wrapper

آخرین اخبار

آیا یمانی از یمن است؟

آیا یمانی از یمن است؟

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

در روایتهای اهل بیت (ع) در حد تواتر به این اشاره فرمودند که یمانی، زمینه ساز، انقلابگر، فرزند امام، مردی از ما اهل بیت و… از مشرق خروج می کند و اطاعت از ایشان واجب است و این روایت ها از حد تواتر نیز گذاشته اند. جهت اطلاعات بیشتر در این مورد می توانید مطالب زیر را مطالعه فرمایید.

یمانی، همان مهدی اول ذکر شده در وصیت مقدس رسول الله (ص) می‌باشد
زمینه‌ساز ظهور مقدس کیست؟
یمانی (ع) انقلاب‌گر مشرق

در این مطلب قصد داریم برخی از روایت هایی که بیش از سه یا چهار روایت نیستند و اشاره به این دارند که یمانی از یمن است را مورد بررسی قرار داده و تحریفی که توسط انتشارات صورت گرفته را روشن سازیم.

عن محمد عن محمد بن مسلم التي جاء فيها عن أبي جعفر (عليه السلام) في ذكر القائم فقال (ع): (…وأنه ينصر بالسيف وبالرعب، وأنه لا ترد له راية. وإن من علامات خروجه، خروج السفياني من الشام وخروج اليماني (من اليمن) وصيحة من السماء في شهر رمضان، ومنادِ ينادي باسمه من السماء واسم أبيه).

 از محمد بن محمد بن مسلم که از ابی جعفر علیه السلام نقل کرده است در ذکر قائم (ع) فرمود: (او با شمشیر و رعب نصرت داده می شود و هیچ پرچمی از او بر نمی گردد و از علامتهای خروجش خروج سفیانی از شام و خروج یمانی (از یمن) و صیحه از آسمان در شهر رمضان و ندایی ندا می دهد به نامش و نام پدرش…).كتاب كمال الدين ص ۳۱۹.

دقت فرمایید روایت فوق ذکر یمانی را کرده است که از علائم ظهور امام مهدی (ع) می باشد و عبارت “از یمن” را در پرانتز قرار داده است بدون اشاره به این که این عبارت از کجا آمده است و در اکثر روایتها که در کتب مختلف و متواتر نقل است عبارت “از یمن” در روایت نیست و همچنین مؤلفات قدیمی کتابها اصلاً عبارت یمن حتی در پرانتز نیز نبوده است.

اکنون به همین روایتی که در بالا قرار داده ایم دقت فرمایید، منتهی چاپ قدیمی تر و قبل از تحریف.

عن محمد بن مسلم قال دخلت على أبي جعفر عليه السلام وأنا أريد أن أسأله عن القائم من آل محمد فقال: (… وانه لا ترد له راية وان من علامات خروجه خروج السفياني من الشام وخروج اليماني وصيحة من السماء في شهر رمضان ومناد ينادي باسمه واسم أبيه).

از محمد بن محمد بن مسلم که از ابی جعفر علیه السلام نقل کرده است در ذکر قائم (ع) فرمود: (… و از علامتهای خروجش خروج سفیانی از شام و خروج یمانی و صیحه از آسمان در ماه رمضان و ندایی ندا می دهد به نامش و نام پدرش…).اعلام الوری باعلام الهدی شیخ طبرسی ج۲ ص ۲۳۳.

ملاحظه بفرمایید روایت فوق در کتاب اعلام الوری باعلام الهدی شیخ طبرسی ج۲ ص ۲۳۳ نقل شده است که عبارت (از یمن) در آن نیست. و همچنین روایتهای مختلفی با همان مضمون در مورد عدم وجود عبارت (از یمن) ذکر شده است، که آنها را با هم بررسی می کنیم.

محمد بن مسلم الثقفي قال: (دخلت على أبي جعفر عليه السلام وأنا أريد أن أسأله عن القائم من آل محمد صلى الله عليه وآله وسلم فقال لي مبتدئا يا محمد بن مسلم، إن في القائم من آل محمد…، وأنه لا ترد له راية، وإن من علامات خروجه: خروج السفياني من الشام، وخروج اليماني، وصيحة من السماء في شهر رمضان، ومناد ينادي باسمه واسم أبيه).و در کتاب بحار الأنوار – علامه مجلسی – ج ۵۱ – ص ۲۱۸ – ۲۱۷ این روایت نیز ذکر شده است.

إكمال الدين: الهمداني، عن علي بن إبراهيم، عن محمد بن عيسى، عن سليمان بن داود، عن أبي بصير، وحدثنا ابن عصام، عن الكليني، عن القاسم بن العلا، عن إسماعيل بن علي، عن علي بن إسماعيل، عن عاصم بن حميد، عن محمد بن مسلم قال: (دخلت على أبي جعفر عليه السلام وأنا أريد أن أسأله عن القائم من آل محمد صلى الله عليه وآله فقال ………….وأن من علامات خروجه خروج السفياني من الشام وخروج اليماني وصيحة من السماء في شهر رمضان ومناد ينادي باسمه واسم أبيه).شرح إحقاق الحق للسيد المرعشي – ج ۱۳.

و روایتهای زیادی در این مورد هستند، لذا به این روایتها بسنده می کنیم، این روایت متواتر است اما عبارت “از یمن” در آن نیست و تواتر آن بر عدم وجود عبارت “از یمن” و محل عدم خروج یمانی از یمن بیان شده است. حال به روایت زیر دقت کنید.

حال به روایت دیگر که قوم به آن استدلال می کنند دقت فرمایید.

عن أبي جعفر قال: (… ثم يسير إليهم منصور اليماني من صنعاء بجنوده وله فورة شديدة يستقبل الناس قتل الجاهلية، فيلتقي هو والأخوص، وراياتهم صفر، وثيابهم ملونة، فيكون بينهما قتال شديد، ثم يظهر الأخوص السفياني عليه، …).
از امام محمد باقر (ع) فرمود: (سپس منصور یمانی از صنعاء با لشگرش به سوی آنها با جنبشی شدید می آید که مردم را مانند قتل جاهلیت استقبال می کند، او با اخوص ملاقات می کند و پرچمهای آنها زرد رنگ است و لباسهایشان رنگی است و در بین آنها جنگی شدید رخ می دهد سپس اخوض سفیانی بر آن خروج می کند…).شرح إحقاق الحق ج۲۹ ص ۵۱۵. عن نعيم ابن حماد في كتاب الفتن ص۱۷۴.

دقت کنید منصور یمانی مردم را مانند زمان جاهلیت استقبال می کند و آن هم با قتل!!! روایت زیر را دقت کنید که اثبات می کند که…

وعن كعب: (لابد من نزول عيسى عليه السلام إلى الأرض، ولا بد أن يظهر بين يديه علامات وفتن. فأول ما يخرج ويغلب على البلاد الأصهب، يخرج من بلاد الجزيرة، ثم يخرج من بعده الجرهمي من الشام، ويخرج القحطاني من بلاد اليمن، قال كعب الأحبار: بينما هؤلاء والثلاثة قد تغلبوا على مواضعهم بالظلم، وإذ قد خرج السفياني من دمشق).
از کعب نقل است می گوید: (عیسی (ع) باید بر زمین نزول کند و باید در بین دستانش علامتها و فتنه هایی باشد و اولین نفری که بر بلاد خروج می کند اصهب است که از بلاد جزیره خروج می کند سپس بعد از آن جرهمی از شام و قحطانی از بلاد یمن است، کعب الأحبار گفت: همه ی آن سه نفر بر موضع هایشان با ظلم منقلب می شوند و سفیانی از دمشق خروج می کند).شرح إحقاق الحق – للمرعشي ج۲۹ ص۵۳۰.

دقت فرمایید که از دو روایت فوق واضح می شود که شخص یمانی که از یمن خروج می کند غیر از یمانی موعود است چرا که یمانی موعود پرچمش پرچم هدایت است و او هدایتگرترین پرچمهاست ولی قحطانی یمانی یا منصور یمانی با ظلم و قتل منقلب می شود و کاملاً با روایت یمانی موعود مخالف و تناقض دارد.

با این حال روایتهای زیادی بر متعدد بودن شخصیت های یمانی است. لطفاً دقت بفرمایید.

فقد روي عن عبيد بن زرارة، قال: ذُكر عند أبي عبدالله السفياني فقال: (أنى يخرج ذلك ولما يخرج كاسر عينيه في صنعاء).
از عبیده بن زراره، گوید: در نزد امام جعفر صادق ذکر سفیانی شد، پس فرمود: (او کجا خروج نموده؟ و حال آنکه شکننده ی چشمش در صنعاء خروج نکرده است).غيبت نعمانی: ۲۷۷.

روايت فوق اشاره بر شخصی از صنعاء یمن که قبل از قیام سفیانی، خروج می کند، دارد.

عن محمد بن مسلم: (يخرج قبل السفياني مصري ويماني).
شیخ طوسی در کتاب غیبت، از محمد بن مسلم روایت می کند که گوید: (قبل از سفیانی مصری و یمانی خروج می کنند).غيبت شیخ طوسی ص۴۴۷.

کسی که در این روایتها تأمل کند نتیجه را می بیند که یمانی شخصیت های متعددی دارد و همه ی ما می دانیم که خروج یا قیام  سفیانی و یمانی در یک روز و ماه و سال واحد است در حالیکه روایت فوق خروج مصری و یمانی را قبل از سفیانی بیان کرده است و از این موضوع پی می بریم که یمانی ذکر شده در روایتهای فوق غیر از یمانی موعود است. در روایتهای سابق اگر آنها را با دو روایت فوق مطابقت دهیم وجه مشترکی پیداست و آن این است که اولاً می دانیم که یمانی با سفیانی خروج همزمانی دارند ولی روایتهای فوق خروج مصری و یمانی و قحطانی را قبل از خروج سفیانی بیان کرده اند، لذا معلوم می شود که همان قحطانی که از صنعاء خروج می کند و قبل از سفیانی است همان کسی است که ظلم را جاری می کند و روایت مصری و یمانی نیز از عبارت یمانی استفاده شده، چون که از یمن خروج می کند و باز هم با روایت امام باقر (ع) در تضاد است چرا که خروج یمانی موعود و سفیانی در یک روز است، لذا اگر آنها را در مطابقت روایی قرار دهیم می بینیم که همان یمانی که برای او جنبشی شدید است و مردم را به قتل جاهلیت سوق می دهد، غیر ممکن است یمانی موعود باشد که مردم را در قتل جاهلیت وا بدارد!!! و همانطور که در روایت معلوم است یمانیی که از یمن خروج می کند قبل از سفیانی است و می دانیم که سفیانی و یمانی در یک سال و ماه و روز واحد خروج می کنند. و در مورد پرچمهای زرد رنگ و لباسهای رنگی آنها اصلاً با اصحاب یمانی موعود در خلاف است چرا که اصحاب یمانی موعود با پرچمهایی سیاه میباشند و همچنین خوب است بدانیم که اشاره مبنی بر اینکه شخصی که از صنعاء (کاسر عینیه، شکننده ی چمشش) یا یمن یا مصری که قبل از سفیانی خروج می کنند مردم را هدایت می کنند، نیست!!! و فقط گفته شده است که از یمن قبل از سفیانی خروج می کند و بر هدایت او اشاره ای نشده است و حتی نگفته شده برای امام مهدی (ع) هدایت می کند، چون اگر آنها را با روایتهای سابق مطابقت دهیم همان کسی که از صنعاء خروج می کند ظلم را جاری می کند و همان قحطانی یمانی که از یمن خروج می کند نیز این چنین است، بنابراین کلاً با روایت امام باقر (ع) در تضاد است چه در موقع خروجشان و چه در مطابقت روایی و هدایتشان!!!

عن الصادق (عليه السلام) انه لما خرج طالب الحق باليمن قال له بعض الصحابة نرجوا ان يكون هذا هو اليماني فاجابهم بقوله: لا اليماني يتوالى علياً وهذا يبرأ منه).
در روایتی از امام صادق علیه السلام زمانی که طالب حق از یمن خروج کند بعضی از اصحاب به وی عرض کردند: (امیدواریم  این همان یمانی باشد. پس امام صادق (ع) فرمود: خیر. یمانی دوستدار امام علی (ع) است لیکن این از ایشان (ع) برائت جسته است).الأمالي للطوسي:۶۶۱.

روایت فوق می گوید طالب حق و نگفته است صاحب حق در یمن خروج کند و ممکن است این همان منصور یمانی در روایتهای سابق باشد. لذا امام صادق علیه السلام در ادامه روایت در سؤال اصحاب می فرماید: خیر، یمانی دوستدار امام علی علیه السلام و این از ایشان (ع) برائت می جوید، و این شخصی که در روایت گفته شده است برائت می جوید همان کسی است که اصحاب در مورد او گمان داشته اند که او همان یمانی است که از یمن می آید؛ و این مسأله به واقعیت بسیار نزدیک است همانگونه که می دانید شیعیان یمن زیدی می باشند و نه اثناعشری، در صورتی که یمانیی که به امام مهدی (ع) دعوت می کند باید به ائمه ی دوازده گانه ایمان داشته باشد، واین نیز از آن طرف که اهل بیت (ع) فرمودند: “الناکر لأخرنا کالناکر لأولنا – منکر آخر ما، منکر اول ماست”.

حال به روایت زیر خوب دقت کنید.

عن النبي (ص): (… وسيخرج من هذا – أي علي (ع) – فتى يملأ الأرض قسطاً وعدلاً فإذا رأيتم ذلك فعليكم بالفتى اليمني، فإنه يُقبل من المشرق، وهو صاحب راية المهدي).
از رسول خدا (ص): (… و از این – امام علی (ع) – جوانی خارج می شود که زمین را پر از عدل و داد می کند پس اگر آن جوان یمنی را دیدید به سوی او بروید پس او از مشرق می آید و او صاحب پرچم امام مهدی (ع) می باشد).المهدي المنتظر الموعود/ ب۴: ۱۰۷.

در روایتهای سابق خروج اشخاصی را ذکر کرد که از یمن خروج می کنند و امری بر پیوستن به آنها نشده است و آنها را نیز در مطابقت روایی قرار دادیم و نتیجه را کسب کردیم لذا روایت فوق ما را به همان جوان یمنی که از مشرق خروج می کند امر کرده است و اوست که صاحب پرچم امام مهدی (ع) می باشد و کسی که صاحب پرچم امام مهدی (ع) می باشد یمانی موعود است، و روایت فوق محل خروج یمانی را برای ما ذکر نمود که از مشرق است. و خوب است بدانیم، کسی که از یمن یا حجاز یا مدینه به سمت مشرق حرکت کند کوفه سمت مشرق آن می شود و آمدنش از مغرب به مشرق است نه مشرق به مغرب همانطوری که روایت بیان کرد!!! و روایت فوق خروج آن جوان از مشرق را بیان می کند و نتیجه می گیریم که آن جوان از یمن خروج نمی کند. و یمن مغرب می شود.

حدثنا عبد الله بن مروان عن العلاء عن عتبة عن الحسن أن رسول الله صلي الله عليه وآله و سلم: (ذکر بلاء يلقاه أهل بيته حتي يبعث الله راية من المشرق سوداء، من نصرها نصره الله، و من خذلها خذله الله حتي يأتوا رجلاً اسمه کاسمي، فيوليه أمرهم، فيؤيده الله و ينصره).
رسول خدا (ص) در ذکر بلاها که اهل بیتش می بینند فرمود: (تا اینکه خداوند پرچمی سیاه از مشرق را مبعوث کند؛ هر کس آن را نصرت بخشید خداوند نصرتش دهد و هر کس از آن رو کرد خداوند از او رو خواهد کرد تا اینکه به نزد مردی که نامش مانند نام من است امر را تسلیمش می کنند و خداوند با نصرتش آن را تائید می کند).فتن ابن حماد ص ۲۴۷.

روایت فوق اشاره ای مستقیم روایت باقر علیه السلام دارد. چون که روایت یمانی می گوید:جایز نیست از او سرپیچی شود” این روایت می گوید: “هر کس از او رو کرد خداوند از او رو خواهد کرد” روایت امام باقر علیه السلام فرمود: ” هدایتگرترین پرچمهاست ” این روایت می گوید: ” تا اینکه خداوند پرچمی سیاه از مشرق را مبعوث کند؛ هر کس آن را نصرت بخشید خداوند نصرتش دهدلذا هر دو روایت ما را از عدم تبعیت این پرچم بر حذر کردند که مبادا از آنها سرپیچی کنیم. لذا با مطابقت کردن روایتها مشاهده می کنیم که یمانی موعود و زمینه ساز ظهور مقدس همان صاحب پرچم مشرقی است.

عن الصادق (ع) في حديث تعقيب صلاة الظهر في علامات الظهور قال: (خروج راية من المشرق وراية من المغرب، وفتنة تظل أهل الزوراء، وخروج رجل من ولد عمي زيد باليمن،…).
از امام صادق (ع) در حدیث تعقیب نماز ظهر در نشانه های ظهور فرمود: (خروج پرچمی از مشرق و پرچمی از مغرب و فتنه ای که اهل زوراء (بغداد) را گمراه می کند و خروج مردی از فرزندان عمویم زید در یمن…).مستدرك سفينة البحار ج ۷ ص۴۷ / فلاح السائل ص۱۷۰-۱۷۱.

گفته خروج پرچمی از مشرق و اگر به روایت ما قبل از آن دقت کنید پرچمی که از مشرق خروج می کند به دست آن جوان یمنی می باشد و آن صاحب پرچم امام مهدی (ع) که از مشرق می آید. و اما در مورد خروج مردی که از فرزندان زید باشد و از یمن است اشاره ای به حال و افعال ایشان نشده است چرا که ممکن است این شخص بر ضد اهل بیت و امام مهدی (ع) عمل کند و همچنین می توانیم آن را در مطابقت با روایتهای فوقی که توضیح دادیم نقد کنیم که ممکن است همان شخصی که مردم را با قتل جاهلیت و ظلم منقلب شود باشد که با استناد به روایت زیر می توانیم این استنباط را اثبات کنیم.

وباسناده رفعه إلى جابربن يزيد، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: (إذا بلغ السفياني أن القائم قد توجه إليه من ناحية الكوفة، يتجرد بخيله حتى يلقى القائم فيخرج فيقول: أخرجوا إلى ابن عمي…).

از امام محمد باقر (ع) فرمود: (هنگامی كه سفيانى متوجه مى شود حضرت قائم عليه السلام از سمت كوفه بسوى او مى آيد، همراه سپاهيانش مى آيد تا حضرت قائم عليه السلام را ملاقات مى نمايد پس می گوید: به طرف عمو زاده ام بروید…).الإمام الثاني عشر ج۲ ص ۴۱۱ المكتبه الشامله.

حال می توانیم بگوییم، زید نیز پسر عموی قائم می باشد و می تواند بر ضد قائم عمل کند چرا که روایت تصریحی بر هدایت بودن این شخص نکرده است بلکه خلاف آن را در مطابقت روایی یافتیم، حال به روایت زیر دقت کنید.

قال أبو جعفر (ع): (يبايع القائم بين الركن والمقام ثلاثمائة ونيف عدة أهل بدر؛ فيهم النجباء من أهل مصر، والأبدال من أهل الشام، والأخيار من أهل العراق فيقيم ما شاء الله أن يقيم).
امام محمد باقر (ع) فرمود: (بین رکن و مقام ۳۱۳ نفر به تعداد اهل بدر و در آنها نجیبان اهل مصر، ابدال شام، و اخیار اهل عراق و خداوند می خواهد چیزی که خواسته است).غيبت طوسی ص ۴۷۷.

اگر کمی تأمل کنیم در روایت فوق می بینیم اصحاب امام مهدی (ع) ۳۱۳ نفر هستند در بین آنها از یمن کسی نیست با استناد به روایت فوق، پس اهل یمن کجایند؟ اگر به کرامت فرمانده ی آنها یمانی از یمن باشد پس چرا یادی از آنها در روایت نشده است؟ و مهمترین شخصیت فرمانده ی آنها است نه یاران لذا روایت ذکری از یمن را نیاورده است.

و در پایان از باب “الزموهم بما الزموا به أنفسهم” می گوییم: اتفاقاً به نظر می رسد كه آقای كورانی نيز در آخرين كتابشان يعنی المعجم الموضوعی به نتيجه ی مشابهی رسيده باشد، چرا که در آنجا در صفحه ٦٠٤ تيتر “المصری و اليمانی الأول” را انتخاب كرده اند، و ضمن تأكيد بر صحيح السند بودن روايت اضافه كرده اند كه وقت آن مشخص نشده چقدر قبل از سفيانی است. (و فقط گفته شده قبل از سفيانی بر خلاف يمانی موعود كه وقتش همزمان با سفيانی است).

و الحمد لله وحده وحده وحده

ادامه مطلب...

نام احمد (ع) در روایات

نام احمد (ع) در روایات

نام احمد (ع) در روایات:

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی محمدٍ و آلِ محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیرا

آیا تنها در وصیت اسم احمد ذکر شده یا در روایت‌های دیگر هم ذکر او آمده است؟؟؟ دقیقاً از چه کشور و شهری است؟ و در روایت‌ها با چه سِمَت‌هایی ذکر شده، آیا دارای مبدأ و مقصد می‌باشد؟؟؟ آیا حامل پرچم می‌باشد؟؟؟ آیا جنگ می‌کند؟؟؟ مبدأ خروج ايشان از کجا می‌باشد؟؟؟ اگر دعوت او را شنیدیم چه امری بر ما واجب است؟؟؟ همه ی این سؤال‌ها بی پاسخ نمی‌باشند بلکه اهل بیت عصمت و طهارت تمامی آنها را بیان کردند، که یک به یک آنها را روشن می سازیم.

عن أبي عبد الله الصادق، عن آبائه، عن أمير المؤمنين عليهم السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله في الليلة التي كانت فيها وفاته لعلي عليه السلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول الله صلى الله عليه وآله وصيته حتى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا علي إنه سيكون بعدي اثنا عشر إماما ومن بعدهم اثنى عشر مهديا فأنت يا علي أول الاثني عشر الامام. وساق الحديث إلى أن قال: وليسلمها الحسن عليه السلام إلى ابنه م ح م د المستحفظ من آل محمد صلى الله عليه وعليهم، فذلك اثنى عشر إماما ثم يكون من بعده اثنا عشر مهديا فإذا حضرته الوفاة فليسلمها إلى ابنه أول المهديين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي وهو عبد الله وأحمد والاسم الثالث المهدي وهو أول المؤمنين).

از امام صادق (ع) از پدرانش (ع) از امير مؤمنان (ع) که فرمود: پيامبر خدا (ص) در شبى كه وفات او بود به على (ع) فرمود: (يا ابا الحسن صحيفه و دواتى حاضر كن. و پيامبر خدا (ص) وصيتش را املاء فرمود تا اينكه به اين جا رسيد كه فرمود: يا على پس از من دوازده امام خواهند بود و پس از آنها دوازده مهدى. و تو يا على نخستين دوازده امام مى باشى. و حديث به درازا كشيد تا اينكه فرمود: … و حسن عسكری (ع) خلافت را به فرزندش [م ح م د]، مستحفظ از آل محمد (ص) تسليم كند و ايشان دوازده امام مى باشند و سپس دوازده مهدى بعد از او مى باشند. پس اگر مرگ به سويش آمد خلافت را به فرزندش، نخستين مهدیین تسليم كند كه سه نام دارد، نامى مانند نام من و نام پدرم و آنها عبد الله و احمد و نام سوّم مهدى است. و او اولين ايمان آورنده است). الغیبة الطوسی ص ۱۵۰ ح ۱۱۱ –  ترجمه فارسی غیبت طوسی ص ۳۰۰ ح ۱۱۱. بحار الأنوار ج ۳۶ ص ۲۶۰ ح ۸۱ . بحار الأنوار ج ۵۳ ص ۱۴۷ ح ۶ – مختصر . غاية المرام ج ۲ ص ۲۴۱ . مختصر البصائر ص ۳۹ . إثبات الهداة ج ۱ ص ۵۴۹ ح ۳۷۶ . الايقاظ من الهجعة ص ۳۹۳ . و چندين کتاب معروف ديگر.

س۱: روایتی وجود دارد که از اهل بیت نقل شده که می گوید برای قائم دو نام است که یکی از نامهای پنهان هم احمد می باشد، منظور چیست؟

جواب:
عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر، عن أبيه، عن جده عليهم السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام ـ وهو على المنبرـ : (…له (القائم) اسمان: اسم يخفى واسم يعلن، فأما الذي يخفى فأحمد و أما الذي يعلن فمحمد).
از امام باقر (ع) از پدرش (ع) از جدش (ع) فرمود: امیر المؤمنین (ع) در حالی که بر روی منبر بود فرمود: (قائم دو نام دارد نامى مخفى و نامى آشكار، نام مخفى احمد و نام آشكار محمد است).كمال الدين وتمام النعمة ج ۲ ص ۶۵۳.

روایتی که از امام محمد باقر از امام علی (ع) نقل شده است، منظور از آن، نام نمی باشد، بلکه مُراد از آن معرفی دو شخصیت یا دو قائم می باشد که بصورت رمزی به آن اشاره کرده است، و اگر در متن روایت تأمل فرمایید امام (ع) می فرماید یکی از نام های ایشان پنهان است در صورتی که آن اسم را صریحاً ذکر می کند و معنایی برای پنهان ماندن باقی نمی ماند بلکه منظور از فرموده ی ایشان (ع) امر یا شخصیت می باشد که بر عموم خلق پنهان است و می ماند، تا زمانی که او بیاید و برای ما این روایات را محکم کرده و بر ما احتجاج کند.

س۲: احمد که در وصیت ذکر شده است، محل سکونت یا متولد کدام شهر است؟

جواب:

(مذكور في الكتب المنزلة على الأنبياء المتقدمين (عليهم السلام) يولد في مكة رجل معصوم اسمه أحمد وكنيته أبو القاسم وكذلك في قرية من العراق أحدهما نبي والآخر إمام).
(در کتاب‌ها نازل شده بر انبیای پیشین ذکر شده است که در مکه شخصی معصوم متولد می‌ شود که نامش احمد است و کنیه اش ابو القاسم. و همچنین در قریه ای [روستا] در عراق، یکی از آنها نبی و دیگری امام است).شرح اصول الكافي ج ۱۲ ص ۴۲۰.

اشاره ی بسیار صریح به اینکه شخصی که در مکه متولد می شود و اسم او احمد و کنیه اش ابو القاسم است، پیامبر اسلام بود. و شخصی که اسمش احمد و امام است و در عراق متولد می شود همان احمد است که در وصیت ذکر شده است می باشد، زیرا ما به هیچ عنوان در بین ائمه ی اطهار امامی بنام احمد نداریم، مگر مهدی اول، فرزند امام مهدی علیه السلام که در وصیت مقدس نام ایشان ذکر شده است.

عن أمير المؤمنين (ع) في خبر طويل، فقال (ع): (ألا وان أولهم من البصرة وآخرهم من الأبدال).
از امير مؤمنان (ع) در خبرى طولانى که در آن اصحاب قائم (ع) را ذکر می کند آمده است: (بدانید که اول آنها از بصره مى باشد و آخر آنها از ابدال).بشارة الاسلام ص ۱۴۸.

منظور از اولین آنها یعنی اولین یاران می باشد که اولین سیصد و سیزده و وصی امام مهدی (ع) می باشد، همانطور که در وصیت مقدس نیز ذکر شده است که ایشان اولین مؤمنان است یعنی اولین سیصد و سیزده نفر از یاران امام (ع).

عن الصادق (ع) في خبر طويل سمى به أصحاب القائم (ع) : (ومن البصرة … احمد).
از امام صادق (ع) در روايتى طولانى که نام ياران قائم (ع) را ذکر می کند آمده است: (و از بصره … احمد).بشارة الاسلام ص ۱۸۱

س۳: وظیفه‌ی ايشان چیست؟

جواب:
عن حذيفة بن اليمان قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و ذكر المهدي فقال: (إنه يبايع بين الركن والمقام، اسمه أحمد و عبد الله والمهدي، فهذه أسماؤه ثلاثتها).
حذیفة بن الیمان گويد: شنيدم که رسول الله (ص) درباره ی مهدی فرمود: (همانا با او بين رکن و مقام بيعت می کنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است؛ اين سه اسم نامهای او می باشند).الغیبة الطوسی ص ۴۵۴ ح ۴۶۳ . الغیبة الطوسی ص ۴۷۰ ح ۴۸۶ . منتخب الاثر ص ۴۶۸ ح ۱ . إثبات الهداة ج ۳ ص ۵۱۴ ح ۳۵۶ . منتخب الانوار المضيئة: ۲۵ . الخرائج والجرائح ج ۳ ص ۱۱۴۹ . بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۲۹۰ ح ۳۳.

سمعت حذيفة بن اليمان يقول: قال رسول الله (ص): (… فالحقوا بمكة فإنه المهدي و اسمه احمد بن عبدالله).
شنيدم از حذيفه يمانی كه می گفت: حضرت رسول (ص) می فرمايند: (پس به مكه ملحق شويد كه در آن مهدی و اسمش احمد ابن عبدالله است).كتاب نجم الثاقب نوري ج ۲ ص ۶۹.

بنابراین متصدی بیعت احمد فرزند امام مهدی می باشد، که در روایات بالا روشن شد او کیست و وصیت مقدس که کلید حل تمامی روایات است به روشنی این را بیان فرموده است. لذا ایشان طبق روایات فوق از مردم بیعت گرفته، و بعد از آن پرچم را بدست امام مهدی علیه السلام می سپارد.

س۴: به غیر از بیعت آیا مکلف به انجام کار دیگری از طرف امام مهدی (ع) می باشد؟

جواب:

في خبر طويل عن امير المؤمنين يتحدث فيه عن آخر الزمان: (… لما قادهم احمد وصدق محمد …).
در خبری طولانی از اميرمومنان (ع) در حاليكه از آخر الزمان صحبت می كرد: (… هنگامی كه احمد آنها را رهبری كند و محمد باور…).كتاب آنچه را علی درباره آخر الزمان گفته است ص ۶.

 

عن الباقر (ع): (إن لله تعالى كنزا بالطالقان ليس بذهب ولا فضة، اثنا عشر ألفا بخراسان شعارهم “أحمد أحمد” يقودهم شاب من بني هاشم على بغلة شهباء، عليه عصابة حمراء، كأني أنظر إليه عابر الفرات. فإذا سمعتم بذلك فسارعوا إليه ولو حبوا على الثلج).
امام باقر (ع) فرمود: (براى خداى تعالى گنجى در طالقان است نه طلاست و نه نقره بلکه دوازده هزار نفر در خراسان اند که شعارشان “احمد احمد” است و رهبر آنها جوانى از بنى هاشم سوار بر قاطرى سپيد رنگ است و پيشانى بندی قرمز رنگ بر سر بسته است، گويی به او مى نگرم که از رود فرات هم مى گذرد اگر دعوت او را شنيديد بسوى او بشتابيد حتى اگر مجبور باشيد سينه خيز بر روی يخها حرکت کنيد).منتخب الانوار المضيئه ص ۳۴۳.

 

عن الحسين بن حمدان عن محمد بن اسماعيل و علي بن عبدالله حسني عن ابي شعيب و محمد بن نصير (عن ابي شعيب محمد بن نصير) عن عمر بن الفرات عن محمد بن المفضل عن المفضل بن عمر قال سألت سيدي الصادق عليه السلام فقال: (ثم يخرج الحسني، الفتى الصبيح الذي نحو الديلم يصيح بصوت له فصيح يا آل احمد اجيبوا الملهوف و المنادي من حول الضريح. فتجيبه كنوز الله بالطالقان كنوز و‌ اى كنوز ليست من فضة ولا ذهب بل هي رجال كزبر الحديد على البر‌اذين الشهب باىديهم الحراب).

مفضل بن عمر درباره امام زمان عليه السلام و اوضاع اىنده از امام صادق عليه السلام سؤال مى ‌كند و امام در بخشي از پاسخ می فرماىد :سپس حسنى كه جوانى خوش چهره است، در اطراف ديلم خروج مى ‌كند و با صداى فصيح و رسا مى ‌گويد: ‏‏‏‏‏اى آل احمد! به داد گرفتار برسيد؛ به داد كسى برسيد كه از اطراف ضريح ندا مى ‌دهد. گنج ‌هاى خداوند از طالقان به او پاسخ مى ‌دهند. گنج ‌ها و چه گنج ‌هاىى كه از نقره و طلا نيست، بلكه مردانى هستند همانند پاره ‌هاى آهن سوار بر اسب‌ هاى سفيد، در دستشان اسلحه است).بحار الأنوار ج : ۵۳ ص ۱۵

بنابراین احمد همان صاحب و رهبر پرچمهای سیاه است که از خراسان خروج می کند و در روایت فوق اهل بیت انصار او را هم توصیف می کنند که دارای چه صفاتی می باشند. در مباحث قبل روایتهای بسیاری را نقل کردیم که شخصی از خاندان آن حضرت از طرف مشرق خروج می کند و هشت ماه شمشیر را بر دوش خود قرار می دهد تا به بیت المقدس برسد، همچنین که در روایت روشن می شود حسنی یا خراسانی بعد از اینکه دارای سلطه و سپاه بود به ناچار بدنبال یمانی احمد جهت بیعت راه می اُفتد که انصار ایشان او را اجابت می کنند، لذا خوشا بحال آن کس که قبل از دست دادن وقت و فرصت لبیک گوید و از پیشی گرفتگان شود، و از علوم یمانی آل محمد (ع) بهره ببرد.

و الحمد لله وحده

 

ادامه مطلب...

مفهوم و عصمت یمانی

مفهوم و عصمت یمانی

مفهوم و عصمت یمانی:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

 

بر خلاف قرآن، سیرت و سنت رسول الله (ص) و اهل بیت (ع)، امروزه بسیاری از مردم معصوم را لاهوت مطلق تصور می کنند، و به معصوم صفات لاهوت مطلق مانند عدم سهو و فراموشی صد در صد نسبت می دهند، در حالیکه این صفات از حد غلو گذشته است.

در ابتدا باید دانست که معنای معصوم چیست تا بندگان خدا را در مقام لاهوت مطلق قرار ندهیم:

هشام ابن حكم می گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم معنای معصوم چيست؟ حضرت فرمود: (الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِيعِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى- [وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيم‏]).

(معصوم كسی است كه بوسيله ی خدا از جميع محرمات محروم شده. [هر كس به خدا تمسک جويد قطعاً به راه راست هدايت‏ شده است]).معانی الأخبار- شیخ صدوق ص۱۳۲.

عن على بن الحسين (عليه السلام) قال: (ألامام منّا لا يكون إلاّ معصوماً وليست العصمة في ظاهر الخلقة فيعرف بها و لذالك لا يكون إلاّ منصوصاً فقيل له: يا بن رسول الله فما معنى المعصوم؟ فقال: هو المعتصم بحبل الله وحبل الله هو القرآن لا يفترقان الى يوم القيامة و الامام يهدى إلى القرآن و القران يهدى إلى الاِمام و ذالك قول الله عزوجل: [إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ]).

عبّاس كحّال غلام زيد بن علىّ گويد: پدرم برايم گفت: حضرت موسى ابن جعفر به نقل از پدرش از نيايش از امام سجّاد عليهم السلام فرمود: (از ما خاندان جز معصوم، شخص ديگرى نمى‏ تواند امام باشد، و عصمت صفتى نيست كه در ظاهر بدن باشد تا با چشم ديده شده و شناخته گردد، و به همين جهت امكان ندارد معصوم بودن كسى را بدست آورد مگر خدا به وسيله پيغمبرش آن را صريحاً فرموده باشد [ وصیت شده باشد]. شخصى عرض كرد: اى فرزند گرامى رسول خدا معنى معصوم چيست؟ فرمود: معصوم شخصى است كه به واسطه ی چنگ زدنش به ريسمان الهى و جدا نشدنش از آن هرگز به گناهى آلوده نگردد، و رشته ی محكم خدا قرآن است كه آن دو تا روز قيامت از يک ديگر جدا نگردند، و تا رستاخيز امام هدايت مى‏ كند به قرآن، و قرآن راهنمائى مى‏ نمايد به امام، و اين است فرموده ی خدا: [قطعاً اين قرآن به [آيينى] كه خود پايدارتر است راه مى‏ نمايد]).کتاب مشکاة الأسرار، معانی الاخبار: ص ۱۳۲.

 و اما بطور عام در نزد یهود، مسیحیان، مسلمانان اعم از اهل سنت و شیعیان افراط و تفریط، یا به معنائی دیگر غلو و زیاده روی و ضایع کردن مقام فرستادگان وجود دارد، و بعنوان مثال در نزد مسیحیان:

(۶۱- …. باز رئیس‌ کهنه‌ از او سؤال‌ نموده‌، گفت‌: آیا تو مسیح‌ پسر خدای‌ متبارک‌ هستی‌؟ ۶۲- عیسی‌ گفت‌: من‌ هستم‌؛ و پسر انسان‌ را خواهید دید که‌ بر طرف‌ راست‌ قوت‌ نشسته‌، در ابرهای‌ آسمان‌ می‌ آید. ۶۳- آنگاه‌ رئیس‌ کهنه‌ جامه‌ ی خود را چاک‌ زده‌، گفت‌: دیگر چه‌ حاجت‌ به‌ شاهدان‌ داریم‌؟ ۶۴- کفر او را شنیدید! چه‌ مصلحت‌ می‌ دانید؟” پس‌ همه‌ بر او حکم‌ کردند که‌ مستوجب‌ قتل‌ است‌).انجیل مرقس- باب ۱۴.

و در قرآن کریم یهود و مسیحیان را می بینیم: (وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ).
(و يهود گفتند عُزير پسر خداست و نصارى گفتند مسيح پسر خداست اين سخنى است [باطل] كه به زبان مى‏ آورند و به گفتار كسانى كه پيش از اين كافر شده ‏اند شباهت دارد خدا آنان را بكشد چگونه [از حق] بازگردانده مى‏ شوند).التوبة: ۳۰.

و با این حال می بینیم در باب عصمت، بندگان، را خدا یا پسران خدا قرار دادند.

اما عصمت در نزد وهابی ها و عموماً اهل سنت این است که محمد صلی الله علیه و آله و سلم را تنها در وقت ابلاغ دعوت معصوم می دانند و در غیر آن گناه می کند.

و در نزد شیعیان متأسفانه بر خلاف روایات اهل بیت علیهم السلام زیاده روی بیش از حد می کنند و به اهل بیت علیهم السلام صفات لاهوت مطلق مانند عدم فراموشی صد در صد، سهو و… می دهند، در صورتی که اهل بیت علیهم السلام عصمت را به خوبی بیان فرمودند که در فوق به چند روایت اشاره شد، و در زیر امام رضا (ع) مسئله را واضح تر می کند.
امام رضا (ع) اين روشنگری ها را بیان می كند و حتی در بعضی از موارد موضع های شديدی هم دارد. مثلاً يكی از اين روشنگری ها اين است كه امام تأكيد دارد بر جايگاه بشری ائمه (ع). (قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ)، (بگو من مانند شما بشر هستم).
امام (ع) در روايتی تكيه بر جوانب بشری ائمه (ع) كرده با اين قصد كه تكيه ديگران بر جنبه های فرا بشری آنها را كه به نوعی الوهيت بخشی مطلق [تعالی الله عن ذلک علواً کبیرا] به ائمه (ع) منجر می شود، رد می كند. در اين روايت امام (ع) در مورد اين جنبه های بشری كه ائمه (ع) را از مساحت الوهيت دور می كند، چنين مي فرمايد:

(ان الامام مؤيد بروح القدس و بينه و بين الله عمود من نور يرى فيه اعمال العباد و كلما احتاج إليه لدلالة اطلع عليه و يبسطه فيعلم و يقبض عنه فلا يعلم و الامام يولد و يلد و يصح و يمرض و يأكل و يشرب و يبول و يتغوط و ينكح و ينام و ينسى و يسهو و يفرح و يحزن و يضحك و يبكي و يحيى و يموت و يقبر و يزار و يحشر و يوقف و يعرض و يسأل و يثاب و يكرم و يشفع …).
(امام با روح القدس تأیید شده و بین او و خدا ستونى از نور است که در آن رفتار بندگان را می‏ بیند و هر گاه براى راهنمایى [افراد] به آن احتیاج پیدا کند، بر آن راهنمایى آگاهی می‏ یابد، و امام متولد شده و داراى فرزند است، گاهى سالم است و گاهى مريض است، گاهى مى خورد و مى آشامد، و به مستراح مى رود، نكاح مى كند و مى خوابد، سهو مى كند و دچار نسيان می شود، خوشحال و ناراحت می شود، مى خندد و گریه می کند، زندگی می كند و می ميرد، دفن می شود و مورد زيارت قرار می گيرد، در موقف می ايستد و اعمالش در موقف بايد عرضه بشود بر خداوند و از او سؤال می شود، و به او ثواب داده می شود و اکرام می شود، و شفاعت می کند….).عيون أخبار الرضا شیخ صدوق (۳۸۱ هـ) جزء۱ صفحه ۲۱۴.

 

و از قرآن کریم: (۶۱- فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبًا……۶۲- ……. ۶۳- قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا).
(۶۱- پس چون به محل برخورد دو [دريا] رسيدند ماهى خودشان را فراموش كردند و ماهى در دريا راه خود را در پيش گرفت. ۶۲-….. ۶۳- گفت ديدى وقتى به سوى آن صخره پناه جستيم من ماهى را فراموش كردم و جز شيطان كسى آن را از ياد من نبرد تا به يادش باشم و به طور عجيبى راه خود را در دريا پيش گرفت).الکهف

يقول ابن بابويه القمي المتقدم: (إن الغلاة و المفوضة – لعنهم الله – ينكرون سهو النبي –صلى الله عليه وآله وسلم– يقولون: لو جاز أن يسهو في الصلاة لجاز أن يسهو في التبليغ لأن الصلاة فريضة كما أن التبليغ فريضة… وليس سهو النبي صلى الله عليه وآله وسلم كسهونا لأن سهوه من الله عز وجل وإنما أسهاه ليعلم أنه بشر مخلوق فلا يتخذ رباً معبوداً دونه، وليعلم الناس بسهوه حكم السهو. وكان شيخنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الوليد يقول: أول درجة في الغلو نفي السهو عن النبي صلى الله عليه و آله و سلم).
ابن بابویه قمی می گوید: (غلات و مفوضه- لعنهم الله- سهو نبی-صلی الله علیه و آله و سلم- را انکار می کنند. می گویند: اگر جایز بود در نماز سهو کند جایز می باشد در ابلاغ رسالت نیز سهو کند، زیرا نماز واجب است همانطور که ابلاغ رسالت واجب است…. و سهو پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مانند سهو ما نیست زیرا از خدای عز و جل است ولیکن او سهو کرد تا بداند که او بشری آفریده شده است پس آفریدگاری معبود شده اتخاذ نشود، و تا مردم به سهو او حکم سهو را بشناسند. و شیخ ما محمد بن الحسن بن احمد بن الولید گوید: اولین درجه در غلو نفی سهو از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است).

و روایات بسیاری در مورد سهو رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در روایات اهل بیت علیهم السلام آمده است که می توانید به اصول کافی شیخ کلینی رجوع کنید، و لازم به ذکر می دانم بر خلاف تصورات نادانان سهو و فراموشی، به هیچ عنوان عصمت را نقض نمی کند همانطور که پیش تر عصمت را توضیح دادیم و معانی آن را بیان کردیم.

بنابراین بر اساس آیات قرآنی، روایات اهل بیت علیهم السلام و گفته های فقهای پیشین، عدم سهو و فرآموشی صد در صد که تنها صفات لاهوت مطلق است چگونه به بندگان خدا نسبت داده شد؟

خداوند متعال فرمود: (أفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ).
(آيا كسى كه به سوى حق هدايت مى كند، براى پيروى شدن شايسته تر است يا كسى كه هدايت نمى يابد مگر آنكه هدايتش كنند؟ شما را چه شده؟ چگونه [بدون بصيرت و دانش] داورى مى كنيد؟).يونس: ۳۵.

جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد سهو نسیان معصوم به لینک زیر مراجعه نمائید :

http://www.almahdyoon.co/index.php/2017-04-30-08-15-02/2017-04-30-08-27-45

عصمت: خود، درجاتی دارد و همان طور که بعضی ها دچار توّهم شده اند عصمت یک درجه نیست. و هر یک از انبیاء و فرستادگان و ائمه (ع) با توجه به انتخاب خود، درجه ای از عصمت به او اختصاص داده شد.(۱)
پس معصوم كسی است كه بوسيله ی خدا از جميع محرمات پرهیز کند

و آنها دو راه هستند که راه سومی برای آنها وجود ندارد، یا راه مستقیم یا راه جحیم، پس هر کس به راه مستقیم مردم را هدایت کند حجت خدا بر روی زمین است و واجب اطاعت و آن را خداوند متعال در بسیاری از آیه های قرآن واضح نموده است.
خداوند متعال در قران واضح نموده که راه من راه مستقیم است و هر کس این راه را پیش گیرد سربلند به بهشت جاودانه می رسد و هر کس که غیر راه من را پیش گیرد گرفتار عذابم می شود. همچنین از حکمت و دانایی خداوند توانا است که راهنما برای مردم گذاشته تا مردم را به راه مستقیم برسانند و تنها آنها هستند که خداوند این توانایی را به آنها داده است تا مردم را به آن راه عظیم برسانند.

(قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَاباً أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ).
(اى قوم ما! به راستى ما كتابى را شنيديم كه پس از موسى نازل شده است، تصديق كننده ی همه كتاب هاى پيش از خود است، به سوى حق و به سوى راه راست هدايت می كند).الأحقاف: ۳۰.

ده ها آیه در قرآن کریم نشان از این دارد کسی که به راه راست هدایت می کند تنها معصوم منصوص العصمه مى باشد كه او مردم را وارد باطل نمی کند و آنها را از حق خارج نمی سازد و آنچه در روایات اهل بیت آمده است تأکید بر آن دارد که حجت خدا فقط هدایت به راه راست مى كند.
و توقیعی كه از حضرت مهدی (ع) به دو تن از نائبانش بوده:

(لم يعلموا أنتظام أئمتهم بعد نبيهم صلى الله عليه واله واحداً بعد واحد الى ان أفضي الامر بأمر الله عز وجل الى الماضي [يعني الحسن بن علي ع)] فقام مقام أبائه (ع) يهدي الى الحق والى طريق مستقيم كانوا نوراً ساطعاً وشهاباً لامعاً وقمراً زاهرا).
(از امام مهدى علیه‏ السلام آمده است: مگر نمى‏ دانند که امامان آنان بعد از پیامبرشان یکى پس از دیگرى به طور منظم آمدند تا به فرمان خدا نوبت به امام پیشین [یعنى امام حسن عسکرى علیه‏ السلام] رسید که به جاى پدرانش نشست تا به سوى حق و راه مستقیم رهنمون گردد آنها نوری روشن و ستاره ای درخشان و ماهی زیبا روی بودند).

منبع: أخرجه الصدوق في كمال الدين الجزء الثاني ص ۵۱۰ حديث ۴۲ قال: كان خرج من الامام المهدي ع الى العمري وأبنه (رض) رواه سعد بن عبد الله قال الشيخ ابو عبد الله وجدته مثبتا عنه رحمه الله عنه في منتخب الأنوار المضيئه ص ۱۲۸ وفي البحار الجزء ۵۳ ص ۱۹۰ حديث ۱۹ وفي معجم احاديث الامام المهدي للشيخ علي الكوراني جزء رابع ص ۲۸۷.
و شيخ صدوق در کتاب کمال الدین جزء دوم ص ۵۱۰ حديث ۴۲ گفت: نامه ای از حضرت مهدی (ع) به دو تن از نائبانش شیخ عمری و فرزندش (رض) به نقل از سعد ابن عبدالله گفت شیخ ابو عبدالله آن را از وی رحمه الله موثق يافته است. در منتخب انوار المضیئه ص ۱۲۸ و در بحار الانوار جزء ۵۳ ص ۱۹۰ حدیث ۱۹ و در معجم احادیث امام مهدی شیخ علی کورانی جزء ۴ ص۲۸۷.

 

قال العلامه الحلي في الخلاصه ص ۱۰۶ عبد الله بن جعفر بن الحسين بن مالك بن جامع الحميري أبو العباس القمي شيخ القميين ووجههم قدم الى الكوفه سنه نيف وتسعين ومائتين ثقه من أصحاب أبي محمد العسكري (ع) تجد ترجمته في رجال النجاشي ۲۱۹ برقم ۵۷۳ ورجال الخوئي الجزء العاشر ص ۱۳۹).
(علامه حلی در کتاب الخلاصه ص ۱۰۶ عبدالله بن جعفر بن حسين بن مالك بن جامع حميری ابو عباس قمی شیخ قمیین و بزرگشان، به سوی کوفه در سال دويست و نود و اندى متوجه شد و از مطمئنترین اصحاب امام حسن عسکری (ع) مى باشد :ترجمه در کتاب رجال نجاشی ص ۲۱۹ شماره ۵۷۳ و رجال خوئی جزء ۱۰ ص ۱۳۹).

 

اخرج الشيخ المفيد عن ابي الحسن العسكري (ع) عن آبائه (ع): (انه خرج يوم الغدير لزيارة امير المؤمنين علي (ع) في اليوم الذي أشخصه في المعتصم لعنه الله. فقال الامام (ع): استقبل القبله وتقدم بالرجل اليمنى وقل والدعاء بطوله واحد فقرات هذا الدعاء: (ولم تزل على بينة من ربك ويقين من امرك تهدي الى الحق والى طريق مستقيم).
شيخ مفيد از امام محمد جواد (ع) از پدران خود: (روزی در روز غدیر جهت زیارت امیر مؤمنان علی (ع) در روزی که معتصم لعنه الله او را از مدینه به بغداد احضار نمود، خروج کرد؛ سپس امام (ع) فرمود: به طرف قبله بایست و با مرد یمنی متقدم شو و بگو، و دعاء طولانی است که یکی از جمله های آن این است: (و پيوسته روشت روى برهانى آشكار از پروردگارت بود و در كارت يقين داشتى بسوى حق و به راه مستقیم راهنمائى مى كردى…).البحار جزء ۹۷ ص ۳۵۸ زيارة ليلة الغدير ويومها.

 

حدثنا النضر محمد بن محمد بن يوسف الفقيه ثنا محمد بن سليمان الحضرمي حدثنا محمد بن سهل ثنا عبد الرزاق قال: ذكر الثوري عن أبي أسحاق عن زيد بن يثيع عن حذيفة عن رسول الله (ص) أنه قال: (أن وليتموها علياً فهاد مهدي يقيمكم على طريق مستقيم).
نضر محمد بن محمد يوسف الفقيه ما را سخن گفت، محمد بن سلیمان حضرمی ما را سخن گفت؛ محمد بن سهیل شنیدم عبدرزاق گفت که ثوری از ابی اسحاق از زید بن یثیع از حذیفه از رسول خدا ذکر کرد که فرمود: (اگر ولایت را به علی واگذارید شما را هدایت کننده و مهدی است و شما را به راه مستقیم استقامت می دهد).كتاب الغدير ص ۱۲ في باب العناية بحديث الغدير في الهامش الشيخ الاميني.

 

عن الحسن البصري في قوله: ([هذا صراطي مستقيم] قال يقول هذا طريق علي ابن ابي طالب وذريته طريق مستقيم ودين مستقيم فأتبعوه تمسكوا به فأنه واضح لا عوج فيه).
از حسن بصری در فرموده ی: ([این راه من مستقیم و هدایت کننده است] گفت: می گوید این راه علی ابن ابی طالب و خاندانش که راه مستقیم و دین مستقیم است، از آن تبعیت کنید و به آن تمسک جویید که او آشکار و هیچ نقصی یا کجی در آن نیست).کتاب الصراط المستقيم ص ۲۷۳ غاية المرام ص ۴۳۴.

 

([يس * وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ * إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ * تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ]. الطريق الذي يدعو اليه النبي (صلوات الله عليه وآله) طريق مستقيم وهي طريق العصمه لأنها تكون صواباً بحيث لايتطرق أليه شك ولأحتمال النقيض لقوله تعالى [تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ] وصف الطريق المذكورة بأنها منزلة من عند الله تعالى لكن هذه الطريقة هي طريقة الامام (ع) لأنه الهادي أليها والنبي منذر بها). كتاب الالفين للعلامه الحلي (( المائه السابعه )) ص ۲۸۳.
([يس* و قرآن حكيم * بدان كه تو از فرستاده ها هستی * که به راه مستقیم دعوت می کنی * که آن تنزیل عزیز رحیم است] راهی که رسول خدا به آن هدایت می کند راه مستقیم و آن راه عصمت است. چون راهی است که پایدار و هیچ شکی در آن نیست یا اینکه احتمال نقصی در آن باشد [که آن تنزیل عزیز رحیم است]. راهی که برای ما ذکر شده ثابث می کند که از خداوند متعال است و لیکن این راه، راه (مستقیم) امام (ع) که او هدایت کننده است و رسول اکرم به آن هشدار می دهد).

و هر كسی كه در متن ها (و روايات) آل محمد عليهم السلام تدبیر کند که تأکید بر آن دارند که حجت خدا و معصوم فقط کسی است که دعوت به حق و هدایت به راه راست می کند همانطور که از امام باقر (ع) در مورد یمانی ذکر شده است.

عن الامام الباقر عليه السلام قال: (وليس في الرايات راية أهدى من راية اليماني، هي راية هدى، لأنه يدعو إلى صاحبكم، فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس وكل مسلم، وإذا خرج اليماني فانهض إليه فإن رايته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو إلى الحق وإلى طريق مستقيم).
از امام باقر (ع) فرمود: (و در میان پرچم ها پرچمی هدایت کننده تر از پرچم یمانی نیست، آن پرچم هدایت است زیرا شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند و اگر یمانی خروج کرد فروختن اسلحه بر مردم و بر مسلمانان حرام می شود و اگر یمانی خروج کرد به پا خیز به سوی او زیرا پرچمش پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از او سرپیچی کند و در مقابل او بایستد و هر کس این کار را انجام دهد از اهل جهنم خواهد بود، زیرا او دعوت به حق و هدایت به راه راست می کند).غیبت شیخ محمد بن ابراهيم نعمانی: ص ۲۶۴.

و برای خواننده ی محترم واضح می گردد که یمانی حجتی از حجت های خدا و معصوم است که به وی وصیت شده است. و امام باقر (ع) اشاره نمود که یمانی دعوت به حق و هدایت به راه راست می کند و او زمینه ساز ظهور مقدس و اولین سیصد و سیزده نفر که پرچم را به پدرش امام مهدی (ع) می دهد، و مهدی اول احمد علیه السلام همچنین در زمان ظهور مقدس موجود می باشد و اولین ایمان آورندگان به امام مهدی در ابتدای ظهورش و قبل از قیامش است؛ بنابراین باید یکی از آنها بر دیگری حجت باشد، و با اینکه ائمه و مهدیین حجت های خدا بر تمام خلق هستند و مهدی اول از آنهاست، بنابراین مهدی اول حجت بر یمانی می باشد اگر مراد از آن یک شخصیت نباشند، و در نتیجه مهدی اول او رهبر زمینه سازی می باشد، و در اینجا نقش یمانی ثانوی بلکه کمک کننده به رهبر می شود، و این غیر صحیح می باشد، زیرا که او زمینه ساز اصلی و رهبر حرکت ظهور مقدس است، پس مسلماً مهدی اول همان یمانی و یمانی همان مهدی اول احمد علیه السلام می باشد.

عن أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا… فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص ۳۰۰.

نتیجه:

معصوم كسی است كه بوسيله ی خدا از جميع محرمات پرهیز کند، و مردم را به راه راست هدایت کند به گونه ای که آنها را از حق خارج نسازد و وارد باطل نکند، همانطور که توضیح داده شد.

و الحمدلله رب العالمين

 پی نوشت ها:

۱- همانگونه که خداوند تعالی فرمود: (تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُواْ فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ)، (برخى از آن پيامبران را بر برخى ديگر برترى بخشيديم از آنان كسى بود كه خدا با او سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالا برد و به عيسى پسر مريم دلايل آشكار داديم و او را به وسيله ی روح القدس تأييد كرديم و اگر خدا مى‏ خواست كسانى كه پس از آنان بودند بعد از آن [همه] دلايل روشن كه برايشان آمد به كشتار يكديگر نمى ‏پرداختند ولى با هم اختلاف كردند پس بعضى از آنان كسانى بودند كه ايمان آوردند و بعضى از آنان كسانى بودند كه كفر ورزيدند و اگر خدا مى‏ خواست با يكديگر جنگ نمى‏ كردند ولى خداوند آنچه را مى‏ خواهد انجام مى‏ دهد). البقرة: ۲۵۴. و برتری به شدت عصمت به خداوند باری تعالی بستگی دارد، که اصل آن سرعت در جواب به «بلی» است در آن هنگام که خداوند تعالی به خلق فرمود: (…أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ…)، (…آيا پروردگار شما نيستم…)، همانگونه که از رسول خدا (ص) شنیدیم وقتی که از او (ص) در مورد علتی که به سبب آن بر تمام پیامبران و فرستادگان برتری یافت پرسیده شد، که جواب دادند: (من اولین کسی بودم که به خدای خویش ایمان آورد، و اولین کسی بودم که جواب داد در آن هنگام که خداوند از پیامبران عهد و پیمان گرفت و آنها را بر خود گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ و من اولین پیامبری بودم که بلی گفت، و در اقرار به خداوند تعالی بر آنها پیشی گرفتم.

 

ادامه مطلب...

زمینه‌ساز ظهور مقدس کیست؟

زمینه‌ساز ظهور مقدس کیست؟

زمینه‌ساز ظهور مقدس کیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

بسیاری از پژوهشگران متأسفانه بر اساس تأویل های شخصی و باطل، و به دور از روایات اهل بیت (ع)، شخص دیگری که نه اهل بیت (ع) ما را به آن امر فرمودند و نه یکی از پرچم های هدایت است دعوت به عمل آورده و او را زمینه ساز، و مرتبط با امام مهدی (ع) و شخصی که پرچم را بدست امام مهدی (ع) تحویل می دهد، معرفی می نمایند؛ که در این مطلب ان شاء الله زمینه ساز اصلی ظهور مقدس را بر اساس روایات روشن می‌سازیم.

در ابتدا لازم به ذکر دو روایت است تا بر اساس این دو روایت اصلی دیگر روایت ها را مورد بررسی قرار دهیم.

- روایت وصیت مقدس رسول الله (ص) در شب وفات‌شان
- روایت یمانی (ع)

۱- عن أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا… فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص ۳۰۰.

 

۲- عن الامام الباقر عليه السلام قال: (وليس في الرايات راية أهدى من راية اليماني، هي راية هدى، لأنه يدعو إلى صاحبكم، فإذا خرج اليماني حرم بيع السلاح على الناس وكل مسلم، وإذا خرج اليماني فانهض إليه فإن رايته راية هدى، ولا يحل لمسلم أن يلتوي عليه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه يدعو إلى الحق وإلى طريق مستقيم).
از امام باقر (ع) فرمود: (و در میان پرچم ها پرچمی هدایت کننده تر از پرچم یمانی نیست، آن پرچم هدایت است زیرا شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند و اگر یمانی خروج کرد فروختن اسلحه بر مردم و بر مسلمانان حرام می شود و اگر یمانی خروج کرد به پا خیز به سوی او زیرا پرچمش پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از او سرپیچی کند و در مقابل او بایستد و هر کس این کار را انجام دهد از اهل جهنم خواهد بود، زیرا او دعوت به حق و هدایت به راه راست می کند).غیبت شیخ محمد بن ابراهيم نعمانی: ص ۲۶۴.

و مهدی اول همان یمانی است، و یمانی همان مهدی اول، و این را پیش از این بر اساس روایات اهل بیت (ع) ثابت نمودیم. [لطفاً مطلب زیر را در ابتدا مطالعه، سپس ادامه ی این مطلب را مطالعه فرمایید].

یمانی، همان مهدی اول ذکر شده در وصیت مقدس رسول الله (ص) می باشد

اکنون با توجه به مطالب فوق که ثابت شد مهدی اول همان یمانی است، و یمانی همان مهدی اول. نکته ی دوم که باید دانست این است که زمینه سازان و تمامی وقایع و جنگها رخ خواهند داد، سپس آخرین علاماتی که حاصل می شوند فرو رفتگی سرزمین بیداء و کشتن نفس زکیه است، سپس بعد از آن امام مهدی (ع) [طبق روایات متواتر] ظهور کرده خلافت را از فرزندش مهدی اول احمد یا یمانی تحویل می گیرد بدون اینکه توسط ایشان (ع) قطره ای خون ریخته شود، همانگونه که در روایات تعبیر شده است. بنابراین روایات زمینه ساز اصلی را به خوبی به تصویر کشیده اند و جای هیچ شک و شبهه ای باقی نگذاشته اند و حق مانند نور در سینه ی خورشید نمایان و واضح است.

عن الصادق (ع): قبل قيام القائم (عج) خمس علامات محتومات: (اليماني والسفياني والصيحة وقتل النفس الزكية والخسف بالبيداء).
از امام صادق (ع) فرمود: (قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود: یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ ص ۱۱۹.

و همانطور که در روایت متوجه شدید این علامات حتمی قبل از قیام قائم (امام مهدی ع) می باشند و نه بعد یا همزمان، و به روایت بالا دقت لازم داشته باشید زیرا اصل روایات زیر بر اساس روایت فوق خواهند بود.

صد البته باید دانست که امام (ع) طبق امیال ما میسر نمی باشد، بلکه از طریق آن کس که با ایشان در ارتباط است صورت می گیرد، لذا تأمل در روایات و صبر و شکیبایی خوانندگان از نکات بسیار مهم رسید به حق و شناخت حقیقت است که حق طلبان را به آن دعوت می کنیم.

الحسين بن محمد، عن المعلى، عن محمد بن جمهور، عن ابن محبوب عن أبي حمزة قال: سألت أبا جعفر (عليه السلام) عن قوله ” وأنى لهم التناوش من مكان بعيد” قال: إنهم طلبوا المهدي (عليه السلام) من حيث لا ينال، وقد كان لهم مبذولا من حيث ينال.بيان: قوله ” من حيث لا ينال ” أي بعد سقوط التكليف وظهور آثار القيامة، أو بعد الموت أو عند الخسف).
از ابى حمزه گوید: از محمد باقر (ع) در مورد “و چگونه از جايى دور دست ‏يافتن براى آنان ميسر است” پرسیدم. فرمود: آنها امام مهدی (ع) را از جایی که رسیدن به ایشان میسر نبود طلب کردند، در حالی که از جایی که قابل دست یافتن است میسر بود. و بیان فرموده اش: “از جایی که دست یافتن به او میسر نمی باشد” یعنی بعد از سقوط تکلیف و ظهور آثار قیامت است، یا بعد از مرگ یا در هنگام فرو رفتگی زمین).مجمع البيان ج ۸ ص ۳۹۷ و ۳۹۸.

و بدانیم که دست یافتن به امام مهدی (ع) تنها با شناختن مهدی اول احمد یا همان یمانی (ع) میسر است بنابراین از جایی که رسیدن به ایشان ناممکن نیست ایشان را طلب نکنیم، و نیز بدانیم که بعد از سقوط تکلیف و ظهور آثار قیامت [یعنی ظهور امام مهدی (ع)] دست یافتن به ایشان میسر نخواهد بود، بنابراین دعوت کننده ی به خدا و امام مهدی (ع)، که همان یمانی موعود احمد است را لبیک گویید قبل از اینکه فرصت را از دست دهید، همانا که فرصت ها مانند ابر گذرا هستند.

با توجه به اینکه، این مورد بسیار مهم می باشد و سعی در تبیان مبدأ زمینه ساز می کند، بنابراین در ابتدا لازم است مبدأ زمینه ساز را دانسته سپس موارد دیگر که از اهمیت برخوردارند را بررسی نماییم.

از یمانی موعود (ع) در روایات احیاناً مهدی نام برده شده است
از یمانی موعود (ع) در روایات احیاناً قائم نام برده شده است
از یمانی موعود (ع) در روایات احیاناً صاحب الأمر نام برده شده است

 مبدأ زمینه ساز :

عن الإمام الباقر (ع) انه قال: (تنـزل الرايات السود التي تقبل من خراسان الكوفة فإذا ظهر المهدي بمكة بعث بالبيعة إلى المهدي).
از امام باقر (ع) فرمود: (پرچمهاى سياهى که از خراسان خارج مى شوند به کوفه وارد خواهند شد، چون مهدى (ع) در مکه ظاهر شد، جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد).عقد الدرر ص ۱۲۹.

روایت فوق تصریح می کند که پرچم های سیاه از طرف خراسان [با رهبری مهدی اول یمانی (ع)] به طرف کوفه رهسپار می شوند، پس اگر مهدی در مکه ظاهر شود جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد، و این روایت بسیار عجیب است اگر دقت فرمایید که مهدی برای مهدی جهت بیعت گرفتن می فرستد، بنابراین چند مهدی داریم؟ و با این حال روایت آشکار می سازد که صاحب پرچمهای سیاه همان مهدی اول وارد کوفه که می شود، حضرت امام مهدی محمد بن الحسن (ع) به جهت بیعت می فرستند تا امور کامل را از مهدی اول بدست گیرد.
و همانطور که قبلاً گفته شد زمینه ساز ظهور و صاحب پرچمهای سیاه و انقلابگر و متصدی بیعت احمد مهدی اول است.

عن عبد الرحمان الأقرع القيرواني المغربي سأل الامام الكاظم (ع): (إنا قد روينا أن المهدي منكم، فمتى يكون قيامه، و أين يقوم فقال (ع): (إن مثل من سألت عنه مثل عمود سقط من السماء رأسه من المغرب و أصله في المشرق، فمن أين ترى العمود يقوم إذا أقيم؟ قلت: من قبل رأسه. قال: فحسبك من المغرب يقوم و أصله من المشرق و هناك يستوي قيامه و يتم أمره؛ و كذلك كان المهدي عليه السلام و نشأته بالمشرق ثم هاجر إلى المغرب، فقام من جهته. و بالمشرق يتم أمره، و يقوم من ذريته من يتم الله به ذلك فيما هناك، و يورثه الأرض كما قال عز و جل في كتابه المبين: [وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ] وكله ينسب إلى المهدي عليه السلام لأنه مفتاحه وبدعوته امتد أمره، وكل قائم من ولده من بعده مهدي قد هداهم الله عز وجل ذكره، و هدى بهم عباده إليه سبحانه، فهم الأئمة المهديون و العباد الصالحون الذين ذكرهم الله في كتابه أنه يورثهم الأرض و هو لا يخلف الميعاد).
از عبد الرحمان اقرع قيرواني مغربی گوید: از امام كاظم (ع) سوال كردم: (ما روايت كرديم كه مهدى از شماست، پس چه وقت قيام می كند؟ و كجا؟ فرمود: آنچه سؤال كردی همانند عمودی است كه از آسمان بيافتد سرش از مغرب است و اصلش در مشرق باشد، پس از كجا اين عمود می ايستد؟ گفتم: از سرش. فرمود: از مغرب بلند می شود و اصلش از مشرق و آنجا استوار می شود و امرش به اتمام می رسد. همچنین مهدی (ع) اینگونه بود سر منشأ ایشان مشرق بود سپس به مغرب مهاجرت نمود، پس از آن جهتش برپا می شود و در مشرق امرش صورت می پذیرد، و کسی از نوادگانش به این امر قیام می کند و در آنجا خداوند بوسیله ی او این امر را اتمام می کند، و او را وارث زمین می گرداند همانطور که خدای عز و جل در کتاب آشکارش فرمود: [بدرستی که ما در زبور بعد از ذكر (صحف قبل از زبور) مقرر داشتیم كه بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد]. و تمام آن به مهدی نسبت داده می شود. زیرا او گشایشگر آن است و با دعوت او امرش امتداد می یابد. و هر قائمی از فرزندانش که بعد از او می باشد، مهدی است. همانا خداوند عز و جل آنها را هدایت کرده است. و توسط آنها بندگانش به سوی خداوند سبحان هدایت می شوند. پس آنها امامان مهدیین هستند و آن بندگان صالحی که خداوند آنها را در کتابش ذکر فرموده است که آنها را وارث زمین مى گرداند و خداوند خلف وعده نمی کند).شرح الأخبار للقاضي النعمان المغربي ج۳ ص۳۶۴.

تصور نمی شود حق طلب از این روایت به این روشنی چشم پوشی کند. این روایت چنان واضح است که نیاز به تأویل و تفسیر ندارد، و امر زمینه ساز و مهدیین (ع) را به روشنی بیان می دارد.

“پس از آن جهتش برپا می شود و در مشرق امرش صورت می پذیرد”، از جهتش برپا می شود یعنی از طرف مغرب اوامر از امام (ع) صادر می شود و به این دلیل است امام کاظم (ع) فرمود: “و تمام آن به مهدی نسبت داده می شود” یعنی هر آنچه فرزندشان که مبدأ ظهورشان از مشرق است انجام می دهد به امر و راهنمائی امام مهدی (ع) است و لهذا تمامی اینها به ایشان منتسب می شوند.

و عن أبي قبيل عن عبداللّه بن عمر قال: (يخرج رجل من ولد الحسين من قبل المشرق لو استقبلته الجبال لهدمها و اتخذ فيها طرقاً).
از ابی قبیل از عبد الله بن عمر گوید: (مردی از فرزندان حسین (ع) از جهت مشرق خروج می کند اگر کوه ها در جلوی او باشند آنها را ویران و در آنها راه ها پیش گیرد).قال الكنجي الشافعي في البيان ص ۵۱۳: رواه الطبراني و أبو نعيم. (الإمام المهدي المنتظر، ج۱ ص۴۳).

 

عن الإمام الباقر (ع): (كأني بقوم قد خرجوا بالمشرق يطلبون الحق فلا يعطونه، ثم يطلبونه فلا يعطونه، فإذا رأوا ذلك وضعوا سيوفهم على عواتقهم فيعطون ما سألوه فلا يقبلونه حتى يقوموا، ولا يدفعونها إلا الى صاحبكم، قتلاهم شهداء، أما إني لو أدركت صاحب ذلك لاستبقيت نفسي لصاحب هذا الأمر).
ابو خالد كابلى، از امام محمد باقر (ع) روايت كرده است كه فرمود: (گويى مردمى را كه از مشرق قيام كرده‌ اند مى ‌بينيم، آنان حق را طلب مى ‌كنند و به آنها داده نمى ‌شود، باز آن را طلب مى ‌كنند و به آنان داده نمى ‌شود. هنگامى كه وضع را چنين مى ‌بينند، شمشيرهايشان را بر گردن (دشمنان)‌ شان مى گذارند، پس آنچه مى ‌خواهند به آنان داده مى ‌شود، ولى مقصود خود را هنوز بر آورده نمى ‌بينند و به قيام خود ادامه داده و شمشيرها و سلاح خود را زمين نمى ‌گذارند، تا آنجا كه همه آنها را در اختيار صاحب شما [يعنی مهدي موعود (ع)] و در ياری او قرار دهند. كشته شدگانشان شهيدند. آگاه باشيد اگر من آن زمان را درك كنم، خود را براي صاحب اين امر نگاه می دارم).غيبة النعماني: ۲۸۱.

 

در كتاب يوم الخلاص از امام صادق (ع): (إذا رأيتم الرايات السود تخرج من خراسان فأتوها و لو حبواً على الثلج فإن حملتها يطلبون الحق فلا يعطونه فيقاتلون و ينتصرون فيعطون ما سألوا فلا يقبلون كأني بهم قد وضعوا سيوفهم على عواتقهم حتى يدفعوا راياتهم إلى القائم المهدي إلا أنهم أنصار المهدي يوطئون له سلطانه قلوبهم كزبر الحديد فإذا رأيتم الرايات السود تجيء من قبل المشرق فأكرموا الفرس فإن دولتنا فيهم).
امام صادق (ع) فرمود: (اگر دیدید که پرچم های سیاه از خراسان خروج کردند خودتان را به آنها برسانید حتی اگر سینه خیز بر روی یخها باشد. زیرا حاملان آن حق را طلب می کنند ولی به آنها داده نمی شود. پس می جنگند و پیروز می شوند . پس به آنها آنچه را که طلب کرده بودند داده می شود اما قبول نمی کنند . گویی آنها را می بینم که شمشیرهایشان را بر دوش خود قرار داده اند تا آن که پرچمهایشان را به قائم مهدی برسانند. بدانید که آنها انصار مهدی هستند که حکومت او را برایش مهیاء می کنند. قلب های آنان مانند پاره های آهن است. پس اگر دیدید که پرچم های سیاه از طرف مشرق می آیند پارسیان را گرامی بدارید زیرا که دولت ما در آنها است).از كنز العمال ج ۷ ص ۲۶۱ و غير آن.

آیا امری به یاری این زمینه ساز شده است؟

أمير المؤمنين (ع): (يا عامر إذا سمعت الرايات السود مقبلة، فاكسر ذلك القفل و ذلك الصندوق، حتى تقتل تحتها، فإن لم تسطع فتدحرج حتى تقتل تحتها).
امیر مؤمنان علی (ع) فرمود: (هـنـگـامى كه شنيدى پرچمهاى سياه روى آورده و تـو در صـنـدوقـى در بـسـتـه قـرار داشتى، به هر صورت ممكن، آن را بگشا تا تحت آن پـرچـمـهـا قرار گيرى و اگر نتوانستى در صندوق را بگشايى و روى پاى خود بروى، همانگونه خود را بغلطان تا به هدف برسى).معجم أحاديث الإمام المهدي (ع) – الشيخ علي الكوراني العاملي – ج ۳ – ص ۷۹.

چرا امر به یاری این زمینه ساز شده ایم؟

عن خلاد، قال سأل رجل جعفر بن محمد عليهما السلام فقال: (يا أبا عبد الله إذا خرج السفياني فما حالنا؟ قال: إذا كان ذلك فإلينا).
از خلاد گوید: مردى به حضرت صادق (ع) عرض کرد: (وقتی که سفيانى خارج شود حال ما چگونه خواهد بود؟ فرمود: چون او بيرون آيد پس به سوى ما روى آوريد).الأمالي ‏للطوسي ص: ۶۸۰ – الغيبة للطوسي ص: ۶۹ – بحار الأنورا ج ۵۲ ص ۲۴۹.

و همه می دانند که سفیانی یکی از علامات ظهور امام مهدی (ع) است، و آن کس که در زمان خروجش با سفیانی خواهد بود مهدی اول یمانی است، و جنگ بین آنها خواهد بود، و بخاطر این است می بینیم که آل محمد (ع) خبر می دهند که اگر سفیانی خروج کرد به طرف ما بیایید، یعنی به طرف حامل پرچم ما بیایید، صاحب هدایتگرترین پرچم ها.

عَنْ سَدِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع): (يَا سَدِيرُ الْزَمْ بَيْتَكَ وَ كُنْ حِلْساً مِنْ أَحْلَاسِهِ وَ اسْكُنْ مَا سَكَنَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ فَإِذَا بَلَغَكَ أَنَّ السُّفْيَانِيَّ قَدْ خَرَجَ فَارْحَلْ إِلَيْنَا وَ لَوْ عَلَى رِجْلِكَ).
از سدیر گوید: امام جعفر صادق (ع) فرمود: ( ای سدیر مادامی که شب و روز ساکن است، و شب و روزی در جريان است، تو هم ساکن باش، وقتى که شنيدى سفيانى خروج کرده بيا به طرف ما ولو پياده باشى).الكافي ص:۲۶۴ ج :۸ حديث القباب ص: ۲۳۱.

به طرف ما بيا: و چه کسی امروز غیر از مهدی اول یمانی صاحب پرچم اهل بیت علیهم السلام بین ما می باشد، و اهل بیت علیهم السلام به خوبی روشن می سازند که در این زمان چه کنیم.

ورد عن رسول الله (ص): (… حتى ترتفع رايات سود من المشرق فيسألون الحق فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، فيقاتلون فينصرون. فمن أدركه منكم، أو من أعقابكم فليأت إمام أهل بيتي، و لو حبواً على الثلج، فإنها رايات هدى، يدفعونها الى رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي، و اسم أبيه اسم أبي، فيملك الأرض فيملؤها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلما).
از رسول الله (ص) فرمود: (…تا آن كه پرچم‏ هايى سياه در مشرق سر بلند كنند. حق را طلبند و بديشان ندهند، در برهه‏ اى ديگر حق را طلب كنند و بديشان ندهند، و باز نيز چنين شود، پس آن گاه نبرد كنند و پيروز شوند. سپس فرمود: هر كه از شما يا فرزندان‏تان چنين روزى را درك كرد نزد امامى كه از خاندانم مى‏ باشد حاضر شود – اگر چه جامه به خود پيچد و بر برف گام نهد – زيرا اين پرچم‏ ها پرچم‏ هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند، نام او همانند اسم من است، و اسم پدرش همانند اسم پدر من است، پس زمین را حاکم می شود و آن را پر از عدل و داد می کند بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شود).معجم أحاديث الإمام المهدي ج۱ ص۳۸۲.

و در این روایت رسول الله (ص) رهبر پرچم های سیاه را به (امامی از اهل بیتم) می نامد، و همانگونه که واضح است رهبر پرچم های سیاه امام مهدی محمد بن الحسن (ع) نیست، و در همین روایت آشکار است که اصحاب پرچم های سیاه آن را به امام مهدی (ع) که زمین را پر از عدل و داد می کند می سپارند، و این روایت ولو از طریق اهل سنت است الا اینکه از طریق علمای ما شیعیان با اختلاف کوچک در بعضی از مضامین ایراد شده است، اما مضمون عام آنها یکی است. بنابراین روایت بسیار واضح و آشکار است که دلیل امر به یاری این پرچم این است که ایشان “مردی از اهل بیت” می باشد، پس آیا می توان نسبت به این پرچم بی تفاوت ماند؟ برای این است اهل بیت (ع) فرمودند: برای ما پرچمی است که هر کس آن را یاری دهد، خدا او را یاری دهد، و هر کس خذلان کند خدا او را مخذول می سازد.

 و عن النبي (ص): (يلقي أهل بيتي بلاء حتى يبعث الله راية من المشرق سوادء من نصرها نصره الله و من خذلها خذله الله حتى يأتوا رجلاً اسمه كأسمي فيولونه أمرهم فيؤيده الله بنصره).
رسول الله (ص) فرمود: (اهل بیت من دچار بلاهایی می شوند تا آن که خداوند پرچمی را از طرف مشرق مبعوث می کند که سیاه است. هر کس آن را یاری کند، خداوند او را یاری می کند. و هر کس آن را خذلان کند (یاری نکند)، خداوند او را خذلان می کند. تا به مردی که اسم او مانند اسم من است می رسند و امرشان را به او می سپارند. پس خداوند او را با پیروزیش تأیید می کند).مئتان و خمسون علامة ج۱ ص ۱۰۳.

 

و عن مسعدة بن صدقة، قال: (سمعت أبا عبد اللّه جعفر بن محمّد ـ عليهما السلام – يقول: (خطب الناس أمير الموَمنين (عليه السلام) ـ بالكوفة ـ فحمد اللّه و أثنى عليه. .. إلى قوله: و اعلموا أنَّكم إن أطعتم طالع المشرق سلك بكم منهاج رسول اللّه صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم، فتداويتم من الصّمم، و استشفيتم من البكم، و كفيتم موَنة التعسّف و الطلب، و نبذتم الثقل الفادح عن الاَعناق. فلا يبعد اللّه إلاّ مَنْ أبى الرحمة، و فارق العصمة، “و سيعلم الّذينَ ظلموا أيَّ منقلب ينقلبون).
از مسعده گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: امیر مؤمنان خطبه ای در کوفه گفت و فرمود: (….بدانيد اگر شما از انقلاب‌ گر مشرق پيروی كنيد، او شما را به راه و روش پيامبر راهنمايی می ‌كند و از بيماری كری و كوری و گنگی رهايی می ‌بخشد، تا از رنج طلب و ظلم آسوده شوید و بار سنگین را از شانه‏ هایتان بر زمین نهید، خداوند از درگاه خود نراند جز آن كس را كه تسليم حق نباشد و ظلم و ستم پيشه كند و آنچه را كه حق او نيست برگيرد.”و کسانی که ظلم کردند بزودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاه خواهند برگشت”).البحار:ج۵۱/۱۱۱ـ ۱۱۲. و عقيدة المسلمين في المهدي ج۱ ص۳۰۴ و روضة الكافي ح۲۲.

انقلاب گر مشرق یا صاحب پرچم های سیاه مشرقی راه و روش پیامبر (ص) را می گزیند، بنابراین باید حجتی از حجت های خدا که علم کتاب به او به ارث رسیده است باشد، و مضامین دیگر مؤید این معناست، پس او شفای بيماری كری و كوری و گنگی است، و با او از رنج طلب و ظلم آسوده می شوید و بار سنگین را از شانه‏ هایتان بر زمین می نهید و…. و آیا دلیلی روشن تر از این وجود دارد با این همه ویژگی های منحصر به فرد؟

و عن أمير المؤمنين عليه السلام: في خبر طويل قال: (… و تقبل رايات من شرقي الأرض غير معلمة، ليست بقطن و لا كتان و لا حرير، مختوم في رأس القنا بخاتم السيد الأكبر، يسوقها رجل من آل محمد (ص) تظهر بالمشرق و توجد ريحها بالمغرب كالمسك الأزفر يسير الرعب أمامها بشهر).
از علی (ع) فرمود: (پرچمهايى از مشرق زمين رو مى آورند كه علامت ندارند، جنس اين پرچمها نه از پنبه است و نه كتان و نه از حرير، بر روى پوشه‌ ى آنها نوشته شده است. و اين نوشته، نقش نگين پيغمبر صلی الله عليه و آله است. رهبر و فرمانروايشان مردى از خاندان پيغمبر است، اين پرچمها در مشرق زمين پديد مى ‌آيد و بوى آن مانند مشكي معطر (كه در فضا پراكنده شود) به مغرب زمين مى ‌رسد (يعني سراسر دنيا از قيام آنها باخبر مى ‌شوند) ترس و رعب به اندازه‌ ى مسير يك ماه در پيشاپيش آنان، يا پيش از آمدنشان همه جا در دلها قرار مى ‌گيرد…).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج۲ ص ۱۰۳. مصباح البلاغة (مستدرك نهج البلاغة) – المير جهاني – ج ۲ – ص ۱۵۸.

و این پرچم را مردی از آل محمد (ع) رهبری می کند، و از این پرچم کسی که جلو زد بیعت شکنی کرده است، و هر کس از آن عقب ماند نابود می شود.

عن عبيد بن كرب قال: سمعت أمير المؤمنين (ع) يقول: (إن لنا أهل البيت راية من تقدمها مرق، و من تأخر عنها زهق، و من تبعها لحق).
از عبيد بن كرب گوید: از امیر مؤمنان (ع) شنیدم که فرمود: (بدرستی که برای ما اهل بیت پرچمی است، که هر کس از آن جلو بزند، بیعت شکنی کرده است، و هر کس است از آن عقب بماند، نابود می‌ شود، و هر کس که همراه آن باشد، (به ما) مُلحق (وصل) شده است).بشارة الإسلام: ۲۰۲.

 

زمینه ساز ظهور مقدس کیست؟

(… فيخرج الله على السفياني من أهل المشرق وزير المهدي، فيهزم السفياني الى الشام).
(…. و خداوند وزير مهدى را از سمت مشرق مى فرستد و سفياني شام را شكست مى دهد).شرح إحقاق الحق ج۲۹ ص۶۲۰.

 

و عن السيد ابن طاووس في ملاحمه: (إذا رأيتم الرايات السود خرجت من قبل خراسان فأتوها و لو حبواً على الثلج، فإن فيها خليفة المهدي).
از سيد ابن طاووس در كتاب ملاحم: (موقعى كه ديديد پرچمهای سياه از طرف خراسان خارج شدند خود را به آنها برسانيد حتی اگر با دست و سينه از روى برف برويد، چون كه در آن خليفه مهدى است).الملاحم و الفتن: ۵۲.

 

و مانند اين حديث از رسول الله (ص) ايراد شده است كه فرمود: (يقتل عند كنزكم ثلاثة كلهم ابن خليفة، ثم لا تصير الى واحد منهم ثم تطلع الرايات السود من قبل المشرق فيقاتلونهم قتالاً لا يقاتله قوم، ثم ذكر شاباً فقال: إذا رأيتموه فبايعوه فإنه خليفة المهدي).
(سه تن در كنار گنجينه شما كه همگى شان خليفه ‏زاده‏ اند با يكديگر نبرد مى‏كنند و سر انجام هم هيچ يك از آنها از آن گنجينه بهره‏ اى نمى‏برد. پس از آن پرچمهاى سياهى از سوى مشرق ظاهر مى‏ شوند و با شما نبرد مى‏كنند به گونه ‏اى كه تا آن هنگام چنان نبردى اتفاق نيفتاده است. پس از آن جوانی را یاد کرد و آنگاه فرمود: هرگاه او را ديديد با وى بيعت نمائيد كه او خليفه ى مهدى است).بشارة الإسلام: ۳۰.

و در روایت دیگری، مانند همین روایت، (همانا او خلیفه ی خدا مهدی ست).

 

عن ثوبان قال: قال رسول الله (صلى الله عليه و سلم) : (يقتتل عند كنزكم ثلاثة, كلهم ابن خليفة, ثم لا يصير إلى واحد منهم, ثم تطلع الرايات السود من قبل المشرق, فيقتلونكم قتلاً لم يقتله قوم, (ثم يجيء خليفة الله المهدي, فإذا سمعتم به فأتوه فبايعوه, و لو حبواً على الثلج, فإنه خليفة الله المهدي).
ثوبان گوید رسول الله (ص) فرمود: (سه فرزند خلیفه کشته می شوند و هیچ کدام به خلافت نمی رسند. سپس پرچم های سیاه از طرف مشرق می آیند. پس جنگ سختی خواهد بود که مانند آن نبوده است. (سپس خلیفه ی خدا مهدی می آید، پس اگر امر او را شنيدید با او بیعت کنید حتی اگر سینه خیز بر روی یخ ها باشد. زیرا که او خلیفه ى خدا مهدی است).العرف الوردي في اخبار المهدي ج۱ ص۶۴.

 

از سيد ابن طاووس در كتاب ملاحم: (موقعى كه ديديد پرچمهای سياه از طرف خراسان خارج شدند خود را به آنها برسانيد حتی اگر با دست و سينه از روى برف برويد، چون كه در آن خليفه مهدى است).الملاحم و الفتن: ۵۲.

وزیر، خلیفه و جانشین امام مهدی (ع) که مبدأ ظهور و قیامش از مشرق است آیا نسبتی با ایشان دارد؟ آیا از خاندان اوست؟

عن أمير المؤمنين (ع): (… و يخرج قبله – أي الإمام المهدي – رجل من أهل بيته، بأهل المشرق، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر).
از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص ۶۶ باب ۱۳۳ . الفتن ابن حماد ص ۹۶ . عقد الدرر ص ۱۲۹ . جمع الجوامع ج ۲ ص ۱۰۳ . برهان المتقي ص ۱۰۳ . كنز العمال ج ۱۴ ص ۵۸۹.

و از اين روایت متوجه می شویم که وزیر امام مهدی (ع) مردی از اهل بیتش می باشد، و این اشاره ای روشن به فرزندش احمد است.

قال الامام الصادق (ع): (و يقبض أموال القائم و يمشي خلفه أصحاب الكهف، و هو الوزير الأيمن للقائم و حاجبه و نائبه و يبسط في المشرق والمغرب الأمن كرامة الحجة بن الحسن عليه السلام).
امام صادق (ع) فرمود: (و اموال قائم را دریافت می کند و پشت سر او اصحاب كهف به راه می افتند و او وزير راست قائم، و وزیر و نائبش است و در مشرق و مغرب امن را گسترش می دهد به بركت حجت ابن الحسن (ع)).إلزام الناصب ج۲ ص۱۵۸.

پس وزیر قائم (ع) کیست و چگونه در مشرق و مغرب زمین، امن را به برکت حجت (ع) گسترش می دهد؟ آری، زیرا او صاحب پرچمش است و اوست که انصارش را جمع می کند و متصدی بیعت برای پدرش می شود، و برای این است که امام رضا (ع) این را بیان می کند که پرچم هائی که از مصر می آیند به فرزند امام (ع) داده می شوند.

عن الإمام الرضا (ع) قال: (كأني برايات، من مصر مقبلات، خضر مصبغات، حتى تأتي الشامات، فتؤدى الى ابن صاحب الوصيات).

از امام رضا (ع) فرمود: (گویا پرچمهايی كه سبز رنگ هستند و از مصر رو می آورند را می بینم، تا اينكه به شام می رسد و به فرزند صاحب وصيتها داده شود).المعجم الموضوعي: ص۴۵۱.

و صاحب وصيتها امام محمد ابن الحسن مهدی (ع) است و او همچنان كه در وصيت پيامبر نام برده شده مستحفظ (باقی مانده) از آل محمد است، و فرزندش احمد می باشد كه در وصيت اسمش آمده است، و او است فرزند صاحب وصيتها.

از مكان او كسى از فرزند و غير فرزند آگاه نمى شود، جز مولائى كه امر آن حضرت را بعد او بدست می گیرد.

عن المفضل بن عمر، قال: سمعت أبا عبدالله عليه السلام يقول: (إن لصاحب هذا الأمر غيبتين، إحداهما تطول حتى يقول بعضهم: مات. و بعضهم يقول: قتل. و بعضهم يقول: ذهب. فلا يبقى على أمره من أصحابه إلا نفر يسير لا يطلع على موضعه أحد من ولده و لا غيره، إلا المولى الذي يلي أمره).
از مفضل بن عمر گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که می فرماید: (براى صاحب اين امر، دو غيبت است كه يكى از آن دو به قدرى طولانى مى شود كه بعضى مى گويند: او وفات كرده است، و بعضى مى گويند: كشته شده است، و بعضى مى گويند: رفته است; به طورى كه كسى از اصحاب او بر اعتقاد به امامت وى باقى نماند، مگر افراد اندكى، و از مكان او كسى از فرزند و غير فرزند آگاه نمى شود، جز مولائى كه امر آن حضرت را بعد او بدست می گیرد).الغيبه الكبرى ج۱ ص ۵۵. غيبة الطوسي ص۱۶۲.

و آن مولا که ایشان را مردی از اهل بیت (ع) نامیدند و از مکان و موضع امام مهدی (ع) اطلاع دارد، قبل از ایشان می آید و طبق راهنمائی های امام مهدی (ع) دستور تقوى می دهد و به هدايت رفتار می كند و در صدور حكمش رشوه نمی گيرد، همانگونه که در روایات سابق اشاره شد به اینکه [او شما را به راه و روش پيامبر راهنمايی می ‌كند و از بيماری كری و كوری و گنگی رهايی می ‌بخشد، تا از رنج طلب و ظلم آسوده شوید و بار سنگین را از شانه‏ هایتان بر زمین نهید]، سپس بعد از آن امام مهدی (ع) ظهور می کند، همانگونه که در ابتدا اشاره شد: (پرچمهاى سياهى که از خراسان خارج مى شوند به کوفه وارد خواهند شد، چون مهدى (ع) در مکه ظاهر شد، جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد).

عن أبي بصير عن أبي عبد الله عليه السلام قال: (الله أجل و أكرم و أعظم من أن يترك الأرض بلا إمام عادل قال: قلت له: جعلت فداك فاخبرني بما أستريح إليه قال: يا أبا محمد ليس ترى امة محمد فرجاً أبداً مادام لولد بني فلان ملك حتى ينقرض ملكهم فإذا انقرض ملكهم أتاح الله لأمة محمد برجل منا أهل البيت يسير بالتقى و يعمل بالهدى و لا يأخذ في حكمه الرشا. و الله إني لأعرفه باسمه و اسم أبيه ثم يأتينا الغليظ القصرة ذو الخال و الشامتين القائد العادل الحافظ لما استودع يملأها عدلاً و قسطاً كما ملأها الفجار جوراً و ظلماً).
از ابو بصير از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: (خداوند بزرگتر و مكرم ‏تر و اعظم از آن است كه زمين را بدون امام عادل بگذارد، ابو بصير گفت: قربانت گردم! چيزى به ما اطلاع دهيد كه موجب آرامش خاطر ما باشد، فرمود: اى ابو محمد! مادام كه بنى عباس بر تخت سلطنت تكيه زده ‏اند، امت محمد صلّى اللَّه عليه و آله فرج و راحتى ندارند. وقتى كه دولت آنها منقرض گرديد، خداوند مردى را كه از اهل بيت ماست و براى امت محمد صلّى اللَّه عليه و آله نگاه داشته ظاهر گرداند تا دستور تقوى دهد و به هدايت رفتار كند و در صدور حكمش رشوه نگيرد. بخدا قسم من او را به اسم خود و پدرش ميشناسم. سپس مردى كه گردنى قوى دارد و داراى دو خال سياه است به سوى ما خواهد آمد او قائم عادل و حافظ امانت الهى است، او زمين را پر از عدل و داد مى كند چنان كه فاجران آن را پر از ظلم و ستم كرده باشند).بحار الأنوار ج ۲۵ ص ۲۶۹.

 

عن إسماعيل بن جابر عن أبي جعفر محمد بن علي (ع) أنه قال: (يكون لصاحب هذا الأمر غيبة في بعض هذه الشعاب، و أومى بيده إلى ناحية ذي طوى حتى إذا كان قبل خروجه أتى المولى الذي معه حتى يلقى بعض أصحابه فيقول: كم أنتم ها هنا؟ فيقولون: نحو من أربعين رجلاً، فيقول: كيف أنتم إذا رأيتم صاحبكم؟ فيقولون: والله لو ناوى بنا الجبال لناويناها معه، ثم يأتيهم من القابلة فيقول: أشيروا إلى رؤسائكم أو خياركم عشرة، فيشيرون إليهم فينطلق بهم حتى يلقوا صاحبهم، و يعدهم الليلة التي تليها).
از اسماعیل بن جابر، از ابی جعفر محمد بن علی (ع) فرمود: (صاحب اين امر را در يكى از اين درّه ‏ها غيبتى است- و با دست خود به ناحيه ذى طوى اشاره نمود- تا آنكه قبل از خروجش مولائى كه امر او را بدست می گیرد و پيوسته با اوست بيايد تا با پاره ‏اى از اصحاب وى ملاقات كند و گويد: شما در اينجا چند نفريد؟ و آنان مى ‏گويند: حدود چهل مرد، پس گويد: اگر شما صاحب خود را ببينيد چه خواهيد كرد؟ آنان پاسخ دهند: به خدا سوگند اگر ما را دستور فرمايد كه كوه ها را از جا بر كنيم در ركاب او خواهيم كَند. سپس سال بعد نزد آنان آمده گويد: ده تن از سر كردگان و برگزيدگان خود را نشان دهيد، و آنان براى او ده نفر را تعیيّن مى ‏كنند، پس با ايشان (از آن جمع جدا شده) روانه مى ‏گردد، تا صاحب خويش را ملاقات كنند، و او ايشان را وعده فردا شب مى ‏دهد).كتاب الغيبة للنعماني ص۱۸۲. غاية المرام و حجة الخصام ص۲۱۱.

صاحب اين امر را در يكى از اين درّه ‏ها غيبتى است- و با دست خود به ناحيه ذى طوى اشاره نمود- تا آنكه قبل از خروجش مولائى كه امر او را بدست می گیرد و پيوسته با اوست بيايد تا با پاره ‏اى از اصحاب وى ملاقات كند.

صاحب غیبت امام مهدی (ع) می باشد، و روایت اشاره به وقتی دارد که قبل قیامش است، پس چه چیزی قبل قیامش خواهد بود که آن مولا که با او می باشد می آید، و آن مولا که با اوست همان مولائی است که امر (خلافت) او را بعد ایشان (ع) بدست می گیرد. و در این روایت این مولا چه چیزی انجام می دهد که می گوید شما در اینجا چند نفرید؟ و آنان مى‏ گويند: حدود چهل مرد، پس گويد: اگر شما صاحب خود را ببينيد چه خواهيد كرد؟ آنان پاسخ دهند: به خدا سوگند اگر ما را دستور فرمايد كه كوه ها را از جا بر كنيم در ركاب او خواهيم كَند. سپس سال بعد نزد آنان آمده گويد: ده تن از سر كردگان و برگزيدگان خود را نشان دهيد، و آنان براى او ده نفر را معيّن مى ‏كنند، پس با ايشان (از آن جمع جدا شده) روانه مى ‏گردد، تا صاحب خويش را ملاقات كنند، و او ايشان را وعده فردا شب مى ‏دهد.

پس به آنها می گوید شما در اینجا چند نفرید؟ اگر شما صاحب خود را ببينيد چه خواهيد كرد؟ و با این روایت روشن می شود که او صاحب دعوت و دعوت کننده ی به سوی امام مهدی (ع) می باشد که آنها را می برد تا با امام مهدی (ع) ملاقات کنند.

عن ابي عبد الله عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: (طوبى لمن ادرك قائم اهل بيتي و هو مقتد به قبل قيامه يتولى وليه و يتبرأ من عدوه و يتولى الائمه الهادية من قبله اولئك رفاقي و ذي ودي و مودتي و اكرم امتي عَلَيَ). (قال رفاعة: واكرم خلق الله علي).
از امام صادق (ع) فرمود: (خوشا به حال كسى كه به حضور قائم برسد و حال آنكه پيش از قيام او نيز پيرو او باشد، آنكه با مولای او دوست و با دشمن او دشمن و مخالف است و با رهبران و پيشوايان هدايتگر پيش از او نيز دوست است، اينان همنشين و دوستان من و گرامى‏ ترين امت در نزد من هستند).غيبة الطوسي ص ۲۷۵.

خوشا به حال كسى كه به حضور قائم برسد و حال آنكه پيش از قيام او نيز پيرو او باشد، آنكه با مولای او دوست باشد، و آن همان مولائی است که امر امام مهدی (ع) به دست او می رسد، و او همان شخصی است که بر جای و مکان او مطلع است و اولین ایمان آورند گان است.

قال الامام زين العابدين (ع): (كأني بصاحبكم علا فوق نجفكم بظهر كوفان معه انصار ابيه تحت راية رسول الله قد نشرها فلا يهوي بها الى قوم إلا أهلكهم الله عز وجل).
امام سجاد (ع) فرمود: (گویا [می بینم] صاحب شما را که بر نجف تان، در پشت کوفه همراه با او انصار پدرش می باشند زیر پرچم رسول خدا افراشته شده. بر هيچ قومى فرود نمى آيد مگر آنکه خداوند صاحب عزت و جلال، (آن قوم را) نابودشان مى سازد).كتاب بحار الانوار ج ۵۱ ص ۱۳۵ – منتخب الاثرص۳۱۲ بلفظ قريب و مثله في الامام المهدي ص۹۰ كتاب يوم الخلاص ص ۲۴۸.

 

عن عبد الأعلى الحلبي، عن أبي جعفر (عليه السلام) – في حديث – قال: (حتى إذا بلغ إلى الثعلبية قام إليه رجل من صلب أبيه، و هو من أشد الناس ببدنه، و أشجعهم بقلبه ما خلا صاحب هذا الأمر، فيقول: يا هذا ما تصنع؟ فو الله إنك لتجفل الناس إجفال النعم، أفبعهد من رسول الله (صلى الله عليه و آله) أم بماذا؟ فيقول المولى الذي ولي البيعة: و الله لتسكتن أو لأضربن الذي فيه عيناك. فيقول له القائم: اسكت يا فلان، إي و الله إن معي عهداً من رسول الله، هات لي يا فلان العيبة – أو الزنفيلجة – فيأتيه بها فيقرؤه العهد من رسول الله (ص) فيقول: جعلني الله فداك ، أعطني رأسك أقبله فيعطيه رأسه، فيقبل بين عينيه، ثم يقول: جعلني الله فداك، جدد لنا بيعة، فيجدد لهم بيعة).
از امام باقر (ع) در خبری طولانی در ذكر خبر واحوال و مسیر قائم فرمود: (… پس اگر به ثعلبيه برسد مردی از صلب پدرش به طرف او به پا می خیزد، و او شديدترين مردم در بدنش و شجاعترين آنها به قلبش به جز از صاحب اين امر مى باشد….).المهدي المنتظر (ع) ج ۲ – الحاج حسين الشاكري ص ۴۳۶. بشارة الاسلام ص ۲۲۹-۲۲۷.

 

عن أبي جعفر (ع) قال: (إذا اختلف كلمتهم و طلع القرن ذو الشفا لم يلبثوا إلا يسيراً حتى يظهر الأبقع بمصر يقتلون الناس حتى يبلغوا أرم ثم يثور المشوه عليه فتكون بينهما ملحمة عظيمة ثم يظهر السفياني الملعون فيظهر بهما جميعاً و يرفع قبل ذلك اثنتي عشرة راية بالكوفة معروفة و يقبل بالكوفة رجل من ولد الحسين يدعوا إلى أبيه ثم يبث السفياني جيوشه).
از محمد باقر (ع) فرمود: (…..در کوفه مردی می آید از فرزندان حسین علیه السلام که برای پدرش دعوت می کند، سپس سفیانی لشکرش را ارسال می کند).في بعض ما ورد في السفياني في سنة الظهور / مركز المصطفى / عن كتاب الفتن لابي نعيم / ج۱ ص۲۸

نام زمینه ساز چیست؟

علي بن أحمد، عن عبيد الله بن موسى، عن عبدالله بن محمد، عن محمد بن خالد، عن الحسن بن المبارك، عن أبي إسحاق الهمداني، عن الحارث عن علي (عليه السلام) أنه قال: (المهدي أقبل، جعد، بخده خال، يكون مبدأه من قبل المشرق، و إذا كان ذلك خرج السفياني فيملك قدر حمل امرأة تسعة أشهر يخرج بالشام فينقاد له أهل الشام إلا طوائف من المقيمين على الحق، يعصمهم الله من الخروج معه، و يأتي المدينة بجيش جرار، حتى إذا انتهى إلى بيداء المدينة خسف الله به و ذلك قول الله عز وجل في كتابه: [وَ لَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِن مَّكَانٍ قَرِيبٍ]).
از علی (ع) فرمود: (مهدی مخمور العین، پیچیده موی است و در گونه آن حضرت خالی است و مبداء ظهور مبارکش از طرف شرق است. و اگر آنچنان شد سفيانى خروج خواهد نمود و سلطنت او به مدت باردارى يك زن يعنى نه ماه مى باشد. از شام قيام مى كند و اهالى آنجا همگى به او مى پيوندند مگر گروهى كه بر حق استوارند و خداوند ايشان را از خروج با سفيانى حفظ مى كند، آنگاه سفيانى با لشگرى بسيار عظيم به سوى مدينه حركت مى كند تا اينكه به دشت و صحرا اطراف مدينه مى رسد در اين موقع زمين به دستور خدا با ايجاد شكاف بزرگى لشكر او را مى بلعد، و آن فرموده ی خدای تعالی در قرآن است: “و اى كاش مى ‏ديدى هنگامى را كه [كافران] وحشت ‏زده ‏اند [آنجا كه راه] گريزى نمانده است و از جايى نزديك گرفتار آمده ‏اند”).تاريخ الامام الثاني عشر ج ۲ ص۲۶۳. غيبة النعماني: ۳۰۴، البحار: ۵۲|۲۵۲ ـ از غيبة النعماني، منتخب الاَثر: ۴۵۴ـ عن المحجة و ينابيع المودة، البرهان: ۳|۳۵۴.

ملاحظه: اولاً، امام مهدی محمد بن الحسن (ع) مبدأ ظهور وی از مکه می باشد و روایت فوق سمت مشرق را بیان می کند. دوماً، سفیانی از علامتهاى ظهور امام مهدی (عج) می باشد، پس چگونه سفیانی بعد از امام مهدی (ع) می آید؟ بنابراین در بسیاری از روایات اهل بیت (ع)، مهدی اول را مهدی نامیده اند که پیش تر این مورد با جزئیات کامل توضیح داده شد.

اکنون از روایت زیر متوجه می شویم آن شخص که از طرف مشرق می آید و زمینه ساز ظهور مقدس و انقلابگر است و نام ایشان را مهدی [مهدی اول احمد] یا مردی از اهل بیت ذکر کردند، چیست.

عن الباقر (ع): (إن لله تعالى كنزاً بالطالقان ليس بذهب و لا فضة، اثنا عشر ألفا بخراسان شعارهم” أحمد أحمد” يقودهم شاب من بني هاشم على بغلة شهباء، عليه عصابة حمراء، كأني أنظر إليه عابر الفرات. فإذا سمعتم بذلك فسارعوا إليه و لو حبواً على الثلج).
امام باقر(ع) فرمود: (براى خداى تعالى گنجى در طالقان است نه طلاست و نه نقره بلکه دوازده هزار نفر در خراسان اند که شعارشان “احمد احمد” است و رهبر آنها جوانى از بنى هاشم سوار بر قاطرى سپيد رنگ است و پيشانى بندی قرمز رنگ بر سر بسته است، گويی به او مى نگرم که از رود فرات هم مى گذرد اگر دعوت او را شنيديد بسوى او بشتابيد حتى اگر مجبور باشيد سينه خيز بر روی يخها حرکت کنيد).منتخب الأنوار المضيئه ص ۳۴۳.

 

عن حذيفة بن اليمان قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و ذكر المهدي فقال: (إنه يبايع بين الركن والمقام، اسمه أحمد وعبد الله والمهدي، فهذه أسماؤه ثلاثتها).
حذيفه گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) درباره مهدي فرمود: (همانا با او بين ركن و مقام بيعت می كنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است. اين سه اسم نام های او می باشند).غيبت – طوسی ص ۴۵۴. غيبت – طوسی ص ۴۷۰. بحار الأنوار ج ۵۲، ص ۲۹۱.

صاحب پرچم سیاه، و گنج طالقانی که در خراسانند احمد است، و به این دلیل است که ما را امر به یاری ایشان کردند [اگر دعوت او را شنيديد بسوى او بشتابيد حتى اگر مجبور باشيد سينه خيز بر روی يخها حرکت کنيد]، و ایشان همان شخصی است که در بین رکن و مقام با ایشان بیعت می کنند. به روایت زیر دقت فرمایید که ایشان (ع) صاحب کدام پرچم است:

و عن الصادق (ع): (له كنز بالطالقان، ما هو بذهب و لا فضة، و راية لم تنشر مذ طويت).
از امام صادق (ع): (براى او گنجی است در طالقان كه (از جنس) طلا و نقره نيست. و پرچمی است كه از هنگام فرو پيچيده شدن، گشوده نشده است).المعجم الموضوعي: ۶۰۱.

آری، ایشان صاحب همان پرچم اهل بیت (ع) است، و این پرچم، پرچمِ رسول الله (ص) است که در روز جمل امیر مؤمنان آن را بر افراشت، سپس آن را فرو پیچید، و برای قائم (ع) بجا گذاشت، و ایشان همان قائمی است که حامل همان پرچم اهل بیت (ع) است. آری، آن پرچم که امیر مؤمنان آن را پیچید و در بصره قرار داد، برای قائم مشرقی که از بصره است گذاشته بود، تا وقت آن برسد و آن بر افرازد.

عن أبي بصير، قال: قال أبو عبدالله (ع): (لما التقى أمير المؤمنين (ع) و أهل البصرة نشر الراية، راية رسول الله (ص) فزلزلت أقدامهم… الى أن قال: فقال للحسن: يا بني إن للقوم مدة يبلغونها، و إن هذه راية لا ينشرها بعدي إلا القائم صلوات الله عليه).
از ابی بصیر گوید: اما صادق (ع) فرمود: (هنگامی که امیر مؤمنان (ع) با اهل بصره رو در رو شد پرچم را بر افراشت، پرچمِ رسول الله (ص)، پس قدم آنها را در هم شکشت…. تا جائی که گفت: پس به امام حسن (ع) فرمود: ای فرزندم برای قوم دوره ای است که می گذرانند، و اینکه این پرچم بعد از من کسی آن را بر نمی افرازد مگر قائم درود خدا بر او باد).غيبة النعماني: ۳۱۹.

زمینه ساز، به امر چه کسی زمینه سازی می کند؟

بی تردید امام مهدی (ع) طبق روایات صحیح و متواتر، از پدرانش به جز اصحاب کساء برتر است، همانگونه که امام مهدی (ع) و ائمه (ع) از مهدیین (ع) برتر و مقامشان والاتر است. در روایات زیر به این مسئله پی  خواهید برد، که مهدی اول (ع) توسط امام مهدی (ع) هدایت شده است، و توسط همین هدایت، امر زمینه سازی را انجام می دهند.

از اخبار پیامبر (ص) در مود مهدى عليه السلام در حاليكه با سلمان سخن می گوید، فرمود: (ثم ضرب بيده على الحسين عليه السلام فقال: يا سلمان، مهدي أمتي الذي يملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً من ولد هذا. إمام ابن إمام، عالم ابن عالم، وصي ابن وصي، أبوه الذي يليه إمام وصي عالم. قال: قلت: يا نبي الله، المهدي أفضل أم أبوه؟ قال: أبوه أفضل منه. للأول مثل أجورهم كلهم لأن الله هداهم به. أيما داع دعا إلى هدى فله أجره و مثل أجور من تبعه لا ينقص ذلك من أجورهم شيئاً، و أيما داع دعى إلى ضلالة فعليه وزره و مثل أوزار من تبعه لا ينقص ذلك من أوزارهم شيئ).
از اخبار پیامبر (ص) در مود مهدى عليه السلام در حاليكه با سلمان سخن می گوید، فرمود: (سپس ایشان با دستش به حسین (ع) زد و فرمود: یا سلمان، مهدی امتم که دنیا را پر از عدل و داد می کند در حالی که پر از ظلم و ستم شده است از فرزندان این است. امام فرزند امام، عالم فرزند عالم، و وصی فرزند وصی است. پدرش که بعد از او می آید امام، وصی و عالم است. سلمان گوید: گفتم: ای پیامبر خدا، مهدی برتر است یا پدرش؟ فرمود: پدرش از او برتر است .اوّلى آنان مثل اجر همه آنان را دارد چرا كه خداوند بوسيله ى او آنان را هدايت كرده است. هر كس به هدايتى دعوت كند اجر خود و مثل اجر كسانى كه تابع او شده ‏اند را خواهد داشت، بدون آنكه از اجر آنان كم شود. و هر كس به گمراهى دعوت كند گناه خود و مثل گناه كسانى كه تابع او شده ‏اند را خواهد داشت بدون آنكه اين مطلب از گناه آنان كم كند).سليم بن قيس الهلالي الصفحة ۴۳۱-۴۳۰.

و در اینجا رسول الله (ص) به مهدی اول از ذریه ی امام محمد بن الحسن (ع) اشاره می کند بدلیل اینکه پیامبر (ص) فرمود: او امام فرزند امام است و همه می دانند که امام محمد بن الحسن عسگری برای کل مردم معروف و شناخته شده است، پس آیا از سلمان مخفی می باشد که امام محمد بن الحسن امام فرزند امام است؟
و همچنین قرینه ی دیگر فرموده ی رسول الله (ص) است: پدرش که بعد از او می آید امام، وصی و عالم است. و در اینجا سؤالی مطرح می شود: آیا از ائمه کسی است که قبل از پدرش آمد؟ یا اینکه محمد بن الحسن عسگری (ع) قبل پدرش آمد؟ و رسول الله (ص) می فرماید: پدرش که بعد از او می آید امام، وصی و عالم است؟
و قرینه ی سوم سؤال سلمان از رسول الله (ص) است: سلمان گوید: گفتم: ای پیامبر خدا، مهدی برتر است یا پدرش؟ فرمود: پدرش از او برتر است. و همه می دانند که امام مهدی (ع) بعد از اصحاب کساء، از دیگر ائمه (ع) برتر است. و رسول الله (ص) به سلمان می گوید: پدرش از او برتر است. پس این کیست که پدرش از او برتر است غیر از مهدی اول احمد (ع)؟
و قرینه ی چهارم: فرموده ی رسول الله (ص): اوّلى آنان مثل اجر همه آنان را دارد چرا كه خداوند بوسيله ى او آنان را هدايت كرده است. پس اینها چه کسانی هستند که رسول الله (ع) در مورد آنها سخن می گوید؟ و آیا کسانی از ائمه داریم که در زمان امام مهدی (ع) زندگی می کرد یا اینکه ائمه (ع) توسط امام مهدی (ع) هدایت شده اند؟ یا اینکه سخن در مورد ذریه ی امام مهدی (ع) است که همان مهدیین از ذریه اش می باشند؟ و بخاطر همین است که رسول الله (ص) فرمود: آنان مثل اجر همه آنان را دارد چرا كه خداوند بوسيله ى او آنان را هدايت كرده است.

و في خبر طويل قالت فاطمة عليها السلام: (يا رسول الله، فأي هؤلاء الذين سميت أفضل؟ فقال رسول الله صلى الله عليه و آله: أخي علي أفضل أمتي، و حمزة و جعفر هذان أفضل أمتي بعد علي و بعدك و بعد ابني و سبطي الحسن و الحسين و بعد الأوصياء من ولد ابني هذا و أشار رسول الله صلى الله عليه و آله بيده إلى الحسين عليه السلام منهم المهدي. و الذي قبله أفضل منه الأول خير من الآخر لأنه إمامه و الآخر وصي الأول. إنا أهل بيت اختار الله لنا الآخرة على الدنيا).
حضرت زهرا عليها السّلام عرض كرد: (يا رسول اللَّه، كداميك از اينان كه نام بردى افضل‏ اند؟ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: برادرم على افضل امّتم است. حمزه و جعفر، اين دو افضل امت من بعد از على و تو و دو پسر و نوه ‏ام حسن و حسين و جانشينان از فرزندان اين پسرم هستند- و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله با دست اشاره به امام حسين عليه السّلام فرمودند- و مهدى از ايشان است. آنكه قبل از (مهدى) است از او افضل است. اوّلى كه مقدم است افضل از مؤخّر است، زيرا امام او است و اين وصىّ آن است. ما اهل بيتى هستيم كه خداوند براى ما آخرت را بر دنيا ترجيح داده است).سليم بن قيس الهلالي ص۸.

و در این حدیث نیز رسول الله (ص) روشن می سازد شخصی که در موردش سخن می گوید امام محمد بن الحسن عسگری (ع) نمی باشد، زیرا که ایشان (ص) فرمود: و مهدى از ايشان است، آنكه قبل از (مهدى) است از او افضل است پس آیا امام حسن عسگری (ع) از امام مهدی (ع) برتر است، در حالیکه اهل بیت (ع) روشن ساختند که نهمین وصی از آنها برتر است و او قائم می باشد؟

بن غزوان عن أبي بصير عن أبي جعفر الباقر عليه السلام انّه قال: (يكون منّا بعد الحسين تسعة تاسعهم قائمهم و هو أفضلهم).
امام باقر (ع) فرمود: (از ما نه نفر بعد از حسین بن علی می باشند. نهمین آنها قائم آنها است و او برترین آنها است).إثبات الوصية: ۲۲۷، و نحوه في الكافي ۱: ۴۴۸ / ۱۵، و كمال الدين وتمام النعمة: ۳۵۰ / ۴۵، والخصال: ۴۱۹ / ۱۲، و غيبة النعماني: ۹۴، والارشاد: ۳۴۸، و غيبة الطوسي: ۱۴۰ / النجم الثاقب ج۱. الصفحة ۵۲۱.

عن عبد الرحمان الأقرع القيرواني المغربي سأل الامام الكاظم (ع): (… و يقوم من ذريته من يتم الله به ذلك فيما هناك، و يورثه الأرض كما قال عز وجل في كتابه المبين: [وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ] وكله ينسب إلى المهدي عليه السلام لأنه مفتاحه وبدعوته امتد أمره، وكل قائم من ولده من بعده مهدي قد هداهم الله عز وجل ذكره، وهدى بهم عباده إليه سبحانه، فهم الأئمة المهديون و العباد الصالحون الذين ذكرهم الله في كتابه أنه يورثهم الأرض و هو لا يخلف الميعاد).
از عبد الرحمان اقرع قيرواني مغربی گوید: از امام كاظم (ع) سوال كردم: (… و کسی از نوادگانش به این امر قیام می کند و در آنجا خداوند بوسیله ی او این امر را اتمام می کند، و او را وارث زمین می گرداند همانطور که خدای عز و جل در کتاب آشکارش فرمود: [بدرستی که ما در زبور بعد از ذكر (صحف قبل از زبور) مقرر داشتیم كه بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد]. و تمام آن به مهدی نسبت داده می شود. زیرا او گشایشگر آن است و با دعوت او امرش امتداد می یابد. و هر قائمی از فرزندانش که بعد از او می باشد، مهدی است. همانا خداوند عز و جل آنها را هدایت کرده است. و توسط آنها بندگانش به سوی خداوند سبحان هدایت می شوند. پس آنها امامان مهدیین هستند و آن بندگان صالحی که خداوند آنها را در کتابش ذکر فرموده است که آنها را وارث زمین مى گرداند و خداوند خلف وعده نمی کند).شرح الأخبار للقاضي النعمان المغربي ج۳ ص۳۶۴.

 و در نتیجه طبق روایات فوق، و قبل آنها، وزیر، خلیفه، ولی بیعت، و… نمی تواند باشد مگر اینکه با امام مهدی (ع) مرتبط باشد، و بر اساس این ارتباط ایشان مردم را هدایت می کند، و تمامی این فضل و برتری به امام مهدی (ع) نسبت داده می شود، همانگونه که در روایت فوق آمده است.

و الحمد لله وحده وحده وحده

 

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف