wrapper

آخرین اخبار

ما بعد زمینه‌سازی

ما بعد زمینه‌سازی

ما بعد زمینه‌سازی:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

 

قبل از این در مباحث قبل با جزئیات کامل در مورد امام مهدی (ع) توسط چه کسی میسر می باشد؟ و زمینه ساز ظهور مقدس کیست؟ صحبت کردیم و تمامی موارد را روشن ساختیم. در اینکه امام مهدی (ع) تنها توسط فرزندش که از مشرق می آید و صاحب پرچم های سیاه است و ایشان همان زمینه ساز ظهور مقدس است، شناخته می شود تردیدی نیست و بر اساس روایات با جزئیات کامل در این مورد مباحث خود را تقدیم حق طلبان کردیم.

صاحب این پرچم که زمینه ساز اصلی است پرچمش پرچم اهل بیت است، و هر کس آن را یاری دهد خدا را یاری داده است، پس خوشا به حال یاری دهندگان دین خدا.

 و عن النبي (ص): (يلقي أهل بيتي بلاء حتى يبعث الله راية من المشرق سوادء من نصرها نصره الله و من خذلها خذله الله حتى يأتوا رجلاً اسمه كأسمي فيولونه أمرهم فيؤيده الله بنصره).
رسول الله (ص) فرمود: (اهل بیت من دچار بلاهایی می شوند تا آن که خداوند پرچمی را از طرف مشرق مبعوث می کند که سیاه است. هر کس آن را یاری کند، خداوند او را یاری می کند. و هر کس آن را خذلان کند (یاری نکند)، خداوند او را خذلان می کند. تا به مردی که اسم او مانند اسم من است می رسند و امرشان را به او می سپارند. پس خداوند او را با پیروزیش تأیید می کند).مئتان و خمسون علامة ج۱ ص ۱۰۳.

 و عن مسعدة بن صدقة، قال: (سمعت أبا عبد اللّه جعفر بن محمّد ـ عليهما السلام – يقول: (خطب الناس أمير الموَمنين (عليه السلام) ـ بالكوفة ـ فحمد اللّه و أثنى عليه. .. إلى قوله: و اعلموا أنَّكم إن أطعتم طالع المشرق سلك بكم منهاج رسول اللّه صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم، فتداويتم من الصّمم، و استشفيتم من البكم، و كفيتم موَنة التعسّف و الطلب، و نبذتم الثقل الفادح عن الاَعناق. فلا يبعد اللّه إلاّ مَنْ أبى الرحمة، و فارق العصمة، [و سيعلم الّذينَ ظلموا أيَّ منقلب ينقلبون]).
از مسعده گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود: امیر مؤمنان خطبه ای در کوفه گفت و فرمود: (….بدانيد اگر شما از انقلاب‌ گر مشرق پيروی كنيد، او شما را به راه و روش پيامبر راهنمايی می ‌كند و از بيماری كری و كوری و گنگی رهايی می ‌بخشد، تا از رنج طلب و ظلم آسوده شوید و بار سنگین را از شانه‏ هایتان بر زمین نهید، خداوند از درگاه خود نراند جز آن كس را كه تسليم حق نباشد و ظلم و ستم پيشه كند و آنچه را كه حق او نيست برگيرد.”و کسانی که ظلم کردند بزودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاه خواهند برگشت”).البحار:ج۵۱/۱۱۱ـ ۱۱۲. و عقيدة المسلمين في المهدي ج۱ ص۳۰۴ و روضة الكافي ح۲۲.

انقلاب گر مشرق یا صاحب پرچم های سیاه مشرقی راه و روش پیامبر (ص) را می گزیند، پس او شفای بيماری كری و كوری و گنگی است، و با او از رنج طلب و ظلم آسوده می شوید و بار سنگین را از شانه‏ هایتان بر زمین می نهید و…..

 بعد از خروج صاحب پرچم اهل البیت (ع) در مشرق و جنگی که در این مدت دارد و هشت ماه به طول می انجامد، ایشان، سفیانی را نیز شکست می دهد.

عن أمير المؤمنين (ع): (… و يخرج قبله – أي الإمام المهدي – رجل من أهل بيته، بأهل المشرق، و يحمل السيف على عاتقه ثمانية أشهر).
از حضرت على عليه السلام فرمود: (مردى از اهل بيت آن حضرت به اهل شرق خروج كرده و مدت هشت ماه شمشير را بر دوش خود حمل مى كند).الملاحم ابن طاووس ص ۶۶ باب ۱۳۳ . الفتن ابن حماد ص ۹۶ . عقد الدرر ص ۱۲۹ . جمع الجوامع ج ۲ ص ۱۰۳ . برهان المتقي ص ۱۰۳ . كنز العمال ج ۱۴ ص ۵۸۹.

(… فيخرج الله على السفياني من أهل المشرق وزير المهدي، فيهزم السفياني الى الشام).
(…. و خداوند وزير مهدى را از سمت مشرق مى فرستد و سفياني شام را شكست مى دهد).شرح إحقاق الحق ج۲۹ ص۶۲۰.

همراه با ظهور ایشان، بر اساس علومی که تقدیم می کند نسلی از انصار را بر اساس آموزه های ادیان الهی تربیت می نماید، و حق و حقوق پیامبران که غصب شده است را نمایان ساخته، توسط همین علوم نیز زمینه سازی به عمل کرده و امر به معروف و نهی از منکر و دعوت به حق برای تمامی ادیان و عقاید به عمل می آورد، و به تقوا و هدایت عمل می کند تا آنگاه که خروج کرده سپاه سفیانی را شکست می دهد و امن و برکت حجت بن الحسن (ع) را می گستراند.

عن أبي بصير عن أبي عبد الله عليه السلام قال: (الله أجل و أكرم و أعظم من أن يترك الأرض بلا إمام عادل قال: قلت له: جعلت فداك فاخبرني بما أستريح إليه قال: يا أبا محمد ليس ترى امة محمد فرجاً أبداً مادام لولد بني فلان ملك حتى ينقرض ملكهم فإذا انقرض ملكهم أتاح الله لأمة محمد برجل منا أهل البيت يسير بالتقى و يعمل بالهدى و لا يأخذ في حكمه الرشا. و الله إني لأعرفه باسمه و اسم أبيه ثم يأتينا الغليظ القصرة ذو الخال و الشامتين القائد العادل الحافظ لما استودع يملأها عدلاً و قسطاً كما ملأها الفجار جوراً و ظلماً).
از ابو بصير از امام صادق (ع) روايت كرده كه فرمود: (خداوند بزرگتر و مكرم ‏تر و اعظم از آن است كه زمين را بدون امام عادل بگذارد، ابو بصير گفت: قربانت گردم! چيزى به ما اطلاع دهيد كه موجب آرامش خاطر ما باشد، فرمود: اى ابو محمد! مادام كه بنى عباس بر تخت سلطنت تكيه زده ‏اند، امت محمد صلّى اللَّه عليه و آله فرج و راحتى ندارند. وقتى كه دولت آنها منقرض گرديد، خداوند مردى را كه از اهل بيت ماست و براى امت محمد صلّى اللَّه عليه و آله نگاه داشته ظاهر گرداند تا دستور تقوى دهد و به هدايت رفتار كند و در صدور حكمش رشوه نگيرد. بخدا قسم من او را به اسم خود و پدرش ميشناسم. سپس مردى كه گردنى قوى دارد و داراى دو خال سياه است به سوى ما خواهد آمد او قائم عادل و حافظ امانت الهى است، او زمين را پر از عدل و داد مى كند چنان كه فاجران آن را پر از ظلم و ستم كرده باشند).بحار الأنوار ج ۲۵ ص ۲۶۹.

 

قال الامام الصادق (ع): (و يقبض أموال القائم و يمشي خلفه أصحاب الكهف، و هو الوزير الأيمن للقائم وحاجبه ونائبه ويبسط في المشرق والمغرب الأمن كرامة الحجة بن الحسن عليه السلام).
امام صادق (ع) فرمود: (و اموال قائم را دریافت می کند و پشت سر او اصحاب كهف به راه می افتند و او وزير راست قائم، و وزیر و نائبش است و در مشرق و مغرب امن را گسترش می دهد به بركت حجت ابن الحسن (ع)).إلزام الناصب ج۲ ص۱۵۸.

پس از آن که تمکین می یابد، امام مهدی (ع) جهت گرفتن بیعت به مهدی اول می فرستد.

عن الإمام الباقر (ع) انه قال: (تنـزل الرايات السود التي تقبل من خراسان الكوفة فإذا ظهر المهدي بمكة بعث بالبيعة إلى المهدي).
از امام باقر (ع) فرمود: (پرچمهاى سياهى که از خراسان خارج مى شوند به کوفه وارد خواهند شد، چون مهدى (ع) در مکه ظاهر شد، جهت گرفتن بیعت به مهدی می فرستد).عقد الدرر ص ۱۲۹.

 بعد از فرستادن به مهدی اول (ع) جهت گرفتن بیعت، پرچم ها و تمامی امور به دست امام مهدی (ع) تحویل داده می شوند.

در كتاب يوم الخلاص از امام صادق (ع): (إذا رأيتم الرايات السود تخرج من خراسان فأتوها و لو حبواً على الثلج فإن حملتها يطلبون الحق فلا يعطونه فيقاتلون و ينتصرون فيعطون ما سألوا فلا يقبلون. كأني بهم قد وضعوا سيوفهم على عواتقهم حتى يدفعوا راياتهم إلى القائم المهدي إلا أنهم أنصار المهدي يوطئون له سلطانه قلوبهم كزبر الحديد فإذا رأيتم الرايات السود تجيء من قبل المشرق فأكرموا الفرس فإن دولتنا فيهم).
امام صادق (ع) فرمود: (اگر دیدید که پرچم های سیاه از خراسان خروج کردند خودتان را به آنها برسانید حتی اگر سینه خیز بر روی یخها باشد. زیرا حاملان آن حق را طلب می کنند ولی به آنها داده نمی شود. پس می جنگند و پیروز می شوند . پس به آنها آنچه را که طلب کرده بودند داده می شود اما قبول نمی کنند . گویی آنها را می بینم که شمشیرهایشان را بر دوش خود قرار داده اند تا آن که پرچمهایشان را به قائم مهدی برسانند. بدانید که آنها انصار مهدی هستند که حکومت او را برایش مهیاء می کنند. قلب های آنان مانند پاره های آهن است. پس اگر دیدید که پرچم های سیاه از طرف مشرق می آیند پارسیان را گرامی بدارید زیرا که دولت ما در آنها است).از كنز العمال ج۷ص ۲۶۱ و غير آن.

 

ورد عن رسول الله (ص): (… حتى ترتفع رايات سود من المشرق فيسألون الحق فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، ثم يسألونه فلا يعطونه، فيقاتلون فينصرون. فمن أدركه منكم، أو من أعقابكم فليأت إمام أهل بيتي، و لو حبواً على الثلج، فإنها رايات هدى، يدفعونها الى رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي، و اسم أبيه اسم أبي، فيملك الأرض فيملؤها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلما).
از رسول الله (ص) فرمود: (…تا آن كه پرچم‏ هايى سياه در مشرق سر بلند كنند. حق را طلبند و بديشان ندهند، در برهه‏ اى ديگر حق را طلب كنند و بديشان ندهند، و باز نيز چنين شود، پس آن گاه نبرد كنند و پيروز شوند. سپس فرمود: هر كه از شما يا فرزندان‏تان چنين روزى را درك كرد نزد امامى كه از خاندانم مى‏ باشد حاضر شود – اگر چه جامه به خود پيچد و بر برف گام نهد – زيرا اين پرچم‏ ها پرچم‏ هاى هدايتند كه آن‏ها را به مردى از خاندانم تقديم كنند، نام او همانند اسم من است، و اسم پدرش همانند اسم پدر من است، پس زمین را حاکم می شود و آن را پر از عدل و داد می کند بعد از آنکه از ظلم و ستم پر شود).معجم أحاديث الإمام المهدي ج۱ ص۳۸۲.

 ناگفته نماند تمامی اینها با راهنمائی و دستور و فرامین امام مهدی (ع) صورت می گیرند، زیرا مهدی اول زمینه ساز ظهور مقدس و حامل پرچم اهل البیت (ع) با پدرشان در ارتباط است و وزیر و خلیفه و متصدی بیعت می باشد.

عن عبد الرحمان الأقرع القيرواني المغربي سأل الامام الكاظم (ع): (إنا قد روينا أن المهدي منكم، فمتى يكون قيامه، و أين يقوم فقال (ع): (إن مثل من سألت عنه مثل عمود سقط من السماء رأسه من المغرب و أصله في المشرق، فمن أين ترى العمود يقوم إذا أقيم؟ قلت: من قبل رأسه. قال: فحسبك من المغرب يقوم و أصله من المشرق و هناك يستوي قيامه و يتم أمره؛ و كذلك كان المهدي عليه السلام و نشأته بالمشرق ثم هاجر إلى المغرب، فقام من جهته. و بالمشرق يتم أمره، و يقوم من ذريته من يتم الله به ذلك فيما هناك، و يورثه الأرض كما قال عز و جل في كتابه المبين: [وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ] وكله ينسب إلى المهدي عليه السلام لأنه مفتاحه وبدعوته امتد أمره، وكل قائم من ولده من بعده مهدي قد هداهم الله عز وجل ذكره، و هدى بهم عباده إليه سبحانه، فهم الأئمة المهديون و العباد الصالحون الذين ذكرهم الله في كتابه أنه يورثهم الأرض و هو لا يخلف الميعاد).
از عبد الرحمان اقرع قيرواني مغربی گوید: از امام كاظم (ع) سوال كردم: (ما روايت كرديم كه مهدى از شماست، پس چه وقت قيام می كند؟ و كجا؟ فرمود: آنچه سؤال كردی همانند عمودی است كه از آسمان بيافتد سرش از مغرب است و اصلش در مشرق باشد، پس از كجا اين عمود می ايستد؟ گفتم: از سرش. فرمود: از مغرب بلند می شود و اصلش از مشرق و آنجا استوار می شود و امرش به اتمام می رسد. همچنین مهدی (ع) اینگونه بود سر منشأ ایشان مشرق بود سپس به مغرب مهاجرت نمود، پس از آن جهتش برپا می شود و در مشرق امرش صورت می پذیرد، و کسی از نوادگانش به این امر قیام می کند و در آنجا خداوند بوسیله ی او این امر را اتمام می کند، و او را وارث زمین می گرداند همانطور که خدای عز و جل در کتاب آشکارش فرمود: [بدرستی که ما در زبور بعد از ذكر (صحف قبل از زبور) مقرر داشتیم كه بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد]. و تمام آن به مهدی نسبت داده می شود. زیرا او گشایشگر آن است و با دعوت او امرش امتداد می یابد. و هر قائمی از فرزندانش که بعد از او می باشد، مهدی است. همانا خداوند عز و جل آنها را هدایت کرده است. و توسط آنها بندگانش به سوی خداوند سبحان هدایت می شوند. پس آنها امامان مهدیین هستند و آن بندگان صالحی که خداوند آنها را در کتابش ذکر فرموده است که آنها را وارث زمین مى گرداند و خداوند خلف وعده نمی کند).شرح الأخبار للقاضي النعمان المغربي ج۳ ص۳۶۴.

“پس از آن جهتش برپا می شود و در مشرق امرش صورت می پذیرد”، از جهتش برپا می شود یعنی از طرف مغرب اوامر از امام (ع) صادر می شود و به این دلیل است امام کاظم (ع) فرمود: “و تمام آن به مهدی نسبت داده می شود” یعنی هر آنچه فرزندشان که مبدأ ظهورشان از مشرق است انجام می دهد به امر و راهنمائی امام مهدی (ع) است و لهذا تمامی اینها به امام مهدی (ع) نسبت داده می شوند.

و الحمد لله وحده وحده وحده

 

ادامه مطلب...

ائمه و مهدیین علیهم السلام قوام و هدایت کنندگان

ائمه و مهدیین علیهم السلام قوام و هدایت کنندگان

ائمه و مهدیین علیهم السلام قوام و هدایت کنندگان:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

 

 در اینکه ائمه (ع)، هدایت کنندگان خلق و قیام کنندگان به امر خدا هستند شکی در آن نیست، اما بسیاری از مردم متأسفانه لقب “قائم” یا “مهدی” را تنها به حجت بن الحسن (ع) اختصاص می دهند، که این مورد و تصور اشتباه را در اینجا روشن می سازیم.

 

 شیخ کلینی باب کاملی در کتاب خود جلد ۲ [متن عربی فارسی] و جلد ۱ [متن عربی] را تحت عنوان “الائمة عليهم السلام كلهم قائمون بأمر الله تعالى هادون اليه” “همه ی امامان عليهم السلام به امر خداى تعالى قائم و بسويش رهبرند” اختصاص داد.

عـِدَّةٌ مـِنْ أَصـْحـَابـِنـَا عـَنْ أَحـْمـَدَ بـْنِ مـُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زَيْدٍ أَبِي الْحَسَنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَبِى نُعَيْمٍ قَالَ: (أَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) وَهُوَ بِالْمَدِينَةِ فَقُلْتُ لَهُ عَلَيَّ نـَذْرٌ بـَيـْنَ الرُّكـْنِ وَالْمـَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَلَمْ يـُجـِبـْنـِى بـِشـَيْءٍ فَأَقَمْتُ ثَلَاثِينَ يَوْماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَنِى فِى طَرِيقٍ فـَقـَالَ: يـَا حـَكـَمُ وَإِنَّكَ لَهَاهُنَا بَعْدُ؟ فَقُلْتُ نَعَمْ إِنِّى أَخْبَرْتُكَ بِمَا جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ فَلَمْ تـَأْمـُرْنـِي وَلَمْ تـَنـْهـَنِي عَنْ شَيْءٍ وَلَمْ تُجِبْنِى بِشَيْءٍ. فَقَالَ: بَكِّرْ عَلَيَّ غُدْوَةً الْمَنْزِلَ. فـَغـَدَوْتُ عـَلَيـْهِ. فـَقـَالَ (ع): سَلْ عَنْ حَاجَتِكَ. فَقُلْتُ: إِنِّى جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَيَّ نَذْراً وَصِيَاماً وَصَدَقَةً بَيْنَ الرُّكْنِ وَالْمَقَامِ إِنْ أَنَا لَقِيتُكَ أَنْ لَا أَخْرُجَ مِنَ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْلَمَ أَنَّكَ قَائِمُ آلِ مـُحـَمَّدٍ أَمْ لَا فـَإِنْ كـُنـْتَ أَنـْتَ رَابـَطـْتـُكَ وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ أَنْتَ سِرْتُ فِى الْأَرْضِ فَطَلَبْتُ الْمـَعـَاشَ. فـَقـَالَ: يـَا حـَكَمُ كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ. قُلْتُ: فَأَنْتَ الْمَهْدِيُّ. قَالَ: كُلُّنَا نَهْدِى إِلَى اللَّهِ. قـُلْتُ: فـَأَنـْتَ صـَاحـِبُ السَّيـْفِ. قـَالَ: كُلُّنَا صَاحِبُ السَّيْفِ وَوَارِثُ السَّيْفِ. قُلْتُ: فـَأَنـْتَ الَّذِى تـَقـْتـُلُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَ يَعِزُّ بِكَ أَوْلِيَاءُ اللَّهِ وَيَظْهَرُ بِكَ دِينُ اللَّهِ. فَقَالَ: يَا حـَكـَمُ كـَيـْفَ أَكُونُ أَنَا وَقَدْ بَلَغْتُ خَمْساً وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَإِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ أَقْرَبُ عَهْداً بِاللَّبَنِ مِنِّى وَ أَخَفُّ عَلَى ظَهْرِ الدَّابَّةِ).
حـكـم بن ابى نعيم گويد: (در مدينه خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و عرض كردم: من بين ركن و مقام نذر كرده و به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كنم، از مـديـنـه بـيـرون نـروم تـا زمـانـى كـه بـدانـم شـمـا قـائم آل محمد هستى يا نه. حضرت هيچ پاسخى به من نفرمود: من سی روز در مدينه بودم، سپس در بـين راهى به من برخورد و فرمود: اى حكم! تو هنوز اين جائى؟ گفتم آرى، من نذرى كه كرده ام به شما عرض ‍ كردم و شما مرا امر و نهى ننموده و پاسخى نفرمودى. فرمود: فردا صبح زود منزل من بيا. فردا خدمتش رفتم، فرمود: مطلبت را بپرس. عـرض كـردم: مـن بـه ايـن ركـن و مـقـام نظر كرده و روزه و صدقه اى براى خدا به عهده گرفته ام كه اگر شما را ملاقات كردم از مدينه بيرون نروم، جز آنكه بدانم شما قائم آل مـحـمـد هـسـتـى يـا نـه؟ اگـر شما هستى ملازم خدمتت باشم و اگر نيستى، در روى زمين بـگـردم و در طـلب مـعاش ‍ بر آيم. فرمود: اى حكم! همه ی ما قائم به امر خدا هستيم. عرض كردم: شما مهدى هستى؛ فرمود: همه ی ما به سوى خدا هدايت مى كنيم. عرض كردم: شما صاحب شمشيرى: فرمود همه ی ما صاحب شمشر و وارث شمشيريم. عـرض كـردم: شـما هستى آنكه دشمنان خدا را مى كشى و دوستان خدا به وسيله ی شما عزيز مـى شوند و دين خدا آشكار مى گردد؟ فرمود: اى حكم! چگونه من او باشم، در صورتى كـه به چهل و پنج سالگى رسيده ام؟ و حال آنكه صاحب اين امر (كه تو مى پرسى) از من به دوران شـيـر خوارگى نزديكتر و هنگام سوارى چالاک تر است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۶ روایت ۱.

 

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِى خـَدِيـجـَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع): (أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقَائِمِ فَقَالَ: كُلُّنَا قَائِمٌ بِأَمْرِ اللَّهِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَجِى ءَ صَاحِبُ السَّيْفِ فَإِذَا جَاءَ صَاحِبُ السَّيْفِ جَاءَ بِأَمْرٍ غَيْرِ الَّذِى كَانَ).
(ابـو خديجه از امام صادق عليه السلام راجع به امام قائم عليه السلام پرسيد، فرمود: همه ی ما قائم به امر خدائيم؛ يكى پس از ديگرى تا زمانى كه صاحب شمشير بيايد، چـون صاحب شمشير آمد، امر و دستورى غير از آنچه بوده مى آورد).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۲.

 

عـَلِيُّ بـْنُ مـُحـَمَّدٍ عـَنْ سـَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عـَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْبَطَلِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) [يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ]. قَالَ: إِمَامِهِمُ الَّذِى بَيْنَ أَظْهُرِهِمْ وَ هُوَ قَائِمُ أَهْلِ زَمَانِهِ).
عبدالله بن سنان گويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم: (مقصود از اين آيه چيست؟ [روزى كـه هـر مردمى را به امامشان خوانيم] فرمود: مقصود امامى است كه در ميان آنهاست و او قائم اهل زمان خود است).اصول کافی جلد ۲ صفحه ۴۸۷ روایت ۳.

 

عن أمير المؤمنین (ع)، أنه قال: (وإنما الأئمة قوام الله على خلقه، وعرفاؤه على عباده، لا يدخل الجنة إلا من عرفهم وعرفوه، ولا يدخل النار إلا من أنكرهم وأنكروه).

از امیر مؤمنان (ع) فرمود: (جز این نیست که امامان (بر حق) پاسداران (قوام) الهى بر خلق خدا هستند، و آگاهان مراقب از طرف او بر بندگانش، کسى به بهشت نخواهد رفت مگر اینکه آنان را بشناسد، و هیچکس به دوزخ نخواهد رفت جز آنکه پیشوایان (بر حق) را انکار کند، و آنها او را جزو پیروان خود ندانند).نهج البلاغة: ج۲ ص۴۱ –۴۰.

بنابراین طبق روایات اهل بیت نبوت و طهارت (ع)، همه ی ایشان (ع) قائم و هدایت کننده می باشند، و طبق روایت چهارم هر امام،  هدایت کننده و قائم اهل زمان خود می باشد.

 

مهدیین علیهم السلام

طبق روایات ثابت شد که ائمه (ع) نیز قیام کنندگان و هدایتد کنندگان هستند، مهدیین (ع) نیز در روایات احیاناً، مهدیین، قیام کنندگان، خلفاء، حجت های خدا و ائمه ذکر می شوند، که آنها را در مباحث قبل به اثبات رساندیم، و در این مبحث قصد داریم، از روایات ثابت کنیم که آنها نیز، مهدیین [هدایت کنندگان] و قیام کنندگان می باشند.

 

عن أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا… فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).
از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص ۳۰۰.

 

عن الإمام الصادق (ع) قال: (إن منا بعد القائم (ع) اثنى عشر مهدياً من ولد الحسين).

از امام صادق ع فرمودند: (از ما بعد از قائم (ع) دوازده مهدی از فرزندان حسين (ع) خواهند بود).مختصر بصائر الدرجات-لحسن بن سليمان الحلی ص ۴۸.

 

عن الإمام السجاد (ع) قال: (يقوم القائم منا ثم يكون بعده اثنا عشر مهدياً).

امام سجاد (ع) می فرمايد: (قائم ما قيام می كند سپس بعد از او دوازده مهدی خواهند بود).شرح الأخبار قاضی النعمان المغربی ج۳ ص۴۰۰.

 

عن أبي عبد الله الصادق (ع): (إن منا بعد القائم أحد عشر مهدياً من ولد الحسين).

از ابي عبد الله صادق (ع ): (از ما بعد از قائم يازده مهدی از فرزندان حسين (ع) خواهند بود).غیبت شیخ طوسی.

 

عن أبي بصير قال: قلت للصادق جعفر بن محمد (ع): (يا ابن رسول الله (ص)، سمعت من أبيك (ع) أنه قال يكون بعد القائم اثنا عشر اماماً. فقال: إنما قال اثنا عشر مهدياً ولم يقل اثنا عشر إماماً و لكنهم قوم من شيعتنا يدعون الناس إلى موالاتنا و معرفة حقنا).

از ابی بصير گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: (ای فرزند پيامبر (ص) از پدرت شنیدم كه فرمود: بعد از قائم دوازده امام می باشند. امام (ع) فرمود: ایشان فرمود دوازده مهدی و نفرمود دوازده امام، ولی آنها گروهی از شيعيانمان هستند كه مردم را به ولايت و شناخت ما دعوت می كنند).بحار الأنوار ج: ۵۳ ص: ۱۴۵.

در مباحث قبل اشاره داشتیم که مهدیین (ع) نیز ائمه و خلفای رسول الله و… می باشند، و لفظ مهدیین بدان معنا آمده است که به امر خدا هدایت می کنند مانند دیگر خلفای خدا، و طبعاً کسی نمی تواند مردم را هدایت کند مگر اینکه خود هدایت شده باشد.

عن أبي جعفر (ع) قال: (الكوفة هي الزكية الطاهرة… فيها مسجد سهيل الذي لم يبعث الله نبيا إلا وقد صلى فيه، ومنها يظهر عدل الله، وفيها يكون قائمه والقوام من بعده).

از ابی جعفر (ع) فرمود: (كوفه است پاک و طاهر… در آن مسجد سهيل است كه خداوند پيامبري را مبعوث نكرد مگر اينكه در آن مسجد نماز خواند، و از آنجا عدل خدا پديدار می شود، و در آن است قائمش [امام مهدی (ع)] و قائمين بعد از او خواهند بود).كامل الزيارات لجعفر بن قولويه ص ۷۶.

در این روایت امام محمد باقر (ع) مهدیین را به لفظ قائمین بعد از او يعنی بعد از امام محمد فرزند امام حسن عسكری (ع) نام می برد، که در دولت عدل الهی وعده داده شده حکم می کنند.

السيد المرتضى (رحمه الله ) قال تعليقاً على رواية: (… القائم والقوام من بعده …). قال: (إنا لانقطع بزوال التكليف عند موت المهدي (ع) بل يجوز أن يبقى بعده أئمة يقومون بحفظ الدين ومصالح أهله ولايخرجنا ذلك عن التسمية بالإثني عشري لأنا كلفنا أن نعلم إمامتهم وقد بيّنا ذلك بياناً شافياً فانفردنا بذلك عن غيرنا).
سید مرتضی (ره) در توضیح و تعلیق روایت: (… قائم و قوام بعد از او …) می گوید: (تکلیف با وفات امام مهدی(ع) منقطع و زوال نمی یابد بلکه جایز است ائمه ای بعد از او حضور یابند تا به حفظ دین و مصالح اهل آن، حکومتداری کنند و این امر ما را از تسمیه ی اثنی عشری خارج نمی سازد بلکه ما مکلف به شناخت امامت ایشان هستیم و آن را با تبیانی شافی بیان کردیم پس به همین سبب از غیرمان منفرد گشتیم).بحار الأنوار ۱۴۸/۵۳.

و سید مرتضی از بزرگان علمای معاصر ما می باشد و در حشمت او همین کفایت می کند که شاگرد و تربیت یافته ی دامان شیخ مفید (ره) بوده و شیعه بر علم و فضلیّت او شاهد و گواه است.

الشيخ علي النمازي صاحب كتاب مستدرك سفينة البحار قال معلقاً على أحد الروايات التي تنص على ذرية الإمام المهدي (ع): (هذا مبيّن للمراد من رواية أبي حمزة ورواية منتخب البصائر ولا إشكال فيه وغيرها مما دل على ان بعد الإمام القائم (ع) إثني عشر مهدياً وإنهم المهديون من أوصياء القائم والقوام بأمره كي لا يخلو الزمان من حجة).
شیخ علی نمازی صاحب کتاب مستدرک سفینة البحار، در گزاره ی یکی از روایاتی که بر ذریه ی امام مهدی (ع) دلالت می کند، می گوید: (این بیانگر مقصود از روایت ابی حمزه و روایت منتخب البصائر می باشد و هیچ اشکالی در آن و غیر آنچه که بر وجود دوازده مهدی بعد از حضرت قائم (ع) که اوصیای ایشان و قائم به امر ایشان هستند، دیده نمی شود، تا زمین و زمان خالی از حجت خدا نباشد).مستدرك سفينة البحار ۱۰ /۵۱۷.

 

الشيخ علي الكوراني قال في كتابه عصر الظهور: (والاعتقاد بالرجعة وأن لم يكن من ضروريات الإسلام ولا من ضروريات مذهب التشيع بمعنى إن عدم الاعتقاد بها لا يخرج الإنسان من مذهب أهل البيت (ع) ولا عن الإسلام. ولكن أحاديثها تبلغ من الكثرة الوثاقة ما يوجب الأعتقاد بها ويذكر بعضها ان الرجعة تبدأ بعد حكم المهدي (ع) وحكم أحد عشر مهدياً بعده ففي غيبة الطوسي ص۲۹۹ عن الإمام الصادق (ع) قال: (إن منّا بعد القائم أحد عشر مهدياً من ولد الحسين (ع) …).
شیخ علی کورانی در کتاب خود «عصر ظهور» می گوید: (و اعتقاد به رجعت، با این که از ضروریات اسلام و مذهب تشیع نمی باشد به این معنا که عدم اعتقاد به آن انسان را از مذهب اهل بیت (ع) و اسلام، خارج نمی سازد، اما احادیث در این باب به حد وثاقت و وفور دیده می شوند و مستلزم اعتقاد به آن می باشد، و برخی از این روایات ذکر می کنند که رجعت بعد از حکم مهدی (ع) و حکومتداری یازده مهدی بعد از او آغاز می گردد؛ در غیبت شیخ طوسی ص۲۹۹ از امام صادق (ع) روایت شده که فرمود: (همانا از ما بعد از قائم یازده مهدی از فرزندان حسین (ع) خواهند بود).عصر ظهور ص ۳۳۲.

 

وعن سعد بن عبد الله، عن أبي عبد الله محمد بن أبي عبد الله الرازي الجاموراني، عن الحسين بن سيف بن عميرة، عن أبيه سيف، عن أبي بكر الحضرمي عن أبي جعفر (ع)، قال: قلت له: (أي بقاع الأرض افضل بعد حرم الله عز وجل وحرم رسوله (صلى الله عليه وآله). فقال: الكوفة يا ابا بكر هي الزكية الطاهرة، فيها قبور النبيين المرسلين وغير المرسلين والأوصياء الصادقين، وفيها مسجد سهيل الذي لم يبعث الله نبيا إلا وقد صلى فيه، ومنها يظهر عدل الله، وفيها يكون قائمه والقوام من بعده، وهي منازل النبيين والأوصياء والصالحين).
و از سعد بن عبدالله از ابی عبدالله محمد بن ابی عبدالله رازی جامورانی از حسین بن سیف بن عمیره از پدرش سیف از ابی بکر حضرمی از ابی جعفر (ع) نقل می کند: عرض کردم: (کدامین بقعه از زمین بعد از حرم خدای عز و جل و حرم رسولش (ص) برتر است؟ فرمود: کوفه ای ابابکر آن مکان زکی و طاهر است. در آن قبور انبیاء و مرسلین و غیر مرسلین و اوصیای صادق می باشد، در آن مسجد سهله است که خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه در آن نماز گزارد و از آن عدل الهی ظهور می کند و در آن قائم و قوام [قیام کنندگان] بعد از او حضور می یابند و آن منازل انبیاء و اوصیای صالح می باشد).کامل زیارات ص۷۶.

و شریف مرتضی بر روایت فوق، بر جمله ی موجود در آن (قوام بعد از او) و بر روایات مهدیین که بعد از امام مهدی (ع) خلافت و حکومتداری می کنند، نوشت:

(قال الشريف المرتضى (رحمه الله) في المجموعة الثالثة من رسائله ۱۴۵: (أن قلنا بوجود إمام بعده خرجنا من القول بالاثني عشرية، وان لم نقل بوجود إمام بعده أبطلنا الأصل الذي هو عماد المذهب، وهو قبح خلو الزمان من الإمام… يجوز أن يبقى العالم بعده زماناً كثيراً، ولايجوز خلو الزمان بعده من الأئمة ويجوز أن يكون بعده عدة أئمة يقومون بحفظ الدين ومصالح أهله، وليس يضرنا ذلك فيما سلكناه من طرق الإمامة لأن الذي كلفنا إياه وتعبدنا منه أن نعلم إمامة هؤلاء الإثنى عشر، ونبينه بياناً شافياً … ولا يخرجنا هذا القول عن التسمي بالإثني عشرية لأن هذا الاسم عندنا يطلق على من يثبت إمامة اثني عشر إماماً، وقد أثبتنا نحن ولا موافق لنا في هذا المذهب، فانفردنا نحن بهذا الاسم دون غيرنا). انتهى.
شریف مرتضی (ره) در مجموعه ی سوم از رسایل ۱۴۵ خود می گوید: (اگر از وجود امام و خلیفه بعد از حضرت حجت (ع) سخن گوییم، از قول اثنا عشری خارج شدیم و اگر وجود امام بعد از حضرت را نفی کنیم، اصل دین که ستون مذهب است را باطل کردیم و آن قُبح خالی بودن زمان از امام می باشد… جایز است که عالم بعد از ایشان زمان بسیار طولانی امتداد یابد، و خالی بودن زمین و زمان از ائمه بعد از ایشان جایز نیست بلکه باید عده ای از ائمه در این برهه از زمان حضور یابند تا به حفظ دین و مصالح اهل آن بپردازند و این امر در مسلک و طریق امامت، به ما ضرری نمی رساند؛ زیرا آن کس که ما را مکلف ساخت و او را پرستیدیم شناخت امامت دوازده امام را بر ما ملزم ساخت، و آن را با بیان روشن، بیان می کنیم … و این گفته ما را از نامگذاری اثنا عشری خارج نمی سازد؛ زیرا این اسم نزد ما بر کسی اطلاق می شود که امامت دوازده امام را ثابت کند و ما ثابت کردیم و کسی در این راه هم مسیر ما نیست، پس با این نام از دیگران جدا گشتیم).پایان.حاشیه ی کتاب رجعت- محمد مؤمن آستر آبادی ۹۹.

و الحمد لله رب العالمین

 

ادامه مطلب...

بند دوم قانون شناخت خلفای الهی - علم و حکمت

بند دوم قانون شناخت خلفای الهی - علم و حکمت

بند دوم قانون شناخت خلفای الهی - علم و حکمت:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

دومین بند یا دلیلی که حجت خدا بعد از وصیت [بند اول: وصیت] باید داشته باشد، علم و حکمت است. همواره اولیای خدا همیشه بعد از بند اول [وصیت] با علم و حکمتی می آمدند و با آن بزرگان ادیان را عاجز می ساختند، اما مدعیان علم و معاندین چیزی جز سفسطه و مغالطه و رد علوم اولیای خدا بدون دلیل نداشتند، همانگونه که تاریخ حکایت می‌کند.

امام صادق (ع) در باره ی علم قائم (ع) نکات قابل اعتنایی را ارائه فرمود:
ـ(الْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَعِشْرُونَ حَرْفاً فَجَميعُ ما جاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفانِ؛ فَلَمْ يَعْرِفِ النّاسُ حَتّى الْيَوْمِ غَيْرَ الْحَرْفَيْنِ فَإذا قامَ قائِمُنا أخرج خَمْسَ وَعِشْرينَ حَرْفاً فَبثّها فى‏ النّاسِ وَضَمَّ إِلَيْها الْحَرْفَيْنِ حَتّى يَبُثَّها سَبْعه وَعِشْرينَ حَرْفاً)ـ
(علم و دانش بیست و هفت حرف است. تمام آنچه پیامبران الهی برای مردم آوردند، دو حرف بیش نبود و مردم تاکنون جز آن دو حرف را نشناخته‌ اند. اما هنگامی که قائم ما قیام کند، ۲۵ حرف دیگر را آشکار و در میان مردم منتشر می‌ سازد و دو حرف دیگر را با آن ضمیمه می کند تا بیست و هفت حرف انتشار یابد).علامه مجلسی . بحار الانوار. ج ۵۲. ص ۳۳۶.

و این قائم آل محمد (ع) در بین دستان شماست که علم اولین و آخرین را برای شما روشن ساخت، و اسرار قرآنی را بر ملاء ساخت، و بزرگان ادیان الهی را دعوت به مناظره ی علنی نمود اما هیچ کس پاسخگو نبود، و همچنین آنها را دعوت به مباهله کرد و همه عاجزانه با گذشت سالها پاسخگو نبودند. آیا این علم اعجازی و عاجز شدن بزرگانی که مدعی علم هستند دلیلی بر حقانیت ایشان (ع) نیست؟

    بیانیه ی گروه ها و یاد آوری به چند تن از علماء
     بیانیه ی مباهله
    دعوت مجدد امام احمد الحسن (ع) به مناظره از علماء

و همچنین امام صادق علیه السلام محاجه ی فرزندش قائم علیه السلام بر مردم را ذکر نمودند، و فرموده ی ایشان به آنها:

(…أجيبوا إلي مسألتي، فاني أنبئکم بما نبئتم به و ما لم تنبئوا به. و من کان يقرأ الکتب و الصحف فليسمع مني، ثم يبتدئ بالصحف التي أنزلها الله على آدم و شيث عليهما السلام، و يقول أمة آدم و شيث هبة الله: هذه و الله هي الصحف حقا، و لقد أرانا ما لم نکن نعلمه فيها، و ما کان خفي علينا، و ما کان أسقط منها و بدل و حرف، ثم يقرأ صحف نوح و صحف إبراهيم و التوراة و الانجيل و الزبور فيقول أهل التوراة و الانجيل و الزبور: هذه و الله صحف نوح و إبراهيم عليهما السلام حقا، و ما أسقط منها و بدل و حرف منها هذه و الله التوراة الجامعة و الزبور التام و الانجيل الکامل و إنها أضعاف ما قرأنا منها. ثم يتلو القرآن فيقول المسلمون: هذا و الله القرآن حقا الذي أنزله الله تعالى على محمد (ص)…).

(…دعوت مرا بپذيريد، و پاسخ دهيد، که به تحقيق، شما را از آنچه آگاه شده ايد و به آنچه خبردار نشده ايد مطلع خواهم ساخت. پس به درخواست من پاسخ مثبت دهید، زیرا من در مورد چیزهایی که تاکنون شنیدید و آن چیزهایی که تاکنون نشنیدید، اخباری دارم. و هر کس که اهل خواندن کتاب‌ها و صحیفه‌های آسمانی است، پس به حرف من گوش فرا دهد.
پس از آن ابتدا (قائم) شروع به خواندن آن کتاب آسمانی که بر حضرت آدم و شیث نازل شده است می‌کند و از امّت حضرت آدم و شیث می‌گویند: این صحیفه ى آسمانی به خدا قسم همان کتاب‌های آسمانی است که بر آدم و شیث نازل گردید البتّه خدا از طریق آن کتاب در مورد بسیاری از چیزها که ما نمی‌دانستیم و بسیاری دیگر از علوم که بر ما پوشیده بود، به ما آگاهی داد .این را که می‌خوانید، اصل آن کتاب‌هاست و هیچ کلمه‌ای از آن کم نشد و از دست نرفت و نیز جابجایی در مطالب آن و تحریف در آن راه نیافت.
سپس شروع می‌کند به قرائت کتاب‌های نوح و ابراهیم و نیز تورات و انجیل و زبور به گونه‌ای که اهل تورات و انجیل و زبور می‌گویند :به خدا قسم به راستی این اصل کتاب‌ های حضرت نوح و حضرت ابراهیم است و هیچ کلمه‌ ای از آن حذف نشده و نیز تبدیل و تحریف در آن انجام نگرفته است .به خدا قسم! این را که در اختیار دارد، همان تورات است که توسّط حضرت موسی جمع ‌آوری گردید و این‌هایی که در دست دارد، همان زبور کامل ابراهیم و همه ى انجیل حضرت عیسی است و این مطلبی را که قرائت کرد، در هر موضوعی چندین برابر آن مطالبی است که ما قرائت می‌کردیم و در اختیار داریم.
سپس شروع به خواندن قرآن می‌کند، که در این جا مسلمانانی که آگاهی به قرآن دارند می‌گویند: به خدا قسم که این عین قرآن است که می‌خواند، همان قرآنی که خداوند بر حضرت محمّد (ص) نازل کرده است و یک حرف از آن کم و یا جابجا نکرده است و هیچ تحریفی در آن ایجاد نکرده است).مختصر بصائر الدرجات: ص ۱۸۳.

و اکیداً محاجه ی قائم (ع) با آن صحیفه ها [صحیفه های آدم و شیپ، نوح و ابراهیم، تورات و انجیل، زبور و فرآن] تصور نشود که اگر قائم با آنها منفرد می شد در نزد آنها معروف نبود، و مثلاً آیا آسانتر از رد آن در آن زمان به حجت اینکه ساخته و پرداخته است وجود داشت؟!

لذا حکمت خدا اقتضاء کرد، که دعوت کننده ی الهی مؤید به آنچه در بین دستان منتظران است بیاید، و ندای ایشان همیشه: (مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ)، (در حالى كه مؤيد [كتابهاى آسمانى] پيش از آن است)، و هر کس بر اساس کتاب و متن هایی که به آنها ایمان دارد، پس آنها حتی اگر در معرض تحریف و تغییر و جابجایی به دستان علمای بدکار یا دخالت سلطه گران ظالم فرض شدند، اما ماندن آنچه برای اقامت حق و حجت بر آنها باشد، کفایت می کند، و این امری است که هیچ عاقل حکیم به آن شک نمی کند.

و بر این اساس، سید احمد الحسن (یمانی موعود، و منجی منتظر)، حجت و برهان صدق دعوت جهانی اش بر مسلمانان را با احتجاج به قرآن و سنت، و بر یهودیان با متن های اسفار تورات، و بر مسیحیان با متن های آمده در آن، اضافه بر آن متن های عهد جدید، را مطرح ساختند.

و این نمونه های از علوم امام احمد الحسن (ع) و بر ملاء ساختن حقیقت الواح سومریان و اکد که نادانان آن را افسانه ای بیش نمی دانستند، در صورتی که احمد الحسن (ع) از طریق همین الواح یا کتیبه ها حقیقت این ادیان الهی تحریف شده، اخبارهای غیبی طوفان نوح، قصه ی حضرت یوسف (ع) و زلیخا، سفر حضرت موسی (ع)، حضرت ادریس و… را آشکار ساختند.

    حماسه های گیلگمش- میراث آدم و نوح (ع)- ۱
    حماسه های گیلگمش- میراث آدم و نوح (ع)- ۲

بنابراین از طریق علم و حکمت اولیای خدا نیز شناخته شدند، همانطور که قرآن این مسأله را به روشنی بیان ساخته است:

از طریق علم: ابراهیم (ع) شناخته شد:

﴿يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطاً سَوِيّاً﴾، (اى پدر به راستى مرا از دانش [وحى حقايقى به دست] آمده كه تو را نيامده است پس از من پيروى كن تا تو را به راهى راست هدايت نمايم).مريم: ۴۳.

و موسی (ع): ﴿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾، (و چون به رشد و كمال خويش رسيد به او حكمت و دانش عطا كرديم و نيكوكاران را چنين پاداش مى ‏دهيم).القصص: ۱۴.

و عيسی (ع): ﴿وَلَمَّا جَاء عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ﴾، (و چون عيسى دلايل آشكار آورد گفت به راستى براى شما حكمت آوردم و تا در باره بعضى از آنچه در آن اختلاف مى ‏كرديد برايتان توضيح دهم پس از خدا بترسيد و فرمانم ببريد).الزخرف: ۴۳.

و محمد (ص): ﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ﴾، (اوست آن كس كه در ميان بى ‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد و [آنان] قطعاً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند).الجمعة: ۲.

آیا این کافی نیست که امام احمد الحسن (ع) این همه علوم را آشکار ساختند، و از همه مهمتر همه در برابر ایشان عاجز ماندند به گونه ای که هیچ کس نتوانست تاکنون به یک کتاب از ایشان پاسخ دهد؟

آیا مطرح ساختن سؤالات برای مناقشه جهت اثبات وجود خدا و عجز همه کافی نمی باشد؟

سؤالاتی برای مناقشه:
رأی و نظرات علمای شیعه، سنی، وهابیت و مسیحیان در مورد نظریه ی تکامل داروین چیست؟
و پاسخ منکر علمی به آن چیست؟
راه اثبات وجود الله ضمن حدود زندگی زمینی برای کسانی که نظریه ی تکامل را می پذیرند چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد نظریه ی ژن خودخواه چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد هیگز یا بوزون هیگز که مسؤل پیدایش ذرات ماده در این جهان است که اخیراً با تجربه ی برخورد دهنده ی هادرونی بزرگ کشف شده است، چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد نظریه ی ممبران (غشاء) یا ام تئوری و وجود بیش از چهار بُعد در این جهان، و یازده بُعد تا الان، چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد آنچه اخیراً پروفسور استیون هاوکینگ در مورد اصل جهان و آغازش مطرح ساخت و اینکه ام و کوانتوم تئوری برای تفسیر ظهور جهان از عدم کافی هستند و اینکه آن نیاز به ظهور جهان از عدم به غیر از وجود قانون جاذبیت موجود از ابتدا بر حسب نظریه ی همه چیز یا نظریه ی ام ندارد، و اینکه جهان ممکن است بدون نیاز به فرضیه ی وجود خدا ظاهر گردد، چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد آنچه علمای فیزیک می گویند که مجموع انرژی مثبت و ماده با انرژی منفی و ماده تاریک (یا ضد ماده) در جهان مادی مساوی با صفر است، چیست؟
آدم بر روی این زمین چه موقع شروع به زندگی کرد، و از آنها تاریخ دقیق نمی خواهم بلکه کلی بیان کنند، یعنی مثلاً بگویند ده ها هزار سال یا صدها هزار یا میلیون ها سال پیش.
طوفان نوح (ع) در کجا واقع شد؟
طوفان نوح (ع) چه موقع واقع شد و از آنها تاریخ دقیق نمی خواهم بلکه کلی بیان کنند، یعنی مثلاً بگویند ده ها هزار سال یا صدها هزار یا میلیون ها سال پیش.
طوفان نوح چگونه واقع شد و چگونه امواج مانند کوه ها بودند همانگونه که در قرآن ذکر شد؟
آیا طوفان شامل کل نقاط زمین شد؟
آیا با طوفان نوح تمامی جانداران زمین به هلاکت رسیدند؟
و اگر پاسخ آنها این بود که شامل تمامی زمین و تمامی جانداران یا حداقل حیوانات بر روی زمین شد، پس تعلیل آنها بر وجود حیوانات در جزیره های دور دست مانند حیوانات کیسه دار و حیوان فوسا FOSSA در استرالیا در ماداگاسکار و غیره چیست؟

این سؤالات علمی مرتبط به اثبات یا انکار وجود خداست، و لهذا بر کسانی که مدعی نمایندگی ادیان هستند آنها را با جوابهایی که موافق با علم حدیث و نه جوابهای روائی یا متن های دینی گمانی الصدور یا دلالت و متعارض با واقع علمی ثابت شده به شکل قطعی، پاسخ دهند؛ مانند حقائق تاریخی جیولوژی زمین و محتویات طبقات آن، پس مانند این متن های دینی یا غیر صحیح می باشند یا اینکه تأویل می شوند زیرا که با حقائق علمی به اثبات رسیده در تعارض اند.

بنابراین آنچه از فقهای ادیان خواهانیم پاسخ های علمی بر سؤالات بالا می باشند، و گمان می کنم که آنها کاملاً از پاسخگوئی به آنها بصورت علمی معتبر عاجزند، بلکه به هر آنچه نوشته شد مطلع شدم و دیدم که فهم و درک اشتباه از مسائل علمی است و پاسخگوئی بر اساس فهم و درک اشتباه خودشان، یعنی اینکه مثلاً نظریه ی تکامل را بر اساس فهم و درکشان به گونه ای می پندارند سپس بر اساس همان فهم و درک اشتباه از مسئله، پاسخ اشتباه می دهند، و گمان می کنند که بر نظریه ی تکامل پاسخ دادند در حالیکه آنها به قول و فهم اشتباهشان از نظریه ی تکامل پاسخ می دهند و نه پاسخ به آنچه در حقیقت نظریه ی تکامل داروین می گوید.

    جهت مطالعه ی متن کامل اینجا را لطفاً کلیک کنید

و آیا علومی بیشتر از این می خواهید؟ به چه چیز دیگری نیاز است که با آن حقانیت خود را ثابت کنند؟ با تمامی ادله ی پیامبران و فرستادگان سابق بر شما احتجاج کردند، پس بعد از این به چه چیز دیگری ایمان می آورید؟

 

و الحمد لله وحده

 

ادامه مطلب...

بند اول قانون شناخت خلفای الهی - وصیت

بند اول قانون شناخت خلفای الهی - وصیت

بند اول قانون شناخت خلفای الهی - وصیت:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

وصیت عهد و پیمانی است از جانب خدا و رسولش

عن أبي عبد الله (ع) قال: (أترون الموصي منّا يوصي إلى من يريد؟! لا والله ولكن عهد من الله ورسوله (صلى الله عليه وآله وسلم) لرجل فرجل حتى ينتهي الأمر إلى صاحبه).    

از ابی عبدالله علیه السلام فرمود: (آیا می پندارید که کسی از ما بر شخصی که بخواهد وصیت می کند؟ خیر بخدا قسم ولی آن عهدی از خداوند متعال و رسولش صلی الله علیه و آله است برای مردی تا مردی دیگر تا اینکه امر به صاحبش برسد).الكافي ج۱ ص۳۰۷.

وصیت سنتی از سنت های جاری خدا

بوسیله ی نّص یا وصیت: بسیاری از انبیاء بوسیله ی آن بر اقوام خویش محتج شدند. امام رضا (ع) در بیان آن فرمود:

(… و آدم به هبة الله (شیث) وصیت کرد که در آغاز هر سال، عهد خود را به این وصیت تجدید کند و آن روز برایشان عید باشد و در آن تجدید پیمان کنند، و بعثت نوح را تعهد می کنند در زمانش، همان زمانی که در آن مبعوث می گردد و این چنین در وصیت هر پیامبری چنین سنتی جاری بود تا اینکه خداوند تبارک و تعالی محمد را مبعوث کرد).کمال الدین و تمام النعمة: ص ۲۱۵.

و وصیت اینچنین جریان پیدا کرد تا اینکه به رسول الله  رسید که عیسی (ع) به نام ایشان وصیت کرد و خداوند از زبان ایشان می فرماید:

﴿وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ﴾، (و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت اى فرزندان اسرائيل، من فرستاده ى خدا به سوى شما هستم تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى ‏كنم و به فرستاده ‏اى كه پس از من مى آيد و نام او  احمد است بشارت مى دهم).الصف: ۶.

گفته های فقهای پیشین رحمهم الله

شیخ طوسی گوید: (زیرا کسی نمی داند که امامی، امام می باشد مگر اینکه پیامبری بر او وصیت کرده باشد، یا اینکه او ادعای امامت کند، باید خداوند بر دست او علمی اعجاز آمیز ظاهر سازد، همانگونه که در مورد صاحب الزمان (ع) می گوییم اگر ظهور کند، پس وصیت اصل معرفت و شناخت او می باشد).الاقتصاد: ص۱۹۴.

 

و شیخ مفید گفته است: (… اما سمت مذهب به امامت و وصف گروهی از شیعه به امامیه، آن پرچمی است بر کسی که قائل به وجوب امامت و وجود آن در تمام زمانها مى باشد، و وصیت آشکار و عصمت و کمال برای هر امامی را واجب داند…).أوائل المقالات: ص۳۸.

 

و علامه حلّی گوید: (امام باید در او وصیت باشد، زیرا عصمت از جمله امور باطنی است که جز خداوند از آن آگاهی ندارد، پس باید وصیت باشد تا عصمتش را آشکار سازد، یا ظهور و تجلّی یک معجزه بدست او که بیانگر حقانیّتش باشد).الباب الحادى عشر: ص۴۸.

بلکه اجماع شیعیان در مورد معرفت و شناخت امام از طریق وصیت می باشد، مقداد سیوری در شرح کلام علامه متقدم، گفت:

(این اشاره ای به طریق شناخت و تعیین امام است، و اجماع حاصل شد مبنی بر برگزیدن از جانب خداوند و رسولش، و امام پیشین، عامل انتصاب و تعیین امام پسین می باشد…).شرح الباب الحادي عشر(شرح باب یازدهم): ص۹۴.

همانطور که هر انسانی به راحتی و سادگی این قانون را درک می کند، پس هر انسانی که صاحب کارخانه یا مزرعه یا کشتی یا هر چیز دیگری که در آن کارگرانی مشغول به کار هستند، لازم و ضروری است که برای آنان مدیری انتخاب کند و به او وصیت و سفارش کند و الا هرج و مرج و کار آنان با شکست مواجه خواهد شد، همچنین که این شخص باید از همه داناتر و دارای مدیریتی با سطح بالا باشد، سپس بعد از آن، آنها را به اطاعت از او امر می کند تا در پی این اطاعت و عمل، هدفش نیز محقق شود، و در غیر این صورت ترک هر یک از مواردی که ذکر شد او پاسخگو و مسؤول می باشد.

 حجت خدا با وصیت شناخته می شود

 وصیت به اولیای خدا از روزی که آدم (ع) آفریده شد آغاز و تا روز قیامت ادامه پیدا خواهد کرد، و همواره اولیای خدا با وصیت که قانون اول شناخت است شناخته می شوند، و هیچ کس به غیر از اولیای خدا نمی تواند آن را ادعاء کند، زیرا برای ولی خدا به ذخیره گذاشته شده است، و حاشاه سبحانه که به فرد مبطلی اجازه دهد مدعی آن شود، و این قانونی که هزاران سال جریان داشت را بشکند.

عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّضْرِيِّ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) بِمَا يُعْرَفُ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ؟ قَالَ: بِالسَّكِينَةِ وَالْوَقَارِ وَالْعِلْمِ وَالْوَصِيَّة).
مغيره نضرى گوید: (به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم، صاحب اين امر با چه چیزی شناخته می شود؟ فرمود: با سنگينى و متانت و علم و وصيت).بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج ۲۵ ص ۱۳۸، الخصال ج ۱ ص ۲۰۰.     

 

عن أبي عبد الله (ع) في خبر طويل قال: ( … يعرف صاحب هذا الأمر بثلاث لا تكون في غيره: هو أولى الناس بالذي هو قبله، وهو وصيّه وعنده سلاح رسول الله ووصيته…).
نقل از ابی عبدالله (ع) فرمود: (صاحب امر را با سه نشانه می توان شناخت که در غیر او نیست او سزاوارترین فرد به شخص قبل از خود می باشد، او وصی می باشد، سلاح رسول الله و وصیتش را داشته باشد).الكافي: ج۱ ص۴۲۸.

وصیت را کسی جز صاحبش نمی تواند ادعاء کند

وصیت مقدس، متنی است که خلیفه ى الهی در آن با نام صریح توسط آن شناخته می شود، و متن تشخيصى، دليلى روشن و حجتی کامل و کافی برای اثبات حقانیّت صاحبش است، خداوند تعالی در مورد تمام آنچه که عیسی (ع) آورده و از جمله بشارت به اسم رسول الله می فرماید:

﴿وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ﴾، (و بشارت دهنده ای به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏ آيد و نام او احمد است بشارتگرم، پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد گفتند اين سحرى آشكار است).الصف: ۶.

پس اگر وصیت دليلى روشن بوده، در این صورت کسی جز صاحبش نمی تواند ادعای آن را بکند و الا هرگز دليلى روشن نخواهد بود.

و وصیت کسی جز صاحبش آن را ادعا نمی کند؛ زیرا آن کتابی بازدارنده از هر گونه لغزش می باشد همانگونه که محمد (ص) به آن وعده داده است: (برایم صحیفه و دواتی بیاورید تا کتابی برایتان بنویسم که بعد از آن هرگز گمراه نخواهيد شد)، در حالیکه اگر امکان دستیابی به آن برای کسی غیر از صاحبش فراهم می بود و با آن بر مردم احتجاج می کرد قطعاً مایه ى گمراهی مردم می شد، و این امر خلاف وعده ى رسول الله (ص) است و بلا نسبت ايشان كه غير ممكن است خلاف وعده عمل كند.

و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا امیر المؤمنین (ع) آن را ذکر کرده و از امور خاص و منحصر به فرد خلفای الهی شمرده و فرمود:

(لا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّد (ص) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَلا یُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَیْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ إِلَیْهِمْ یَفِیءُ الْغَالِی وَبِهِمْ یُلْحَقُ التَّالِی وَلَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلایَةِ وَفِیهِمُ الْوَصِیَّةُ وَالْوِرَاثَةُ).

(هيچ كس با مرتبه و مقام خاندان پيامبر از اُمّت اسلامى سنجيده نمى شود و هيچ گاه كسانى كه خود مشمول نعمت هاى اهل بيت هستند، با خود آنان برابر نمى شوند؛ آنان اساس دین و ستون یقین هستند، هر که از حدّ در گذرد به آنان بازگردد، و آن که وامانده، بديشان پيوندد. حقّ ولايت خاص ايشان است و وصيّت و ميراث مخصوص آنان).بحار الأنوار: ج۲۳ ص۱۱۷.

و مانند کلام فرزندش صادق از آل محمد (ص) که فرمود:

(یَا مَنْ خَصَّنَا بِالْکَرَامَةِ وَخَصَّنَا بِالْوَصِیَّةِ وَوَعَدَنَا الشَّفَاعَةَ وَأَعْطَانَا عِلْمَ مَا مَضَى وَمَا بَقِیَ وَجَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَیْنَا وَجَعَلَنَا وَرَثَةَ الأَنْبِيَاءِ).

اى كسى كه ما را به كرامت و وصايت ممتاز كرد و به ما وعده ى شفاعت داد و علم گذشته و آينده را به ما عطاء نمود و دل هاى برخى از مردم را به ما متمايل ساخت و ما را وارثان انبیاء قرار داد).بصائر الدرجات: ص۱۴۹.

و اگر دیگران در این ادعا تمکین می یافتند دیگر وصیت از ویژگی های خاص و منحصر به فرد ائمه (ع) نبود.
و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا امام باقر (ع) آن را ترازویی برای شناخت صاحب حق قرار داد، آن هنگام که از ایشان در مورد راه شناخت صاحب امر پرسیده شد، فرمود:

(با سنگینی و متانت و علم و وصیت).بصائر الدرجات: ص۵۰۹.

و ادعای آن توسط شخصی گمراه یعنی اینکه همیشه آن راه رساندن به صاحب حق نمی باشد، و امام (ع) از به گمراهی کشاندن مردم و خلاف وعده مبراء است.

و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا امام رضا (ع) در برابر علمای یهود و نصاری، حق جدّش رسول الله (ص) را از طریق متنهایی از کتبشان با اسم ایشان را ثابت کرد، پس بهانه جویی کردند و گفتند:

از کجا معلوم که آن محمد یاد شده همان محمد جدّ شماست؟ پس حضرت فرمود: با شک و تردید احتجاج نمودید! آیا خداوند قبل یا بعد از خلقت آدم تا این روز، پیامبری را مبعوث کرده که نامش محمد باشد؟ و یا در کتبی که خداوند بر تمام انبیاء نازل کرده، نامی غیر از محمد می یابید؟ پس در پاسخ خاموش ماندند).بحار الأنوار: ج۴۹ ص۷۵.

پس امام (ع) عدم ادعای کسی غیر از صاحب اسم و اوصاف مذکور در کتبشان را دلیلی بر مصداق بارز و اصلی اوصاف (محمد) قرار داد، آن هم تنها با ادعای وصیت و فرموده ی ایشان که: او صاحب حق است، و به عبارت دیگر وصیت مشخص را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند. و این پاسخ، دقیقاً همان پاسخی است که به شک کنندگان امروز داده می شود که می گویند: (از کجا معلوم که احمد الحسن همان احمد مذکور در وصیت است).

و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا اگر مؤمنی تاریخ دعوتهای الهی تا زمان آدم را مورد مطالعه قرار دهد، مدعی باطلی را نمی یابد که با ذکر اسمش در وصیت خلیفه ی سابق، مردم را مورد احتجاج قرار داد، آری، کسانی هستند که ادعای نبوت و امامت کردند، امثال مُسَیلمه و سُجاح و غیر آنها، اما هرگز کسی از آنها را نمی یابیم که وصیت خلیفه ی سابق بر خود را آشکار ساخت تا بگوید این نام یاد شده در وصیت، نام من است.

آیا این همه کافی نیست تا اطمینان حاصل کنید که احمد الحسن با آشکار ساختن وصیّت جدّش رسول الله (ص) که در آن نامش یاد شده و به ثبوت رسیده و احتجاجش با آن بر شما در ادعای خود صادق است، و بعد از این همه چگونه انسان به نفوذِ شک و تردید در سینه اش اجازه می دهد تا در پی آن عذر و بهانه ای بتراشد؟! آیا باقر از آل محمد (ع) شما را از راه شناخت صاحب پرچم هدایت با خبر نساخت؟! آن هنگام که فرمود:

(هر چیزی بر شما ایجاد اشکال و شبهه کند، مگر آن عهد از جانب رسول الله (ص) و پرچم و سلاح ایجاد شبهه و اشکال نمی کنند).بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۲۳.

 وصيت رسول اكرم صلی الله علیه و آله در شب وفاتشان

عن جماعة عن أبي عبد اللّه الحسين بن عليّ بن سفيان البزوفريّ عن عليّ بن سنان الموصليّ العدل عن عليّ بن الحسين عن أحمد بن محمّد بن الخليل عن جعفر بن أحمد المصريّ عن عمّه الحسن بن عليّ عن أبيه عن أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد عن أبيه الباقر عن أبيه ذي الثّفنات سيّد العابدين عن أبيه الحسين الزّكيّ الشّهيد عن أبيه أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا و أنت يا عليّ أوّل الإثني عشر الإمام؛ سمّاك في سمائه عليّاً المرتضى وأمير المؤمنين والصّدّيق الأكبر والفاروق الأعظم والمأمون المهديّ، فلا تصلح هذه الأسماء لأحد غيرك. يا عليّ أنت وصيّي على أهل بيتي حيّهم وميّتهم وعلى نسائي؛ فمن ثبّتّها لقيتني غداً، ومن طلّقتها فأنا منها بري‏ء لم ترني ولم أرها في عرصة يوم القيامة، وأنت خليفتي على أمّتي من بعدي. فإذا حضرتك الوفاة فسلّمها إلى ابني الحسن البرّ الوصول، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابني الحسين الزّكيّ الشّهيد المقتول، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه سيّد العابدين ذي الثّفنات عليّ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد باقر العلم، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه جعفر الصّادق، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه موسى بن جعفر الكاظم، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه عليّ الرّضا، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد التّقيّ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه عليّ النّاصح، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه الحسن الفاضل، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از جماعتی از ابی عبدالله الحسین بن علی بن سفیان بزوفری از علی بن سنان موصلی عدل از علی بن الحسین از احمد بن محمد بن خلیل از جعفر بن احمد مصری از عمویش حسن بن علی از پدرش از ابی عبدالله جعفر بن محمد از پدرش باقر از پدرش زین العابدین از پدرش سيد الشهداء از پدرش امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى. پس تو يا على اوّلين دوازده امام مى باشى. خداى تعالى تو را در آسمان على مرتضى، و امير مؤمنان، صديق اكبر، و فاروق اعظم، و مأمون و مهدى ناميده است، و اين نامها براى غير تو شايسته نيست. اى على تو وصىّ من بر خاندانم زنده و مرده شان هستى، و نيز وصى بر زنانم هستى، هر یک را كه تو به همسرى من باقى گذارى فرداى قيامت مرا ديدار كند و هر یک را تو طلاق دادى من از وى بيزارم و مرا نخواهد ديد و من نيز او را در صحراى محشر نخواهم ديد، و تو پس از من خليفه و جانشين من بر امتم هستى، هر گاه وفاتت رسيد (خلافت) را به فرزندم حسن واگذار كن، كه او برّ وصول است (برّ به معنى نيكوكار، و وصول، به معنى بسيار پيوند كننده بين خويشان). چون او وفاتش رسيد آن (خلافت) را به فرزندم حسين زكىّ شهيد مقتول بسپارد، چون هنگام وفات‏ حسين رسيد آن (خلافت) را به فرزندش سيد العابدين ذى الثّفنات علىّ بسپارد، چون هنگام وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد باقر العلم بسپارد، و چون وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش جعفر صادق واگذار كند، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش موسى بن جعفر كاظم بسپارد، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش على بسپارد، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد تقى واگذارد، و چون هنگام وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش على ناصح بسپارد، و چون وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش حسن فاضل واگذارد، و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).

و الحمد لله وحده

منابع وصیت:

  اصل وصيت در كتاب غيبة الطوسي چاپ سوم ۱۳۸۳ ، صفحه ۱۵۰ و ۱۵۱ و چاپهای جدید صفحه ۳۰۰. فصل روايات الخاصة في أنّ الائمة عليهم السلام اثنا عشر، النجم الثاقب ج۲ ص۴۱، الشیخ الحر العاملی در إثبات الهداة ج۱ ص۵۴۹ ح ۳۷۶ ، الشیخ الحر العاملی کتاب الايقاظ من الهجعة ص۳۹۳، الشیخ حسن بن سليمان الحلي در کتابه مختصر البصائر ص ۱۵۹، العلامه المجلسي در بحار الانوار ج ۵۳ ص ۱۴۷- بحار انوار ج۱۳ باب سى و پنجم به اختصار و در ج ۳۶ ص ۲۶۰ کاملاً ذکر شده است، الشيخ عبدالله البحراني در کتاب العوالم ج ۳ ص ۲۳۶، غاية المرام ج ۲ ص ۲۴۱، سید هاشم بحرانی در کتاب غاية المرام ج ۱ ص ۳۷۰ ، الانصاف ص ۲۲۲ سید هاشم بحراني، نوادر الأخبار فیض کاشانی ص ۲۹۴، كتاب مكاتيب الرسول شيخ ميانجی ج۲ ص۹۶، مختصر معجم احاديث الامام المهدی شيخ علی کورانی صفحه ۳۰۱.

شیخ میرزا النوری در کتاب النجم الثاقب ج ۲ ص ۷۱ ۱ و اشاره بدین کرد که وصیت دارای سندی معتبر است، و این متنی است که آن را شیخ میرزا النوری ذکر نمود:

(روى الشيخ الطوسي بسندٍ معتبر عن الامام الصادق (ع) خبراً ذكرت فيه بعض وصايا رسول الله (ص) لأمير المؤمنين (ع) في الليلة التي كانت فيها وفاته).

(شیخ طوسی با سندی معتبر از امام صادق (ع) خبر برخی از وصیت های رسول الله (ص) به علی (ع) در شب وفاتشان را ذکر نمود).

سید محمد محمد صادق الصدر نیز صحت سند وصیت را جستجو و آن را در کتاب تاريخ ما بعد الظهور ص۶۴۱ ذکر نمود.
مصدر فارسى دیگر: ترجمه ی حديث از كتاب مهدى موعود ج ۱۳ صفحه ۵۵۱ و ۵۵۲ باب سى و چهارم: ذكر خلفاء حضرت مهدى (ع) و اولاد او و احوالى كه بعد از آن حضرت واقع مى شود.

 

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف