن آنها از بیکاری


و سپاس خدای جهانیان، و صلوات و درود بر محمد و آل پاکش، ائمه و مهدیین
مکتب سیداحمدالحسن(ع) در نجف اشرف
5 آگوست 2017 م
منبع خبر :  https://goo.gl/76iCZx

ادامه مطلب...

چرا خداوند ما را آفرید و ما کجا هستیم؟

چرا خداوند ما را آفرید و ما کجا هستیم؟
مجموع انرژی در جهان و جهانی از هیچ چیز؟
در مطالب پیشین، هنگامی که به بحث درباره‌ی انرژی تاریک پرداختیم، مشخص شد که چگونه فیزیکدانان توانسته‌اند با استناد به دلایل روشن و قابل اعتماد، مطمئن شوند جهان مسطح است. بر این اساس، اگر جهان مسطح باشد، برخی فیزیکدانان مانند دکتر لاورنس کراوس می‌گویند مجموع انرژی جهان مسطح برابر با صفر می‌باشد، به این دلیل که انرژی جاذبه‌ی منفی در مقابل انرژی مثبت ماده می‌ایستد و از آنجا که انرژیِ مثبتِ جهانِ مسطح، فقط برای گریز کفایت می‌کند، انرژی مثبت دقیقاً با انرژی منفی برابر است.
به این ترتیب، مجموع انرژی کل جهان صفر خواهد بود. به عقیده‌ی لاورنس کراوس و همفکران او، جهانی که مجموع انرژی آن صفر باشد، ممکن است از هیچ به وجود آمده باشد؛ زیرا هیچ انرژی خارجی در آن دخالت نداشته و به این ترتیب انرژی هستی و ماده‌ی آن، صرفاً محصول عملکرد داخلی است، و ناپایداری‌های کوانتومی در خلأ مبتنی بر اصل عدم قطعیت و مکانیک کوانتوم، تضمین‌کننده‌ی این ایده می‌باشد.  
به این ترتیب ناپایداری‌های کوانتومی، جهان را از هیچ پدیدار ساخته است، و بنابراین نیازی به دخالت خارجی در تکوین جهان وجود ندارد؛ چرا که در این صورت جهان به چنین دخالتی نیازی ندارد؛ بنابراین جهان به خودی خود و به واسطه‌ی ناپایداری‌های کوانتومی در خلأ ـ‌که بنا بر مکانیک کوانتوم، خلأ نمی‌تواند خالی از این ناپایداری‌های باشد‌ـ پدید آمده است.  
به این ترتیب نیازی به فرض گرفتن وجود خدایی که جهان را از خارج ابداع کرده، نمی‌باشد. این‌ها همه با صرف نظر کردن از فضایی است که ناپایداری‌های کوانتومی در خلأ، در آن اتفاق می‌افتند زیرا خود این فضا هر چند بی‌نهایت کوچک باشد، به شرح و تفسیر نیاز دارد و ما قبلاً در این مورد بحث نموده‌ایم.
بنابراین ما با فضا و ناپایداری‌های کوانتومی که طبق قوانین مکانیک کوانتوم یا به خصوص اصل عدم قطعیت در این فضا پدیدار می‌شوند، روبه‌رو هستیم. باید توجه داشته باشیم که اصل عدم قطعیت، هر چند بر این باور است که وجود ناپایداری‌های کوانتومی در فضا الزامی و حتمی است، ولی علت وجودی آنها را بیان نمی‌کند؛ علت و سبب پدیدار شدن این ناپایداری‌ها، مجهول مانده است و مکانیک کوانتوم می‌کوشد به وسیله‌ی الغای اصل علیت، از دلیل‌آوری در این خصوص چشم‌پوشی کند. این در حالی است که اصل علیت در همه‌ی رویدادهای درون جهان، در سطحی بالاتر از سطح کوانتوم ثابت و برقرار است.
قانون علیت در هیچ رویداد کیهانی حتی یک بار هم نقض نشده، چگونه فرض می‌کنند که این قانون در اینجا نقض شده است؟

چرا توانایی‌های ما -که قطعاً مطلق نیست- ما را به وجود داشتن این علت رهنمون نمی‌شود؟!
به نظر من الغای علیت در واقع فرار از ارائه‌ی راه حل است، نه یک راه حل. ما به سادگی می‌توانیم از طریق ایده‌ای که هیو اِوِرت مطرح کرده است دلیل بیاوریم که این دلیل، همان وجود داشتن کیهان‌های دیگری است که ممکن است برخی از آنها بر برخی دیگر اثرگذار باشد؛ در این صورت ناپایداری‌های کوانتومی عبارتند از آثاری از جهان مجاور جهان ما یا آثار عبور کننده در بین جهان‌ها.  
اینکه مجموع انرژی جهان یا برآیند نیروهای موجود در آن برابر با صفر است، به معنای نفی وجود خدا نمی‌باشد. آنها می‌خواهند بگویند: چیزی از خارج به جهان وارد نشده، بنابراین چرا باید از نیاز به وجود خدا دم بزنیم؟ ولی چه کسی گفته حتماً باید چیزی از خارجِ جهان به آن وارد شود، تا ما فرض وجود خدا را مطرح کنیم یا نیاز به فرض وجود خدا داشته باشیم؟! موضوع وجود خدا مستدل و ثابت شده است و دلایل علمی برای آن را ارایه نمودم؛ از جمله دقیق بودن ثابت کیهانی.
نظر شخصی من این است که اصولاً ورود چیزی از خارج جهان‌ها به درون آنها مجاز نیست و باید مجموع انرژی‌ها در آنها برابر با صفر باشد؛
زیرا وجود کلّیِ مخلوق نباید چیز دیگری غیر از عدم خودش باشد. اگر وجود کلی مخلوق، عدم نباشد، در مقابل ذات الهی قرار می‌گیرد و در این صورت ما به ورطه‌ی بزرگ‌ترین اشکال فلسفی و کلامی لاینحل کشیده می‌شویم؛ به این مضمون که وجود مخلوق در کجای خدا قرار دارد؟ آیا مخلوقات در ذات خلق شده‌اند یا در خارج از ذات؟
یا می‌توانیم سؤال را به این شکل مطرح کنیم: آیا خدا داخل در خلقش است یا خارج از آنها جای دارد؟

اگر وجود کلی مخلوق صرفاً عدم نباشد، هر پاسخی که داده شود، به یکی از دو وضعیت منجر خواهد شد: یا خدا حادث است و یا وجود مخلوق قدیم؛ و این یعنی نقض الوهیت مطلق یا نفی وحدانیت خداوند سبحان و متعال.
اینکه بگوییم: خدا نه داخل اشیا است و نه خارج از آن، یا مخلوقات نه در ذات خدا هستند و نه خارج از آن، پاسخ محسوب نمی‌شود، بلکه فقط انکار دو پاسخ قبلی است. البته به هر حال از دو پاسخ قبلی و آنچه از نقض الوهیت و وحدانیت خداوند سبحان و متعال برمی‌آید، بهتر است.
حقیقت آن است که وجود مخلوقات در برابر وجود خداوند سبحان ـ‌که وجودی حقیقی است‌ـ صرفاً یک وجود اعتباری است. وضعیت ما شبیه وضعیت ناپایداری‌های کوانتومی در فضا است که بدن‌های ما با آن به تکاپو و نوسان می‌افتد.

ما در مقابل خداوند سبحان، صرفاً عدم هستیم؛ چرا که اصولاً ما از عدم خارج نشده‌ایم؛ ما در عدم هستیم و عدممان را با خود به همراه داریم؛ در واقع جز خداوند سبحان چیز دیگری موجود نیست. شاید درک این عبارات برای برخی متدیّنین دشوار باشد، هر چند برهان علمی آن را پیش از خودش بیان داشته‌ام. البته حقایق علمی ثابت‌شده‌ی بسیاری وجود دارد -همچون مکانیک کوانتوم و نسبیت عام- که فهم آنها نیز دشوار می‌باشد. آیا فهم و درک اینکه یک الکترونِ تنها که یک ذره‌ی مادی است، می‌تواند در آنِ واحد از دو شکاف به یک صفحه وارد شود، آسان است؟!
یا به راحتی می‌توان این مطلب را درک کرد که زمان بُعد چهارم کیهان همانند ابعاد سه‌گانه‌ی مکان می‌باشد، و جرم زمین بر زمان تأثیر می‌گذارد و آن را در بافت مکانی خم می‌کند.

ما کجاییم؟!
پرسشی که در مبحث پیشین به آن پاسخ دادم، یکی از مهم‌ترین مسایل اعتقادی است -اگر نگوییم اولین و مهم‌ترین آنها- که بر انسان سنگینی می‌کند و از آنجا که آدمی در اول راه جست و جوی حقیقت قرار دارد، بر ذهن انسان گذر می‌نماید.
هر انسانی این پرسش را پیش می‌کشد و به این می‌اندیشد که:
ما کجاییم؟ یا ما نسبت به خدا در کجا هستیم؟ خدا ما را کجا آفریده است؟ آیا ما را در ذاتش آفریده یا در خارج از آن؟ اگر خارج از ذاتش هستیم، این خارج کجا است؟ آیا او این خارج را آفریده، سپس ما را در آن خلق کرده است؟، یا این خارج قدیم و ازلی است؟
مشخص است که نمی‌تواند قدیم و ازلی باشد زیرا معنای آن تعدد قدیم‌ها یا لاهوت مطلق می‌باشد؛ ولی اگر این خارج خلق شده، خلقت او کجا است؟ آیا خدا آن را در خارجی دیگر که قدیمی‌تر از آن است آفریده؟! این دیدگاه به تسلسل می‌انجامد تا در نهایت به یک خارج قدیم ازلی خاتمه یابد! اگر خارجی که ما را در آن آفریده قدیم ازلی باشد، یا به قدیم ازلی منتهی شود، تعدد قدیم‌ها پیش می‌آید! همچنین تعدد لاهوت مطلق! و چنین چیزی بی‌هیچ تردیدی باطل و شرک است.
وهابی‌ها به این عقیده‌ی فاسد قایل هستند و می‌گویند آفرینش در خارج از ذات صورت گرفته است. این ایده بسیار بدتر از عقیده‌ی تثلیث مسیحیان (اقانیم سه‌گانه) می‌باشد.
اما این سخن که ما در ذات او خلق شده‌ایم یعنی ذات او حادث است، زیرا محلی برای رخدادها می‌باشد؛ و با این عقیده، قدیم بودن او و لاهوت مطلق بودنش نقض می‌گردد.
هم این پاسخ که آفرینش در خارج قدیم ازلی است و هم پاسخ دیگر که در نهایت به خارج قدیم ازلی منتهی می‌شود، قابل قبول نیست؛ زیرا اگر چنین فرض بگیریم به معنای اضافه شدن بر وجود او می‌باشد و این یعنی تعدد قدیم‌ها. و اگر خلقت در او باشد، محلی برای وقوع حوادث خواهد شد و مفهومش این خواهد شد که او حادث است و آغازی دارد و در عین حال قدیم ازلی است. این امر محال است و یک چیز نمی‌تواند هم حادث باشد و هم قدیم.
به علاوه اعتقاد به وجود خارج از ذات یعنی نقض لاهوت مطلق خداوند سبحان؛ زیرا وجود مطلق او را نقض می‌کند و این خارج بودن، حدی برای او سبحان و متعال ایجاد می‌کند؛ زیرا او دیگر در این خارج نخواهد بود.
همان طور که می‌بینیم، این مسأله بسیار گیج‌کننده است و به همین دلیل معمولاً کسانی که در باب عقاید مطالبی نوشته‌اند، از پرداختن به این قضیه پرهیز کرده‌اند.
برخی مسلمانان پاسخی برگزیده‌اند که مفاد آن چنین است: او نه در اشیا است و نه در خارج از آن. این پاسخ بیشتر برای پاسخ ندادن به سؤال مطرح شده، تا حل این معضل، و در واقع بازتولید جمله‌ی منسوب به امام علی(ع) است که فرمود: «قَرِيبٌ مِنَ الْأَشْيَاءِ مِنْ غَيْرِ مُلَامَسَةٍ بَعِيدٌ مِنْهَا مِنْ غَيْرِ مُبَايَنَةٍ» (نزدیک است به چیزها بدون اينكه با چيزى تماس بگيرد، دور است از آنها، اما جدا از آنها نيست)
(قپانچی، مسند امام علی(ع)، ص ۱۴۵).

این پاسخ هم جواب مفصلی به این مسأله نبوده بلکه فقط انکاری است بر هر دو جواب غلط گفته‌شده؛
یعنی: خدا در اشیا است یا او خارج از اشیا است. اینکه ائمه(ع) این موضوع بزرگ عقیدتی را که به اثبات وجود خدا و توحید مربوط است و به شرح و بسط نیاز دارد، تشریح ننموده‌اند، به خاطر همان دلایلی است که پیشتر بارها گفته‌ایم؛ اینکه گاهی اوقات متشابهات به حال خود رها می‌شوند و توضیح داده نمی‌شوند تا حجتی از حجج الهی در زمان خودش آن را تفسیر و تبیین کند و دلیلی بر حقانیت او باشد. همچنین چه بسا گاهی اوقات مسایل روشن نمی‌شود، زیرا زمان آن فرا نرسیده و اهل آن مهیای شنیدنش نشده‌اند.
به عنوان مثال در زمان امام امیرالمومنین(ع) چه کسی می‌توانست معنای سرعت گریز یا تکینگی را دریابد یا درک کند که ماده، ضد خود را به همراه دارد یا پادماده چیست و بسیاری از مقولات دیگر را که در آن زمان، هنگام بیانش فرا نرسیده بود، دریابد؟
امام صادق(ع) فرمود: «نه هرچه دانسته شده، گفتنی است و نه هر چه گفتنی است، زمان آن فرا رسیده، و نه هر چه وقتش رسیده، اهل آن مهیای شنیدن آنند»
(حلی، مختصر بصائر الدرجات).
«به هر حال، وقتی او که روح راستی است، بیاید، شما را به تمام حقیقت رهبری خواهد کرد، زیرا از خود سخن نخواهد گفت؛ بلکه فقط درباره‌ی آنچه بشنود سخن می‌گوید و شما را از امور آینده باخبر می‌سازد»
عهد جدید، انجیل یوحنا، ۱۶

پیام فیسبوک احمدالحسن (ع)
تاریخ انتشار : 17 شوال 1438

ادامه مطلب...

حجیت رویای صادقه در کلام سید احمد الحسن (ع)

حجیت رویای صادقه در کلام سید احمد الحسن (ع):

آیا قرآن را نخواندید و در داستان یوسف(ع)  اندیشه نکردید که چگونه یعقوب(ع)  که پیامبر است و در قرآن که کتاب خداوند است، رؤیای یوسف(ع)  را دلیل تشخیص مصداق خلیفه خداوند شمرده است؟ همان یوسف (ع).

و یوسف را از تعریف‌کردن رؤیایش، برای برادرانش بازداشته است؛ به این خاطر که با این رؤیا، ایشان را تشخیص می‌دهند و درنتیجه اتفاقی که برای هابیل افتاد، امکان دارد برای ایشان بیفتد.

قالَ يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى‏ إِخْوَتِكَ فَيَكيدُوا لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبين[1] (گفت: اى پسرك من، خوابت را براى برادرانت حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏ انديشند، زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است).

  • آیا این اقرار قرآنی روشنی، نسبت به حجیت‌ داشتن رویا در تشخیص مصداق خلیفه خداوند در زمین نیست؟

  • آیا یوسف، در مدیریت اقتصاد کشور مصر و آماده‌سازی غذای مردم، به رویای فرعون تکیه نکرد؟

  • آیا خداوند، خودش را به عنوان گواهی عرضه نکرده است که خلیفه‌اش در زمین را با رویا و مکاشفه بیان کند؟

قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبيراً بَصيراً([2]) (بگو: ميان من و شما، گواه بودن خدا كافى است، چرا كه او همواره به [حال‏] بندگانش آگاه بينا است).

هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً ([3]) (اوست كسى كه پيامبر خود را به [قصد] هدايت، با آيين درست روانه ساخت، تا آن را بر تمام اديان پيروز گرداند و گواه‏ بودن خدا كفايت مى‏كند).

و الا پس چگونه خداوند، گواهی می‌دهد و چگونه خداوند، با بندگان کافر و مومن سخن می‌گوید و برایشان گواهی می‌دهد؟

آیا برای حواری‌هایی که عیسی(ع)  را یاری دادند، گواهی نداد؟

وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بي‏ وَ بِرَسُولي‏ قالُوا آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ [4] (و [ياد كن‏] هنگامى را كه به حواريّون وحى كردم كه به من و فرستاده ‏ام ايمان آوريد. گفتند: (ايمان آورديم، و گواه باش كه ما مسلمانيم).

آیا خداوند، خود و فرشتگان و اولیایش را به عنوان گواهانی برای صاحب حق و خلیفه خداوند در زمین، در رویا و مکاشفه عرضه نکرده است؟

لكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً[5] (ليكن خدا به [حقانيّت‏] آن‌چه بر تو نازل كرده است گواهى مى‏دهد. [او] آن را به علم خويش نازل كرده است؛ و فرشتگان [نيز] گواهى مى‏دهند. و كافى است خدا گواه باشد).

وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ [6] (و كسانى كه كافر شدند مى‏ گويند: تو فرستاده نيستى. بگو: كافى است خدا و آن كس كه نزد او علم كتاب است، ميان من و شما گواه باشد).

بنابراین، ای مردم! بسنجید و به هیچ فردی اجازه ندهید که شما را خوار بشمارد تا جایی که شما را در صف افرادی قرار دهد که فرستادگان و خلفای خداوند در زمین را تکذیب نمودند و درباره وحی خداوند، در رویاها و مکاشفه‌ها گفتند: خواب‌های پریشان است و خداوند، سخن پلید آنان را که احمقان امروز، بدون دقت تکرار می‌کنند، این‌گونه تعریف کرده است:

بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ [7] (بلكه گفتند:خوابهاى شوريده است، [نه‏] بلكه آن را بربافته، بلكه او شاعرى است. پس همان گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد، بايد براى ما نشانه‏ اى بياورد).

ای مردم! فقهای گمراهی و یاران‌شان، شما را فریب ندهند. بخوانید. جست و جو کنید. دقت کنید. بیاموزید. و خودتان، حقیقت را بشناسید. به هیچ فردی تکیه نکنید تا برای آخرت شما تصمیم بگیرد و فردا پیشیمان شوید که پشیمانی سودی ندارد.

وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبيلا [8] (و مى‏گويند: پروردگارا، ما رؤسا و بزرگتران خويش را اطاعت كرديم و ما را از راه به در كردند).

این نصیحت من به شماست و به خدا سوگند! این نصیحت فرد مهربان، به شماست که نسبت به شما، رحمت دارد. در آن، دقت کنید و شبان را از گرگان تشخیص دهید.

بخشی از خطبه محرم (5 محرم الحرام 1432)

 

پی نوشت ها :

1- يوسف:5  

2- الإسراء:96

3- الفتح:28

1- المائدة:111

2- النساء:166

3- الرعد:43

4- الأنبياء: 5  

1- الأحزاب: 67

ادامه مطلب...

تکذیب و انکار رویا بین نادانی و بی‌دینی

تکذیب و انکار رویا بین نادانی و بی‌دینی:

دانشکده دروس عالی دینی و لغوی/ استاد احمد حطاب

 تکذیب و انکار رویا بین نادانی و بی‌دینی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

الحمد لله ربّ العالمین، و صلّى الله على محمّد و آل محمّد، الأئمة و المهدیین و سلّم تسلیماً

از سالن اجتماعات کنفرانس دروس عالی دینی و لغوی شهر نجف به تمام حاضرین، سروران و روحانیون بزرگوار حاضر در دیدار هفتگی‌مان خوش‌آمد می‌گوییم. و همچنین عرض سلام داریم، خدمت تمام کسانی‌که این نشست‌ها و دیدارهای هفتگی را مشاهده می‌کنند. دیدار امروز با موضوع خواب خواهد بود که استاد احمدحطاب فیصلی آن را برای ما مورد بررسی و گفتگو قرار می‌دهد. پس از ایشان دعوت می‌کنیم.

 بفرمایید.

استاد احمد: سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری: درود خداوند بر شما باد، خوش آمدید. امروز به امید خدا، بحث ما در رابطه با خواب دیدن و انکار خواب و رویا خواهد بود. لذا امید است که بحث‌ جالب و ممتازی باشد.

استاد احمد: سلام علیکم و رحمه الله و برکاته بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلوات خدا بر محمد و آل محمد؛ ائمه و مهدیین و سلم تسلیما.

بحث مورد بررسی: تکذیب رویا بین جهل و بی‌دینی

خواب و رویا، یک چیز زیبایی است؛ در حالی‌که امر عظیم و بزرگ و وحی الهی است که می‌تواند انسان را به مراتب عالی ملکوتی برساند. و انکار رویا، همان امر مهم است. در حقیقت این انکار، در همه‌ی خواب‌ها واقع نشد. رویا و خواب، امری است که تمام تحصیلات عالی به آن اعتراف می‌کنند و حتی بی‌دین‌ها و ملحدانِ به وجود خدا، آن را اقرار دارند و هیچ انسانی وجود ندارد که خواب نبیند. ولی آنچه که انکار بر آن واقع شده است، همان: خواب از جانب خداوند است یا بهتر است، بگوییم: رویای صادقه.

انکار از دو جهت اتفاق می‌افتد:

جهت اول: پیروان مکتب فروید و روان‌شناسان و همچنین بی‌خدایان و بی‌دین‌هاست.

و جهت دیگر: نادانان دین، در تمام ادیان آسمانی.

نظریه جهت اول را که همان پیروان مکتب فروید هستند، می‌توان با یک دلیل رد کرد که رویای صادقه از آینده خبر می‌دهد. پس اگر برای این دلیل پاسخی نداشتند، ناتوانی آنها به اثبات می‌رسد و برای آنها اثبات می‌شود که هیچ دلیل و برهانی در مقابل اینکه رویا از جانب خداوند باشد، ندارند و همچنین ثابت می‌شود که این امر، یعنی رویا بر یک امر غیبی استوار است. در حقیقت ببینیم که بزرگ و استاد آنها، فروید در این باره چه نظریه‌ای دارد؟

در کتاب تفسیر رویای (فروید) می‌خوانیم که می‌گوید: «آنچه درباره‌ی قوای رویا از آینده گفته می‌شود، جای بحث است که (اعتبارات و نظرات) در مقابل همدیگر قرار می‌گیرند که هیچ دلیلی وجود ندارد. یعنی دلیلی ندارند که این احتمال را رد کنند.

فقط اموری که از روی عناد ذکر می‌کنند و شکی نیست اگر ما از انکار همه‌ی مصادر دوری کنیم، بهترین کار را کردیم.

 یعنی او سعی می‌کند که از برخورد با این امر دوری کند؛ چرا که آن‌ها در این مبارزه با شکست مواجه می‌شوند. تنها به زودی به بعضی از حالات روان‌شناسی اشاره خواهیم کرد. در واقع کتاب او یا بعضی از تالیفاتش را مطالعه کردم و هیچ نتیجه‌ای نیافتم که او تفسیری از اخبار غیبی بر رویا را مورد بررسی قرار داده باشد. در حقیقت او در این امر ناتوان بوده و همچنین ما از تمام دانشمندان روان‌شناسی و زیست‌شناسی ( علوم کاربردی / علوم انسانی) درخواست داریم که حداقل مفهوم یا تفسیری علمی و منطقی برای اخبار غیبی در رویا و خواب پیدا کنند. یادم می‌آید که با یکی از بی‌دین‌ها بحث می‌کردم که بحث خود را به رد رویا شروع کرد و ادعا داشت که رویا از خود نفس انسان سرچشمه می‌گیرد. پس به او گفتم: این‌گونه با من بحث نکن!

فقط به این سوال پاسخ بده که: آیا رویایی که از غیب خبر می‌دهد از جانب خداست یا از نفس انسان نشأت می‌گیرد؟ و اگر از خود نفس باشد، پس چگونه از آنچه فردا اتفاق می‌افتد، اطلاع پیدا می‌کنی؟ پس سکوت اختیار کرد و هیچ دلیلی نداشت که از عقیده و باور خود دفاع کند. این از جهت اول بود که نتیجه‌ی آن، این‌گونه شد.

ما از هر جهت و هر شخص، منتظر پاسخ علمی هستیم که با عقیده خود بخواهد رویای صادقه را به عنوان یک دلیل غیبی و وحی الهی رد کند. از او انتظار می‌رود که تفسیر خود را تجزیه و تحلیل کند و گرنه پاسخی برای این دلیل ندارند و بهتر است، بیشتر مطالعه کنند و اعلام کنند که دلیل و پاسخی ندارند.

اما جهت دیگر، انکار رویا نادانان و جاهلان دین از ادیان الهی هستند که حقیقت رویا را تکذیب می‌کنند؛ چرا  حقیقت رویا را تکذیب می‌کنند؟ این امر دلایل مختلفی دارد اولاً: اینکه رویا، امر مختلطی است که رتبه‌بندی ندارد. در واقع این مسئله‌ی بی‌هدفی است و این اختلاط امری است که انسان به هنگام حصر در یک جهت معین و زاویه مشخص واقع شود که دلیلی بر اعتقاد خود ندارد و می‌گوید: رویا از نفس خود انسان نشأت می‌گیرد. ثانیاً: چگونه می‌توان بین دروغ و حقیقت، تفاوت گذاشت؟ همچنین تعداد زیادی به این امر استدلال می‌کنند که چگونه رویای صادقه و دروغ را از هم تشخیص داد؟ لذا به همین دلیل رویا را بطور کلی تکذیب می‌کنند.

قسمت سوم: اگر شناخت رویای صادقه ثابت شد، چگونه آن را بفهمیم و مشخص کنیم؟

در واقع قضیه فهم رویا قضیه‌ای پیچیده است که اشخاص زیادی، به دین استدلال می‌کنند که رویا امری مبهم و غیر قابل فهم و درک است. پس چگونه معنای آن را درک کنیم؟ بنابراین امر رویا را رد می‌کنم و به آن استدلال نمی‌کنم و اهمیتی نمی‌دهم. این سه نقطه مورد اشاره، به علت و دلایلی احتیاج دارد و علت اول که اشکال اول را تفسیر و تعبیر می‌کند، همان تقسیم رویاست: تقسیم رویا مسئله اختلاط و در‌ هم‌آمیختن را رفع می‌کند. خواب‌ها و رویاها یا اینکه صادقه باشند که از جانب خداوند وحی می‌شوند و در تمام ادیان الهی و آسمانی ثابت شده است، چه در قرآن کریم و چه در انجیل و چه در تورات یاد شده است و هیچکدام از اصحاب ادیان آسمانی، وجود آن را انکار نمی‌کند. بنابراین رویا در دو حالتش وجود دارد یا اینکه صادقه باشند یا به دروغ و دین از هر دو حالت غافل نبوده و همان‌طور که در مطلب گذشته گفته شد، این مورد در تمام ادیان الهی ذکر شده است. اکنون می‌توان گفت که: رویای کاذبه به چند قسمت تقسیم می‌شود؛ در حالی‌که رویای صادقه نیز به چند قسمت تقسیم می‌شود.

 نسبت به رویای صادقه که به قسمت‌های بشارت‌دهنده، هشدار دهنده و بیم‌دهنده هستند و رویا کفاره‌ی مومن است و همچنین سخن نفس به ذکر اهل بیت ع است ، در واقع این تقسیمات ثابت نیستند و رویا به این تقسیمات محدود نمی‌شود و ممکن است تقسیمات دیگری (از رویای صادقه) وجود داشته باشد. ولی در اینجا نمی‌توان به همه آن‌ها اشاره کرد و برای استدلال این چند مورد کافی است. بنابراین برای رویای بشارت‌دهنده و هشدار‌دهنده، روایات زیادی وجود دارد. امام موسی بن جعفر (ع) می‌فرمایند: رویا بر سه قسمت است: بشارتی از جانب خداوند و اندوهگین‌کننده تا آخر روایت و... همچنین هشدار دهنده: امام صادق (ع) می‌فرمایند: «اگر بنده‌ای خداوند را عصیان گفته و گناهی انجام داده باشد و در این حالت خداوند خیر او را بخواهد، بنابراین در خواب رویایی به او نشان می‌دهد که او را بترساند و او را از آن گناه دور کند.» یعنی برای این قضایا و امور مهم حتی نقش و وظیفه رویا در این حالت برای بنده مشخص می‌شود و گرنه فایده این رویاها و این استدلال‌ها برای قضیه رویا چیست؟ همان‌طور که گفته شد؟ رویا کفاره‌ی (صدقه مومن است که در این‌باره، امام صادق (ع) می‌فرماید: کمترین چیزی که خداوند ولایت‌مدار ما را با آن پاک می‌کند، آن است که یک رویای ترسناک و هشداردهنده به او نشان بدهد و به وسیله آن، به اندوه می‌آید که در این‌صورت با دیدن آن رویا، برای او صدقه‌ای به حساب می‌آید.

اما درباره‌ی حدیث نفس به اهل بیت (ع) امام موسی بن جعفر (ع) این‌گونه می‌فرمایند: «اگر (شخصی) نزد خداوند حاجتی دارد و بخواهد ما را ببیند و جایگاه ما را مشاهده کند، پس به مدت سه شب غسل کند و ما را ندا کند. بنابراین می‌تواند ما را ببیند و به وسیله ما، مورد مغفرت قرار می‌گیرد. حدیث نفس، همان مناجات اهل بیت (ع) است که مشاهده آن‌ها را از خداوند متعال بخواهیم.

همچنین قسمت دوم که همان رویای کاذبه و دروغ است و اندوه از جانب شیطان می‌باشد. رویا بر سه قسمت است که یکی از آن‌ها، ترسی از جانب شیطان است تا انسان را به وسیله آن بترساند و اندوهگین سازد. و همچنین وحشت‌ها و دل مشغولی‌هایی دارد که درون انسان شکل می‌گیرد و از امور دنیوی است. طبیعتاً انسان، دل مشغولی‌هایی دارد. این ترس‌ها و رغبت‌ها و دل مشغولی‌هایی است که درون انسان اتفاق می‌افتد و عقل باطن درون انسان، رویا را بوجود می‌آورد و آن دل مشغولی‌ها را به شکل خواب در می‌آورد. و انسان آن را به شکل رویا و خواب می‌بیند. این امور از مواردی است که از نفس نشأت می‌گیرد که در واقع حقیقتی ندارند. بلکه تنها یک خیال است و از جمله رویاهای صادقه نیست. بنابراین اهل بیت (ع) دو حالت موجود در رویا را ذکر نمودند: حالت رویای صادقه و رویای کاذبه!

در این‌صورت دلیل و برهانی بر اینکه در قضیه رویا اختلاطی وجود دارد، موجود نیست. امام صادق (ع) می‌فرمایند: «ای مفضل! به رویا اندیشه کن که چگونه تدبیر می‌شود و صدق و کذب آن مشخص می‌شود. اگر همه رویاها راست بود، پس همه مردم پیامبر می‌شدند و اگر همه تکذیب می‌شد، در آن منفعتی نبود. بلکه به صورتی در می‌آید که معنایی ندارد و مردم آن را باور می‌کردند. پس گاهی اوقات، مردم به خاطر منفعتی آن را به مصلحت خود باور می‌کنند و به وسیله آن هدایت می‌شوند یا ضرری است که به وسیله رویا، به آنان هشدار داده می‌شود و در بسیاری از اوقات، تکذیب می‌شود؛ چرا که به طور یقین، به آن اعتماد نمی‌کند. درنتیجه این قضیه، واضح فصل‌بندی و تقسیم‌بندی شده است و این‌گونه نیست که بعضی‌ها اعتقاد دارند که در قضیه، اختلاط وجود دارد. و اشکال دوم، این است که چگونه صدق و کذب قضیه را در یک دیدگاه مشخص نمود و آنها را از هم جدا ساخت؟

فطرت آدمی و وجدان:

طبیعتاً هر انسانی، فطرتی دارد که خداوند متعال، او را بر آن فطرت پدید آورده است. و بهترین نمونه برای این قضیه فرعون (لع) است. فرعون (لع) که انسانی کافر بود. اما یک رویایی دید که در آن تعدادی گاو و تعدادی خوشه گندم و همچنین دید گاوهایی ضعیف و لاغر، گاوهای چاق و فربه را می‌خورند. این اتفاق چگونه برای یک انسان کافر و غیر مومن رخ می‌دهد؟ در واقع در این قسمت، مخاطب ما مومنان هستند. ما از قضیه بی‌خدایان گذشتیم. اگر این انسان کافر تشخیص داد که این خواب یک رویای صادقه بود و بعضی از تعبیرکنندگان خواب را جهت تاویل دعوت کرد؛ در حالی‌که تاویل آنها را قبول نمی‌کرد؛ چرا که می‌دانست این یک رویای صادقه است. پس چگونه دانست که این خواب یک رویاست؟ همچنین مسیر و آینده یک کشور بطور کامل، براساس این رویا بنا نهاده شد؛ نه تنها یک کشور. بلکه تمام مناطق و شهرهای مجاور مصر نیز، از این رویای فرعون بهره بردند. بنابراین مسئله، مسئله‌ی فطرت درونی انسان است که هر انسانی در درون خود این فطرت را دارد. بلکه این انسان است که کوتاهی می‌کند و این فطرت را از نفس خود بدور می‌سازد و این امر از دست او ساخته نیست.

مورد دوم: شمولیت رویا بر رمزهای حکمت آمیز: اسرار و رموز حکیمانه، امری معروف و مشهور است که در روایات و کتاب‌های آسمانی ثابت شده است و حتی فروید در مسایل درمانی بیمارانش از راز و رمز رویاها بهره می‌برد. رمز و رموز رویاها، برای او مورد اعتماد بود و آنها را از ادیان برمی‌گرفت؛ چرا که او شخصی یهودی بود. همچنین این رموز حکیمانه‌ی رویاها، یک دلیل و برهان به شمار می‌آمد. خواب و رویا اگر رمز و رموزی داشت، بنابراین رویای صادقه به حساب می‌آید و در غیر این‌صورت یک خواب بیهوده و بی‌هدف بیش نیستند و این حال خواب‌هایی که از جانب خداوند متعال نیستند. یعنی تنها یک خواب بی‌معناست.

حالت بیننده‌ی خواب و درخواست رویا: حالت بیننده خواب. بیننده خواب، خود رویا را تشخیص و حفظ می‌کند. در واقع چگونه آن را می‌طلبد و حفظ می‌کند؟ آن را با عمل بطلبد، با درخواست و التماس، با ذکرها و دعاهایی که از جانب اهل بیت (ع) ایراد شده‌اند. از جمله روزه و دعا و همچنین قرائت قرآن، در یک زمان مشخص تا رویایی را از خداوند بطلبد که او را به چیزی هدایت کند و یا او را از چیزی باز دارد. درنتیجه این از جمله موادی است که رویا را محفوظ نگه می‌دارد.

شمولیت رویا بر معصوم: این مورد از قوی‌ترین دلایل رویاست که ثابت می‌کند، رویا از جانب خداوند متعال است و خالی از هر گونه دروغ و کذب می‌باشد.

اهل بیت (ع) در این باره روایات زیادی ذکر نموده‌اند: از جمله این روایات:

«هر کس ما را ببیند، در حقیقت واقع ما را دیده است و شیطان به ما تمثیل نمی‌شود.»

و امثال این روایت زیاد هستند؛ در صورتی‌که هیچ کدام از مسلمانان (سنی و شیعه) آن‌ها را تکذیب نمی‌کنند. اما تنها یک اشکال دارد. شاید بگویند: کسی در این زمان ( امروزه ) وجود دارد که رسول خدا (ص) را دیده باشد؟ این چیزی است که بسیار رایج شده است و من همیشه می‌شنوم. این نیز رد شده است؛ چرا که بسیاری از ائمه (ع) در زمان‌های دور و متعدد فرموده‌اند که: کسی که بخواهد رسول خدا (ص) را ببیند، در حقیقت، واقع مرا دیده است؛ چرا که من در هر صورتی مشاهده می‌شوم. بنابراین شکل‌ها بصورت یک شکل ثابت و معینی نیستند. یعنی عالم ملکوت با این جهان متفاوت است. در واقع شکل‌ها و صورت‌ها، در آن مختلف و متفاوت هستند. به قسمت سوم از اشکالات منتقل می‌شویم و آن هم فهم و درک رویاست: فهم رویا نیز جهت‌های مختلفی دارد:

جهت اول همان (ارائه نمودن) به حجت خداست. یعنی حجت خدا در زمانی وجود دارد و «هیچ وقت زمین، از وجود حجت خدا خالی نمی‌ماند.» هر وقت رویا برای حجت خدا ارائه می‌گردد، ایشان آن را برای تو تحکیم و تحفیظ می‌سازد و تعبیر و معنای آن را برای تو نمایان می‌کند. و این امر در تمام فرهنگ‌ها و ملت‌ها ثابت شده است.

شهادت خداوند که به تأویل نیازی ندارد؛ چون شهادت خداوند، امری صریح و واضح است. پس به تأویل نیازی ندارد. پس رویا شهادت خداوند است که شاید دریافت‌کننده، معنای شهادت خداوند را نداند. شهادت خداوند، آن است که برای معصوم شهادت می‌دهد. یعنی معصوم وقتی فرستاده می‌شود، به یارانی احتیاج دارد. پس خداوند متعال از طریق عالم ملکوت، او را یاری می‌دهد و در طی یک رویا برای او شهادت می‌دهد که این معصوم، از جانب خداوند است و عصمت او تعیین شده است. و بر مردم واجب است که برای یاری او برخیزند و این قضیه برای تمامی حجج خداوند اتفاق می‌افتد که این قضیه غیبی اتفاق می‌افتد و هیچ حجتی به صورت ظاهر موجود نباشد. پس این‌گونه رویا، شهادتی از جانب خداوند سبحان به حساب می‌آید و از جمله دلایل دیگر به شمار می‌آید.

همچنین سوال خداوند: سوال خداوند سبحان و متعال، این‌گونه است که: از خداوند طلب رویا داشته باشی. سپس تأویل آن رویا را از جانب خداوند بطلبی. در این‌صورت خداوند، تأویل آن رویا را برای تو مهیا می‌سازد و آن را برای تو می‌فهماند. شاید تجربه‌ها و داستان‌های زیادی، در روایات وجود دارد که ثابت می‌کنند. ممکن است، خداوند متعال تأویل رویا را برای انسان می‌فهماند. یعنی ممکن است، رویا طوری باشد که خداوند متعال، آن را طوری به انسان نمایش می‌دهد که خالی از هرگونه رمز و رموزی باشد و بسیار واضح و آشکار باشد.

مورد چهارم: همان اندیشیدن به رویا و اعتماد به راز و رمزهای معروف و مشهور است: رمز و رازهای رویاها، در کتاب‌های متعددی فصل‌بندی شده است و هر کدام از این رمزها به نحوی اشکال و صورت‌های متعدد متفاوتی دارد که در اینجا می‌توان به چند روایت در این‌باره اشاره کرد:

امام صادق (ع) فرمودند : کوزه بر یازده شکل تأویل می‌شود. در حقیقت، این تنها نمونه‌ای از تأویل‌های متفاوت است؛ وگرنه روایات زیادی در این‌باره از اهل بیت (ع) نقل شده است. کوزه یازده شکل تأویل شده است که از جمله آنها «زن و خدمتگذار» هستند. همچنین امام صادق (ع) جامه را بر هفت شکل تأویل می‌کند: دینداری، عزت، و ثروت و منزلت و همچنین منفعت و غیره تأویل می‌کند. بنابراین این رمزها، ممکن است برای هر انسان بیننده خواب و رویایی بتواند، از آنها بهره ببرد و به سادگی رویا را رد نکند و خود را در این امر به زحمت بندازد؛ تا از این پیام اِستقبال کند؛ چرا که «رویا» یک پیام الهی است. رویا برای هر کسی که از اهل کتاب و از اهل دین باشد، یک پیام الهی است و از جانب خداوند متعال تلقی می‌شود. پس اگر پیام از جانب خداوند متعال باشد، بر انسان واجب است تا جهت درک و فهم آن سعی کند و بکوشد این پیام را بخواند و بفهمد و از آن استفاده کافی ببرد. البته این راز و رمزها در عالم ملکوت، معنای متفاوتی با این جهان دارند.

به عنوان مثال: شجاعت که یک شکل و صورت دارد، در این جهان شکل مشخصی ندارد. لذا می‌بایست به شکل رمزی مشاهده شود. رمزها اشاره‌ای جهت فهم و درک رویا هستند که برای تأویل باید آن‌ها را با واقعیت مشخص مقایسه کنیم. هر شخص آن رمزها را با وضعی که در آن زندگی می‌کند و محیط پیرامون خود مقایسه کند و حتی به جامعه‌ای و آداب و رسوم خانواده‌هایی که به آن اختصاص دارد، اشاره می کند تا درک و فهم رویا آسان‌تر شود.

و الحمدلله رب العالمین و صلوات و درود خداوند بر محمد و آل محمد؛ ائمه و مهدیین... و عرض معذرت، بخاطر اِطاله کلام.

مجری: استاد احمد! جهت این بحث بسیار جالب، از شما سپاسگذاریم.

استاد احمد: خدا خیرتان بدهد.

مجری: ما چند سوال، برای شما مطرح می‌کنیم. سپس وقت را در اختیار برادران قرار می‌دهیم.

استاد احمد: در خدمت شما هستم.

مجری: در حقیقت من تنها یک سوال دارم و اِطاله کلام نمی‌کنم. سوال من، این است که: رویا از چه زمانی شروع شد؟ آیا تاریخ و زمان مشخصی دارد یا اینکه از زمان خلقت و آفرینش بشر بر زمین شروع شده است؟

استاد احمد: یک روایتی است که امام احمدالحسن (ع) در کتاب توهم بی‌خدایی، به آن اشاره کرده‌اند که: رویا از زمان حضرت آدم (ع) شروع شده بود.

مجری: بله .

استاد احمد: بله.

مجری: یعنی اینکه رویا، حجت و دلیل حضرت آدم (ع) بر قومش بود؟ پس چگونه حجیت خود را بر مردم ثابت کند؟ آنها از ایشان، برهان خواستند؟

استاد احمد: البته که ایشان به این امر احتیاج داشت که حجیت خود بر مردم را ثابت کند و بنده اشاره کردم که رویا، شهادتی از جانب خداوند است. پس چگونه حجیت خود را بر مردم ثابت کند؛ در حالی‌که آنها از ایشان برهان می‌خواستند! پس از خداوند متعال درخواست کرد که همه مردم یک رویایی دیدند و برای آنها ثابت شد که ایشان حجت خداوند است. پس مردم ایمان آوردند.

مجری: بله، آفرین بر شما. حضار محترم و بینندگان گرامی، یعنی اکنون یک برهانی داریم که رویا حجیت آدم (ع) بر مردم بود و تنها حجیت و برهان ایشان بر مردمی که در بین آن‌ها مبعوث شد، همان رویا بود؛ چرا که رویا در بین مردم، قبل از آدم (ع) در سلسله مراتب پیشرفت مشهور وجود نداشت. آن‌ها در آن زمان، رویا نمی‌دیدند و حضرت آدم (ع) اولین کسی بود که با عالم ملکوت ارتباط داشت و می‌توانست رویا ببیند. اگر یکی از برادران سوال دارد.

شیخ صادق: ممکن است، میکروفون را بدهید؟

 بله.

شیخ صادق: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. صلی الله علی محمد و آل محمد الائمة و المهدیین و سلم تسلیماً. از استاد احمد بخاطر این بحث سپاسگذارم. در حقیقت موضوع خواب و رویا از جمله بزرگ‌ترین مسایل است که در بحث‌ها و گفتگوهای عقیدتی مطرح می‌شود. موضوع علمی که انسان را به محیط غیب متصل می‌سازد. یعنی واسطه‌ای که انسان را به عالم غیب مرتبط می‌سازد و متصل می‌کند، همان رویا یا یکی از راه‌های ارتباطی غیبی می‌باشد. به موضوع فصل‌بندی رویا و همچنین رمزهای رویا اشاره نموده‌ای. رمز و رموزی که شکل‌های متفاوت تأویل در آن واقع می‌شود. همچنین به یکی از جهت‌های رویا که همان حکم رویاست، اشاره کردی که حکم آن ارجاع به معصوم می‌باشد. در صورت عدم وجود معصوم به دلالت و معنای رویا، هر چه که از آن دریافت می‌شود، دلالت و معنای ظنی خواهد بود. بعد از این مسئله، آیا دلیلی وجود دارد که به انسان اجازه می‌دهد، بدون وجود معصوم، به رویای خود عمل کند؟

استاد احمد: بله.

مجری: ان شاء الله که واضح است؟

استاد احمد: بله واضح است. شیخ! عمل به رویا، به عنوان یک تکلیف است ... عمل به رویا، جز به واسطه معصوم ممکن نیست. یعنی اینکه رویا طوری به سراغ انسان می‌آید که در آن تکلیف یا عمل به وظیفه‌ای باشد. حتی اگر رویا عمل به عبادتی باشد: از جمله اینکه، اینگونه نماز بخوان یا دعای فلانی را در فلان شب بخوان. این همان چیزی است که تو به آن عمل می‌کنی. در این‌صورت باید به معصوم ارجاع کنی؛ چرا که در آن تکلیف و وظیفه‌ای در کار است. در این‌صورت باید به معصوم ارجاع کنی. در واقع، ما درباره‌ی رویا به طور کلی می‌گوییم. تو به عنوان بیننده‌ی رویا باید چیزی از آن را بفهمی و درک کنی؛ وگرنه چرا رویا به وجود آمد؟ دلیل وجود رویا چیست؟ رویا به طوری است که اگر برای تو ضرری باشد، آن را از تو دفع کند یا اینکه برای تو منفعتی باشد که آن را برای تو جلب کند. این ممکن است به همین سادگی رخ دهد. یعنی اینکه شما چیزی از رویا را بفهمی. اما بر آن ترتیب اَثری اتفاق نیفتد. مثلاً اینکه من مردم را به دعا‌خواندن دعوت کنم؛ چون من این‌گونه خواب دیدم که دعا می‌کردم.

مجری: من نیز از سوال شیخ صادق چیزی را بیاد آوردم. یک مسئله‌ای به ذهنم خطور کرد که: آیا ممکن است، عقیده‌ای را براساس یک رویا برگزیند؟

استاد احمد: خیر، عقیده از جانب معصوم است.

مجری: بله، در عقیده، چگونه از رویا می‌توان بهره برد؟ یعنی چگونه؟

استاد احمد: رویا تو را هدایت می‌کند. یعنی اینکه اگر عقیده است، صحیح باشد. پس خودت را در بهشت می‌بینی. پس درک می‌کنی که عقیده است و صحیح است.

مجری: بله. آفرین بر شما. از  بین برادران، یکی سوالی دارد. شیخ احمد ممکن است، میکروفون را بدهید؟

شیخ حلی: بسم الله الرحمن الرحیم، اللهم صل علی محمد و آل محمد ...

استاد احمد: خدا خیرتان دهد.

شیخ حلی: تنها یک مسئله‌ای است. ولی باید مرا تحمل کنی. در حقیقت در مسئله اصل روی،ا یک مشکلی هست! بنده یک سوالی دارم که ممکن است به دو سوال تقسیم شود: سوال اول اینکه: اگر من خواب ببینم: در واقع آن صورت، صورت‌ها و شکل‌ها را می‌بینم یا حقیقت آن چیزی را که می‌بینم؟ این از مسئله اول: و اگر صورت‌ها را مشاهده کنم، مثلاً صورت معصوم اگر با من صحبت کند و صورت جامد باشد، پس باید واضح باشد و اگر عین حقیقت باشد که در ذهن انسان مبادرت کند، مثلاً در آسمان اول یا آسمان دوم، آیا شخص کافر در خواب، به آسمان اول یا دوم رفع می‌شود؟ آیا در واقع می‌تواند در آسمان‌ها با بعضی از معصومین (ع) یا پیامبران و یا حتی فرشتگان ملاقات داشته باشد؟ در حالی‌که آن شخص کافر است؟ بنابراین سوال اول، این است که: رویا حقیقت یا صورتی از حقیقت است؟

مجری: استاد احمد! ممکن است جواب سوال را بدهید؟

استاد احمد: بله، در حد توان و معلوماتی که دارم، پاسخ خواهم داد. نسبت به چیزی که انسان در رویا می‌بیند، عبارت است از صورت‌هایی است که به شکل یک مجموعه‌ای از معلومات در می‌آیند و در قالب یک خواب و رویا برای انسان قابل مشاهده می‌شوند.

شیخ احمد: ولی چیزی که من فهمیدم، آنها حقیقت هستند؛ چرا که به هنگام دیدن رسول خدا (ص) در واقع حقیقت و واقع رسول خدا (ص) مشاهده می‌شود؛ نه صورت‌هایی از ایشان.

استاد احمد: یعنی حقیقت و واقعیت‌ها نیز به صورتی، صورت‌هایی نیز دارند.

شیخ حلی: صورت‌ها، یک چیز هستند؟

استاد احمد: تو الان یک صورت هستی؟

شیخ حلی: صورت چه کسی؟

استاد احمد: تو الان حقیقتی. ولی در واقع، صورت هستی یا نه؟

شیخ حلی: نه حقیقت ... ولی بعضی وقت‌ها، صورت من در آینه منعکس می‌شود. من یک چیز هستم. ما می‌گوییم که صورت عقل یک چیز است. ولی من می‌گویم: هنگامی که به عالم ملکوت رفع می‌شوم، حقایقی را مشاهده می‌کنم تا تطبیق دهم که من می‌خواهم حقایق امور مشخص و معینی را مشاهده کنم؛ چرا که در واقع، دارم با رسول خدا (ص) یا با امیرالمومنین (ع) صحبت می‌کنم و چیزی که دارد با من صحبت می‌کند و مرا امر و نهی می‌کند، حقیقت اوست؛ نه صورت. این چیزی است که من می‌فهمم و درک می‌کنم.

استاد احمد: شیخ: قضیه حقیقت رویا، همان ماهیت رویاست که بنده حقیقت آن را نمی‌دانم. یعنی در واقع معصوم است که می‌داند.

شیخ حلی: بله قضیه همین است.

استاد احمد: خدا خیرتان دهد... ولی من می‌گویم: چیزی که از طریق روایات می‌فهمم، این است که فرشتگان، صورت‌هایی از یک چیز را در صفحه‌ی وجودی انسان قرار می‌دهند. آیا این حقیقت است؟ من نمی‌دانم. ولی چیزی که می‌دانم، همین است. بله خدا خیرتان دهد.

مجری: سوال دوم. اگر این بحث به پایان رسید...

شیخ حلی: قضیه دیگر واضح و آشکار شد. در واقع اگر حقایقی باشند که بر آن‌ها ترتیب اثر داده خواهد شد و اگر صورت مشخص شده باشد، پس مشخص می‌شود که این صورت برای کدام حقیقت است.

مجری: بله. خدا خیرتان دهد. اگر از برادران، کسی سوالی داشته باشد. چقدر وقت باقی مانده؟ آقای کارگردان ... وقت ما به پایان رسید .. شیخ حلی! شیخ صادق! از شما متشکریم و همچنین استاد احمد، از شما سپاس‌گذاریم .. شکر خدا بحث شما بحثی بسیار جالب بود و امید است که ما و برادران حاضر را تحمل کرده باشید.

 استاد احمد: نه بنده خدمت‌گذارم.

مجری: ان شاء‌الله در دیدارهای آینده، با شما دیدار خواهیم داشت. خدا خیرتان دهد. برادران گرامی! در نهایت هر بحثی، رتبه بندی خواهیم داشت. هر بحثی رتبه‌بندی دارد. اگر استادی بتوانند بحثی را مطرح کند، اطلاع‌رسانی کند. همچنین دوباره اطلاع‌رسانی می‌کنیم که همه سعی داریم که این دیدارها را با گفتگوهای جدید و مستمر هفتگی یاری دهیم و پیش ببریم. پس هر کس بداند که توانایی شرح و گفتگو را داشته باشد، دعوت عمومی است و برای همه مطرح می‌شود. لذا با یک بحثی داوطلب شود و ان شاء الله بحث جدید ما در این نشست باشد. از حُسن توجه و مشاهده شما سپاس‌گذاریم و تا دیداری دوباره شما را به خداوند می‌سپاریم ... در حفظ و پناه خداوند متعال باشید. خدانگهدار.

 

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف