wrapper

آخرین اخبار

برگزاری درس دوم نقد الحاد با موضوع برهان نظم

جلسه چهارم از مجموعه جلسات نقد الخاد در مکتب نجف اشرف با تدریس شیخ ناظم عقیلی برگزار شد.
موضوع بحث : نقد عقلی و فلسفی برهان نظم (درس دوم)

برگزاری درس دوم نقد الحاد با موضوع برهان نظم

برگزاری درس دوم نقد الحاد با موضوع برهان نظم

برگزاری درس دوم نقد الحاد با موضوع برهان نظم

برگزاری درس دوم نقد الحاد با موضوع برهان نظم

برگزاری درس دوم نقد الحاد با موضوع برهان نظم

ادامه مطلب...

مختصری از شخصیت یمانی در روایات و چرا یمانی

مختصری از شخصیت یمانی در روایات و چرا یمانی:

مختصری از شخصیت یمانی در روایات و چرا یمانی

سید احمد الحسن یمانی موعود

از سيد احمد الحسن وصى و فرستاده ى امام مهدى( ع) سؤال شد: يمانى كيست؟ و آيا حدودى براى اين شخصيت وجود دارد كه با آن شناخته شود؟ آيا او از يمن مى باشد، و آيا ایشان معصوم مى باشد بطوری كه مردم را به باطل نکشاند و آنها را از حق خارج نسازد، همانطور كه در روايتى از امام باقر (ع) آمده است:

(پرچم وى پرچم هدايت است و بر هيچ مسلمانی جايـز نيست از او سرپيچى كند، و اگر كسى اينكار را انجام داد از اهل جهنم است، چون وى دعوت به حق و هدايت به راه راست مى كند).

سيد احمد الحسن عليه السلام اينگونه پاسخ فرمود:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله

در آغاز بايد بدانیم كه مكه از تهامه([۱]) مى‌باشد، و تهامه از يمن است. و حضرت محمد و خاندان ايشان همه يمانى می‌باشند، حضرت محمد يمانى است، و امام علی (ع) يمانى است، و امام مهدى (ع) يمانى می‌باشد، و دوازده مهدى بعد از ايشان نیز يمانى هستـند. پس مهدى اول يمانى است؛ و اين را علمای با عمل گذشته رحمت خدا بر آن‌ها باد مى‌دانستند.

﴿فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً﴾.([۲])

(اما پس از آنها فرزندان ناشايسته اى جانشین شدند كه نماز را تباه كردند، و از شهوات پيروى نمودند، بزودى مجازات گمراهى خود را خواهند ديد).

علامه مجلسی (رحمة الله عليه) در بحار الأنوار کلام اهل بيت را (حكمت يمانيه) ناميده است.([۳])

بلكه از پيامبر خدا ايراد شده است، همانطور كه عبدالمطلب (ع) نيز خانه كعبه را بنام «كعبه يمانيه» ناميده بود.([۴])

اما راجع به حدود شخصيت يمانى باید گفت:

در روايتی از امام باقر (ع) اين گونه ايراد شده است: (در پرچـمها پرچـمى هدايت يافـته تر از پرچم يمانى نيست و آن پرچم هدايت است زيرا كه شما را به سوی صاحبـتـان دعوت می کند، و اگر يمانى خروج کرد فروختن اسلحه حرام مى شود، و اگر يمانى خروج کرد، بپا خيز بسوی او، زيرا که پرچمش پرچم هدايت است، و جايز نيست مسلمانان از او سرپيچى كنند، و اگر كسى اينكار را انجام دهد از اهل جهنم است، زيرا که او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى كند).([۵])

در حديث فوق چند نکته ی بسيار مهم وجود دارند:

۱- «جايز نيست هيچ مسلمانی از او سرپيچى كند، و اگر كسى اين كار را انجام دهد از اهل جهنم مى باشد».

بنابراین نتیجه می گیریم كه يمانى صاحب ولايت الهى است، و شخصی بر مردم حجت نخواهد بود، بطورى كه روی گردانی از وى، انسان را وارد جهنم كند حتى اگر نماز بخواند و روزه بگيرد، مگر اينكه از خلفاى خداوند بر زمين باشد، و آنها اصحاب ولايت من جمله: پيامبران و فرستادگان و امامان و مهديين مى باشند.

۲- «او دعوت به حق و هدايت به راه راست مى كند».

دعوت به حق و راه راست (صراط مستقيم) بدين معنا مى باشد كه اين شخص اشتباه نمى كند، تا مردم را وارد باطل كند يا اين كه آنها را از حق خارج سازد، و اين بدان معناست که ايشان معصوم و منصوص العصمة([۶]) است. بنابراين، با اين معنا براى اين قيد و حد، ثمره بزرگی در مشخص کردن شخصيت يمانی ايـجـاد مى شود، اما برداشت هر معناى ديگری از اين جمله (دعوت به حق و هدايت به راه راست مى كند)، اين فرموده از ائمه را بى فايده قلمداد مى كند، پس نه قید و نه حد برای شخصیت یمانی خواهد بود، و بلا نسبت آنها از گفتن کلام بی معنا که از آن مبرا می باشند.

پس نتيجه آنچه بدان در موارد اول و دوم اشاره شد این است كه، يمانى حـجتی از حـجتهای خداوند بر زمين، و معصومِ منصوص العصمـة است، و در روايات متواتر و متن هاى قطعى ثابت مى باشد كه حجت های الهی پس از پيامبر اکرم ، دوازده امام و دوازده مهدى مى باشند. و غير از آنها هيچ حجت معصوم ديگری بر زمين نيست. و آنها تمام نعمت و كمال دين و ختم رسالت های آسمانی هستند، که يازده امام از آنها دار دنيا را وداع گفته، و امـام مـهـدى (ع) بقیة الله و دوازده مهدى باقى مانده اند. و يمانى مردم را به سوی امام مهدى (ع) دعوت مى كند، پس يمانى بايد نخستين مهديين باشد، زيرا كه يازده مهدى پس از ایشان از فرزندانش می باشند.

﴿ذرية بَعْضُـهـَـا مِـنْ بَعْــضٍ وَالـلَّـهُ سَـمِـيـعٌ عَـلِيـمٌ﴾.([۷])

(فرزندانى بعضى از نسل بعضى ديگرند و خداوند شنواى داناست).

و در زمانی بعد از زمان ظهور امام مهدی (ع) خواهند آمد، بلکه آنها در دولت عدل الهی خواهند بود، و آنچه ثابت است، مهدی اول در زمان ظهور امام مهدى (ع) موجود می باشد، و ايشان نخستين ايمان آورندگان به امام مهدی (ع) در آغـاز ظهور و آماده ساز زمينه قيام مقدس مى باشد، همانطور كه در وصيت رسول الله ذكر شده است. و از اينجا شخص يمانى در شخصیت مهدى اول از دوازده مهدی مذکور در وصیت رسول خدا منحصر می شود.

و روايات اهل بيت نام و صفات و محل سکونت مهدى اول را با جزئيات بيان نمودند، كه نام ايشان احمد و كُنيه اش عبدالله يا اسرائيل است.([۸]) و مردم او را اسرائيلى می نامند و ناگزيرند او را اسرائيلی بنامند. و پيامبر خدا فرمود:

(نامم احمد و من عبدالله هستم. نامم اسرائيل است و هر آنچه که او را بدان امر نموده مرا نيز امر كرده است، و هر آنچه او را اشاره كرده مرا نيز اشاره كرده است).([۹])

و مهدى اول نخستين فرد، از سيصد و سيزده نفر یار امام مهدی (ع) است، و از بصره مى باشد و در گونه ى راستش اثر و شوره سر دارد، هیکل ایشان همانند موسى بن عمران (ع) است، و در كمرش مُهر نبوت و در وصيت پيامبر خدا ذكر شده است، و او عالم ترين خلق پس از ائمه به قرآن و تورات و انجيل است، و در آغاز ظهورش جوان مى باشد، پيامبر خدا فرمود:

(…سپس جوانى را یاد كرد و فرمود: اگر وى را ديديد با او بيعت كنيد كه او خليفه مهدى (ع) است).([۱۰])

وصيت رسول الله در شب وفاتش:

از امام صادق (ع) ]از پدرانش از امير مؤمنان [ نـقل شده است که فرمود: (پيامبر خدا در شب وفاتش به على (ع) فرمود: ای ابا الحسن صحيفه و دواتى حاضر كن. و پيامبر خدا وصيتش را فرمود، تا بدين جا رسيد: يا على پس از من دوازده امام، و پس از آنها دوازده مهدى می باشند. و تو يا على نخستين دوازده امام مى باشى. تا حديث بدين جا رسيد و فرمود:… و اگر زمان وفات حسن عسگری (ع) رسيد آن را به فرزندش (م ح م د)، نگهداشته شده از آل محمد تسليم نماید و آنها دوازده امام مى باشند، سپس بعد از آنها دوازده مهدى خواهند بود، پس اگر زمان مرگ (حجت ابن الحسن) رسید امر (خلافت) را به فرزندش اول مهديين تسليم نماید كه سه نام دارد، نامى مانند نام من و نام پدرم و آن عبدالله و احمد و نام سوّمش مهدى است. و او اولين ايمان آورندگان مى باشد).([۱۱])

از امام صادق (ع)فرمود:

از نسل ما بعد از قائم (ع) دوازده مهدى از فرزندان حسين (ع) می باشند.([۱۲])

و امام صادق (ع) فرمود:

از نسل ما بعد از قائم (ع) يازده مهدى از فرزندان حسين (ع) مى باشند.([۱۳])

و در اين روايت «قائم» همان «مهدى اوّل» مى باشد، نه امام مهدى ]محمد ابن الحسن العسکری عليه السلام[ زيرا كه پس از امام مهدی (ع) دوازده مهدى مى باشند.

امام باقر (ع) در مشخصات مهدى اول فرمود:

(… رنگ پوست او به سرخی می گراید، چشمانش به گودی نشسته، ابروهايش برجسته، و شانه های عريض و پهن بوده و سر و موهایش مجـعد است، و در صورتش اثر و نشانه اى است، خداوند موسى را رحمت كند).([۱۴])

و از امير مؤمنان (ع) در خبرى طولانى در ذكر اصحاب قائم (ع) فرمود:

(… اول آنها از بصره و آخر آنها از ابدال مى باشد…).([۱۵])

و از امام صادق (ع) در روايتى طولانى که نام ياران قائم (ع) را ذکر می کند آمده است:

(… و از بصره… احمد…).([۱۶])

و از امام باقر (ع) نـقل است كه فرمود:

(قائم دو نام دارد نامى مخفى و نامى آشكار، نام مخفى احمد و نام آشكار محمد است).([۱۷])

و احمد نام مهدى اول و محمد اسم امام مهدى (ع) است همانطور كه در وصيت رسول الله تبـيان شد.

و از امام باقر (ع) فرمود: (براى خداى تعالى گنجى در طالقان است که نه از طلاست و نه نـقره، بلکه دوازده هزار نفر در خراسان اند که شعارشان «احمد، احمد» است. رهبر آنها جوانى از بنى هاشم سوار بر قاطرى سپـيد رنگ مى باشد و پيشانى بندی قرمز رنگ بر سر بسته است، گويی به او مى نگرم که از رود فرات هم مى گذرد، اگر دعوت او را شنـيديد به سوى او بشتابيد حتى اگر مجبور شويد سيـنه خيز بر روی يخ ها حرکت کنيد).([۱۸])

و احمد نام مهدى اول است. و در كتاب الملاحم و الفتن (فتنه و آشوب ها)، سيد بن طاووس حسنى ص ۲۷ آمده است:

(امير غضب نه از اين و نه از آن است بلکه آنها صدائى مى شنوند که هیچ انسان و جنی آنرا نگفته: كه با فلانی بيعت كنيد، و او را به نامش می خواند، نه از اين است نه از آن، بلکه او خليفه اى يمانى است.)

و در همين كتاب شريف صفحه ۸۰ آمده است:

(نه از اين و نه از آن، بلکه او خليفه اى يمانى است).

و شيخ على كورانى در كتاب معجم احاديث امام مهدى (ع)، ج ۱، ص ۲۹۹ نـقل نموده است:

(مهدى نيست جز از قريش، و خلافت نيست جز در آنها، و او اصل و نسبى در يمن دارد).

با توجه به اينكه مهدى اول از نسل امام مهدى (ع) است، بنابراين بايد دارای اصل و نسبى نامعلوم باشد، زيرا كه نسل امام مهدى (ع) مجهول و ناشناخته مى باشد،([۱۹]) و اين مشخصاتِ يمانى منصور([۲۰])و مطابق با مهدى اول است، زيرا که یک شخصيت می باشند. همانطور كه واضح و آشكار شد.

و جهت اطلاع بیشتر، می گویم که: یمانی زمینه ساز ظهور مقدس می باشد، و از سیصد و سیزده تن است و پرچم را به امام مهدی (ع) تسلیم می کند، و مهدی اول همچنین در زمان ظهور مقدس موجود می باشد، و اولین مؤمنان به امام مهدی (ع) در ابتدای ظهور و قبل از قیامش است، بنابراین باید یکی بر دیگری حجت باشد، و با توجه به اینکه ائمه و مهدیین حجت های خدا بر همه ی خلق می باشند و مهدی اول جز آنهاست، پس او حجت بر یمانی است، چنانچه یک شخصیت نباشند، و در نـتـیـجه مهدی اول همان رهبر انقلاب زمینه سازی خواهد بود، پس نـقش یمانی ثانوی خواهد شد، بلکه یاری دهنده ی رهبر خواهد گشت و این غیر صحیح می باشد، زیرا که یمانی زمینه ساز اصلی و رهبر حرکت ظهور مقدس است، بنابراین، اینکه مهدی اول همان یمانی است و یمانی همان مهدی اول حتمی می شود. و با این حال یمانی: (نامش احمد و از بصره و در گونه ی راستش علامت و در ابتدای ظهورش جوان و بر سرش شوره و عالم ترین مردم به قران و تورات و انجیل بعد از ائمه می باشد، و دارای نسبی نامعلوم و ملقب به مهدی و امامی واجب اطاعت از خدا، و جایز نیست هیچ مسلمانی از او سرپیچی نماید و هر کس این کار را انجام دهد از اهل جهنم خواهد بود و دعوت به حق و راه مستقیم و امام مهدی (ع) می کند و… و…).

و هر آنچه در مورد مشخصات مهدی اول در روایات محمد و آل محمد  آمده است را می توانید در کتاب های غیبت شیخ نعمانی، غیبت شیخ طوسی، اکمال الدین و بحار ج۵۲ و ج۵۳، و غیر این کتاب ها مطالعه فرمایید.

و آنچه باقی مى ماند اين است كه پيروان يمانى سيصد و سيزده نفر اصحاب امام (ع)، همه نيز يمانى مى باشند به اعتبار اينكه آنها به رهبرشان يمانی نسبت داده مى شوند، و از جمله آنها يمانى صنعاء و يمانى عراق است.

﴿كَلَّا وَالْقَمَرِ * وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ * وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ * إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ * نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ * لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ * كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ * إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ * فِي جَنَّاتٍ يَتَسَاءلُونَ * عَنِ الْمُجْرِمِينَ * مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ * وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ * حَتَّى أَتَانَا الْيَقِينُ * فَمَا تَنفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ * فَمَا لَهُمْ عَنِ التَّذْكِرَةِ مُعْرِضِينَ * كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَةٌ * فَرَّتْ مِن قَسْوَرَةٍ * بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن يُؤْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً * كَلَّا بَل لَا يَخَافُونَ الْآخِرَةَ * كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ * فَمَن شَاء ذَكَرَهُ * وَمَا يَذْكُرُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ﴾.([۲۱])

(نه چنين است [كه مى‏ پندارند] سوگند به ماه * و سوگند به شامگاه چون پشت كند * و سوگند به بامداد چون آشكار شود * كه آيات [قرآن] از پديده‏ هاى بزرگ است * بشر را هشدار دهنده است * هر كه از شما را كه بخواهد پيشى جويد يا باز ايستد * هر كسى در گرو دستاورد خويش است * بجز ياران دست راست * در ميان باغها از يكديگر مى‏ پرسند * درباره مجرمان * چه چيز شما را در آتش [سقر] در آورد * گويند از نماز گزاران نبوديم * و بينوايان را غذا نمى‏داديم * با هرزه‏ درايان هرزه ‏درايى مى‏كرديم * و روز جزا را دروغ مى‏شمرديم * تا مرگ ما در رسيد * از اين رو شفاعتِ ‏شفاعت‏ كنندگان به حال آنها سودى نمى ‏بخشد * چرا آنها از تذكر روى گردانند * گويى گورخرانى رميده ‏اند * كه از مقابل شيرى فرار كرده ‏اند * بلكه هر كدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه ‏اى از سوى خدا براى او فرستاده شود * چنين نيست كه آنان مى‏گويند بلكه آنها از آخرت نمى‏ ترسند * چنين نيست كه آنها مى‏گويند آن قرآن يك تذكر و يادآورى است * هر كس بخواهد از آن پند مى‏گيرد * و هيچ كس پند نمى‏ گيرد مگر اينكه خدا بخواهد او اهل تقوا و اهل آمرزش است).

و ماه وصى امام، و شب دولت ظالمان است، و صبح، طلوع امام مهدى (ع) مى باشد، و آغاز ظهورش به وصيش است مانند طلوع خورشيد زيرا كه ايشان خورشيد و وصى اش شعاع خورشيد است. (كه آيات [قرآن] از پديده‏ هاى بزرگ است) يعنی قيامت صغری. و وقايع بزرگ الهى سه تا هستـند: قيامت صغری، رجعت، و قيامت کبری.

(بشر را هشدار دهنده است) هشدار دهنده و انذار دهنده، همان وصى و مهدى اول (يمانى) است، و ایشان فرستاده ی امام مهدى (ع) است. امام مهدى او را بشارت دهنده و بيم دهنده در بين دستان عذابى دردناک مى فرستد كه هر كس خواهد از ركاب امام مهدى (ع) پیشی جوید يا باز ايستد. (هر كسى در گرو دستاورد خويش است) و اين آشكار است، هر انسانى براى اعمالش حساب پس مى دهد؛ (بجز ياران دست راست) و اينان از حساب مستـثـنـاء مى باشند و آنها نزديكان هستـند، و آنان از اصحاب يمانى و سيصد و سيزده نـفر از ياران امام مهدى (ع) مى باشند، بدون حساب وارد بهشت مى شوند، خداوند متعال فرمود:

﴿فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمقَرَّبِينَ * فـَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ﴾.([۲۲])

(و اما اگر او از مقربان باشد * در آسايش و راحت بهشت و پـر نعمت خواهد بود).

(در ميان باغها از يكديگر مى ‏پرسند * درباره مجرمان * چه چيز شما را در آتش [سقر] در آورد * گويند از نماز گزاران نبوديم).

يعنى از پيروان ولى خدا و خليفه اش و وصى امام مهدى (ع) و مهدى اول ( يمانى موعود) نبوديم، بنابراين (جايز نيست کسی از يمانی سرپـيچى كند و اگر كسى اينكار را كرد از اهل جهنم خواهد بود). خدا مرا بس و بهترين تکيه گاه است.

امير مؤمنان على (ع) گرفـتـار معاويه بن هند (لع) و قومى كه فرق بين شتر نر و ماده را تشخيص نمى دادند شد، و امروز من نيز گرفتار گشتم همانطور كه پدرم على بن ابى طالب (ع) گرفتار گشت، وليكن گرفتار هفتاد معاويه (لع) شدم، و پیروان آنها قومى هستند که فرق بين شتر نر و ماده را نمى دانند، و بر آنچه توصیف می کنند خدا یاری ده است.

به خدا قسم چیزی که مختص من است نمانده است مگر اینکه پيامبر خدا و پدرانم ائمه معصومين آن را بیان نمودند، مرا به دقت وصف كردند، و نام و محل سکونـتم را بيان فرمودند، پس بعد از اين بيانيه هيچ امرى در من پوشیده و هیچ شُبهه اى در من باقى نمى ماند، و امر من روشن تر از خورشيد در روشنايى روز است، و من نخستين مهديين و يمانى موعود هستم.

احمد الحسن (ع)

وصى و فرستاده ی امام مهدی (ع)

۲۱ ربیع الثاني۱۴۲۶ هـ.ق

۱۴ اسفند ۱۳۸۶ هـ.ش

 


[۱] – تهامه: منطقه بسيار وسيعی از يمن می باشد که تا مکه امتداد دارد.

[۲] – مریم: ۵۹

[۳] – مقدمه بحار جلد۱ صفحه۱.

[۴] – بحار الأنوار ج ۲۲، ص ۵۱ ح ۷۵.

[۵] – غيبت نعمانى ص۲۶۴.

[۶] – از امام علی ابن الحسین(ع) نقل شده:( … عصمت در ظاهر خلقت نیست که با آن شناخته شود و معصوم نخواهد بود مگر به او وصیت شده – پس به او گفتند ای فرزند رسول خدا معنی معصوم چیست؟ فرمود: اوست معتصم به ریسمان خداوند و ریسمان خداوند همان قران است که تا روز قیامت جدا نمی شوند و امام به سوی قران هدایت می کند و قران به سوی امام هدایت می کند و آن گفتار خداوند تعالی: {إنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ}. معانی الأخبار ص۱۳۲

[۷] – آل عمران: ۳۴.

[۸] – به نقل از حذیفه یمانی: پیامبر (ص) نام مهدی را برای بیعت گرفتن از مردم یاد می کند و می فرماید: مهدی که در بین رکن و مقام با او بیعت می شود سه نام دارد: احمد، عبدالله و مهدی، و این سه نام اوست.

[۹] – تفسير عياشى، ج ۱، ص ۴۴- برهان، ج ۱، ص ۹۵- بحار، ج ۷، ص ۱۷۸.

[۱۰] – بشارة الإسلام ص ۳۰ .

[۱۱] – بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۴۷ – کتاب غيبت شيخ طوسى(فارسى) ص ۳۰۰ – کتاب غاية المرام، ج ۲، ص ۲۴۱.

[۱۲] – بحار الانوار ، ج ۵۳ ، ص ۱۴۸ ، برهان ج ۳ ، ص ۳۱۰ ، غيبت شيخ طوسى ص۳۸۵

[۱۳] – بحار الأنوار ، ج ۵۳ ، ص ۱۴۵

[۱۴] – غيبت شيخ نعمانى، ص ۲۱۵- (خداوند موسى را رحمت كند) يعنى شبيه به حضرت موسى مى باشد.

[۱۵] – بشارة الإسلام ص ۱۴۸.

[۱۶] – بشارة الإسلام ، ص ۱۸۱.

[۱۷] – كمال الدين، ج ۲، ص ۵۶۳، ب ۵۷.

[۱۸] – منتخب الأنوار المضيئه ، ص ۳۴۳.

[۱۹] – امیرمؤمنان فرمود: (…پس در آن زمان خداوند متعال، بنده ای بی گذشت و سنگدل (نسبت به کفار) و دارای نسل نا معلوم را مبعوث خواهد کرد که پیروزی از آن اوست، و اصحابش سیاه جامه هایند و پرچم های سیاه به دست دارند). غیبت شیخ نعمانی

[۲۰] – در روايات اهل بيت(ع) خليفه حضرت مهدی(ع) را «منصور یا پیروز» ناميده اند و خليفه حضرت مهدی همان يمانی موعود است.

[۲۱] – مدثر: ۵۶-۳۲.

[۲۲] – الواقعة:۸۹-۸۸.

 

ادامه مطلب...

آیا هر مدعی را باید تکذیب کرد؟

آیا هر مدعی را باید تکذیب کرد؟

آیا هر مدعی را باید تکذیب کرد؟

بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا

شاید، بلکه قطعاً و اکیداً یکی از مواردی که مردم بر اساسش رد ادعای هر مدعی می کنند عدم اطلاع از قانون شناخت حجت الهی است. از باب (كُلُّ مَولودٍ يُولَدُ على الفِطرَةِ، و إنّما أبَواهُ يُهَوِّدانِهِ أو يُنَصِّرانِهِ)، (هر نوزادى بر فطرت زاده مى شود، و اين فطرت همچنان هست تا پدر و مادر او را به آيين يهود يا نصرانيت بار آورند هر شخصی خود را بر عقیده ای می یابد اما نمی داند دلیل اینکه او بر آن عقیده است چیست. حتی بسیاری از شیعیان اگر از آنها سؤال شود چرا حضرت علی (ع) را بعنوان خلیفه ی اول و شرعی قبول و به ایشان (ع) اقرار داری و حجیت ایشان با چه چیزی برایت ثابت شد، پاسخی برای گفتن ندارد، زیرا که دستش از قانون معرفت الهی خالی است، همانطور که در هر زمان هر گاه شخصی بیاید با رد شدید بدون اطلاع از دعوتش مواجه می شود، بدون اینکه حتی به آیه ی شریفه نظری افکنده شود:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا…)، (اى كسانى كه ايمان آورده‌‏ايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نیک وارسى كنيد…).الحجرات: ۶

و در اینجا آیه بسیار واضح است که، حتی اگر آن شخص فاسق باشد، خبر او را بررسی نمایید؛ اما متأسفانه بر خلاف این آیه ی مبارک مردم حتی کمترین توجه به بررسی نمی کنند، و دائم بدنبال تهمت و رد دعوت و شنیدن حرف این و آن هستند، که در نهایت به خود ضرر می رسانند.

(حَشْرٌ مَعَ النَّاسِ عِيدٌ وَهَلْ حَشْرٌ مَعَ النَّاسِ الى النَّار عيدٌ).

(آميختن با مردم نوعى عيد است ولى آيا حشر و نشر با مردمى كه روى به سوى آتش دارند، نيز عيد است؟!).

(مَّنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا…).

(هر كس به راه آمده تنها به سود خود به راه آمده و هر كس بيراهه رفته تنها به زيان خود بيراهه رفته است).الإسراء: ۱۵

 

دلایلی که احمد الحسن یمانی (ع) با آنها مردم را محاجه کرد (قانون شناخت)

- وصیت رسول الله (ص) در شب وفاتشان
- علم و حکمت
- دعوت مردم به حاکمیت خدا
- رؤیای صادقه و استخاره

در زمان غیبت کبری نیز برخی یا بسیاری از فقهای بی عمل و مردم نیز از روی بی اطلاعی و یا بهتر است بگوییم جهل و نادانی بر اساس یک توقیع متشابه جزم می کنند که، هر کس در غیبت کبری ادعای مشاهده نمود دروغگو است، و در واقع آنها نه تنها از روی جهل و نادانی نسبت به این توقیع و نسبت به روایات دیگر اهل بیت (ع) که متواترند جزم می کنند، بلکه آنان خواهان نائل شدن به امام (ع) از آنجائی که می خواهند هستند، و این نا ممکن است زیرا مشیت خداوند سبحان اقتضاء کرد تا همیشه مردم توسط وصی مورد امتحانی سخت قرار گیرند همانند اوصیای پیشین (ع)، ما و شما را از سوء عاقبت و خذلان مصون بدارد.

سؤال: آیا روایت علی بن محمد سمری محکم است یا متشابه؟ پس اگر گفته شد محکم و معنیش آشکار است، می گویيم بسیاری از علماء معانی بی شماری در فهم آن، بر شمرده اند، از جمله سید مصطفی کاظمی (رحمه الله) و سید صدر (رحمه الله) و غیر آنها.
و این بر عدم واضح بودن معنی آن برای آنان، بصورتی که هیچ ابهامی در آن نباشد، دلالت دارد، بنابراین محکم نمى باشد بلکه متشابه است، پس آیا ممکن است که شما برداشت نادرستی از روایت داشته اید؟ بعلاوه آیا نمی دانید روایات محکم و واضح المعنی دال بر وجود سفیری (فرستاده) قبل از قیام امام، دارند، و این روایات بسیار زیاد هستند، و فقط جهت یاد آوری، مثالی از آن ها می آوريم:

عن الباقر (ع) قال: (يكون لصاحب هذا الأمر غيبة في بعض هذه الشعاب – و أوما بيده إلى ناحية ذي طوى حتى إذا كان قبل خروجه أتى المولى الذي كان معه حتى يلقى بعض أصحابه، فيقول: كم أنتم ها هنا؟ فيقولون: نحو من أربعين رجلاً، فيقول: كيف أنتم لو رأيتم صاحبكم؟ فيقولون: والله لو ناوى بنا الجبال لناويناها معه، ثم يأتيهم من القابلة ويقول: أشيروا إلى رؤسائكم أو خياركم عشرة، فيشيرون له إليهم، فينطلق بهم حتى يلقوا صاحبهم، ويعدهم الليلة التي تليها).

از اسماعیل بن جابر، از ابی جعفر محمد بن علی (ع) فرمود: (صاحب اين امر را در يكى از اين درّه ‏ها غيبتى است- و با دست خود به ناحيه ذى طوى اشاره نمود- تا آنكه قبل از خروجش مولائى كه امر او را بدست می گیرد و پيوسته با اوست بيايد تا با پاره ‏اى از اصحاب وى ملاقات كند و گويد: شما در اينجا چند نفريد؟ و آنان مى ‏گويند: حدود چهل مرد، پس گويد: اگر شما صاحب خود را ببينيد چه خواهيد كرد؟ آنان پاسخ دهند: به خدا سوگند اگر ما را دستور فرمايد كه كوه ها را از جا بر كنيم در ركاب او خواهيم كَند. سپس سال بعد نزد آنان آمده گويد: ده تن از سر كردگان و برگزيدگان خود را نشان دهيد، و آنان براى او ده نفر را معيّن مى ‏كنند، پس با ايشان (از آن جمع جدا شده) روانه مى ‏گردد، تا صاحب خويش را ملاقات كنند، و او ايشان را وعده فردا شب مى ‏دهد).غیبت نعمانی ص ۱۸۷

و در داستان جزیره ى خضراء (سبز) که ثقه هایی از علمای شیعه، آن را نقل کردند و آن را بزرگان علمای شیعه در کتب خویش روایت کردند: ( از جمله آنان: میرزا نوری در نجم الثاقب ج۲ ص۱۷۲، و سید نور الله تستری در مجالس المؤمنین ج۱ ص۷۸، و شیخ علی حائری در الزام الناصب ج۲ ص۸۵، و مقدس اردبیلی در حدیقة الشیعه ص۷۲۹، فیض کاشانی در نوادر الاخبارص۳۰۰ و شهید اول، محمد بن مکی و هاشم بحرانی در تبصرة الوالی فی رأی القائم المهدی (ع)، و نیز علامه میرزا رضا اصفهانی در تفسیر الائمة لهدایة الامة، و همچنین حر عاملی در اثبات الهداة ج۷ ص۳۷۱، و همچنین محقق کرکی، و همچنین مؤسس مدرسه اصولیة، وحید بهبهانی در بحث نماز جمعه ص۲۲۱، و سید عبد الله شبّر در جلاء العیون، و نیز سید مهدی بحر العلوم صاحب کرامات ومقامات، در فوائد الرجالیة ج۳ ص۱۳۶ بیانی از سوی امام مهدی (ع) برای روایت علی بن محمد سمری نقل می شود، و این متن آن است:

(فقلت يا سيدي قد روينا عن مشايخنا أنه روي عن صاحب الأمر (ع) أنه قال لما أمر بالغيبة الكبرى من رآني بعد غيبتي فقد كذب فكيف وفيكم من يراه فقال صدقت إنه (ع) إنما قال ذلك في ذلك الزمان لكثرة أعدائه من أهل بيته و غيرهم من فراعنة بني العباس حتى إن الشيعة يمنع بعضها بعضا عن التحدث بذكره و في هذا الزمان تطاولت المدة و أيس منه الأعداء و بلادنا نائية عنهم و عن ظلمهم و عنائهم و ببركته (ع) لا يقدر أحد من الأعداء على الوصول إلينا).

(پس گفتم: سرورم، از بزرگانمان به ما روایت رسیده است که از صاحب امر (ع) روایت شده است زمانی که به وی فرمان به غیبت کبری داده شد، گفته اند کسی که مرا پس از غیبتم دید، دروغ گفته است، پس چگونه است در حالی که از شما هستند کسانی که وی را می بینند؟ پس گفت: راست گفتی، ايشان (ع) بدلیل کثرت دشمنانش از اهل بیتش و غیر از آنان، مثل فراعنه ى بنی العباس، آن مطلب را در آن زمان فرمود، تا این حد که شیعه یکدیگر را از سخن گفتن راجع به وی منع می کردند، و در این زمان مدت زیادی گذشته است و دشمنان از وی نا امید گشته اند و بلاد ما از آن ها و ظلمشان و رنجشان بدور است، و به برکت حضرتش (ع) کسی از دشمنان امکان رسیدن به ما را ندارد).بحار الانوار ج۵۲ ص:۱۷۲.

و اگر تا این حد شما را کفایت نمى کند، از باب آنچه که خود را به آن پایبند ساخته اند، شما را پایبند مى سازیم، و می گویيم: قاعده و قانون عقلی که آنان در منطق و اصول به آن اقرار دارند این است: (قضیه ى مهمله، در قوه ى قضيه حکم جزئیه دارد)، و قضیه موجود در روایت سمری: (فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیاني و الصیحة فهو کذاب مفتر)، (پس کسی که ادعای مشاهده قبل از خروج سفیانی و صیحه کند، پس وی کذاب مفتر است)، قضیه ای مهمله است پس حکم جزئیه دارد، یعنی اینگونه خواهد بود: (فبعض من ادعی المشاهده قبل خروج السفیاني و الصیحة فهو کذاب مفتر)، (پس بعضی از کسانی که ادعای مشاهده قبل از خروج سفیانی و صیحه کنند، پس آن ها کذاب مفتر هستند)، و قرینه ى خارجی که کلیّت آن را اثبات کند، وجود ندارد، بلکه قرینه خارجی دال بر جزئیت آن وجود دارد و آن روایاتی است که دال بر فرستاده شدن کسی توسط امام مهدی (ع) است، که به مثابه ى وی در زمان ما است. و از جمله آن روایات، روایتی که گذشت و روایت یمانی و بسیاری دیگر.

و برای روشن تر شدن موضوع و خصوصاً برای کسی که به منطق و اصول آگاهی ندارد، می گویيم: قضیه یا مسوره (محصور) است یا مهمله. و مسوره (محصور) یا کلیه است یا جزئیه، پس اگر گفت شد: (کل من یدعی المشاهدة … فهو کاذب يعنى هر كس ادعاى مشاهده کند… او کذاب است؛ پس این یک قضیه ى کلیه است زیرا آن را با کل آغاز کردی). و اگر گفته شد: (بعض من یدعی المشاهدة… فهو کاذب، يعنى بعضى اگر ادعاى مشاهده کنند… کذاب می باشند، پس این یک قضیه جزئیه است زیرا آن را با بعضى آغاز کردی). اما اگر قضیه را مهمل ساختید و برای آن سور (ادات حصر) کل یا بعض قرار ندادید، پس در حکم جزئیه خواهد بود، و کلیّت را اثبات نمی کند مگر اینکه قرینه ى خارجی وجود داشته باشد که دال بر کلیّت آن باشد، پس اگر این قرینه وجود نداشت و قرینه ای بر جزئیت آن پیدا شود، به قضیه جزئیه تبدیل خواهد شد، و قضیه ى فوق مهمله است و قرینه ای دال بر کلیّت آن وجود ندارد، بلکه قرینه وجود دارد که جزئیت آن را می رساند (و آن روایات ائمه (ع) است) پس نتیجه اين می شود که آن جزئیه است، و از این رو روایت سمری به هیچ وجهی من الوجوه بر انقطاع سفارت دلالت نمی کند، و ستایش تنها مخصوص خدا است.

پس چگونه محکم به متشابه ارجاع داده می شود؟! و چگونه محکم به عرض دیوار کوبیده می شود؟!

خداوند متعال فرمود:

(فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ(اما کسانی که در دل های آنان انحراف (از حق) است، برای فتنه جویی و طلب تأویل (یافتن معنی نادرست)، از این کتاب از آنچه متشابه است پیروی می کنند).آل عمران ۷.

 و الحمد لله وحده

 

ادامه مطلب...

مقایسه صفات ظاهری حضرت مهدی (ع) و مهدی اول (یمانی) طبق روایات

مقایسه صفات ظاهری حضرت مهدی (ع) و مهدی اول (یمانی) طبق روایات

مقایسه صفات ظاهری حضرت مهدی (ع) و مهدی اول (یمانی) طبق روایات:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

اللهم صلِ على محمد و آلِ محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليماً كثيراً

بسیاری از محققان و اندیشمندان در هنگام تحقیق در قضیه ی امام مهدی (ع) بسیاری از روایات را می بینند که در هنگام عدم درک و فهم و عدم توانایی تأویل آنها، حکم تناقض، ضعیف و… صادر می کنند، در صورتی که حتی کمترین توجه به این حدیث نمی کنند: ابو بصير گويد: امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

(حديثنا صعب مستصعب، لا يؤمن به إلاّ ملك مقرّب أو نبي مرسل أو عبد امتحن اللّه قلبه للإيمان).
(حديث ما سخت و دشوار است، كسى نمى تواند به آن ايمان بياورد جز فرشته ی مقرّب، يا پيامبر مرسل، يا بنده اى كه خداوند دلش را به ايمان آزموده باشد).بصائر الدرجات: ۴۱، حديث ۴. الكافى: ۱ / ۴۰۱ ـ ۴۰۳، باب «فيما جاء أنّ حديثهم صعب مستصعب»، بحار الانوار: ۲ / ۱۸۲ ـ ۱۹۷، باب «إنّ حديثهم عليهم السلام صعب مستصعب وأنّ كلامهم ذو وجوه كثيرة».

سعی و تلاش‌های مکرر در رد و ضعیف کردن احادیث اهل بیت (ع) هنگام متشابه بودن آن بر جاهلش منجر به انکار بسیاری از احادیث شد، غافل از اینکه این روایات به هیچ عنوان در تناقض نمی باشند، منتهی نیاز به عالمی از اهل بیت (ع) دارند تا آنها را تأویل نماید.

یکی از مواردی که دائماً محققان در آن دچار تردید و شک می شوند، مسأله ی صفات ظاهری امام مهدی (ع) است، در برخی روایات آمده است که امام مهدی (ع) قامتی متوسط دارد، و در روایتی دیگر ایشان را قد بلند وصف می کند، در روایتی ایشان را به سفید و در روایتی سیه چرده، و در روایتی با ابروانی پیوسه و دیگری از هم جدا شده…. در این روایات سعی داریم این صفات را بررسی نماییم، و قبل از آن اشاره به یک روایت می کنیم تا منظور اهل بیت (ع) برای همگان آشکار شود:

عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر، عن أبيه، عن جده عليهم السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام ـ وهو على المنبر: (…له (القائم) اسمان: اسم يخفى واسم يعلن، فأما الذي يخفى فأحمد و أما الذي يعلن فمحمد).
از امام باقر (ع) از پدرش (ع) از جدش (ع) فرمود: امیر المؤمنین (ع) در حالی که بر روی منبر بود فرمود: (قائم دو نام دارد نامى مخفى و نامى آشكار، نام مخفى احمد و نام آشكار محمد است).كمال الدين وتمام النعمة ج ۲ ص ۶۵۳.

روایتی که از امام محمد باقر، از امام علی (ع) نقل شده است، منظور از آن، نام نمی باشد، بلکه مُراد از آن معرفی دو شخصیت یا دو قائم می باشد که بصورت رمزی به آن اشاره کرده است، و اگر در متن روایت تأمل فرمایید امام (ع) می فرماید یکی از نام های ایشان پنهان است در صورتی که آن اسم را صریحاً ذکر می کند و معنایی برای پنهان ماندن باقی نمی ماند بلکه منظور از فرموده ی ایشان (ع) امر یا شخصیت می باشد که بر عموم خلق پنهان است و می ماند، تا زمانی که او بیاید و برای ما این روایات را محکم کرده و بر ما احتجاج کند. در صفات ظاهری نیز به شخصیت پنهان که احمد است اشاره شده است و صفات ظاهری ایشان را کاملاً بیان فرمودند.

در تأویلاتی که از طرف علمای بی عمل صورت گرفته، اینگونه به مردم تلقین کردند که هر حجت از حجت های خدا و خصوصاً ائمه (ع) نقش خاصی دارد و هر کدام مسیر خود را به دور از حجت قبلی طی می کند، غافل از اینکه این مسأله را اهل بیت (ع) به وضوح روشن ساختند، که امر پدر و فرزند و یا حتی فرزندِ فرزند یکی می باشد.

عن أبي عبد الله عليه السلام قال: (إذا قلنا في رجل قولاً، فلم يكن فيه وكان في ولده أو ولد ولده فلا تنكروا ذلك، فإن الله تعالى يفعل ما يشاء).

امام صادق (ع) فرمود: (اگر درباره ی مردى سخنى گویيم و در او نباشد و در فرزند يا فرزندِ فرزند او باشد، آن را انكار نكنيد، زيرا خداى تعالى هر چه خواهد مى كند).الكافي: ج ۱ ص ۵۳۵.

قال الصادق (ع): (أوحى الله إلى عمران أني واهب لك ذكراً سوياً، مباركاً، يبرئ الأكمه والأبرص ويحيي الموتى بإذن الله، وجاعله رسولاً إلى بني إسرائيل، فحدث عمران امرأته حنة بذلك وهي ام مريم، فلما حملت كان حملها بها عند نفسها غلام، (فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَى وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنثَى).آل عمران:۳۶، أي لا يكون البنت رسولاً. يقول الله عز وجل: (وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ).آل عمران:۳۶، فلما وهب الله تعالى لمريم عيسى كان هو الذي بشر به عمران ووعده إياه، فإذا قلنا في الرجل منا شيئاً وكان في ولده أو ولد ولده فلا تنكروا ذلك).

امام صادق (ع) فرمود: (خداى تعالى به عمران (ع) وحى كرد كه من به تو پسرى مى بخشم، سالم و مبارک كه به اذن خدا كور مادر زاد و پيس را درمان كند و مردگان را به اذن خدا زنده كند. و او را رسولی برای بنی اسرائيل قرار می دهم. عمران اين مطلب را به همسرش حنة كه مادر مريم است خبر داد. چون به مريم حامله گشت، فكر مى كرد كه حملش پسر است. چون او را زائید، گفت: (پروردگارا، من دختر زائیده ام و پسر و دختر همانند نیستند). یعنی دختر که رسول نمی شود. خداى عز و جل (درباره ی او) مى فرمايد: (خدا به آنچه او زائيده داناتر است). سپس چون خداى تعالى عيسى را به مريم بخشيد، او همان پيغمبرى بود كه به عمران بشارت داده شده بود و به او وعده داده بودند. پس اگر ما درباره ی مردى از خاندان خود چيزى گفتيم، و در فرزند يا فرزندِ فرزند او انجام شد آن را انكار نكنيد).الكافي: ج ۱ ص ۵۳۵.

بنابراین طبق روایات روشن و صریح اهل بیت عصمت و طهارت، اگر درباره ی مردی از خاندان خود چیزی گفتند، و در فرزند یا فرزندِ فرزند او انجام شد او را انکار نکنید، زیرا هدف یکی می باشد و همه از جانب پروردگار متعال می باشند و برای خدا مشیتی است. لذا در روایات می بینید در مورد امام مهدی (ع) گاهی وقتها صفات ایشان و گاهی وقتها صفات فرزندشان را ذکر می کنند و گاهی وقتها صفات هر دو (امام مهدى (ع) و فرزندشان) را در یک روایت ذکر می نمایند تا امر ایشان مخفی بماند تا آن زمان که خود ظاهر شود و امر خود را آشکار سازد.

عن مالك الجهني قال: قلت لأبي جعفر عليه السلام: (إنا نصف صاحب هذا الأمر بالصفة التي ليس بها أحد من الناس. فقال: لا والله، لا يكون ذلك أبداً حتى يكون هو الذي يحتج عليكم بذلك ويدعوكم إليه).
مالک جهنی گوید: به امام باقر (ع) عرض کردم: (ما صاحب این امر را با صفتی وصف می کنیم که احدی از مردم چنان نیست. امام باقر (ع) فرمود: نه بخدا که چنین نخواهد بود تا زمانی که خودش بیاید و بر شما بدان احتجاج کند و شما را به خود دعوت کند).غيبت نعمانی: ص ۳۳۷

اهل بیت (ع) به امر بسیاری مهمی اشاره داشتند، که روایت زیر آن را روشن می سازد:

در غيبت شيخ نعمانى/۱۸۸ و ۲۱۱، عن علي بن أبي حمزة. عن أبي عبد الله عليه السلام أنه قال: (لو قد قام القائم لأنكره الناس، لأنه يرجع إليهم شاباً موفقاً، لا يثبت عليه إلا من قد أخذ الله ميثاقه في الذر الأول! وفي غير هذه الرواية أنه قال عليه السلام: وإن أعظم البلية أن يخرج إليهم صاحبهم شاباً وهم يحسبونه شيخاً كبيراً).

حضرت امام صادق (ع) فرمود: (اگر قائم (ع) خروج کند بسيارى از مردم منکرش شوند، چون در قيافه ی جوان موفق مسدد محکم بر مى ‏گردد و در عقيده به او فقط مؤمنى که خدا در عالم ذر از او پيمان گرفته باقى مى ‏ماند).

و در روايتى دیگر:

(از امتحانات بزرگ [خداوندی] است كه صاحبشان به صورت جوانی ظاهر می شود، در حالی كه آنها او را پيری كهنسال تصور می كنند).

و در روایتی دیگر نیز آمده است:

(در صاحب الزمان نشانى از حضرت يونس هست و آن اينكه بعد از غيبتش، به صورت جوانی ظاهر می شود).و عقد الدرر/۴۱، و منتخب الأنوار/۱۸۸ و نحو آن غيبت شيخ طوسى/۲۵۹، و از آن إثبات الهداة:۳/۵۱۲ و۵۳۶ و۵۸۳، و بحار:۵۲/۲۸۷، و۳۸۵.

و هیچ کس تصور نکند که امام مهدی (ع) بصورت جوان بر می گردد، بلکه اهل بیت (ع) منظورشان فرزند امام مهدی (ع) اول ایمان آورندگان و زمینه ساز می باشد که جوانی موفق و در سن سی سالگی ظهور کردند.

عن الإمام الصادق (ع): (و یظهر فی صورة فتی موفق ابن اثني وثلاثین سنة حتی ترجع عنه طائفه من الناس).
از امام صادق (ع) فرمود: (به صورت جوان رشیدی سی و دو ساله آشکار می گردد چندان که گروهی از مردم از او باز می گردند. او زمین را همچنان که از ستمگری و تجاوز پر شده است، لبریز از برابری و دادگری خواهد کرد).غیبت شیخ نعمانی ص ۱۹۸.

عن النبي (ص) قال: (انه رجل من ولدي كأنه من رجال بني إسرائيل يخرج عن جهد من أمتي وبلاء، عربي اللون ابن أربعين سنة كأنه وجه كوكب دري يملأ الأرض عدلاً كما مُلئت ظلماً وجوراً يملك…).
از رسول الله (ص) فرمود: (او مردی از فرزندان من است گویی که از مردان بنی اسرائیل است (هیکل اسرائیلی دارد) بر اثر مشقت و خستگی از امتم و بلاء خروج می کند، رنگ او عربی است فرزند چهل ساله که صورت او مانند ماهی درخشان است دنیا را پر از عدل و داد می کند بعد از اینکه پر از ظلم و ستم شده باشد……).الملاحم والفتن لابن طاووس ص۱۴۱.

و در اینجا دو روایت اشاره به فرزند امام مهدی (ع) دارند، که روایت اول ایشان را در هنگام ظهور وصف می نماید و دیگری ایشان را هنگام خروج یا قیام با شمشیر بیان می دارد، و جزئیات این امر در مقایسه ی صفات ظاهری بیشتر روشن خواهد شد.

صفات ظاهری امام مهدی (ع) در روایات:

عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر، عن أبيه، عن جده عليهم السلام قال: قال أمير المؤمنين (ع) – وهو على المنبر -: (يخرج رجل من ولدي في آخر الزمان أبيض اللون، مشرب بالحمرة، مبدح البطن عريض الفخذين، عظيم مشاش المنكبين بظهره شامتان: شامة على لون جلده وشامة على شبه شامة النبي صلى الله عليه وآله، له اسمان: اسم يخفى واسم يعلن، فأما الذي يخفى فأحمد وأما الذي يعلن فمحمد إذا هز رايته أضاء لها ما بين المشرق والمغرب، ووضع يده على رؤوس العباد فلا يبقى مؤمن إلا صار قلبه أشد من زبر الحديد، وأعطاه الله تعالى قوة أربعين رجلاً، ولا يبقى ميت إلا دخلت عليه تلك الفرحة (في قلبه) و هو في قبره، وهم يتزاورون في قبورهم، ويتباشرون بقيام القائم صلوات الله عليه).
ابى الجارود زياد بن منذر، از امام باقر، از جدش نقل كرده كه فرمود: علی عليه السلام فرمودند: (در آخر الزمان مردى از فرزندان من قيام خواهد كرد كه رنگ پوست او سفيد بوده و به سرخى می گرايد، و داراى شكم و رانهايى عريض و پهن و شانه هايى بزرگ می باشد. در پشت او دو خال يكى به رنگ پوست و ديگرى شبيه خال پيامبر صلى الله عليه و آله بوده و دو نام دارد يكى پنهان و ديگرى آشكار، اما آنكه پنهان بوده، احمد، و آنكه آشكار بوده، محمد، می باشد زمانيكه پرچم خود را به اهتزاز در آورد تمام آنچه كه ميان مشرق و مغرب است برايش روشن و آشكار می شود و دستش را بر سر بندگان خدا می گذارد و مؤمنى باقى نمی ماند جز آنكه قلبش از آهن محكم تر گرديده و قدرت چهل مرد را خداوند به او می دهد و اموات در قبرهاى خود به قيام حضرت مسرور گشته و يكديگر را زيارت كرده و مژده قيام آن حضرت را به يكديگر می دهند).كمال الدين وتمام النعمة- الشيخ الصدوق ج ۲ ص ۶۵۳ ، إعلام الورى: ص ۴۳۴ ب ۴ ف ۴ ، الخرائج: ج ۳ ص ۱۱۴۹ – ۱۱۵۰ ح ۵۸ ، إثبات الهداة: ج ۳ ص ۴۹۰ – ۴۹۱ ب ۳۲ ف ۵ ح ۲۳۰ ، حلية الأبرار: ج ۲ ص ۵۸۲ ب ۲۰ و في : ص ۵۸۵ – ۵۸۶ و در: ص ۶۱۷ – ۶۱۸، البحار: ج ۵۱ ص ۳۵ ب ۴ ح ۴ ، منتخب الأثر: ص ۱۸۶ ف ۲ ب ۴ ح ۲.

 

أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ قَالَ حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى الْعَلَوِيُّ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحَكَمِ بْنِ ظُهَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَيَّاشٍ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ أَبِي وَائِلٍ قَالَ نَظَرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ (ع) إِلَى الْحُسَيْنِ (ع) فَقَالَ: (إِنَّ ابْنِي هَذَا سَيِّدٌ كَمَا سَمَّاهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) سَيِّداً، وَ سَيُخْرِجُ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ رَجُلًا بِاسْمِ نَبِيِّكُمْ يُشْبِهُهُ فِي الْخَلْقِ وَالْخُلُقِ يَخْرُجُ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِنَ النَّاسِ وَ إِمَاتَةٍ لِلْحَقِّ وَ إِظْهَارٍ لِلْجَوْرِ وَاللَّهِ لَوْ لَمْ يَخْرُجْ لَضُرِبَتْ عُنُقُهُ يَفْرَحُ بِخُرُوجِهِ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ وَسُكَّانُهَا وَهُوَ رَجُلٌ أَجْلَى الْجَبِينِ أَقْنَى الْأَنْفِ ضَخْمُ الْبَطْنِ أَزْيَلُ الْفَخِذَيْنِ بِفَخِذِهِ الْيُمْنَى شَأْمَةٌ أَفْلَجُ الثَّنَايَا وَ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا).
از على بن احمد از عبيد الله بن موسى العلوى از بعضى از مردان از ابراهيم بن حكم بن ظهير از اسماعيل بن عياش از اعمش از ابی وائل روايت شده كه گفت: امير المؤمنين علىّ عليه السّلام به امام حسين عليه السّلام نگاه كرده فرمود: اين فرزندم آقا است همان گونه كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله او را آقا ناميده است، در آينده ای نه چندان دور خداوند مردى از صلب او به در خواهد آورد كه با پيامبرتان همنام است، و از حيث آفرينش و سيرت و اخلاق همانند او خواهد بود، و به هنگامى كه مردم در غفلت و بى‏ خبرى به سر مى‏ برند و نيز فرو كشتن حقّ و آشكار كردن ستمكارى خروج خواهد كرد، به خدا سوگند اگر خروج نكند گردن او زده خواهد شد، اهل آسمانها و ساكنين آن با خروج او شادمان خواهند شد. او مردى است بلند پيشانى، داراى بينى باريكى كه ميانش اندكى بر آمدگى دارد، بر آمده شكم، داراى رانهائى درشت و پهن، خالى بر ران راست اوست، ميان دو دندان پيشين او گشاده است و او زمين را همان گونه كه از ستم و جور پر شده است از دادگرى لبريز خواهد كرد. غيبت شیخ نعمانی ص ۲۱۵.

 

قال الصادق (ع) «في المهدي»: (ليس بالطويل الشامخ، ولا بالقصير اللازق )اللاصق) بل مربوع القامة، مدور الهامة، واسع الصدر، صلت الجبين (بارزه) مقرون (ازج) الحاجبين، على خده الأيمن خال کأنه فتات المسک على رضراخته العنبر).

حضرت امام صادق (ع) درباره ى حضرت مهدى (عج) فرمود: (نه بسيار بلند قد و نه کوتاه اندام است بلکه چهارشانه و جمجمه اش گرد و سينه اش وسيع و گشاده و پيشانی بلند و ابروان (كشيده و باریک) پيوسته دارد و بر گونه ى مبارک راستش خالى است گويى خرده مشک بر خرده عنبر پاشيده).يوم الخلاص: ص ۷۷

 

قال: نعيم بن حماد عن علي رضي الله عنه قال: (… كث اللحية أكحل العينين براق الثنايا في وجهه خال أقنى أجلى في كتفه علامة النبي صلى الله عليه وسلم… يبعث وهو ما بين الثلاثين إلى الأربعين).

هيثم بن عبدالرحمان از كسى كه براى او نقل كرده، از على عليه السلام روايت نموده كه فرمود: (… محاسن او پر پشت و چشمانش سياه و دندانهايش سفيد و براق است و در صورتش خال درشت و نمايانى بوده و در كتف او علامت پيامبر صلى الله عليه و آله مى باشد… سن آن حضرت هنگام قيام بين سى تا چهل سال خواهد بود).شرح إحقاق الحق – السيد المرعشي – ج ۱۹ – ص ۶۵۴ حديث سوم و مانند آن نيز در الملاحم والفتن – السيد بن طاووس الحسني ص ۷۳.

 

از قصه ى ديدار على بن مهزيار با امام مهدى (ع) گوید: (… و إذا هو كغصن بان و أو قضيب ريحان، سمح سخي تقي نقي، ليس بالطويل الشامخ و لا بالقصير اللازق، بل مربوع القامة، مدور الهامة، صلت الجبين، أزج الحاجبين، أقنى الأنف، سهل الخدين،على خده الأيمن خال كأنه فتات مسك على رضراضة عنبر).

(… امام ‌عليه السلام مثل شاخه سرو و ساقه ى ريحان بود، حضرت آقا و بخشنده و متقى بود، قدش نه خيلي بلند بود نه كوتاه، بلكه قامت مبارک حضرت متوسط بود، سر مبارک حضرت گرد بود، پيشانی ‌اش بلند بود، ابروهايش كمانی بود و به هم پيوسته، بينی مبارک نازک و بلند بود، سمت راست صورت، خالی داشت كه گويا پاره مشک روی صفحه عنبر چكيده باشد).غيبت شيخ طوسى ص ۲۶۵.

 

الحرث بن عبد الله الجارثي الهمداني، والحرث بن شرب كل حدثنا: (انهم كانوا عند علي بن أبي طالب عليه السلام فكان إذا قبل ابنه الحسن عليه السلام يقول: (مرحباً يا بن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، وإذا اقبل الحسين يقول: بأبى أنت وأمي يا أبا ابن خيرة الإماء فقيل له: يا أمير المؤمنين ما بالك تقول هذا للحسن وتقول هذا للحسين؟ ومن ابن خيرة الإماء؟ فقال: ذلك الفقيد الطريد الشريد: محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين عليهم السلام هذا ووضع يده على رأس الحسين عليه السلام).

ابن عياش در كتاب مقتضب مى‏ گويد: شيخ ابو الحسين بن عبدالصمد بن على از نوح بن دراج و چند نفر ديگر نقل كرد: (آن ‏ها در حضور اميرالمؤمنين‏ عليه السلام بودند، وقتی که امام حسن (ع) وارد می شد، فرمود: مرحبا ای پسر رسول الله (ص). و وقتى امام حسين‏ عليه السلام وارد شد حضرت به ايشان فرمود: پدرم به قربان پدر فرزند بهترين كنيزها! به آن حضرت گفته شد: يا امير المؤمنين علّت چيست كه براى امام حسين ‏عليه السلام اين تعابير را به كار مى ‏بريد؟ فرزند بهترين كنيزها كيست؟ حضرت على ‏عليه السلام در جواب فرمود: او گمشده ‏اى است كه از نزديكان و خويشاوندان و وطن خود دور است، نام او م-ح-م-د فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين است؛ در اين هنگام دست خود را بر سر مبارک امام حسين ‏عليه السلام نهاده فرمودند: همين حسين ‏عليه السلام).

در روایات فوق صفات و ویژگی های ظاهری حضرت مهدی (ع) ذکر شده اند: رنگ پوست او سفيد بوده و به سرخى می گرايد، و داراى شكم و رانهايى عريض و پهن و شانه هايى بزرگ می باشد. در پشت او دو خال يكى به رنگ پوست و ديگرى شبيه خال پيامبر صلى الله عليه و آله بوده – بلند پيشانى، داراى بينى باريكى كه ميانش اندكى بر آمدگى دارد، بر آمده شكم، داراى رانهائى درشت و پهن، خالى بر ران راست اوست، ميان دو دندان پيشين او گشاده است – نه بسيار بلند قد و نه کوتاه اندام است بلکه چهارشانه و جمجمه اش گرد و سينه اش وسيع و گشاده و پيشانی بلندی دارد.

اکنون به روایات زیر دقت فرمایید که صفات مهم جهت مقایسه با صفات فوق را در اینجا ذکر می کنم: شخصی است سرخ و سفید دارای چشمانی گود و فرو رفته و ابروانی پُر پشت و برجسته و شانه ای پهن و بر سرش حزاز (پوسته ای که از سر فرو می ریزد) و بر صورتش اثری است خداوند موسی را رحمت کند – شكمش فراخ، و ابروانش پيوسته، ساقهاى پايش باريک، فاصله ما بين دو شانه ‏اش دور، و رنگ چهره ‏اش سياه، و با وجود رنگ گندمى – قائم را دو نشانه است در سر او خالی وجود دارد و به سرش شوره دارد یا یک خال در میان دو کتف اوست – فرزند شش می باشد و مادرش بهترين كنيزه است – شکم پهن است و به علاوه بر سرش حزاز دارد از تبار خوش سیمایان است خداوند فلانی (حضرت موسی) را رحمت کند – او جوانى است متوسط اندام، خوش رو، و خوش مو، كه موهايش بر دو شانه او ريخته و نور رويش سياهى موى ريش و سرش را فرا گرفته پدرم به فداى فرزند بهترين كنيزان – وى فرزند كنيزى سياه است – پدرم فدای فرزند برگزیده ی کنیزان- یعنی قائم از فرزندانش (ع) – پدرم فدای فرزند برگزیده کنیز باد، آیا او همان فاطمه (س) است؟ حضرت فرمود: همانا فاطمه (س) برگزیده زنان آزاده است، مقصود آن حضرت آن کسی است که شکمش عریض و رنگش سرخ و سفید است خداوند فلانی را رحمت کند.

حدثنا أبو سليمان أحمد بن هوذة قال حدثنا إبراهيم بن إسحاق النهاوندي قال حدثنا عبد الله بن حماد الأنصاري قال حدثنا عبد الله بن بكير عن حمران بن أعين قال: (قلت لأبي جعفر الباقر (ع) جعلت فداك إني قد دخلت المدينة و في حقوي هميان فيه ألف دينار و قد أعطيت الله عهداً أنني أنفقها ببابك ديناراً دينارا أو تجيبني فيما أسألك عنه. فقال: يا حمران سل تجب ولا تنفقن دنانيرك فقلت سألتك بقرابتك من رسول الله (ص) أنت صاحب هذا الأمر والقائم به؟ قال: لا. قلت: فمن هو بأبي أنت وأمي؟ فقال: ذاك المشرب حمرة الغائر العينين المشرف الحاجبين العريض ما بين المنكبين برأسه حزاز و بوجهه أثر رحم الله موسى).
حمران بن اعین گوید: (به امام باقر (ع) عرض کردم فدایت گردم من در حالی که کیسه چرمینی به کمر داشتم که هزار دینار در آن بود وارد مدینه شدم و با خدا عهد کردم که آن را بر در خانه شما یک دینار یک دینار انفاق کنم تا اینکه در آنچه از شما راجع به آن سوال می کنم به من پاسخ دهی. پس آن حضرت فرمود: ای حمران بپرس که پاسخ شنوی و دینارهای خود را نیز انفاق مکن. پس عرض کردم: شما را به خویشاوندی و بستگی که با رسول خدا (ص) دارید از شما می پرسم آیا شما صاحب این امر و قائم بدان هستی؟ فرمود: نه. عرض کردم: پدر و مادرم فدای تو پس او هر چه کسی است؟ فرمود: او شخصی است سرخ و سفید دارای چشمانی گود و فرو رفته و ابروانی پُر پشت و برجسته و شانه ای پهن و بر سرش حزاز (پوسته ای که از سر فرو می ریزد) و بر صورتش اثری است خداوند موسی را رحمت کند).غيبت شیخ نعمانی ص : ۲۱۵.

 

قال الباقر (ع): (مشرف الحاجبين، غائر العينين من سهر الليالي، بوجهه اثر).

حضرت امام باقر (ع) فرمود: ( «مهدي (عج)» داراى ابروان پيوسته و چشم ها بر اثر بيداري شبها به گودى فرو رفته در چهره ى مبارکش اثر نمودار است).يوم الخلاص ص ۷۹

 

عن حذيقة قال: قال رسول الله (ص): (المهدي (عج) رجل من ولدي لونه لون عربي و جسمه جسم اسرائيلي، على خده الأيمن خال، کأنه کوکب دري، يملأ الأرض عدلاً کما ملئت جورا، يرضى في خلافته اهل الأرض و اهل السماء الطير في الجو).

به نقل از حذيفه (ره) گفت: رسول الله (ص) فرمود: مهدى (عج) مردى از فرزندان من است رنگ او رنگ عربى و بدنش بدن اسرائيلى و بر گونه ى راستش خالى رسته همچون ستاره ى درخشان زمين را پس از آنکه لبريز از ظلم شده باشد پر از عدل کند اهل زمين و آسمان و پرندگان هوا در خلافتش راضى باشند).بحار ج ۵۱ ص ۹۵ و کشف الغمة ج ۲ ص ۴۶۹

 

عن يحيى بن الفضل النوفلي قال: (دخلت على أبي الحسن موسى ابن جعفر (ع) ببغداد حين فرغ من صلاة العصر، فرفع يديه إلى السماء وسمعته يقول: أنت الله لا إله إلا أنت الأول والآخر والظاهر والباطن، …، أسئلك أن تصلي على محمد وآل محمد، وأن تعجل فرج المنتقم لك من أعدائك ، وأنجز له ما وعدته يا ذا الجلال والإكرام. قال: قلت: من المدعو له؟ قال: ذاك المهدي من آل محمد صلى الله عليه وآله. ثم قال: بأبي المنتدح البطن، المقرون الحاجبين، أحمش الساقين، بعيد مابين المنكبين، أسمر اللون، يعتوره مع سمرته صفرة من سهر الليل، بأبي من ليله يرعى النجوم ساجداً وراكعاً…).
يحيى بن فضل نوفلى گويد: (در بغداد، بعد از اتمام حضرت ابى الحسن موسى بن جعفر عليه السّلام از نماز عصر، به خدمت آن بزرگوار وارد شدم، و ديدم كه دستهاى خويش را به سوى آسمان بلند نموده است، و شنيدم كه مى‏ فرمود: تويى خداوندى كه معبودى جز تو نيست كه آغاز و پايان و آشكار و نهان مى ‏باشى‏… درخواست مى ‏كنم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و در فرج انتقام‏ گيرنده از دشمنانت تعجيل، و به وعده ی او وفا نمايى. اى صاحب بزرگى و بزرگوارى. وى ‏گويد عرض كردم: براى چه كسى دعاء فرموديد؟ فرمود: براى مهدى آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله. سپس افزود: پدرم فداى كسى كه شكمش فراخ، و ابروانش پيوسته، ساقهاى پايش باريک، فاصله ما بين دو شانه ‏اش دور، و رنگ چهره ‏اش سياه، و با وجود رنگ گندمى، زردى‏ به واسطه ی بيدارى شب پيوسته بر او نمايان است. پدرم فداى كسى كه شبها در حالى كه در سجده و ركوع است).بحار الأنوار – علامه مجلسی ج ۸۳ ص ۸۱ – فلاح السائل و نجاح المسائل ص ۲۰۰ ، سليم بن قيس هلالى ص ۷۰۶.

 

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) أَوْ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) الشَّكُّ مِنِ ابْنِ عِصَامٍ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ بِالْقَائِمِ عَلَامَتَانِ شَأْمَةٌ فِي رَأْسِهِ وَدَاءُ الْحَزَازِ بِرَأْسِهِ وَ شَأْمَةٌ بَيْنَ كَتِفَيْهِ مِنْ جَانِبِهِ الْأَيْسَرِ تَحْتَ كَتِفِهِ الْأَيْسَرِ وَرَقَةٌ مِثْلُ وَرَقَةِ الْآس‏.
ابو بصیر گوید: امام باقر یا امام صادق (ع) – شک از محمد بن عصام (یکی از راویان این حدیث) است – فرمود: (ای ابا محمد، قائم را دو نشانه است در سر او خالی وجود دارد و به سرش شوره دارد یا یک خال در میان دو کتف اوست از طرف چپ او زیر کتفش ورقه ای همانند ورقه آس قرار دارد).غيبت شیخ نعمانی ص۲۱۶.

 

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع) أَوْ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) الشَّكُّ مِنِ ابْنِ عِصَامٍ‏ يَا بَا مُحَمَّدٍ بِالْقَائِمِ عَلَامَتَانِ شَامَةٌ فِي رَأْسِهِ وَ دَاءُ الْحَزَازِ بِرَأْسِهِ وَ شَامَةٌ بَيْنَ كَتِفَيْهِ مِنْ جَانِبِهِ الْأَيْسَرِ تَحْتَ كَتِفَيْهِ وَرَقَةٌ مِثْلُ وَرَقَةِ الْآسِ ابْنُ سِتَّةٍ وَ ابْنُ خِيَرَةِ الْإِمَاء.
ابو بصير از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق روايت نموده كه فرمود: (قائم دو علامت دارد: يكى خال در سر و ديگرى موى سر در سمت چپ شانه‏ هاى او خالى است و هم در زير شانه ‏هايش نشانه‏ايست چون برگ درخت آس . فرزند شش می باشد و مادرش بهترين كنيزه است‏).بحار الانوار ج ۵۱ ص ۴۱.

 

عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ‏ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) فَقُلْتُ: أَنْتَ الْقَائِمُ؟ قَالَ: قَدْ وَلَدَنِي رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَ أَنَّى لِلطَّالِبِ بِالدَّمِ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ. ثُمَّ أَعَدْتُ عَلَيْهِ. فَقَالَ: قَدْ عَرَفْتُ حَيْثُ تَذْهَبُ صَاحِبُكَ الْمُدَبِّحُ الْبَطْنِ ثُمَّ الْحَزَازُ بِرَأْسِهِ ابْنُ الْأَرْوَاع‏ رَحِمَ اللَّهُ فُلَانا.
حمران بن اعین گوید: از امام باقر (ع) سؤال کرده به او عرض کردم: آیا قائم شما هستی؟ پس آن حضرت فرمود: زاده و تربیت یافته بیت رسولم و یا خونخواهی کننده ام یا از من خونخواهی کنند و آنچه خدا بخواهد انجام می دهد. سپس من سؤال خود را برای آن حضرت تکرار کردم آن حضرت فرمود: فهمیدم فکر تو متوجه کجا است صاحب (موعود) تو شکم پهن است و به علاوه بر سرش حزاز دارد از تبار خوش سیمایان است خداوند فلانی را رحمت کند).غيبت شیخ نعمانی ص۲۱۶ ، بحار الأنوار ج ۵۱ ص ۴۱.

 

عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ سَأَلَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْمَهْدِيِّ مَا اسْمُهُ فَقَالَ أَمَّا اسْمُهُ فَإِنَّ حَبِيبِي (ع) عَهِدَ إِلَيَّ أَلَّا أُحَدِّثَ بِهِ حَتَّى يَبْعَثَهُ اللَّهُ قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ صِفَتِهِ. قَالَ: هُوَ شَابٌّ مَرْبُوعٌ حَسَنُ الْوَجْهِ حَسَنُ الشَّعْرِ يَسِيلُ شَعْرُهُ عَلَى مَنْكِبَيْهِ وَ يَعْلُو نُورُ وَجْهِهِ سَوَادَ شَعْرِ لِحْيَتِهِ وَ رَأْسِهِ بِأَبِي ابْنُ خِيَرَةِ الْإِمَاء.
جابر جعفى گويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه می فرمود: (عمر بن خطاب از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيده گفت: مرا آگاه كن از اينكه نام مهدى چيست؟ فرمود: اما نام او را پس حبيب من رسول خدا به من سفارش كرده كه براى كسى بازگو نكنم تا آنگاه كه خدا او را برانگيزد. گفت: پس از وصف او مرا آگاه فرما، حضرت امير عليه السّلام فرمود: او جوانى است متوسط اندام، خوش رو، و خوش مو، كه موهايش بر دو شانه او ريخته و نور رويش سياهى موى ريش و سرش را فرا گرفته پدرم به فداى فرزند بهترين كنيزان).غيبت شيخ طوسي ص ۴۷۰، الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ج ۲ ص ۳۸۲، إعلام الورى بأعلام الهدى ص ۴۶۵، روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، ج‏ ۲ ص ۲۶۶ ، كشف الغمة في معرفة الأئمة ج ‏۲ ص ۴۶۴.‏

 

وعن أبي جعفر الباقر (ع) يقول: (إن صاحب هذا الأمر فيه شبه من يوسف ابن أمة سوداء يصلح الله له أمره في ليلة).
ضريس كناسى روايت نموده كه گفت: شنيدم حضرت ابا جعفر باقر (ع) می فرمود: (صاحب الأمر سنتى از يوسف دارد، وى فرزند كنيزى سياه است‏ خداوند امر او را در يک شب اصلاح گرداند).غيبت نعمانی ص۱۶۳.

 

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ جُمْهُورٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْوَلِيدِ الْهَمْدَانِيِّ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ الْهَمْدَانِيِّ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (ع) بِأَبِي ابْنُ خِيَرَةِ الْإِمَاءِ يَعْنِي الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِهِ (ع) يَسُومُهُمْ خَسْفاً وَيَسْقِيهِمْ بِكَأْسٍ مُصَبَّرَةٍ وَلَا يُعْطِيهِمْ إِلَّا السَّيْفَ هَرْجاً فَعِنْدَ ذَلِكَ تَتَمَنَّى فَجَرَةُ قُرَيْشٍ لَوْ أَنَّ لَهَا مُفَادَاةً مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا لِيُغْفَرَ لَهَا لَا نَكُفُّ عَنْهُمْ حَتَّى يَرْضَى اللَّه‏).
حديث كرد ما را محمّد بن همّام و محمّد بن حسن بن جمهور هر دو از حسن بن محمّد بن جمهور و او از پدرش و او از سليمان بن سماعه و او از ابى الجارود و او از قاسم بن وليد همدانى و او از حارث بن عبدالله اعور همدانی گوید: امیر المؤمنین (ع) فرمود: (پدرم فدای فرزند برگزیده ی کنیزان- یعنی قائم از فرزندانش (ع) – که آنان را خوار می سازد و جام شر به ایشان می نوشاند و به آنان جز شمشیر خونریز مرگ آفرین نخواهد داد، پس در این هنگام زشتکاران قریش آرزو می کنند که ای کاش دنیا و هر آنچه در آن ا ست از آن ایشان بود و آن را فدا می دادند تا گناهانشان بخشوده شود ولی دست از ایشان بر نخواهیم داشت تا آنکه خداوند راضی شود).غيبت نعمانی ص۲۲۹.

و برای همه معروف است که امام مهدی (ع) نمی جنگد، بلکه همانطور که نقل شده است:

(ان الامامة تزف الى الامام المهدی (ع) کما تزف العروس الى زوجها).
و نقل شده است: (تأتیه الخلافة و هو جالس في بیته).
خلافت همانگونه که عروس را به داماد تحویل می دهند، به دست امام (ع) می رسد). (خلافت در صورتی که در منزل است به ایشان می رسد).البحار ج۵۲ ص ۲۶۹ – عصر الظهور للشیخ الکورانی ص۲۰۸.

و آن کس که زمینه ساز ظهور مقدس است، و می جنگد مهدی اول و یمانی موعود است که هشت ماه شمشیر را به دوش می گیرد:

حدثنا أبي رضي الله عنه قال: حدثنا محمد بن يحيى العطار قال: حدثنا جعفر بن محمد بن مالك قال: حدثني حمدان بن منصور ، عن سعد بن محمد، عن عيسى الخشاب قال: (قلت للحسين بن علي عليهما السلام: أنت صاحب هذا الامر؟ قال: لا ولكن صاحب الامر الطريد الشريد الموتور بأبيه، المكني بعمه، يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر).

عیسی خشاب گوید: (به امام حسین بن علی (ع) گفتم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: خیر، ولیکن صاحب این امر فراری و بی خانمان است. کسی که خونخواهی پدرش را می کند. و کنیه اش به عمویش است. شمشیرش را هشت ماه بر دوشش حمل می کند).كمال الدين وتمام النعمة – الشيخ الصدوق – ص ۳۱۸- ص۳۰۳ – ص۲۹۸ – الامامة والتبصرة ص ۱۱۵ . کمال الدین ج ۱ ص ۳۱۸ . بحار الانوار ج ۵۱ ص ۱۳۳.

و در روایت فوق مطالبی را باید تأمل نمود، صاحب این امر فراری و بی خانمان است و این بر امام مهدی (ع) صدق نمی کند زیرا نه کسی او را می شناسد و نه در تعقیب است که بگریزد، و همچنین کنیه اش ابا صالح می باشد و ایشان (ع) عمویی ندارند که صالح نام داشته باشد و در واقع کنیه ی یمانی (ع) به عمویش می باشد، و روایت دیگری جهت تأکید بر اینکه آن کس که هشت ماه شمشیر به دوش می گیرد از خاندان حضرت است می گوییم:

عن الإمام علي (ع) قال: (…يخرج قبل المهدي رجل من أهل بيته في المشرق يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر…).
از على عليه السّلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت در مشرق خروج كرده در مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود می گیرد…).الملاحم والفتن للسيد ابن طاووس (رحم) وكتاب الممهدون للكوراني ص۱۱۰ ، بشارة الاسلام ، ما بعد الظهور للسيد الصدرص۴۸۰

توضیحی در مورد بهتر کنیزان بر اساس روایت:

أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يُونُسَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ رَبَاحٍ الزُّهْرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ الْحِمْيَرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَكَمُ أَخُو مُشْمَعِلٍّ الْأَسَدِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عَبْدُ الرَّحِيمِ الْقَصِيرُ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَوْلُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) بِأَبِي ابْنُ خِيَرَةِ الْإِمَاءِ أَ هِيَ فَاطِمَةُ (ع)؟ فَقَالَ: إِنَ‏ فَاطِمَةَ (ع) خِيَرَةُ الْحَرَائِرِ ذَاكَ الْمُبْدَحُ بَطْنُهُ الْمُشْرَبُ حُمْرَةً رَحِمَ اللَّهُ فُلَانا).
عبدالرحیم قصیر گوید: به امام باقر (ع) عرض کردم: (گفتار امیر المؤمنین (ع) که می فرماید: (پدرم فدای فرزند برگزیده کنیز باد، آیا او همان فاطمه (س) است؟ حضرت فرمود: همانا فاطمه (س) برگزیده ی زنان آزاده است، مقصود آن حضرت آن کسی است که شکمش عریض و رنگش سرخ و سفید است خداوند فلانی را رحمت کند).غيبت نعمانی ص۲۲۸.

استدلال: ممكن است خواننده ی عزيز تصور كند كه حديث در مورد امام مهدى (ع) از ناحيه ى مادر اينكه دختر قيصر روم است، ولى حقيقت اين است كه وقتى حديثى خاص امام مهدى باشد و در مورد مادرش صحبت بشود منظور مادر حقيقى ايشان حضرت فاطمه (س) دخت رسول الله (ص) بهترين آزادگان مى باشد. (کتاب مهدی و مهدیین در قرآن و سنت را مطالعه کنید).

جدول مقایسه ی صفات ظاهری امام مهدی (ع) و فرزندشان مهدی اول بر اساس روایات فوق

 

صفات ظاهری امام مهدی (ع)

صفات ظاهری مهدی اول (یمانی)

1

نه قد بلند و نه کوتاه

قد بلند و هیکل [مانند حضرت موسی (ع)

2

سفید

رنگ عربی – گندمگون

3

فرزند بهترین آزادگان ، حضرت زهراء (س)

فرزند بهترین کنیزان

4

خالی در صورت دارد

اثری (علامت) در صورت دارد

5

ابروانی از هم جدا و باریک دارد

ابروانی پیوسته دارد

6

کهنسال می باشد

بین ۳۰ و ۴۰ ساله می باشد

7

----

بر سرش شوره دارد

8

شانه هایی بزرگ

شانه هایی از هم دور (چهار شانه)

آری ایشان همان مهدی است که در آخر الزمان متولد می شود، همان یمانی موعود و صاحب پرچم هدایت که امام رضا (ع) ایشان را اینگونه ذکر می نماید:

عن ام هانئ الثقفية قال: (غدوت على سيدي محمد بن علي الباقر عليه السلام فقلت له: يا سيدي آية في كتاب الله عز وجل عرضت بقلبي أقلقتني وأسهرتني قال: فاسئلي يا ام هانئ؟ قالت قلت: قول الله عز وجل [فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ * الْجَوَارِ الْكُنَّسِ] قال: نعم المسألة سألتني يا ام هانئ هذا مولود في آخر الزمان هو المهدي من هذه العترة تكون له حيرة وغيبة يضل فيها أقوام ويهتدي فيها أقوام).
ام هانی گوید: (صبحگاهی خدمت سرورم محمد بن علی باقر (ع) رسیدم. پس به ایشان عرض کردم: سرورم آیه‌ ای در کتاب خداست که مرا پریشان کرده و خواب را از من ربوده است. امام باقر (ع) فرمود: بپرس ای ام هانی. ام هانی گوید: به ایشان عرض کردم: قول خدای عز و جل : [چنین نیست قسم به ستارگانی که باز می‌ گردند * به گردش در می آیند و پنهان می‌ شوند]التکویر:۱۵-۱۶. امام باقر (ع) فرمود: خوب سؤالی از من کردی ای ام هانی. این کسی است که در آخر الزمان متولد می‌ شود. او مهدی این عترت است. برای او حیرت و غیبت است؛ که گروهی در آن زمان هدایت و گروهی دیگر گمراه می‌ شوند).کمال الدین وتمام النعمة ص ۳۳۰ باب ۳۲ ح ۱۴ . اثبات الهداة ج ۳ ص ۴۶۹ باب ۳۲ فصل ۵ ح ۱۳۶ . بحار الانوار ج ۵۱ ص ۱۳۷ باب ۵ ح ۴.

آری ایشان همان کسی است که تا امرش ظاهر نشود نباید به کنیه و نام خوانده شود، و این بارزترین مصداق بر شخصی غیر از امام مهدی (ع) می باشد، زیرا امام مهدی (ع) قبل از هر کس رسول الله (ص) و اهل بیت (ع) آشکارا نام و صفت و کنیه و لقبهای ایشان را به روشنی بیان فرمودند، و ایشان کسی نمی تواند باشد مگر سِرِ فاطمه (س) که همان مهدی اول و یمانی موعود از فرزندان محمد بن الحسن عسکری (ع) است.

وعن أبي جعفر (ع) أنه قال: (وأشهد على رجل من ولد الحسين لا يسمى ولا يكنى حتى يظهر أمره فيملأها عدلاً كما ملئت جوراً…).

از محمد باقر (ع) در حدیثی طولانی فرمود: (…و گواهى دهم كه مردى از فرزندان حسن است كه نبايد به كنيه و نام خوانده شود، تا امرش ظاهر شود و زمين را از عدالت پر كند چنان كه از ستم پر شده باشد). وسائل‏ الشيعة ج: ۱۶ ص: ۲۴۲.

و الحمد لله رب العالمین

 

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف