چاپ کردن این صفحه

دعوت حضرت محمد چگونه بود؟!

احمدالحسن در مورد دعوت حضرت محمد فرمود:

‏(رسول خدا (ص) را قومش و خانواده‌اش و همشهریانش و عالمان یهود و نصاری تکذیب کردند و بزرگان و رؤسای قوم به وی ایمان نیاوردند، اما غریبه‌های شهر پاک و مبارک یثرب به او ایمان آوردند و پذیرایش شدند و فقرا، مستضعفان و جوانان نیز به آن حضرت ایمان آوردند، و این‌چنین خدا، علمای دین، سران قوم و برخی کسانی را که ادعا می‌کردند منتظر بعثت محمد a می‌باشند را با کسان دیگر که همان یاران برگزیدۀ محمد a بودند جایگزین نمود).([1])

و همچنین فرمودند:

(قریب به همین اتفاق برای انبیای پیش از محمد (ص) نیز رخ‌داده بود و پیش‌تر گذشت که علمای یهود به عیسی (ع) ایمان نیاوردند و همچنین همشهریان عیسی یعنی ساکنان ناصره که ‌ایشان در آن پرورش‌یافته بود، وی را پذیرا نشدند. در انجیل آمده است:

(۱ پس ازآنجا روانه شده، به وطن خویش آمد و شاگردانش از عقب او آمدند. ۲ چون روز سَبَّت رسید، در کنیسه تعلیم دادن آغاز نمود و بسیاری چون شنیدند، حیران شده گفتند: «از کجا بدین شخص این چیزها رسیده و این چه حکمت است که به او عطاشده است که چنین معجزات از دست او صادر می‌گردد؟ ۳ مگر این نیست نجار پسر مریم و برادر یعقوب و یوشا و یهودا و شمعون؟ و خواهران او اینجا نزد ما نمی‌باشند؟» و از او لغزش خوردند. ۴ عیسی ایشان را گفت: «نبی بی‌حرمت نباشد جز در وطن خود و میان خویشان و در خانه خود. ۵ و در آنجا هیچ معجزه‌ای نتوانست نمود جز اینکه دست‌های خود را بر چند مریض نهاده، ایشان را شفا داد. ۶ و از بی‌ایمانی ایشان متعجب شده، در دهات آن حوالی گشته، تعلیم همی‌داد».([2])

به‌دقت به‌ این آیه که احمدالحسن آن را به جهت اهمیت آن آوردند، بنگرید:

(عیسی ایشان را گفت: «نبی بی‌حرمت نباشد جز در وطن خود و میان خویشان و در خانه خود»).([3])

این حقیقت در کلام عیسی، در دعوت پیامبر عظیم خدا، حضرت محمد واقع می‌شود، و قوم ایشان، ایشان را تکذیب می‌نمایند؛ پیامبری دلسوز که احمدالحسن او را این‌گونه توصیف می‌نمایند:

(در طائف ایستاد، درحالی‌که بر اَثر سنگ‌هایی که بدن شریفش را خون‌آلود نموده بود، پر از درد بود و با پروردگارش با کلماتی مناجات می‌کرد که وقتی مؤمنان آن را می‌شنوند، دل‌هایشان به لَرزه می‌افتد و چشمانشان اشک‌بار می‌گردد: (خداوندا! به تو شکایت می‌کنم از اندک بودن نیروی خود و کوتاه بودن چاره‌اندیشی‌ام و ناتوانی‌ام در برابر مردم. ای پروردگار ضعیفان! مرا به کِه وا‌می‌گذاری، درحالی‌که تویی پروردگار من؟ به دشمن تا امر مرا مالک شود؟ یا به فردی دور که بر من روی در هم کشد؟ اگر تو بر من خشمگین نباشی، هیچ هراسی ندارم...).

محمد (ص) اِبایی ندارد، هنگامی‌که‌ این سفیهان، کودکانشان را تحریک می‌کنند تا ایشان را با سنگ بزنند و خون از بدنش سرازیر شود و در راه خدا تحقیر شود. اهمیتی نمی‌دهد، اگر مردم تکذیبش کنند؛ ولی هنگامی‌که ایمان نمی‌آوردند، اندوهگین می‌شد؛ چراکه او صلواةالله علیه می‌بیند در انتهای راهی که می‌روند، جهنم قرارگرفته است).([4])

 


[1]- احمدالحسن، گوساله، جلد یک، ص 65.
[2]- احمدالحسن، گوساله، جلد یک، ص 66.
[3]- مرقس 6: 4.
[4]- احمدالحسن، روشنگری‌هایی از دعوت‌های فرستادگان، جلد 1، صفحه 20 - 21.

 

ادامه مطالب این بخش:

قسمت اول
قسمت دوم
قسمت سوم
قسمت چهارم
روشنگری از دعوت حضرت محمد

 

 ادله دعوت سید احمد الحسن برای مسیحیان https://goo.gl/PFPbpc
 پاسخ به شبهات مسیحیان https://goo.gl/bQ4r3r

 تهیه شده توسط لجنه علمی ادله مسیحیت تحت اشراف موسسه وارثین ملکوت

انصار امام مهدی (ع)

امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند :

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.

وبگاه: almahdyoon.co