wrapper

آخرین اخبار

پاسخ به شبهات خداناباوران

پاسخ به شبهات خداناباوران (23)

نظریات بزرگان دین درباره ی نظریه ی تکامل

احمد الحسن می نویسند :
" متأسفانه بیشتر فقهای ادیان سه گانه ی ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) با نظریه ی داروین همان برخوردی را داشتند که با سلف وی، گالیله داشتند.
با گذشت زمان، صحت نظریه ی گردش زمین گالیله ثابت شد و فرجامی دردناک برای آن دسته از فقهای دینی که با آن جنگیدند و خون دانشمندان را بر زمین ریختند، رقم خورد. دلایل انبوهی برای چرخش زمین اقامه شد، تا اینکه سرانجام تصاویری از فضا که چرخش زمین را نشان میداد موضوع را فیصله داد.
در حال حاضر و با گذشت زمان، دلایل علمی تکامل - نظیر دلایل ژنتیکی - به حدی زیاد شده است که انکار تئوری تکامل کاری نابخردانه و لجاجتی نفرت انگیز به شمار میرود، ولی تا کنون متأسفانه بسیاری از فقهای دین که پیروان و شنوندگان خود را به جهل سوق می دهند سر خود را به علامت انکار بالا می برند و به تکامل، شواهد ژنتیکی، شواهد کالبدشناسی تطبیقی، دلایلی که از حیوانات کشف شده و نتایجی که از بررسیهای صورت گرفته بر آنها به دست آمده است، «نه» میگویند. بالاتر از همه ی اینها زنجیره ی سنگواره هایی هستند، که سرانجام ما را به موجوداتی می رسانند که در طول میلیون ها سال، راست قامت بوده و فقط بر روی دو پای خود راه می رفته اند.
تمامی این دلایل برای زیست شناسان برای اثبات نظریه ی تکامل بیشتر از کافی هستند. اکنون این نظریه یک واقعیت علمی است که در مدارس و دانشگاه ها تدریس می شود. در حال حاضر زیست شناسان به دنبال دلایل اثبات تکامل نیستند؛ بلکه در جستوجوی سازوکارها و پیشینه ی تاریخی آن می باشند. با این حال هنوز که هنوز است، بسیاری از فقهای دین بدون هیچ دلیل یا مدرک علمی، تکامل را رد می کنند؛ و ای کاش به این کار بسنده می کردند؛ چرا که برخی از آنها، معتقدان به تکامل را کافر و مهدورالدم به شمار میآورند!
به طور کلی، ما موضوع تکامل و دلایل آن را به اختصار بیان خواهیم کرد؛ ولی ای کاش کسی که خود را عالم دینی می نامد، وقتی تکامل را رد میکند، یک نظریه ی جایگزین ارایه نماید که با حقایق علمی ثابت شده در ژنتیک، کالبدشناسی تطبیقی و فسیل شناسی همخوانی داشته باشد. و ای کاش این افراد نگاهی به ماهی های ششدار و ماهیهای دو زیست بیندازند و به ما بگویند: آیا این ماهی ها از ماهی های آبزی تکامل یافته اند یا خیر؛ و دلیل آنها بر گفته شان چیست؟ همچنین آنها باید مدت زمان زندگانی بشر از زمان خلق آدم علیه السلام تا کنون را مشخص سازند چرا که این موضوعی بسیار مهم است و البته تاریخی که اعلام می کنند باید با نظریه های آنها در رد تکامل و نیز واقعیت های علمی کشف شده از تاریخ انسان های اولیه ی روی زمین (تاریخ هومو) سازگار باشد. امروزه از نظر علمی ثابت شده است که بی هیچ تردیدی انسانهای امروزی همان هوموساپینس[1] ها می باشند. مبداء و خاستگاه هوموساپینس ها و تاریخ مهاجرتشان به خارج از آفریقا و مسیر مهاجرتشان نیز کاملا مشخص است.
بنابراین منکران تکامل باید حداقل تاریخی تقریبی از زمان خلقت آدم به ما ارایه کنند و نیز مکان زندگی اولیه ی او را مشخص نمایند؛ حتی اگر این مکان، تقریبی باشد، اشکالی ندارد. البته تاریخ های ارایه شده ی آنان باید مستند باشد به آن دسته از متون دینی که مدعی اند بر خلاف تکامل است. در این هنگام خواهند دید که خودشان هر چه بافته بودند رشته کرده اند و متوجه می گردند که هیچ دلیل و برهانی ندارند؛ مگر برانگیختن احساسات و خشم و نفرت انسان با گفته هایی چون «نظریه ی تکامل میگوید جد انسان میمون است»."
احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 34 - 37
 
پی نوشت :

[1] Homo sapiens

ادامه مطلب...

آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی پیش می رود؟

آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی حرکت می کند؟!

پاسخ : یکی دیگر از مطالبی که برخی ملحدین زیاد بر آن اصرار دارند این است که در جهان نظمی وجود ندارد!! و جهان در مسیر بی نظمی و فروپاشی در حال پیشروی است! و می گویند :
- نیرویی که جهان را به سمت نظم سوق دهد وجود ندارد و جهان هر دقیقه دارد به سمت بی‌نظمی بیشتر پیش می‌رود.!!
- بر خلاف چیزی که از کودکی آموخته‌ایم و به ما یاد داده شده که جهان منظم است، برعکس جهان هر دقیقه دارد به سمت بی‌نظمی پیش می‌رود.
- طبق قانون دوم ترمودینامیک حرکت جهان به سمت زوال و فروپاشی است و چنین نیرویی که جهان را به سمت نظم سوق دهد وجود ندارد و جهان هر دقیقه دارد به سمت بی‌نظمی بیشتر پیش می‌رود.!!
و این مطلب را برگرفته از قانون دوم ترمودینامیک که اشاره به افزایش آنتروپی (بی نظمی) در یک سیستم بسته دارد ، می دانند.
قبل از ارائه پاسخ سید احمد الحسن کمی مفهوم بی نظمی مورد نظر در آنتروپی و قانون دوم ترمودینامیک را بررسی می کنیم.
قانون دوم ترمودینامیک یا قانون آنتروپی چیست؟
آنتروپی (S) کمیتی ترمودینامیکی است که اندازه‌ای برای درجهٔ بی‌نظمی در هر سیستم[1] است. هر چه درجهٔ بی‌نظمی بالاتر باشد، آنتروپی بیشتر است؛ آنتروپی یک سیستم بسته با گذشت زمان افزایش پیدا می کند و تنها در شرایطی خاص ثابت می ماند و نیز آنتروپی معیاری از تعداد حالت های داخلی (تعداد راههای پخش ذرات) است که یک سامانه می تواند داشته باشد.
یک خاصیت کلی سیستم های بسته این است که، تمایل دارند تا به سمت افزایش آنتروپی یا به عبارت دیگر بی نظمی بیشتر، هدایت شوند. این تمایل به آن دلیل رخ می دهد که برای بخش های یک سیستم تعداد چیدمان های نامنظم بسیار بیشتر از تعداد چیدمان های منظم است. به طور مثال هنگامی که یک جعبه ی پر از سکه ی به صورت ردیفی مرتب شده تکان داده می شود، سکه ها با الگوی نامنظمی قرار خواهند گرفت زیرا که تعداد خیلی زیادی موقعیت قرارگیری تصادفی برای سکه ها وجود دارد.
اما چند نکته مهم را باید در مورد افزایش آنتروپی در نظر بگیریم :
  • آنتروپی (بی نظمی) در چه سیستم هایی افزایش می یابد؟
  • مفهوم نظم در آنتروپی چیست؟
  • آیا جهان به صورت مطلق به سمت بی نظمی حرکت می کند ؟!
باید توجه داشت که در تعریفی ساده، طبق قانون دوم ترمودینامیک «آنتروپی در سیستم‌های بسته همواره با گذر زمان تمایل به زیاد شدن دارد» نکته‌ای که به آن توجه نمی‌کنند اینست که این قانون تنها در سیستم‌های بسته صادق است و این در حالی است که جهان و کره زمین دارای سیستم های باز می باشند نه بسته.
که سید احمد الحسن می نویسند :
" نتیجه ی مشاهدات و بررسی ها که علم نیز آن را پذیرفته و به ویژه اکنون تأیید کرده است، آن است که جهان مسطح و باز بوده و به سرعت در حال گسترش است؛ ولی کوتاه می آییم و همراه این افراد، فرض می کنیم عالم جسمانی سیستمی بسته باشد و قانون دوم ترمودینامیک بر آن صدق می کند. از آنجا که در یک سیستم بسته، آنتروپی نمی تواند رو به کاهش باشد، و با فرض اینکه آنتروپی در هستی در حال افزایش است، این به آن معنا نیست که تمام اجزای موجود در هستی در این مسیر یعنی افزایش آنتروپی حرکت می کنند؛ چرا که هیچ مانعی وجود ندارد که بخش هایی از هستی (سیستم بسته، طبق فرض) مانند زمین، روزی روزگاری به سمت ساخت یافتگی و نظم بیشتر حرکت کند؛ هرچند که بخش های دیگر آن به سمت افزایش آنتروپی گام بر می دارد. مهم این است که سیستم به عنوان یک مجموعه ی کامل، قانون دوم ترمودینامیک را نقض نمی کند. از اینجا معلوم میشود اشکالی که بر زمین گرفته شده، منطقی نبوده است و از درک سطحی قانون دوم ترمودینامیک سرچشمه می گیرد." [2]
پس این قانون وقتی بر جهان ما اعمال می شود که جهان ما بسته باشد و هیچ برهم کنشی با جهان های موازی نداشته باشد که در اینجا به این موضوع که جهان ما یک سیستم باز یا بسته است نمی پردازیم و محققین بزرگوار می توانند به فصل 6 کتاب توهم بی خدایی مراجعه کنند و ما در این بحث با فرض ملحدین یعنی بسته بودن جهان و جاری بودن قانون دوم ترمودینامیک در آن ، کنار آمده و با همین فرض به شبهات آنان پاسخ می دهیم.
همانطور که سید احمد الحسن فرمودند هیچ الزامی وجود ندارد که تمام اجزای یک سیستم بسته به سمت افزایش آنتروپی حرکت کنند (بلکه کل سیستم به این سمت می رود) و ممکن است بخش هایی در مواقعی به سمت کاهش آنتروپی حرکت کنند.
پس تا کنون فهمیدیم که هیچ جبری وجود ندارد که تمام پدیده های جهان را به سمت بی نظمی براند و ممکن است در بخش هایی با کاهش آنتروپی مواجه باشیم.
آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی حرکت می کند؟!
اما آیا واقعا نظمی در جهان وجود ندارد؟ و جهان از ابتدای مهبانگ تا کنون به سمت بی نظمی پیش می رود و این همه منظومه ها و کهکشان ها و تولد ستارگان و بوجود آمدن سیاره زمین و در نهایت پیدایش شگفت انگیز حیات بر روی آن و سیر پیچیده تکامل حیات در طول 3/5 میلیارد سال اخیر ، حرکت به سمت بی نظمی محسوب می شود؟!
قبل از پاسخ بدین سوال کمی واژه نظم را بررسی می کنیم.
نکته مهمی که برخی ملحدین به عمد یا به وسیله جهلشان از آن چشم پوشی می کنند این است که مفهوم علمی بی نظمی در تغییر آنتروپی سیستم با بی نظمی بصری و متداول که مد نظر ما هست متفاوت است زیرا بی نظمی بصری مانند هرج و مرج و شلوغی ، تصادفی بودن ، برخورد ذرات یا مخلوط شدن در میان هم تعریف می شود یعنی حاکم نبودن قاعده و قانون بر یک سیستم مثلا ما با مشاهده تعدادی آجر که به ترتیب کنار هم قرار گرفتند پی می بریم که نظم دارند و مشاهده تعدادی آجر بدون ترتیب و غیر مرتب را مصداق بی نظمی می دانیم و این در حالیست که مفهوم بی نظمی در آنتروپی معیاری از تعداد حالت های داخلی (تعداد راههای پخش ذرات)است که یک سامانه می تواند داشته باشد و آنتروپی به این دلیل در سیستم بسته افزایش می یابد که برای بخش های یک سیستم تعداد چیدمان های نامنظم بسیار بیشتر از تعداد چیدمان های منظم است پس افزایش آنتروپی در سیستم بسته یا ایزوله یعنی تغییر حالت سیستم از یک حالت کم احتمال به حالت پر احتمال.
برای مثال شما 20 گوی را در نظر بگیرید 10 گوی را به ترتیب بر روی میزی در 5 ستون و دو ردیف با فاصله مشخصی از هم قرار دهید و آن 10 گوی دیگر را بدون ترتیبی خاص در گوشه ای از میز قرار دهید حال این سوال را می پرسیم که چیدمان کدام یک منظم تر است؟
از دید بصری و نظم متعارف 10 گوی اول نظم بیشتری دارند زیرا ترتیب دارند ولی از نظر ترمودینامیک نظم در 10 گوی دوم فشرده شده در گوشه میز بیشتر است.
که در بیان ملحدان مفهوم علمی بی نظمی در تغییر آنتروپی سیستم با کاربردی در قالب شلوغی و هرج و مرج تبدیل شده است. در حالی که معنای بهتر آنتروپی احتمال یافتن هر ذره در مکان های مختلف سیستم یا توزیع انرژی در بین انواع حرکت های مولکولی و شیوه آرایش ذره ها در سامانه می باشد.
و باید بدانند که بی نظمی بصری و آنتروپی یکی نیستند.
برای فهم بهتر این بی نظمی مثال های دیگری می زنیم.
برای یک ماده به طور کلی آنتروپی گازها بیشتر از آنتروپی مایعات و آنتروپی مایعات بیشتر از آنتروپی جامدات هست.
آنتروپی جامد آنتروپی مایع < آنتروپی گاز
زیرا جامدات با پیوندهای مولکولی در کنار یکدیگر قرار گرفته  و تعداد حالات ممکن تصادفی برای آن ها کم تر است و به همین نسبت نظم در مایعات بیشتر از گازها می باشد زیرا گازها فضای بیشتری برای حرکت و قرار گیری دارند.
و در بین گازها هر چه حجم سیستم کم تر می شود آنتروپی کاهش می یابد مثلا 200 مولکول اکسیژن در فضای 10 متر مکعب نظم بیشتری نسبت به 200 مولکول اکسیژن در فصای 40 متر مکعب دارند.
یا در مثال دیگر آب شور در یک لیوان نظم بیشتری نسبت به آب شیرین در همان لیوان دارد زیرا غلظت آن بیشتر است زیرا آب شور تعداد مولکول ها و یون های بیشتری دارد و احتمال قرار گیری در مکان های مختلف کم تر است .
یا مثال جالب تر اینکه اگر آب داخل یک لیوان بر روی زمین ریخته شود آنتروپی آن افزایش می یابد یعنی همان حجم آب وقتی در لیوان است آنتروپیش کم تر از هنگامی است که بر روی زمین پخش شده است زیرا آب پخش شده احتمال بی نظمی و قرار گیری در مکان های بیشتری را دارد این در حالیست که آب داخل لیوان محصور شده است .
و نکته دیگر نقش دما در آنتروپی (بی نظمی) هست که باید بدان توجه شود هنگامی که ماده ای گرم می شود، آنتروپی آن افزایش می یابد چون حرکت مولکول های آن افزایش یافته و حالت تصادفی بیش تری پیدا می کند.
گرما به صورت طبیعی از جسم گرم تر به جسم سرد تر جاری می شود چون گرم شدن جسم سرد تر آنتروپی کلی سیستم را افزایش می دهد. در اینجا آنتروپی جسم گرم تر کاهش یافت و جسم سرد تر افزایش یافت اگر چه آنتروپی یک سیستم، می تواند کاهش یابد، اما این کار تنها با افزایش آنتروپی یک سیستم مرتبط، به همان اندازه یا مقداری بیشتر ممکن است.
یا مثلاً هنگامی که یک یخچال هوای درون خودش را سرد می کند، آنتروپی (بی نظمی) هوای داخل کاهش می یابد، اما گرمایی که توسط یخچال آزاد شده است، آنتروپی هوای بیرون را به میزان بیش تری(نسبت به آنتروپی کاهش یافته هوای درون یخچال) افزایش می دهد.
 پس نتیجه می گیریم که مفهوم نظم بصری با نظم آنتروپی متفاوت است.
نظم در مفهوم آنتروپی به دما ، حجم (در مورد گازها) ، حالت یک ماده یا سامانه ، و نوع و مقدار ماده بستگی دارد. و این عوامل تعیین کننده وجود نظم و میل آن به نظم یا بی نظمی می باشند مثلا نظم مایعات از جامدات کم تر است و ... که مثال هایش در بالا آمد.
در حالیکه نظم بصری عبارتست از وجود قانون ، ساختار، عملکرد و یا ارتباط درونی دقیقی بین اجزای سیستم مانند وجود نظم در اجزای ساعت یا اعضای بدن جانداران زنده و ... .
پس این سخن که چون در یک سیستم بسته به سمت افزایش آنتروپی (بی نظمی) می رویم پس جهان (که طبق فرضشان بسته در نظر می گیرند) به سمت بی نظمی می رود انکار کننده وجود دو حالت زیر در سیستم نمی باشد :
1- هر چند که کل سیستم به سمت بی نظمی می رود ولی بخش هایی از آن ممکن است به سمت نظم و کاهش آنتروپی برود.
2- این گرایش به افزایش آنتروپی (بی نظمی) معارض وجود نظم بصری و ساختاری که ما در جهان و حیات زمینی می بینیم نیست.
زیرا برخی از ملحدین با خَلط کردن معنای نظم بصری (آنچه که در برهان نظم و ... استفاده می شود) و مفهوم نظم در آنتروپی سعی دارند به خیال خود برهان نظم را زیر سوال ببرن و نظم و قوانین حاکم بر طبیعت را نادیده بگیرن!!! که این حاصل فهم نادرست ایشان از آنتروپی می باشد.
پس قانون دوم ترمودینامیک با برهان نظم و وجود نظم ساختاریافته و هدفمند در جهان در تعارض نیست و وجود قوانین و نظم حاکم بر جهان دلالت بر ناظم و قانونگذار دارند و نظامی که در جهان و در حیات زمینی می بینیم ابطال کننده این جمله پوچ و بی اساس ملحدین می باشد که می گویند :
"طبق قانون دوم ترمودینامیک حرکت جهان به سمت زوال و فروپاشی است، مگر نیروی بیرونی مانع آن شود(که نشده). پس یا خدا وجود ندارد یا بدون هیچ دخالتی ناظر فروپاشی جهان نشسته."
و این در حالیست که جهان مطلقا به سمت فروپاشی نمی رود و نیروی بیرونی سبب پیدایش حیات و کهکشان ها شده است.
آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی پیش می رود؟
که در این مورد سید احمد الحسن می نویسند :
"ما میدانیم که هستی نه در گذشته و نه در حال حاضر به سمت فروپاشی کامل حرکت نمی کند. ضمناً از طریق رصد یکی از انواع ابرنواخترها، تابش پس زمینه ی کیهانی و اثر دوپلر به لحاظ علمی ثابت شده که جهان مسطح است و به سرعت در حال انبساط بوده و تا مدتهای مدیدی نیز این وضعیت ادامه خواهد داشت. هنگام پرداختن به انرژی تاریک[3] به این موضوع خواهیم پرداخت.
فکر می کنم آنچه در خصوص آنتروپی و قانون دوم ترمودینامیک بیان داشتیم، برای برطرف ساختن اشکال ساده ی پیشین کافی باشد. اکنون برای ساده سازی مطلب، آنتروپی را رها می کنیم و به نتیجه ای که به آن رسیده اند و به آن نیز سخت معتقد شده اند می پردازیم؛ اینکه آنها می گویند هستی در گذشته و حال به سمت زوال و نابودی و فروپاشی حرکت می کند. این نتیجه گیری آنها نه تنها درست نیست بلکه طبق مشاهدات و رصد دقیق کیهان که صحت یافته های آن نیز به اثبات رسیده است موضوع کاملا برعکس میباشد. با توجه به اثر دوپلر، تابش پس زمینه ی کیهانی و رصد ابرنواخترها جملگی حاکی از آن است که کهکشان ها به سرعت در حال دور شدن از یکدیگر هستند و جهان مادی که ما در آن زندگی می کنیم، در گذشته و حال رو به رشد، انبساط و ازدیاد بوده است. حتی کهکشانی که در آن زندگی می کنیم یعنی کهکشان راه شیری نیز همچون گذشته دارای ابرهای گازی و غبار می باشد و به همین دلیل ستارگان جدیدی در آن متولد می شود و تا آینده های بسیار دور نیز تولد ستارگان ادامه خواهد یافت. این یک واقعیت علمی ثابت شده و غیر قابل تردید است که برای نقض آنچه کورانی در کتاب خود آورده، کفایت می کند.
این مطلب را نیز اضافه می کنم که جهان بر اساس مدل استاندارد یا تئوری انفجار بزرگ، در آغاز دور شدن کهکشان ها از یکدیگر و سرد شدن هستی در طول زمان، هستی از یک تکینگی یا یک رویداد کوانتومی آغاز شده است. سپس انفجاری رخ داد و ماده آرام آرام شکل گرفت. اکنون هستی در حال انبساط و افزایش است و مرحله ی جوانی خود را می گذراند و بر اساس محاسبات متقن علمی که از رصدهای دقیق سرچشمه گرفته است، نه در گذشته و نه در حال به سمت نابودی و فروپاشی حرکت نمی کرده و نمی کند؛ بلکه با سرعت در حال گسترش است.
حتی اگر فرض کنیم که جهان مسطح نیست بلکه مانند سطح یک توپ دارای انحنا باشد و در پایان نیز به انقباض و فروپاشی برسد، این مطلب از نظر علمی تا زمانی که هستی به حداکثر انبساط نرسیده باشد و سپس به سمت انقباض و متلاشی شدن روی نیاورد، صحیح نخواهد بود؛ یعنی تا هنگامی که انرژی که جهان را به سمت انبساط سوق می دهد یا همان انرژی مثبت جهان، دیگر نتواند در برابر جاذبه ی ماده مقاومت کند.
جهان تا کنون به حداکثر انبساط ممکن نرسیده است، بلکه هم چنان به سرعت در حال گسترش می باشد.
بنابراین سخن آنها مبنی بر اینکه با توجه به قانون دوم ترمودینامیک، هستی در گذشته و حال به سمت زوال و فروپاشی پیش میرود از لحاظ علمی فاقد دقت و اعتبار میباشد و با واقعیتهای ناشی از مشاهدات نجومی و محاسبات علمی ریاضی همخوانی ندارد. اثر دوپلر و تابش پس زمینه ای نشان می دهند که در حال حاضر جهان به سمت نابودی حرکت نمی کند و نیز هستی در ابتدا پیچیده و مرکب نبوده که بعداً به نقصان و زوال دچار شود، بلکه برعکس، جهان در ابتدا بسیط (ساده) بوده و سپس به سمت افزایش و ترکیب و پیچیدگی حرکت کرده و تا کنون نیز مسیر آن همین بوده است." [4]
 بنابراین جهان در حال انبساط و گستردگی می باشد نه زوال و نابودی.
آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی حرکت می کند؟!
پس از آشکار شدن تفاوت مفهوم نظم در ادامه به این موضوع می پردازیم که آیا آنتروپی به صورت مطلق در کل جهان رو به افزایش است یا نه؟
این جمله ملحدین که جهان در مسیر بی نظمی پیش می رود و نظمی وجود ندارد که دلالت بر ناظم داشته باشد فریبی بزرگ می باشد زیرا حتی طبق تعریف نظم در آنتروپی و مفهوم آنتروپی ، نیز ما شاهد کاهش آنتروپی در بخش هایی از جهان می باشیم که متاسفانه برخی ملحدین یا منکرین نظریه تکامل چشم خود را به این حقایق می بندند و به فریب عوام می پردازند.
اما حقیقتی که در اطراف خودمان می بینیم پیچیدگی گیج کننده ایست و معمای بزرگ اینست که دنیایی که از قانون دوم ترمودینامیک تبعیت میکند (بر فرض بسته بودن جهان) چگونه ممکن است این پیچیدگی ها را خلق کند؟
که در زیر مثال هایی از این پیچیدگی ها و کاهش آنتروپی ارائه می شود:
رشد یک گیاه از بذر : که در آن بذر به مرور رشد کرده و تکثیر و پیچیده می شود و مواد مختلف پراکنده در خاک ، آب و هوا (آنتروپی بالا) را در خود جذب کرده و یک گیاه را تشکیل می دهد نمونه ای از کاهش آنتروپی می باشد زیرا تجمع انرژی (وجود پیوندهای مولکولی و یونی) خودش نظم محسوب میشود که طی واکنش های گرماده این نظم کاهش می یابد زیرا انرژی پیوند بین مولکول ها به صورت گرما آزاد می شود و مولکول ها از هم جدا می شوند در نتیجه آنتروپی افزایش می یابد و آنتالپی کاهش می یابد و بر عکس در واکنش های گرماگیر با دریافت انرژی از خورشید و ... مواد با هم واکنش داده و تشکیل پیونده می دهند و آنتروپی خود را کاهش می دهند و به عبارت دیگر گیاه با تغذیه از مواد اطرافش رشد می کند یعنی تکثیر سلول ها که ما در بعد ماکروسکوپی به صورت رشد گیاه می بینیم حاصل جمع شدن مولکول ها و مواد از فضای باز اطراف در ساختار گیاه می باشند و بدین ترتیب آنتروپی (بی نظمی) در گیاه در حال رشد رو به کاهش است.
کاهش آنتروپی
رشد جنین : در رشد جنین نیز ما شاهد کاهش آنتروپی هستیم زیرا یاخته تخم یا زیگوت از حالتی ساده شروع به تکثیر و پیچیده تر شدن می کند و پس از اتصال به دیواره رحم شروع به رشد می کند و رشد یعنی کاهش آنتروپی(بی نظمی).
سیر تکامل : که در آن حیات از سادگی به پیچیدگی و تنوع گونه های امروزی، فرگشت یافته است و حیات امروزی از ساده ترین شکل که یک مولکول همانند ساز بود به تنوع گونه های پیچیده ی امروزی رسیده است که این نیز خود نشان دهنده کاهش آنتروپی می باشد.
پیدایش حیات : در پیدایش حیات از مواد بی جان نیز ما شاهد کاهش شگرف و خارق العاده و معجزه وار آنتروپی (بی نظمی) می باشیم که به عقیده دانشمندان این کاهش آنتروپی برای پیدایش حیات فقط یکبار اتفاق افتاده و وقوع آن نیز غیر محتمل می باشد و معجزه ای است که حدود 3/5 میلیارد سال پیش وقوع یافته است زیرا تشکیل مولکول آلی همانند ساز اولیه نشان دهنده کاهش آنتروپی است .
و مثال های دیگر در حیات زمینی.
که در این مورد سید احمد الحسن می نویسند :
"عالم هستی پیوسته در حال انبساط و ازدیاد است و تا آینده های بسیار دور نیز همین گونه خواهد بود؛ ولی برای پاسخ دادن به اینها کافی است بگوییم رشد و افزایش و ازدیاد، و حرکت از سادگی به سمت پیچیدگی و فراوانی و بهینه شدن، چیزی است که هر روز آن را در حیات زمینی مشاهده می کنیم. اگر تکامل ناقض قانون دوم ترمودینامیک باشد، باید نتیجه گرفت که رشد و ازدیاد گیاهان نیز ناقض آن است و اگر به این دلیل تکامل را غیرممکن میدانند پس رشد و ازدیاد گیاهان نیز باید غیرممکن تلقی شود. زندگی گیاهان از بذری که در واقع نقشه ی ژنتیکی آن می باشد شروع می شود و سپس گیاه با گذشت زمان رشد می کند و انبوه می گردد. رشد جنین و بچه های حیوانات نیز بر همین منوال است. هیچ فرقی بین رشد جنین، رشد گیاهان و رشد نوزاد و تکامل وجود ندارد؛ چرا که اینها همگی عبارت است از زیاد شدن و حرکت از سادگی به سوی پیچیدگی در طول زمان. " [5]
 ما در کره زمین خود نیز در غیر از موجودات زنده حتی در مراحل نزول باران شاهد کاهش آنتروپی می باشیم زیرا در ابتدا آب دریا ها بخار می شود (افزایش آنتروپی زیرا از حالت مایع به گاز تغیر فاز دادن) و سپس بخار آب تبدیل به قطرات باران می شوند که با کاهش آنتروپی مواجه هستیم. و یا تشکیل کره زمین خود نمونه کاهش آنتروپی می باشد زیرا زمین و سایر اجسام منظومه شمسی از یک توده بزرگ ابر دوار به نام ابر خورشیدی تکوین یافته اند که این توده سحابی غالبا از هیدروژن و هلیم و درصد پایینی از عناصر سنگین تر ترکیب یافته بود. و حدود  5 میلیارد سال پیش، این توده بزرگ ابر از گاز و ذرات ریز بر اساس جاذبه شروع به کشیده شدن به سمت همدیگر کردند. و سیارات و ... تشکیل شدند و زمین نیز از گاز و گردوغباری که از تشکیل خورشید باقی‌مانده بود بوجود آمد که نمونه دیگری بر کاهش آنتروپی می باشد و ...
و ما در طبیعت اطراف خود شاهد کاهش ها و افزایش های آنتروپی هستیم که طبق قوانین حاکم بر طبیعت رخ می دهند بخار آب طبق قوانین طبیعت در مرحله ای خاص تبدیل به باران می شود یا گیاهان در محده زمانی خاص رشد می کنند (کاهش آنتروپی و افزایش نظم) و بعد از مدتی فرسوده و پوسیده می شوند تا در انتها تبدیل به کود و سپس خاک و مواد معدنی تشکیل دهنده شان می شوند (افزایش آنتروپی) و در دوره زوال ، آب موجود در آن بخار شده و در هوا پخش می شود و مواد معدنی آن در زمین پخش می شوند یعنی افزایش آنتروپی که همه این ها تابع قوانین ژنی هستند که عمر موجودات زنده را محدود می کند.
پس در طبعیت اطراف ما نظم بصری و کاهش آنتروپی وجود دارد و نیز قوانینی بر آنها حاکم می باشند.
آیا جهان به سمت بی نظمی و فروپاشی پیش می رود؟
آری ما با مشاده جهان اطراف خود به وضوح شاهد نظمی حیرت انگیز می باشیم که عامل پیدایش کهکشان ها ، ستاره ها ، منظومه ها ، سیارت و حیات زمینی می باشد و چگونه می توان این ساختار منظم را دید و منکر آن شد.
در مطالب بالا اثبات کردیم که نظم در دو مفهوم خود هم در بعد بصری و نیز مفهوم آنتروپی آن در جهان وجود دارد و نیز آنتروپی جهان به صورت مطلق در حال افزایش نیست.
و خداناباوران جویای حقیقت می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر به کتاب توهم بی خدایی نوشته فرستاده خداوند سید احمد الحسن مراجعه کنند که سید احمد الحسن در این کتاب با دلایلی نظیر تکامل هدفمند است (فصل4) و عدم بوجود آورنده نیست (فصل6) خدا را اثبات می کند.

 

[1] گروهی از عناصر وابسته که به منظور خاصی سازمان یافته است. برای شناختن هر سیستمی لازم است که حدود آن مشخص شود. سیستم ها ممکن است چند زیر سیستم یا زیر زیر سیستم قابل تشخیص داشته باشند.

[2] سید احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص55

[3] جهت مطالعه می توانید به فصل 6 کتاب توهم بی خدایی مراجعه نمائید

[4] سید احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 56 - 58

[5] سید احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 59

ادامه مطلب...

آیا قانون دوم ترمودینامیک با نظریه تکامل در تناقض است؟

آیا قانون دوم ترمودینامیک با نظریه تکامل در تناقض است؟

پاسخ : قبل از پاسخ به این شبهه به بررسی آنتروپی و انواع سیستم می پردازیم.
ترمودینامیک به معنای مطالعه درباره انرژی، تبدیل انرژی به حالت های گوناگون و توانایی انرژی برای انجام کار است.
در ترمودینامیک[1] به میزان گرمایی که در یک دمای معین به جسم یا از جسم منتقل می شود، آنتروپی(Entropy) گفته می شود. و به عبارتی آنتروپی (S) کمیتی ترمودینامیکی است که اندازه‌ای برای درجهٔ بی‌نظمی در هر سیستم[2] است. هر چه درجهٔ بی‌نظمی بالاتر باشد، آنتروپی بیشتر است؛
بنابراین برای یک مادهٔ معین در حالت تعادل درونی کامل در هر حالت:
آنتروپی جامد<  آنتروپی مایع < آنتروپی گاز
 یک خاصیت کلی سیستم های بسته این است که، تمایل دارند تا به سمت افزایش آنتروپی یا به عبارت دیگر بی نظمی بیشتر، هدایت شوند. این تمایل به آن دلیل رخ می دهد که برای بخش های یک سیستم تعداد چیدمان های نامنظم بسیار بیشتر از تعداد چیدمان های منظم است. به طور مثال هنگامی که یک جعبه ی پر از سکه ی به صورت ردیفی مرتب شده تکان داده می شود، سکه ها با الگوی نامنظمی قرار خواهند گرفت زیرا که تعداد خیلی زیادی موقعیت قرارگیری تصادفی برای سکه ها وجود دارد.
هرچه آنتروپی در سیستم بیشتر شود بی نظمی نیز بیشتر می شود.
از آنجا که آنتروپی کمیتی ترمودینامیکی است که اندازه‌ای برای درجهٔ بی‌نظمی در هر سیستم است ، انواع سیستم ها را بررسی کنیم.
  • سیستم باز : سيستمي است كه بتواند با دنياي محیط خود هم انرژي و هم ماده مبادله كند. مقداري آب كه در يك بالن در باز بر روي يك شعله در حال جوشيدن است يك سيستم باز شمرده مي شود.
  • سیستم بسته : سیستمی است كه امكان مبادله ماده ميان آن و محیط فراهم نيست، اما انتقال انرژي از سيستم به محیط و به عكس ممكن است؛ آب و بخار آب موجود در ظرف داخل حمام بسته، يك سيستم بسته است. زیرا آب و بخار آن مي تواند از دنياي دور و برش انرژي بگيرد و يا به آن پس بدهد.
  • سیستم ایزوله (منزوی) : سيستمي است كه با محیط هيچ برهمكنشي نداشته باشد، به بيان ديگر، يك سيستم منزوي آن است كه با محیط نه انرژي مبادله كند و نه ماده را.
و به طور کلی سیستم باز، سیستمی است كه با محیط خود مرتبط است. با محیط خود ماده ، انرژی یا اطلاعات مبادله می کند ، یعنی ، با محیط خود کنش و واکنش متقابل دارد .
در ادامه به بررسی آنتروپی در جهان و کره زمین و رابطه آن با تکامل حیات می پردازیم.
این ادعا که - فرگشت با قانون دوم ترمودینامیک در تناقض است- همواره توسط برخی از عوام مطرح می‌شود. آنها بر این باورند که با استناد به قانون دوم ترمودینامیک، پدیده فرگشت از نظر فیزیکی «غیر ممکن» و محال است. دلیل اصلی این امر، برداشت اشتباه از قانون دوم ترمودینامیک است. فرگشت با هیچ یک از قوانینی که تا به امروز در علم فیزیک مطرح شده در تناقض نیست. تناقض فرگشت با قانون دوم ترمودینامیک یکی از پیش پا افتاده‌ترین بدفهمی‌های رایج در لیست ادله مخالفان برای اثبات نادرستی فرگشت است، که پاسخ بسیار ساده‌ای دارد.
احمد الحسن می نویسند :
"در حقیقت دکتر هنری موريس[3] اولين کسی است که این اشکال را مطرح نمودہ است. وی بیان می دارد:
قانون دوم ترمودینامیک می گوید همه چیز به سمت آشفتگی و بی نظمی میل می کند؛ که فرایند تکامل را غیرممکن میسازد.
The second law of thermodynamics says that everything tends toward disorder, making evolutionary development impossible.
برخی مسیحیان متدین در آمریکا و اروپا این مطلب را برای رد نظریه ی تکامل دستاویز قرار دادند و برخی عربها نیز پس از ترجمه های خود، همین مسیر را پیمودند." [4]
اما باید توجه داشت که در تعریفی ساده، طبق قانون دوم ترمودینامیک «آنتروپی در سیستم‌های بسته همواره با گذر زمان تمایل به زیاد شدن دارد» نکته‌ای که به آن توجه نمی‌کنند اینست که این قانون تنها در سیستم‌های بسته صادق است و این در حالی است که جهان و کره زمین دارای سیستم های باز می باشند نه بسته. پس در نتیجه اساسا قانون دوم ترمودینامیک بر زمین و حیات زمینی صدق نمی کند.
که احمد الحسن می نویسند :
به هر حال، این اشکال، یک اشکال بی اهمیت و ناقص محسوب می شود و از دیدگاه علمی نیز نادرست به شمار میرود. هرچند در بخش های بعدی این کتاب اشاره خواهد شد که نتیجه ی مشاهدات و بررسی ها که علم نیز آن را پذیرفته و به ویژه اکنون تأیید کرده است، آن است که جهان مسطح و باز بوده و به سرعت در حال گسترش است؛ ولی کوتاه می آییم و همراه این افراد، فرض می کنیم عالم جسمانی سیستمی بسته باشد و قانون دوم ترمودینامیک بر آن صدق می کند. از آنجا که در یک سیستم بسته، آنتروپی نمی تواند رو به کاهش باشد، و با فرض اینکه آنتروپی در هستی در حال افزایش است، این به آن معنا نیست که تمام اجزای موجود در هستی در این مسیر یعنی افزایش آنتروپی حرکت می کنند؛ چرا که هیچ مانعی وجود ندارد که بخش هایی از هستی (سیستم بسته، طبق فرض) مانند زمین، روزی روزگاری به سمت ساخت یافتگی و نظم بیشتر حرکت کند؛ هرچند که بخش های دیگر آن به سمت افزایش آنتروپی گام بر می دارد. مهم این است که سیستم به عنوان یک مجموعه ی کامل، قانون دوم ترمودینامیک را نقض نمی کند. از اینجا معلوم میشود اشکالی که بر زمین گرفته شده، منطقی نبوده است و از درک سطحی قانون دوم ترمودینامیک سرچشمه می گیرد.
این در حالی است که ما میدانیم زمین به خودی خود یک سیستم بسته نیست؛ زیرا بیش از یک سیستم برای تبادل انرژی در زمین و با زمین وجود دارد. خورشید به زمین گرما و نور می بخشد. بخشهای زمین نیز پی در پی با شب و روز مواجه می شوند و اینها زمین را به سامانه های مختلفی تقسیم می کنند، که در آن تبادل انرژی به صورت متغیر و دایمی در حال رخ دادن است؛ چرا که زمین دارای چندین سیستم است و سیستمی یکتا نیست. درون زمین که شامل ماگما میباشد، داغ است بنابراین بین درون زمین با پوسته و جو آن، یک سری عملیات تبادل انرژی به صورت بی قاعده جریان دارد.
فضای اطراف زمین نیز خود یک سیستم است و بین آن و زمین تبادل انرژی برقرار می باشد.
ماه نیز با جاذبه اش بر زمین اثر می گذارد؛ البته تأثیرات ماه بر زمین با زمان تغییر می کند زیرا ماه به طور مداوم در حال دور شدن می باشد. [5]
بنابراین بر اساس وضعیتهای زمین ما که پیشتر شرح آن رفت، قانون ترمودینامیک در بین دو سیستم به این صورت می باشد: «هنگامی که بین دو سیستم انرژی گرمایی مبادله شود، آنتروپی کلی دو سیستم کاهش نمییابد» و این به این مفهوم است که افزایش نظم در زمین، شدنی است؛ چرا که زمین با جهان پیرامون خود به تبادل انرژی میپردازد. افزایش نظم در برخی قسمتهای زمین نیز امکان پذیر است؛ زیرا در زمین سیستم های متعددی وجود دارد که تبادل انرژی بین آنها برقرار میباشد. مهم این است که اولا آنتروپی کلی برای این دو سیستم کاهش نمییابد و ثانیا آنتروپی فقط به یکی از این دو سیستم تعلق ندارد.
زمین، نه یک سیستم بسته است و نه فقط یک سیستم یکتا، بلکه سیستم های متعددی در آن وجود دارد و هیچ مانعی نیست که آنتروپی در بخشی از زمین افزایش یابد و در جایی دیگر از آن رو به کاهش نهد. همچنین مانعی نیست که حیات رو به زوال یا ویرانی نهد و زلزله و سیل در بخشی از زمین رخ دهد، در حالی که همزمان، سازندگی و رشد و پیشرفت در بخش دیگری از آن حادث گردد؛ و این چیزی است که ما همه روزه شاهد آن هستیم و قانون دوم ترمودینامیک را نقض نمی کند. [6]
بنابراین اساسا زمین و جهان سیستم بسته ای نیست و اگر هم به فرض منکران تکامل آن را فضای بسته ای بدانیم باز در یک سیستم بسته که از قانون دوم ترمودینامیک پیروی می‌کند هیچ مانعی نیست که قسمتی از سیستم در حال منظم شدن باشد، درحالیکه بخش دیگر به سمت بی‌نظمی بیشتر برود .
 و در کتاب توهم بی خدایی سید احمد الحسن به سوال فوق علاوه بر جواب های پیشین به نوعی دیگر نیز پاسخ می دهند :
علاوه بر این ، ما میدانیم که هستی نه در گذشته و نه در حال حاضر به سمت فروپاشی کامل حرکت نمی کند. ضمناً از طریق رصد یکی از انواع ابرنواخترها، تابش پس زمینه ی کیهانی و اثر دوپلر به لحاظ علمی ثابت شده که جهان مسطح است و به سرعت در حال انبساط بوده و تا مدتهای مدیدی نیز این وضعیت ادامه خواهد داشت. هنگام پرداختن به انرژی تاریک[7] به این موضوع خواهیم پرداخت.
فکر می کنم آنچه در خصوص آنتروپی و قانون دوم ترمودینامیک بیان داشتیم، برای برطرف ساختن اشکال ساده ی پیشین کافی باشد. اکنون برای ساده سازی مطلب، آنتروپی را رها می کنیم و به نتیجه ای که به آن رسیده اند و به آن نیز سخت معتقد شده اند می پردازیم؛ اینکه آنها می گویند هستی در گذشته و حال به سمت زوال و نابودی و فروپاشی حرکت می کند. این نتیجه گیری آنها نه تنها درست نیست بلکه طبق مشاهدات و رصد دقیق کیهان که صحت یافته های آن نیز به اثبات رسیده است موضوع کاملا برعکس میباشد. با توجه به اثر دوپلر، تابش پس زمینه ی کیهانی و رصد ابرنواخترها جملگی حاکی از آن است که کهکشان ها به سرعت در حال دور شدن از یکدیگر هستند و جهان مادی که ما در آن زندگی می کنیم، در گذشته و حال رو به رشد، انبساط و ازدیاد بوده است. حتی کهکشانی که در آن زندگی می کنیم یعنی کهکشان راه شیری نیز همچون گذشته دارای ابرهای گازی و غبار می باشد و به همین دلیل ستارگان جدیدی در آن متولد می شود و تا آینده های بسیار دور نیز تولد ستارگان ادامه خواهد یافت. این یک واقعیت علمی ثابت شده و غیر قابل تردید است که برای نقض آنچه کورانی در کتاب خود آورده، کفایت می کند.
این مطلب را نیز اضافه می کنم که جهان بر اساس مدل استاندارد یا تئوری انفجار بزرگ، در آغاز دور شدن کهکشان ها از یکدیگر و سرد شدن هستی در طول زمان، هستی از یک تکینگی یا یک رویداد کوانتومی آغاز شده است. سپس انفجاری رخ داد و ماده آرام آرام شکل گرفت. اکنون هستی در حال انبساط و افزایش است و مرحله ی جوانی خود را می گذراند و بر اساس محاسبات متقن علمی که از رصدهای دقیق سرچشمه گرفته است، نه در گذشته و نه در حال به سمت نابودی و فروپاشی حرکت نمی کرده و نمی کند؛ بلکه با سرعت در حال گسترش است.
حتی اگر فرض کنیم که جهان مسطح نیست بلکه مانند سطح یک توپ دارای انحنا باشد و در پایان نیز به انقباض و فروپاشی برسد، این مطلب از نظر علمی تا زمانی که هستی به حداکثر انبساط نرسیده باشد و سپس به سمت انقباض و متلاشی شدن روی نیاورد، صحیح نخواهد بود؛ یعنی تا هنگامی که انرژی که جهان را به سمت انبساط سوق می دهد یا همان انرژی مثبت جهان، دیگر نتواند در برابر جاذبه ی ماده مقاومت کند.
جهان تا کنون به حداکثر انبساط ممکن نرسیده است، بلکه هم چنان به سرعت در حال گسترش می باشد.
بنابراین سخن آنها مبنی بر اینکه با توجه به قانون دوم ترمودینامیک، هستی در گذشته و حال به سمت زوال و فروپاشی پیش میرود از لحاظ علمی فاقد دقت و اعتبار میباشد و با واقعیتهای ناشی از مشاهدات نجومی و محاسبات علمی ریاضی همخوانی ندارد. اثر دوپلر و تابش پس زمینه ی نشان می دهند که در حال حاضر جهان به سمت نابودی حرکت نمی کند و نیز هستی در ابتدا پیچیده و مرکب نبوده که بعداً به نقصان و زوال دچار شود، بلکه برعکس، جهان در ابتدا بسیط (ساده) بوده و سپس به سمت افزایش و ترکیب و پیچیدگی حرکت کرده و تا کنون نیز مسیر آن همین بوده است. [8]
آنتروپی و تکامل
عالم هستی پیوسته در حال انبساط و ازدیاد است و تا آینده های بسیار دور نیز همین گونه خواهد بود؛ ولی برای پاسخ دادن به اینها کافی است بگوییم رشد و افزایش و ازدیاد، و حرکت از سادگی به سمت پیچیدگی و فراوانی و بهینه شدن، چیزی است که هر روز آن را در حیات زمینی مشاهده می کنیم. اگر تکامل ناقض قانون دوم ترمودینامیک باشد، باید نتیجه گرفت که رشد و ازدیاد گیاهان نیز ناقض آن است و اگر به این دلیل تکامل را غیرممکن میدانند پس رشد و ازدیاد گیاهان نیز باید غیرممکن تلقی شود. زندگی گیاهان از بذری که در واقع نقشه ی ژنتیکی آن می باشد شروع می شود و سپس گیاه با گذشت زمان رشد می کند و انبوه می گردد. رشد جنین و بچه های حیوانات نیز بر همین منوال است. هیچ فرقی بین رشد جنین، رشد گیاهان و رشد نوزاد و تکامل وجود ندارد؛ چرا که اینها همگی عبارت است از زیاد شدن و حرکت از سادگی به سوی پیچیدگی در طول زمان. نقض قانون دوم ترمودینامیک توسط قانون تکامل آن گونه که مدعای اینان است، از نقض آن توسط رشد جنین و گیاهان و نوزادان بیشتر نیست. با این حال ما میبینیم که همچنان جنین ها، گیاهان و نوزادان رشد میکنند و افزون و تکثیر می گردند. [9]

 


 

[1] شاخه‌ای از علوم طبیعی است که به بحث راجع به گرما و نسبت آن با انرژی و کار می‌پردازد.

[2] گروهی از عناصر وابسته که به منظور خاصی سازمان یافته است. برای شناختن هر سیستمی لازم است که حدود آن مشخص شود. سیستم ها ممکن است چند زیر سیستم یا زیر زیر سیستم قابل تشخیص داشته باشند.

[3] هنری موریس (۱۹۱۸-۲۰۰۶ م) استاد مهندسی عمران، یک آمریکایی مسیحی متدین و رئیس انستیتوی پژوهشهای آفرینش و دارای تعدادی تألیفات علمی و دینی می باشد.

[4] سید احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی (توهم الحاد) ، ص 54 - 55

[5] ماه با سرعت اندک ۳/۸ سانتیمتر در سال در حال دور شدن از زمین است. (سایت سازمان فضایی آمریکا ناسا)

https://eclipse.gsfc.nasa.gov/SEhelp/ApolloLaser.html

[6] سید احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص55 - 56

[7] جهت مطالعه می توانید به فصل 6 کتاب توهم بی خدایی مراجعه نمائید

[8] سید احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 56 - 58

[9] سید احمد الحسن ، کتاب توهم بی خدایی ، ص 59

ادامه مطلب...

آیا احمد الحسن از شکاف های علمی برای اثبات خداوند استفاده می کند؟

شکاف های علمی

پاسخ : قبل از پاسخ به این شبهه در ابتدا کمی در مورد این روش اثبات خداوند توضیح می دهیم.
واژه خدای حفره‌ها را نخستین بار هنری درومند مطرح نمود؛ اما ریشه‌های این ایده را می‌توان در اندیشه‌های فیلسوفانی چون دیوید هیوم نیز یافت. چنین نگرشی سپس توسط فلاسفه تحصلی گسترش یافت.[1]
به خلاء های علمی و آنچه که دانشمندان در زمان حال نمی دانند (جهل فعلی) ، شکاف علمی گفته می شود مثلا در روزگاری چشم را خلقتی دارای پیچیدگی فرونکاستنی میدانستند اما امروز با پیشرفت علم متوجه سیر تکامل آن شده ایم و سیر تطور وتکامل چشم دیگر جزو شکاف های علمی محسوب نمیشود (هر چند روزگاری بود) در مباحثات و مناظراتی که بین برخی خداباوران و خداناباوران انجام می شود بعضا فرد خداباور از این جهل های علمی زمان خودش به عنوان دلیلی برای وجود خدا استفاده می کند وبه عبارتی این شکاف ها و چاله ها را با طرح هوشمند یا خدا پر می کند که به این کار استفاده از شکاف های علمی گفته می شود زیرا استوار بر پایه ی جهل فعلی است که از این رو خداناباوران ، خداباوران را به پرستش شکاف های علمی متهم می کنند واین در حالیست که ، سید احمد الحسن در بحث های علمی خود در موضوع اثبات خدا از شکاف ها استفاده نمی کند.
عبارت خدای حفره‌ها دلالت به این ایده دارد که خدا برای پر کردن خلأ علمی بشر ساخته شده‌است. [2]
اما بر خلاف آنچه که برخی ملحدین ادعا می کنند که سید احمد الحسن و انصار امام مهدی ، همچون "مقلدین و اتباع مدعیان در دین" و "برخی از طرفداران نظریه طراحی هوشمند" از شکاف های علمی برای اثبات خداوند استفاده می کنند ، ادعایی گزاف و غیر منصفانه است که به فرستاده خداوند احمد الحسن نسبت می دهند.
و ایشان از این شکاف های علمی به عنوان دلیل اصلی برای اثبات وجود خداوند استفاده نکرده اند زیرا از دو طریق زیر خدا را اثبات نموده اند :
  • صفت اثر دلالت بر صفت موثر دارد
  • عدم بوجود آورنده نیست
در مورد شکاف های علمی همانطور که ذکر شد ، سید احمد الحسن برای اثبات وجود خداوند استفاده نکردند که در زیر بخشی از ترجمه متن دیدار سید احمد الحسن با دکتر عبدالرزاق دیراوی در مورد شکاف های علمی ارائه می شود :
دکتر عبدالرزاق دیراوی: آقای ما، خداوند به شما بهترین پاداش را بدهد. آقای ما سوال دیگر من، این است: برخی افراد وجود دارند که می‌گویند: اثبات وجود خداوند از خلال اثبات ناتوانیِ دانشمندانِ زیست‌شناسی، در موردِ بیان‌کردنِ تفسیری از پیدایشِ حیات می‌باشد؛ و این به منزله اثباتِ وجود خداوند است و کمبودهایی که علم آن را جبران نکرده است و به جایی رسیده است که خداوند (مسائل) مرتبط با آن را پنهان کرده است. آیا عبور از خلال تفکر ایثار حقیقی که از جهت مادی ثابت نشده است، برای اثبات وجودی که غیرمادی است، از همین موارد است؛ اینکه از جمله اثبات‌کردن خداوند فضاهای خالی است؟ آقای ما، پاسخ را از شما می‌شنویم. بفرمایید.
سیداحمدالحسن : درود خداوند برشما. درمورد فرضیه‌های پیدایش، باید گفت: زمانی که در مورد فرضیه‌های پیدایش مطرح‌شده به صورت تفصیلی مناقشه کردم -هدف بنده در کتاب توهم الحاد- رد‌نمودن امکان‌داشتن پیدایش -پیدایش حیات- نیست؛ بلکه نهایت هدفی که از مناقشه فرضیه‌های پیدایش داشتم، بیان این بود که (فرضیه‌ای صحیح) وجود ندارد... همچنین پاسخی  بود به طرح پروفسور ریچارد داوکنیز که در کتابش «ساعت سازنابینا» -درمورد احتمال ریاضی پیدایش- مطرح کرده است، و بیان کردم که اتفاق‌افتادن این مسئله به حسب فرضیاتی که الان مطرح می‌شود، دور (از ذهن) است. به وضوح در کتاب «توهم الحاد» درست بعد از مناقشه در مورد فرضیه‌های پیدایش ذکر نمودم که هدف من از مناقشه، رد‌نمودن امکان پیدایش حیات -درصورتی که موارد و شرایط و زمان آماده باشد- نیست. همچنین به شخصه ناتوانی دانشمندان زیست‌شناسی تکاملی یا غیر آنان را -نسبت به بیان‌کردن نظریه کامل‌تری برای پیدایش - دلیلی بر وجود خداوند نمی‌دانم. این مطلب را اصلاً نگفتم. بلکه نهایت مطلبی که در این مورد بیان کردم، ناتوانی آنان نسبت به بیان نظریه پیدایشِ کامل‌تری است و این فرصت را باقی می‌گذارد؛ یعنی برای ما یا غیر ما -برای هرشخصی-  مجال را باز می‌گذارد. برای فرض‌کردن ورود غیب یا دخالت خداوند تا به وجودآمدن پیدایش را در کنار این فرض‌هایِ سخت قرار دهد. فرض‌هایی که به وجودآمدنشان سخت است. این تمام مطلبی بود که بیان کردم.
اگر فردی سخنم را بخواند و از آن این مطلب را بفهمد که این دلیلِ من برای وجود خداوند در کتاب توهم الحاد است، این فرد اشتباه کرده است. اگر فردی می‌خواهد از دلیلی که برای اثبات خداوند -در کتاب توهم الحاد- در حدود زندگی زمینی آوردم، آگاه شود، این دلیل آن است که تکامل هدفمند است. این دلیل را در کتاب توهم الحاد توضیح دادم و بیان کردم که چگونه هدف از تکامل، به وجود‌آوردن ابزار هوشمندی برتر است؛ به این خاطر که هوشمندی، برترین ابزار بقاء می‌باشد و نسبت به همه سلاح‌ها -سلاح های بقاء بیولوژی  و دیگر وسایل- برتری دارد به خاطر اینکه سخن را طولانی نکنم، خلاصه مسئله این است: هر زمانی که نزد ما جهش ژنی همیشگی و در دوره‌ای از تاریخ تکامل -تکامل حیات- وجود دارد، باید سلول‌هایی به وجود بیاید که حس می‌کند و محیط (اطراف) را حس می‌کند. یعنی مثلاً سلولی به وجود می‌آید که نور را تشخیص می‌دهد و (سلول) دیگری که صدا را تشخیص می‌دهد و (سلول) دیگری که موقع لمس اجسام، آن را تشخیص دهد...الخ. این مسئله حتمی است. یعنی تکامل باید به اینجا برسد، تا زمانی که وقت کافی باشد؛ تا جهش مناسب در شرایط مناسب به وجود بیاید. برای تثبیت این صفات در مجموعه ژنی. همچنین تازمانی که نزد ما وقت کافی باشد، جهش ژنی ابزاری را به وجود می‌آورد که کار این حس‌گرها را -برخی با برخی دیگر- تنظیم کند. این ابزار همان ابزار هوشمندی است. تازمانی که وقتِ کافی باشد، تکامل ادامه می‌یابد.... و متوقف نمی‌شود... در نوعی به نوع دوم... به کتاب مراجعه کنید و از تفصیل مطلب درآنجا مطلع شوید.
در مورد ایثار حقیقی، آن را به طور مُفصل در کتاب توهم الحاد مورد مناقشه قرار دادم و همچنین هدف من از این مناقشه و بیان اشتباه در نظرات پروفسور ریچارد داوکینز، اثبات این نیست که خداوندی وجود دارد؛ به این خاطر که ایثار حقیقی را نمی‌توان از جهت بیولوژی یا حتی فرهنگی در طبیعت تفسیر نمود. اصلاً این هدف بنده نیست. هدف من این است که همه‌ی طرح‌ها در تفسیر آن صحیح نیست؛ از جمله طرح میم‌ها که در کتابش مطرح نموده است. برای بنده، همین مقدار کافی است؛ یعنی ایثار حقیقی از تفسیر ناتوان است، چه از نظر بیولوژی تکاملی یا بیولوژی اجتماعی. به همین خاطر فرصت برای فرض ورود چیز دیگری در معادله ایجاد شده است که از حدود ماده بیرون است. یعنی فرصت برای فرض غیبی به وجود آمده است و به شکل خلاصه، فرض ورود نفس آدمی. این فرض حق ماست؛ چون ما محال‌بودن تفسیر مادی برای ایثار حقیقی را ثابت کردیم. بنده به در دسترس‌بودن فرض اکتفاء نکردم، بلکه بعد از آن مطالبی را ذکر کردم که این فرض مطرح شده توسط ما را تایید می‌کند و ترجیح می‌دهد که این فرض، مسئله ایثار حقیقی را تفسیر می‌کند و این مسئله با مورد بحث قرار‌دادن فرهنگ انسان در آغاز آن انجام شده است. مخصوصاً فرهنگ سومری‌ها. این فرهنگی است که دین بخش وسیعی از آن را فرا می‌گیرد. الواح گلینِ سومری این مطلب را می‌گوید که علتِ فرهنگ آنان و تکامل آن و رفتار اخلاقی ایثاری آنان، ورود خداوند و دین می‌باشد. بنابراین نزد ما مطالبی است که سومری‌ها در الواح گلین خود می‌گویند؛ در مورد منبع فرهنگ آنان و جهش شهروندی و فرهنگیِ غیرمنتظره آنان. طبعاً فردی که می‌خواهد این نظر را در مورد نوشته‌های سومری‌ها داشته باشد که این نوشته‌ها از ارزش واقعی خالی است و حقیقی نیست و فقط تخیلات و اوهامی است، این شأن و نظر اوست. ولی ما نمی‌توانیم قبول کنیم که مردمی که به انسان‌ها، نوشتن و مبادی تمدن و تکنولوژی و ریاضیات آموختند، نگاهِ ساده و پر از تکبر و برتری‌طلبی بنماییم.

 


[1]See Thomas Dixon "Science and Religion: A Very Short Introduction" p. 45

[2] Teleological Arguments for God's Existence (Stanford Encyclopedia of Philosophy)

ادامه مطلب...

پاسخ به اشکال عمر نوح (ع)

عمر نوح 

مفاد اشکال این است که: زندگی جسم انسان از نظر ژنتیکی معلوم و معیّن است؛ پس چگونه جسم نوح (ع) در این حیات مادی دنیا آن دوران طولانی که قرآن یا نص دینی بیان می‌کند، زندگی کرده است؟
پاسخ اشکال :
از آن‌جا که با ادله علمی ضرورت وجود خدا را اثبات کردیم و الحاد علمی را نیز در چارچوب علم مورد مناقشه قرار دادیم، لذا بایستی هر ملحد که الحاد را در پیش‌گرفته و به وجود خدا با استدلال علمی کفر ورزیده، به مناقشه و استدلال علمی و به ‌صورت علمی درست و دقیق پاسخ دهد، یا این‌که به آن‌چه اثبات کرده‌ام اقرار کند. در غیر این صورت معاندی ستیزه‌جو خواهد بود که طالب شناخت حقیقت نیست، بلکه شخصی پوچ‌گراست، نه بیشتر.
اما عمر انسان در گذشته از نظر علمی و به‌دقت معروف است: از آن‌جاکه ژن‌های انسان امروزه تا حدود قابل قبولی شناخته ‌شده‌اند و دانشمندان علل ژنتیکی را می‌دانند و می‌فهمند که چرا سلول‌ها پیر می‌شوند و بدن انسان تجزیه می‌شود. همین دانشمندان تحقیقاتی را جهت ایجاد جهش ژنتیکی برای طولانی کردن عمر انسان انجام می‌دهند. دستیابی به این امر یک روز ممکن است به نتیجه برسد. دانشمندان نیز به‌صورت قطعی می‌دانند که انسان در زمان نوح (ع) و قبل از آن هزار سال یا حتی نزدیک به این مقدار زندگی نمی‌کرد، دقیقاً همان‌گونه که شما طول خط‌کشی که در دست داری را به‌دقت می‌دانی.
اما مسئله عمر نوح (ع) و دیگر مسائلی که با واقعیت‌های علمی موجود مخالف است، نمی‌تواند آن‌چه را که ما اثبات کردیم (وجود خدا) دچار اشکال کند، چون ما می‌توانیم به‌طور خیلی مختصر بگوییم: هیچ اشکالی وجود ندارد که خداوند معجزاتی را انجام دهد، گرچه برخی از آن‌ها مخالف واقعیات علمی موجود باشد، زیرا آن معجزات، حالات استثنایی هستند که می‌خواهد در ابتدا انسان آغازین را در مسیر ایمان به خدایی که خالق جهان است قرار دهد؛ به طبع بعضی از این امور اساساً معجزه نیست، بلکه گزاره‌هایی است که فهم آن بر کسانی که زبان متکلّم را نمی‌دانند دشوار است، چرا که کسانی که عوالم بالا که قرآن از آن‌جا نازل‌شده را نمی‌شناسند، زبان قرآن را نیز نمی‌دانند.
برای توضیح علمی مسئله به ‌اختصار باید بگویم: آن‌چه که یک ناظر خارجی منظومه فیزیکی می‌بیند با آن‌چه یک ناظر داخلی می‌بیند متفاوت است و در نتیجه مثلاً هنگام وسعت یا انقباض در منظومه فیزیکی، قیاس‌های ناظر موجود در داخل منظومه کاملاً از قیاس‌های ناظر خارجی جداست، چون ناظر داخلی خود جزئی از منظومه است و در نتیجه مشمول انبساط و انقباض منظومه است؛ پس اسباب و عوامل قیاسش نیز مشمول همین کشش و انقباض منظومه هستند. این فرایند باعث می‌شود که او از شناخت یا قیاس هر تغییر کلی که شامل همه منظومه می‌شود عاجز باشد.
این امر مانع این نمی‌شود که از لحاظ روحی-اگر به‌مانند ما حیات نفسانی داشته باشد- احساس کند که تغییر در منظومه رخ‌داده است یا افزایش سرعت یا کاهش سرعتی وجود دارد، همچنان که امروز بسیاری از مردم احساس می‌کنند که زمان شتاب گرفته، با این‌که آن‌ها وقتی زمان را اندازه‌گیری می‌کنند، درمی‌یابند که چیزی تغییر نکرده است.
برای توضیح این سخن مثالی ذکر می‌کنم: فرض می‌کنیم که انسانی در یک اتاق زندگی می‌کند و وسیله‌ای برای سنجش طول (مثلاً خط‌کش) در اختیار داشته باشد و از او بخواهیم که طول میزی را که در اتاق است اندازه بگیرد و قد خودش را با طول و ارتفاع آن بسنجد. بعد از آن اگر فرض کنیم که اتاق و آن‌چه در آن است به‌صورت فراگیر کشیده شود که از همه جهات مساوی باشد، اینک اگر از او بخواهیم که مجدداً آن میز را اندازه‌گیری و مقایسه کند، به این نتیجه می‌رسد که اندازه‌اش تغییر نکرده و اگر از او بخواهیم که قد خودش را با طول و ارتفاع آن جدول مقایسه کند، بازهم هیچ تغییری را حس نمی‌کنی، زیرا خودش و اندازه آن خط‌کش هم دقیقاً به همان نسبت میز کشیده شده‌اند.
اگر این مطلب روشن شد، می‌توان فهمید که هر ناظری که می‌تواند از خارج منظومه عالمی که در آن زندگی می‌کنیم، این جهان را کنترل کند، اندازه‌گیری‌هایش قطعاً از اندازه‌گیری‌های خود ما که در درون این عالم زندگی می‌کنیم، متفاوت و مختلف خواهد بود. پس اگر روند جهان مادی به‌طورکلی تغییری کند، مثل ‌این‌که زمان (به‌عنوان بُعد چهارم جهان) کشیده یا کوتاه شود، یا به بیان ساده‌تر کند یا تند شود، ما که در درون این جهان زندگی می‌کنیم نمی‌توانیم این تغییر را بسنجیم یا بشناسیم، اما ناظری که از بیرون منظومه جهانی که در آن زندگی می‌کنیم می‌تواند اوضاع جهان را کنترل کند، به ما ارقامی خواهد داد که با اندازه‌گیری‌های ما بسیار متفاوت است.
این موضوع به‌اختصار برای ما روشن می‌کند که ناظر خارجی (مثلاً خدای سبحان یا ملائکه) هنگامی‌که درباره عمر نوح (ع) و قومش از آن‌ها سؤال کنید یا خودشان سخن بگویند، به شما عددی می‌دهند که از آن‌چه که شما در داخل این منظومه آفرینش اندازه‌گیری کرده‌اید بسیار متفاوت است؛ و هنگامی‌که از او بخواهی عمر انسان امروزی را با عمر انسان 15000 سال قبل مقایسه کند، به شما اعداد مختلفی خواهد داد، با این‌که شما هیچ اختلاف ملموسی را در اندازه‌های مادی و حدودش که در آن زندگی می‌کنیم نمی‌یابید.
ادامه مطلب...

گناه کسی که ناتوان و معلول به دنیا می‌آید چیست؟

معلولین

اشکال دیگری که خدا ناباوران مطرح می‌کنند به این شرح است:
گناه کسی که ناتوان و معلول به دنیا می‌آید چیست؟ اگر خدایی وجود داشته باشد آن خدا ستمکار است، به این‌دلیل که او، این موجود را معلول آفریده است که در طول زندگی‌اش در زمین، باعث عذاب شدیدی برایش می‌شود؛ تا حدی که برخی از آن‌ها مرگ را هم برای خود برتر از چنین حیاتی می‌دانند.
پاسخ اشکال :
مشکلات بهداشتی و پزشکی نتایجی طبیعی هستند، زیرا جسم انسان فقط یک جسم حیوانی تکامل‌یافته بر روی زمین است و ایده‌آل و مصون نیست؛ بلکه مانند هر جسم حیوانی یا گیاهیِ زنده دیگری بر روی زمین، از مواد شیمیایی تشکیل‌شده است؛ و در خلال شکل‌گیری، مثلاً در نتیجه نقص ژنتیکی یا حتی بعد از شکل گرفتنش در اثر هر حادثه‌ای در معرض نقص و خلل قرار دارد؛ در نتیجه این اشکال هیچ معنایی ندارد، مگر این‌که گفته شود: چرا خداوند، عالَم را ایده‌آل خلق نکرده است تا این‌که وضعیتی ایده‌آل ایجاد کند؟ پاسخ این اشکال بسیار ساده است. جهان آفرینش دارای ظلمت و تاریکی است و نور مطلق نمی‌باشد و نقص و خلل از ملزومات ظلمت است و این امکانی حتمی و غیرقابل اجتناب است؛ پس این امر به ‌خودی‌خود محال است و به همین سبب هرگز از خداوند صادر نمی‌شود. غیرممکن است که عالم، مخلوق باشد و در عین‌حال نوری باشد که ظلمت در آن نباشد، زیرا نور مطلق، فقط لاهوت مطلق است و در نتیجه، جهان آفرینش چیزی جز نور و ظلمت نیست و این ظلمت همواره در آن بوده است. پس ناچار باید تأثیر آن را مانند یک ظلمت ببینیم و درک کنیم و این ظلمت همان نقص و عجز و مخالفت و تعارضی است که ملازم با همه عوالم مخلوق است.
اما این اشکال که حتی صرف‌نظر از حدود نقص در این عالم، طراحی ژنتیکی هم خلل و اشکالات قابل‌توجه و آشکاری دارد، پاسخش این است که:
عامل آفرینش، لاهوت مطلق نیست، بلکه عامل آفرینشِ این اجسام، همان مخلوقاتی هستند که لاهوت مطلق آن‌ها را آفریده است:
وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُون‏([1])
(و آسمان را با دستانی برافراشتیم و حقاً که ما وسعت‌دهنده هستیم).
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدينا أَنْعاماً فَهُمْ لَها مالِكُون([2])
(آيا نديده‏اند كه با دست قدرت خويش برايشان چهارپايان را آفريديم و اكنون مالك‌شان هستند؟).
 امکان‌پذیر نیست که برای لاهوت مطلق، دستانی باشد که جزئی از آن است، وگرنه لاهوت بودنش از بین می‌رود. در نتیجه، دستان خدا همان خلقی است که خداوند آفرید و آن‌ها به آفرینش خلقِ پایین‌تر از خود، مانند عالم جسمانی که موضوع اشکال فعلی است، پرداختند. این وصف بسیار شایع است؛ پس معمولاً به شخصی که به کار شخصی دیگر به نیابت از او مبادرت می‌کند، می‌گویند که دست اوست و همچنان که کسی به دیگری گفته: «أنت یدی التی اصول بها»، یعنی تو دست من هستی، که به‌وسیله آن چیزی کسب می‌کنم.
رویکرد دوم: می‌توان نظریه طراحی هوشمند را به‌ صورت سازگار با تکامل تلّقی نمود. این رویکرد در پی آن است که از طریق ترکیب، پیچیدگی و دقت به‌کار رفته در سیستم اجسام زنده و اندام‌ها و بخش‌های آن ثابت کند که موجودات زنده به‌گونه‌ای هدفمند طراحی و تکامل ‌یافته‌اند و به‌این‌ترتیب در پشت آن‌ها خدایی وجود دارد که به دنبال رساندن آن به هدفی می‌باشد.
نواقص موجود در طراحی، اشکالی است که بر هر دو رویکرد وارد می‌شود، زیرا طراح موردنظر (خدا) از علم و قدرت مطلق برخوردار است و کسی که این‌گونه باشد قطعاً باید طراحی‌اش کامل و استوار بوده و از نواقص بزرگی چون ضعف ستون فقرات در انسان به دور باشد. دلیل این ضعف آن است که اندام مزبور برای بدنی طراحی‌شده که دارای انحناست و برای جسم راست‌قامت مانند جسم انسان، ناکامل و ناقص محسوب می‌گردد. به همین دلیل بسیاری از انسان‌های موجود بر روی کره زمین حداقل در دوره‌ای از زندگی خود از دردهایی در ناحیه کمر رنج می‌برند. همچنین عصب حنجره و کشیدگی آن‌که برخی از دانشمندان کالبدشناسی تطبیقی آن را اشتباه در طراحی لقب می‌دهند، بر همین منوال می‌باشد؛ زیرا نمی‌توان آن را طراحی‌شده برای همه گونه‌ها دانست؛ چراکه درازی عصب حنجره نه‌تنها هیچ سود واقعی به دنبال ندارد، بلکه به حال جاندار زیان‌بخش نیز می‌باشد، چراکه با این طول و درازی، احتمال این‌که جاندار در معرض آسیب قرار گیرد، بیشتر است، در حالی‌که اگر عصب کوتاه می‌بود و درازیش به‌ اندازه‌ی نیاز بود، این احتمال کاهش می‌یافت.
کسانی که قائل به آفرینش یک‌باره هستند، نمی‌توانند این اشکال را به شیوه‌ای منطقی برطرف کنند، زیرا اشتباه به وجود آمده در عصب حنجره اشتباهی بزرگ است و به همین دلیل برای نقض طراحی هوشمند در همه اندام‌ها و بخش‌های بدن و برای همه گونه‌ها کفایت می‌کند. نمی‌توان این خلل، آن‌هم در این سطح دور بودن از طراحی هوشمند را تفسیر کرد، مگر این‌که عبارت از یک ارث تکاملی باشد.
اما کسانی که قائل به تکامل هستند و در عین‌حال طراحی هوشمند را قبول دارند، اگر بگویند که طراح، لاهوت مطلق است و از علم و قدرتی مطلق برخوردار می‌باشد، اشکال مزبور همچنان پابرجا و مطرح خواهد ماند، زیرا بروز نقص و ایراد در طراحی موجودات زنده، در واقع نفی‌کننده علم مطلق طراح محسوب می‌شود، ولی اگر همان چیزی را بگویند که خداوند در قرآن فرموده مبنی بر این‌که آفرینش یا طراحی و اجرای خلقت با دستان خدا یعنی به‌واسطه مخلوقات خداوند سبحان صورت پذیرفته است، در این حالت می‌توان بر نقص طراحی، دلیل اقامه کرد و می‌توان بروز خطایی کوچک در طراحی در زمان آغاز تکامل را در نظر گرفت که در نتیجه تکامل گسترش‌یافته است؛ تا جایی که ارث‌بری تکامل انباشتی، به بروز خطایی آشکار در طراحی منجر گشته است.
این خود کاملاً بیان کننده آن است که خالق اصلی و اصیل، همان الله، خداوندگار مطلق است؛ ولی خالق مستقیم، خداوند سبحان نیست، بلکه چنین خالقی، مخلوقاتی شایسته هستند که به‌فرمان خداوند، مسئولیت آفرینش را عهده‌دار شده‌اند و نقص خویش را در این آفرینش منعکس ساخته‌اند، زیرا خود، مخلوقاتی نورانی هستند که دارای ظلمت نیز می‌باشند. تنها نوری که در آن ظلمت نیست، همان خدای سبحان (أحسن الخالقین) است. اوست که عقل اول یعنی حضرت محمد (ص) را آفرید و از او نخستین انوار را خلق کرد؛ سپس او با حول و قوه خودش آن‌ها را آن‌گونه که اراده فرموده بود، به آفرینش فرمان داد. به همین دلیل خداوند فرموده است:
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طينٍ * ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في‏ قَرارٍ مَكين‏ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ([3])
(هرآینه ما انسان را از عصاره‌ای از گل آفریدیم * سپس او را نطفه‌ای در جایگاهی استوار قرار دادیم * آنگاه از آن نطفه، لخته خونی آفریدیم و از آن لخته خون، پاره گوشتی و از آن پاره گوشت، استخوان‌ها آفریدیم و استخوان‌ها را با گوشت پوشاندیم؛ سپس او را آفرینشی دیگر دادیم. در خور تعظیم است خداوند، بهترین آفرینندگان).
به مفرد و جمع در آیه فوق بنگرید: «خلقنا، جعلناه، خلقنا، فخلقنا، فخلقنا، فکسونا، أنشأناه». سپس آیه با بیان این مطلب که مهیمن و مسلطی که بر آفریننده‌های مستقیم خلق سایه افکنده، همان خداوند سبحان است، پایان می‌یابد: فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ (درخور تعظیم است خداوند، بهترین آفرینندگان).
همچنین خداوند، وضعیت این آفریننده‌ها را توصیف کرده است و می‌فرماید این‌ها دستان خداوند هستند؛ یعنی کسانی که خداوندِ «أحسن الخالقین» به‌واسطه آن‌ها اقدام به آفرینش نمود:
وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ([4])
(و آسمان را با دستانی برافراشتیم و حقاً که ما وسعت‌دهنده هستیم).
شاید برخی از آن‌ها بگویند: ممکن است برای وضعیت ستون فقرات در انسان به این شکل و نیز نقشه عصب حنجره در بدن به این صورت، فواید خاصی در مسیر تکامل یا حتی در مراحل معینی از عمر وجود داشته باشد. در حقیقت این امر حتی اگر صحیح باشد و شکی در آن راه نیابد، باز هم این مطلب را که چنین چیزهایی ارثی تاریخی تکامل بوده و نفی‌کننده آفرینش یک‌باره می‌باشد، رد نمی‌کند.
همچنین این قضیه را که «چنین طراحی، از عالِم قادر مطلق صادر نشده است» رد نمی‌کند، چراکه می‌توان تصور کرد طرحی بهتر از آن می‌توانسته وجود داشته باشد و این خود به آن معناست که طراحی فعلی برترین و آرمانی‌ترین و کامل‌ترین نبوده است و در نتیجه از اذعان به آن‌چه خداوند در قرآن بیان فرموده مبنی بر این‌که دستان خداوند در آفرینش نقش داشته‌اند، گریزی نیست.

 


 [1]. قرآن کریم، سوره ذاریات، آیه 47.

[2]. قرآن کریم، سوره یس، آیه 71.

[3]. قرآن کریم، سوره مؤمنون، آیات 12 ـ 14.

[4]. قرآن کریم، سوره ذاریات، آیه 47.

ادامه مطلب...

خدای رحیم مطلق، چرا با آتش عذاب می‌کند؟

خدای رحیم مطلق، چرا با آتش عذاب می‌کند؟

پیش از هر چیز باید به این نکته توجه داشت که امکان ندارد مالک حقیقی به سبب تصرّف در ملک و دارایی‌های خویش، ظالم شمرده شود؛ و در نتیجه عذاب یا آتش جهنم هیچ تعارضی با مفهوم عدل ندارد.
بله، ممکن است به سبب فهم غلط از معنای عذاب یا آتش، کسی اشکال بگیرد که این امر با رحمت خداوند تعارض دارد، یا اشکال بگیرد که این امر، پوچ و بی‌فایده و نوعی بازی است، چون هیچ حکمت و رحمتی در این نیست که خداوند نخست بندگانش را بیافریند و سپس آن‌ها را عذاب دهد؛ پس مقتضای حکمت و رحمتش این بود که اساساً آن‌ها را از اول نیافریند.
پاسخ اشکال :
عذاب یا آتش جهنم، چیزی جز پرده‌برداری از حقایق دنیوی برای کسانی که این زندگی دنیا را انتخاب کرده و دل‌بسته آن شدند، نیست. پس این امر (عذاب و جهنم) چیزی فراتر از این نیست که به شخص همان چیزی را که برای خودش خواسته (ماندن و جاودانگی در این زندگی دنیا) اعطا کنیم، ولی با پرده برداشتن از حقیقت انتخابش؛ در نتیجه این همان عدل و رحمت و احسان است، چون او زندگی دنیا را اختیار کرد و خداوند نیز آن‌چه که خواسته و اختیار کرده را به او اعطا کرد. کجای این کار ظلم یا قساوت در حق کسی است؟
خدای متعال فرمود:
لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى‏ ما أُتْرِفْتُمْ فيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُون([1])
(فرار نکنید و به ناز و تنعم و خانه‏هاى خويش بازگرديد تا بازخواست گرديد).
يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرين([2])
(از تو طلب شتاب در عذاب می‌کنند، در حالي که جهنم هم‌اکنون به کافران احاطه دارد).
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبيلِ([3])
(بگو آيا شما را از كسانى كه كيفرشان نزد خدا بدتر است، خبر دهم؟ كسانى هستند كه خدا لعنت‌شان كرده و بر آنان خشم گرفته و برخى از آنان را به‌صورت بوزينه و خوك درآورده و طاغوت را پرستيدند؛ ایشان هستند كه جايگاه و منزلت‌شان بدتر و از راه راست گمراه‏ترند).
این همان حقیقت است؛ خداوند به هر انسانی شاه‌کلیدی عطا کرده که همه درها را باز و انسانیتش را ثابت می‌کند؛ لذا با همین شاه‌کلید می‌تواند همه درها را یکی پس از دیگری باز کند تا از نوری به نوری عظیم‌تر منتقل شود تا به ‌مواجهه با نور مطلقی که هیچ ظلمتی در آن نیست برسد؛ و همچنین می‌تواند به‌آسانی همان کلید را به زمین بیندازد و به حیوانیت خود برگردد و به چیزی برگردد که همسان میمون و بوزینه شود، همچنان که در آیه قرآن تصریح‌شده:
وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ
هیچ ظلمی در ساحت خداوند نیست؛ پس آتش، همان دنیایی است که انتخابش کردند و طالب ماندن در آن شدند. فقط به‌زودی پرده از چشم‌شان برداشته می‌شود تا حقیقت آن‌را بیابند، که با اعمال و ظلم و فسادشان روشن و گداخته شده است؛ و عقرب‌های حسد‌شان و اندیشه‌های وحشی و جرائم و حقایق حیوانیِ بَهیمانه‌‌شان، آن را پر کرده است که به روشنی برایشان آشکار می‌شود، و زمانی که پرده کنار رود برخی از آنان به واسطه برخی دیگر و به واسطه این حقایق خبیث، مورد عذاب قرار می‌گیرند. ظلم و ستمی در ساحت خداوند راه ندارد؛ هرکه طالب ماندن در دنیا شود به‌زودی به آرزویش می‌رسد و همان‌جا که دوست دارد می‌ماند؛ فقط پرده از جلوی چشمانش برداشته می‌شود تا حقایق را آن‌گونه که هستند، ببیند:
لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى‏ ما أُتْرِفْتُمْ فيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ ([4])
(فرار نکنید و به ناز و تنعم و خانه‏هاى خويش بازگرديد تا بازخواست گرديد).
خداوند در همه‌چیز عادل است؛ بلکه او اهل احسان و کرامت است تا حدّی که نمی‌توانیم کرامت و احسانش را بفهمیم و این‌گونه نیست که فقط عادل باشد. برای همین او هیچ‌کس را آزار و عذاب نمی‌دهد، بلکه شدیدترین عقوبتش این است که اختیار و انتخاب خود انسان را به او بدهد، که البته معمولاً هلاکت ابدی انسان در همان است.
بنابراین، معنای آیه: وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ  ([5]) و همچنین فرموده خداوند: قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبيلِ([6]) و همچنین فَلَمَّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ([7])
یعنی این‌که آن‌ها خودشان شاه‌کلیدها را از دست‌شان انداختند و روح انسانی خود را که خداوند در پدرشان آدم (ع) دمیده و آن‌ها را تشویق به تحصیل آن کرده بود به زمین انداختند و چیزی برایشان جز روح حیوانی باقی نماند؛ پس به همان اصل طبیعی خودشان، یعنی حیوانات و بهائمی که هرگز هیچ سخنی را نمی‌فهمند، برگشتند.([8])
و چه‌بسا در این‌جا اشکالی به این شرح مطرح شود:
این انسان نسبت به‌حقیقت انتخابش جاهل است و در نتیجه در معرض فریب قرار می‌گیرد، یعنی نمی‌داند که حقیقتی پنهان، پشت این صورت ظاهری که انسان در دنیا می‌بیند وجود دارد و نمی‌داند که این حقایق بسیار زشت‌اند و زندگی در آن همراه با دیدن و احساس آن‌ها به‌صورت عذابی بزرگ خواهد بود که قابل‌ تحمل نیست. لذا اگر این نتیجه را می‌دانست، هرگز چنین انتخابی نمی‌کرد.
این اشکال، مبتنی بر این پایه است که انسان هیچ علمی به نتیجه انتخاب و اختیارش ندارد؛ به‌همین‌دلیل این اشکال درستی نیست. بله اگر خداوند او را به‌ حقیقت انتخاب و اختیارش خبر نداده بود، شاید این اشکال وارد می‌شد، اما خداوند او را خبر و هشدار داده بود.

 


 

[1]. قرآن کریم، سوره انبیاء، آیه 13.

[2]. قرآن کریم، سوره عنکبوت، آیه 54.

[3]. قرآن کریم، سوره مائده، آیه 60.

[4]. قرآن کریم، سوره انبیاء، آیه 13.

[5]. قرآن کریم، سوره بقره، آیه 65.

[6]. قرآن کریم، سوره مائده، آیه 60.

[7]. قرآن کریم، سوره اعراف، آیه 166.

[8]. وهم الإلحاد، ص 142.

ادامه مطلب...

آیا نظریه فرگشت (تکامل) چارلز داروین صحیح می‌باشد؟

نظریه تکامل داروین

سؤال: آیا نظریه فرگشت (تکامل) چارلز داروین صحیح می‌باشد؟ نظریۀ آن‌ها بسیار پیچیده می‌باشد زیرا که دلایل بسیار دارند ابتداءً از علم وراثت تا ادلۀ آثاری مثل فسیل‌های موجودات زندۀ تک سلولی و… مولای من، امیدوارم پاسخ دهید و این مسائل پیچیده را حل کنید.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
اسم: محمد اختر
کشور: کانادا
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحيم
و الحمد لله رب العالمين، و صلى الله على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليماً.
از خداوند خواستارم به شما موفقیت و تأییدِ عدمِ تقصیر عطاء فرمايد.
مسألۀ فرگشت عموماً، الان کسی نمی‌تواند آن را انکار کند الا جاهل به معنای کلمه؛ بنا بر این اگر تمایز و انتخاب و وراثت داشتیم، پس حتماً در آن‌جا باید فرگشتی وجود داشته باشد؛ این مسأله بدیهی می‌باشد و نیاز به حتی فسیل‌ها و آناتومی تطبیقی (کالبد شناسی هم سنجشى) برای اثبات ندارد، و تمایز ژنتیکی در میان افراد یک گونه، بوده و هنوز هم موجود می‌باشد، و طبیعتی که افراد یا اعضاء را احاطه کرده است که مناسب بعضی از افراد از نوع – حاملان ژن‌های برتر- است، اغلب در بیشتر از دیگران موجود می‌باشند، و وراثت حتماً موجود است تا زمانی که زاد و ولد صورت می‌گیرد.
اگر این سه مورد را یافتیم ــ که زمین از آن خالی نشد، از روزی که زندگی آغاز گشت ــ در آن‌جا فرگشت صورت می‌گیرد، و آن‌چه را که بعضی از رجال دین انجام می‌دهند اگر از جهل آن‌ها نسبت به فرگشت و جزئیاتش نباشد، بنا بر این، آن فقط عناد و لج‌بازی است، زیرا که آن‌ها گمان می‌برند که فرگشت با متون دینی در تعارض است، و در حقیقت آن‌ها حتی معنای فرگشت و ارتقاء را نمی‌دانند، و با این حال آن‌ها را می‌بینید که با اشتباهاتی پاسخ یا با جسارت طرف را دروغ‌گو می‌شمارند. مثلاً بعضی‌ها گمان می‌کنند که فرگشت یعنی ارتقاء از نوعی به نوعی دیگر است، در حالی که علمای بیولوژیِ (زیست شناسی) در حال حاضر ــ و حتی داروین ــ این را نمی‌گویند، که فرگشت از نوع به نوعی کاملاً مختلفِ دیگر به صورت مستقیم صورت می‌گیرد، و کسی نیست بگوید که ماهی به حیوان دو زیست به صورت مستقیم فرگشت پیدا کرده است، بلکه حتی ماهی‌هائی که بر روی گِـل بوسیلۀ باله‌ها حرکت می‌کنند، در مورد آن‌ها کسی نیست بگوید که ماهی به صورت مستقیم از ماهی تک سلولی (آبی) به ماهی دوزیست (mudskipper) منتقل شده است، و بعضی از آن‌ها اشکال بر فرگشت وارد می‌کنند، که عادت‌ها منتقل نمی‌شوند، در حالی که اولیه‌های فرگشت را نمی‌داند، و این‌که تمایز مورد نظر، تمایز ژنتیکی می‌باشد و نه تمایز عادت‌ها یا رفتارها. مثلاً راه رفتن بر روی پاها که بشر را ممیز می‌کند از نتیجۀ عادت حاصل نشد ــ و عادت به تنهائی ارزشی ندارد ــ زیرا که وراثی نمی‌باشد، بلکه آن‌چه حاصل می‌شود نتیجۀ فرایند انتخاب طبیعیِ برای افراد حامل ژن‌های برتر می‌باشد.
در هر صورت انکار فرگشت، امروزه مانند مسألۀ انکار چرخش زمین در سابق شده است.
و دلایل عقلی که قرآن آن‌ها را وارد کرده است هیچ گونه تعارضی با نظریۀ فرگشت ندارند.
بنا بر این دلیل این‌که عدم، غیر مولِد می‌باشد (أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ)، (آيا از هيچ خلق شده‏ اند يا آنكه خودشان خالق [خود] هستند).الطور: ۳۵. هیچ تعارضی با نظریۀ فرگشت ندارد و کسی تعارض با آن را تصور نمی‌کند الا جاهل، بله ممکن است که تعارض آن با نظریۀ انفجار بزرگ توهم شود به اعتبار این‌که آن و نظریۀ کوانتوم و نظریۀ اِم ممکن است که پدید آمدن جهان از عدم را تفسیر کند، و این عموماً نظریۀ کیهانی است که از حدود این زمین گسترده‌تر می‌باشد.
و دلیل دیگر این است که صفت اثر، دال بر صفت مؤثر است و از آن (دلیل تقسیم‌بندی و دلیل نظم و دلیل هدف و دلیل حکمت…) است، و این دلیل شاید توهمی را ایجاد کند که با نظریۀ فرگشت در تعارض است اما هم‌چنین در حقیقت با آن غیر متعارض می‌باشد، زیرا که وجود قانون ژن‌ها برای اثبات آن کافی می‌باشد و این بدان معناست که ما فقط به اثبات، این‌که نقشۀ ژنتیکی مدون است، و این امر ثابت می‌باشد.
اما متون دینی و قرآنی و روائی با فرگشت هیچ گونه تعارضی ندارد، بلکه آن را به وضوح تأیید می‌کنند و این مثال‌هایی از متون هستند:
فرمودۀ الله تعالی: (وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَاراً* أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقاً * وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجاً * وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتا). نوح: ۱۷–۱۴.
(و حال آن‌كه شما را مرحله به مرحله خلق كرده است * مگر ملاحظه نكرده‌‏ايد كه چگونه خدا هفت آسمان را تو بر تو آفريده است * و ماه را در ميان آن‌ها روشنايى ‏بخش گردانيد و خورشيد را [چون] چراغى قرار داد * و خدا [ست كه] شما را [مانند] گياهى از زمين رويانيد).
و ظاهر نص واضح است (وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْوَاراً(و حال آنكه شما را مرحله به مرحله خلق كرده است). و مثالی بر مرحله به مرحله، هفت آسمان می‌باشد، و هفت آسمان در فرگشت و پیچیدگی پلکانی می‌باشند.
سپس امر را با وضوح بیشتری بیان نمود (وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتا(و خدا شما را [مانند] گياهى از زمين رويانيد). و معناى آن این است که شما نتیجۀ بذری می‌باشید که آن را خداوند از زمین رویانید (وَاللَّهُ أَنبَتَكُم(و خدا شما را رويانيد)؛ یا این‌که آن را نقشۀ ژنتیکی خدا بنامیم که در زمین بذر افشانی شده و هدف آن ــ در نهایت ــ رسیدن به جسم واجد شرایط برای استقبال نفس انسانیت است که از گِـل رفع شده (بالا برده شده) به آسمان اول که در آن روح دمیده شده، خلق شد.
وعن محمد بن علي الباقر صلوات الله عليه: (لقد خلق الله عز وجل في الأرض منذ خلقها سبعة عالمين ليس هم من ولد آدم، خلقهم من أديم الأرض فأسكنهم فيها واحدا بعد واحد مع عالمه، ثم خلق الله عز وجل أبا هذا البشر وخلق ذريته منه). الخصال – للصدوق ص ۳۵۹.
و از محمد باقر صلوات الله علیه فرمود: (الله عز و جل بر روی زمین از روزی که آن را آفرید هفت عالم خلق کرد که از فرزندان آدم نمی‌باشند، آن‌ها را از پوستۀ زمین خلق نمود و آن‌ها را یکی پس از دیگری با عالمش مسکن داد، سپس الله عز و جل پدر این بشر را خلق و ذریه‌اش را از او (آدم) آفرید).
در هر صورت ــ خدا به تو توفیق دهد ــ کتابی را در این باب خواهم نوشت، که پاسخ سؤالت می‌باشد، و در آن نظریۀ منشأ جهان و نظریۀ ارتقاء و نظریۀ انفجار بزرگ و آن‌چه درست و آن‌چه نادرست است، و در آن توهم الحاد و آیات توحید را از همین نظریاتی که بعضی از کسانی که به حقیقت جاهل هستند و گمان کردند که با دین و وجود اله تعارض دارند را در آن بیان خواهم کرد، و ان شاء الله به زدوی منتشر خواهد شد، و خواهشمندم من را در دعایت از یاد نبر.
و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
احمد الحسن
جمادي الثاني / ۱۴۳۳ هـ.ق
اردیـبهـشـت/۱۳۹۱ هـ.ش
ادامه مطلب...

آیا اصل انسان میمون بوده است؟

آیا اصل انسان میمون بوده است؟

بسم الله الرحمن الرحیم
ما آسمانی هستیم، اصل‌مان آسمانی است، و در آسمان اول آفریده شدیم و امتحان اول ما در آن بود و این امتحان، امتحان ذر بود که در قرآن آمده است. آری ما نفس‌هائی هستیم و فقط اجساد زمینی نیستیم. پدر ما آدم (ع) از گِلی آفریده شد که به آسمان اول بالا برده شد و در دروازه بهشت قرار داده شد از امام صادق (ع) روایت است که فرمودند: (كانت الملائكة تمر بآدم (عليه السلام) أي بصورته وهو ملقى في الجنة من طين فتقول لأمر ما خلقت)، (آدم به صورتی از گل درست شده بود و در بهشت افتاده بود. ملائکه به او مرور می‌کردند و می‌گفتند: برای چه کار خلق شده است؟). منبع: الراوندي – قصص الأنبياء / ص۴۱.
و از آن‌جا روح در این گل مرفوع (بالار فته) دمیده شد و آدم آفریده شد و از او حوا خلق گردید، و آدم و حوا در بهشت دنیوی‌ای که در آسمان اول است ساکن شدند (وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ(و گفتیم ای آدم تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از آن هر چه می‌خواهید و به فراوانی بخورید و به این درخت نزدیک نشوید که اگر چنین کنید، از ستم‌کارانید). القرآن الكريم – سورة البقرة – آيه: ۳۵.
(فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَٰذَا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ(پس گفتیم ای ادم همانا این دشمن تو و دشمن همسر توست پس شما را از بهشت بیرون نکند که زیان‎کار می‎شوید). القرآن الكريم – سورة طه – آيه: ۱۱۷.
سپس خدا، ما فرزندان آدم را در آسمان اول در عالم ذر آفرید و با امتحان اول ما را آزمود (وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَىٰ شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَافِلِينَ(و آن‌گاه که پروردگار تو از پشت فرزندن آدم، فرزندنشان را برگرفت و آن‌ها را بر نفس خودشان شاهد قرار داد گفت آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند بله شهادت دادیم؛ تا در روز قیامت نگویید ما از این مطلب غافل بودیم). القرآن الكريم – سورة الأعراف – آيه: ۱۷۲.
و وجود زمینی ما وجودی گذرا و موقتی است و دائمی و ابدی نیست، و نه حتی برای ما بازگشتی به همین زمین برای زندگی پس از *** وجود دارد اگر از کسانی باشیم که انسانیت خود را برگزیدند و از کسانی باشیم که حیوانیت زمینی‌ای را که با آن متصل شدیم تا خدای سبحان امتحان‌مان کند، به دور انداخته باشیم.
و حال که این‌گونه است چگونه ممکن باشد که انسان آسمانی به حیوانیت زمینی منسوب گردد؛ آن حیوانیتی که برای اجرای امتحان دوم به آن متصل شدیم؛ پس مسئله اصل اجسام ما و فرگشت (تکامل) آن از موجود دیگری در زمین، در این حقیقت که اصل ما آسمانی است تغییری ایجاد نمی‌کند، اضافه بر آن، نسبت دادن مستقیم جسم انسان در جریان فرگشت به میمون‌های فعلی امری اشتباه است و هر که آن را بگوید اشتباه کرده است؛ پس اگر جسم انسان مانند دیگر موجودات زنده، فرگشت شده باشد، جز به بذر اولیه نمی‌توان آن را نسبت داد همان‌گونه که خدای متعال فرمود: (وَاللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا(و خدا شما را مانند گیاهی از زمین رویاند) و درست نیست که در جریان فرگشتش همراه با بقیه موجودات، به حالات میانی نسبت داده شود.
آری! می‌توان به حالت آخری که قبل از انتقال او به انسانیتش بود، نسبت داده شود، و این حالت از نظر جسمانی تفاوتی بین آن و ما ندارد، آن حالت جسمانی انسانی تام و کامل است، و در سطح (هومو ساپینس) آن‌ها دارای اجسامی کامل و شکلی بشری بودند، بلکه هومو ارکتوس (یا انسان راست قامت) که تقریباً دو میلیون سال قبل ظاهر شدند، شکل‌شان بسیار نزدیک به ما بود بلکه آردی بيتی‌كوس یا آردی که به قبل از (۴.۴) میلیون سال قبل باز می‌گردد بر روی دو پا راه می‌رفت و دندان‌های کوچکی دقیقاً مانند دندان‌های ما داشت و از نظر علمی، انسان از او فرگشت یافت.
بنا بر این، بر اساس نظر دانشمندان زیست شناسی ما تنها پستان‌دارانی هستیم که بر دو پا و به صورت راست قامت راه می‌رویم، پس آردی به طور خاص، سلف ما به حساب می‌آید، و وقتی حال و شرایط این‌گونه است نمی‌توان گفت: جسم انسان از میمونی شبیه آن میمونی که اکنون در اطراف ما وجود دارد، فرگشت یافته است و این سخنی نادرست است و همراهی‌ای بین آن و بین نظریه فرگشت وجود ندارد. چرا مشخصاً میمون تعیین می‌شود؟! اگر قرار است که امر به حالت‌های میانی فرگشت ارجاع داده شود، چرا از آن‌جا که ماهی حالتی میانی در جریان فرگشت است، گفته نشود که انسان مثلاً از ماهی فرگشت یافته است؛ و چرا گفته نشود که از هومو ارکتوس فرگشت نیافته است که آن نیز از حالت‌های میانی در جریان فرگشت انسان‌ هستند و آن‌ها از حالت شباهت به میمون نزدیک‌ترند. چرا مشخصاً میمون به عنوان حالت میانی مشخص می‌شود؟ آیا این تلاش، فقط برای ایجاد نفرت و بی‌زاری از فرگشت است؟! و آیا آن کوششی برای دور کردن مردم از علم و معرفت و کوششی برای نگه داشتن هر چه بیشتر آن‌ها در تاریکی‌های جهل نیست؟ این در حالی است که تحقیقات علمی امروز در باره فرگشت مسئله فرگشت انسان از شامپانزه را نفی می‌کند بلکه می‌گوید انسان و دیگر میمون‌های انسان‌وار به ریشه‌هائی مشترک باز می‌گردند.
منبع: کتاب توهم الحاد
ادامه مطلب...

امام احمدالحسن (ع) فرمودند:

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود ، حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.سايت مهديون , سايت انصار امام مهدي , سايت رسمي فارسي انصار امام مهدي , سايت سيد احمدالحسن , سايت يماني , نقد يماني , يماني کيست , نقد احمدالحسن , ادله احمدالحسن , راه شناخت يماني , راه شناخت يماني چيست , يمن و آخرالزمان , سيد يماني , سيد احمد الحسن يماني , عکس سيد يماني , يماني ظهور کرد , نشانه هاي سيد يماني , سيد احمدالحسن,يماني , يماني موعود , مهدي اول , احمدالحسن , احمد الحسن , طالع مشرقي , خراساني , پرچم هاي خراسان , طالقان , انصار طالقان , علائم ظهور , امام احمدالحسن , احمد, خسف بيداء , خسف بيدا , شبيه عيسي , مصلوب , ملک عبدالله , سفياني , دجال اکبر , شام , يمن , انا يماني , سوريه , ايران , عراق , بصره , دجال بصره , حيدر مشتت , دجله بصره , قائم , امام زمان , مهدي , مهديون , سيد احمد الحسن يماني , سيد يماني کيست , احمد الحسن کيست , سيد يماني در عراق , يماني موعود , کشته شدن نفس زکيه چيست , خروج يماني , ظهور يماني , سايت سيد احمد الحسن يماني , عکس احمد الحسن يماني , فرقه يماني در ايران , فرقه يماني , فرقه يماني چيست , احمد الحسن يماني کيست ؟ , رائفي پور احمد الحسن , عکس احمد الحسن يماني , مسيح , دين مسيح , عيسي مسيح کيست , صليب مسيح , صليب کشيدن , صليب مسيحيت , عکس هاي صليب , صليب نشانه چيست , قوانين دين مسيحيت , احکام دين مسيحيت , مسيحيت در ايران , آشنايي با دين مسيحيت , کتاب مقدس , انجيل , تورات , حواريون , مريم , مريم مقدس , تنخ , نظريه تکامل انسان , نظريه تکامل داروين چيست , نظريه تکامل داروين pdf , رد نظريه تکامل , نظريه تکامل داروين به زبان ساده , نظريه داروين تکامل انسان , نظريه تکامل و انسان , فيلم تکامل , داوکينز , هاوکينگ , خداناباوران مشهور , دلايل خداناباوران , خداناباوران , آتئيست , منکر وجود خدا در جدول ,دانشمندان خدا باور , آتئيست و آگنوستيک , نقد آتئيست , کانال آتئيست ها در تلگرام , آتئيست تلگرام , آتئيست کيست , نماد آتئيست , ستاره شش پر , ستاره پنج پر , ستاره حضرت سليمان , ستاره داوود در اسلام , طلسم ستاره داوود , قانون معرفت حجت , راه شناخت حجت هاي الهي , راه شناخت امام , قيامت , عذاب , آخرالزمان , نشانه هاي آخر الزمان , نشانه هاي آخرالزمان در تهران , آخرالزمان+پيشگويي , اخر الزمان رائفي پور , آخرالزمان و داعش , نشانه هاي آخرالزمان در قرآن , صاحب الزمان , حجت بن الحسن , آيا امام زمان داراي زن و فرزند هستند , فرزندان امام زمان , 12 مهدي , وصيت پيامبر , وصيت پيامبر دوازده مهدي , متن وصيت پيامبر , وصيت پيامبر به امام علي , وصيت نامه پيامبر , وصيت نامه حضرت محمد , شب وفات پيامبر , حديث وصيت , حديث ثقلين , امام احمد , احمدالحسن , دلايل سيد احمد الحسن براي شيعه ,الحاد , ادله دعوت يماني , روياي صادقه , مکتب نجف اشرف , کتاب توهم الحاد , کتاب توهم بي خدايي , کتاب عقائد الاسلام , کتب سيد احمدالحسن , آيه اکمال الدين , تدريس آيه اکمال الدين , پالتاک , فيس بوک امام احمدالحسن , فيسبوک امام احمد الحسن , خطبه هاي امام احمدالحسن , ادله دعوت براي سني ها , دانلود کتب ترجمه احمدالحسن , کتب سيد احمد الحسن , دعوت سيد احمد الحسن , پيام هاي فيس بوک سيد احمد الحسن , منابع رسمي دعوت يماني , دعوت يماني , يماني کيست , نقد الحاد , محمد نبي در عهدين , هفته نامه زمان ظهور , سايت هفته نامه زمان ظهور , موسسه وارثين ملکوت , وبسايت انگليسي انصار امام مهدي , وبسايت فارسي انصار امام مهدي , تالار گفتگو انصار امام مهدي , علماي غير عامل , فقهاي آخرالزمان , گوساله سامري , اهل تسنن , انصار امام مهدي , 10313 , 313 , دوازده مهديين , احمد الحسني , احمد الحسن اليماني , احمد الحسن يماني سايت , احمد الحسن يماني کيست؟ , سيد احمد الحسن يماني ع , سيد حسن حمامي , شيخ ناظم عقيلي , دکتر علاء سالم , دعوت مبارک يماني , راه شناخت يماني , يماني از يمن , يماني از کجا خروج مي کند , انصار الله , انصار امام مهدي , انصار امام احمد اليماني , انصار امام المهدي , سيد يماني , سيد يماني ظهور کرد , سيد يماني کيست , روايات آخرالزمان , روايات خمس , روايات ظهور , روايات يماني , روايات درباره يماني , روايات خروج يماني , روايات قيام يماني , حديث وصيت , مهديون , مهديون شاهد , مهديون چه کساني هستند , حديث 12 مهدي , 12 مهدي , احمديم احمدي , عکس يماني , تصاوير يماني , عکس سيد يماني , عکس احمد الحسن يماني , صاحب پرچم هدايت , جريان مدعي يماني ,تصاوير دروغين منتسب به سيد احمد الحسن يماني ,پسر انسان در کتاب مقدس , پسر انسان در انجيل , پسر انسان کيست, صليب شکسته , يماني , احمد الحسن , کتاب توهم بي خدايي , کتاب توهم الحاد , کتاب عقائد الاسلام , کتاب گوساله , کتاب همگام با بنده صالح , کتاب همگام با عبد صالح , کتاب وصيت مقدس , کتاب وصيت مقدس نوشتار بازدارنده از گمراهي , کتاب توحيد , کتاب وصي در تورات, انجيل و قرآن , کتاب چشم اندازي هاي از قوم سومر و آکد , سومر و آکد , سومر , کتاب تفسير آيه اي از سوره يونس , تفسير سوره يونس , کتاب سرگرداني , کتاب راه به سوي خدا , کتاب شرايع الاسلام , کتاب شرائع الاسلام , کتاب رجعت , کتاب رجعت سومين روز از روزهاي بزرگ خدا , رساله اي در فقه خمس , کتب سيد احمد الحسن , دانلود کتاب هاي سيد احمد الحسن , کتاب سيد احمد الحسن , علم سيد احمد الحسن , علوم سيد احمد الحسن , کتب روايي , سفر حضرت موسي به مجمع البحرين , کتاب روشنگري هايي از دعوت فرستادگان , کتاب روشنگري از دعوت فرستادگان , نامه هدايت , ادله مسيحيان , کتاب پاسخ هاي روشنگرانه , جواب المنير , نصيحتي براي طلبه هاي حوزه هاي علميه , نصيحتي براي طلاب حوزه هاي علميه , کتاب جهاد درب بهشت , جهاد , جهاد اکبر , کتاب متشابهات , دانلود کتاب متشابهات , بيان حق و سداد از طريق علم اعداد , علم اعداد , کتاب سيزدهمين حواري , کتاب حواري سيزده , حواريون , کتاب حاکميت الله نه حاکميت مردم , حاکميت الله , دموکراسي , کتاب گزيده اي از تفسير سوره فاتحه , سوره فاتحه , تفسير سوره فاتحه , پاسخ هاي فقهي , کتاب طهارت , دانلود کتب يماني , دانلود کتب سيد احمد الحسن , کتب انصار امام مهدي , دلايل عام دعوت , علم سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار سيد احمد الحسن , دانلود کتب انصار امام مهدي , سايت انصار امام مهدي , انصار , علاء سالم ,رسالتي در يگانگي شخصيت مهدي اول, قائم و يماني , گفتگوي داستاني درباره‌ي دعوت مبارک يماني , رسالتي آشکار , کتاب دليل ادله , شيخ ناظم عقيلي , وصي در کتاب , کتاب برهان مبين , ابن تمام , يماني کيست , ملاقات با امام مهدي , کتاب وصيت و وصي احمد الحسن عليه السلام ,پژوهشي در شخصيت يماني , کتاب يماني موعود حجت الله , شيخ حيدر زيادي , علامات زمان ظهور , يماني امام مهدي , کتاب ضرورت وجود زمينه ساز , بشار الفيصلي , سفياني به آستانه‌ي درب‌ها رسيده پس يماني کجاست؟ , شيخ عادل سعيدي , اخبار طاهرين در مورد مهدي و مهديين (ع) , روايات مهديين , دلايل اثبات ذريه‎ي امام مهدي , رسالتي در مورد روايت اصبغ بن نُباته  , چهل حديث در مورد مهديين و ذريه قائم , کتاب چهل حديث , کتاب مهديين دوازده‌گانه فرزندان امام مهدي  , کتاب در پيشگاه صيحه , زکي انصاري , خواب , ارکان رويا , کتاب کرامات و غيبيات , انصار سيد احمد الحسن , کتاب رؤيا در مفهوم اهل بيت  , استاد ضياء زيدي , رؤياي صادقه , بازگو کردن رؤيا ,کتاب شيعيان در معرض آزمايش , دکتر عبدالرزاق ديراوي , کتاب خوش آمدي اي فرزند فاطمه  , کتاب شکست منتظران , کتاب مجتمع ما بين تکبر و نفاق , کتاب بلکه هدايت شويد , شيخ ناظم عقيلي , فقهاي آخر الزمان , کتاب فرمان‌روايي امروز از آنِ کيست , کتاب همانا که تأويلش فرا رسيد , متشابهات , حق اين‌گونه شناخته مي‌شود نه با شبهات , شيخ عبد العالي منصوري , احمد الحسن , احمد موعود- پيوند دهنده‌ي رسالت‌هاي آسماني و کشتي نجات برگزيدگان , دکتر علاء سالم , کتاب احمد موعود , شبيه عيسي و مصلوب کيست؟ , شبيه عيسي , شبيه عيسي عليه السلام , روزگار رهائي (روز بزرگ و وحشتناک خدا) , کتاب روزگار رهايي , استاد عادل سعيدي , کتاب مسيح راز خداوند , شيخ صادق محمدي , کتاب يحياي عصر , کتاب مهدي ولي الله , دعوت يماني , يماني , سيد يماني , سيد احمد الحسن , مهديين , دانلود کتاب غيبت طوسي , کتاب الغيبه طوسي , کتاب غيبت نعماني , کتاب اصول کافي , کتاب ملاحم و فتن , کتاب بشارت الاسلام , کتاب کمال الدين , دانلود کتاب مقدس , عهد عتيق , کتاب مقدس , تورات , دانلود کتاب تورات , عهد جديد , انجيل , اناجيل اربعه , دانلود کتاب انجيل , سفر پيدايش , کتاب پيدايش , کتاب خروج , کتاب تثنيه , کتاب اشعيا , کتاب داوود , کتاب مزامير , کتاب ارميا , کتاب دانيال , کتاب حبقوق , انجيل متي , انجيل يوحنا , انجيل مرقس , انجيل لوقا , انجيل برنابا , انجيل يهودا , کتاب روميان , دانلود کتب مسيحيان , دانلود کتب يهوديان , رساله يهودا , يهودا , مکاشفه يوحنا , يوحنا لاهوتي , شمعون , پطرس , نظریه فرگشت , نظریه تکامل , تطور , تکامل , فرگشت ,چارلز داروین , داوکینز , خداناباوران , توهم بی خدایی , کتاب توهم بی خدایی , ادله سید احمدالحسن برای خداناباوران , خدا , دلایل وجود خدا , برهان نظم , اثرات خدا , آتئیست , ادله امام احمد الحسن , یمانی , قیام گر مشرق , مهدی اول , عصمت یمانی , یمانی از یمن , یمن , راه شناخت یمانی چیست , راه شناخت یمانی , قانون شناخت خلفای الهی , قانون معرفت حجت , دعوت به حاکمیت خدا , رویای صادقه , استخاره , سید احمد الحسن یمانی , سید یمانی , وصی سیزدهم , مهدیین , فرزندان امام مهدی , وصیت مقدس رسول الله , مهدیین , مهدیین در قرآن , نام احمد در روایات , صاحب الامر , کتاب عقائد الاسلام , یمانی کیست  , مهدی آخرالزمان , مهدی در قرآن , خلیفة الله مهدی , امام مهدی , علائم قیام , وقت ظهور امام مهدی , حجیت رویا , راههای شناخت خلیفة الله , علم مهدی , بزرگان ادیان الهی , کتاب وصیت مقدس , سیرت سید احمد الحسن , یهودیان , مسیحیان , آیات کتاب مقدس , عیسی مسیح , یحیی , یحیا , فرستادگان الهی , پسر نرینه , پسر انسان , منجی از بصره , تسلی دهنده , غلام امین , یحیی نبی , اشعیا نبی , احمد الحسن , حجت های الهی , نامه هدایت , پاسخ های روشنگرانه , سیزدهمین حواری , حواری سیزده , توهم الحاد , جایگاه معجزه در کتاب مقدس , محمد نبی , بشارت اشعیا , وصی در تورات , سیره دعوت سید احمد الحسن , وصیت شب وفات پیامبر , شجره سید احمد الحسن , نسب سید احمد الحسن , بصره , امام مهدی , صدام طاغوت , طلاب حوزه , صدام ملعون , انصار امام مهدی , یمانی , نسب امام احمد الحسن, نسب سید احمد الحسن , یمانی موعود , سید یمانی , سید احمد الحسن یمانی , وبسایت رسمی مکتب نجف اشرف , وبسایت رسمی انصار امام مهدی , وبسایت رسمی فارسی انصار امام مهدی , وبسایت موسسه وارثین ملکوت , صفحه فیس بوک مکتب نجف