wrapper

آخرین اخبار

یمانی حسینی است یا از فرزندان زید بن علی (ع) – نسب يمانى علیه السلام

یمانی حسینی است یا از فرزندان زید بن علی (ع) – نسب يمانى علیه السلام:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

متأسفانه در قضیه ی مهدویت آنقدر علمای بی عمل که مدعی علم هستند تحریف و تأویل و تفسیر به رأی کردند که به طرز فجیعی این مغالطه ها به مرد تلقین شده است. یکی از مواردی که بر اساس یک روایت به مردم تلقین داده شده است، روایت خروج مردی از فرزندان زید بن علی السجاد (ع) در یمن است که مختصراً به آن می پردازیم.

عن الصادق (ع) فی حدیث تعقیب صلاة الظهر فی علامات الظهور قال: (خروج رایة من المشرق ورایه من المغرب و فتنة تظل اهل الزوراء وخروج رجل من ولد عمي زید بالیمن وانتهاب ستارة البیت).
از امام صادق علیه السلام در تعقیب نماز ظهر در باب ذکر علامتهای ظهور فرمود: (خروج پرچمی از مشرق و پرچمی از مغرب و فتنه ای که اهل زوراء (بغداد) را گمراه می کند و مردی از از فرزندان عمویم زید در یمن خروج می کند، و پرده خانه مفقود می‌گردد). مستدرك سفینه البحار ج۷ ص۴۹ – بحار الأنوار ج۸۳ ص۶۳.

اولاً: خروج پرچمی از مشرق:

عن النبي (ص): (… وسيخرج من هذا – أي علي (ع) – فتى يملأ الأرض قسطاً وعدلاً فإذا رأيتم ذلك فعليكم بالفتى اليمني، فإنه يُقبل من المشرق، وهو صاحب راية المهدي).
از رسول خدا (ص): (… و از این – امام علی (ع) – جوانی خارج می شود که زمین را پر از عدل و داد می کند پس اگر آن جوان یمنی را دیدید به سوی او بروید پس او از مشرق می آید و او صاحب پرچم امام مهدی (ع) می باشد).المهدي المنتظر الموعود/ ب۴: ۱۰۷.

روایت فوق کاملاً بیان می کند که یمانی از مشرق خروج می کند که رسول خدا (ص) ما را به اطاعت از ايشان امر کرد و همچنین وی صاحب پرچم امام مهدی است و حتماً پرچمش پرچمِ هدایت است که رسول خدا (ص) ما را به یاری ايشان امر فرموده است، در غیر این صورت اگر بگوییم این شخص غیر از یمانی است پس یمانی نیز واجب الاطاعت می باشد به فرموده ی امام باقر علیه السلام که فرمود: (به سوی او بشتابید چون پرچمش پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست از یمانی سر پیچی کند و سر پیچی از او موجب جهنم می باشد).غیبت نعمانی ص ۲۶۴. پس کدام یک بر دیگری حجت است؟

لذا می بینیم در هر زمان حجت یکی است و حق یکی است و صاحب پرچم امام مهدی همان یمانی است که پرچمش پرچم هدایت است و ما را به امام مهدی (ع) دعوت می کند. به روایت زیر دقت فرمایید:

في رواية: (فيبعث الله عليهم فتى من قبل المشرق يدعوهم إلى أهل بيت النبي، هم أصحاب الرايات السود المستضعفون يعزهم الله وينزل عليهم النصر فلا يقاتلهم أحد إلا يهزموه).

و در روایتی: (خداوند جوانی را از مشرق می فرستد که آنها را به اهل بیت پیغمبر خدا دعوت می کند، آنها اصحاب پرچمهای سیاه مستضعف هستند که خدا آنها را عزت و سر بلندی می دهد و پیروزی با آنها خواهد بود و هیچ کس با آنها جنگ نکند مگر آنکه او را شکست می دهند).الممهدون للكوراني ص۱۰۳ . الملاحم والفتن.

حال این مردی که که از مشرق خروج می کند که برای اهل بیت دعوت می کند کیست؟ و چه کسی امر دعوت را قبل از امام مهدی بر عهده می گیرد؟

امام باقر (ع) فرمود: (پرچم یمانی پرچم هدایت است چون شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند…).غیبت نعمانی ص ۲۶۴.

با این مطابقت روایی در می‌یابیم که یمانی همان شخصی است که از مشرق خروج می کند و مردم را به امام مهدی دعوت می کند و او تنها کسی است که برای امام مهدی دعوت می کند و همچنین واجب الاطاعت است.

و عن النبي (ص): (يلقي أهل بيتي بلاء حتى يبعث الله راية من المشرق سوادء من نصرها نصره الله و من خذلها خذله الله حتى يأتوا رجلاً اسمه كأسمي فيولونه أمرهم فيؤيده الله بنصره).
رسول الله (ص) فرمود: (اهل بیت من دچار بلاهایی می شوند تا آن که خداوند پرچمی را از طرف مشرق مبعوث می کند که سیاه است. هر کس آن را یاری کند، خداوند او را یاری می کند. و هر کس آن را خذلان کند (یاری نکند)، خداوند او را خذلان می کند. تا به مردی که اسم او مانند اسم من است می رسند و امرشان را به او می سپارند. پس خداوند او را با پیروزیش تأیید می کند).مئتان و خمسون علامة ج۱ ص ۱۰۳.

اگر همین روایت را در برابر روایت یمانی از امام باقر (ع) قرار دهیم می بینیم که او همان یمانی است که باید از او اطاعت شود و به سوی او بشتابیم و او را نصرت دهیم و او نیز از مشرق می باشد. حال معلوم شد که پرچم مشرقی متعلق به چه کسی است، حال بدانیم دقیقاً این شخص چه کسی است:

عن أمير المؤمنين (ع): (… و يخرج قبله – أي الإمام المهدي – رجل من أهل بيته، بأهل المشرق، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر).
از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص ۶۶ باب ۱۳۳ . الفتن ابن حماد ص ۹۶ . عقد الدرر ص ۱۲۹ . جمع الجوامع ج ۲ ص ۱۰۳ . برهان المتقي ص ۱۰۳ . كنز العمال ج ۱۴ ص ۵۸۹.

دوماً: خروج مردی از فرزند عمویم زید، در یمن:
در این جمله از روایت باید به چند مورد مهم توجه کرد و آنها را با تأمل بیشتر بررسی نمود.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: (خروجُ رجلٍ من وُلد عَمّي زيدٍ باليمن). سید ابن طاووس، فلاح السائل، ص ۱۷۱؛ علامه مجلسى، بحارالأنوار، ج ۸۶، ص ۶۲

نکته ی اول: این روایت در مورد شخصی مجهول سخن می گوید که هیچ اشاره ای به ایشان نشده است. خروج رجل، یعنی خروج مردی!!! آن مرد کیست؟ چگونه جزم و قطع بر این شد که او یمانی است؟

نکته ی دوم: آیا به صرف گفتن فلان از یمن است باید او را یمانی موعود دانست و با این استدلال اشتباه قطع و جزم کرد؟

نکته ی سوم: آیا کسی از خود سؤال کرد، آن مردی که از نوادگان زید بن علی علیه السلام است و یعنی زیدی می باشد و زیدی ها ولایت و حجیت امام محمد باقر (ع) تا امام مهدی علیه السلام را نمی پذیرند، چگونه می تواند طبق روایت امام محمد باقر (ع) مردم را به امام مهدی ارواحنا له الفداء دعوت کند.

نکته ی چهارم: یمانی موعود که از خاندان حضرت مهدی علیه السلام می باشد، از یمن نیست بلکه مبدأ خروج او از مشرق می باشد همانگونه که در بالا توضیح داده شد.

نکته ی پنجم: این روایت با روایات دیگر در تعارض بسیار شدید است همچنین که در نکات بالا موارد بسیار مهم توضیح داده شد، و باید به آنها دقت کرد، اضافه بر آن این تنها روایتی است که در مورد مردی از خاندان زید بن علی که معلوم نیست کیست سخن می گوید، در صورتی، روایاتی که در مورد یمانی موعود که از خاندان حضرت مهدی (ع) صحبت کردند بسیار متواتر و در عین حال او را به قیامگر مشرق یاد می کنند.

بنابراین کدام روایتها واقعیت را می رسانند، مردی مجهول که از یمن خروج می کند و او را با مغالطه یمانی موعود نامیدند، یا شخصی که با روایات متواتر ثابت شد از خاندان امام مهدی علیه السلام است و از مشرق خروج می کند؟

و بنابراین اگر آن مردی که از یمن خروج می کند همان یمانی موعود باشد، پس این شخص چه کسی است که شمشیر را هشت ماه بر روی دوش حمل می کند و از مشرق بر می خیزد و از فرزندان امام مهدی (ع) است و دلیل قیام او چیست؟

عن أبي جعفر عليه السلام قال: (… وإياك وشذاذ من آل محمد عليهم السلام، فان لآل محمد وعلي راية ولغيرهم رايات، فالزم الأرض ولا تتبع منهم رجلاً أبدا حتى ترى رجلا من ولد الحسين معه عهد نبي الله ورايته وسلاحه…).
امام باقر (ع) فرمود: (بر حذر باشيد از كساني كه خود را به دروغ به آل محمد نسبت می دهند. همانا برای آل محمد و علي (ع) پرچمي (يک پرچم) است و برای ديگران پرچم ها. پس در جای خودت ثابت باش و از هيچ‌ كس ابداً تبعيت نكن تا مردي را از فرزندان حسين (ع) ببيني كه با او وصيت رسول خدا و پرچم او و سلاح او باشد).تفسير العياشي ج ۱ ص ۶۴. بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۲۲۲. إلزام الناصب ج ۲ ص ۹۶.

و حق طلب باید ملاحظه کند که این تأکید از آل محمد (ع) است و بصورتی دقیق که حق در فرزند حسین است و نفرمودند در فرزند حسن یا کس دیگر ذکر شده است، سپس امام (ع) در فرموده اش: (و بر حذر باش از آنهایی که برایت ذکر کردم)، بر حذر و هشدار در پیروی از پرچمی غیر از پرچم حسینی که صاحبش همراه او عهد نامه و پرچم و سلاح است، تأکید می کند.
و عهد نامه همان وصیت است، و پرچم رسول الله (ص) همان بیعت با خدا (حاکمیت خدا) است، و سلاح رسول الله (ص) قرآن می باشد، و این سه نشانه هیچ کس با آنها نیامد مگر امام احمد الحسن علیه السلام:

۱. یعنی اینکه امام احمد الحسن (ع) ایشان را رسول الله (ص) در شب وفاتشان ذکر نمود.

عن أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا… فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).
از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص ۳۰۰.

 

و في حديث طويل يذكر الوصية ( … ثم قال رسول الله صلى الله عليه و آله: … و أنا أدفعها إليك يا علي. و أنت تدفعها إلى وصيك، و يدفعها وصيك إلى أوصيائك من ولدك واحداً بعد واحد، حتى تدفع إلى خير أهل الأرض بعدك. و لتكفرن بك الأمة، و لتختلفن عليك اختلافا كثيراً شديدا. الثابت عليك كالمقيم معي، و الشاذ عنك في النار ” و النار مثوى الكافرين).
و در حدیثی طولانی که وصیت را ذکر می کند، فرمود: (سپس رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: (… و ای علی! من آن را (وصیت) به تو واگذار می کنم، و تو آن را به وصی ات واگذار خواهی کرد و وصی ات آن را به اوصیاء از فرزندانت یکی پس از دیگری واگذار خواهند کرد، تا به بهترین کس بر روی زمین بعد از تو برسد. و امت به تو کفر ورزد، و بر تو اختلافی بزرگ و شدید صورت گیرد، آن کس که بر ولایت تو ثابت باشد گویی که با من مقیم است، و کسی که از تو رویگردان باشد در آتش خواهد بود، “و آتش جایگاه کافران است”).الامامة و التبصرة – ابن بابويه القمي ص ۲۳.

۲. و پرچم رسول الله (ص) (بیعت با خدا) می باشد، و امام احمد الحسن تنها کسی است که حاکمیت مردم و انتخابات را رد و نقض می کند، و حاکمیت خدا و بیعت با امام مهدی (ع) را تأیید می نماید، و هیچ گزینه ای غیر از این را اختیار نمی کند.
اما دیگر فقهاء و اصحاب پرچمها، حاکمیت مردم و انتخاب آنها را بدون هیچ واهمه ای پذیرفتند، بلکه انتخابات را واجب کردند و بعضی از آنها انتخابات را بر نماز و روزه برتر و واجب تر شمردند، پس آنها زمین تا آسمان از پرچم رسول الله (ص) (البیعة لله یا بیعت با خدا) دور هستند.
و در اینجا روشن شد تنها شخصی که پرچم (بیعت با خدا) را بر افراشته و در این مورد با کسی به حساب دین خدا زد و بند ندارد، امام احمد الحسن (ع) است… جهت اطلاعات بیشتر در این مورد، کتاب حاکمیت خدا نه حاکمیت مردم را مطالعه کنید.

۳. و سلاح رسول الله (ص) قرآن است و آن اولین دلیلی است که امام احمد الحسن (ع) با آن آمد و همه ی علماء را به مناظره ی کتاب خدا خواند اما به هیچ عنوان کسی پاسخگو نبود، و حتی کسی که در میدان علمی در طلب مناظره شب و روز بود متواری گشت.
و رسول الله (ص) هنگامی که دیدند بین ایشان و اهل کتاب راه متفقٌ علیه نیست و به دلیل گردن تسلیم نمی کردند- همانگونه که حال علمای بی عمل امروزین با امام احمد الحسن (ع) می باشد – پس در آن هنگام رسول الله (ص) آنها را دعوت به مباهله و توجه به معبود یگانه کرد، و همچنین امام احمد الحسن (ع) آنها را دعوت به مباهله و مناظره با قرآن نمود، زیرا که قرآن در بین مسلمانان متفقٌ علیه می باشد. و از توهین به کتاب خدا این است که آن بین دستان ما باشد ولیکن به چیز دیگری باز گردیم.
همانگونه که میراث رسول الله (ص) که روایات سابق و غیر آنها از روایات آن را وصف می کنند امری است مرموز، و نه میراثی مادی که توانائی لمس آن را داشته باشیم، همانطور که در روایت زیر روشن خواهد شد:

عن يزيد بن سليط الزيدى في حديث طويل الى ان قال ثم لقيت موسى بن جعفر (ع) (… ثم قال: أخبرك يا أبا عماره أني خرجت من منزلي فأوصيت في الظاهر إلى بني فأشركتهم مع ابني علي و افردته بوصيتي في الباطن ولقد رأيت رسول الله في المنام و أمير المؤمنين عليه السلام معه ومعه خاتم وسيف وعصا وكتاب وعمامة فقلت له: ما هذا؟ فقال: أما العمامة فسلطان الله تعالى عز و جل وأما السيف فعزة الله عز وجل وأما الكتاب فنور الله عز وجل وأما العصا فقوة الله عز وجل وأما الخاتم فجامع هذه الأمور ثم قال: قال رسول الله (ص) والأمر يخرج إلى علي ابنك …… ثم قال يا يزيد أني أوخذ في هذه السنة وعلى ابني سمي علي بن أبي طالب عليه السلام وسمي علي بن الحسين عليه السلام أعطي فهم الأول وعلمه ونصره وردائه وليس له أن يتكلم بعد هارون بأربع سنين فإذا مضت أربع سنين فاسأله عما شئت يجيبك إن شاء الله تعالى).
از یزید بن سلیط زیدی در حدیثی طولانی تا جایی که گفت: امام موسی بن جعفر (ع) را دیدم: (…. فرمودند: اى ابا عماره! از خانه‏ ام خارج شدم و در ظاهر به تمام پسرانم از جمله «علىّ» وصيّت و سفارش كردم (و در ظاهر همگى را وصىّ قرار دادم) امّا به او در پنهان و جداى از ديگران، وصيّت نمودم (او را وصىّ خود نمودم) و در خواب رسول خدا و امير المؤمنين عليهما السّلام را ديدم كه به همراه او، يك انگشترى، يك شمشير، یک عصا، يك كتاب و يك عمّامه بود. سؤال كردم: اينها چيست؟ فرمود: عمّامه نشانه سلطنت و قدرت خداوند متعال است، شمشير علامت عزّت و غلبه الهى است، كتاب نشانه نور خداوندعزّ و جلّ- است. عصا، علامت قوّت و نيروى خداوند- عزّ و جلّ- و بالأخره انگشترى در برگيرنده همه اين امور است، …. سپس امام كاظم عليه السّلام فرمودند: اى يزيد! من در اين سال وفات خواهم كرد و پسرم «علىّ» همنام علىّ بن ابى طالب عليه السّلام و همنام علىّ بن الحسين عليهما السّلام و داراى فهم، علم و شكوه و هيبت امير المؤمنين عليه السّلام است، و تا چهار سال بعد از هارون، اجازه سخن گفتن ندارد ولى وقتى آن چهار سال گذشت، در باره هر چه مى‏ خواهى از او سؤال كن كه به خواست خدا به تو پاسخ خواهد داد).عيون أخبار الرضا (ع) – الشيخ الصدوق ج ۲ ص ۳۳.

و در سابق برای ما روشن شد که تنها یک پرچم، پرچم حق است که در دست فرزند حسین است و نه در دستان فرزندان حسن یا غیر ایشان.

نتیجه ای که از روایات اهل بیت (ع) بدست می آوریم:

۱- در زمان ظهور پرچم های شبیه به حق وجود دارند، اما پرچم های باطل می باشند.

۲- تنها یک پرچم حق در زمان ظهور وجود دارد.

۳- پرچم حق و هدایت پرچم یمانی ست و او مهدی اول از مهدیین دوازده گانه از ذریه ی امام مهدی (ع) می باشد.

۴- يمانى حسینی مهدوی می باشد، یعنی از ذریه ی امام مهدی (ع) به خصوص.

۵- یمانی رهبر قیام حسینی می باشد، بنابراین ایشان (ع) حسین در زمان ظهور می باشد.

۶- یمانی کشف هویت می کند و بطور علنی بیعت از مردم می گیرد، زیرا مردم به ولایت ایشان مبتلا می باشند و بیعت بر آنها واجب می باشد. پس ایشان به صاحبتان دعوت می کند: یعنی بطور مستقیم، و بدون هیچ واسطه ای، و مانند مرجعیت یا حزب و… به امام مهدی علیه السلام دعوت نمی کند، به عبارتی دیگر باید کشف هویت کند و بگوید که من یمانی هستم که مردم بواسطه ی ایشان در زمان ظهور مبتلا شوند و دلایلی را برای اثبات حقانیت از روایات اهل بیت (ع) تقدیم می کند، تا این مسئله به مردم ابلاغ شود و با این حال اگر ایمان آوردند فبها و اگر کسی سرپیچی و رویگردان شود از اهل جهنم خواهد بود.

۷- پرچم حق از نور خورشید روشن تر است، برای کسی که حدیث اهل بیت (ع) را شناخت و به ثقلین بعنوان منبع اصلی مانند مصدر امان از گمراهی و هدایت به راه مستقیم چنگ زد و پایبند شد. پس ایشان (ع) نام یمانی و صفات و علم و آیات و محل سکونت و علامتش را ذکر نمودند، بنابراین امری نیست که بر حق طلب پوشیده باشد.

نسب و شجره نامه ی امام احمد الحسن (ع):

نام ایشان امام احمد فرزند سيد اسماعيل فرزند سيد صالح فرزند سيد حسين فرزند سيد سلمان فرزند امام محمد فرزند امام حسن فرزند امام على فرزند امام محمد فرزند امام على فرزند امام موسى فرزند امام جعفر فرزند امام محمد فرزند امام على فرزند امام حسين فرزند امام على ابن ابى طالب درود خداوند بر آنها باد.

توضيح مهم

شجره و نسب حجت بر مردم نیست، و دلیلی بر اینکه ایشان امام احمد الحسن (ع) وصی و فرستاده ی امام مهدی (ع) هستند، نمی باشد، ضمن اینکه شجره و نسب مبارک امام احمد الحسن (ع) سال ۲۰۰۹، بعد از انتشار دعوتشان، منتشر شد.

بنابراین صحت نسب با مدارک رسمی یا علمای انساب یا گفته ی شخصی که صدق او در نزد عامه معروف است شناخته و بدست می آید، و راه های اول برای امام مهدی محمد بن الحسن (ع) بدلیل غیبتشان غیر ممکن است، بنابراین راه دیگر جز این راه باقی نمی ماند، و آن این است که امام احمد الحسن (ع) مهدی اول شناخته شود و با وصیت و علم و پرچم و دلایلی که با آنها آمدند صحت ادعایشان اثبات گردد، تا ثابت شود نسبشان به امام مهدی (ع) بر می گردد. دقیقاً مانند رسول الله (ص) که نسبشان به ابراهیم خلیل الله (ع) بر می گردد و آن را با عدم وجود هر گونه نسب پیوند شده ای به نبی الله ابراهیم (ع) متوجه شدیم. و مثالی دیگر بر عدم اهمیت یا حجیت نسب، اثبات حقانیت حضرت یوسف (ع) است که مردم به نبوت ایشان (ع) با وجود اینکه در زندان بودند و از نسب ایشان اطلاع نداشتند، اقرا کردند.

بنابراین شجره ی مبارک بعد از اینکه پیروان مراجع خود نسبی را ساخته و پرداخته نمودند، علنی شد، و آنها شخصی را آوردند و گفتند که این شخص از خاندان امام احمد الحسن (ع) است و برای ایشان (ع) نسبی متصل است و نسب و شجره ای دروغین را منتشر نمودند.

و عموی امام احمد الحسن (ع) و چند تن از بزرگان عشایر نیز صحت نسب نامعلوم آنها را تأیید نمودند بدین شکل که آنها می دانستند سيد اسماعيل فرزند سيد صالح فرزند سيد حسين فرزند سيد سلمان می باشد، اما نمی دانستند سید سلمان فرزند کیست!!!

قال أمير المؤمنين (ع) على منبر الكوفة: (لابد من وجود رحى تطحن فإذا قامت على قطبها وثبتت على ساقها بعث الله عليها عبداً عنيفاً خاملاً أصله يكون النصر معه أصحابه الطويلة شعورهم أصحاب السبال سود ثيابهم أصحاب رايات سود ويل لمن ناواهم …).

امیر المؤمنین علیه السلام بر منبر کوفه فرمود: (باید آسیابی حرکت داده شود پس اگر بر ساق آن استوار گشت خداوند متعال بنده ای سخت دل که اصل و نسبی نا معلوم دارد را مبعوث می کند، که پیروزی با اوست… صاحبان پرچمهای سیاه وای بر کسی که در برابر آنها بایستد…).غيبت شیخ نعمانی ص۲۶۵.

و فرموده ی امیر مؤمنان (ع) (اصل و نسبی نا معلوم) اشاره ای واضح به این دارد که یمانی (ع) نسبی نا معلوم دارد همانگونه که اشاره داشتیم، و هنگامی که نسب خویش را آشکار سازند با شک و طعنه مواجه می شوند، زیرا که این امری جدید و پنهان بر مردم است، و در واقع این همان چیزی است که امام احمد الحسن (ع) وصی و فرستاده ی امام مهدی (ع) و یمانی موعود با آن مواجه شد آن هنگام که نسب خود را آشکار ساختند که به امام مهدی (ع) می رسد.

در سال ۱۴۲۵ هـ.ق برابر با ۱۳۸۲ هـ.ش جلساتی در مجلس یکی از بزرگان عشیره ی امام احمد الحسن (ع) در شهر بصره جهت بیان حقیقت نسبشان منعقد شد، و حاضرین در آن مجلس از پنجاه نفر بیشتر بودند، و در نزد آگاهان نسبت به امور شرعی این معروف است که شرعیت تقسیم کنندگان در قضیه ی قتل و آن بیش از حد نصاب برای تقسیم کنندگان است با پنجاه نفر، صرف نظر از عدالتشان ثابت می شود و گواهی آنها بر تعیین فرد جنایتکار قابل قبول است.

و حضور کسانی که در آن مجلس که در دو جلسه منعقد شد از قبائل مختلف و از پنجاه نفر می گذشت، و عشیره ی صیامر و آن عشیره ای غیر علوی است اعتراف نمود که خاندان امام احمد الحسن (ع) که در آبادی آنها از ده ها سال پیش زندگی می کردند با آنها در نسب هیچ ارتباطی ندارند، بلکه ارتباط و پیوندی که از ده ها سال پیش حاصل شد بدلیل ارتباط سببی است و آن آمدن خاندان امام احمد الحسن (ع) در آن مکانی که عشیره ی صیامر از آن زمان بودند، است. بنابراین بعضی ها متوهم شدند که امام احمد الحسن (ع) از عشیره ی صیامر است. و اما بزرگان و عموهای امام (ع) از آنها خواسته شد تا خود را به هر عشیره یا قبیله ای که با آن پیوند دارند نسبت دهند، پس نتوانستند، بلکه از آنها خواسته شد نام پدر چهارم و بعد از ایشان را ذکر کنند، یا اینکه شجره ی تقریبی خاندان امام احمد الحسن (ع) را تعیین کنند، پس نتوانستند حتی یکی از سلسله ی پدرانشان بعد از پدر چهارم را ذکر کنند، بلکه یکی از بزرگان عموهای امام (ع) گفت درب های زیادی از نسابین (متخصصان در نسب) را کوبید تا نسبشان را اثبات کنند اگر به قبیله ای از قبائل غیر علوی بر می گردند، در نتیجه به بن بست می رسیدند، و همچنین گفت: مردی ده ها سال پیش _ قبل از ظهور قضیه ی امام احمد الحسن (ع) _ به طرف من آمد و گفت: نمی توانید نسب خود را ثابت کنید زیرا نسبتان به امام مهدی (ع) بر می گردد.

 تصاویری از شجره و نسب سید احمد الحسن (ع)

جهت بزرگنمایی روی تصاویر کلیک کنید.

 

 تصویری از نسب و شجره نامه ی مبارک سید احمد الحسن (ع) یمانی، به همراه تأیید چند تن از بزرگان مشایخ عراق.

 گواهان:

۱- شیخ محسن صالح حسین شیخ عشیره آل مهدی: عموی سید احمد الحسن (ع) که تصویر ایشان در زیر می باشد.

(اینجانب سید محسن فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان می باشم، و این شجره نامه نسب من است که به امام مهدی محمد بن الحسن عسگری (ع) بر می گردد، که بر آن در تاریخ ۲۰۰۹/۱۲/۰۴ امضاء کرده ام.

۲- سید حسن حمامی فرزند مرحوم سید حمامی مرجع تقلید در نجف اشرف.

(این نسب سید محسن فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان که به امام مهدی محمد بن الحسن عسگری (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) بر می گردد، می باشد. خداوند آنها را بر ولایت امیر مؤمنان علیه السلام و فرزندان پاکش (ع) ثابت قدم نگه دارد).

۳- سید صالح عزیز صافی. مدیر روزنامه الصراط المستقیم.

(اینجانب سید صالح عزیز صافی، به خدای بزرگ مرتبه قسم می خورم که، نسب سید محسن فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان که مقطوع النسب (نسبی نا معلوم) است به امام محمد بن الحسن عسگری (ع) می رسد، و آن را تأیید و امضاء می کنم).

۴- شیخ عیدان خزاوی محمد، شیخ عشیره آل ماضی از قبیله بنی عبس.

(اینجانب شیخ عیدان خزاوی محمد، شیخ عشیره آل ماضی از قبیله بنی عبس، صحت نسب محسن فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان را تأیید می کنم، و ایشان که نسبش به امام مهدی محمد بن الحسن عسگری (ع) می رسد را تصدیق می کنم).

۵- شیخ شیاع اسماعیل آل فیصل، شیخ عشیره آل بو محمد.

(اینجانب شیخ شیاع اسماعیل آل فیصل، شیخ عشیره آل بو محمد، نسب سید محسن فرزند صالح فرزند حسین فرزند سلمان که نسب آنها به امام محمد بن الحسن عسگری (ع) می رسد، آن را با مهر و امضایم، تأیید می کنم).

 

 تصویری از سید محسن آل مهدی عموی سید احمد الحسن (ع).

و الحمد لله وحده

 

ادامه مطلب...

لفظ مهدی در روایات

لفظ مهدی در روایات

لفظ مهدی در روایات:

بسم الله الرحمن الرحيم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

مقدمه:

در اینکه ائمه (ع)، هدایت کنندگان خلق و قیام کنندگان به امر خدا هستند شکی در آن نیست، اما بسیاری از مردم متأسفانه لقب “قائم” یا “مهدی” را تنها به حجت بن الحسن (ع) اختصاص می دهند، که این مورد و تصور اشتباه را در اینجا روشن می سازیم.

 شیخ کلینی باب کاملی در کتاب خود جلد ۲ [متن عربی فارسی] و جلد ۱ [متن عربی] را تحت عنوان “الائمة عليهم السلام كلهم قائمون بأمر الله تعالى هادون اليه” “همه ی امامان عليهم السلام به امر خداى تعالى قائم و بسويش رهبرند” اختصاص داده است.

عـِدَّةٌ مـِنْ أَصـْحـَابـِنـَا عـَنْ أَحـْمـَدَ بـْنِ مـُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زَيْدٍ أَبِي الْحَسَنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَبِى نُعَيْمٍ قَالَ: (أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) وَهُوَ بِالْمَدِينَةِ فَقُلْتُ لَهُ عَلَيَّ نـَذْرٌ بـَيـْنَ الرُّكـْنِ وَالْمـَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَلَمْ يـُجـِبـْنـِى بـِشـَيْءٍ فَأَقَمْتُ ثَلَاثِينَ يَوْماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَنِى فِى طَرِيقٍ فـَقـَالَ: يـَا حـَكـَمُ وَإِنَّكَ لَهَاهُنَا بَعْدُ؟ فَقُلْتُ نَعَمْ إِنِّى أَخْبَرْتُكَ بِمَا جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ فَلَمْ تـَأْمـُرْنـِي وَلَمْ تـَنـْهـَنِي عَنْ شَيْءٍ وَلَمْ تُجِبْنِى بِشَيْءٍ. فَقَالَ: بَكِّرْ عَلَيَّ غُدْوَةً الْمَنْزِلَ. فـَغـَدَوْتُ عـَلَيـْهِ. فـَقـَالَ (ع): سَلْ عَنْ حَاجَتِكَ. فَقُلْتُ: إِنِّى جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ نَذْراً وَصِيَاماً وَصَدَقَةً بَيْنَ الرُّكْنِ وَالْمَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَإِنْ كـُنـْتَ أَنـْتَ رَابـَطـْتـُكَ وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ أَنْتَ سِرْتُ فِى الْأَرْضِ فَطَلَبْتُ الْمـَعـَاشَ. فـَقـَالَ: يـَا حـَكَمُ كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ. قُلْتُ: فَأَنْتَ الْمَهْدِيُّ. قَالَ: كُلُّنَا نَهْدِى إِلَى اللَّهِ. قـُلْتُ: فـَأَنـْتَ صـَاحـِبُ السَّيـْفِ. قـَالَ: كُلُّنَا صَاحِبُ السَّيْفِ وَوَارِثُ السَّيْفِ. قُلْتُ: فـَأَنـْتَ الَّذِى تـَقـْتـُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَ يَعِزُّ بِكَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ وَيَظْهَرُ بِكَ دِينُ اللَّهِ. فَقَالَ: يَا حـَكـَمُ كـَيـْفَ أَكُونُ أَنَا وَقَدْ بَلَغْتُ خَمْساً وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَإِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ أَقْرَبُ عَهْداً بِاللَّبَنِ مِنِّى وَ أَخَفُّ عَلَى ظَهْرِ الدَّابَّةِ).
حـكـم بن ابى نعيم گويد: (در مدينه خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و عرض كردم: من بين ركن و مقام نذر كرده و به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كنم، از مـديـنـه بـيـرون نـروم تـا زمـانـى كـه بـدانـم شـمـا قـائم آل محمد هستى يا نه. حضرت هيچ پاسخى به من نفرمود: من سی روز در مدينه بودم، سپس در بـين راهى به من برخورد و فرمود: اى حكم! تو هنوز اين جائى؟ گفتم آرى، من نذرى كه كرده ام به شما عرض ‍ كردم و شما مرا امر و نهى ننموده و پاسخى نفرمودى. فرمود: فردا صبح زود منزل من بيا. فردا خدمتش رفتم، فرمود: مطلبت را بپرس. عـرض كـردم: مـن بـه ايـن ركـن و مـقـام نظر كرده و روزه و صدقه اى براى خدا به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كردم از مدينه بيرون نروم، جز آنكه بدانم شما قائم آل مـحـمـد هـسـتـى يـا نـه؟ اگـر شما هستى ملازم خدمتت باشم و اگر نيستى، در روى زمين بـگـردم و در طـلب مـعاش بر آيم. فرمود: اى حكم! همه ی ما قائم به امر خدا هستيم. عرض كردم: شما مهدى هستى؛ فرمود: همه ی ما به سوى خدا هدايت مى كنيم. عرض كردم: شما صاحب شمشيرى: فرمود همه ی ما صاحب شمشر و وارث شمشيريم. عـرض كـردم: شـما هستى آنكه دشمنان خدا را مى كشى و دوستان خدا به وسيله ی شما عزيز مـى شوند و دين خدا آشكار مى گردد؟ فرمود: اى حكم! چگونه من او باشم، در صورتى كـه به چهل و پنج سالگى رسيده ام؟ و حال آنكه صاحب اين امر (كه تو مى پرسى) از من به دوران شـيـر خوارگى نزديكتر و هنگام سوارى چالاک تر است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۶ روایت ۱.

 

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِى خـَدِيـجـَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع): (أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ: كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَجِى ءَ صَاحِبُ السَّيْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ السَّيْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ الَّذِى كَانَ).
(ابـو خديجه از امام صادق عليه السلام راجع به امام قائم عليه السلام پرسيد، فرمود: همه ی ما قائم به امر خدائيم؛ يكى پس از ديگرى تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد، چـون صاحب شمشير آمد، امر و دستورى غير از آنچه بوده مى آورد).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۲.

 

عـَلِيُّ بـْنُ مـُحـَمَّدٍ عـَنْ سـَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عـَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْبَطَلِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) [يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ]. قَالَ: إِمَامِهِمُ الَّذِى بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ وَ هُوَ قَائِمُ أَهْلِ زَمَانِهِ).
عبدالله بن سنان گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: (مقصود از اين آيه چيست؟ [روزى كـه هـر مردمى را به امامشان خوانيم] فرمود: مقصود امامى است كه در ميان آنهاست و او قائم اهل زمان خود است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۳.

 

عن أمير المؤمنین (ع)، أنه قال: (وإنما الأئمة قوام الله على خلقه، وعرفاؤه على عباده، لا يدخل الجنة إلا من عرفهم وعرفوه، ولا يدخل النار إلا من أنكرهم وأنكروه).

از امیر مؤمنان (ع) فرمود: (جز این نیست که امامان (بر حق) پاسداران (قوام) الهى بر خلق خدا هستند، و آگاهان مراقب از طرف او بر بندگانش، کسى به بهشت نخواهد رفت مگر اینکه آنان را بشناسد، و هیچکس به دوزخ نخواهد رفت جز آنکه پیشوایان (بر حق) را انکار کند، و آنها او را جزو پیروان خود ندانند).نهج البلاغة: ج۲ ص۴۱ –۴۰.

بنابراین طبق روایات اهل بیت نبوت و طهارت (ع)، همه ی ایشان (ع) قائم و هدایت کننده می باشند، و طبق روایت چهارم هر امام،  هدایت کننده و قائم اهل زمان خود می باشد.

بعد از مقدمه، نیاز به زمینه سازی دیگری وجود دارد تا مطلب کاملاً موضوعی باشد، و به بهترین شکل بیان شود.

مطلبی که باید همه ی منتظران بدانند این است که قاعده ای وجود دارد به نام “إثبات الشئ لا ينفي ما عداه” یعنی “اثبات موضوعی، موضوعِ دیگر را نفی نمی نماید”، به عبارتی دیگر در نزد همه معروف است ائمه (ع) قوام و مهدیین می باشند، و امام مهدی (ع) نیز مهدی و قائم می باشد، و اگر بر اساس روایات نیز ثابت شد یمانی فرزند و زمینه ساز امام مهدی (ع) نیز مهدی، قائم و صاحب امر می باشد، این اثبات بدان معنا نیست که این موارد [مهدی، قائم و صاحب الأمر] از امام مهدی (ع) نفی می شوند زیرا برای ایشان (ع) به اثبات رسیده اند و جای بحث و جدل در این باب نیست، اما متأسفانه برخی از روی بی اطلاعی از روایات اهل بیت (ع) یا این مطلب را بی دلیل رد، یا گفته می شود که این اگر این القاب را به شخص دیگری منتسب کنید، بنابراین برای امام مهدی (ع) چه چیزی باقی ماند؟ و لذا بر اساس همان قاعده ای که در بالا به آن اشاره شد و قاعده ی روائی زیر مطلب را آغاز می کنیم.

عن أبي خديجة قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: (قد يقوم الرجل بعدل أو يجور وينسب إليه ولم يكن قام به، فيكون ذلك ابنه أو ابن ابنه من بعده، فهو هو).
ابی خدیجه گوید: شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود: (گاهى شخصی با صفت عدالت يا ستم سنجيده مى شود و به آن نسبتش مى دهند، در صورتى كه خودش آن صفت را دارا نيست، بلكه پسرش يا پسر پسرش بعد از او داراى آن صفت مى باشد، پس او همان است).الكافي: ج ۱ ص ۵۳۵.

به عنوان مثال، روایت زیر ثابت می کند امام مهدی (ع) قائم می باشد.

بن غزوان عن أبي بصير عن أبي جعفر الباقر عليه السلام انّه قال: (يكون منّا بعد الحسين تسعة تاسعهم قائمهم و هو أفضلهم).
امام باقر (ع) فرمود: (از ما نه نفر بعد از حسین بن علی می باشند. نهمین آنها قائم آنها است و او برترین آنها است).إثبات الوصية: ۲۲۷، و نحوه في الكافي ۱: ۴۴۸ / ۱۵، و كمال الدين وتمام النعمة: ۳۵۰ / ۴۵، والخصال: ۴۱۹ / ۱۲، و غيبة النعماني: ۹۴، والارشاد: ۳۴۸، و غيبة الطوسي: ۱۴۰ / النجم الثاقب ج۱. الصفحة ۵۲۱.

قبل از ورود به بحث اصلی لازم به ذکر علامات حتمی است، زیرا با دانستن آنها مطلب ما قابل درک تر و روشن تر می شود.

عن الصادق (ع): قبل قيام القائم (عج) خمس علامات محتومات: (اليماني والسفياني والصيحة وقتل النفس الزكية والخسف بالبيداء).
از امام صادق (ع) فرمود: (قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود: یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ ص ۱۱۹.

و همانطور که در روایت متوجه شدید این علامات حتمی قبل از ظهور قائم (امام مهدی ع) می باشند و نه بعد یا همزمان، و به روایت بالا دقت لازم داشته باشید زیرا اصل روایات زیر بر اساس روایت فوق خواهند بود، لذا تأمل در روایات و صبر و شکیبایی خوانندگان از نکات بسیار مهم رسید به حق و شناخت حقیقت است که حق طلبان را به آن دعوت می کنیم.

و برای اینکه مطلب از ابتدا روان تر و ساده تر و روشن تر شود، لطفاً به روایت زیر توجه فرمایید:

عن جابر، عن أبي عبد الله الصادق عليه السلام قال: (إن الله عز وجل يلقي في قلوب شيعتنا الرعب، فإذا قام قائمنا، وظهر مهدينا كان الرجل أجرى من ليث وأمضى من سنان).

از جابر، از امام صادق (ع): (خداوند متعال در دل شيعيان ما وحشت مى اندازد، پس هنگامی كه قائم ما قيام نمايد، و مهدى ما ظهور كند، يک مرد پر جرأت تر از شير و كارى تر و نافذتر از نيزه خواهد بود).كشف الغمة : ج ۲ ص ۳۴۵. إثبات الهداة : ج ۳ ص ۵۵۷ ب ۳۲ ف ۳۳ ح ۶۰۶. غاية المرام : ص ۶۹۸ ب ۱۴۱ ح ۶۳. البحار : ج ۵۲ ص ۳۷۲ ب ۲۷ ح ۱۶۴. منتخب الأثر : ص ۴۸۶ ف ۸ ب ۲ ح ۲.

بر اساس روایت فوق آن کیست که قیام می کند، و آن مهدی کیست که ظهور می کند؟ آیا می توان آنها را یک شخصیت خواند؟ در واقع این روایت بسیاری از نکات را روشن می سازد که آن قیامگر به شمشیر همان زمینه ساز امام مهدی (ع) است که بعد از زمینه سازی کامل خلافت را به امام (ع) تحویل می دهد، و لازم به ذکر مسئله ای مهم است که زمینه ساز به امر امام مهدی (ع) عمل می کند، و اوامر خود را از ایشان (ع) دریافت می نماید.

عن أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا… فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص ۳۰۰.

و د روایت وصیت مقدس رسول الله (ص) احمد فرزند امام مهدی (ع) نیز مهدی نامیده شده است، و مهدی به معنای هدایت کننده می باشد.

حديث حذلم أبن بشير مع الإمام زين العابدين (ع) عن المهدي (ع) فقال الإمام (ع): (ثم يخرج السفياني الملعون من الوادي اليابس وهو من ولد عتبة بن أبي سفيان فإذا ظهر السفياني أختفى المهدي (ع) ثم يخرج بعد ذلك).
حدیث حذلم ابن بشیر با امام سجاد (ع) در مورد امام مهدی (ع)، امام سجاد فرمود: (… سپس سفيانی ملعون از بيابان خشک خارج می شود، و او از فرزندان عتبه بن ابی سفیان است، پس اگر سفیانی ظهور کرد مهدی مخفی می شود، سپس بعد از آن مجدداً خروج می کند).غيبة الطوسي ص۲۹۴ / بحار الانوار ج۵۲ ص۲۹۱ / الحوائج والجوائح للراوندي ص۱۱۴۹ / معجم أحاديث المهدي (ع) ج۱ ص۵۰ / منتخب الأنوار المضيئة ص۵۰.

و این روایت جای تأمل دارد و دو نکته در آن نهفته است:
الف: پس اگر سفیانی ظهور کرد مهدی مخفی می شود.
سفیانی یکی از علائم حتمی ظهور امام مهدی (ع) است همانگونه که در روایت اول اشاره کردیم، و این روایت می گوید اگر سفیانی ظهور کرد، مهدی مخفی می شود، و این بدان معناست که این اشاره به مهدی دیگری می کند که ایشان همان مهدی اول یمانی موعود است. و ثانیاً مهدی نیز ظهوری دارد قبل سفیانی، زیرا که روایت می گوید: مهدی بعد از ظهور سفیانی مجدداً مخفی می شود. و کسی گمان نکند که مهدی ذکر شده در روایت امام مهدی (ع) می باشد، بلکه ایشان مهدی اول همان یمانی موعود است و همانگونه که اشاره کردیم قیام سفیانی یکی از علائم ظهور علنی امام مهدی (ع) یاد شده است، و از طریقی دیگر بر امام مهدی (ع) صدق نمی کند زیرا اگر گفتیم مراد از امام مهدی، محمد بن الحسن عسگری است این بدان معناست که ایشان را سه غیبت است و این با روایات کثیری در تضاد است.
ب: سپس بعد از آن مجدداً خروج می کند.
یعنی مهدی اول بعد از مخفی شدن، مجدداً ظهور و خروج می کند و طبعآً در این مدت به دعوت مردم می پردازند.

قال أمير المؤمنين (ع): (المهدي أقبل جعد يكون مبدأه قبل المشرق وإذا كان ذلك خرج السفياني).
امیر مؤمنان (ع) فرمود: (مهدی مخمور العین، پیچیده موی است و در گونه آن حضرت خالی است و مبداء ظهور مبارکش از طرف شرق است. و اگر آنچنان شد سفيانى خروج خواهد نمود…).غيبة النعماني ص۳۱۶ / تفسير البرهان ج۳ ص۳۵۴ / بحار الانوار ج۵۲ ص۲۵۲ / المحجة ص۱۷۷ / ينابيع المودة ص۴۲۷ / معجم اخاديث الإمام المهدي (مكن) ج۵ ص۳۵۷.

و منظور در این روایت مهدی اول است که قبل از خروج، ظهور کرده است و بعد از ظهور مبارکش از طرف مشرق، سفیانی بعد از آن خروج خواهد کرد، در صورتی که در روایت علامات حتمی اشاره شد، خروج سفیانی و فرو رفتگی سپاهیانش یکی از علائم ظهور مقدس امام (ع) در صورتیکه در این روایت می بینیم، مهدی قبل از سفیانی ظهور می کند.

عن الإمام الباقر (ع) انه قال: (تنـزل الرايات السود التي تقبل من خراسان الكوفة فإذا ظهر المهدي بمكة بعث بالبيعة إلى المهدي).
از امام باقر (ع) فرمود: (پرچمهاى سياهى که از خراسان خارج مى شوند به کوفه وارد خواهند شد، چون مهدى (ع) در مکه ظاهر شد، جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد).عقد الدرر ص ۱۲۹.

روایت فوق تصریح می کند که پرچم های سیاه از طرف خراسان [با رهبری مهدی اول یمانی (ع)] به طرف کوفه رهسپار می شوند، پس اگر مهدی در مکه ظاهر شود جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد، و این روایت بسیار عجیب است اگر دقت فرمایید که مهدی برای مهدی جهت بیعت گرفتن می فرستد، بنابراین چند مهدی داریم؟ و با این حال روایت آشکار می سازد که صاحب پرچمهای سیاه همان مهدی اول وارد کوفه که می شود، حضرت امام مهدی محمد بن الحسن (ع) به جهت بیعت می فرستند تا امور کامل را از مهدی اول بدست گیرد.

عن حذيفة بن اليمان قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و ذكر المهدي فقال: (إنه يبايع بين الركن والمقام، اسمه أحمد وعبد الله والمهدي، فهذه أسماؤه ثلاثتها).
حذيفه گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) درباره مهدي فرمود: (همانا با او بين ركن و مقام بيعت می كنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است. اين سه اسم نام های او می باشند).غيبت – طوسی ص ۴۵۴. غيبت – طوسی ص ۴۷۰. بحار الأنوار ج ۵۲، ص ۲۹۱.

 

عن الأمام علي (ع): (ويكون السفياني قد جعلت عمامته في عنقه وسحب، فيوقفه (بين يديه)، فيقول السفياني للمهدي: يا ابن عمي من علي بالحياة أكون سيفاً بين يديك واجاهد اعدائك).
از امام على (ع): (سفيانى در حالى که عمامه اش را بر گردنش بسته و مى کشند، او را نزد امام مى آورند و او رو به آن حضرت کرده عرض مى کند: اى عمو زاده بر من منت بگذار و حياتى دوباره به من کرم فرما، من نيز شمشيرى خواهم بود براى تو و با دشمنانت جهاد خواهم کرد و مهدى در ميان يارانش نشسته در حالى که از عذراء با حياتر است).معجم أحاديث الإمام المهدي (ع) – الشيخ علي الكوراني العاملي – ج ۳ – ص ۹۶/ وفي /ج۴/ص۱۴۹.

خروج سفیانی و فرو رفتگی در سرزمین بیداء یکی از علائم ظهور مقدس امام مهدی (ع) شمرده شده است، بنابراین این مهدی کیست که با سفیانی مواجه می شود؟

از اخبار پیامبر (ص) در مود مهدى عليه السلام در حاليكه با سلمان سخن می گوید، فرمود: (ثم ضرب بيده على الحسين عليه السلام فقال: يا سلمان، مهدي أمتي الذي يملأ الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً من ولد هذا. إمام ابن إمام، عالم ابن عالم، وصي ابن وصي، أبوه الذي يليه إمام وصي عالم. قال: قلت: يا نبي الله، المهدي أفضل أم أبوه؟ قال: أبوه أفضل منه. للأول مثل أجورهم كلهم لأن الله هداهم به. أيما داع دعا إلى هدى فله أجره و مثل أجور من تبعه لا ينقص ذلك من أجورهم شيئاً، و أيما داع دعى إلى ضلالة فعليه وزره و مثل أوزار من تبعه لا ينقص ذلك من أوزارهم شيئ).
از اخبار پیامبر (ص) در مود مهدى عليه السلام در حاليكه با سلمان سخن می گوید، فرمود: (سپس ایشان با دستش به حسین (ع) زد و فرمود: یا سلمان، مهدی امتم که دنیا را پر از عدل و داد می کند در حالی که پر از ظلم و ستم شده است از فرزندان این است. امام فرزند امام، عالم فرزند عالم، و وصی فرزند وصی است. پدرش که بعد از او می آید امام، وصی و عالم است. سلمان گوید: گفتم: ای پیامبر خدا، مهدی برتر است یا پدرش؟ فرمود: پدرش از او برتر است. اوّلى آنان مثل اجر همه آنان را دارد چرا كه خداوند بوسيله ى او آنان را هدايت كرده است. هر كس به هدايتى دعوت كند اجر خود و مثل اجر كسانى كه تابع او شده ‏اند را خواهد داشت، بدون آنكه از اجر آنان كم شود. و هر كس به گمراهى دعوت كند گناه خود و مثل گناه كسانى كه تابع او شده ‏اند را خواهد داشت بدون آنكه اين مطلب از گناه آنان كم كند).سليم بن قيس الهلالي الصفحة ۴۳۱-۴۳۰.

و در اینجا رسول الله (ص) به مهدی اول از ذریه ی امام محمد بن الحسن (ع) اشاره می کنند بدلیل اینکه پیامبر (ص) فرمود: او امام فرزند امام است و همه می دانند که امام محمد بن الحسن عسگری برای کل مردم معروف و شناخته شده است، پس آیا از سلمان مخفی می باشد که امام محمد بن الحسن، امام و فرزند امام است؟
و همچنین قرینه ی دیگر فرموده ی رسول الله (ص) است: پدرش که بعد از او می آید امام، وصی و عالم است. و در اینجا سؤالی مطرح می شود: آیا از ائمه کسی است که قبل از پدرش آمد یا اینکه محمد بن الحسن عسگری (ع) قبل پدرش آمد و رسول الله (ص) می فرماید: پدرش که بعد از او می آید امام، وصی و عالم است؟
و قرینه ی سوم سؤال سلمان از رسول الله (ص) است: سلمان گوید: گفتم: ای پیامبر خدا، مهدی برتر است یا پدرش؟ فرمود: پدرش از او برتر است. و همه می دانند که امام مهدی (ع) بعد از امام علی و حسن و حسین، از دیگر ائمه (ع) برتر است. و رسول الله (ص) به سلمان می گوید: پدرش از او برتر است. پس این کیست که پدرش از او برتر است غیر از مهدی اول احمد (ع)؟
و قرینه ی چهارم: فرموده ی رسول الله (ص): اوّلى آنان مثل اجر همه آنان را دارد چرا كه خداوند بوسيله ى او آنان را هدايت كرده است. پس اینها چه کسانی هستند که رسول الله (ع) در مورد آنها سخن می گوید؟ و آیا کسانی از ائمه داریم که در زمان امام مهدی (ع) زندگی می کنند یا اینکه ائمه (ع) توسط امام مهدی (ع) هدایت شده اند؟ یا اینکه سخن در مورد ذریه ی امام مهدی (ع) است که همان مهدیین از ذریه اش می باشند؟ و بخاطر همین است که رسول الله (ص) فرمود: آنان مثل اجر همه آنان را دارد چرا كه خداوند بوسيله ى او آنان را هدايت كرده است.

وفي خبر طويل قالت فاطمة عليها السلام: (يا رسول الله، فأي هؤلاء الذين سميت أفضل؟ فقال رسول الله صلى الله عليه و آله: أخي علي أفضل أمتي، و حمزة و جعفر هذان أفضل أمتي بعد علي و بعدك و بعد ابني و سبطي الحسن و الحسين و بعد الأوصياء من ولد ابني هذا و أشار رسول الله صلى الله عليه و آله بيده إلى الحسين عليه السلام منهم المهدي. و الذي قبله أفضل منه الأول خير من الآخر لأنه إمامه و الآخر وصي الأول. إنا أهل بيت اختار الله لنا الآخرة على الدنيا).
حضرت زهرا عليها السّلام عرض كرد: (يا رسول اللَّه، كدام يک از اينان كه نام بردى افضل‏ اند؟ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: برادرم على افضل امّتم است. حمزه و جعفر، اين دو افضل امت من بعد از على و تو و دو پسر و نوه ‏ام حسن و حسين و جانشينان از فرزندان اين پسرم هستند- و پيامبر صلى اللَّه عليه و آله با دست اشاره به امام حسين عليه السّلام فرمودند- و مهدى از ايشان است. آنكه قبل از (مهدى) است از او افضل است. اوّلى كه مقدم است افضل از مؤخّر است، زيرا امام او است و اين وصىّ آن است. ما اهل بيتى هستيم كه خداوند براى ما آخرت را بر دنيا ترجيح داده است).سليم بن قيس الهلالي ص۸.

و در این حدیث نیز رسول الله (ص) روشن می سازد شخصی که در موردش سخن می گوید امام محمد بن الحسن عسگری (ع) نمی باشد، زیرا که ایشان (ص) فرمود: و مهدى از ايشان است، آنكه قبل از (مهدى) است از او افضل است پس آیا امام حسن عسگری (ع) از امام مهدی (ع) برتر است، در حالیکه اهل بیت (ع) روشن ساختند که نهمین وصی از آنها برتر است و او قائم می باشد؟

بن غزوان عن أبي بصير عن أبي جعفر الباقر عليه السلام انّه قال: (يكون منّا بعد الحسين تسعة تاسعهم قائمهم و هو أفضلهم).
امام باقر (ع) فرمود: (از ما نه نفر بعد از حسین بن علی می باشند. نهمین آنها قائم آنها است و او برترین آنها است).إثبات الوصية: ۲۲۷، و نحوه في الكافي ۱: ۴۴۸ / ۱۵، و كمال الدين وتمام النعمة: ۳۵۰ / ۴۵، والخصال: ۴۱۹ / ۱۲، و غيبة النعماني: ۹۴، والارشاد: ۳۴۸، و غيبة الطوسي: ۱۴۰ / النجم الثاقب ج۱. الصفحة ۵۲۱.

 

عَنِ الصَّادِقِ (ع) أَنَّهُ قِيلَ لَهُ: (مَنِ الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِكَ؟ قَالَ: الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ يَغِيبُ عَنْكُمْ شَخْصُهُ وَ لَا يَحِلُّ لَكُمْ تَسْمِيَتُهُ).

از امام صادق (ع) سؤال شد: (مهدی از فرزندانت کیست؟ فرمود پنجمين امام از هفتم است وجود مقدسش از شما پنهان مى شود و براى شما بردن نام او جايز نيست).وسائل الشيعه ، ج ۱۱، ص ۴۸۶، باب ۳۳، حديث ۱۱.

اکنون برای اینکه روشن شود منظور امام صادق (ع) کیست به این روایت ها دقت فرمایید:

عن رسول الله (ص) في حديث طويل قال فيه: (بعد أن عدد الأئمة من أهل بيته ثم يغيب عنهم إمامهم ما شاء الله، ويكون له غيبتان إحداهما أطول من الأخرى. ثم التفت إلينا رسول الله صلى الله عليه وآله فقال رافعاً صوته: الحذر إذا فقد الخامس من ولد السابع من ولدي…).
در يک حديث طولانى از رسول الله (ص) پس از آنكه امامان اهل بيت (ع) خود را شمرد، فرمود: (هر گاه خداوند بخواهد، امام آنها از ايشان غائب خواهد شد و او دو غيبت دارد كه يكى طولانى تر از ديگرى خواهد بود. آنگاه حضرت رسول (صلى الله عليه و آله) متوجه ما شد و با صداى بلند فرمود: بر حذر باشيد زمانى كه فرزند پنجم از فرزند هفتم از فرزندانم پنهان شود…).بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۳۸۰. بحارالأنوار ج ۳۶ ص ۳۳۳، بحارالأنوار ج ۵۲ ص ۳۷۹، الصراط المستقيم ج ۲ ص ۱۵۴، كفاية الأثر ۱۴۶.

و مانند همان روایت در دیگر منابع نیز آمده است که بدین شکل است:

عن عبدالرحمان بن أبي ليلى، قال علي (ع): (كنت عند النبي (ص) في بيت أم سلمة… الى أن قال (ع): ثم التفت إلينا رسول الله (ص) فقال رافعاً صوته: الحذر إذا فقد الخامس من ولد السابع من ولدي. قال علي: فقلت: يا رسول الله، فما تكون هذه الغيبة؟ قال: الصمت حتى يأذن الله له بالخروج).

از عبدالرحمان بن ابی ليلى از علی (ع): نزد پيامبر در منزل ام سلمه بودم …. تا آنكه (ع) فرمود: (حضرت رسول (ص) رو به ما كرده با صدای بلند فرمود: بر حذر باشید از آن وقتی كه فرزند پنجم از فرزند هفتم از فرزندانم مفقود شود. پس علی (ع) فرمود: عرض کردم ای رسول خدا چگونه باشد اين غيبت؟ فرمود: سكوت تا زمانيكه خدا به او اذن خروج دهد).كفاية الأثر للخزاز القمي- ۱۵۸.وفي الكافي – الشيخ الكليني / ج۱: ۳۳۶. البحار للمجلسي- ج۳۶ ص۳۳۵.

حضرت رسول اکرم (ص) با امام علی (ع) درباره فتنه ای [امتحانی سخت و دشوار] كه هنگام از دست دادن فرزند پنجم از فرزند هفتم امام علی (ع) پيش می آيد صحبت می كرد و می فرمود: فرزندت! پس بنگریم درباره كدام فرزند امام بر حسب ترتیب صحبت فرمودند؟

۱- حسن (ع). ۲- حسين (ع). ۳- سجاد (ع). ۴- باقر (ع). ۵- صادق (ع). ۶- كاظم (ع). ۷- رضا (ع).

امام رضا (ع) هفتمین فرزند رسول الله (ص) می باشد. اکنون پنجمین فرزند بعد از امام رضا (ع) را ببینیم، او کیست؟

۱- جواد (ع). ۲- هادی (ع). ۳- عسكری (ع). ۴- محمد المهدی (ع). ۵- او كيست؟؟؟

آری، ایشان همان احمد است، که در وصیت مقدس رسول الله (ص) ذکر شده است.

اکنون به روایت زیر دقت کنید، آن هنگام که خاندان امام کاظم (ع) در مورد این شخص سؤال کردند و در پاسخ امام کاظم (ع) فرمود درک و عقل و فهم این موضوع برای شما سخت و دشوار است، حال ما چگونه می توانیم این مورد را درک نمائیم؟

قال إن الإمام الكاظم (ع) قال لأولاده وأرحامه: (إذا فقد الخامس من ولد السابع فالله الله في أديانكم، لا يزيلنكم عنها أحد. يا بني إنه لابد لصاحب هذا الأمر من غيبة حتى يرجع عن هذا الأمر من كان يقول به!؟ إنما هي محنة من الله عز وجل امتحن بها خلقه، لو علم أباؤكم وأجدادكم ديناً أصح من هذا لأتبعوه. فقلت: يا سيدي من الخامس من ولد السابع؟ فقال: يا بني عقولكم تصغر عن هذا، وأحلامكم تضيق عن حمله، ولكن إن تعيشوا فسوف تدركونه).

از امام كاظم (ع) هنگامی كه با فرزندان و نزدیکان صحبت می كرد فرمود: (اگر ناپديد شد فرزند پنجم از فرزند هفتم پس به دینتان چنگ بزنید و كسی شما را از آن بر كنار نكند. ای فرزندانم بايد برای صاحب اين امر غيبتي باشد تا بر آن هر كس كه به وجود ایشان ايمان داشت پشت دهد!!! و آن محنتی است از طرف خداوند برای امتحان بنده گانش، اگر پدرانتان و اجدادتان بهتر از اين دين پيدا می كردند از آن پيروی می كردند. پس عرض کردم: ای مولای من، فرزند پنجم از فرزند هفتم کیست؟ فرمود: ای فرزندم عقلتان در درک و فهم آن كوچکند، و بردباريتان قادر به حملش نيستند، ولی اگر زنده مانديد او را درک خواهيد كرد).اصول كافی، شيخ كلينی ج ۱ ص۳۳۶.

حضرت كاظم (ع) برای فرزندان و نزدیکان خود درباره ی صاحب اين امر سخن می گوید، يعنى قائم (ع)، و آنها را از امتحانی كه هنگام ناپديد شدن فرزند پنجم از فرزند هفتم بر حذر می كند، ولی در اين روايت نمی گويد از فرزند امير مؤمنان (ع) است، پس آيا اينجا منظور حضرت مهدی محمد ابن الحسن (ع) است؟ حال سؤالی پيش می آيد!!! آن چيست كه عقل فرزندان امام كاظم (ع) و نزدیکانش برای آن كوچک و بردباريشان قادر به حملش نيستند؟ آنها درباره ی فرزند پنجم از فرزند هفتم می پرسند.

آيا شناختن اسم امام مهدی محمد ابن الحسن (ع) كه همه او را می شناسند و در روايات ذكر شده و غيبتی كه ده ها روايت درباره اش گفته شده برای فرزندان و نزدیکان امام سخت است كه آنها او را نمی توانند تحمل كنند؟ بی شک اين امر متعلق به شخص ديگری است كه خدا آن را كنار گذاشته تا اينكه مردم را مبتلا به امتحان كند، و در واقع شاهد این امتحان سخت و دشوار اکنون هستیم، پس خوشا به حال کسانی که به وصیت مقدس رسول الله (ص) نوشته ی بازدارنده از گمراهی چنگ جستند.

عن الأمام علي (ع): (ويكون السفياني قد جعلت عمامته في عنقه وسحب، فيوقفه (بين يديه) فيقول السفياني للمهدي: يا ابن عمي من علي بالحياة أكون سيفا بين يديك واجاهد اعدائك).
از امام على (ع): (سفيانى در حالى که عمامه اش را بر گردنش بسته و مى کشند، او را نزد امام مى آورند و او رو به آن حضرت کرده عرض مى کند: اى عمو زاده بر من منت بگذار و حياتى دوباره به من کرم فرما، من نيز شمشيرى خواهم بود براى تو و با دشمنانت جهاد خواهم کرد و مهدى در ميان يارانش نشسته در حالى که از عذراء با حياتر است).معجم أحاديث الإمام المهدي (ع) – الشيخ علي الكوراني العاملي – ج ۳ – ص ۹۶/ وفي /ج۴/ص۱۴۹.

خروج سفیانی و فرو رفتگی در سرزمین بیداء یکی از علائم ظهور مقدس امام مهدی (ع) شمرده شده است، بنابراین این مهدی کیست که با سفیانی مواجه می شود؟

عن أم هانئ الثقفية قالت: (غدوت على سيدي الباقر (ع) فقلت له يا سيدي آية في كتاب الله عز وجل عرضت بقلبي أقلقتني وأسهرتني. قال: فاسألي يا أم هانئ. قالت: قلت: قول الله عز وجل [فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ * الْجَوارِ الْكُنَّسِ]. قال: نعم المسألة سألتني يا أم هانئ؛ هذا مولود في آخر الزمان هو المهدي من هذه العترة تكون له حيرة وغيبة يضل فيها أقوام و يهتدي فيها أقوام فيا طوبى لك إن أدركته و يا طوبى من أدركه).

از ام هانی ثقفيه گفت: (صبحگاهی به ديدار سيدم امام باقر (ع) رفتم پس به او عرض کردم: ای سيد من آيه ای در كتاب خدا مرا پريشان و شب بيدار نگهداشته است! فرمود: بپرس ای ام هانی. عرض کردم: قول خداوند [نه، سوگند به اختران گردان * كز ديده نهان شوند و از نو آيند]. فرمود: خوب سؤالی كردی ای ام هانی؛ آن مولود در آخر الزمان مهدی است، از اين عترت؛ و برای او حيرت و غيبتی است که در آن گروهایى گمراه و گروهایی هدايت می شوند، پس خوشا به حالت و به حال هر كس كه او را درک كند).الشيخ الصدوق – كمال الدين وتمام النعمة- ص ۳۳۰. بحار الأنوار ج۵۲.

 آری ایشان همان مهدی اول است که در آخر الزمان متولد می شود و تولد و نسب و… ایشان بر مردم پنهان می ماند تا آن زمان که وقتش برسد و خود بر ما احتجاج کند، همانگونه که اهل بیت (ع) اشاره فرمودند.

عن جابر الجعفي عن أبي جعفر (ع) قال: (يظهر السفياني ومن معه حتى لا يكون له همة إلا آل محمد (ص) وشيعتهم… ويبعث بعثاً إلى المدينة فيقتل بها رجلا ويهرب المهدي والمنصور منها ويؤخذ آل محمد صغيرهم وكبيرهم لا يترك منهم أحد إلا حبس و يخرج الجيش في طلب الرجلين _ ويخرج المهدي منها على سُنة موسى خائِفاً يَتَرَقَّبُ حتى يقدم مكة ويقبل الجيش حتى إذا نزلوا البيداء وهو جيش الهملات خسف بهم فلا يفلت منهم إلا مخبر فيقوم القائم بين الركن و المقام فيصلي و ينصرف و معه وزيره – ثم يخطب فيهم-ثم يخرج من مكة هو ومن معه الثلاثمائة وبضعة عشر يبايعونه بين الركن و المقام معه عهد نبي الله (ص) و رايته و سلاحه ووزيره معه فينادي المنادي بمكة باسمه و أمره من السماء حتى يسمعه أهل الأرض كلهم اسمه اسم نبي ما أشكل عليكم فلم يشكل عليكم عهد نبي الله (ص) ورايته و سلاحه والنفس الزكية من ولد الحسين فإن أشكل عليكم هذا فلا يشكل عليكم الصوت).

جابر جعفى از امام باقر (ع) روايت كرده است كه فرمود: (سفيانى و هواداران او پيروز مى گردند، تا آنجا كه هيچ اهتمامى ندارند جز آل محمد صلى الله عليه و آله و پيروان آنها، سپاهى را به كوفه اعزام مى كند و پيروان آل محمد (ص) را در كوفه كشتار نموده و به دار مى آويزند، و آنگاه، درفشى از خراسان رو مى آورد تا اينكه در ساحل دجله فرود مى آيد. مردى ضعيف از غير عرب همراه با يارانش خروج مى كند و در پشت كوفه (نجف) كشته مى شود، سفيانى گروهى را به مدينه اعزام مى كند و در آنجا مردى را تقبل مى رساند و مهدى و منصور از آن شهر مى گريزند، كوچک و بزرگ آل محمد دستگير مى شوند و بى آنكه يک تن از آنها رها شود همگى به زندان افكنده مى شوند، سپاه به تعقيب اين دو مرد مى پردازد و مهدى به سان روش موسى (ع) بينمناک از آن شهر خارج گشته تا اينكه وارد مكه مى شود، سپاه او آورده تا آنكه در بيداء فرو می روند و آن سپاه هملات (هلال) است كه در زمين فرو مى روند و جز كس كه خبر فرو رفتن آنها را ببرد، هيچ كس زنده نمى ماند، و قائم (ع) بين ركن و مقام می ايستد و نماز مى گزارد، و به اتفاق وزيرش راه مى افتد…
پس آن حضرت به اتفاق سيصد و سيزده نفر خروج نموده و آنان ميان ركن و مقام با آن حضرت بيعت مى كنند، عهدنامه ی رسول اكرم (ص) و پرچم و سلاح او در دست آن حضرت و وزيرش نيز با اوست، منادى در مكه نام او و ظهورش را از آسمان ندا مى كند، بگونه اى كه همه ی زمينيان آن صدا را مى شنوند، نام او نام پيامبر است، اگر باور برخى چيزها برايتان مشكل باشد، عهدنامه ی پيامبر (ص) و پرچم و سلاح آن حضرت و نفس زكيه از فرزندان حسين بر شما مشكل نخواهد بود، اگر باور اين معنا هم برايتان دشوار باشد، صداى آسمانى به نام و ظهور و قيام او، برايتان دشوار نيست).غيبة الطوسي: ص ۲۶۹. غاية المرام : ص ۳۱۹ ب ۱۴ ح ۴. البحار : ج ۵۱ ص ۵۶ ح ۴۴.

در روایت فوق متوجه می شویم که مهدی و منصور ظهوری دارند و سپاه سفیانی بدنبال آنها راه می افتند، و در آخر روایت آمده است، بعد از اینکه سپاه سفیانی وارد مکه می شود، آن زمین آنها را می بلعد در صورتی که در روایات متواتر و علائم حتمی امام مهدی (ع) بعد از این دو علامت [خروج سفیانی و فرو رفتگی در سرزمین بیداء] و اضافه بر آن کشتن نفس زکیه، ظهور می کند، بنابراین آیا می توان گفت ایشان قبل از این علامتها ظهور کرده است؟

عن حذيفة بن اليمان قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و ذكر المهدي فقال: (إنه يبايع بين الركن والمقام، اسمه أحمد وعبد الله والمهدي، فهذه أسماؤه ثلاثتها).
حذيفه گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) درباره مهدي فرمود: (همانا با او بين ركن و مقام بيعت می كنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است. اين سه اسم نام های او می باشند).غيبت – طوسی ص ۴۵۴. غيبت – طوسی ص ۴۷۰. بحار الأنوار ج ۵۲، ص ۲۹۱.

 

سمعت حذيفة بن اليمان يقول: قال رسول الله (ص): (… فالحقوا بمكة فإنه المهدي واسمه احمد بن عبدالله).

شنيدم از حذيفه يمانی كه می گفت: حضرت رسول (ص) فرموى: (پس به مكه ملحق شويد كه در آن مهدی و نامش احمد ابن عبدالله است).النجم الثاقب للنوري ج۲ ص۶۹.

در دو روایت فوق تصریح روشن از رسول الله (ص) است به این که احمد نیز مهدی می باشد، همانگونه که در وصیت مقدس نیز ایشان را مهدی نامیده اند.

عن الأصبغ بن نباتة قال: (أتيت أمير المؤمنين (ع) فوجدته متفكراً ينكت في الأرض، فقلت: ما لي أراك متفكراً تنكت في الأرض، أرغبة منك فيها؟ فقال: لا والله ما رغبت فيها ولا في الدنيا يوماً قط، ولكني فكرت في مولود يكون من ظهر الحادي عشر من ولدي، هو المهدي الذي يملأ الأرض عدلاً وقسطاً، كما ملئت جوراً وظلماً، تكون له غيبة وحيرة، يضل فيها أقوام ويهتدي فيها آخرون. فقلت: وكم تكون الحيرة والغيبة؟ قال: ستة أيام أو ستة أشهر أو ست سنين! فقلت: وإن هذا لكائن؟ فقال: نعم، كما أنه مخلوق، وأنى لك بهذا الأمر ياأصبغ، أولئك خيار هذه الأمة مع أبرار هذه العترة. فقلت: ثم ما يكون بعد ذلك؟ فقال: ثم يفعل الله ما يشاء، فإن له بداءات وإرادات وغايات ونهايات).

از اصبغ بن نباته گوید: (نزد امير مؤمنان (ع) آمدم و او را در حالت تفكر دیدم که زمين را زير رو مى كرد. عرض کردم: چه شده شما را متفكر می بينم؟ آيا رغبتی به آن پیدا کردی؟ فرمود: نه به والله هيچ وقت رغبت به آن و دنيا ندارم. ولی در فكر مولودی هستم كه از نسل فرزند يازدهمم خواهد بود، اوست مهدی كه زمين را پر از عدل می كند همانگونه که پر از ظلم و ستم شده باشد، برای او غيبتی است و حيرت، كه در آن قومی گمراه و قومی هدايت می شوند. عرض کردم: چه مدت حيرت و غيبتش باشد؟ فرمود: شش روز يا شش ماه يا شش سال. عرض کردم: آيا اين شدنی است؟ فرمود: آری، همچنان كه او خلق شده است و چگونه است اين امر برای تو ای اصبغ؛ آنها بهترين اين امتند با بهترين اين عترت. عرض کردم:بعد از او چه خواهد شد؟ فرمود: پس خداوند هر چه خواهد انجام دهد و برای اوست تغييرها و ارادتها و غايتها و پايانها).الكافي / ج۱: ۳۷۹.

در روایت فوق، اصبغ دلیل تفکر امیر مؤمنان (ع) را سؤال می کند، و ایشان در جواب می فرماید: “در فكر مولودی هستم كه از نسل فرزند يازدهمم خواهد بود، اوست مهدی كه زمين را پر از عدل می كندو فرزند یازدهم امام علی (ع)، امام مهدی (ع) می باشد، و ایشان می فرماید به فکر مولودی از فرزند یازدهمم [یعنی از نسل امام مهدی (ع)] هستم، که او همان مهدی است. همانگونه که در ادامه روایت ملاحظه می شود اصبغ سؤال می کند: “چه مدت حيرت و غيبتش باشد؟ فرمود: شش روز يا شش ماه يا شش سال. و همانگونه که خوانندگان گرامی مستحضر هستند بنا بر روایات صریح و متواتر برای امام مهدی (ع) چنین غیبتی اصلاً وجود ندارد.

 عن اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام قال: (تختلف ثلاث رایات… وتسير الجيوش حتى تصير بوادي القرى في هدوء ورفق ويلحقه هناك ابن عمه الحسني في اثني عشر الف فارس فيقول: يا ابن عم أنا احق بهذا الجيش منك، انا ابن الحسن و انا المهدي. فيقول المهدي عليه السلام: بل انا المهدي. فيقول الحسني: هل لك من آية فنبایعك؟ فيؤمي ‌المهدي عليه السلام الي الطير فتسقط علي يده و يغرس قضيباً في بقعة من الارض فيخضر و يورق. فيقول له الحسني: يابن عم هي لك و يسلم له جيشه و يكون على مقدمته و اسمه على اسمه…).
(سپاهيان حركت ميكنند تا با آرامش به وادى القرى مى ‌رسند. آن جا پسر عمويش همراه دوازده هزار سواره به او محلق ‌شده و مى ‌گويد: می گوید ای پسر عمو! من به این سپاه، از تو سزاوارترم: من فرزند حسن، و من مهدي هستم. امام مهدى عليه السلام مى ‌فرماىد: بلكه من مهدي هستم. حسنى مى ‌گويد: اىا نشانه ‌اى بر ادعاى خود دارى، تا با تو بيعت كنيم؟ حضرت مهدى عليه السلام به پرنده‌ اى كه در آسمان در حال پرواز است اشاره مى ‌كند و پرنده روى دست حضرت مى ‌نشيند و عصایى در زمين فرو مى ‌كند و آن عصا سبز مى ‌شود و برگ مى ‌دهد. حسنى مى ‌گويد: اى پسر عمو اىن سپاه، از آن تو است، و سپاهش را تسليم امام عليه السلام مى ‌كند و در خط مقدم قرار می گیرد و نامش مانند نام اوست….).مقدس شافعي، ۱۴۱۶: ص۲۱.

 

 اخبرنا ابو محمد المحمدي عن محمد بن علي بن الفضل عن ابيه عن محمد بن ابراهيم بن مالك عن ابراهيم بن بنان الخثعمي عن احمد بن يحيي بن المعتمر عن عمرو بن ثابت عن ابيه عن ابي جعفر عليه السلام ـ في حديث طويل ـ قال: (يدخل المهدي الكوفة و بها ثلاث رايات قد اضطربت بينها فتصفو له. فيدخل حتی يأتي المنبر ويخطب و لا يدري الناس ما يقول من البكاء وهو قول رسول الله صلی الله عليه وآله وسلم: كأني بالحسني و الحسيني و قد قاداها فيسلمها الي الحسيني فيباىعونه…).
(حضرت مهدى وارد كوفه مى ‌شود، در حالى كه سه پرچم ـ كنایه از سه گروه و جريان ـ در آن جا است كه با هم اختلاف دارند. آنها اختلافات را كنار مى ‌گذارند و تابع امام مى ‌شوند. امام، منبر مى ‌رود و خطبه مى ‌خواند و مردم از شدت گريه متوجه حرف ‌هاى ايشان نمى ‌شوند و اىن كلام رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است كه: ‏‏‏‏‏‌گويا مى ‌بينم حسنى و حسينى نهضت را رهبرى مى ‌كنند.‏‏‏‏ آنگاه (حسنى) پرچم را به حسينى تسليم مى ‌كند و با او بيعت مى ‌كند).غيبت طوسی ص ۴۶۸.

 

عن فتن السليلي بسنده: حدثنا الحسن بن علي المالكي قال: حدثنا ابو النصر علي بن حميد الرافعي قال حدثنا محمد بن الهيثم البصري قال: حدثنا سليمان بن عثمان النخعي قال: حدثنا سعيد بن طارق عن سلمة بن انس عن الاصبغ بن نباته قال: (خطب اميرالمؤمنين علي عليه السلام خطبة فذكر المهدي و خروج من يخرج معه واسمائهم فقال له ابو خالد الحلبي صفه لنا يا امير المؤمنين. فقال علي عليه السلام: ألا انه اشبه الناس خُلقاً وخلقاً و حسناً برسول الله صلى الله عليه وآله وسلم… و يلحقه الحسني في اثني عشر الفاً فيقول له أنا أحق بهذا الأمر منك. فيقول له هات علامات دالة. فيؤمي الى الطير فيسقط على كتفه و يغرس القضيب الذي بيده فيخضر و يعشوشب. فيسلم اليه الحسني الجيش و يكون الحسني…).
از اصبغ بن نباته گوید: (امیر مؤمنان علی علیه السلام خطبه ای را فرمود و در آن مهدی و خروجش و کسی که با ایشان خروج می کند و نامهایشان را یاد کرد. سپس ابو خالد حلبی گفت: یا امیر مؤمنان ایشان را برای ما وصف کن. پس علی علیه السلام فرمود: تحقیقاً که ایشان شبیه ترین خلق و اخلاق و زیبائی به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می باشد… و حسنی او را با دوازده هزار نفر دنبال می کند و می گوید: من از تو نسبت به این امر سزاوارترم. پس می گوید علاماتی دلالت کننده نشان ده. حضرت عليه السلام به پرنده‌ اى كه در آسمان در حال پرواز است اشاره مى ‌كند و پرنده روى دست حضرت مى ‌نشيند و عصايى در زمين فرو مى ‌كند و آن عصا سبز مى ‌شود و برگ مى ‌دهد. پس حسنی سپاه خود را تسلیم ایشان (ع) می کند و…).همان، ج ۳، ص ۱۰۴؛ ابن طاووس، طرائف: ص۱۴۵، ب۷۹.

 

وعن أمير المؤمنين (ع) في خبر طويل يذكر المهدي ، قال( … ويكثر الله جمعه ويشتد ظهره ثم يسير بالجيوش حتى يصير إلى العراق والناس خلفه وأمامه على مقدمته رجل اسمه عقيل وعلى ساقته رجل اسمه الحارث فيلحقه رجل من أولاد الحسن في اثني عشر ألف فارس ويقول: يابن العم أنا أحق منك بهذا الأمر لأني من ولد الحسن وهو أكبر من الحسين فيقول المهدي: إني أنا المهدي فيقول له: هل عندك آية أو معجزة أو علامة فينظر المهدي إلى طير في الهواء فيومي إليه فيسقط في كفه فينطق بقدرة الله تعالى ويشهد له بالإمامة ثم يغرس قضيبا يابسا في بقعة من الأرض ليس فيها ماء فيخضر ويورق ويأخذ جلمودا كان في الأرض من الصخر فيفركه بيده ويعجنه مثل الشمع فيقول الحسني: الأمر لك فيسلم وتسلم جنوده ويكون على مقدمته رجل اسمه كاسمه ثم يسير حتى يفتح خريسان ثم يرجع إلى مدينة رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) فيسمع بخبره جميع الناس فتطيعه أهل اليمن وأهل الحجاز وتخالفه ثقيف).
از امير مؤمنان (ع) در خطبه اى طولانى فرمود: (سپس [مهدی علیه السلام] با سپاهیان حرکت می‌ کند و به عراق می ‌رسد؛ در حالی که مردم، اطراف آن حضرت هستند. پیشاپیش ارتش مردی است به نام عقیل و بر ساق لشکر، مردی است به نام حارث. سپس مردی از اولاد امام حسن علیه السلام همراه دوازده هزار سواره به او ملحق می ‌شوند. و آن مرد می ‌گوید: ‏ای پسر عمو! من به تصدی این امر، از تو سزاوارترم؛ چون من از فرزندان حسنم و او از حسین بزرگ تر بود‏‏‏. امام علیه السلام می‌ فرماید: ‏همانا من مهدی هستم.‏ آن مرد می ‌گوید: ‏آیا نشانه، معجزه یا علامتی نزد تو هست؟ پس مهدی به پرنده ‌ای در آسمان، نگاه می ‌کند سپس اشاره ‌ای به آن پرنده می نماید و پرنده روی دست حضرت می ‌نشیند و به قدرت خدا به تکلم آمده و به امامت حضرت شهادت می ‌دهد. سپس حضرت چوب خشکی را در زمینی بی آب می ‌کارد و آن شاخه سبز شده و برگ می ‌دهد. و سنگی از زمین بر می‌ دارد و با دست خرد می ‌کند و مثل شمع خمیر می ‌کند. حسنی می‌ گوید: ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏این امر، برای تو است‏. آن گاه تسلیم شده و سپاهش را نیز تسلیم می ‌کند، و پیشاپیش او مردی همنام او است، سپس حرکت می کند تا خراسان را فتح نماید، سپس به شهر رسول الله (ص) باز می گردد و در مورد ایشان خبر به همه ی مردم می رسد پس اهل یمن و اهل حجاز او را اطاعت می کنند و ثقیف با او به مخالفت می ایستند).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ – الشيخ علي اليزدي الحائري ص ۱۷۸.

 

عن الحسين بن حمدان عن محمد بن اسماعيل و علي بن عبدالله حسني عن ابي شعيب و محمد بن نصير (عن ابي شعيب محمد بن نصير) عن عمر بن الفرات عن محمد بن المفضل عن المفضل بن عمر قال سألت سيدي الصادق عليه السلام… (ثم يخرج الحسني، الفتى الصبيح الذي نحو الديلم يصيح بصوت له فصيح يا آل احمد اجيبوا الملهوف و المنادي من حول الضريح. فتجيبه كنوز الله بالطالقان كنوز و‌ اى كنوز ليست من فضة و لا ذهب بل هي رجال كزبر الحديد على البر‌اذين الشهب باىديهم الحراب. و لم يزل يقتل الظلمة حتي يرد الكوفة و قد صفا اكثر الارض فيجعلها له معقلاً فيتصل به و بأصحابه خبر المهدي عليه السلام و يقولون يا بن رسول الله من هذا الذي قد نزل بساحتنا؟ فيقول اخرجوا بنا اليه حتي ننظر من هو و ما يريد؟ وهو والله يعلم انه المهدي و انه ليعرفه و لم يرد بذلك الامر الا ليعرف اصحابه من هو؟ فيخرج الحسني فيقول ان كنت مهدي آل محمد فاین هراوة جدك رسول الله و خاتمه و بردته و درعه الفاضل و عمامته السحاب و فرسه اليربوع و ناقته العضباء و بغلته الدلدل و حماره اليعفور و نجيبه البراق و مصحف امير المؤمنين؟ فيخرج له ذلك. ثم يأخذ الهراوة فيغرسها في الحجر الصلد و تورق و لم يرد ذلك الا ان يرى اصحابه فضل المهدي عليه السلام حتى يباىعوه. فيقول الحسني الله اكبر مد يدك يا بن رسول الله حتي نباىعك. فيمد يده فيباىعه و يباىعه سائر العسكر الذي مع الحسني الّا اربعين ألفاً اصحاب المصاحف المعروفون بالزيديه. فانهم يقولون ما هذا الّا سحر عظيم. فيختلط العسكران فيقبل المهدي عليه السلام على الطائفة المنحرفة فيعظهم و يدعوهم ثلاثة اىام. فلا يزدادون الا طغياناً و كفراً فيأمر بقتلهم فيقتلون جميعاً ثم يقول لأصحابه: لا تأخذوا المصاحف و دعوها و تكون عليهم حسرة كما بدلوها و غيّروها و حرّفوها و لم يعملوا بما فيها).

مفضل بن عمر درباره امام زمان عليه السلام و اوضاع اىنده از امام صادق عليه السلام سؤال مى ‌كند و امام در بخشي از پاسخ مي‌فرماىد: (سپس حسنى كه جوانى خوش چهره است، در اطراف ديلم خروج مى ‌كند و با صداى فصيح و رسا مى ‌گويد: ‏‏‏‏‏اى آل احمد! به داد گرفتار برسيد؛ به داد كسى برسيد كه از اطراف ضريح ندا مى ‌دهد. گنج ‌هاى خداوند از طالقان به او پاسخ مى ‌دهند. گنج ‌ها و چه گنج ‌هاىى كه از نقره و طلا نيست، بلكه مردانى هستند همانند پاره ‌هاى آهن سوار بر اسب‌ هاى سفيد، در دستشان اسلحه است. ظالمان را مى ‌كشند، تا این كه وارد كوفه مى ‌شوند و بيشتر سرزمين ‌ها فتح مى ‌شود و آن سرزمين ‌ها را براى فتوحات ديگر، دژ محكم قرار مى ‌دهد.
سپس خبر ظهور امام مهدى عليه السلام به او و يارانش مى رسد. اصحاب به حسنى مى ‌گويند: ای پسر رسول خدا! این کیست كه به قلمرو ما وارد شده است؟‏‏ حسنى مى ‌‌گويد: ‏برويم ببينيم او كيست و چه مى ‌خواهد؟‏‏‏‏‏‏‏‏ به خدا قسم! این در حالى است كه او مى ‌داند اىن شخص، مهدى است و او را مى ‌شناسد، ولى با اين كارش مى ‌خواهد او را به اصحابش بشناساند. حسنى خارج مى ‌شود و مى ‌‌گويد: ‏‌اگر تو مهدى آل محمد هستى، كجا است چوب دستى جدت رسول خدا و انگشترش و لباسش و زره ‌اش كه فاضل نام داشت و عمامه ‌اش به نام سحاب و اسبش به نام يربوع و شترش به نام عضباء و قاطرش به نام دلدل و الاغش به نام يعفور و اسب اصيلش به نام براق و كجا است مصحف امير المؤمنين؟ سپس (امام) آنها را براى او مى آورد و آن چوب دستى را در سنگ فرو مى ‌كند و فوراً به درختى سبز تبديل مى ‌شود.
حسنى با اىن كارها مى ‌خواهد فضيلت و برترى امام مهدي عليه السلام را به اصحابش نشان دهد تا با او بيعت كنند. حسنى مى ‌‌گويد: ‏‏‏‏‏الله اكبر! ‌اى پسر رسول خدا! دستت را دراز كن، تا با تو بيعت كنيم. پس دستش را دراز مى ‌كند و حسنى و لشكرش با او بيعت مى ‌كنند، مگر چهل هزار نفر از اصحاب مصاحف كه معروف به زيديه بودند و مى ‌گويند اىن كارها سحرى عظيم است.دو لشكر (امام مهدی و حسنى) متحد مى ‌شوند و امام مهدى عليه السلام رو به گروه منحرف (زيديه) مى ‌كند و آنها را موعظه مى ‌كند و سه روز آنها را (به حق) دعوت مى ‌كند، اما جز این كه طغيان و كفر آنها زياد مى ‌شود، نتيجه ى ديگرى ندارد؛ لذا امام عليه السلام به قتل آنها دستور مى ‌دهد و همه ى آنها كشته مى ‌شوند. سپس امام به اصحاب خود مى ‌فرماىد: ‏قرآنها را (از گردن آنها) نگيريد و رهايشان كنيد، تا حسرتى باشد براى آنها همچنان كه آن را تغيير دادند و تحريف كردند و به آن عمل نكردند….).مجلسي، همان: ج ۵۳، ص۱۶.

این احداث در برهه ی زمان خاص قبل از ظهور امام مهدی (ع) هنگام اختلافات پرچم ها و جنگها حاصل می شوند، در صورتی که در روایت فوق می بینیم بر عکس روایات صحیح و متواتر امام (ع) قبل یا بهتر است بگوییم هم زمان ظهور کرده است. بنابراین روایات اهل البیت (ع) چنان شخصیت مهدی اول را بصورت رمزی و سمبلیک بیان کرده اند که احدی جز اول نتواند این رموز را بگشاید، لذا تصور اینکه این روایات توسط متخصصین حل شده است، اشتباه است، و برای این است متخصصین دچار سر در گمی شدید و مجبور به انکار و رد بعضی روایات شده و بعضی را قبول کردند.

عن رسول الله (ص): (المهدي من ولدي ابن اربعين سنة…).

از رسول الله (ص) فرمود: (مهدی از فرزندان من است دارای چهل سال می باشد).موسوعة السيد الصدر ج۳ ص۳۵۹.

قبلاً ثابت نمودیم که شخصی قبل از امام مهدی (ع) از خاندان ایشان ظهور می کند، و زمینه ساز ظهور مقدس است که مسلماً فرزند باید کوچکتر از پدر باید باشد و این روایت دقیقاً بر امام احمد الحسن (ع) صدق می کند زیرا در سنی که از چهل سالگی تجاوز نمی کرد ظهور کردند.

و الحمد لله اولاً و آخرا

 

ادامه مطلب...

لفظ قائم در روایات

لفظ قائم در روایات

لفظ قائم در روایات:

بسم الله الرحمن الرحيم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

مقدمه:

در اینکه ائمه (ع)، هدایت کنندگان خلق و قیام کنندگان به امر خدا هستند شکی در آن نیست، اما بسیاری از مردم متأسفانه لقبقائم” یا “مهدیرا تنها به حجت بن الحسن (ع) اختصاص می دهند، که این مورد و تصور اشتباه را در اینجا روشن می‌سازیم.

 شیخ کلینی باب کاملی در کتاب خود جلد ۲ [متن عربی فارسی] و جلد ۱ [متن عربی] را تحت عنوان “الائمة عليهم السلام كلهم قائمون بأمر الله تعالى هادون اليه” “همه ی امامان عليهم السلام به امر خداى تعالى قائم و بسويش رهبرند” اختصاص داده است.

عـِدَّةٌ مـِنْ أَصـْحـَابـِنـَا عـَنْ أَحـْمـَدَ بـْنِ مـُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زَيْدٍ أَبِي الْحَسَنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَبِى نُعَيْمٍ قَالَ: (أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) وَهُوَ بِالْمَدِينَةِ فَقُلْتُ لَهُ عَلَيَّ نـَذْرٌ بـَيـْنَ الرُّكـْنِ وَالْمـَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَلَمْ يـُجـِبـْنـِى بـِشـَيْءٍ فَأَقَمْتُ ثَلَاثِينَ يَوْماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَنِى فِى طَرِيقٍ فـَقـَالَ: يـَا حـَكـَمُ وَإِنَّكَ لَهَاهُنَا بَعْدُ؟ فَقُلْتُ نَعَمْ إِنِّى أَخْبَرْتُكَ بِمَا جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ فَلَمْ تـَأْمـُرْنـِي وَلَمْ تـَنـْهـَنِي عَنْ شَيْءٍ وَلَمْ تُجِبْنِى بِشَيْءٍ. فَقَالَ: بَكِّرْ عَلَيَّ غُدْوَةً الْمَنْزِلَ. فـَغـَدَوْتُ عـَلَيـْهِ. فـَقـَالَ (ع): سَلْ عَنْ حَاجَتِكَ. فَقُلْتُ: إِنِّى جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ نَذْراً وَصِيَاماً وَصَدَقَةً بَيْنَ الرُّكْنِ وَالْمَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَإِنْ كـُنـْتَ أَنـْتَ رَابـَطـْتـُكَ وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ أَنْتَ سِرْتُ فِى الْأَرْضِ فَطَلَبْتُ الْمـَعـَاشَ. فـَقـَالَ: يـَا حـَكَمُ كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ. قُلْتُ: فَأَنْتَ الْمَهْدِيُّ. قَالَ: كُلُّنَا نَهْدِى إِلَى اللَّهِ. قـُلْتُ: فـَأَنـْتَ صـَاحـِبُ السَّيـْفِ. قـَالَ: كُلُّنَا صَاحِبُ السَّيْفِ وَوَارِثُ السَّيْفِ. قُلْتُ: فـَأَنـْتَ الَّذِى تـَقـْتـُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَ يَعِزُّ بِكَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ وَيَظْهَرُ بِكَ دِينُ اللَّهِ. فَقَالَ: يَا حـَكـَمُ كـَيـْفَ أَكُونُ أَنَا وَقَدْ بَلَغْتُ خَمْساً وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَإِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ أَقْرَبُ عَهْداً بِاللَّبَنِ مِنِّى وَ أَخَفُّ عَلَى ظَهْرِ الدَّابَّةِ).
حـكـم بن ابى نعيم گويد: (در مدينه خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و عرض كردم: من بين ركن و مقام نذر كرده و به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كنم، از مـديـنـه بـيـرون نـروم تـا زمـانـى كـه بـدانـم شـمـا قـائم آل محمد هستى يا نه. حضرت هيچ پاسخى به من نفرمود: من سی روز در مدينه بودم، سپس در بـين راهى به من برخورد و فرمود: اى حكم! تو هنوز اين جائى؟ گفتم آرى، من نذرى كه كرده ام به شما عرض ‍ كردم و شما مرا امر و نهى ننموده و پاسخى نفرمودى. فرمود: فردا صبح زود منزل من بيا. فردا خدمتش رفتم، فرمود: مطلبت را بپرس. عـرض كـردم: مـن بـه ايـن ركـن و مـقـام نظر كرده و روزه و صدقه اى براى خدا به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كردم از مدينه بيرون نروم، جز آنكه بدانم شما قائم آل مـحـمـد هـسـتـى يـا نـه؟ اگـر شما هستى ملازم خدمتت باشم و اگر نيستى، در روى زمين بـگـردم و در طـلب مـعاش بر آيم. فرمود: اى حكم! همه ی ما قائم به امر خدا هستيم. عرض كردم: شما مهدى هستى؛ فرمود: همه ی ما به سوى خدا هدايت مى كنيم. عرض كردم: شما صاحب شمشيرى: فرمود همه ی ما صاحب شمشر و وارث شمشيريم. عـرض كـردم: شـما هستى آنكه دشمنان خدا را مى كشى و دوستان خدا به وسيله ی شما عزيز مـى شوند و دين خدا آشكار مى گردد؟ فرمود: اى حكم! چگونه من او باشم، در صورتى كـه به چهل و پنج سالگى رسيده ام؟ و حال آنكه صاحب اين امر (كه تو مى پرسى) از من به دوران شـيـر خوارگى نزديكتر و هنگام سوارى چالاک تر است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۶ روایت ۱.

 

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِى خـَدِيـجـَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع): (أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ: كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَجِى ءَ صَاحِبُ السَّيْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ السَّيْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ الَّذِى كَانَ).
(ابـو خديجه از امام صادق عليه السلام راجع به امام قائم عليه السلام پرسيد، فرمود: همه ی ما قائم به امر خدائيم؛ يكى پس از ديگرى تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد، چـون صاحب شمشير آمد، امر و دستورى غير از آنچه بوده مى آورد).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۲.

 

عـَلِيُّ بـْنُ مـُحـَمَّدٍ عـَنْ سـَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عـَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْبَطَلِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) [يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ]. قَالَ: إِمَامِهِمُ الَّذِى بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ وَ هُوَ قَائِمُ أَهْلِ زَمَانِهِ).
عبدالله بن سنان گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: (مقصود از اين آيه چيست؟ [روزى كـه هـر مردمى را به امامشان خوانيم] فرمود: مقصود امامى است كه در ميان آنهاست و او قائم اهل زمان خود است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۳.

 

عن أمير المؤمنین (ع)، أنه قال: (وإنما الأئمة قوام الله على خلقه، وعرفاؤه على عباده، لا يدخل الجنة إلا من عرفهم وعرفوه، ولا يدخل النار إلا من أنكرهم وأنكروه).

از امیر مؤمنان (ع) فرمود: (جز این نیست که امامان (بر حق) پاسداران (قوام) الهى بر خلق خدا هستند، و آگاهان مراقب از طرف او بر بندگانش، کسى به بهشت نخواهد رفت مگر اینکه آنان را بشناسد، و هیچکس به دوزخ نخواهد رفت جز آنکه پیشوایان (بر حق) را انکار کند، و آنها او را جزو پیروان خود ندانند).نهج البلاغة: ج۲ ص۴۱ –۴۰.

بنابراین طبق روایات اهل بیت نبوت و طهارت (ع)، همه ی ایشان (ع) قائم و هدایت کننده می باشند، و طبق روایت چهارم هر امام،  هدایت کننده و قائم اهل زمان خود می باشد.

بعد از مقدمه، نیاز به زمینه سازی دیگری وجود دارد تا مطلب کاملاً موضوعی باشد، و به بهترین شکل بیان شود.

مطلبی که باید همه ی منتظران بدانند این است که قاعده ای وجود دارد به نام “إثبات الشئ لا ينفي ما عداه” یعنی “اثبات موضوعی، موضوعِ دیگر را نفی نمی نماید”، به عبارتی دیگر در نزد همه معروف است ائمه (ع) قوام و مهدیین می باشند، و امام مهدی (ع) نیز مهدی و قائم می باشد، و اگر بر اساس روایات نیز ثابت شد یمانی فرزند و زمینه ساز امام مهدی (ع) نیز مهدی، قائم و صاحب امر می باشد، این اثبات بدان معنا نیست که این موارد [مهدی، قائم و صاحب الأمر] از امام مهدی (ع) نفی می شوند زیرا برای ایشان (ع) به اثبات رسیده اند و جای بحث و جدل در این باب نیست، اما متأسفانه برخی از روی بی اطلاعی از روایات اهل بیت (ع) یا این مطلب را بی دلیل رد، یا گفته می شود که این اگر این القاب را به شخص دیگری منتسب کنید، بنابراین برای امام مهدی (ع) چه چیزی باقی ماند؟ و لذا بر اساس همان قاعده ای که در بالا به آن اشاره شد و قاعده ی روائی زیر مطلب را آغاز می کنیم.

عن أبي خديجة قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: (قد يقوم الرجل بعدل أو يجور وينسب إليه ولم يكن قام به، فيكون ذلك ابنه أو ابن ابنه من بعده، فهو هو).
ابی خدیجه گوید: شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود: (گاهى شخصی با صفت عدالت يا ستم سنجيده مى شود و به آن نسبتش مى دهند، در صورتى كه خودش آن صفت را دارا نيست، بلكه پسرش يا پسر پسرش بعد از او داراى آن صفت مى باشد، پس او همان است).الكافي: ج ۱ ص ۵۳۵.

به عنوان مثال، روایت زیر ثابت می کند امام مهدی (ع) قائم می باشد.

بن غزوان عن أبي بصير عن أبي جعفر الباقر عليه السلام انّه قال: (يكون منّا بعد الحسين تسعة تاسعهم قائمهم و هو أفضلهم).
امام باقر (ع) فرمود: (از ما نه نفر بعد از حسین بن علی می باشند. نهمین آنها قائم آنها است و او برترین آنها است).إثبات الوصية: ۲۲۷، و نحوه في الكافي ۱: ۴۴۸ / ۱۵، و كمال الدين وتمام النعمة: ۳۵۰ / ۴۵، والخصال: ۴۱۹ / ۱۲، و غيبة النعماني: ۹۴، والارشاد: ۳۴۸، و غيبة الطوسي: ۱۴۰ / النجم الثاقب ج۱. الصفحة ۵۲۱.

قبل از ورود به بحث اصلی لازم به ذکر علامات حتمی است، زیرا با دانستن آنها مطلب ما قابل درک تر و روشن تر می شود.

عن الصادق (ع): قبل قيام القائم (عج) خمس علامات محتومات: (اليماني والسفياني والصيحة وقتل النفس الزكية والخسف بالبيداء).
از امام صادق (ع) فرمود: (قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود: یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ ص ۱۱۹.

و همانطور که در روایت متوجه شدید این علامات حتمی قبل از ظهور قائم [امام مهدی (ع)] می باشند و نه بعد یا همزمان، و به روایت بالا دقت لازم داشته باشید زیرا اصل روایات زیر بر اساس روایت فوق خواهند بود، لذا تأمل در روایات و صبر و شکیبایی خوانندگان از نکات بسیار مهم رسید به حق و شناخت حقیقت است که حق طلبان را به آن دعوت می کنیم.

و برای اینکه مطلب از ابتدا روان تر و ساده تر و روشن تر شود، لطفاً به روایت زیر توجه فرمایید:

عن جابر، عن أبي عبد الله الصادق عليه السلام قال: (إن الله عز وجل يلقي في قلوب شيعتنا الرعب، فإذا قام قائمنا، وظهر مهدينا كان الرجل أجرى من ليث وأمضى من سنان).

از جابر، از امام صادق (ع): (خداوند متعال در دل شيعيان ما وحشت مى اندازد، پس هنگامی كه قائم ما قيام نمايد، و مهدى ما ظهور كند، يک مرد پر جرأت تر از شير و كارى تر و نافذتر از نيزه خواهد بود).كشف الغمة : ج ۲ ص ۳۴۵. إثبات الهداة : ج ۳ ص ۵۵۷ ب ۳۲ ف ۳۳ ح ۶۰۶. غاية المرام : ص ۶۹۸ ب ۱۴۱ ح ۶۳. البحار : ج ۵۲ ص ۳۷۲ ب ۲۷ ح ۱۶۴. منتخب الأثر : ص ۴۸۶ ف ۸ ب ۲ ح ۲.

بر اساس روایت فوق آن کیست که قیام می کند، و آن مهدی کیست که ظهور می کند؟ آیا می توان آنها را یک شخصیت خواند؟ در واقع این روایت بسیاری از نکات را روشن می سازد که آن قیامگر به شمشیر همان زمینه ساز امام مهدی (ع) است که بعد از زمینه سازی کامل خلافت را به امام (ع) تحویل می دهد، و لازم به ذکر مسئله ای مهم است که زمینه ساز به امر امام مهدی (ع) عمل می کند، و اوامر خود را از ایشان (ع) دریافت می نماید.

 عن أبي عبد الله جعفر بن محمد عليهما السلام قال: أن أمير المؤمنين عليه السلام حدث عن أشياء تكون بعده إلى قيام القائم، فقال الحسين (ع): يا أمير المؤمنين، متى يطهر الله الأرض من ألظالمين؟ فقال أمير المؤمنين: (… ثم قال: إذا قام القائم بخراسان، وغلب علی أرض کوفان وملتان، وجاز جزیرة بنی کاوان، وقام منا قائم بجیلان وأجابته الآبر والدیلم‍ان،… ثم قال: إذا جهزت الألوف، وصفت الصفوف و قتل الکبش الخروف هناک یقوم الآخر، ویثور الثائر، ویهلک الکافر، ثم یقوم القائم المأمول، والامام المجهول، له الشرف والفضل، وهو من ولدک یا حسین، لا ابن مثله یظهر بین الرکنین، فی دریسین بالیین یظهر علی الثقلین، ولا یترک فی الأرض دمین، طوبی لمن أدرک زمانه، ولحق أوانه، وشهد أیامه).
ابراهیم بن عبید الله بن علاء، از پدرش از امام صادق (ع) و آن حضرت از علی (ع) نقل کرده که اخباری در مورد احداث بعد از قیام قائم داد، سپس حسین (ع) فرمود: ای امیر مؤمنان، چه هنگام زمین از ستمگران پاک می شود؟ امیر مؤمنان فرمود: (… سپس فرمود: زمانی که قائمی در خراسان قیام کرده و بر سرزمین، کوفان و ملتان غلبه نمود و از جزیره ی بنی کاوان گذشت، و نیز قائمی دیگر از ما در جیلان قیام کرده، و قبائل، آبر و دیلمان به او بپیوندند… سپس حضرت حکایتی طولانی را ذکر کرد و فرمود:… سپس قائم منتظر و امام نهان و ناشناخته که صاحب فضل و شرف بوده قیام می نماید و او از فرزندان توست ای حسین، در حالی که هیچ فرزندی مانند او نخواهد بود، در بین رکنین (بین رکن و مقام) با دو لباس کهنه قیام کرده و بر جن و انس غلبه می کند و [انتقام از] دو خون را در زمین ترک نخواهد کرد. خوشا به حال کسی که زمان او را درک کرده و شاهد دوران آن حضرت باشد).

در روایات اهل بیت (ع) که سرشار از رازهای نهفته است می بینیم که امام علی (ع) به چند قائم اشاره می کند، زمانی که قائمی در خراسان قیام کند… و نیز قائمی دیگر از ما در جیلان قیام کند… سپس قائم منتظر و امام نهان و ناشناخته که صاحب فضل و شرف بوده قیام می نماید. و شاید تصور شود که قائم منتظر و امام نهان و ناشناخته امام مهدی (ع) باشد، اما اینگونه نیست زیرا ایشان شناخته شده است و جزئیات زندگی ایشان از تولد تا غیبت کبری در کتابها و بر سر همه ی زبانهاست، اما آن قائم و مهدی ناشناخته و مجهول همان کسی است که در آخر الزمان متولد می شود و زمینه ساز ظهور مقدس است.

عن أم هانئ الثقفية قالت: (غدوت على سيدي الباقر (ع) فقلت له يا سيدي آية في كتاب الله عز وجل عرضت بقلبي أقلقتني وأسهرتني. قال: فاسألي يا أم هانئ. قالت: قلت: قول الله عز وجل [فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ * الْجَوارِ الْكُنَّسِ]. قال: نعم المسألة سألتني يا أم هانئ؛ هذا مولود في آخر الزمان هو المهدي من هذه العترة تكون له حيرة وغيبة يضل فيها أقوام و يهتدي فيها أقوام فيا طوبى لك إن أدركته و يا طوبى من أدركه).

از ام هانی ثقفيه گفت: (صبحگاهی به ديدار سيدم امام باقر (ع) رفتم پس به او عرض کردم: ای سيد من آيه ای در كتاب خدا مرا پريشان و شب بيدار نگهداشته است! فرمود: بپرس ای ام هانی. عرض کردم: قول خداوند [نه، سوگند به اختران گردان * كز ديده نهان شوند و از نو آيند]. فرمود: خوب سؤالی كردی ای ام هانی؛ آن مولود در آخر الزمان مهدی است، از اين عترت؛ و برای او حيرت و غيبتی است که در آن گروهایى گمراه و گروهایی هدايت می شوند، پس خوشا به حالت و به حال هر كس كه او را درک كند).الشيخ الصدوق – كمال الدين وتمام النعمة- ص ۳۳۰. بحار الأنوار ج۵۲.

و او همان مهدی ست که رسول الله (ص) ایشان را در وصیت مقدس ذکر نمود، و ایشان همان مهدی ست که در بین رکن و مقام با او بیعت می شود.

عن حذيفة بن اليمان قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و ذكر المهدي فقال: (إنه يبايع بين الركن والمقام، اسمه أحمد وعبد الله والمهدي، فهذه أسماؤه ثلاثتها).
حذيفه گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) درباره مهدي فرمود: (همانا با او بين ركن و مقام بيعت می كنند و اسمش احمد و عبد الله و مهدی است. اين سه اسم نام های او می باشند).غيبت – طوسی ص ۴۵۴. غيبت – طوسی ص ۴۷۰. بحار الأنوار ج ۵۲، ص ۲۹۱.

 

قال أمير المؤمنين (ع) على منبر الكوفة: (لابد من وجود رحى تطحن فإذا قامت على قطبها وثبتت على ساقها بعث الله عليها عبداً عنيفاً خاملاً أصله يكون النصر معه أصحابه الطويلة شعورهم أصحاب السبال سود ثيابهم أصحاب رايات سود ويل لمن ناواهم …).

امیر المؤمنین علیه السلام بر منبر کوفه فرمود: (باید آسیابی حرکت داده شود پس اگر بر ساق آن استوار گشت خداوند متعال بنده ای سخت دل که اصل و نسبی نا معلوم دارد را مبعوث می کند، که پیروزی با اوست… صاحبان پرچمهای سیاه وای بر کسی که در برابر آنها بایستد…).غيبت شیخ نعمانی ص۲۶۵.

آری ایشان همان شخصی است که در آخر

قال الامام علي (ع): (فيظهر عند ذلك صاحب الراية المحمدية والدولة الأحمدية والقائم بالسيف الحال الصادق في المقال يمهد الارض ويحي السنة والفرض وسيكون ذلك بعد الف ومئة واربع وثمانون سنة من سني الفترة بعد الهجرة).

امام علی (ع) فرمود: (پس ظاهر می شود صاحب پرچم محمدی و دولت احمدی و قائم با شمشير، راستگو در فرموده هایش، زمين را آماده می سازد و سنت را زنده می كند و باشد آن بعد از هزار و صد و هشتاد و چهار از سالهای بعد از هجرت).كتاب بيان الائمة ج ۲ ص ۳۴۷.

طبق روایات صریح اهل بیت (ع) امام مهدی هیچ جنگی ندارد بلکه خلافت بدست ایشان بدون اینکه هیچ قطره ی خونی بریزد خواهد رسید و آن کس که شمشیر بر دوش خود می نهد فرزند ایشان است.

(ان الإمامة تزف الى الامام المهدی (ع) کما تزف العروس الى زوجها).
(خلافت همانگونه که عروس را به داماد تحویل می دهند، به دست امام (ع) می رسد).

و نقل شده است: (تأتیه الخلافة و هو جالس في بیته).

(خلافت در صورتی که در منزل است به ایشان می رسد).البحار ج۵۲ ص ۲۶۹ – عصر الظهور للشیخ الکورانی ص۲۰۸.

 

عن أمير المؤمنين (ع): (… و يخرج قبله – أي الإمام المهدي – رجل من أهل بيته، بأهل المشرق، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر).
از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص ۶۶ باب ۱۳۳ . الفتن ابن حماد ص ۹۶ . عقد الدرر ص ۱۲۹ . جمع الجوامع ج ۲ ص ۱۰۳ . برهان المتقي ص ۱۰۳ . كنز العمال ج ۱۴ ص ۵۸۹.

 

قال الإمام الصادق (ع): (يقدم القائم عليه السلام حتى يأتي النجف فيخرج إليه من الكوفة جيش السفياني وأصحابه، والناس معه، وذلك يوم الأربعاء فيدعوهم ويناشدهم حقه و يخبرهم أنه مظلوم مقهور ويقول: من حاجني في الله فأنا أولى الناس بالله. فيقولون: ارجع من حيث شئت لا حاجة لنا فيك، قد خبرناكم واختبرناكم).

از حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: (قائم عليه السلام مى آيد تا به نجف اشرف مى رسد از کوفه سپاهيان و ياران سفيانى به سوى او روند و مردم با حضرت باشند و اين واقعه در روز چهارشنبه خواهد بود حضرت آنها را دعوت و درباره ي حق خود با آنها گفتگو کند و به آنها خبر دهد که مظلوم و مقهور شده و مى فرمايد: هر کس درباره ى خدا با من احتجاج کند من سزاوارترين مردم به خدا مى باشم. آنها گويند به هر کجا خواهى برو ما حاجتى و نيازى به تو نداريم. ما از حال شما با خبريم و شما را آزموده ايم).بحار الأنوار ج ۵۲.

چگونه ممکن است قائم قبل از سفیانی ظهور کرده باشد در صورتی که سفیانی و دیگر علامت قبل از ایشان شمرده شده اند؟

۱- قائم عليه السلام مى آيد تا به نجف اشرف مى رسد. ۲- از کوفه سپاهيان و ياران سفيانى به سوى او روند.

اکنون به این روایت دقت بفرمایید.
از امام صادق (ع) فرمود: (۱- قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود. ۲- یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء).

در صورتی که روایت فوق اشاره دارد قائم قبل از سفیانی حرکت می کند، و سفیانی هنوز زنده است و این بدان معناست که فرو رفتگی و کشتن نفس زکیه نیز صورت نگرفته است. بنابراین در روایات می بینیم یمانی (ع) را گاهی یمانی، و گاهی مهدی و گاهی قائم و احیاناً صاحب الأمر می نامند و کسی کوچکترین شک و گمان نکند که کلام اهل بیت علیهم السلام در تضاد است و بلا نسب ایشان علیهم السلام از لغو، بلکه اهل بیت (ع) در صدد مخفی نگه داشتن شخصیتی می باشند، تا آن زمان که خود ظهور کند و بر مردم احتجاج کند، که البته این یکی از بزرگترین امتحاناتی که بسیاری از منتظران در آن شکست خورده و به دشمنی با ایشان بر می خیزند، خداوند ما و شما را از سوء عاقبت نجات دهد.

و بإسناده، عن الكابلي، عن علي بن الحسين (عليهما السلام) قال: (يقتل القائم (عليه السلام) من أهل المدينة حتى ينتهي إلى الاجفر ويصيبهم مجاعة شديدة. قال: فيضجون وقد نبتت لهم ثمرة يأكلون منها ويتزودون منها، وهو قوله تعالى شأنه ” وآية لهم الارض الميتة أحييناها وأخرجنا منها حبا فمنه يأكلون ” ثم يسير حتى ينتهي إلى القادسية وقد اجتمع الناس بالكوفة وبايعوا السفياني).
از على بن الحسين (ع): (قائم (ع) مى كشد از اهل مدينه تا اينكه به اجفر برسد و آنها را گرسنگى شديدى در بر مى گيرد، و غسل مى كنند و هر كدام در كنارشان غره اى كاشته مى شود واز آن مى خورند،ى و آن فرموده ى تعالى: ” و زمين مرده برهانى است براى ايشان كه آن را زنده گردانيديم و دانه از آن برآورديم كه از آن مى‏ خورند” سپس به راه مى افتد تا اينكه به قادسيه رسد و در آنجا مردم كوفه جمع شده اند و با سفيانى مبايعه كرده اند).الإمام الثاني عشر ج۲ ص ۴۱۰.

دقت بفرمایید: “قائم (ع) مى كشد از اهل مدينه تا اينكه به اجفر برسد……….. سپس به راه مى افتد تا اينكه به قادسيه رسد و در آنجا مردم كوفه جمع شده اند و با سفيانى مبايعه كرده اند”.

چه چیزی از روایت متوجه می شوید؟ چگونه ممکن است که ایشان همان مهدی (ع) باشد؟ چگونه ممکن است قبل از خروج و فرو رفتگی سرزمین بیداء و … ظهور کرده باشد؟

وباسناده رفعه إلى جابربن يزيد، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: (إذا بلغ السفياني أن القائم قد توجه إليه من ناحية الكوفة، يتجرد بخيله حتى يلقى القائم فيخرج فيقول: أخرجوا إلى ابن عمي، فيخرج عليه السفياني فيكلمه القائم (عليه السلام) فيجئ السفياني فيبايعه ثم ينصرف إلى أصحابه فيقولون له: ما صنعت؟ فيقول: أسلمت وبايعت فيقولون له: قبح الله رأيك بين ما أنت خليفة متبوع فصرت تابعاً فيستقبله فيقاتله، ثم يمسون تلك الليلة، ثم يصبحون للقائم (عليه السلام) بالحرب فيقتتلون يومهم ذلك. ثم إن الله تعالى يمنح القائم وأصحابه أكتافهم فيقتلونهم حتى يفنوهم حتى أن الرجل يختفي في الشجرة والحجرة، فتقول الشجرة والحجرة: يامؤمن هذا رجل كافر فاقتله، فيقتله، قال: فتشبع السباع والطيور من لحومهم، فيقيم بها القائم (عليه السلام) ما شاء. قال: ثم يعقد بها القائم (عليه السلام) ثلاث رايات: لواء إلى القسطنطينية يفتح الله له ولواء إلى الصين فيفتح له، ولواء إلى جبال الديلم فيفتح له).
از امام محمد باقر (ع) فرمود: (هنگامی كه سفيانى متوجه مى شود حضرت قائم عليه السلام از سمت كوفه بسوى او مى آيد، همراه سپاهيانش مى آيد تا حضرت قائم عليه السلام را ملاقات مى نمايد پس می گوید: به طرف عمو زاده ام بروید، پس سفیانی بیرون آمده حضرت با او صحبت كرده و سفيانى با آن حضرت بيعت مى نمايد، وقتى پيش يارانش بر مى گردد به او مى گويند، چه کردی؟ می گوید: تسلیم شدم و بیعت کردم. پس به او می گویند: خداوند تو را سرزنش كند، تو پس از آنكه خليفه و حاكم شدى چرا بيعت كردى و تسليم شدى، از اطاعت او خارج شده و با او مى جنگند و فرداى آن شب به جنگ با حضرت مى پردازند و در طول روز مى جنگند تا آنكه خداوند حضرت قائم و يارانش را قدرت داده و يارى مى نمايد، تا آنكه تمامى دشمنان را مى كشند و نابود مى سازند. تا آنجا كه اگر يكى از آنان پشت سنگ يا درختى پنهان شوند، سنگ و درخت به زبان آمده، و مى گويند، اى مؤمن، كافرى پشت من پنهان شده او را بكش، و او هم مى كشد: تا جائيكه درندگان و پرندگان از گوشت آنان سير مى گردند. و تا وقتى كه خدا بخواهد حضرت حكومت خواهد كرد. سپس حضرت سه گروه را به قسطنطنيه، چين و ديلم مى فرستد و خدا هر سه را براى او فتح مى نمايد).الإمام الثاني عشر ج۲ ص ۴۱۱ المكتبه الشامله.

به روایت دقت بفرمایید: “هنگامی كه سفيانى متوجه مى شود حضرت قائم عليه السلام از سمت كوفه بسوى او مى آيد، همراه سپاهيانش مى آيد تا حضرت قائم عليه السلام را ملاقات مى نمايد”.

و این چگونه ممکن است که قائم قبل از سفیانی است؟

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع)، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: (دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ (ع) وَ بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ (ع) ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌّ).اصول كافى ج ۱ ص ۵۳۲.
جابر بن عبدالله انصاری گوید: (بر حضرت فاطمه (س) داخل شدم در حالیکه لوحی در دست آن حضرت بود که در آن، نام اوصیاء پیامبر (ص) که از فرزندان حضرت فاطمه (س) بودند نوشته شده بود پس من آنها را شمردم دیدم که دوازده نفرند که آخرینشان قائم (ع) بود، سه تن از ایشان محمد و سه تن دیگر علی نام داشتند).

طبق روایت فوق، در آن لوح اوصیای رسول الله (ص) از فرزندان حضرت فاطمه (س) نوشته شده بودند، در حالیکه فرزندان فاطمه از اوصیای رسول الله (ص) یازده وصی می باشند و نه دوازده وصی، و البته توجه داشته باشید که امام علی (ع) در این روایت شمرده نمی شود از آنجائیکه ایشان (ع) فرزند حضرت فاطمه (س) نیستند. و دلالت بر صحت روایت و شمارش جابر این است که بر حسب نام های ائمه (ع) سه تن از ائمه نامشان علی است، پس اين دلالت می كند بر اينكه جابر در شمارش اشتباه نكرده زيرا ائمه ای كه بنام محمد و از فرزندان حضرت فاطمه (س) هستند عبارتند از:
۱- محمد باقر (ع). ۲- محمد جواد (ع). ۳- محمد مهدی (ع).

و ائمه ای كه بنام علی از فرزندان حضرت فاطمه (س) سه تن اند که عبارتند از:
۱- علی بن الحسين سجاد (ع). ۲- علی بن موسى الرضا (ع). ۳- علی بن محمد هادی (ع).

عن أبي جعفر الباقر قال: قال رسول الله (ص): (من ولدي اثنى عشر نقيبا نجباء محدثون مفهمون، آخرهم القائم يملأها عدلاً كما ملئت جورا).
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: (از فرزندان من دوازده نفرند كه نقيب (شناسنده و سر پرست) و نجيب (اصيل و خوش گوهر) و محدث و مفهم مي باشند، آخرين آنها قائم به حق است، كه زمين را از عدالت پر كند چنان كه از ستم پر شده باشد).شرح أصول الكافي للمازندراني ج۷ ص۳۷۳، من لا يحضره الفقيه ج۴ ص۱۸۰، كشف الغمة ج۳، وسائل الشيعة بسندين ج۱۱ ص۴۹۰ ، ج۱۶ ص۲۴۴.

و از فرزندان پيامبر (ص): ۱- حسن (ع). ۲- حسين (ع). ۳- سجاد (ع). ۴- باقر (ع). ۵- صادق (ع). ۶- كاظم (ع). ۷- رضا (ع). ۸- جواد (ع). ۹- هادی (ع). ۱۰- حسن عسكری (ع). ۱۱- محمد المهدی (ع). ۱۲- او كيست؟؟؟ و جواب ایشان وصی امام مهدی (ع) كه نامش احمد (ع) است. و امام علی (ع) شمرده نمی شود زيرا ایشان (ع) برادر پيامبر به حساب می آید و نه فرزند ایشان! بنابراین ایشان را اهل بیت (ع) در مواضعی قائم نامیدند که ایشان همان راز اهل بیت (ع).

عن أبي جعفر محمد بن علي الباقر، عن أبيه، عن جده عليهم السلام قال: قال أمير المؤمنين عليه السلام ـ وهو على المنبرـ : (…له (القائم) اسمان: اسم يخفى واسم يعلن، فأما الذي يخفى فأحمد و أما الذي يعلن فمحمد).
از امام باقر (ع) از پدرش (ع) از جدش (ع) فرمود: امیر المؤمنین (ع) در حالی که بر روی منبر بود فرمود: (قائم دو نام دارد نامى مخفى و نامى آشكار، نام مخفى احمد و نام آشكار محمد است).كمال الدين وتمام النعمة ج ۲ ص ۶۵۳.

روایتی که از امام محمد باقر از امام علی (ع) نقل شده است، منظور از آن، نام نمی باشد، بلکه مُراد از آن معرفی دو شخصیت یا دو قائم می باشد که بصورت رمزی به آن اشاره کرده است، و اگر در متن روایت تأمل فرمایید امام (ع) می فرماید یکی از نام های ایشان پنهان است در صورتی که آن اسم را صریحاً ذکر می کند و معنایی برای پنهان ماندن باقی نمی ماند بلکه منظور از فرموده ی ایشان (ع) امر یا شخصیت می باشد که بر عموم خلق پنهان است و می ماند، تا زمانی که او بیاید و برای ما این روایات را محکم کرده و بر ما احتجاج کند.

عن الصادق ( عليه السلام ) عن أبيه عن جده الحسين، عن عمه الحسن، عن أمير المؤمنين عن رسول الله (صلى الله عليه وآله) قال: (إذا توالت أربعة أسماء من الأئمة من ولدي فرابعهم القائم المؤمل المنتظر).

از حضرت صادق (ع) از پدرش از جدش حسين (ع) از عمویش حسن (ع) از امير مؤمنان (ع) از حضرت رسول اكرم (ص) فرمود: (هر گاه چهار اسم از ائمه از فرزندانم پشت سر هم بيايند پس چهارم آنها قائم مؤمل منتظراست).معجم احاديث المهدي ج۱ ص۱۵۶.

و نامهايی كه پشت سر هم از فرزندان امام علی (ع) آمدند و اسمهايشان محمد بود:

۱- محمد باقر (ع). ۲- محمد جواد (ع). ۳- محمد مهدی (ع).

و ائمه ای كه بنام علی از فرزندان حضرت فاطمه (س) سه تن اند که عبارتند از:
۱- علی بن الحسين سجاد (ع). ۲- علی بن موسى الرضا (ع). ۳- علی بن محمد هادی (ع).

 پس بايد چهارمین يا همنام امير مؤمنان علی (ع) باشد يا همنام پيامبر (ص) و همانگونه كه می دانيم اسم احمد همنام پيامبر است و آن اسمی است كه در وصيت پيامبر (ص) نام برده شده است، و اگر كسی بگويد كه با نام علی (ع) چهار اسم می شوند! می گوييم: رسول الله (ص) فرمود از فرزندانم، و حضرت علی (ع) فرزند رسول الله (ص) نمی باشد.

و الحمد لله وحده

ادامه مطلب...

لفظ صاحب الأمر در روایات

لفظ صاحب الأمر در روایات:

بسم الله الرحمن الرحيم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

مقدمه:

در اینکه ائمه (ع)، هدایت کنندگان خلق و قیام کنندگان به امر خدا هستند شکی در آن نیست، اما بسیاری از مردم متأسفانه لقب “قائم” یا “مهدی” را تنها به حجت بن الحسن (ع) اختصاص می دهند، که این مورد و تصور اشتباه را در اینجا روشن می سازیم.

 شیخ کلینی باب کاملی در کتاب خود جلد ۲ [متن عربی فارسی] و جلد ۱ [متن عربی] را تحت عنوان “الائمة عليهم السلام كلهم قائمون بأمر الله تعالى هادون اليه” “همه ی امامان عليهم السلام به امر خداى تعالى قائم و بسويش رهبرند” اختصاص داده است.

 

عـِدَّةٌ مـِنْ أَصـْحـَابـِنـَا عـَنْ أَحـْمـَدَ بـْنِ مـُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زَيْدٍ أَبِي الْحَسَنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَبِى نُعَيْمٍ قَالَ: (أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) وَهُوَ بِالْمَدِينَةِ فَقُلْتُ لَهُ عَلَيَّ نـَذْرٌ بـَيـْنَ الرُّكـْنِ وَالْمـَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَلَمْ يـُجـِبـْنـِى بـِشـَيْءٍ فَأَقَمْتُ ثَلَاثِينَ يَوْماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَنِى فِى طَرِيقٍ فـَقـَالَ: يـَا حـَكـَمُ وَإِنَّكَ لَهَاهُنَا بَعْدُ؟ فَقُلْتُ نَعَمْ إِنِّى أَخْبَرْتُكَ بِمَا جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ فَلَمْ تـَأْمـُرْنـِي وَلَمْ تـَنـْهـَنِي عَنْ شَيْءٍ وَلَمْ تُجِبْنِى بِشَيْءٍ. فَقَالَ: بَكِّرْ عَلَيَّ غُدْوَةً الْمَنْزِلَ. فـَغـَدَوْتُ عـَلَيـْهِ. فـَقـَالَ (ع): سَلْ عَنْ حَاجَتِكَ. فَقُلْتُ: إِنِّى جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ نَذْراً وَصِيَاماً وَصَدَقَةً بَيْنَ الرُّكْنِ وَالْمَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَإِنْ كـُنـْتَ أَنـْتَ رَابـَطـْتـُكَ وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ أَنْتَ سِرْتُ فِى الْأَرْضِ فَطَلَبْتُ الْمـَعـَاشَ. فـَقـَالَ: يـَا حـَكَمُ كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ. قُلْتُ: فَأَنْتَ الْمَهْدِيُّ. قَالَ: كُلُّنَا نَهْدِى إِلَى اللَّهِ. قـُلْتُ: فـَأَنـْتَ صـَاحـِبُ السَّيـْفِ. قـَالَ: كُلُّنَا صَاحِبُ السَّيْفِ وَوَارِثُ السَّيْفِ. قُلْتُ: فـَأَنـْتَ الَّذِى تـَقـْتـُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَ يَعِزُّ بِكَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ وَيَظْهَرُ بِكَ دِينُ اللَّهِ. فَقَالَ: يَا حـَكـَمُ كـَيـْفَ أَكُونُ أَنَا وَقَدْ بَلَغْتُ خَمْساً وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَإِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ أَقْرَبُ عَهْداً بِاللَّبَنِ مِنِّى وَ أَخَفُّ عَلَى ظَهْرِ الدَّابَّةِ).
حـكـم بن ابى نعيم گويد: (در مدينه خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و عرض كردم: من بين ركن و مقام نذر كرده و به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كنم، از مـديـنـه بـيـرون نـروم تـا زمـانـى كـه بـدانـم شـمـا قـائم آل محمد هستى يا نه. حضرت هيچ پاسخى به من نفرمود: من سی روز در مدينه بودم، سپس در بـين راهى به من برخورد و فرمود: اى حكم! تو هنوز اين جائى؟ گفتم آرى، من نذرى كه كرده ام به شما عرض ‍ كردم و شما مرا امر و نهى ننموده و پاسخى نفرمودى. فرمود: فردا صبح زود منزل من بيا. فردا خدمتش رفتم، فرمود: مطلبت را بپرس. عـرض كـردم: مـن بـه ايـن ركـن و مـقـام نظر كرده و روزه و صدقه اى براى خدا به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كردم از مدينه بيرون نروم، جز آنكه بدانم شما قائم آل مـحـمـد هـسـتـى يـا نـه؟ اگـر شما هستى ملازم خدمتت باشم و اگر نيستى، در روى زمين بـگـردم و در طـلب مـعاش بر آيم. فرمود: اى حكم! همه ی ما قائم به امر خدا هستيم. عرض كردم: شما مهدى هستى؛ فرمود: همه ی ما به سوى خدا هدايت مى كنيم. عرض كردم: شما صاحب شمشيرى: فرمود همه ی ما صاحب شمشر و وارث شمشيريم. عـرض كـردم: شـما هستى آنكه دشمنان خدا را مى كشى و دوستان خدا به وسيله ی شما عزيز مـى شوند و دين خدا آشكار مى گردد؟ فرمود: اى حكم! چگونه من او باشم، در صورتى كـه به چهل و پنج سالگى رسيده ام؟ و حال آنكه صاحب اين امر (كه تو مى پرسى) از من به دوران شـيـر خوارگى نزديكتر و هنگام سوارى چالاک تر است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۶ روایت ۱.

 

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِى خـَدِيـجـَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع): (أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ: كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَجِى ءَ صَاحِبُ السَّيْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ السَّيْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ الَّذِى كَانَ).
(ابـو خديجه از امام صادق عليه السلام راجع به امام قائم عليه السلام پرسيد، فرمود: همه ی ما قائم به امر خدائيم؛ يكى پس از ديگرى تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد، چـون صاحب شمشير آمد، امر و دستورى غير از آنچه بوده مى آورد).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۲.

 

عـَلِيُّ بـْنُ مـُحـَمَّدٍ عـَنْ سـَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عـَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْبَطَلِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) [يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ]. قَالَ: إِمَامِهِمُ الَّذِى بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ وَ هُوَ قَائِمُ أَهْلِ زَمَانِهِ).
عبدالله بن سنان گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: (مقصود از اين آيه چيست؟ [روزى كـه هـر مردمى را به امامشان خوانيم] فرمود: مقصود امامى است كه در ميان آنهاست و او قائم اهل زمان خود است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۳.

 

عن أمير المؤمنین (ع)، أنه قال: (وإنما الأئمة قوام الله على خلقه، وعرفاؤه على عباده، لا يدخل الجنة إلا من عرفهم وعرفوه، ولا يدخل النار إلا من أنكرهم وأنكروه).

از امیر مؤمنان (ع) فرمود: (جز این نیست که امامان (بر حق) پاسداران (قوام) الهى بر خلق خدا هستند، و آگاهان مراقب از طرف او بر بندگانش، کسى به بهشت نخواهد رفت مگر اینکه آنان را بشناسد، و هیچکس به دوزخ نخواهد رفت جز آنکه پیشوایان (بر حق) را انکار کند، و آنها او را جزو پیروان خود ندانند).نهج البلاغة: ج۲ ص۴۱ –۴۰.

بنابراین طبق روایات اهل بیت نبوت و طهارت (ع)، همه ی ایشان (ع) قائم و هدایت کننده می باشند، و طبق روایت چهارم هر امام،  هدایت کننده و قائم اهل زمان خود می باشد.

بعد از مقدمه، نیاز به زمینه سازی دیگری وجود دارد تا مطلب کاملاً موضوعی باشد، و به بهترین شکل بیان شود.

مطلبی که باید همه ی منتظران بدانند این است که قاعده ای وجود دارد به نام “إثبات الشئ لا ينفي ما عداه” یعنی “اثبات موضوعی، موضوعِ دیگر را نفی نمی نماید”، به عبارتی دیگر در نزد همه معروف است ائمه (ع) قوام و مهدیین می باشند، و امام مهدی (ع) نیز مهدی و قائم می باشد، و اگر بر اساس روایات نیز ثابت شد یمانی فرزند و زمینه ساز امام مهدی (ع) نیز مهدی، قائم و صاحب امر می باشد، این اثبات بدان معنا نیست که این موارد [مهدی، قائم و صاحب الأمر] از امام مهدی (ع) نفی می شوند زیرا برای ایشان (ع) به اثبات رسیده اند و جای بحث و جدل در این باب نیست، اما متأسفانه برخی از روی بی اطلاعی از روایات اهل بیت (ع) یا این مطلب را بی دلیل رد، یا گفته می شود که این اگر این القاب را به شخص دیگری منتسب کنید، بنابراین برای امام مهدی (ع) چه چیزی باقی ماند؟ و لذا بر اساس همان قاعده ای که در بالا به آن اشاره شد و قاعده ی روائی زیر مطلب را آغاز می کنیم.

عن أبي خديجة قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: (قد يقوم الرجل بعدل أو يجور وينسب إليه ولم يكن قام به، فيكون ذلك ابنه أو ابن ابنه من بعده، فهو هو).
ابی خدیجه گوید: شنیدم امام صادق (ع) مى فرمود: (گاهى شخصی با صفت عدالت يا ستم سنجيده مى شود و به آن نسبتش مى دهند، در صورتى كه خودش آن صفت را دارا نيست، بلكه پسرش يا پسر پسرش بعد از او داراى آن صفت مى باشد، پس او همان است).الكافي: ج ۱ ص ۵۳۵.

قبل از ورود به بحث اصلی لازم به ذکر علامات حتمی است، زیرا با دانستن آنها مطلب ما قابل درک تر و روشن تر می شود.

عن الصادق (ع): قبل قيام القائم (عج) خمس علامات محتومات: (اليماني والسفياني والصيحة وقتل النفس الزكية والخسف بالبيداء).
از امام صادق (ع) فرمود: (قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود: یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ ص ۱۱۹.

و همانطور که در روایت متوجه شدید این علامات حتمی قبل از ظهور قائم (امام مهدی ع) می باشند و نه بعد یا همزمان، و به روایت بالا دقت لازم داشته باشید زیرا اصل روایات زیر بر اساس روایت فوق خواهند بود، لذا تأمل در روایات و صبر و شکیبایی خوانندگان از نکات بسیار مهم رسید به حق و شناخت حقیقت است که حق طلبان را به آن دعوت می کنیم.

عن ابي جعفر (ع): (ليس صاحب هذا الأمر من جاز الاربعين…)

از محمد باقر (ع) فرمود: (صاحب اين امر كسى كه از چهل سال تجاوز کند نمی باشد).موسوعة السيد الصدر ج۳ ص۳۵۹.

قبلاً ثابت نمودیم که شخصی قبل از امام مهدی (ع) از خاندان ایشان ظهور می کند، و زمینه ساز ظهور مقدس است که مسلماً فرزند باید کوچکتر از پدر باید باشد و این روایت دقیقاً بر امام احمد الحسن (ع) صدق می کند زیرا در سنی که از چهل سالگی تجاوز نمی کند ظهور کردند.

زمینه ساز ظهور مقدس کیست؟

عن أبي خالد الكابلي قال: (لما مضي علي بن الحسين دخلت على محمد بن علي الباقر عليه السلام فقلت: جعلت فداك، قد عرفت انقطاعي إلى أبيك وانسي به ووحشتي من الناس، قال: صدقت يا ابا خالد تريد ماذا؟ قلت: جعلت فداك قد وصف لي أبوك صاحب هذا الامر بصفة لو رأيته في بعض الطرق لاخذت بيده قال: فتريد ماذا يا با خالد؟ قال: أريد أن تسميه لي حتى أعرفه باسمه، فقال: سألتني والله يا با خالد عن سؤال مجهد ولقد سألتني عن أمر ما لو كنت محدثا به أحدا لحدثتك ولقد سألتني عن أمر لو أن بني فاطمة عرفوه حرصوا على أن يقطعوه بضعة بضعة).

 ابو خالد كابلى مى گويد پس از شهادت امام زين العابدين عليه السلام خدمت امام باقر عليه السلام رسيده و عرض كردم: (فدايت شوم من با پدرت مأنوس شده و از مردن گريزان گشتم، امام باقر عليه السلام فرمود: راست مى گويى اى ابو خالد، چه مى خواهى؟ عرض كردم: فدايت شوم، پدرت صاحب اين امر را چنان براى من توصيف كرده كه اگر او را در راه ببينم شناخته و دستش را مى گيرم حضرت فرمود: چه مى خواهى اى ابو خالد؟ عرض كردم: مى خواهم اسم او را نيز برايم بگوئى تا نامش را هم بدانم، حضرت فرمود: به خدا سوگند سؤال سختى از من كردى چنانچه مى خواستم نام او را براى كسى بگويم برا تو نيز مى گفتم تو چيزى را از من پرسيدى كه اگر، بنى فاطمه، آنرا بدانند و بشناسند دلشان مى خواهد او را قطعه قطعه كنند).بحار الأنوار – العلامة المجلسي – ج ۵۱ – ص ۳۱.

و کسی گمان یا تصور نکند که سؤال ابا خالد در مورد امام مهدی (ع) بود، زیرا آنها به خوبی امام مهدی (ع) را می شناختند و روایات بسیاری نام و نام پدرش، نسب و کنیه و حتی غیبتش را رسول الله (ص) و اهل بیت (ع) به فراوانی در كتب فريقين ذکر نمودند و بعنوان مثال:

قال ابو عبد الله الحسين عليه السلام: (يظهر الله قائمنا فينتقم من الظالمين فقيل له: يابن رسول الله من قائمکم قال: من ولد ابني محمد بن علي، و هو الحجة بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي ابني و هو الذي يغيب مده طويله ثم يظهر و يملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما).

حضرت امام حسين عليه السلام فرمود: (ظاهر می کند خداوند قائم ما را، پس (بوسيله او) از ظالمين انتقال می کشد پس گفتند او را: اي فرزند رسول خدا قائم شما کيست فرمود: از اولاد پسرم محمد بن علی، و او حجت بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی است پسرم و او (يعنی حضرت امام مهدی عليه السلام) کسی است که مدت طولانی غايب و سپس ظاهر می شود و زمين را پر از داد و عدل می کند چنان که از ستم و ظلم پر شده باشد).معجم احاديث الامام المهدي عليه السلام ج ۳ ص ۱۸۱.

 

شيخ صدوق در كمال الدين و تمام النعمة از حضرت علی (ع) چنين نقل كرده است: پيامبر (ص) نام امامان را بعد از حضرت علی يكی پس از ديگری برای آن حضرت بر شمرد تا اينكه فرمود: (… مَهْدِيُّ أُمَّتِي مُحَمَّدٌ الَّذِي يَمْلأُ الأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً….)، (مهدی امتم (عج) در ميان ايشان محمد است كه زمين را از عدل و داد آكنده سازد….).

حضرت علی (ع) از پيامبر نقل كرده كه او هنگام نام بردن از ائمه دوازده ‏گانه فرمود: (… فَإِذَا حَضَرَتْهُ (الحسن) الْوَفَاةُ فَلْيُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّد…)، (پس هنگام رحلت حسن، آن [خلافت] را تسليم به فرزندش محمد می كند…).

همچنين طبرسی در الاحتجاج از رسول اكرم (ص) چنين نقل می كند: از جبرئيل شنيدم: (… ثُمَّ ابْنُهُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ مَهْدِيُّ أُمَّتِي مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ صَاحِبُ الزَّمَانِ…)، (… سپس فرزندش قائم به حق، مهدی امتم، محمد بن حسن صاحب الزمان…).

شيخ صدوق در كمال الدين و تمام النعمة آورده است: حضرت علی (ع) بر فراز منبر درباره حضرت مهدی (ع) چنين فرمود: (… لَهُ اسْمَانِ اسْمٌ يَخْفَى وَ اسْمٌ يُعْلَنُ فَأَمَّا الَّذِي يَخْفَى فَأَحْمَدُ وَأَمَّا الَّذِي يُعْلَنُ فَمُحَمَّدٌ…)، (… برای او دو نام است: يكی نهان و ديگرب آشكار؛ اما نهان احمد و نام آشكار محمد است…).

در بخشی از حديث معروف لوح حضرت زهرا (س) (كه هديه‏ ای از پيامبر به حضرت زهرا (س) بود آمده است: (… وَ أُكْمِلُ ذَلِكَ بِابْنِهِ مُحَمَّدٍ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ عَلَيْهِ كَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِيسَى وَصَبْرُ أَيُّوب‏…(… و اوصيا را به وجود فرزندش محمد، رحمت بر جهانيان، تكميل خواهم كرد؛ كسی كه كمال موسی و بهای عيسی و صبر ايوب را داراست…).

و امام باقر (ع) خود نیز در تفسير آيه شريفه: (إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً) يک يک ائمه را نام برد تا اينكه فرمود: (… وَإِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ وَإِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْهَادِي الْمَهْدِيِّ اثْنَا عَشَرَ إِمَاما…(… و به فرزندش حسن و به فرزندش محمد، هدايت كننده هدايت شده، دوازده امام هستند…).

بنابراین چگونه ممکن است رسول الله (ع) و امام محمد باقر (ع) در حدیثی نام امام مهدی (ع) را آشکار سازد و آن را فاش کند، و در حدیثی دیگر در هنگام سؤال از نام ایشان، از تصریح به نام ایشان (ع) امتناع ورزد؟

حدثنا أبي رضي الله عنه قال: حدثنا محمد بن يحيى العطار قال: حدثنا جعفر بن محمد بن مالك قال: حدثني حمدان بن منصور ، عن سعد بن محمد، عن عيسى الخشاب قال: قلت للحسين بن علي عليهما السلام: أنت صاحب هذا الامر؟ قال: لا ولكن صاحب الأمر الطريد الشريد الموتور بأبيه، المكنی بعمه، يضع سيفه على عاتقه ثمانية أشهر).

عیسی خشاب گوید: (به امام حسین بن علی (ع) گفتم: آیا شما صاحب این امر هستید؟ فرمود: خیر، ولیکن صاحب این امر فراری و بی خانمان است. کسی که خونخواهی پدرش را می کند. و کنیه اش به عمویش است. شمشیرش را هشت ماه بر دوشش حمل می کند).كمال الدين وتمام النعمة – الشيخ الصدوق – ص ۳۱۸- ص۳۰۳ – ص۲۹۸ – الامامة والتبصرة ص ۱۱۵ . کمال الدین ج ۱ ص ۳۱۸ . بحار الانوار ج ۵۱ ص ۱۳۳.

و در روایت فوق چند نکته لازم به یاد آوری می باشند و آنها اینکه صاحب این امر فراری و بی خانمان است در حالی که امام مهدی (ع) را کسی نمی شناسد که بخواهد در تعقیب و گریز قرار بگیرد، و ثانیاً امام مهدی (ع) کنیه اش به عمویش نمی باشد، و در روایات کنیه ی ایشان به ابا صالح و ابا القاسم ذکر شده است و هیچ کنیه ای که نام عمویش باشد برای ایشان ذکر نشده است. و همچنین طبق روایات صریح اهل بیت (ع) امام مهدی هیچ جنگی ندارد بلکه خلافت بدست ایشان بدون اینکه هیچ قطره ی خونی بریزد خواهد رسید و آن کس که شمشیر را به مدت هشت ماه بر دوش خود می نهد فرزند ایشان است.

(ان الإمامة تزف الى الامام المهدی (ع) کما تزف العروس الى زوجها).
(خلافت همانگونه که عروس را به داماد تحویل می دهند، به دست امام (ع) می رسد).

و نقل شده است: (تأتیه الخلافة و هو جالس في بیته).

(خلافت در صورتی که در منزل است به ایشان می رسد).البحار ج۵۲ ص ۲۶۹ – عصر الظهور للشیخ الکورانی ص۲۰۸.

عن أمير المؤمنين (ع): (… و يخرج قبله – أي الإمام المهدي – رجل من أهل بيته، بأهل المشرق، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر).
از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص ۶۶ باب ۱۳۳ . الفتن ابن حماد ص ۹۶ . عقد الدرر ص ۱۲۹ . جمع الجوامع ج ۲ ص ۱۰۳ . برهان المتقي ص ۱۰۳ . كنز العمال ج ۱۴ ص ۵۸۹.

قال الامام زين العابدين (ع): (كأني بصاحبكم علا فوق نجفكم بظهر كوفان معه انصار ابيه تحت راية رسول الله قد نشرها فلا يهوي بها الى قوم إلا أهلكهم الله عز و جل).
امام سجاد (ع) فرمود: (گویا [می بینم] صاحب شما را که بر نجف تان، در پشت کوفه همراه با او انصار پدرش می باشند زیر پرچم رسول خدا افراشته شده. بر هيچ قومى فرود نمى آيد مگر آنکه خداوند صاحب عزت و جلال، (آن قوم را) نابودشان مى سازد).كتاب بحار الانوار ج ۵۱ ص ۱۳۵ – منتخب الاثرص۳۱۲ بلفظ قريب و مثله في الامام المهدي ص۹۰ كتاب يوم الخلاص ص ۲۴۸.

و در روایت فوق می بینیم که فرمود: (گویا [می بینم] صاحب شما را که بر نجف تان، در پشت کوفه همراه با او انصار پدرش می باشند)، صاحب ما کیست که پرچم رسول الله (ص) بر نجف در پشت کوفه همراه با انصار پدرش را بر افراشته است؟ آری ایشان همان انقلابگر، زمینه ساز و فرزند امام مهدی (ع) که زمین را به امر پدرش از عدل پر می کند و سپس خلافت را بدون اینکه قطره ای خون توسط پدرش بریزد، را تحویل ایشان [امام مهدی (ع)] می دهد.

عن محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن ابن محبوب عن يعقوب السراج قال: قلت لأبي عبدالله عليه السلام: (متى فرج شيعتكم؟ قال: اذا اختلف ولد العباس و وهى سلطانهم و طمع فيهم من لم يكن يطمع فيهم و خلعت العرب اعنتها و رفع كل ذي صيصية صيصيته وظهر الشامي واقبل اليماني وتحرك الحسني و خرج صاحب هذا الأمر من المدينه الى مكة بتراث رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم… و يستأذن الله في ظهوره فيطّلع على ذلك بعض مواليه فيأتي الحسني فيخبره الخبر فيبتدر الحسني الى الخروج فيثب عليه اهل مكة فيقتلونه و يبعثون برأسه الى الشامي فيظهر عند ذلك صاحب الامر فيباىعه الناس و يتبعونه…).
يعقوب سراج از امام صادق عليه السلام پرسيد: (گشاىش شيعيان شما چه زمانى است؟ حضرت فرمود: وقتى بين بنى عباس اختلاف بيفتد و سلطنت آن ‌ها سست شود و در آن ‌ها طمع كند كسى كه در اىن سطح نيست (كه به تسخير حكومت بپردازند) عرب، از حكومت سرپيچى مى كنند و هر صاحب قدرتى وارد ميدان مى ‌شود. شامى ظهور مى ‌كند و يمانى رو مى ‌كند و حسنى حركت مى ‌كند و صاحب الأمر از مدينه به طرف مكه خروج مى ‌كند، در حالى كه ميراث رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با او است… و از خداوند، اذن ظهور مى ‌خواهد. برخى دوستان حضرت مطلع مى ‌شوند و خبر به حسنى مى ‌رسد و او به خروج مبادرت مى ‌كند كه اهل مكه بر او يورش مى ‌برند و او را مى ‌كشند و سرش را براى شامى مى ‌فرستند. در اىن زمان، صاحب الأمر ظهور مى ‌كند و مردم با اىشان بيعت كرده و همراه مى ‌شوند….).كليني، کافی: ج ۸، ص ۲۲۴، ح۲۸۵ – بحار الانوار ج ۱۳ ص ۱۸۷.

و همانگونه که در ابتدا اشاره کردیم این علامتها و پرچمها و جنگ و اختلافها قبل از قیام امام مهدی (ع) می باشند، بنابراین چگونه می تواند صاحب این امر قبل از این علامت ها ظهور کرده باشد؟

و الحمد لله وحده

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف