wrapper

آخرین اخبار

وصی سیزدهم، رازی از رازهای اهل بیت (ع) و سِر فاطمه (س)

وصی سیزدهم، رازی از رازهای اهل بیت (ع) و سِر فاطمه (س):

بسم الله الرحمن الرحيم

و الحمد لله رب العالمین
و صلی الله علی محمدٍ و آلِ محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیماً کثیرا

در وصیت رسول اکرم خواندیم که اوصیاء بعد رسول خدا (ص) دوازده امام و دوازده مهدی می باشند و همچنین ذکر نام تنها سیزده نفر در وصیت شده که اولین ائمه امام علی، حسن، حسین، سجاد………… حسن عسکری، امام مهدی محمد بن الحسن و احمد می باشند. اینک روایتهایی که این تعداد را تصدیق می کنند را تقدیم می کنیم که یکی از رازهای اهل بیت (ع) می باشد.

عن أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا… فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى… و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).غیبت شیخ طوسی – متن عربی فارسی ص ۳۰۰.

نا گفته نماند که این روایتها بصورت متواتر در منابع اصلی شیعیان مانند اصول کافی و … نقل شده اند، و شیخ نعمانی باب کاملی تحت عنوان “اوصیای رسول الله (ص) دوازده امام می باشند” تخصیص داده است اما می بینیم که اولین روایات در همان باب اشاره به سیزده وصی می کند.

همچنین در دعاها می خوانیم: [اللهم بفاطمة و أبیها و بعلها و بنیها و السر المستودع فیها]، این سِر به ودیعه گذاشته شده در حضرت فاطمه (س) که هیچ کس نمی داند کیست، آیا کس دیگری جزء احمد است که روایات زیر او را بصورت مرموز ذکر می کنند.

۱- عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع)، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: (دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَةَ (ع) وَ بَيْنَ يَدَيْهَا لَوْحٌ فِيهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَيْ عَشَرَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ (ع) ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَةٌ مِنْهُمْ عَلِيٌّ).
جابر بن عبدالله انصاری گوید: (بر حضرت فاطمه (س) داخل شدم در حالیکه لوحی در دست آن حضرت بود که در آن، نام اوصیاء پیامبر (ص) که از فرزندان حضرت فاطمه (س) بودند نوشته شده بود، پس من آنها را شمردم که دوازده نفرند که آخرینشان قائم (ع) بود، سه تن از ایشان محمد و سه تن دیگر علی نام داشتند).اصول كافى ج ۱ ص ۵۳۲.

طبق روایت فوق، در آن لوح اوصیای رسول الله (ص) از فرزندان حضرت فاطمه (س) نوشته شده بودند، در حالیکه فرزندان فاطمه از اوصیای رسول الله (ص) یازده وصی می باشند و نه دوازده وصی، و البته توجه داشته باشید که امام علی (ع) در این روایت شمرده نمی شود از آنجا که ایشان (ع) فرزند حضرت فاطمه (س) نیستند. ودلالت بر صحت روایت و شمارش جابر این است که بر حسب نام های ائمه (ع) سه تن از ائمه نامشان علی است، پس اين دلالت می كند بر اينكه جابر در شمارش اشتباه نكرده زيرا ائمه ای كه بنام محمد و از فرزندان حضرت فاطمه (س) هستند عبارتند از :
۱- محمد باقر (ع) ۲- محمد جواد (ع) ۳- محمد مهدی (ع).

و ائمه ای كه بنام علی از فرزندان حضرت فاطمه (س) سه تن اند که عبارتند از:
۱- علی بن الحسين سجاد (ع) ۲- علی بن موسى الرضا (ع) ۳- علی بن محمد هادی (ع).

۲- عن رسول الله (ص) في حديث طويل قال فيه: (بعد أن عدد الأئمة من أهل بيته ثم يغيب عنهم إمامهم ما شاء الله، ويكون له غيبتان إحداهما أطول من الأخرى. ثم التفت إلينا رسول الله صلى الله عليه وآله فقال رافعاً صوته: الحذر إذا فقد الخامس من ولد السابع من ولدي…).
در يک حديث طولانى از رسول الله (ص) پس از آنكه امامان اهل بيت (ع) خود را شمرد، فرمود: (هر گاه خداوند بخواهد، امام آنها از ايشان غائب خواهد شد و او دو غيبت دارد كه يكى طولانى تر از ديگرى خواهد بود. آنگاه حضرت رسول (صلى الله عليه و آله) متوجه ما شد و با صداى بلند فرمود: بر حذر باشيد زمانى كه فرزند پنجم از فرزند هفتم از فرزندانم پنهان شود…).بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۳۸۰. بحارالأنوار ج ۳۶ ص ۳۳۳، بحارالأنوار ج ۵۲ ص ۳۷۹، الصراط المستقيم ج ۲ ص ۱۵۴، كفاية الأثر ۱۴۶.

و مانند همان روایت در دیگر منابع نیز آمده است که بدین شکل است:

عن عبدالرحمان بن أبي ليلى، قال علي (ع): (كنت عند النبي (ص) في بيت أم سلمة… الى أن قال (ع): ثم التفت إلينا رسول الله (ص) فقال رافعاً صوته: الحذر إذا فقد الخامس من ولد السابع من ولدي. قال علي: فقلت: يا رسول الله، فما تكون هذه الغيبة؟ قال: الصمت حتى يأذن الله له بالخروج).البحار للمجلسي- ج۳۶ ص۳۳۵.

از عبدالرحمان بن ابی ليلى از علی (ع): نزد پيامبر در منزل ام سلمه بودم …. تا آنكه (ع) فرمود: (حضرت رسول (ص) رو به ما كرده با صدای بلند فرمود: بر حذر باشید از آن وقتی كه فرزند پنجم از فرزند هفتم از فرزندانم مفقود شود. پس علی (ع) فرمود: عرض کردم ای رسول خدا چگونه باشد اين غيبت؟ فرمود: سكوت تا زمانيكه خدا به او اذن خروج دهد).كفاية الأثر للخزاز القمي- ۱۵۸.وفي الكافي – الشيخ الكليني / ج۱: ۳۳۶.

حضرت رسول اکرم (ص) با امام علی (ع) درباره فتنه ای [امتحانی سخت و دشوار] كه هنگام از دست دادن فرزند پنجم از فرزند هفتم امام علی (ع) پيش می آيد صحبت می كرد و می فرمود: فرزندت! پس بنگریم درباره كدام فرزند امام بر حسب ترتیب صحبت فرمودند؟

۱- حسن (ع). ۲- حسين (ع). ۳- سجاد (ع). ۴- باقر (ع). ۵- صادق (ع). ۶- كاظم (ع). ۷- رضا (ع).

امام رضا (ع) هفتمین فرزند رسول الله (ص) می باشد. اکنون پنجمین فرزند بعد از امام رضا (ع) را ببینیم، او کیست؟

۱- جواد (ع). ۲- هادی (ع). ۳- عسكری (ع). ۴- محمد المهدی (ع). ۵- او كيست؟؟؟

آری، ایشان همان احمد است، که در وصیت مقدس رسول الله (ص) ذکر شده است.

اکنون به روایت زیر دقت کنید، آن هنگام که خاندان امام کاظم (ع) در مورد این شخص سؤال کردند و در پاسخ امام کاظم (ع) فرمود درک و عقل و فهم این موضوع برای شما سخت و دشوار است، حال ما چگونه می توانیم این مورد را درک نمائیم؟

قال إن الإمام الكاظم (ع) قال لأولاده وأرحامه: (إذا فقد الخامس من ولد السابع فالله الله في أديانكم، لا يزيلنكم عنها أحد. يا بني إنه لابد لصاحب هذا الأمر من غيبة حتى يرجع عن هذا الأمر من كان يقول به!؟ إنما هي محنة من الله عز وجل امتحن بها خلقه، لو علم أباؤكم وأجدادكم ديناً أصح من هذا لأتبعوه. فقلت: يا سيدي من الخامس من ولد السابع؟ فقال: يا بني عقولكم تصغر عن هذا، وأحلامكم تضيق عن حمله، ولكن إن تعيشوا فسوف تدركونه).

از امام كاظم (ع) هنگامی كه با فرزندان و نزدیکان صحبت می كرد فرمود: (اگر ناپديد شد فرزند پنجم از فرزند هفتم پس به دینتان چنگ بزنید و كسی شما را از آن بر كنار نكند. ای فرزندانم بايد برای صاحب اين امر غيبتي باشد تا بر آن هر كس كه به وجود ایشان ايمان داشت پشت دهد!!! و آن محنتی است از طرف خداوند برای امتحان بنده گانش، اگر پدرانتان و اجدادتان بهتر از اين دين پيدا می كردند از آن پيروی می كردند. پس عرض کردم: ای مولای من، فرزند پنجم از فرزند هفتم کیست؟ فرمود: ای فرزندم عقلتان در درک و فهم آن كوچکند، و بردباريتان قادر به حملش نيستند، ولی اگر زنده مانديد او را درک خواهيد كرد).اصول كافی، شيخ كلينی ج ۱ ص۳۳۶.

حضرت كاظم (ع) برای فرزندان و نزدیکان خود درباره ی صاحب اين امر سخن می گوید، يعنى قائم (ع)، و آنها را از امتحانی كه هنگام ناپديد شدن فرزند پنجم از فرزند هفتم بر حذر می كند، ولی در اين روايت نمی گويد از فرزند امير مؤمنان (ع) است، پس آيا اينجا منظور حضرت مهدی محمد ابن الحسن (ع) است؟ حال سؤالی پيش می آيد!!! آن چيست كه عقل فرزندان امام كاظم (ع) و نزدیکانش برای آن كوچک و بردباريشان قادر به حملش نيستند؟ آنها درباره ی فرزند پنجم از فرزند هفتم می پرسند.

آيا شناختن اسم امام مهدی محمد ابن الحسن (ع) كه همه او را می شناسند و در روايات ذكر شده و غيبتی كه ده ها روايت درباره اش گفته شده برای فرزندان و نزدیکان امام سخت است كه آنها او را نمی توانند تحمل كنند؟ بی شک اين امر متعلق به شخص ديگری است كه خدا آن را كنار گذاشته تا اينكه مردم را مبتلا به امتحان كند، و در واقع شاهد این امتحان سخت و دشوار اکنون هستیم، پس خوشا به حال کسانی که به وصیت مقدس رسول الله (ص) نوشته ی بازدارنده از گمراهی چنگ جستند.

۳- جنادة بن أبي أميّة محمّد بن عليّ قال: حدّثني محمّد بن وهبان البصريّ قال: حدّثني داود بن الهيثم بن إسحاق النّحويّ قال: حدّثني جدّي إسحاق بن بهلول قال: حدّثني أبو البهلول بن حسّان قال: حدّثني طلحة بن زيد الرّقّي عن الزّبير بن عطا عن عمر بن عطا عن عمر بن هاني العبسيّ عن جنادة بن أبي أميّة قال: (دخلت على الحسن بن عليّ بن أبي طالب عليه السّلام في مرضه الّذي توفّي فيه و بين يديه طشت عليه الدّم و يخرج كبده قطعة قطعة من السّمّ الّذي أسقاه معاوية بن أبي سفيان لعنه اللّه، فقلت: يا مولاي ما لك لا تعالج نفسك؟ فقال: يا أبا عبد اللّه بماذا أعالج الموت، فقلت: إنّا للّه وإنّا إليه راجعون، ثمّ التفت إلىّ فقال: واللّه إنّه لعهدٌ عهده إليّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله إنّ هذا الأمر يملكه إثنا عشر إماماً من ولد عليّ و فاطمة ما منّا إلّا مسموم أو مقتول).
جنادة بن ابى اميه حديث كند كه گفت: (وارد شدم بر حسن بن على عليه السّلام در آن مرضى كه به آن ارتحال فرمود، و در پيش روى او طشتى بود كه در آن خون ريخته بود، و جگر حضرت در اثر زهرى كه معاويه بن ابى سفيان- خدا‏ لعنتش كند- به آن حضرت خورانده بود قطعه قطعه بيرون مى‏ آمد، عرض كردم: اى مولاى من! چرا خود را معالجه نمى‏ كنى؟ فرمود: اى ابا عبد اللَّه مرگ را به چه چيز علاج كنم. گفتم: انّا للَّه و انّا اليه راجعون سپس حضرت به جانب من توجه كرده فرمود: به خدا سوگند اين پيمانى است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله با من فرموده كه اين امر (امامت) را دوازده نفر پيشوا و امام از فرزندان على و فاطمه مالک شوند، که  همه ی آنها یا مسموم می شود یا کشته).الإنصاف ص ۱۸۵.

فرزندان علی و فاطمه علیهم السلام تنها یازده نفر می باشند، بنابراین دوازدهمین امام چه کسی است؟؟؟

۴- عن ابي حمزه عن ابي جعفر عليه السلام قال: ان الله تبارك وتعالى ارسل محمد (ص) الى الجن والانس وجعل من بعده اثنى عشر وصياً منهم من مضى ومنهم من بقى وكل وصي من الأوصياء الذين بعد محمد (ص) جرت فيه سنة على سنة اوصياء عيسى عليه السلام وكانوا اثني عشر وصيّاً وكان امير المؤمنين على سنة المسيح).
از ابی حمزه از حضرت ابی جعفر عليه السلام فرمود: (خداوند متعال محمد (ص) را برای جن و انس فرستاد و بعد از او دوازده وصی قرار داد، بعضی از آنها در گذشتند و بعضی ديگر مانده اند و هر كدام از اوصيايی كه بعد از او آمدند سنت اوصيای عيسى بر آنها گذشت و آنها دوازده تا بودند و امير المؤمنين عليه السلام بر سنت عيسى بود).کمال الدین ج۱ ص۳۲۶.

 

۵- قال رسول الله (ص) لعلي (ع): (يا علي إني مزوجك فاطمة ابنتي سيدة نساء العالمين وأحبهن إلي بعدك وكائن منكما سيدا شباب أهل الجنة والشهداء المضرجون المقهورون في الأرض من بعدي والنجباء الزهر الذين يطفئ الله بهم الظلم ويحيي بهم الحق ويميت بهم الباطل عدتهم عدة أشهر السنة، أخرهم يصلي عيسى ابن مريم (ع) خلفه).
پيغمبر (ص) به حضرت على فرمود: (اى علىّ مى‏ خواهم دخترم فاطمه را كه بانوى زنان جهانيان است و پس از تو از همه نزد من محبوب‏تر است را به تو تزویج کنم، و از شما دو سرور جوانان بهشتى و شهيدان به خون آغشته به دنیا می آیند كه پس از من به آنان ستم خواهد شد. و نجيبان تابان كه خداوند بوسيله ی آنان تاريكى‏ ها را از ميان بردارد و حقّ را با آنان زنده سازد و باطل را با آنان بميراند شماره ی آنان شماره ماه هاى سال است و عيسى بن مريم پشت سر آخرينشان به نماز خواهد ايستاد).غيبت شیخ نعمانی ص: ۵۸.

و در این روایت رسول خدا(ص) خطاب به امیرمؤمنان می کند که تعداد آنها شماره ی ماههای سال که دوازده نفر هستند و به اضافه ی امیرمؤمنان سیزده نفر می شوند که رسول خدا می فرمایند عیسی بن مریم پشت سر آخرینشان به نماز خواهد ایستاد.

۶- في حديث ليلة المعراج عن النبي محمد (ص) انه قال: (اوحى الله الي اني اخرج من صلب علي اثتي عشر اماماً آخرهم من يصلي خلفه عيسى بن مريم (ع) ويملأ الارض قسطا وعدلا بعدما ملئت ظلما وجوراً).
در حديث شب معراج از حضرت محمد (ص) روايت شده كه فرمود: (خدا به من وحی كرد كه من از صلب علی (ع) دوازده امام خارج می سازم و آخر آنها كسی است كه عيسى فرزند مريم پشت سرش نماز می خواند و زمين را پر از عدل و داد می كند بعد از اينكه از ظلم و ستم پر شود).كتاب بيان الأئمه ج ۱ص ۱۳۶.

 

۷- عن رسول الله (ص) قال: ألا وإن الله نظر إلى أهل الأرض نظرة فاختار منهم رجلين: أحدهما أنا فبعثني رسولا ونبيا، والآخر علي بن أبي طالب، وأوحى إلي أن أتخذه أخاً وخليلاً ووزيراً ووصياً وخليفة. ألا وإنه ولي كل مؤمن بعدي، من والاه، والاه الله ومن عاداه، عاداه الله. لا يحبه إلا مؤمن ولا يبغضه إلا كافر. هو زر الأرض بعدي وسكنها، وهو كلمة الله التقوى وعروته الوثقى. [يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ].الصف:۸. ألا وإن الله نظر نظرة ثانية فاختار بعدنا اثني عشر وصياً من أهل بيتي، فجعلهم خيار أمتي واحداً بعد واحد، مثل النجوم في السماء، كلما غاب نجم طلع نجم. هم أئمة هداة مهتدون لا يضرهم كيد من كادهم ولا خذلان من خذلهم. هم حجج الله في أرضه، وشهداؤه على خلقه، وخزان علمه، وتراجمة وحيه، ومعادن حكمته. من أطاعهم أطاع الله ومن عصاهم عصى الله. هم مع القرآن والقرآن معهم، لا يفارقونه حتى يردوا علي الحوض. فليبلغ الشاهد الغائب. اللهم اشهد، اللهم اشهد – ثلاث مرات).كتاب السقيفة، لسليم بن قيس ص ۳۸۰.

از رسول الله (ص) فرمود: (بدانيد كه خداوند نظرى به اهل زمين نمود و از بين آنان دو نفر را انتخاب كرد: يكى من كه بعنوان فرستاده و پيامبر مبعوثم نمود، و ديگرى علىّ بن ابى طالب. و به من وحى كرد كه او را برادر و دوست و وزير و وصی ام و خليفه ‏ام قرار دهم. على عليه السّلام ولىّ هر مؤمن و سكون زمين و كلمه ی تقوى است. بدانيد كه او صاحب اختيار هر مؤمنى بعد از من است. هر كس او را دوست بدارد خدا او را دوست دارد، و هر كس با او دشمنى كند خدا با او دشمنى مى ‏كند. او را جز مؤمن دوست نمى ‏دارد و جز كافر مبغوض نمى ‏دارد. او قوام زمين بعد از من و باعث آرامش آن است. او كلمه ی تقواى خداوند و ريسمان محكم اوست. [مى‏ خواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند ولى خداوند نور خود را به كمال مى‏ رساند اگر چه كافران را خوش نيايد]. بدانيد كه خداوند نظر دومى نمود و بعد از ما، دوازده وصى از اهل بيتم انتخاب نمود، و آنان را برگزیدگان امّتم قرار داد. آنان يكى پس از ديگرى مثل ستارگان در آسمان هستند كه هر ستاره ‏اى غائب شود ستاره ی ديگرى طلوع مى ‏كند. آنان امامان هدايت‏ كننده هدايت شده‏ اند كه حيله ی كسانى كه بر آنان حيله كنند، و خوارى كسانى كه ايشان را خوار كنند به آنان ضرر نمى‏ زند. آنان حجّتهاى خداوند در زمين، و شاهدان او بر خلقش، و خزانه داران علمش، و بيان ‏كنندگان وحيش و معدنهاى حكمتش هستند. هر كس از آنان اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است و هر كس از آنان سرپيچى كند معصيت خدا كرده است. آنان با قرآن، و قرآن با آنان است. از قرآن جدا نمى ‏شوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند. پس شاهدان به غائبان برسانند. پروردگارا شاهد باش، پروردگارا شاهد باش، و اين را سه مرتبه فرمود)كتاب السقيفة، [اسرار آل محمد (ع)] لسليم بن قيس ص ۳۸۰.

 

۸- عن أبي جعفر (ع) قال: قال رسول الله: (إني واثني عشر من ولدي وأنت يا علي زر الأرض، يعني أوتادها وجبالها، بنا أوتاد الأرض أن تسيخ بأهلها فإذا ذهب الاثني عشر من ولدي ساخت الأرض بأهلها ولم ينظروا).
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: (من و دوازده تن از فرزندانم و تو اى على بند و قفل زمين هستيم – يعنى ميخها و كوه هاى زمين-. به سبب ما خدا زمين را ميخ كوبيده تا اهلش را فرو نبرد، چون دوازده فرزندم از دنيا بروند، زمين اهلش را فرو برد و مهلت داده نشوند به سوى آنها ننگرند).الكافي ج۱ ص۵۳۴.

 

۹- عن أبي جعفر الباقر قال: قال رسول الله (ص): (من ولدي اثنى عشر نقيبا نجباء محدثون مفهمون، آخرهم القائم يملأها عدلاً كما ملئت جورا).
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: (از فرزندان من دوازده نفرند كه نقيب (شناسنده و سر پرست) و نجيب (اصيل و خوش گوهر) و محدث و مفهم مي باشند، آخرين آنها قائم به حق است، كه زمين را از عدالت پر كند چنان كه از ستم پر شده باشد).شرح أصول الكافي للمازندراني ج۷ ص۳۷۳، من لا يحضره الفقيه ج۴ ص۱۸۰، كشف الغمة ج۳، وسائل الشيعة بسندين ج۱۱ ص۴۹۰ ، ج۱۶ ص۲۴۴.

و از فرزندان پيامبر (ص): ۱- حسن (ع). ۲- حسين (ع). ۳- سجاد (ع). ۴- باقر (ع). ۵- صادق (ع). ۶- كاظم (ع). ۷- رضا (ع). ۸- جواد (ع). ۹- هادی (ع). ۱۰- عسكری (ع). ۱۱- محمد المهدی (ع). ۱۲- او كيست؟؟؟ و جواب ایشان وصی امام مهدی (ع) كه نامش احمد (ع) است. و امام علی (ع) شمرده نمی شود زيرا ایشان (ع) برادر پيامبر به حساب می آید و نه فرزند ایشان!

۱۰- ورد عن أنس بن مالك، قال: (سئلت رسول الله (ص) عن حواري عيسى، فقال: كانوا من صفوته وخيرته، وكانوا أثني عشر – إلى أن قال – فقلت: فمن حواريك يا رسول الله؟ فقال: الأئمة بعدي اثنا عشر من صلب علي و فاطمة، وهم حواري وأنصاري، عليهم من الله التحية والسلام). كفاية الأثر عن ما جاء عن انس بن مالك ، وكتاب لمحات- للشيخ الصافى ص۲۲۰.
انس بن مالک حديث كند كه گفت: (از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله راجع به حواريين عيسى پرسيدم؟ فرمود: آنها منتخب و برگزيدگان وى و دوازده نفر بوده ‏اند كه كوشاى در يارى خداوند و رسول او بودند. عرض كردم: اى رسول خدا حواريون شما چه کسانی هستند؟ فرمود: امامان بعد از من دوازده نفر از صلب على و فاطمه هستند. اينان حواريون و ياوران دين من اند، درود و سلام خداوند بر آنها باد).

پس اوصياء رسول خدا بر سنت اوصيای عيسى (ع) هستند و آنها دوازده نفرند و علی بر سنت عيسى (ع)، بنابراين علی (ع) در دوازه تن وارد نمی شود.

۱۱- سمعت أبا جعفر (ع) يقول: (الاثنا عشر إمام من آل محمد (ع) كلهم محدثون من ولد رسول الله ومن ولد علي، ورسول الله وعلي (ع) هما الوالدان).
شنیدم حضرت باقر عليه السلام مى ‏فرمود: (دوازده امام از آل محمد تمامى آنها فرشتگان با ایشان حديث كنند، و از فرزندان رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و على عليه السّلام هستند، و رسول خدا و على آن دو پدران هستند).كتاب الكافي: باب الحجة، الاستنصار: للكراجكي: ص۱۷، غيبة الطوسي ص۱۵۲، مناقب آل أبي طالب ج۱: ص۲۵۶، بحار الأنوار ج۲۶: ص۷۲، و دیگر مصادر حديث مانند أعلام الورى للطبرسي، وكشف الغمة.

 

۱۲- قال يهودي لأمير المؤمنين (ع): (أخبرني عن هذه الأمة كم لها من إمام هدى؟ وأخبرني عن نبيكم محمد أين منـزلته في الجنة؟ وأخبرني من معه في الجنة؟ فقال له أمير المؤمنين (ع): إن لهذه الأمة اثني عشر إمام هدى من ذرية نبيها وهم مني. وأما منزل نبينا في الجنة ففي أفضلها وأشرفها جنة عدن وأما من معه في منزله فيها فهؤلاء الاثنا عشر من ذريته وأمهم وجدتهم وأم أمهم وذراريهم، لا يشركهم فيها أحد).
يهودى به حضرت على (ع) عرض کرد: (با خبرم کن برای اين امت چند تن رهبر و امام بر حق است؟ جایگاه و منزلت پيغمبر شما در كجاى بهشت است؟ چه كسانى در جايگاه ويژه ایشان در بهشت همراه او باشند؟ على (ع) فرمود: براى اين امت دوازده رهبر و امام بر حق است از ذريه ی پيغمبر كه همه از من هستند و جايگاه پيغمبر ما در بهشت در بهترين و شرافتمندترين بخش آن است كه بهشت عدن است، و اما كسانى كه در آن جايگاه ويژه‏ به همراه اويند دوازده امام اند كه از ذريه ی اويند با مادرشان و مادر مادرشان و فرزندانشان كسى در آنجا با آنها شريک نيست‏).الكافي للشيخ الكليني ج ۱ ص ۵۳۲، الغيبة للطوسي ص۱۳۵ محقق به صحت سند اشاره کرد پس به تحقيق عبد الله الطهراني واحمد ناصح مراجعه شود، المناقب ج۱ ص۲۵۶، بحار الأنوار ج۲۰ ص۱۰۸، ج۳۶ ص۳۸۱، معجم أحاديث الإمام المهدي ج۳ ص۱۵۸.

 

۱۳- روى بسنده عن عباس بن عبد المطلب انّ النبي صلى الله عليه وآله قال له: (يا عم يملك من ولدي اثنا عشر خليفة ثم يكون امور كثيرة وشدة عظيمة ثم يخرج المهدي من ولده يصلح الله امره في ليلة فيملأ الأرض عدلاً كما ملئت جوراً فيمكث في الارض ما شاء الله ثم يخرج الدجال).
به سندی از عباس ابن عبد المطلب از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روایت شده که فرمود: (ای عمو از فرزندانم دوازده خليفه حاكم می شوند پس مسائلی بس زياد و سخت پيش آيد. سپس مهدی از فرزندانش خروج می کند، خدا امر او را در يک شب اصلاح می كند و زمين را پر از عدل می كند بعد از اينكه پر از ظلم و ستم شده، پس در آن هر چقدر كه خدا بخواهد زندگی می كند تا اينكه دجال خروج کند).فرائد السمطين ج ۲ ص۳۲۹.

 

۱۴- أبن كثير وهو من علماء اهل السنة فيما يؤيد ان الخلافة في ذرية رسول الله (ص) وهذا نص ما كتبه: (وقد وجدت البشارات به صلَّى الله عليه وسلَّم في الكتب المتقدِّمة وهي أشهر من أن تذكر، وأكثر من أن تحصر… ففي السّفر الأوَّل من التَّوراة التي بأيديهم في قصَّة إبراهيم الخليل عليه السلام ما مضمونه وتعريبه‏:‏ إنَّ الله أوحى إلى إبراهيم عليه السلام بعد ما سلَّمه من نار النَّمرود أن قُم فاسلك الأرض مشارقها ومغاربها لولدك، فلمَّا قص ذلك على سارة طمعت أن يكون ذلك لولدها منه، وحرصت على إبعاد هاجر وولدها حتَّى ذهب بهما الخليل إلى بريَّة الحجاز وجبال فاران، وظنَّ إبراهيم عليه السلام أنَّ هذه البشارة تكون لولده إسحاق، حتى أوحى الله إليه ما مضمونه‏:‏ أمَّا ولدك إسحاق فإنَّه يرزق ذرية عظيمة، وأما ولدك إسماعيل فإنِّي باركته وعظَّمته وكثَّرت ذريته، وجعلت من ذريته ماذ ماذ يعني‏:‏ محمَّداً صلَّى الله عليه واله سلَّم وجعلت في ذريته اثنا عشر إماماً، وتكون له أمة عظيمة‏).‏
ابن كثير كه او يكى از علماى اهل سنت است در حاليكه تأييد مى كند در اينكه خلافت در نسل و ذريه ى حضرت رسول (ص) است مى گويد: (و ديدم كه بشارتها درباره ی حضرت رسول (ص) در كتابهاى پيشينيان و آنها بيش از آنست كه ذكر و ثبت شوند. در سِفر اول از توراتى كه در دستشان است در قصه ى حضرت ابراهيم خليل (ع) با مضمونى و ترجمه اين گونه آمده است كه: خداوند به ابراهيم (ع) بعد از اينكه از آتش نمرود او را نجات داد وحى كرد كه بپا خيز و مشرق و مغرب زمين را برای فرزندانت بپـيما. پس وقتی كه حضرت ابراهيم موضوع را با سارا در ميان گذاشت طمع او را گرفت و اين مقام را براى پسر خود خواست و سعی بر دور كردن هاجر و پسرش كرد تا آنكه حضرت خليل (ع) آنها را به بيابان حجاز و كوه فاران برد و ابراهيم گمان كرد كه اين بشارت براى پسرش اسحاق است تا آنكه خدا به او وحى كرد: اما پسرت اسحاق پس باشد برای او ذريه ای عظيم. و اما پسرت اسماعيل پس او را مبارک و عظيم كردم و در نسل او فراوانی دادم و در ذريه ی او قرار دادم ماذ ماذ [يعنى محمد (ص)]- و قرار دادم در نسل او دوازده امام و برای او امتی عظيم باشد).كتاب البداية والنهاية ‏ج۶ ص‏۱۹۹‏‏ لأبن كثير.

 
و الحمدلله رب العالمين

 

ادامه مطلب...

بند سوم قانون شناخت خلفای الهی - دعوت به حاکمیت خدا

بند سوم قانون شناخت خلفای الهی - دعوت به حاکمیت خدا

بند سوم قانون شناخت خلفای الهی - دعوت به حاکمیت خدا:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

 

همواره یکی دیگر از قوانینی که ولی خدا با خود می آورد راه و روش پیامبران و فرستادگان سابق است و آن دعوت مردم به خدا و حاکمیت خداست، لذا هیچ یک از پیامبران و فرستادگان را نمی بینیم که به خود دعوت کردند یا دنیا طلبی نمودند، و بلا نسبت آنها از این موارد، زیرا آنها برگزیدگان الهی هستند و خداوند متعال از این جهت آنها را برگزیده است که اخلاص را تقدیم نمودند و آخرت را بر دنیا ترجیح دادند، و به دنیا و زیور آلاتش پشت کردند، لذا مستحق گزینش و انتخاب شدند.

الفضل، عن محمد بن علي، عن محمد بن سنان، عن حي بن مروان، عن علي بن مهزيار (قال): قال أبو جعفر عليه السلام (كأني بالقائم يوم عاشوراء يوم السبت قائما بين الركن والمقام، بين يديه جبرئيل ينادي: البيعة لله، فيملؤها عدلا كما ملئت ظلماً وجوراً).

امام جواد (ع) فرمود: (گويى می نگرم كه قائم عليه السلام، ميان ركن و مقام ابراهيم در مسجد الحرام ايستاده است و در آغاز قيام، جبرئیل فرشته امين وحى، در برابر او قرار گرفته و ندا می دهد كه اَلبَيْعةُ للّه. پس خداوند به وسيله ی او زمين را پر از عدل و داد می‏ سازد).

 

عن أبي بصير، قال: قال أبو عبدالله (ع): (لما التقى أمير المؤمنين (ع) و أهل البصرة نشر الراية، راية رسول الله (ص) فزلزلت أقدامهم… الى أن قال: فقال للحسن: يا بني إن للقوم مدة يبلغونها، و إن هذه راية لا ينشرها بعدي إلا القائم صلوات الله عليه).
از ابی بصیر گوید: اما صادق (ع) فرمود: (هنگامی که امیر مؤمنان (ع) با اهل بصره رو در رو شد پرچم را بر افراشت، پرچمِ رسول الله (ص)، پس قدم آنها را در هم شکشت…. تا جائی که گفت: پس به امام حسن (ع) فرمود: ای فرزندم برای قوم دوره ای است که می گذرانند، و اینکه این پرچم بعد از من کسی آن را بر نمی افرازد مگر قائم درود خدا بر او باد).غيبة النعماني: ۳۱۹.

و تصور نشود که پرچم بیعت با خدا تنها یک قطعه پارچه است که به اهتزار در آورده می شود، بلکه آن راه و روش است که پیامبران و فرستادگان الهی از ابتدا تا روز قیامت پیش گرفته و خواهند گرفت و به حاکمیت خدا دعوت می کنند.

و در این زمان تمامی مردم و حتی شیعیان که سالیان سال از حاکمیت خدا دفاع می کردند و مبدأ باطل شورا و انتخابات را رد می کردند، به حاکمیت مردم [انتخابات و دموکراسی آمریکائی] پناه برده و حاکمیت خدا را رد کردند، اما از این بین تنها یمانی آل محمد، امام احمد الحسن (ع) مردم را دعوت به حاکمیت خدا می کند. آیا این انفراد و یگانگی کافی نیست؟ کافی نیست که از بین این همه جمعیت بر روی کره ی زمین تنها یک نفر شما را به راه و روش پیامبران و فرستادگان درود خدا بر آنها باد دعوت می کند؟

امام احمد الحسن (ع) تنها شخصی هستند که مردم را دعوت به حاکمیت خدا یا البیعة لله می کنند، و در این باره کتابی در توضیح راه و منش آدم و در مقابل ایشان (ع) ابلیس؛ و راه و منش موسی (ع) و در مقابل ایشان (ع) فرعون (لع)، و ابراهیم و در مقابل ایشان (ع) نمرود (لع)، و رواه و روش امام حسین (ع) و در برابر ایشان (ع) یزید لعنه الله، را نوشتند.

حاکمیت الله، نه حاکمیت مردم

علی رغم اینکه رسول الله (ص) از شورا و انتخابات که مبدأ باطل خواهان است، به ما هشدار دادند، اما متأسفانه مردم توسط علمای بی عمل فریب خورده و راه و روش طغیانگران دیروز را در پیش گرفتند.

عن حذيفة بن اليمان وجابر بن عبد الله الأنصاري عن رسول الله (ص) انه قال: (الويل الويل لأمتي من الشورتين، الشورى الكبرى و الصغرى، فسئل عنهما. فقال (ص): أما الكبرى فتنعقد في بلدتي بعد وفاتي لغصب خلافة أخي وغصب حق ابنتي، وأما الشورى الصغرى فتنعقد في الغيبة الكبرى في الزوراء لتغيير سنتي و تبديل أحكامي).
رسول الله (ص) فرمود: (وای وای بر امتم از شورای بزرگ و شورای كوچک. از ایشان درباره آن سؤال شد. فرمود: اما شورای بزرگ در شهر خودم بعد از وفاتم برای غصب خلافت برادرم و غصب حق دخترم منعقد می‌‌ شود. و اما شورای كوچک در غیبت كبری در زوراء (بغداد) برای تغییر سنتم و تبدیل و عوض كردن احكامم منعقد می‌ گردد).مائتان و خمسون علامة ص ۱۳۰- مناقب العترة، كتاب مائتان و خمسون علامة للطباطبائي ۱۳۰

بلکه مصیبتی که در آن هستیم بزرگتر از آن است که تصور شود، زیرا بعضی از علمای بی عمل انتخابات را بر نماز و روزه مقدم تر و واجب تر دانسته، و برخی دیگر رأی و شرکت زن در انتخابات را مانند خروج زینب (س) تشبیه می کند.

و با این حال امام احمد الحسن (ع) طبق دلایل سابق و عرایض فوق، با این سه قانون که مختص اولیای خداست یگانه می شوند و هیچ شریکی در این سه قانون ندارند. نه کسی به جز ایشان با وصیت احتجاج نمود، و نه کسی علم و حکمت و قدرت پاسخگوئی به ایشان دارد، و نه کسی به حاکمیت خدا دعوت می کند.

بنابراین اگر به این شاخصه هایی که هر پیامبر و وصی با آن آمد ایمان نیاورید، با چه چیز دیگری ایمان خواهید آورد؟

آیا جای شکی در حقانیت ایشان باقی ماند؟ آیا کسی را می شناسید که با وصیت احتجاج نمود؟ آیا کسی مانند ایشان (ع) علم و حکمت و قدرت پاسخگوئی دارد؟ آیا کسی را می شناسید که به راه و روش اولیای خدا که همان بیعت با خداست دعوت کند؟

عبد امین و دانا، امام احمد الحسن (ع) فرمود: (امـام حـسیـن (ع) اسـم یـا صفـتـی نـیـست، کـه بـیـش از هـزار سال پـیـش بـه قـتل رسید، تـا اولیـائـش و شیـعـیـانـش بـر واقعه ای کـه بـرای او پـیـش آمد گریـه كـنـند یـا سیـنـه بـزنـنـد. هـیـهـات، زیـرا امـام حـسیـن (ع) بـرای بـیـان حـاکـمـیت خـداونـد خـروج کـرد؛ و هـمـانـا اعـتـراف بـه آن، خواسـته ی خـداونـد اسـت؛ و نـقـض آن، عـدم رضـای اوست).خطبه ی موحد.

 

عبد امین و دانا، امام احمد الحسن (ع) فرمود: (امام حسین (ع) چه چـیزی را در کربلا تـقدیم کرد؟ وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را به پدر و برادر و خود و پسرانـش (ع) را تـقدیم کرد. علم و معرفت خود را عرضه کرد و پرچم البیعة لله (حاکمیت خدا) که تـنها ایـشان حامل آن پرچم در برابر پرچم حاکمیت مردم بود، را تـقدیم نمود. پرچم حاکمیت مردم، همان خط مخالف و دشمن، که با جدش و پدرش و برادرش علیهم السلام قبل از او، با هـمدیـگر رو در رو شدند).خطبه ی ۵ محرم ۱۴۳۲.

 

عبد امین و دانا، امام احمد الحسن (ع) فرمود: (امام حسین (ع) در کربلا چه چـیزی را تـقدیم کرد؟ رؤیاها (صادقـه) و مکاشفات اهل بـیت و اصحابش را تـقدیم نمود. رؤیای وهب نصرانی هنگامی که حضرت عـیسی (ع) را در خواب دید که او را به پـیروی و یاری امام حسین (ع) تشویـق می کرد را تـقدیم نمود. مکاشفه ی حُر ریاحی، آن هنگام که از کوفه خارج می گشت و ندایی شنـید که او را به بـهشت بشارت می دهد، را تـقدیم نمودند).خطبه ی ۵ محرم ۱۴۳۲.

 

عبد امین و دانا، امام احمد الحسن (ع) فرمود: (غیـر ممکن است امام حسین علیه السلام را از قیام و هدف مـبارکـش جدا کـنـیم و آن برپا کردن حاکمیت خدا بر روی زمین است).خطبه ی ۵ محرم ۱۴۳۲.

 

عبد امین و دانا، امام احمد الحسن (ع) فرمود: (وقـتی که امروزه فـقـهای گمراه، فـتوای واجب بودن شورا و انـتخابات را به عنوان راه شرعی برای حکومت ها صادر کردند، و هنگامی که فـتوای شرعی بودن حکومتها و کاندیدای شورا و انـتخابات را دادند بـطور حتم آنها تا بی نهایت یزیدی هستـند. و اگر غـفلت از توصیف آنها به عنوان یزیدی جرم است، لذا توصیف آنها بعنوان حسینی نیز بزرگـترین جریـمه در حق امام حسین علیه السلام و در حق قیام مبارکـش و هدف ایشان و آن نـقض حاکمیت مردم و اثبات حاکمیت خدا بر زمین می باشد. چون این طبقه بـندی ظلم و ستـمی است که مخالفِ ساده ترین معیارهای قابل درک انسان است، و قـتل امام حسین (ع) را که یزید (لعنت خدا بر او باد) در آن شکست خورد را مورد هدف قرار می دهد. بلکه امام حسین (ع) در اولین رویارویـی که در آن شهـید شد توانـست موارد زیادی را برای حاکمیت خدا به ثمـر برساند. و خون امام حسین علیه السلام توانـست اُمت اسلام حقیقی، اُمت حسینی، اُمت محمدی که به حاکمیت خدا ایمان دارد، و به حاکمیت مردم کـفر می ورزد را پایدار و ماندگار سازد. و در طول تاریخ آنها را بـه رافـضه نامیدند، زیرا که در طول بـیش از هزار سال حاکمیت مردم را رد کرده اند. و این اُمت مبارک، بسیاری از درد و رنج ها را در راه حاکمیت خدا از طاغوتـیان و ستمگران تحمل کردند، ولیکن متأسفانه امروزه ابلـیس توانـست بواسطه ی فـقـهای گمراه، نـسلهای امروزی را بر خلاف نـسلهای پـیـشین که به حاکمیت خدا اقرار می کردند، را به انحراف بکشاند).خطبه ی ۵ محرم ۱۴۳۲.

 

عبد امین و دانا، امام احمد الحسن (ع) فرمود: (مصیـبـتی که امروزه گرفـتـار آن هستیم این است که، بر افراشتگان پرچم قاتلان امام حسین (ع) قـضیه ی او را بدست گرفـتـه اند و امروزه قاتلان امام حسین (ع) سـخـنگویان قـضیه ایشان (ع) گشتند و پرچمی را بر افراشتـند که بـیش از هزار سال پـیش، با امام حسین علیه السلام مبارزه کرد. امام حسین علیه السلام کشته شد در حالی که با آن پرچم مبارزه می کرد و باطل بودن و بـنـیانگذاران آن را آشکار نمود. بلکه آن همان پرچمی است که امام علی علیه السلام با آن جـنگـید. پرچمی که امام علی (ع) را دور ساخـتـه و نزدیک به بـیـست و پـنج سال در خانه اش او را خانه نـشین کرد. و آن پرچم همان پرچمی است که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و همه ی پـیامبران و اوصیاء قبل از او با آن روبرو شده و جنگ کردند، و آن پرچم حاکمیت مردم است. پرچم خودبـیـنی و خودخواهی یا سقـیـفه یا انـتخابات یا آنچه که مردم بخواهند. همان پرچـمی است که دائـماً در مقابلِ آنچه که خدا و پرچم او سبحانه و تعالی بخواهد، یـعنی پرچم حاکـمیت خدا یا بـیـعت از آن خداست و یا پرچمی که پـیامبران و اوصیاء آن را حمل کرده و تا روز قیامت برافراشته خواهد ماند، ایستادگی می کـند).خطبه ی ۵ محرم ۱۴۳۲.

 

عبد امین و دانا، امام احمد الحسن (ع) فرمود: (مصیـبـتی که امروزه ما گرفـتار آن هستـیـم، تـغـیـیـر مسیر قیام حسینی از طرف دشـمـنان که تکرار جنگ حسیـنی در کربلا و در کـنار حدود الهی را حتـمی ساخـته، تا خون های حسیـنیِ طاهر و پاک ریخـته شود و علـتی برای احیای دوباره هدف قیام حسینی گردد و آن حاکمیت خدا است؛ تا نـقشه ی ابلـیس ملعون و سربازان او از فـقـهای گمراه – خدا رسوایشان سازد- شکست بخورد و آن اتـفاقات ماه محرم حرام تـقـدیر خدا بود… و این حقـیقـت بـصورت آشکار ظاهر شده؛ علی رغم تمام حمله های گمراه کـنـنـده و مخـفی نگهداشتن حقـیقـت از طرف فـقـهای گمراهی و پـیروان آنها، روز به روز این حقیقت آشکارتر می شود تا همه ی مردم آن را بـبـیـنـند. سپاس خداوندی را که ابلـیس و سربازان او از فـقـهای گمراهی را توسط انـسانهای پاکدامنی که به دین خود و دین گذشتگانشان از شیعیان محمد و آل محمد علیهم السلام با وجود دشواری و مشقتِ حَملِ پـیام الهی و اندکی یار و یاور، و زیادی دشمنان و هـجوم بر آنها مانـند کسی که یک زغـال گُداخته بدست گرفـتـه چـنگ زده و افعال آنها را نـقش بر آب کردند).خطبه ی ۵ محرم ۱۴۳۲.

و الحمد لله وحده

 

ادامه مطلب...

بند دوم قانون شناخت خلفای الهی - علم و حکمت

بند دوم قانون شناخت خلفای الهی - علم و حکمت

بند دوم قانون شناخت خلفای الهی - علم و حکمت:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

دومین بند یا دلیلی که حجت خدا بعد از وصیت [بند اول: وصیت] باید داشته باشد، علم و حکمت است. همواره اولیای خدا همیشه بعد از بند اول [وصیت] با علم و حکمتی می آمدند و با آن بزرگان ادیان را عاجز می ساختند، اما مدعیان علم و معاندین چیزی جز سفسطه و مغالطه و رد علوم اولیای خدا بدون دلیل نداشتند، همانگونه که تاریخ حکایت می‌کند.

امام صادق (ع) در باره ی علم قائم (ع) نکات قابل اعتنایی را ارائه فرمود:
ـ(الْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَعِشْرُونَ حَرْفاً فَجَميعُ ما جاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفانِ؛ فَلَمْ يَعْرِفِ النّاسُ حَتّى الْيَوْمِ غَيْرَ الْحَرْفَيْنِ فَإذا قامَ قائِمُنا أخرج خَمْسَ وَعِشْرينَ حَرْفاً فَبثّها فى‏ النّاسِ وَضَمَّ إِلَيْها الْحَرْفَيْنِ حَتّى يَبُثَّها سَبْعه وَعِشْرينَ حَرْفاً)ـ
(علم و دانش بیست و هفت حرف است. تمام آنچه پیامبران الهی برای مردم آوردند، دو حرف بیش نبود و مردم تاکنون جز آن دو حرف را نشناخته‌ اند. اما هنگامی که قائم ما قیام کند، ۲۵ حرف دیگر را آشکار و در میان مردم منتشر می‌ سازد و دو حرف دیگر را با آن ضمیمه می کند تا بیست و هفت حرف انتشار یابد).علامه مجلسی . بحار الانوار. ج ۵۲. ص ۳۳۶.

و این قائم آل محمد (ع) در بین دستان شماست که علم اولین و آخرین را برای شما روشن ساخت، و اسرار قرآنی را بر ملاء ساخت، و بزرگان ادیان الهی را دعوت به مناظره ی علنی نمود اما هیچ کس پاسخگو نبود، و همچنین آنها را دعوت به مباهله کرد و همه عاجزانه با گذشت سالها پاسخگو نبودند. آیا این علم اعجازی و عاجز شدن بزرگانی که مدعی علم هستند دلیلی بر حقانیت ایشان (ع) نیست؟

    بیانیه ی گروه ها و یاد آوری به چند تن از علماء
     بیانیه ی مباهله
    دعوت مجدد امام احمد الحسن (ع) به مناظره از علماء

و همچنین امام صادق علیه السلام محاجه ی فرزندش قائم علیه السلام بر مردم را ذکر نمودند، و فرموده ی ایشان به آنها:

(…أجيبوا إلي مسألتي، فاني أنبئکم بما نبئتم به و ما لم تنبئوا به. و من کان يقرأ الکتب و الصحف فليسمع مني، ثم يبتدئ بالصحف التي أنزلها الله على آدم و شيث عليهما السلام، و يقول أمة آدم و شيث هبة الله: هذه و الله هي الصحف حقا، و لقد أرانا ما لم نکن نعلمه فيها، و ما کان خفي علينا، و ما کان أسقط منها و بدل و حرف، ثم يقرأ صحف نوح و صحف إبراهيم و التوراة و الانجيل و الزبور فيقول أهل التوراة و الانجيل و الزبور: هذه و الله صحف نوح و إبراهيم عليهما السلام حقا، و ما أسقط منها و بدل و حرف منها هذه و الله التوراة الجامعة و الزبور التام و الانجيل الکامل و إنها أضعاف ما قرأنا منها. ثم يتلو القرآن فيقول المسلمون: هذا و الله القرآن حقا الذي أنزله الله تعالى على محمد (ص)…).

(…دعوت مرا بپذيريد، و پاسخ دهيد، که به تحقيق، شما را از آنچه آگاه شده ايد و به آنچه خبردار نشده ايد مطلع خواهم ساخت. پس به درخواست من پاسخ مثبت دهید، زیرا من در مورد چیزهایی که تاکنون شنیدید و آن چیزهایی که تاکنون نشنیدید، اخباری دارم. و هر کس که اهل خواندن کتاب‌ها و صحیفه‌های آسمانی است، پس به حرف من گوش فرا دهد.
پس از آن ابتدا (قائم) شروع به خواندن آن کتاب آسمانی که بر حضرت آدم و شیث نازل شده است می‌کند و از امّت حضرت آدم و شیث می‌گویند: این صحیفه ى آسمانی به خدا قسم همان کتاب‌های آسمانی است که بر آدم و شیث نازل گردید البتّه خدا از طریق آن کتاب در مورد بسیاری از چیزها که ما نمی‌دانستیم و بسیاری دیگر از علوم که بر ما پوشیده بود، به ما آگاهی داد .این را که می‌خوانید، اصل آن کتاب‌هاست و هیچ کلمه‌ای از آن کم نشد و از دست نرفت و نیز جابجایی در مطالب آن و تحریف در آن راه نیافت.
سپس شروع می‌کند به قرائت کتاب‌های نوح و ابراهیم و نیز تورات و انجیل و زبور به گونه‌ای که اهل تورات و انجیل و زبور می‌گویند :به خدا قسم به راستی این اصل کتاب‌ های حضرت نوح و حضرت ابراهیم است و هیچ کلمه‌ ای از آن حذف نشده و نیز تبدیل و تحریف در آن انجام نگرفته است .به خدا قسم! این را که در اختیار دارد، همان تورات است که توسّط حضرت موسی جمع ‌آوری گردید و این‌هایی که در دست دارد، همان زبور کامل ابراهیم و همه ى انجیل حضرت عیسی است و این مطلبی را که قرائت کرد، در هر موضوعی چندین برابر آن مطالبی است که ما قرائت می‌کردیم و در اختیار داریم.
سپس شروع به خواندن قرآن می‌کند، که در این جا مسلمانانی که آگاهی به قرآن دارند می‌گویند: به خدا قسم که این عین قرآن است که می‌خواند، همان قرآنی که خداوند بر حضرت محمّد (ص) نازل کرده است و یک حرف از آن کم و یا جابجا نکرده است و هیچ تحریفی در آن ایجاد نکرده است).مختصر بصائر الدرجات: ص ۱۸۳.

و اکیداً محاجه ی قائم (ع) با آن صحیفه ها [صحیفه های آدم و شیپ، نوح و ابراهیم، تورات و انجیل، زبور و فرآن] تصور نشود که اگر قائم با آنها منفرد می شد در نزد آنها معروف نبود، و مثلاً آیا آسانتر از رد آن در آن زمان به حجت اینکه ساخته و پرداخته است وجود داشت؟!

لذا حکمت خدا اقتضاء کرد، که دعوت کننده ی الهی مؤید به آنچه در بین دستان منتظران است بیاید، و ندای ایشان همیشه: (مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ)، (در حالى كه مؤيد [كتابهاى آسمانى] پيش از آن است)، و هر کس بر اساس کتاب و متن هایی که به آنها ایمان دارد، پس آنها حتی اگر در معرض تحریف و تغییر و جابجایی به دستان علمای بدکار یا دخالت سلطه گران ظالم فرض شدند، اما ماندن آنچه برای اقامت حق و حجت بر آنها باشد، کفایت می کند، و این امری است که هیچ عاقل حکیم به آن شک نمی کند.

و بر این اساس، سید احمد الحسن (یمانی موعود، و منجی منتظر)، حجت و برهان صدق دعوت جهانی اش بر مسلمانان را با احتجاج به قرآن و سنت، و بر یهودیان با متن های اسفار تورات، و بر مسیحیان با متن های آمده در آن، اضافه بر آن متن های عهد جدید، را مطرح ساختند.

و این نمونه های از علوم امام احمد الحسن (ع) و بر ملاء ساختن حقیقت الواح سومریان و اکد که نادانان آن را افسانه ای بیش نمی دانستند، در صورتی که احمد الحسن (ع) از طریق همین الواح یا کتیبه ها حقیقت این ادیان الهی تحریف شده، اخبارهای غیبی طوفان نوح، قصه ی حضرت یوسف (ع) و زلیخا، سفر حضرت موسی (ع)، حضرت ادریس و… را آشکار ساختند.

    حماسه های گیلگمش- میراث آدم و نوح (ع)- ۱
    حماسه های گیلگمش- میراث آدم و نوح (ع)- ۲

بنابراین از طریق علم و حکمت اولیای خدا نیز شناخته شدند، همانطور که قرآن این مسأله را به روشنی بیان ساخته است:

از طریق علم: ابراهیم (ع) شناخته شد:

﴿يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطاً سَوِيّاً﴾، (اى پدر به راستى مرا از دانش [وحى حقايقى به دست] آمده كه تو را نيامده است پس از من پيروى كن تا تو را به راهى راست هدايت نمايم).مريم: ۴۳.

و موسی (ع): ﴿وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ﴾، (و چون به رشد و كمال خويش رسيد به او حكمت و دانش عطا كرديم و نيكوكاران را چنين پاداش مى ‏دهيم).القصص: ۱۴.

و عيسی (ع): ﴿وَلَمَّا جَاء عِيسَى بِالْبَيِّنَاتِ قَالَ قَدْ جِئْتُكُم بِالْحِكْمَةِ وَلِأُبَيِّنَ لَكُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ﴾، (و چون عيسى دلايل آشكار آورد گفت به راستى براى شما حكمت آوردم و تا در باره بعضى از آنچه در آن اختلاف مى ‏كرديد برايتان توضيح دهم پس از خدا بترسيد و فرمانم ببريد).الزخرف: ۴۳.

و محمد (ص): ﴿هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ﴾، (اوست آن كس كه در ميان بى ‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد و [آنان] قطعاً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند).الجمعة: ۲.

آیا این کافی نیست که امام احمد الحسن (ع) این همه علوم را آشکار ساختند، و از همه مهمتر همه در برابر ایشان عاجز ماندند به گونه ای که هیچ کس نتوانست تاکنون به یک کتاب از ایشان پاسخ دهد؟

آیا مطرح ساختن سؤالات برای مناقشه جهت اثبات وجود خدا و عجز همه کافی نمی باشد؟

سؤالاتی برای مناقشه:
رأی و نظرات علمای شیعه، سنی، وهابیت و مسیحیان در مورد نظریه ی تکامل داروین چیست؟
و پاسخ منکر علمی به آن چیست؟
راه اثبات وجود الله ضمن حدود زندگی زمینی برای کسانی که نظریه ی تکامل را می پذیرند چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد نظریه ی ژن خودخواه چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد هیگز یا بوزون هیگز که مسؤل پیدایش ذرات ماده در این جهان است که اخیراً با تجربه ی برخورد دهنده ی هادرونی بزرگ کشف شده است، چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد نظریه ی ممبران (غشاء) یا ام تئوری و وجود بیش از چهار بُعد در این جهان، و یازده بُعد تا الان، چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد آنچه اخیراً پروفسور استیون هاوکینگ در مورد اصل جهان و آغازش مطرح ساخت و اینکه ام و کوانتوم تئوری برای تفسیر ظهور جهان از عدم کافی هستند و اینکه آن نیاز به ظهور جهان از عدم به غیر از وجود قانون جاذبیت موجود از ابتدا بر حسب نظریه ی همه چیز یا نظریه ی ام ندارد، و اینکه جهان ممکن است بدون نیاز به فرضیه ی وجود خدا ظاهر گردد، چیست؟
رأی و نظر آنها در مورد آنچه علمای فیزیک می گویند که مجموع انرژی مثبت و ماده با انرژی منفی و ماده تاریک (یا ضد ماده) در جهان مادی مساوی با صفر است، چیست؟
آدم بر روی این زمین چه موقع شروع به زندگی کرد، و از آنها تاریخ دقیق نمی خواهم بلکه کلی بیان کنند، یعنی مثلاً بگویند ده ها هزار سال یا صدها هزار یا میلیون ها سال پیش.
طوفان نوح (ع) در کجا واقع شد؟
طوفان نوح (ع) چه موقع واقع شد و از آنها تاریخ دقیق نمی خواهم بلکه کلی بیان کنند، یعنی مثلاً بگویند ده ها هزار سال یا صدها هزار یا میلیون ها سال پیش.
طوفان نوح چگونه واقع شد و چگونه امواج مانند کوه ها بودند همانگونه که در قرآن ذکر شد؟
آیا طوفان شامل کل نقاط زمین شد؟
آیا با طوفان نوح تمامی جانداران زمین به هلاکت رسیدند؟
و اگر پاسخ آنها این بود که شامل تمامی زمین و تمامی جانداران یا حداقل حیوانات بر روی زمین شد، پس تعلیل آنها بر وجود حیوانات در جزیره های دور دست مانند حیوانات کیسه دار و حیوان فوسا FOSSA در استرالیا در ماداگاسکار و غیره چیست؟

این سؤالات علمی مرتبط به اثبات یا انکار وجود خداست، و لهذا بر کسانی که مدعی نمایندگی ادیان هستند آنها را با جوابهایی که موافق با علم حدیث و نه جوابهای روائی یا متن های دینی گمانی الصدور یا دلالت و متعارض با واقع علمی ثابت شده به شکل قطعی، پاسخ دهند؛ مانند حقائق تاریخی جیولوژی زمین و محتویات طبقات آن، پس مانند این متن های دینی یا غیر صحیح می باشند یا اینکه تأویل می شوند زیرا که با حقائق علمی به اثبات رسیده در تعارض اند.

بنابراین آنچه از فقهای ادیان خواهانیم پاسخ های علمی بر سؤالات بالا می باشند، و گمان می کنم که آنها کاملاً از پاسخگوئی به آنها بصورت علمی معتبر عاجزند، بلکه به هر آنچه نوشته شد مطلع شدم و دیدم که فهم و درک اشتباه از مسائل علمی است و پاسخگوئی بر اساس فهم و درک اشتباه خودشان، یعنی اینکه مثلاً نظریه ی تکامل را بر اساس فهم و درکشان به گونه ای می پندارند سپس بر اساس همان فهم و درک اشتباه از مسئله، پاسخ اشتباه می دهند، و گمان می کنند که بر نظریه ی تکامل پاسخ دادند در حالیکه آنها به قول و فهم اشتباهشان از نظریه ی تکامل پاسخ می دهند و نه پاسخ به آنچه در حقیقت نظریه ی تکامل داروین می گوید.

    جهت مطالعه ی متن کامل اینجا را لطفاً کلیک کنید

و آیا علومی بیشتر از این می خواهید؟ به چه چیز دیگری نیاز است که با آن حقانیت خود را ثابت کنند؟ با تمامی ادله ی پیامبران و فرستادگان سابق بر شما احتجاج کردند، پس بعد از این به چه چیز دیگری ایمان می آورید؟

 

و الحمد لله وحده

 

ادامه مطلب...

بند اول قانون شناخت خلفای الهی - وصیت

بند اول قانون شناخت خلفای الهی - وصیت

بند اول قانون شناخت خلفای الهی - وصیت:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما

وصیت عهد و پیمانی است از جانب خدا و رسولش

عن أبي عبد الله (ع) قال: (أترون الموصي منّا يوصي إلى من يريد؟! لا والله ولكن عهد من الله ورسوله (صلى الله عليه وآله وسلم) لرجل فرجل حتى ينتهي الأمر إلى صاحبه).    

از ابی عبدالله علیه السلام فرمود: (آیا می پندارید که کسی از ما بر شخصی که بخواهد وصیت می کند؟ خیر بخدا قسم ولی آن عهدی از خداوند متعال و رسولش صلی الله علیه و آله است برای مردی تا مردی دیگر تا اینکه امر به صاحبش برسد).الكافي ج۱ ص۳۰۷.

وصیت سنتی از سنت های جاری خدا

بوسیله ی نّص یا وصیت: بسیاری از انبیاء بوسیله ی آن بر اقوام خویش محتج شدند. امام رضا (ع) در بیان آن فرمود:

(… و آدم به هبة الله (شیث) وصیت کرد که در آغاز هر سال، عهد خود را به این وصیت تجدید کند و آن روز برایشان عید باشد و در آن تجدید پیمان کنند، و بعثت نوح را تعهد می کنند در زمانش، همان زمانی که در آن مبعوث می گردد و این چنین در وصیت هر پیامبری چنین سنتی جاری بود تا اینکه خداوند تبارک و تعالی محمد را مبعوث کرد).کمال الدین و تمام النعمة: ص ۲۱۵.

و وصیت اینچنین جریان پیدا کرد تا اینکه به رسول الله  رسید که عیسی (ع) به نام ایشان وصیت کرد و خداوند از زبان ایشان می فرماید:

﴿وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ﴾، (و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت اى فرزندان اسرائيل، من فرستاده ى خدا به سوى شما هستم تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى ‏كنم و به فرستاده ‏اى كه پس از من مى آيد و نام او  احمد است بشارت مى دهم).الصف: ۶.

گفته های فقهای پیشین رحمهم الله

شیخ طوسی گوید: (زیرا کسی نمی داند که امامی، امام می باشد مگر اینکه پیامبری بر او وصیت کرده باشد، یا اینکه او ادعای امامت کند، باید خداوند بر دست او علمی اعجاز آمیز ظاهر سازد، همانگونه که در مورد صاحب الزمان (ع) می گوییم اگر ظهور کند، پس وصیت اصل معرفت و شناخت او می باشد).الاقتصاد: ص۱۹۴.

 

و شیخ مفید گفته است: (… اما سمت مذهب به امامت و وصف گروهی از شیعه به امامیه، آن پرچمی است بر کسی که قائل به وجوب امامت و وجود آن در تمام زمانها مى باشد، و وصیت آشکار و عصمت و کمال برای هر امامی را واجب داند…).أوائل المقالات: ص۳۸.

 

و علامه حلّی گوید: (امام باید در او وصیت باشد، زیرا عصمت از جمله امور باطنی است که جز خداوند از آن آگاهی ندارد، پس باید وصیت باشد تا عصمتش را آشکار سازد، یا ظهور و تجلّی یک معجزه بدست او که بیانگر حقانیّتش باشد).الباب الحادى عشر: ص۴۸.

بلکه اجماع شیعیان در مورد معرفت و شناخت امام از طریق وصیت می باشد، مقداد سیوری در شرح کلام علامه متقدم، گفت:

(این اشاره ای به طریق شناخت و تعیین امام است، و اجماع حاصل شد مبنی بر برگزیدن از جانب خداوند و رسولش، و امام پیشین، عامل انتصاب و تعیین امام پسین می باشد…).شرح الباب الحادي عشر(شرح باب یازدهم): ص۹۴.

همانطور که هر انسانی به راحتی و سادگی این قانون را درک می کند، پس هر انسانی که صاحب کارخانه یا مزرعه یا کشتی یا هر چیز دیگری که در آن کارگرانی مشغول به کار هستند، لازم و ضروری است که برای آنان مدیری انتخاب کند و به او وصیت و سفارش کند و الا هرج و مرج و کار آنان با شکست مواجه خواهد شد، همچنین که این شخص باید از همه داناتر و دارای مدیریتی با سطح بالا باشد، سپس بعد از آن، آنها را به اطاعت از او امر می کند تا در پی این اطاعت و عمل، هدفش نیز محقق شود، و در غیر این صورت ترک هر یک از مواردی که ذکر شد او پاسخگو و مسؤول می باشد.

 حجت خدا با وصیت شناخته می شود

 وصیت به اولیای خدا از روزی که آدم (ع) آفریده شد آغاز و تا روز قیامت ادامه پیدا خواهد کرد، و همواره اولیای خدا با وصیت که قانون اول شناخت است شناخته می شوند، و هیچ کس به غیر از اولیای خدا نمی تواند آن را ادعاء کند، زیرا برای ولی خدا به ذخیره گذاشته شده است، و حاشاه سبحانه که به فرد مبطلی اجازه دهد مدعی آن شود، و این قانونی که هزاران سال جریان داشت را بشکند.

عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّضْرِيِّ قَالَ: (قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) بِمَا يُعْرَفُ صَاحِبُ هَذَا الْأَمْرِ؟ قَالَ: بِالسَّكِينَةِ وَالْوَقَارِ وَالْعِلْمِ وَالْوَصِيَّة).
مغيره نضرى گوید: (به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم، صاحب اين امر با چه چیزی شناخته می شود؟ فرمود: با سنگينى و متانت و علم و وصيت).بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج ۲۵ ص ۱۳۸، الخصال ج ۱ ص ۲۰۰.     

 

عن أبي عبد الله (ع) في خبر طويل قال: ( … يعرف صاحب هذا الأمر بثلاث لا تكون في غيره: هو أولى الناس بالذي هو قبله، وهو وصيّه وعنده سلاح رسول الله ووصيته…).
نقل از ابی عبدالله (ع) فرمود: (صاحب امر را با سه نشانه می توان شناخت که در غیر او نیست او سزاوارترین فرد به شخص قبل از خود می باشد، او وصی می باشد، سلاح رسول الله و وصیتش را داشته باشد).الكافي: ج۱ ص۴۲۸.

وصیت را کسی جز صاحبش نمی تواند ادعاء کند

وصیت مقدس، متنی است که خلیفه ى الهی در آن با نام صریح توسط آن شناخته می شود، و متن تشخيصى، دليلى روشن و حجتی کامل و کافی برای اثبات حقانیّت صاحبش است، خداوند تعالی در مورد تمام آنچه که عیسی (ع) آورده و از جمله بشارت به اسم رسول الله می فرماید:

﴿وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ﴾، (و بشارت دهنده ای به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏ آيد و نام او احمد است بشارتگرم، پس وقتى براى آنان دلايل روشن آورد گفتند اين سحرى آشكار است).الصف: ۶.

پس اگر وصیت دليلى روشن بوده، در این صورت کسی جز صاحبش نمی تواند ادعای آن را بکند و الا هرگز دليلى روشن نخواهد بود.

و وصیت کسی جز صاحبش آن را ادعا نمی کند؛ زیرا آن کتابی بازدارنده از هر گونه لغزش می باشد همانگونه که محمد (ص) به آن وعده داده است: (برایم صحیفه و دواتی بیاورید تا کتابی برایتان بنویسم که بعد از آن هرگز گمراه نخواهيد شد)، در حالیکه اگر امکان دستیابی به آن برای کسی غیر از صاحبش فراهم می بود و با آن بر مردم احتجاج می کرد قطعاً مایه ى گمراهی مردم می شد، و این امر خلاف وعده ى رسول الله (ص) است و بلا نسبت ايشان كه غير ممكن است خلاف وعده عمل كند.

و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا امیر المؤمنین (ع) آن را ذکر کرده و از امور خاص و منحصر به فرد خلفای الهی شمرده و فرمود:

(لا یُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّد (ص) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَلا یُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَیْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّینِ وَ عِمَادُ الْیَقِینِ إِلَیْهِمْ یَفِیءُ الْغَالِی وَبِهِمْ یُلْحَقُ التَّالِی وَلَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلایَةِ وَفِیهِمُ الْوَصِیَّةُ وَالْوِرَاثَةُ).

(هيچ كس با مرتبه و مقام خاندان پيامبر از اُمّت اسلامى سنجيده نمى شود و هيچ گاه كسانى كه خود مشمول نعمت هاى اهل بيت هستند، با خود آنان برابر نمى شوند؛ آنان اساس دین و ستون یقین هستند، هر که از حدّ در گذرد به آنان بازگردد، و آن که وامانده، بديشان پيوندد. حقّ ولايت خاص ايشان است و وصيّت و ميراث مخصوص آنان).بحار الأنوار: ج۲۳ ص۱۱۷.

و مانند کلام فرزندش صادق از آل محمد (ص) که فرمود:

(یَا مَنْ خَصَّنَا بِالْکَرَامَةِ وَخَصَّنَا بِالْوَصِیَّةِ وَوَعَدَنَا الشَّفَاعَةَ وَأَعْطَانَا عِلْمَ مَا مَضَى وَمَا بَقِیَ وَجَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَیْنَا وَجَعَلَنَا وَرَثَةَ الأَنْبِيَاءِ).

اى كسى كه ما را به كرامت و وصايت ممتاز كرد و به ما وعده ى شفاعت داد و علم گذشته و آينده را به ما عطاء نمود و دل هاى برخى از مردم را به ما متمايل ساخت و ما را وارثان انبیاء قرار داد).بصائر الدرجات: ص۱۴۹.

و اگر دیگران در این ادعا تمکین می یافتند دیگر وصیت از ویژگی های خاص و منحصر به فرد ائمه (ع) نبود.
و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا امام باقر (ع) آن را ترازویی برای شناخت صاحب حق قرار داد، آن هنگام که از ایشان در مورد راه شناخت صاحب امر پرسیده شد، فرمود:

(با سنگینی و متانت و علم و وصیت).بصائر الدرجات: ص۵۰۹.

و ادعای آن توسط شخصی گمراه یعنی اینکه همیشه آن راه رساندن به صاحب حق نمی باشد، و امام (ع) از به گمراهی کشاندن مردم و خلاف وعده مبراء است.

و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا امام رضا (ع) در برابر علمای یهود و نصاری، حق جدّش رسول الله (ص) را از طریق متنهایی از کتبشان با اسم ایشان را ثابت کرد، پس بهانه جویی کردند و گفتند:

از کجا معلوم که آن محمد یاد شده همان محمد جدّ شماست؟ پس حضرت فرمود: با شک و تردید احتجاج نمودید! آیا خداوند قبل یا بعد از خلقت آدم تا این روز، پیامبری را مبعوث کرده که نامش محمد باشد؟ و یا در کتبی که خداوند بر تمام انبیاء نازل کرده، نامی غیر از محمد می یابید؟ پس در پاسخ خاموش ماندند).بحار الأنوار: ج۴۹ ص۷۵.

پس امام (ع) عدم ادعای کسی غیر از صاحب اسم و اوصاف مذکور در کتبشان را دلیلی بر مصداق بارز و اصلی اوصاف (محمد) قرار داد، آن هم تنها با ادعای وصیت و فرموده ی ایشان که: او صاحب حق است، و به عبارت دیگر وصیت مشخص را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند. و این پاسخ، دقیقاً همان پاسخی است که به شک کنندگان امروز داده می شود که می گویند: (از کجا معلوم که احمد الحسن همان احمد مذکور در وصیت است).

و وصیت را کسی جز صاحبش ادعا نمی کند؛ زیرا اگر مؤمنی تاریخ دعوتهای الهی تا زمان آدم را مورد مطالعه قرار دهد، مدعی باطلی را نمی یابد که با ذکر اسمش در وصیت خلیفه ی سابق، مردم را مورد احتجاج قرار داد، آری، کسانی هستند که ادعای نبوت و امامت کردند، امثال مُسَیلمه و سُجاح و غیر آنها، اما هرگز کسی از آنها را نمی یابیم که وصیت خلیفه ی سابق بر خود را آشکار ساخت تا بگوید این نام یاد شده در وصیت، نام من است.

آیا این همه کافی نیست تا اطمینان حاصل کنید که احمد الحسن با آشکار ساختن وصیّت جدّش رسول الله (ص) که در آن نامش یاد شده و به ثبوت رسیده و احتجاجش با آن بر شما در ادعای خود صادق است، و بعد از این همه چگونه انسان به نفوذِ شک و تردید در سینه اش اجازه می دهد تا در پی آن عذر و بهانه ای بتراشد؟! آیا باقر از آل محمد (ع) شما را از راه شناخت صاحب پرچم هدایت با خبر نساخت؟! آن هنگام که فرمود:

(هر چیزی بر شما ایجاد اشکال و شبهه کند، مگر آن عهد از جانب رسول الله (ص) و پرچم و سلاح ایجاد شبهه و اشکال نمی کنند).بحار الأنوار: ج۵۲ ص۲۲۳.

 وصيت رسول اكرم صلی الله علیه و آله در شب وفاتشان

عن جماعة عن أبي عبد اللّه الحسين بن عليّ بن سفيان البزوفريّ عن عليّ بن سنان الموصليّ العدل عن عليّ بن الحسين عن أحمد بن محمّد بن الخليل عن جعفر بن أحمد المصريّ عن عمّه الحسن بن عليّ عن أبيه عن أبي عبد اللّه جعفر بن محمّد عن أبيه الباقر عن أبيه ذي الثّفنات سيّد العابدين عن أبيه الحسين الزّكيّ الشّهيد عن أبيه أمير المؤمنين قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله في اللّيلة الّتي كانت فيها وفاته لعليّ عليه السّلام: (يا أبا الحسن أحضر صحيفة ودواة فأملى رسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله وصيّته حتّى انتهى إلى هذا الموضع فقال: يا عليّ إنّه سيكون بعدي إثنا عشر إماماً، ومن بعدهم إثنا عشر مهديّا و أنت يا عليّ أوّل الإثني عشر الإمام؛ سمّاك في سمائه عليّاً المرتضى وأمير المؤمنين والصّدّيق الأكبر والفاروق الأعظم والمأمون المهديّ، فلا تصلح هذه الأسماء لأحد غيرك. يا عليّ أنت وصيّي على أهل بيتي حيّهم وميّتهم وعلى نسائي؛ فمن ثبّتّها لقيتني غداً، ومن طلّقتها فأنا منها بري‏ء لم ترني ولم أرها في عرصة يوم القيامة، وأنت خليفتي على أمّتي من بعدي. فإذا حضرتك الوفاة فسلّمها إلى ابني الحسن البرّ الوصول، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابني الحسين الزّكيّ الشّهيد المقتول، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه سيّد العابدين ذي الثّفنات عليّ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد باقر العلم، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه جعفر الصّادق، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه موسى بن جعفر الكاظم، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه عليّ الرّضا، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد التّقيّ، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه عليّ النّاصح، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه الحسن الفاضل، فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه محمّد المستحفظ من آل محمّد عليهم السّلام، فذلك إثنا عشر إماماً، ثمّ يكون من بعده إثنا عشر مهديّاً؛ فإذا حضرته الوفاة فليسلّمها إلى ابنه أوّل المقرّبين له ثلاثة أسامي اسم كاسمي واسم أبي، و هو عبد اللّه وأحمد والاسم الثّالث المهديّ وهو أوّل المؤمنين).

از جماعتی از ابی عبدالله الحسین بن علی بن سفیان بزوفری از علی بن سنان موصلی عدل از علی بن الحسین از احمد بن محمد بن خلیل از جعفر بن احمد مصری از عمویش حسن بن علی از پدرش از ابی عبدالله جعفر بن محمد از پدرش باقر از پدرش زین العابدین از پدرش سيد الشهداء از پدرش امير مؤمنان عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت در همان شبى كه رحلتش واقع شد به على عليه السّلام فرمود: (اى ابا الحسن كاغذ و دواتى بياور و حضرت رسول اكرم (ص) وصيت خود را املاء فرمود و على مى نوشت تا بدين جا رسيد كه فرمود: يا على! بعد از من دوازده امام مى باشند و بعد از آنها دوازده مهدى. پس تو يا على اوّلين دوازده امام مى باشى. خداى تعالى تو را در آسمان على مرتضى، و امير مؤمنان، صديق اكبر، و فاروق اعظم، و مأمون و مهدى ناميده است، و اين نامها براى غير تو شايسته نيست. اى على تو وصىّ من بر خاندانم زنده و مرده شان هستى، و نيز وصى بر زنانم هستى، هر یک را كه تو به همسرى من باقى گذارى فرداى قيامت مرا ديدار كند و هر یک را تو طلاق دادى من از وى بيزارم و مرا نخواهد ديد و من نيز او را در صحراى محشر نخواهم ديد، و تو پس از من خليفه و جانشين من بر امتم هستى، هر گاه وفاتت رسيد (خلافت) را به فرزندم حسن واگذار كن، كه او برّ وصول است (برّ به معنى نيكوكار، و وصول، به معنى بسيار پيوند كننده بين خويشان). چون او وفاتش رسيد آن (خلافت) را به فرزندم حسين زكىّ شهيد مقتول بسپارد، چون هنگام وفات‏ حسين رسيد آن (خلافت) را به فرزندش سيد العابدين ذى الثّفنات علىّ بسپارد، چون هنگام وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد باقر العلم بسپارد، و چون وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش جعفر صادق واگذار كند، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش موسى بن جعفر كاظم بسپارد، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش على بسپارد، و چون وفات او فرا رسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد تقى واگذارد، و چون هنگام وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش على ناصح بسپارد، و چون وفات او رسد آن (خلافت) را به فرزندش حسن فاضل واگذارد، و چون وفات او برسد آن (خلافت) را به فرزندش محمد كه مستحفظ از آل محمّد (ص) است، تسليم مى كند، و ايشان دوازده امامند. بعد از آن دوازده مهدى مى باشند. پس وقتى كه وفات او رسید آن (خلافت) را به فرزندش كه نخستین مهديین است مى سپارد، و براى او سه نام است؛ یک نامش مانند نام من، و نام ديگرش نام پدر من است و آنها عبد الله و احمد هستند، و نام سوّمين مهدى است و او اوّلين مؤمنان است).

و الحمد لله وحده

منابع وصیت:

  اصل وصيت در كتاب غيبة الطوسي چاپ سوم ۱۳۸۳ ، صفحه ۱۵۰ و ۱۵۱ و چاپهای جدید صفحه ۳۰۰. فصل روايات الخاصة في أنّ الائمة عليهم السلام اثنا عشر، النجم الثاقب ج۲ ص۴۱، الشیخ الحر العاملی در إثبات الهداة ج۱ ص۵۴۹ ح ۳۷۶ ، الشیخ الحر العاملی کتاب الايقاظ من الهجعة ص۳۹۳، الشیخ حسن بن سليمان الحلي در کتابه مختصر البصائر ص ۱۵۹، العلامه المجلسي در بحار الانوار ج ۵۳ ص ۱۴۷- بحار انوار ج۱۳ باب سى و پنجم به اختصار و در ج ۳۶ ص ۲۶۰ کاملاً ذکر شده است، الشيخ عبدالله البحراني در کتاب العوالم ج ۳ ص ۲۳۶، غاية المرام ج ۲ ص ۲۴۱، سید هاشم بحرانی در کتاب غاية المرام ج ۱ ص ۳۷۰ ، الانصاف ص ۲۲۲ سید هاشم بحراني، نوادر الأخبار فیض کاشانی ص ۲۹۴، كتاب مكاتيب الرسول شيخ ميانجی ج۲ ص۹۶، مختصر معجم احاديث الامام المهدی شيخ علی کورانی صفحه ۳۰۱.

شیخ میرزا النوری در کتاب النجم الثاقب ج ۲ ص ۷۱ ۱ و اشاره بدین کرد که وصیت دارای سندی معتبر است، و این متنی است که آن را شیخ میرزا النوری ذکر نمود:

(روى الشيخ الطوسي بسندٍ معتبر عن الامام الصادق (ع) خبراً ذكرت فيه بعض وصايا رسول الله (ص) لأمير المؤمنين (ع) في الليلة التي كانت فيها وفاته).

(شیخ طوسی با سندی معتبر از امام صادق (ع) خبر برخی از وصیت های رسول الله (ص) به علی (ع) در شب وفاتشان را ذکر نمود).

سید محمد محمد صادق الصدر نیز صحت سند وصیت را جستجو و آن را در کتاب تاريخ ما بعد الظهور ص۶۴۱ ذکر نمود.
مصدر فارسى دیگر: ترجمه ی حديث از كتاب مهدى موعود ج ۱۳ صفحه ۵۵۱ و ۵۵۲ باب سى و چهارم: ذكر خلفاء حضرت مهدى (ع) و اولاد او و احوالى كه بعد از آن حضرت واقع مى شود.

 

ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف