wrapper

آخرین اخبار

ادله دعوت برای مسیحیان

ادله دعوت برای مسیحیان (154)

سه نکته مهم در مورد تعدد زوجین پیامبر اسلام

سه نکته مهم در مورد تعدد زوجین پیامبر اسلام

قسمت اول :

پس از آن‌که در قسمت قبل، به علت تعدد همسران رسول خدا (ص) با بیان احمدالحسن پرداختیم؛ نکته‌ای را در ارتباط با تعدد همسران در کتاب مقدس مطرح می‌کنیم و آن، این است که حتی برخی انبیاء الهی را در کتاب مقدس می‌نگریم که دارای چند همسر بودند. به عنوان مثال:

در مورد ابراهیم نبی در پیدایش 16 : 3 آمده است: «بنابراین سارای هاجر را به عنوان زن صیغه به اَبرام داد».

و در مورد یعقوب  نبی در پیدایش 32 : 22 آمده است: «همان شب یعقوب برخاست. دو زن و دو صیغه و یازده فرزند خود را از وادی یبوق گذرانید».

و یعقوب از انبیای الهی بود، گرچه هنوز در بین مسیحیان اختلاف است که آیا او یک نبی بود یا خیر؛ اما با رجوع به پیدایش 28 و پیدایش 49، به واقع این امر واضح می‌گردد که او یک نبی بوده است:

[https://goo.gl/oPzBXK]

گذشته از نبی‌بودن این اشخاص، آنان اجداد عیسی مسیح هستند و تعصب جاهلانه برخی مسیحیان زمانی ثابت می‌گردد که آنان در حین ایراد به محمد (ص) از این انبیاء صرفه نظر می‌کنند و تنها تعدد زوجین رسول خدا (ص) را دست‌آویزی برای وارد کردن تهمت‌ها بر او، قرار می‌دهند؛ و این صفت ناشی از جهل و کوری آنان نسبت به حقایق است و در واقع ما را به یاد اشعیا 44: 18 می‌اندازد:

«ایشان نمی‌دانند و نمی‌فهمند؛ زیرا که چشمان ایشان را بسته است تا نبینند و دل ایشان را تا تعقّل ننمایند».

 

قسمت دوم :

آیه‌ای در باب 17 از کتاب تثنیه وجود دارد که ممکن است یک مسیحی بر حسب آن گمان کند که همواره تعدد زوجین خلاف اراده الهی می‌باشد. در تثنیه 17: 15-18 آمده است:

« ۱۵ البته پادشاهی را که یهُوَه خدایت برگزیند بر خود نصب نما. یکی از برادرانت را بر خود پادشاه بساز، و مرد بیگانه‌ای را که از برادرانت نباشد، نمی‌توانی بر خود مسلط نمایی. 16 لکن او برای خود اسب‌های بسیار نگیرد و قوم را به مصر پس نفرستد، تا اسب‌های بسیار برای خود بگیرد، چون‌که خداوند به شما گفته است بار دیگر به آن راه برنگردید. ۱۷ و برای خود زنان بسیار نگیرد، مبادا دلش منحرف شود، و نقره و طلا برای خود بسیار زیاده نیندوزد.  ۱۸ و چون بر تخت مملکت خود بنشیند، نسخه این شریعت را از آن‌چه از آن، نزد لاویان کهنه است برای خود در طوماری بنویسد».

در پاسخ به این اشکالی که ممکن است مسیحیان به‌جهت برداشت غلط از آیه 17 دچارش شده باشند، می‌گوییم:

1): اگر به کلیت آیات بنگریم متوجه خواهیم شد که این اوامر و احکام متوجه پادشاه می‌باشد، و نه سایر مردم.

2): در آیه آمده است: «زنان بسیار نگیرد»! به عبارت «بسیار» دقت کنید. در آیه اشاره نشده است که «زنان دیگر نگیرد».

3): همچنین در قسمت قبل [نکات مهم (قسمت اول)] دو مورد از تعدد زوجین انبیاء الهی مانند «ابراهیم نبی» و «یعقوب نبی» را ارائه نمودیم و اثبات شد که این مسئله خلاف اراده الهی نمی‌باشد، چراکه اگر اینچنین بود خداوند بارها آن‌را محکوم می‌نمود و یا آنان را از این‌کار منع می‌کرد. پس این موضوع حداقل نمی‌تواند در مورد انبیاء صادق باشد.

 

قسمت سوم :

در ارتباط با قضیه چند‌همسری در کتاب مقدس، به سایت مسیحی Got Questions که به بررسی این موضوع پرداخته است، نگاهی می‌اندازیم:

"چرا خدا چندهمسری را در عهد عتیق روا داشت؟ کتاب مقدس مشخصاً نمی‌گوید که چرا خدا چندهمسری را روا داشت. از آن‌جا که می‌خواهیم درباره سکوت‌کردن خدا در این مسئله گمانه‌زنی کنیم، چند فاکتور کلیدی را باید مد نظر داشته باشیم. نخست این‌که، همیشه تعداد زنان در جهان بیشتر از مردان بوده است. آمارهای کنونی نشان می‌دهد که تقریباً 50.5% جمعیت جهان را زنان و 49.5% را مردان تشکیل می‌دهند. اگر فرض کنیم که همین نسبت در دوران باستان بوده است، در جمعیت یک میلیون نفری، تعداد زنان 10000 نفر بیشتر از مردان خواهد بود. دوماً جنگ در دوران باستان بی‌رحمانه بوده و شمار مرگ و میر بسیار بالا بود. این منجر می‌شد که درصد زنان از مردان حتی بیشتر از این هم بشود. سوماً به خاطر جوامع پدرسالاری، تقریباً غیر ممکن بود که یک زن مجرد بتواند خودش را تامین کند. اکثر زنان بی‌سواد بودند. زنان به پدران و برادران و شوهرانشان برای توشه زندگی و محافظت متکی بودند. زنانِ ازدواج نکرده به روسپی‌گری یا بردگی کشیده می‌شدند. تفاوت قابل توجه بین تعداد زنان و مردان، می‌توانست منجر به این شود که زنان بسیار زیادی تحت شرایط ناخوشایند قرار گیرند.

پس به نظر می‌رسد که خدا چندهمسری را احتمالاً برای محافظت و تامین زنانی که در غیر این صورت نمی‌توانستند شوهر پیدا کنند، روا داشته است. مرد، چند زن اختیار می‌کرد و به عنوان محافظ و تامین‌کننده همه‌شان خدمت می‌کرد. هرچند که قطعاً چنین چیزی ایده‌آل نیست، اما زیستن در خانه‌ی مردی که چند همسر داشت، بسیار بهتر از گزینه‌های جایگزین بود: روسپی‌گری، بردگی، تلف‌شدن از گرسنگی. چندهمسری علاوه بر فاکتور حفاظت / تامین، موجب می‌شود که ازدیاد نسل بشر بسیار سریع‌تر شود، و فرمان خدا را محقق کند که «بارور کثیر شوید و زمین را پر سازید» (پیدایش 7:9). مردان قادر هستند که در یک دوره زمانی، چند زن را بارور کنند و موجب شوند که رشد جمعیت انسان‌ها بسیار سریع‌تر شود، نسبت به حالتی‌که هر مرد سالی فقط یک فرزند تولید می کرد".(https://goo.gl/leyDV2)

آری! علی‌رغم تفکرات اشتباه بسیاری از مسیحیان، این سایت مسیحی نیز در بخشی از مقاله‌ای که ارائه کرده؛ علت‌هایی را بر می‌شمارد که منطقی می‌باشند، و مطابق است با آن‌چه که احمدالحسن آن‌را تبیین کرده است.

ادامه مطلب...

علت تعدد همسران محمد نبی (ص)

علت تعدد همسران محمد نبی (ص)

بسیاری از مسیحیان به قضیه تعدد زوجین محمد (ص) با دیدی یک‌طرفه می‌نگرند. در این مطلب به چرایی تعدد همسران رسول خدا (ص) با بیان احمدالحسن می‌پردازیم. ایشان در این مورد فرمودند:

"اما موضوع ازدواج در زمان رسول الله (ص) به‌یژه در محیط زندگی ایشان و حتی قبل از اسلام، به‌دلیل فراوانی زنان نسبت به مردان، ازدواج متعدد بود. و همان‌گونه که معلوم است راه‌حل اخلاقی اجتماعیِ پذیرفته شده برای این نوع مشکل، به‌جز تعدد همسران نبود. و دلیل این مشکل در آن محیط، جنگ و کارزار مستمر و راهزنی بود و این باعث شد که به‌طور مداوم تعداد بسیاری از مردان کشته شوند، در حالی‌که زنان در منازل خود خانه‌ نشین بودند، و معمولاً از منزل خارج نمی‌شدند و هیچ خطری آن‌ها را تهدید نمی‌کرد، و حتی در جنگ‌ها آنها را به اسارت می‌بردند اما به قتل نمی‌رساندند و این بر عکس مردان بود. و درصد بسیار زنان، مشکل اجتماعی در همان محیط را تا درجه‌ای افزایش می‌داد که بیشتر زنانی که موفق به ازدواج نمی‌شدند، پرچم‌هایی را بر می‌افراشتند و اعلام می‌کردند که مایل به ارتباط جنسی با مردان هستند، و به زنان صاحب پرچم‌های قرمز معروف بودند. و بسیاری از مردان، دختران خود را در حالی‌که کوچک بودند، در پدیده ی مشهور به  "زنده به گور‌کردن دختران" می‌کشتند، و آن‌هم بدلیل فراوانی زنان در آن جامعه، و عدم دست‌یابی بسیاری از آنان به همسر، و پناه‌بردن به شهوت‌رانی، به بدون ضابطه و قانونِ اجتماعی بود (مانند ازدواج).

و رسول الله (ص) قانونی را برای تنظیم ارتباط جنسی، در چنان  جامعه ای در قالب ازدواجی با قانون و ضابطه آوردند، به گونه‌ای که نسب‌ها ضایع نشوند. پس تعدد همسران را با قانون اجتماعی که ضامن حق و کرامت زن است، در چنین حالت سرگردانی اجتماعی تشریع کردند، بگونه‌ای که زن وسیله‌ای نباشد که مردان آن را دست به دست کنند، مانند زنان صاحب پرچم‌ها؛ بلکه همسری محترم با حقوق قانونی برای مردی باشد. و قانون تعدد همسران که پیامبر (ص) آورد، بهترین راه‌حل برای پدیده‌ی اجتماعی سرگردانی زنان بود. و در طی چند سال اندک پدیده زنده به گور کردن دختران و صاحبان پرچم‌های قرمز به پایان رسید. این در مورد قانون‌گذاری رسول الله (ص) درباره‌ی پدیده تعدد همسران برای حل مشکل اجتماعیِ فراوانی تعداد زنان در جامعه بود.

اما در مورد تصرف ایشان (ص)، دلیل آن به‌ویژه این بود که بیشتر مردان از ازدواج با چند زن، بدلیل دشواری زندگی و سختی تهیه غذا و امثال آنها رویگردان بودند. پس اقدام رسول الله (ص) بر ازدواج با چند زن با وجود تنگ‌دستی ایشان، برای تشویق دیگران بود و اقدام ایشان خارج از حدود زندگی اجتماعی محیطی که در آن زندگی می‌کردند، نبود که آن محیط به مردانی که در آن زندگی می‌کردند، فرض می‌کرد تا با چند همسر ازدواج کنند تا معضل بزرگ فراوانی زنان نسبت به مردان حل شود که راه‌حلی اخلاقی باشد و نیاز بیولوژی زنان به جنس مخالف را پُر کند و کرامت او را با تعدد زوجات حفظ نماید.

بعد از این توضیح، اعتقاد دارم که از نادانی و بی‌خردی است که بر مردی که هفت زن را به همسری برگزیده اشکال وارد کنند، در حالی‌که در جامعه‌ای زندگی می‌کند که در صد زنان نسبت به مردان هفت به یک است. زیرا تو در قرن بیست و یکم در جامعه ای زندگی می‌کنی که در صد زنان نسبت به مردان یک به یک است و اغلب مردان در آن فقط با یک زن ازدواج می‌کنند. پس ازدواجت با هفت زن در زمان تو و جامعه‌ی تو اشتباه است، اما همچنین ازدواج آن مرد با یک زن در آن بُرهه از زمان و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کرد، اشتباه بود و بلکه اشتباهی بزرگ و ویران‌کننده‌ی جامعه بود؛ زیرا که باعث بوجود آمدن پدیده‌هایی مانند زنده به گور کردن دختران و صاحبان پرچم‌ها می‌شد".

(صفحه رسمی فیس‌بوک، 1392/06/23)

ادامه مطلب...

نکات مهم درباره نبوت پیامبر اسلام

نکات مهم درباره نبوت پیامبر اسلام

قسمت اول

 مسیحیان معتقدند با توجه به این که عهد خداوند با اسحاق بسته شد، پس هیچ نبی‌ای از نسل اسماعیل نخواهد بود و برای اثبات دعای خویش به پیدایش 17: 21 استناد می‌نمایند که در آن آمده است:

«لکن عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت که ساره، او را بدین وقت در سال آینده برای تو خواهد زایید».

محققین عزیز اگر با این شبهه از سوی مسیحیان مواجه شدید، لطفاً به چند نکته توجه فرمائید:

نکته اول: از مسیحیان درخواست کنید که تنها یک آیه از تنخ [عهد قدیم نزد مسیحیان] بیاورند که در آن، به صراحت بیان شده باشد که انبیاء فقط و فقط از نسل اسحاق خواهند بود و نه از نسل اسماعیل!

نکته دوم: همچنین از آن‌ها بخواهید که یک آیه بیاورند که گفته شده باشد منظور از عهد همان نبوت است!

نکته سوم: توجه داشته باشید که آن «عهد» طبق کتاب مقدس «بخشیدن زمین» می‌باشد. کافی‌ست برای نمونه به خروج 6 : 3 - 8 مراجعه نمائیم که به صورت روشن‌تر منظور از آن عهد را بیان می‌کند و در آن آمده است:

«۳ و به ابراهیم و اسحاق و یعقوب به نام خدای قادر مطلق ظاهر شدم، لیکن به نام خود، یهوه، نزد ایشان معروف نگشتم. ۴ و عهد خود را نیز با ایشان استوار کردم که زمین کنعان را بدیشان دهم، یعنی زمین غربت ایشان را که در آن غریب بودند. ۵ و من نیز چون ناله بنی‌اسرائیل را که مصریان ایشان را مملوک خود ساخته‌اند شنیدم، عهد خود را بیاد آوردم. ۶ بنابراین بنی اسرائیل را بگو، من یهوه هستم، و شما را از زیر مشقت‌های مصریان بیرون خواهم آورد، و شما را از بندگی ایشان رهایی دهم، و شما را به بازوی بلند و به داوری‌های عظیم نجات دهم. ۷ و شما را خواهم گرفت تا برای من قوم شوید، و شما را خدا خواهم بود، و خواهید دانست که من یهوه هستم، خدای شما، که شما را از مشقت‌های مصریان بیرون آوردم. ۸ و شما را خواهم رسانید به زمینی که درباره آن قسم خوردم که آن را به ابراهیم و اسحاق و یعقوب بخشم. پس آن را به ارثیت شما خواهم داد. من یهوه هستم».

و همچنین در لاویان 26: 42 آمده است:

«آنگاه عهد خود را با یعقوب بیاد خواهم آورد، و عهد خود را با اسحاق نیز و عهد خود را با ابراهیم نیز بیاد خواهم آورد، و آن زمین را بیاد خواهم آورد».

نکته چهارم: همچنین از دیگر موارد قابل‌توجه، سخن عیسی مسیح در انجیل متی 21: 43 است که خطاب به بنی‌اسرائیل این‌گونه بیان نمود:

«از این‌جهت شما را می‌گویم که ملکوت خدا از شما گرفته شده، به امتی که میوه‌اش را بیاورند، عطا خواهد شد»؛

و این امت در کلام عیسی مسیح، همان «امتی عظیم» می‌باشد که خداوند در پیدایش 21: 17-18 وعده داده است که از نسل اسماعیل پدید خواهند آمد؛ چنان‌که احمد الحسن آن‌را به‌روشنی تبیین نموده است. (سیزدهمین حواری، صفحه 212-214)

 

قسمت دوم

 یکی از شبهات دیگر مسیحیان حولِ وجود جانشینان الهی از نسل اسماعیل، این است که می‌گویند: چگونه برای بنی‌اسرائیل نبی‌ای از میان دشمنانش یعنی بنی‌اسماعیل مبعوث می‌شود؟! و پاسخ این شبهه بنی‌اسرائیلی مسیحیان این‌گونه است:

 1): از مسیحیان می‌خواهیم به این سوال پاسخ دهند که چه کسی دشمن‌ترین دشمنان انبیای بنی‌اسرائیل بود، به‌جز خود بنی‌اسرائیل؟! آیا این بنی‌اسرائیل نبود که پیامبران را می‌کشت و سنگسار می‌کرد و نیز بت پرست شده و علیه انبیای خداوند اقدام می‌نمود؟!

به اشاره انجیل متی 23 : 33-39 عیسی مسیح خطاب به یهود گفت:

«۳۳ ای ماران و افعی‌زادگان! چگونه از عذاب جهنّم فرار خواهید کرد؟ ۳۴ لهذا الحال انبیا و حکماء و کاتبان نزد شما می‌فرستم و بعضی را خواهید کشت و به دار خواهید کشید و بعضی را در کنایس خود تازیانه زده، از شهر به شهر خواهید راند، ۳۵ تا همه خون‌های صادقان که بر زمین ریخته شد بر شما وارد آید، از خون هابیل صدیق تا خون زکریا ابن برخیا که او را در میان هیکل و مذبح کشتید. ۳۶ هرآینه به شما می‌گویم که این همه بر این طایفه خواهد آمد! ۳۷ «ای اورشلیم، اورشلیم، قاتل انبیا و سنگسار‌کننده مرسلان خود! چند مرتبه خواستم فرزندان تو را جمع کنم، مثل مرغی که جوجه‌‌‌های خود را زیر بال خود جمع می‌کند و نخواستید! ۳۸ اینک خانه شما برای شما ویران گذارده می‌شود. ۳۹ زیرا به شما می‌گویم از این پس مرا نخواهید دید تا بگویید مبارک است او که به نام خداوند می‌آید.»».

همچنین کدام یک از اعراب حتی یک نبی بنی‌اسرائیل را سنگسار کرده یا به قتل رسانیدند؟! پس این استدلال مضحک را کنار بگذارید و تاریخ را ورق بزنید که حتی پیامبر اسلام نیز هیچ دشمنی ای با یهودیان نداشت تا وقتی‌که یهودیان پیامبرکش طبق سنت همیشگی خودشان، علیه نبی‌ای از انبیای خداوند توطئه‌چینی کرده و در عهد و پیمان خود خیانت نمودند؛ چراکه آنان حتی طبق کتاب مقدس در کتاب اشعیا 1: 3 این‌گونه معرفی شده‌اند: «گاو مالک خویش را و الاغ آخور صاحب خود را می‌شناسد، امّا اسرائیل نمی‌شناسند و قوم من فهم ندارند».

 2) می‌گویید چطور ممکن است از اعراب و بنی‌اسماعیل یک نبی مبعوث شود؟

می‌گوییم مانند نتنائیل باشید، هرچند به گمان چنگ زد. اما بعد از آن نور را دید و به او اقرار کرد. در انجیل یوحنا 1: 46 آمده است:

« نتنائیل بدو گفت: مگر می‌شود که از ناصره چیزی خوب پیدا شود؟ فیلپس بدو گفت: بیا و ببین».

و ما نیز چون فیلیپس می‌گوییم بیاید و دلایل را بخوانید و ببینید، و بدانید که اگر این دلایل را رد کنید. پس وای به حال شما! چراکه دلایل حقانیت محمد نبی واضح‌تر و بسیار محکم‌تر از دلایل یحیی نبی می‌باشد که وی را پیامبری بزرگ می‌دانید.

و شاید به‌قصد فرار از اقرار به حقانیت محمد بگویند که انجیل برای یحیی شهادت می‌دهد! در جواب می‌گوییم اناجیل ده‌ها سال پس از شهادت یحیی نوشته شده‌اند، چنان‌که مسیحیان نیز آن‌را می‌دانند و معتقدند که در زمان وی تنها تنخ [کتاب مقدس یهودیان؛ و عهد قدیم در نزد مسیحیان] موجود بوده است؛ و یهودیان نیز به‌چیزی به عنوان «بشارتِ آمدن یحیی در تنخ» هیچ اعتقادی ندارند و مطالب اناجیل در ارتباط با حقانیت یحیی را نیز تنها تفسیر به رأی‌های غلط و انحرافی از تنخ می‌دانند و هیچ ارزش و اعتباری برای آن قائل نیستند.

مجدداً تاکید می‌کنیم که دلایل حقانیت محمد نبی بسیار عظیم‌تر و واضح‌تر از دلایلی‌ست که انجیل مسیحیان در تفسیر تنخ در ارتباط با حقانیت یحیی ارائه نموده است. آیا شما مسیحیان می‌خواهید بدتر از یهود عمل نمایید؟!

 

قسمت سوم

 یکی از شبهات وارده مسیحیان بر مسلمانان آیه‌ای در متی 7: 15 می‌باشد که در آن آمده است:

«اما از انبیای کذَبِه احتراز کنید، که به لباس میش‌ها نزد شما می‌آیند ولی در باطن، گرگان درنده می‌باشند».

مسیحیان بر طبق این آیه نتیجه‌گیری می‌نمایند که هر نبی‌ای بعد از عیسی مسیح بیاید، او کذبه و دروغگو می‌باشد. در حالی‌که این یک نتیجه‌گیری اشتباه از آیه می‌باشد؛ چراکه هرگز در آیه، حصری وجود ندارد که بگوید: هر نبی‎ای که بعد از عیسی بیاید، کذبه است!

به‌عنوان مثال فرض کنید سازمان هواشناسی پیشبینی می‌نماید که بارندگی‌های بسیاری در سال به‌وقوع خواهد پیوست و نمی‌گوید تمام سال بارندگی خواهد بود. پس آیا عاقلی وجود دارد که معتقد باشد بر طبق این گزارش، تمام سال با بارندگی سپری خواهد شد؟!

همچنین حقانیت محمد نبی با دلایلی محکم‌تر از یحیی از طریق کتاب مقدس ثابت می‌شود؛ یحیی نبی‌ای که مسیحیان وی را یک نبی بزرگ می‌دانند اما بدلیل حرص و کینه نسبت محمد، به حقانیت او اقرار نمی‌کنند.

 

قسمت چهارم

 در تثنیه 18: 20-22 آمده است:

«و اما نبیّ‌ای که جسارت نموده، به اسم من سخن گوید که به گفتنش امر نفرمودم، یا به اسم خدایان غیر سخن گوید، آن نبی البته کشته شود»

و اگر در دل خود گویی: «سخنی را که خداوند نگفته است، چگونه تشخیص نماییم.» هنگامی که نبی به اسم خداوند سخن گوید، اگر آن چیز واقع نشود و به انجام نرسد، این امری است که خداوند نگفته است، بلکه آن نبی آن را از روی تکبر گفته است. پس از او نترس».

انبیاء در کتاب مقدس به دو دسته تقسیم شده‌اند: انبیاء راستین، و انبیاء دروغین. هنگامی‌که پیشگویی‌های آن نبی‌ای که خود را فرستاده خداوند می‌خواند محقق شود، مشخص می‌گردد که او یک نبی راستین می‌باشد. اما در مقابل، افرادی بوده‌اند که خود را نبی‌ای از جانب خداوند معرفی نموده و پیشگویی‌های دروغین منتشر می‌کردند [ارمیا 23: 25-27].

از آن‌جا که هم یهودیان و هم مسیحیان به عهد قدیم ایمان دارند، آیا حاضرند که این آیات را معیاری بجهت شناخت حقانیت یا عدم حقانیت محمد نبی قرار دهند؟! که البته اگر نپذیرند، ایمان خود را نقض کرده‌اند.

این آیه به‌تنهایی حقانیت محمد را اثبات می‌کند. تنها کافی‌ست به کتب احادیث و روایات رجوع کنیم تا از صدها پیش‌گویی وی در ارتباط با وقایع مربوط به عزیزترین نزدیکانش و حوادث زمان‌های آخر و... که بیان نموده و محقق شده است، آگاه شویم و در نتیجه ثابت گردد که او یک نبی راستین است که از جانب خداوند فرستاده شده؛ و هیچ عذری برای مسیحیان و یهودیان باقی نمی‌ماند جز آنکه با انکار و تکذیب وی، کتاب مقدس خویش و در نتیجه خدای خویش را رد نموده است.

 

قسمت پنجم

یکی دیگر از شبهات مسیحیان آیه متی 5: 17 می‌باشد:

«گمان مبرید که آمده‌ام تا تورات یا صُحُف انبیا را باطل سازم. نیامده‌ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم».

آن‌ها معتقدند که این آیه به این معناست که با آمدنِ عیسی مسیح، نبوت‌های عهد قدیم تحقق پیدا نمود و دیگر شخصی پس از عیسی مسیح به عنوان نبی نخواهد آمد.

در اثبات نادرستی این برداشت اشتباه به چند نکته اشاره می‌نماییم:

1): نه در این آیه، و نه در هیچ‌یک از بخش‌های عهد جدید، هیچ سخنی از عیسی مسیح وجود ندارد که گفته باشد: پس از وی، جانشین و نبی‌ای نخواهد آمد.

2): معنای آیه، این است که عیسی مسیح نیامد تا تورات و صحف را باطل سازد، بلکه با آمدن وی «برخی» از نبوت‌های عهد قدیم تحقق پیدا کرد؛ همان‌ها که برحقانیتش شهادت می‌داد. این ادعا را که او تنها تمام‌کننده «برخی از نبوت‌های عهد قدیم» بوده است را با توجه به شواهد کتاب مقدسی اثبات می‌نمائیم. برای نمونه:

عیسی مسیح تمام‌کننده نبوت حبقوق 3:3 نبوده است. در بخش‌های گذشته اشاره کردیم که حبقوق از شخصی خبر می‌دهد که از فاران خواهد آمد و کسی جز محمد نبی نمی‌تواند تمام‌کننده این نبوت باشد، چراکه بعد از حبقوق هیچ حادثه خاصی از فاران مورد نظر مسیحیان به‌وقوع نپیوست؛ بلکه از فاران واقع در عربستان که مکه و اطراف آن‌را شامل می‌گشت، نبی‌ای ظهور نمود که آمدنِ وی، همچون آمدنِ خداوند بود [چراکه وی تجلی خدا در بین خلق بود].

و نیز «شبیه پسر انسان» که در دانیال 7: 13 بیان گشته است، هرگز نمی‌تواند عیسی مسیح باشد؛ چراکه عیسی مسیح بر طبق عقیده مسیحیان «پسر انسان» می‌باشد. پس نتیجه این است که «شبیه پسر انسان» شخص دیگری است و به نزد «قدیم‌الایام» که او نیز یک انسان می‌باشد، می‌رسد. حتی ذکر این شخصیت یعنی «شبیه پسر انسان» در کتاب مکاشفه یوحنا 14:14 تکرار می‌شود و نیز مثال‌های بسیار دیگر که اگر آن‌ها را ذکر کنیم، مطلب به درازا خواهد کشید.

همچنین در یوحنا 1: 19 – 21 آمده است:

«۱۹ و این است شهادت یحیی در وقتی که یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سوال کنند که تو کیستی؛ ۲۰ که معترف شد و انکار ننمود، بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم. ۲۱ آنگاه از او سوال کردند: پس چه؟ آیا تو الیاس هستی؟ گفت: نیستم. آیا تو آن نبی هستی؟ جواب داد که نی».

و نیز در یوحنا 1: 24-25 آمده است:

«24 و فرستادگان از فریسیان بودند. 25 پس از او [یحیی] سوال کرده، گفتند: «اگر تو مسیح و الیاس و آن نبی نیستی، پس برای چه تعمید می‌دهی؟».

یهود در آن زمان می‌دانست که علاوه بر مسیح و الیاس، نبی دیگری نیز می‌آید. آنان بشارت آمدنش را در کتاب مقدس خوانده بودند و متوجه آن مسئله شده بودند و به او با لفظ «آن نبی» اشاره کرده‌اند. آمدنِ الیاس، اشاره به یحیی نبی داشت؛ همچنانکه عیسی مسیح آن‌را تبیین نمودد [متی 11: 14] و مسیح که عیسی بن مریم بود. اما آن نبی سوم چه کسی بود؟! و اگر برداشت یهود در تفکیک این سه شخصیت درست نبود، پس چرا یحیی موضع نگرفت؟ مگر یحیی یک نبی و یک اصلاح‌گر نبود؟ چگونه می‌توان قبول کرد که یحیی این اشتباه را به آنان گوشزد ننماید و فقط اشاره کند که من آن نبی نیستم! آیا جز این است که یحیی نیز با این تفکیک موافق بوده‌است.

پس نتیجه این است که اگر چه آمدنِ عیسی مسیح، تمام‌کننده بخشی از نبوت‌ها بود. اما هرگز تمام‌کننده تمام نبوت‌ها نمی‌باشد و عیسی نیز هرگز ادعا نکرد که تمام نبوت‌ها با آمدنِ وی تمام شده است. پس تفسیری که مسیحیان از آیه برداشت می‌کنند، بسیار سست و شکننده است و با ارائه مثال‌های کتاب مقدسی براحتی رد می‌شود.

ادامه مطلب...

محمد نبی (ص) در عهدین (قسمت سوم)

محمد نبی (ص) در عهدین (قسمت سوم)

در کتاب مقدس در قضیه تشنگی طفل [اسماعیل] و کوشش مادرش هاجر بجهت پیدا کردن آب، فرشته ای از سوی خداوند هاجر مورد خطاب قرار می‌گیرد و می‌گوید:

«ای هاجر، چه مشکلی داری؟ نترس. خدا گریه‌ی طفل را شنیده است. برخیز، برو طفل را بردار و آرام کن. من از نسل او امتی عظیم به وجود می‌آورم». (پیدایش 21: 17-18)

احمدالحسن می‌فرماید:

گمان نمی‌کنم که انسان عاقلی اعتقاد داشته باشد که کافران و مشرکان و بت پرستان نزد خداوند  متعال امت بزرگی باشند یا این‌که خداوند متعال، زیادیِ افراد را امت بزرگی بشمارد. و منظور از امت بزرگ -و عظمت از آن  خداوند  سبحان است- همان انبیاء و اوصیاء (علیهم السلام) هستند، یعنی مقصود از این امت عظیم که از اسماعیل (ع) بوده، انبیاء و اوصیاء (ع) از نسل او می‌باشند که آن ها بخصوص محمد و آل محمد (ع) هستند خلفای  خداوند  بر زمینش. (سیزدهمین حواری، صفحه ۶۳)

ادامه مطلب...

چهار نکته مهم در مورد آیات تثنیه ۲:۳۳ و حبقوق ۳:۳

نکات مهم (قسمت اول)
 در دو قسمتی که ارائه گردید، به دو آیه بشارتی مربوط به محمد نبی (ص) در کتاب مقدس اشاره کردیم و همچنین سعی نمودیم تا بسیاری از نکات مورد نیاز در بحث‌ها را بیان نماییم.
نبوتی که ابتدا در حدود 1400 سال پیش از میلاد توسط موسی نبی بیان گردید [تثنیه33: 2] و حدود 800 سال بعد از آن دوباره به زبان حبقوق جاری شد [حبقوق3:3تا حجتی بر همگان باشد که این آیات خبر از ظهور شخصی می‌دهند که قرار است در آینده ظهور نماید، و مربوط به اتفاقاتی که در سال‌های زندگانی موسی نبی رخ داده است، نمی‌باشد.
و مسیحیان بخوبی می‌دانند که بعد از حبقوق کسی از فاران مورد نظر آنان (که در سینا می‌باشد) ظهور نکرده است که آمدنش، آمدنِ خداوند تلقی شود و هیچ اتفاق خاصی از فاران مد‌ نظر آنان به‌ وقوع نپیوست؛ بدین ترتیب آن‌ها هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای در اختیار ندارند تا با آن به رد سخنان ما بپردازند.
همچنین آنان چاره‌ای ندارند جز آن‌که به فاران دیگری معتقد باشند که در سرزمین دیگری قرار داشته است. به‌عنوان مثال:
یاقوت حموی جغرافی‌ دان و تاریخ نویس مشهور قرن هفتم هجری: فاران نام سه جایگاه است. یکی: دهكده‌اى است در سغد سمرقند. از منسوبان بدان: ابو منصور محمد پسر بكر پسر اسماعيل سمرقندى فارانى. دوم –به نقل از ابو عبد اللّه قضاعى-: بلوكی از بلوك‌هاى روبروی مصر است. سوم: -به نقل از ابن ماكولا-: من شنیده‌ام كه: ابوبکر نصر پسر قاسم پسر قضاعه قضاعى فارانى اسكندرانى منسوب به همين كوه‌هاى فاران است كه كوه‌هاى حجاز است. (الحموی، شهاب‌الدین ابی‌عبدالله یاقوت، معجم‌البلدان، ج‏4، ص 225).
اما مسیحیان ممکن است بگویند که ما منابع اسلامی را نمی‌پذیریم و برای ما ارزشی ندارد:
پاسخ آن‌ها را این‌گونه می‌دهیم:
اولا: معنای نبوت حبقوق را به صورت صحیح بیان نمایند و به ما نشان دهند که بعد از حبقوق کدام قدوس از فاران آمده است؟
ثانیا: لازم است به آن‌ها بگوییم: شما که منابع غیر را قبول نمی‌کنید، پس به این سوالات توجه نمائید:
اگر شما مسیحیان به آیه‌ای در عهد قدیم یعنی اشعیا 7: 14 احتجاج می‌نمائید تا مریم را مصداق آن باکره معرفی نمائید، ابتدا باکره بودن مریم را از عهد قدیم اثبات نمائید؛ چراکه اناجیل در دید یهودیان بی‌ارزش است. همچنین در تلمود بابلی متعلق به یهودیان، سخنانی البته در مورد او بیان شده است که مخالف عقیده شما می‌باشد. پس بر شماست که ابتدا این موارد را فقط و فقط از عهد قدیم اثبات نمائید نه از منابع مسیحی.
و همچنین مثال دیگر: به انجیل متی 10:27-9 رجوع نمائید که ادعا شده است که قضیه سی پاره نقره، پیشگویی مربوط به ارمیای نبی می‌باشد. اما چنین چیزی در کتاب ارمیا مکتوب نیست. بلکه شبیه به آن در زکریا مکتوب است که اتفاقا آن جملات اصلا نبوت نمی‌باشند. بلکه مربوط به عمل و مزد زکریای نبی‌ست؛ و برخی از مسیحیان در پاسخ به این اشکال اساسی، مدعی هستند که نام دیگر زکریا، ارمیا بوده است! و یا نظر دیگری می‌دهند مبنی بر اینکه عهد قدیم زمانی به کتاب ارمیا معروف بوده است. از مسیحیان می‌خواهیم که فقط و فقط از عهد قدیم برای اثبات درستی نظرشان و رفع اشکال از انجیلشان استفاده نمایند.
اگر نتوانید این امور را اثبات نمائید، پس هیچ حقی ندارید تا بر حجیت داشتن منابع اسلامی ایراد وارد نمائید:
متی 5:7
ای ریاکار، اول چوب را از چشم خود بیرون کن، آن‌گاه نیک خواهی دید تا خس را از چشم برادرت بیرون کنی.
پس تدبر نمائید که چگونه مسیحیان با هر شبهه‌ای که همچون یهودیان طرح می‌نمایند در باتلاق شبهات خویش غرق می‌شوند و اساس اعتقادی خودشان را زیر سوال می‌برند.
 متی 7: 17-18
همچنین هر درخت نیکو، میوه نیکو می‌آورد و درخت بد، میوه بد می‌آورد. نمی‌تواند درخت خوب میوه بد آورد، و نه درخت بد میوه نیکو آورد.
 و ثالثا: به آیات زیر دقت نمائید:
یوحنا 8: 16-18
و اگر من حکم دهم، حکم من راست است؛ از آن‌رو که تنها نیستم. بلکه من و پدری که مرا فرستاد. و نیز درشریعت شما مکتوب است که شهادت دو کس حق است. من بر خود شهادت می‌دهم و پدری که مرا فرستاد نیز برای من شهادت می‌دهد».
 متی 18: 16
و اگر نشنود، یک یا دو نفر دیگر با خود بردار تا از زبان دو یا سه شاهد، هر سخنی ثابت شود.
 بر مسیحیان است که این قاعده کلی را بپذیرند که شهادت دو یا سه نفر برای اثبات هر ادعایی کافی‌ست، و عیسی مسیح نیز از این قاعده به‌جهت اثبات حقانیت خویش استفاده نموده است. نتیجه آن‌ست که منابع متعدد اسلامی بر طبق قاعده کتاب مقدسی، به این دلیل که از زبان چندین شاهد بیان شده‌اند، غیر قابل رد می‌باشند.
نکات مهم (قسمت دوم)
 در ادامه قسمت قبل، نکات مهم دیگری را بیان می‌کنیم.
یکی از شبهات احتمالی مسیحیان این است که: «فاران» مورد ادعای شما مسلمانان، بعدها پس از فارانی که در سینا قرار داشت، نامگذاری شده است و اعتباری ندارد.
در جواب می‌گوییم: اگر حتی این فرضیه درست باشد، مسیحیان نمی‌توانند ما را محکوم نمایند. علت را به اختصار شرح می‌دهیم:
به عنوان مثال در کتاب مقدس، بخش عهد قدیم و در کتاب منسوب به اشعیای نبی، نام کورش (شاه فارس) در حالی ذکر شده بود که وی در آن زمان وجود نداشت؛ و حدود صد و اندی سال بعد، شخصی در سرزمین کهن ایران به دنیا آمد و کورش نام نهاده شد.
پس آیا عاقلی از مسیحیان هم‌اکنون وجود دارد که معتقد باشد، صِدق این پیشگویی بر کورش، شاه فارس غلط است؛ به‌این دلیل که او آن زمان وجود نداشت و بعدها به‌ دنیا آمد و بدان نام شناخته شد؟
پس معادله، همان معادله است. اگر در زمان آن بشارت، فارانی در شبه جزیره عربستان وجود نداشت و بعدها این نام به بخشی از مناطق این سرزمین (مکه کنونی و اطراف آن) اطلاق گردیده است، نمی‌توان اعتراضی بر آن از لحاظ صدق آیه وارد نمود. همچنین لازم به یادآوری‌ست که صدق آیه بر فارانی که مورد نظر مسیحیان است و در صحرای سینا قرار دارد، منتفی‌ست؛ چنان‌که در قسمت‌های قبلی نیز آن‌را به تفصیل بیان نمودیم.
 
نکات مهم (قسمت سوم)
 مقدمه: در حبقوق 3:3 آمده است: «خدا از تیمن خواهد آمد و قدّوس از جبلِ فاران، سِله. جلال او آسمانها را پوشانید و زمین از تسبیح او مملّو گردید».
احمدالحسن در ارتباط با تفسیر حبقوق3:3 بیان نمودند: «بلکه کسی که می‌آید، عبدالله (بنده الله) محمد (ص) و خاندانش (ع) بعد از او هستند، بدین طریق که آنان از مکه، و محمد و آل محمد نیز یمانی هستند…» (سیزدهمین حواری، صفحه ۶۶)
یکی از اشکالاتی که ممکن است حول تفسیر احمدالحسن بیان شود، این است که چگونه یک عبارت مفرد در آیه، بر جمع تفسیر شده است؟
در پاسخ می‌گوییم کسی که با سبک بشارات کتاب مقدس آشنا باشد، هرگز نمی‌تواند به این تفسیر اشکالی وارد کند. و برای آن مثالی ذکر می‌کنیم:
در عهد قدیم و در کتاب ارمیا 31: 15 با آن‌که سال‌ها از فوت «راحیل» گذشته بود، پیشگویی‌ای بیان می‌شود که جای تأمل دارد: «خداوند چنین می‌گوید: آوازی در رامه شنیده شد. ماتم و گریه بسیار تلخ که "راحیل" برای فرزندان خود گریه می‌کند و برای فرزندان خود تسلی نمی‌پذیرد؛ زیرا که نیستند».
اما در انجیل متی2: 16-18 می‌بینیم که این آیه در کنار یک واقعه تأویل شده است: «چون هیرودیس دید که مجوسیان او را سخریه نموده‌اند، بسیارغضبناک شده، فرستاد و جمیع اطفالی را که در بیت لحم و تمام نواحی آن بودند، از دو ساله و کمتر موافق وقتی که از مجوسیان تحقیق نموده بود، به قتل رسانید. آنگاه کلامی که به زبان ارمیای نبی گفته شده بود، تمام شد: آوازی در رامه شنیده شد، گریه و زاری و ماتم عظیم که راحیل برای فرزندان خود گریه می‌کند و تسلی نمی‌پذیرد زیرا که نیستند».
در تفسیر کاربردی عهد جدید که تحت نظر سازمان مسیحی David C. cook و به وسیله توماس هیل و استیفان تورسون نوشته شده است، در ارتباط با عبارت «راحیل» در این آیه، در صفحه 141 آمده است:
«راحیل یک نماد برای همه مادران اسرائیل است که در از دست دادن پسرانشان سوگوار بودند».
بنابراین گاهی کلمه‌ای را در کتاب مقدس مشاهده می‌کنیم که ظاهری مفرد دارد، اما مفهوم آن بر یک جمعیت تطبیق پیدا می‌کند و از این لحاظ نمی‌توان هیچ ایرادی بر تفسیر احمدالحسن بر آیه حبقوق3:3 وارد کرد.
 
نکات مهم (قسمت چهارم)
 یکی از شبهات احتمالی از قسمت دوم بخش «محمد نبی (ص) در عهدین» به این‌صورت است: منظور از تیمن یا تیمان، منطقه‌ای ست در ادوم، و نه یمن!
و اما پاسخ:
ا): اول آنکه بعد از حبقوق هیچ اتفاقی از تیمن مورد نظر مسیحیان به‌وقوع نپیوست تا بتوان از آن، به آمدنِ خداوند تعبیر کرد. توجه داشته باشید که حالت فعل در آیه حبقوق3:3، آینده می‌باشد و نه گذشته؛ و دلیل آن، وجود حرف «י» در ابتدای فعل می‌باشد: יבוא: י+בוא.
هنگامی که (پیشوند عبری [י]) مقابل ریشه فعل می‌آید، سوم شخص و زمان آینده را نشان می‌دهد. https://goo.gl/GmkGT7
و معنای صحیح آن‌را احمدالحسن بیان نمود و مشخص کرد که مکه از تهامه بود و تهامه از یمن، و محمد و خاندان او همگی یمنی یا یمانی هستند و ریشه در آنجا دارند. [تهامه در زمان‌های دور همچون نواری بخش‌های غربی عربستان سعودی امروزی را در بر می‌گرفت و آن بخشی از یمن بود و مکه جزو آن بود].
 2): به سخن احمدالحسن در این‌باره دقت نمائید: «و این که تیمان همان یمن است حتی در انجیل بر زبان عیسی (ع) ذکر شده است، وقتی که ملکه یمن را ملکه تیمن و یا تیمان خوانید:  انجیل متی: (۴۲- ملکه تیمن در روز داوری با این نسل بر خواهد خواست و محکومشان خواهد کرد؛ زیرا از آن سوی دنیا آمد تا حکمت سلیمان را بشنود و حال آنکه کسی بزرگ ‌تر از سلیمان اینجاست). انجیل متی باب ۱۲». (سیزدهمین حواری، صفحه ۶۶ – ۶۸)
 اما شاید شخصی بگوید: در ترجمه‌ی یونانیِ انجیل متی اصلا عبارت تیمن وجود ندارد و اصل اناجیل به یونانی نوشته شده است  و در آن عبارت «νοτου» وجود دارد که به معنی جنوب است و نه تیمن!
در جواب می‌گوییم اصلِ انجیل متی در رابطه با یهودیان نوشته شده بود؛ همچنان‌که بزرگان مسیحی می‌دانند و برخی نیز معتقدند که اصل آن عبری است، اما معتقدند که اصل آن موجود نمی‌باشد. در نسخه‌ی عبری متی و همچنین عربی که مسیحیان آن‌را ارائه می‌نمایند، دقیقا عبارت תימן (تیمن) و التیمن آمده است؛ می‌توانید به لینک زیر و آیه 42 رجوع نمایید:
https://goo.gl/gfSqgh
3): همچنین لازم به یادآوری است هنگامی که سایت‌ها و نقشه‌های یهودیان را می‎نگریم، یمن را به صورت (תימן) می‌نویسند و می‌خوانند. پس این نکات در کنار یکدیگر این حقیقت را می‌رساند که تیمن در عبری به سرزمین یمن نیز اطلاق شده است.
با دقت به عبارتی که در سایت یهودی بر نقشه کشور یمن نوشته شده است بنگرید. مشاهده می‌کنید که «תימן : تیمن» نوشته شده است.  https://goo.gl/G5SvWG
پس با توجه به نکاتی که بیان گردید، ضعف اشکال مطرح شده ثابت می‌گردد.
ادامه مطلب...

محمد نبی (ص) در عهدین

در مباحث گذشته به سبک بشارت‌های کتاب مقدس پرداختیم و توضیحی مختصر در ارتباط با نوع بشارت‌های کتاب مقدس در مورد عیسی مسیح و یحیای نبی ارائه نمودیم؛ و نشان دادیم که بشارات به صورت رمزی می‌باشند.
در گام بعدی به پنج نمونه از نصوص عهد قدیم که اناجیل، به آن‌ها در اثبات عیسی بکار می‌برند اشاره کرده و سپس به دلایل و تفاسیر یهود در مقابل تأویل‌های اناجیل پرداختیم.
سپس آیاتی را که اناجیل در اثبات یحیای نبی بکار برده اند بیان کردیم و تفاسیر یهود از آیات مورد استناد اناجیل را تقدیم نمودیم.
نتیجه‌ای که حاصل شد، این بود که دلایلی که اناجیل به‌جهت اثبات حقانیت عیسای مسیح و یحیای نبی ارائه می‌کنند؛ از دید یهود، گزینشی و بی‌اعتبار و بی‌ارزش است.
و امروز این موضع یهود را در شیوه برخورد مسیحیان می‌بینیم که چگونه با همان شیوه‌های بهانه‌گیرانه‌، علیه محمد نبی و اوصیاء او؛ که کتاب مقدس نیز به حقانیت آنان شهادت داده است، ایستاده‌اند.
در این بخش به دلایل حقانیت محمد (ص) می‌پردازیم و حقانیت وی را با استناد به کتاب مقدس ثابت می‌کنیم.
 قسمت اول :
از نصوص و آیات کتاب مقدس که در ارتباط با محمد (ص) آمده است، می‌توان به این آیه در عهد قدیم اشاره کرد:
 تثنیه 33: 2
گفت: «یهُوَه از سینا آمد، و از سعیر بر ایشان طلوع نمود و از جَبَل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد، و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد».
 سینا: اشاره به موسی نبی دارد. [خروج 19: 18]
سعیر: بیت المقدس و اطراف آن است و به عیسی مسیح اشاره می‌کند.
فاران: مکه و اطراف آن می‌باشد و اشاره به محمد (ص) دارد.
 در ارتباط با حالت فعل در آیه/ نبوتی‌بودن آیه/ آمدن خداوند/ و موقعیت فاران:
 نکته اول: بشارت‌های کتاب مقدس، گاهی با فعل گذشته بیان می‌شود. یعنی همانند مشاهده یک رؤیا که شخص، فعلی را انجام‌شده می‌بیند. اما در واقع به حادثه‌ای در آینده اشاره دارد. [هوشع 11: 1- 2] و [متی 2 : 14- 15].
 نکته دوم: در رد سخنان مسیحیان مبنی بر عدم نبوتی‌بودن این آیه، باید گفت که ادعای شما را آیه حبقوق 3:3 رد می‌نماید. کتابی که سالها پس از این بشارت نوشته شد و اگر به متن عبری دقت شود، مشخص می‌گردد که حالت فعل آینده است؛ پس بشارتی بودن آیه واضح می‌باشد.
نکته سوم: عیسی مسیح خطاب به یهود اشاره نمود که خداوند، کسانی را که با آنان سخن می‌گوید، با لفظ «خدا» خطاب می‌کند [یوحنا 10: 33-35]، پس استفاده از این لفظ برای پیامبران خداوند، بی‌اشکال است؛ چرا که آنان وجه خداوند می‌باشند.
 نکته چهارم: اما از فاران مورد ادعای مسیحیان [که در شبه جزیره سینا قرار دارد]، نه نبی‌ای بعد از حبقوق ظهور نمود و نه حادثه‌ی خاصی رخ داد که بتوان از آن به ظهور خداوند تعبیر نمود.
اما از فارانی دیگر که مکه و اطراف آن می‌باشد، شخصی ظهور کرد که تجلی اوصاف الهی در خلق بود و او کسی نیست جز محمد نبی (ص).
قسمت دوم :
در قسمت اول به‌جهت رد ادعای مسیحیان، مبنی بر نبوتی‌نبودن آیه تثنیه 33: 2، به آیه حبقوق 3:3 اشاره شد که از این قرار است:
حبقوق 3:3
خدا از تیمن خواهد آمد و قدّوس از جبلِ فاران، سِله. جلال او آسمانها را پوشانید و زمین از تسبیح او مملّو گردید.
 در ارتباط با حالت فعل در این آیه، مشخصاً فعل «יבוא» در حالت آینده قرار دارد و ترجمه‌های متشر شده نظیر [(DRA) و(The Holy Scripture) و (WYC)] بدرستی آن‌را ترجمه کرده‌اند.
 فرستاده عیسی مسیح -احمد الحسن- بر طبق ترجمه‌ای که مسیحیان منتشر کرده‌اند، فرموده است:
«معنای خدا از تیمان آمد، یعنی این‌که: خدا از یمن آمد، و قدوس از کوه فاران یعنی: قدوس از مکه آمد... بلکه کسی‌که می‌آید عبدالله (بنده الله) محمد (ص) و خاندانش (ع) بعد از او هستند؛ بدین طریق که آنان از مکه، و محمد و آل محمد نیز یمانی هستند…» (سیزدهمین حواری، صفحه ۶۶)
 در حبقوق3: 4 اشاره شده است که پرتو‌اَش همانند نور بود که آن، مطابق است با سخن آمنه که به تولد محمد (ص) اشاره می‌کند و می‌گوید: «پس از او نوری ساطع شد كه همه چیز را روشن كرد و به سبب آن نور قصرهای شام را دیدم». (ابن هشام، سیره النبویه، داراحیاء التراث العربی، بیروت، لبنان، جلد1، ص166).
 همچنین در حبقوق3: 5 اشاره شده است که قبل از وی طاعون [דבר: در اغلب ترجمه‌های مسیحی و یهودی، به طاعون ترجمه شده است] می‌رفت؛ و نکته قابل تامل این‌است که اولین پاندمی طاعون در 541 ب.م در مصر شروع و سپس به سایر نقاط جهان سرایت کرد. یعنی حدود سی سال پیش از تولد محمد (ص).
 اما در مورد تیمن؛ یهودیان یمن را  تیمن می‌نویسند و می‌‌خوانند.  (https://goo.gl/oGXKAf  و https://goo.gl/G5SvWG)
 و نیز در گذشته‌های دور، سرزمینی به اسم تهامه وجود داشت که قسمت‌هایی از عربستان کنونی، از جمله مکه را پوشش می‌داد و به صورت یک نوار در کنار دریای سرخ قرار گرفته بود و آن جزو یمن بود.
پس مکه از تهامه و تهامه از یمن بود، و محمد و خاندان محمد همگی یمانی هستند، چنان‌که احمد‌الحسن به آن اشاره نموده است.
 به شبهات احتمالی مسیحیان حول این آیات در بخش‌های بعدی می‌پردازیم و به یاری خداوند به آن‌ها پاسخ می‌دهیم.
 
ادامه مطلب...

یحیی نبی در نگاه یهود

قسمت اول :
مسیحیان بر خلاف یهودیان، یحیی را یک نبی می‌دانند و در انجیل  یوحنا 1: 23 از قول یحیی آمده است:  «[یحیی] گفت: من صدای ندا‌کننده‌ای در بیابانم که راه خداوند را راست کنید، چنان‌که اشعیا نبی گفت».
در واقع یحیی با این سخن به آیه‌ای از عهد قدیم احتجاج نمود؛ یعنی اشعیا 40: 3 که در آن آمده است: «صدای ندا‌کننده‌ای در بیابان، راه خداوند را مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در صحرا راست نمایید».
اما یهودیان در مقابل یحیی و این آیه چه واکنشی نشان می‌دهند؟
به تفسیر یکی از بزرگترین مفسرین برجسته یهودی یعنی ربی شلومو بن اسحاق [راشی] که بیشتر به دلیل شرح و تفسیرش بر تلمود و تورات شهرت یافته بود و در قرن یازدهم می‌زیست، رجوع  می‌کنیم تا تفسیر وی را حول آیه اشعیا  40 : 3 بیابیم.
 
ربی شلومو بن اسحاق اشاره می‌کند:
"یک صدا: روح القدس گفت؛ در بیابان، در راه به اورشلیم؛ راه خداوند را هموار سازید: برای تبعیدیان او که بازگشت بکنند به قلبش (محصول نسخه ورشو) راه خداوند را هموار سازید: راه اورشلیم برای تبعیدیانش که برگردند به قلبش." (https://goo.gl/hs72P6)
 در نتیجه از نظر ربی راشی، این تفسیر هرگز ربطی به یحیی ندارد. بلکه او، آن نداکننده را روح‌القدس تفسیر نمود و نه یحیی! و کلیت آیه را مربوط به قضیه بازگشت تبعیدیان به سمت موطن و منزل اصلیشان یعنی اورشلیم تفسیر نموده است.
همچنین نظر یکی دیگر از مفسرین معروف یهودی ربی دیوید کیمچه که یک مفسر تایید شده نزد یهودیان است و در قرن دوازدهم می‌زیست را در ارتباط با این آیه ارائه می‌کنیم:
ربی دیوید کیمچه اشاره می‌نماید:
"این همچون ندایی است كه مردم را براى آماده‌شدن می‌خواند و مردم خود را بر سر راهی از پيش هموار شده در بيابانی مي‌يابند كه توسط ديگر مردمان آماده و هموار شده است ". (https://goo.gl/PcjgLV)
در واقع یهود به چیزی به عنوان بشارتِ ظهور یحیی در تنخ «همان عهد قدیم نزد مسیحیان» هیچ اعتقادی ندارند.
قسمت دوم :
در عهد قدیم و در کتاب ملاکی4: 5 آمده است: «اینک من ایلیای نبی را قبل از رسیدن روز عظیم و مَهیب خداوند نزد شما خواهم فرستاد».
 مسیحیان بر طبق تفسیر عیسی که در انجیلشان آمده است، معتقدند که منظور از ایلیا در این آیه، خودِ ایلیای نبی نمی‌باشد. بلکه منظور یحیی است؛ همچنان‌که طبق متی 11 : 13 – 14 عیسی به این موضوع اشاره کرد: «[عیسی گفت] همه انبیا و تورات تا ظهور یحیی درباره پادشاهی خدا پیشگویی کرده‌اند‌. اگر اینها را قبول دارید، باید بدانید که یحیی همان الیاس موعود است‌».
حال به نظرات ربی (خاخام)های یهودی در ارتباط با این آیه مراجعه می‌کنیم:
ربی نیسان میندل (1912- 1999) که یک ربی یهودی ارتدوکس بود، در این‌باره می‌گوید: "ایلیا بر کوه‌های سرزمین مقدس ما ظاهر خواهد شد و مژده‌ی خوبِ آمدن مسیح را نوید خواهد داد"؛ (https://goo.gl/F4KLbG)
همچنین ربی عمانوئل شوحط (1935–2013) بیان کرده است: "رستگاری مسیحایی از نزدیک مرتبط است با نام پیامبر ایلیا. او به عنوان پیشرو ماشیاخ (مسیح) است". (https://goo.gl/xVgD6m)
و نیز ربی نفتالی سیلبربرگ می‌گوید: پیامبر ملاکی گفت: ""اینک من ایلیای نبی را قبل از رسیدن روز عظیم و مَهیب خداوند نزد شما خواهم فرستاد." ایلیا ظاهر خواهد شد تا اینکه آمدن مشیاخ (مسیح) را نوید دهد". (https://goo.gl/yUYWW9)
و ربی میکائیل اسکوباک نیز اظهار کرد که: پیامبر ملاکی نبوت کرد که وقتی الیاس برگردد، او دل پدران را بسوی پسران و دل پسران را بسوی پدران خواهد برگردانیـد. اما هیچ مدرکی وجود ندارد که یحیای تعمید‌دهنده این را انجام داد). (https://goo.gl/FM8u8x)
آری! یهودیان با استناد به متن صریحی که در کتاب ملاکی وجود دارد، منتظر‌آمدن ایلیا به عنوان پیشرو و مهیا‌کننده راه برای مسیح موعودشان هستند و هرگز تفسیر عیسی و باور مسیحیان مبنی بر اینکه "بازگشت الیاس در آن آیه، همان آمدنِ یحیی می‌باشد" را نمی‌پذیرند و این‌چنین تفاسیر انجیل و عیسی را رد می‌نمایند.
قسمت سوم :
در انجیل مرقس1: 2 در مورد یحیی آمده‌است: «چنانکه در اشعیا نبی مکتوب است،اینک رسول خود را پیش روی تو می‌فرستم تا راه تو را پیش تو مهیا سازد».
با دقت در متن آیه متوجه می‌شویم ک منبع این آیه، کتاب اشعیا معرفی شده است. اما در کتاب اشعیا چنین آیه‌ای وجود ندارد. بلکه این آیه در یکی دیگر از کتب عهد قدیم یعنی ملاکی3: 1 آمده است: «اینک من (رسول یا فرشته؟) خود را خواهم فرستاد و او طریق را پیش روی من مهیا خواهد ساخت؛ و خداوندی که شما طالب او می‌باشید، ناگهان به هیکل خود خواهد آمد، یعنی آن فرشته‌ی عهدی که شما از او مسرور می‌باشید. هان او می‌آید! قول یهوه صبایوت این است».
همچنین عبارتی که در ترجمه مسیحیان به «رسول خود را» ترجمه شده است، برگردان عبری عبارت «מַלְאָכִי» می‌باشد که «ملاکی» خوانده می‌شود؛ اما در ترجمه‌ای که سایت یهودی «خبد» ارائه داده است به «فرشته خود را» ترجمه شده است و همچنین ربی راشی، مفسر برجسته یهود نیز این آیه را به «فرشته خود را» ترجمه کرده است نه «رسول خود را».
اما به تفسیر راشی، حول این آیه مراجعه می‌کنیم: "اینک من فرشته‌ی خود را خواهم فرستاد: برای بیرون‌انداختن ستمکاران./ و او یک راه را پاک خواهد کرد: از ستمکاران./ و خداوندی که شما طالب او می‌باشید: خداوند عدالت./ و آن فرشته‌ی عهد: که انتقام می‌کشد انتقام عهد را". (https://goo.gl/yYoRN9)
لازم به بیان است که یهود به صِدق تطبیق این آیه بر یحیی اعتقادی ندارند و همچنین تفسیر مسیحیان را نیز بی ارزش می‌داند.
ادامه مطلب...

«عیسی» در نگاه یهود

قسمت اول :
در انجیل متی باب اول هنگامی که قضیه تولد عیسی مسیح بیان می شود، این اتفاق به آیه ای در عهد قدیم نسبت داده می شود یعنی اشعیا 7: 14که در آن آمده است: «بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد داد: اینک باکره حامله شده، پسری خواهد زایید و نام او را عمّانوئیل خواهد خواند».
این استناد نمونه ای از استنادات مسیحیان می باشد که یهودیان علاوه بر ایراد بر نوع استناد گزینشی مسیحیان، به ترجمه آنها نیز اشکال وارد می کنند و معتقدند که همواره واژه «علمه : עלמה» به معنای زن جوان است نه باکره!
پس یهودیان معتقدند که مسیحیان با این تغییر در ترجمه سعی دارند که حقایق را کتمان کرده و آیات کتاب مقدس را به نفع عیسی و خود، تأویل نمایند تا با تغییر در ترجمه نشان دهند از آنجا که عیسی نیز از یک باکره متولد شده است، پس او در واقع مصداق این آیه می باشد.
همچنین معتقدند که این آیه در کنار آیات دیگر، تفسیر مسیحیان را نقض می نماید:
در اشعیا 7: 16 آمده است: « زیرا قبل از آنکه پسر، ترک نمودن بدی و اختیار کردن خوبی را بداند، زمینی که شما از هر دو پادشاه آن می‌ترسید، متروک خواهد شد».
و در اشعیا 8: 1-4 آمده است: «۱ و خداوند مرا گفت: «لوحی بزرگ به جهت خود بگیر و بر آن با قلم انسان برای مهیر شلال حاش بز بنویس. ۲ و من شهود امین یعنی اوریای کاهن و زکریا ابن یبَرکیا را به جهت خود برای شهادت می‌گیرم.» ۳ پس من به نبیه نزدیکی کردم و او حامله شده، پسری زایید. آنگاه خداوند به من گفت: «او را مَهیر شَلال حاش بَز بنام، ۴ زیرا قبل از آنکه طفل بتواند ای پدرم و ای مادرم بگوید، اموال دمشق و غنیمت سامره را پیش پادشاه آشور به یغما خواهند برد».
منظور از دمشق و سامره در آیه 4 از باب 8 ، مطابق با همان دو پادشاه در آیه 16 از باب 7 می باشد که قبل از اینکه عمانوئیل ترک نمودنِ بدی و اختیار کردن خوبی را بداند زمینِ آن دو پادشاه واژگون می شود.
و می گویند این آیات در مورد یک شخصیت سخن می گوید و آن، پسر اشعیا می باشد که رمزی ست برای متروکه شدن دو سرزمین، و همچنین نام هایی که در وحی خداوند در مورد وی بکار گرفته میشود اشاره دارد به پیام هایی برای آحاز پادشاه.
می توانید به نظر ربی شراقا سیمونس رجوع نمائید: goo.gl/CjGpya ؛ و همچنین به مقاله ربی بنتزیون کروایتز مراجعه کنید: goo.gl/O8IwoF
 قسمت دوم :
در انجیل متی 4: 12 – 17 آمده است: «و چون عیسی شنید که یحیی گرفتار شده است، به جلیل روانه شد، و ناصره را ترک کرده، آمد و به کفرناحوم، به کناره دریا در حدود زبولون و نفتالیم ساکن شد. تا تمام گردد آنچه به زبان اشعیای نبی گفته شده بود که «زمین زبولون و زمین نفتالیم، راه دریا آن طرف اُرْدُن، جلیلِ امّت‌ها؛ قومی که در ظلمت ساکن بودند، نوری عظیم دیدند و برنشینندگان دیار موت و سایه آن نوری تابید.» از آن هنگام عیسی به موعظه شروع کرد و گفت: «توبه کنید زیرا ملکوت آسمان نزدیک است».
در واقع آیات بالا تفسیریست از آنچه که در یکی از کتب انبیا یعنی اشعیا 9 : 2 آمده است: «قومی که در تاریکی سالک می‌بودند، نور عظیمی خواهند دید و بر ساکنان زمین سایه موت نور ساطع خواهد شد».
حال بنگرید که یهود چگونه استناد انجیل به این آیه را رد می‎نمایند:
ربی راشی مفسر بزرگ یهود اشاره می‎نماید: "قومی که در تاریکی سالک می بودند: ساکنان اورشلیمی که در تاریکی بودند بوسیله نگرانی‎هایشان از لشکر سنخاریب، با چیزی که حزقیا گفت: امروز یک روز غم و جدل و توهین به مقدسات است. نور عظیمی خواهند دید: با سقوط سنخاریب". (https://goo.gl/qTyO4G)
آری! یهود در مقابل هر تفسیر و تاویل در انجیلی که مسیحیان به آن ایمان دارند، تفسیرات و نظرات دیگری دارند و بشدت ارتباط آیات با عیسی مسیح را رد می‎نمایند.
قسمت سوم :
در انجیل متی 27 : 3 – 10 آمده است: «۳ در آن هنگام، چون یهودا تسلیم‌کننده او دید که بر او فتوا دادند، پشیمان شده، سی پاره نقره را به رؤسای کهنه و مشایخ رد کرده، ۴ گفت: «گناه کردم که خون بی گناهی را تسلیم نمودم.» گفتند: «ما را چه، خود دانی!» ۵ پس آن نقره را در هیکل انداخته، روانه شد و رفته خود را خفه نمـود. ۶ اما روسـای کهنه نقـره را برداشته، گفتنـد: «انداختن این در بیت المـال جایز نیست زیـرا خونبهـا است.» ۷ پس شـورا نمـوده، به آن مبلغ، مزرعه کوزه گر را بجهت مقبره غُرباء خریدند. ۸ از آن جهت، آن مزرعه تا امروز بحَقْـلالدم مشهـور است. ۹ آنگاه سخنی که به زبـان ارمیـای نبی گفتـه شـده بـود تمـام گشت کـه سـی پاره نقـره را برداشتنـد، بهـای آن قیمـت کـرده شـده‌ای که بعضـی از بنـی اسرائیـل بـر او قیمت گذاردند ۱۰ و آنها را بجهت مزرعه کوزه گـر دادنـد، چنانکـه خداونـد بـه مــن گفــت».
پیش از بیان اشکالی که در آیات انجیل وجود دارد. می‌گوییم: مسیحیان معتقدند که آیات عهد قدیم توصیف‌کننده تولد و زندگی عیسی می‌باشد. اما اشکالی که بر آیات بالا وارد شده است این است که هرگز چنین عبارتی در عهد قدیم و در کتاب ارمیا بیان نشده است و آنچه که مسیحیان سعی می‌نمایند بیان کنند، این است که می‌گویند این کلام در زکریا آمده است! در حالی که در متی اشاره شده است که این در واقع پیشگویی‌ای می‌باشد که به زبان ارمیای نبی بیان شده است، نه زکریا!!!
با اینحال تناقض همچنان باقی‌ست چراکه مسیحیان کل عهد جدید را الهام خداوند می‌دانند پس چگونه خداوند اشتباه کرده است؟ و حتی اگر به زکریا خصوصاً آیات مورد استناد مسیحیان یعنی آیات 12 و 13 از باب 11 نیز رجوع کنیم، خواهیم یافت که ماجرای زکریا مربوط به عمل و مزد خود اوست و اصلا چیزی به نام پیشگویی وجود ندارد.
در این رابطه می توانید مطلب سایت یهودی مقابل را نیز مشاهده نمائید: (https://goo.gl/uTFndY)
با دقت تدبر نمائید که دلایل مسیحیان از نگاه یهودیان هیچ ارزش و اعتباری ندارد.
و نکته حائز اهمیت این است که دلایل حقانیت محمد نبی (ص) و همچنین اوصیای او بسیار محکم ‌تر از دلایل حقانیت عیسی مسیح و یحیی نبی می‌باشد. به زودی این ادعا را ثابت خواهیم کرد.
قسمت چهارم :
در  یوحنا 12: 12- 15 در قضیه ورود عیسی به اورشلیم آمده است: «۱۲ فردای آن روز چون گروه بسیاری که برای عید آمده بودند، شنیدند که عیسی به اورشلیم می‌آید، ۱۳ شاخه‌‌‌های نخل را گرفته، به استقبال او بیرون آمدند و ندا می‌کردند: «هوشیعانا مبارک باد پادشاه اسرائیل که به اسم خداوند می‌آید. ۱۴ و عیسی کره الاغی یافته، بر آن سوار شد چنانکه مکتوب است ۱۵ که «ای دختر صهیون مترس، اینک پادشاه تو سوار بر کره الاغی می‌آید».
در حقیقت آیه 15 استنادی‌ست به آنچه که در زکریا 9:9 آمده است: «ای دختر صهیون بسیار وجد بنما و ای دختر اورشلیم آواز شادمانی بده! اینک پادشاه تو نزد تو می‌آید. او عادل و صاحب نجات و حلیم می‌باشد و بر الاغ و بر کرّه بچّه الاغ سوار است».
اما بزرگترین مفسر برجسته یهودی یعنی ربی راشی، چنین نظری ندارد که ماشیح [مسیح موعودی که در انتظارشان می‌باشند] سوار بر الاغ بیاید، چنانکه او در تفسیر زکریا 9:9 بیان می‌دارد: «و سوار شونده‌ی یک الاغ: این یک سمبل از فروتنی‌ست» (https://goo.gl/S82Yhl)
و این سخن یعنی آنکه او به مفهومی فراتر از آنچه که در ظاهر آیه آمده است اعتقاد دارد.
ضمن آنکه یهودیان بر طبق این آیه منتظر پادشاهی با شوکت و اقتدار بودند تا آنان را از چنگال دشمنان نجات دهد؛ در حالی که عیسی شوکت و شکوه شاهانه آن زمان را نداشت.
پس بنگرید که یهودیان چگونه به راحتی استناد مسیحیان به آیات کتاب مقدس را که در حقانیت عیسی مسیح بکار می‌برند، رد می‌نمایند و اساس اعتقادی مسیحیان را زیر سوال می‌برند.
قسمت پنجم :
«عیسی» در نگاه یهود (قسمت پنجم)
در متی2: 4 -6 آمده است: «۴ پس همه رؤسای کهَنه و کاتبانِ قوم را جمع کرده، از ایشان پرسید که «مسیح کجا باید متولد شود؟» ۵ بدو گفتند: «در بیت لحمِ یهودیه زیرا که از نبی چنین مکتوب است: ۶ و تو ای بیت لحم، در زمین یهودا از سایر سرداران یهودا هرگز کوچکتر نیستی، زیرا که از تو پیشوایی به ظهور خواهد آمد که قوم من اسرائیل را رعایت خواهد نمود».
و آیه 6 بر طبق آیه 2 از باب 5 از کتاب میکاه است، که از مجموعه‌ی عهد قدیم می‌باشد و در این آیه آمده است: «و تو ای بَیتْ لَحَمِ اَفْراتَه اگر چه در هزاره‌های یهودا کوچک هستی، از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر قوم من اسرائیل حکمرانی خواهد نمود و طلوع‌های او از قدیم و از ایام ازل بوده است».
اما برداشت یهودیان از این آیه میکاه به معنی تولد مسیح در بیت لحم نمی‌باشد بلکه معتقدند که این آیه لزوما این معنی را نمی‌دهد که مسیح باید از بیت لحم به دنیا بیاید. آن‌ها بر این باورند که از آنجا که داود از بیت لحم آمد، این آیه به سرچشمه مسیح اشاره دارد چرا که مسیح موعود از خاندان داود می‌باشد. در 1سموئیل 17: 12 آمده است: «و اما داوود پسر مردی بود یَسا نام اهل اِفراتَه، از بِیت‌لِحِمِ یهودا...» (https://goo.gl/K9bfLZ)
 
ادامه مطلب...

سبک بشارت های کتاب مقدس چگونه است؟

سبک بشارت های کتاب مقدس چگونه است؟

بسیاری از آیات کتاب مقدس بصورت رمزی بیان گشته‌اند و هرگز در معنای ظاهری آن خلاصه نمی‌شوند.

همچنین مسیحیان این نکته را بخوبی می‌دانند که نام عیسی مسیح و یحیی نبی در عهد قدیم که هم مسیحیان و هم یهودیان به آن معتقدند، ذکر نشده است بلکه پیشگویی‌ها درباره ایشان، به صورت رمزی بیان گشته است.

اما یهودیان تمامی دلایل مسیحیان را رد نموده‌اند و به چیزی به عنوان «بشارتِ آمدن عیسی و یحیی در تَنَخ» (تنخ: نامی که یهودیان برای کتاب مقدسشان بکار می‌برند و مسیحیان آن را عهد قدیم می‌خوانند)هیچ اعتقادی ندارند.

قصد داریم به یاری خداوند، گوشه‌ای از ایرادات یهودیان بر حقانیت عیسای مسیح و یحیی نبی را بیان نماییم تا با سبک و سیاق شبهات آنان آشنا گردیم.

همچنین از هر مسیحی منصف و جویای حقی می‌خواهیم که به این بهانه های بنی اسراییلی بیندیشد و بنگرد که یهود چگونه و با چه شبهاتی عیسی و یحیی را رد می‌کند و هشیار باشد که دنباله روی راه آنان در تکذیب فرستادگان خداوند نباشد.

در ارتباط با عدم وجود نام عیسی در عهد قدیم، به توضیح یکی از کشیشان مسیحی به نام کشیش «ادوین صالح» توجه کنید.

 جهت دانلود صوت کشیش ادوین صالح اینجا کلیک نمائید.

ادامه مطلب...

بسیاری دعوت فرستادگان الهی را می‌شنوند اما برگزیدگان کم هستند

بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمدلله رب العالمين
و صلى اللهم على محمدٍ و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما
انجیل متی – باب ۲۲
    عیسی برای تشریح ملکوت خدا، حکایت دیگری بیان کرده، گفت:
    پادشاهی برای عروسی پسرش جشن مفصلی ترتیب داد که چندین روز بطول می انجامید.
    و عده ی بسیاری را نیز به این جشن دعوت کرد. وقتی همه چیز آماده شد، افراد خود را به دنبال دعوت شدگان فرستاد تا جشن بیایند. اما هیچ کس نیامد.
    پس مجبور شد بار دیگر، افرادی را بفرستد و بگوید: عجله کنید چون همه چیز آماده است!
    ولی مهمانان با بی اعتنایی، پوز خندی زدند و هر یک به سر کار خود رفتند، یکی به مزرعه اش و دیگری به محل کسب خود!
    حتی بعضی، فرستاده های پادشاه را زدند و چند نفرشان را نیز کشتند.
    وقتی خبر به گوش پادشاه رسید، به خشم آمد و فوری سپاهی فرستاد، همه ی آنان را کشت و شهرشان را به آتش کشید.
    سپس به افراد خود گفت: جشن عروسی سر جای خود باقی است، اما مهمانانی که من دعوت کرده بودم، لیاقت آن را نداشتند.
    حال به کوچه و بازار بروید و هر که را دیدید به عروسی دعوت کنید.
    پس ایشان رفته، هر که را یافتند، خوب و بد، با خود آوردند، بطوریکه تالار عروسی از مهمانان پر شد.
    ولی وقتی پادشاه وارد شد تا به همانان خوش آمد گوید، متوجه شد یکی از آنان لباس مخصوص عروسی را برایش آماده کرده بودند، به تن ندارد.
    پادشاه از او پرسید: رفیق، چرا بدون لباس عروسی به اینجا آمدی؟ ولی او جوابی نداشت بدهد.
    پس پادشاه دستور داد: دست و پایش را ببندید و بیرون در تاریکی رهایش کنید تا در آنجا گریه و زاری کند.
    پس ملاحظه می کنید که بسیاری دعوت می شوند، ولی برگزیدگان کم هستند.
حکایت مناسب مملکتی در این عالم است که امکان آن وجود دارد که در آن دعوتی آغاز شده و امتحانی بعد از وقوع عذاب صورت می گیرد. (وقتی خبر به گوش پادشاه رسید، به خشم آمد و فوری سپاهی فرستاد، همه ی آنان را کشت و شهرشان را به آتش کشید). پس اگر این عذابِ آخرت بود نباید بعد آن دعوتی باشد.
و ملاحظه می شود که با قوت در این حکایت سخن از استبدال (تغییر یا جایگزینی) شده است که صورت خواهد گرفت، و اینکه بنی اسرائیل رهبری را در دولت عدل الهی یا مملکت خدا را به دست نمی گیرند، و اینکه امتی دیگر جای آنها را می گیرد.
پس عیسی مسیح (ع) از طرفی مسیحیان را در مورد جایگزینی که حاصل خواهد شد مورد خطاب قرار می دهد و از طرفی دیگر آن دلیل و سیرتی از دعوت مبارک است، پس همانگونه که از متن انجیل مشخص شده که دعوت بره (قائم آل محمد) بر چند مرحله است:
اول: و عده ی بسیاری را نیز به این جشن دعوت کرد. وقتی همه چیز آماده شد، افراد خود را به دنبال دعوت شدگان فرستاد تا جشن بیایند. اما هیچ کس نیامد.
دوم: پس مجبور شد بار دیگر، افرادی را بفرستد و بگوید: عجله کنید چون همه چیز آماده است!
وقتی که دعوت کننده ی به حق امام احمد الحسن (ع) آمد و مردم را دعوت کرد، و همچنین انصارش مردم را به حق دعوت نمودند، ولیکن مردم نسبت به دعوت بی اعتنایی و بی توجهی کرده مشغول دنیا و زیور آلات و تجارت بودند.
سوک: پس ایشان رفته، هر که را یافتند، خوب و بد، با خود آوردند.
و انصار، خدا به آنها توفیق دهد، خصوصاً کسانی که با تسلی دهنده امام احمد الحسن (ع) ملاقات کرده بودند، وقتی که به دیار خود بازگشتند، مردم را به حق دعوت کردند و آنها را از خواب غفلت بیدار نمودند که دعوت کننده ی به حق ظهور کرد.
چهارم: ولی وقتی پادشاه وارد شد تا به مهمانان خوش آمد گوید، متوجه شد یکی از آنان لباس مخصوص عروسی را برایش آماده کرده بودند، به تن ندارد.
و این حال کسانی می باشد که خود را به دعوت منتسب کردند ولیکن ایمان در دلهایشان (منافقین) وجود ندارد، مثل حیدر مشتت و امثال وی. ( خداوند همه را از سوء عاقبت نجات دهد).
پس ملاحظه می کنید که بسیاری دعوت می شوند، ولی برگزیدگان کم هستند.
پس این دعوت، دعوت الهی عقائدی می باشد… در آن غربال و امتحان است…
تسلی دهنده امام احمد الحسن (ع) فرمود: (این روزهای آخر است، و لحظات سرنوشت ساز، و روزهای واقعه که آن پست کننده و بالا برنده است. قومی به پست ترین درجات نزول می کنند تا بعضی از آنها در پایین ترین نقطه ی وادی مستقر شدند، و قومی دیگر در حال ارتقاء، که گویی بر قله های کوه ها مستقر شدند، و قومی دیگر مست و حیران نه با اینان و نه با آنان، احمقانی بی سر و پا که دنبال هر صدایی هستند).
و الحمد لله وحده

 

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف