چاپ کردن این صفحه

در زیر سوال و پاسخی را که در سایت بن باز موجود است قرار می دهیم :
پرسش: مرتب میخوانم و می شنوم که انسان در ابتدا میمون بوده سپس با طی مراحلی به انسان عادی و شناخته شده ی امروزی تبدیل شده است. آیا این معقول است یا خیر، و آیا عناصر میمون یعنی مواد تشکیل دهنده ی جسم او، همان عناصر تشکیل دهنده ی جسم انسان است؟
لطفا ما را راهنمایی کنید. خداوند به شما پاداش نیکو عطا فرماید.
پاسخ بن باز : «بسم اللّه الرحمن الرحيم، الحمدلله، و صلى الله وسلم على رسول الله، وعلى آله و اصحابه، و علی من اهتدی بهداه. اما بعد:
سخنی که فرد سوال کننده مطرح نموده، کلامی است ناپسند و باطل که با کتاب خداوند عزوجل و سنت پیامبر –علیه صلاه و السلام- و نیز اجماع سلف امت مخالف است. مشهور است که این سخن داروین است و وی در آنچه میگوید دروغگو می باشد. اصل انسان همان اصلی شناخته شده ی او است و اصل او از میمون یا غیر میمون نیست. بلکه وی عبارت است از انسان آراسته و عاقل که خداوند او را از گل از خاک آفرید و او پدرمان آدم - علیه الصلاه و السلام - است، که خدا وی را از خاک آفرید. همان طور که خداوند –جل و علا- میفرماید: «و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین»[1] (هر آینه ما انسان را از گل خالص آفریدیم) و او از این خاک خلق شده است.
خدا وی را به صورت خود و به طول شصت ذراع آفرید؛ یعنی شصت ذراع در آسمان، سپس این آفرینش را تا الان رو به کاستی گذاشته است.... فرزندان او نیز به صورت خلقت پدرشان آفریده شده اند، گوش و چشم و عقل دارند و قامتی دارند که اکنون مشاهده می کنید، بر پاهای خود راه می روند، سخن میگویند، می شنوند، می بینند و با دستان خود غذا میخورند. ... نه به شکل میمون هستند و نه چون میمون تکوین یافته اند.
آنها تکوین خاصی دارند که شایسته ی آنند. هر امتی نیز این گونه است. میمونها امتی مستقل هستند، خوکها امتی مستقل هستند، و همین طور سگها و الاغ ها و گربه ها و غیره نیز هر یک امتی هستند: « وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْکِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ ثُمَّ إِلي‏ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ»[2] (هيج جنبنده ای در روی زمین نیست و هیچ پرنده ای با بال های خود در هوا نمی پرد مگر آنکه چون شما امت هایی هستند. ما در این کتاب هیچ چیزی را فروگذار نکرده ایم و سپس همه را در نزد پروردگارشان گرد آورده میشوند). همه ی این امتها به سوی خدا محشور می شوند و روز قیامت گرد می آیند. برخی از برخی دیگر قصاص می شوند؛ سپس به آنها گفته می شود: خاک شوید، و خاک می شوند؛ به جز جن و انسان که آنها را منزلت دیگری است: مورد محاسبه قرار می گیرند و بر اساس کرده هایشان جزا داده میشوند. هر کس از پروردگارش اطاعت کرده باشد به بهشت، و هر کس به پروردگارش کفر ورزیده باشد، به جهنم میرود. اما دیگر حیوانات، امتهای مستقلی هستند. میمون ها امت مستقلی هستند که حقیقت، خاستگاه و ویژگیهای خاص خود را دارند. همین طور خوکها، سگها، الاغ ها، شترها، گاوها، گوسفندها.
این امتها خلقت و خصوصیات خود را دارند که خداوند سبحان آنها را این گونه آفریده و او حکیم و عالم است، و به دقایق امور بیناتر.... و او - سبحان و متعال - به دقایق تکوین آنها بصیرتر و داناتر است.
پس بنده باید ایمان داشته باشد که خلقت آدم متفاوت با خلقت میمون است و اصل آدم همان اصل فعلی او است و اصل او، میمون و غیر آن نبوده، بلکه انسانی است آراسته با آفرینش خودش. ... او عقل، گوش و چشم دارد و از حواس معروف بویایی، لامسه و چشایی و دیگر چیزهایی که خدا در وی نهاده، بهره مند است. بنابراین، این سخن که اصل آدمی میمون است، کلامی باطل می باشد و چه بسا اگر گوینده ی آن را کافر بشماریم، درست و معتبر باشد. ظاهر این است، کسی که چنین اعتقادی داشته باشد در حالی که از آنچه شارع آورده مطلع باشد، کافر خواهد بود و خدا داناتر است؛ چرا که او به خدا - سبحان و متعالی - و رسولش و کتاب خدا دروغ بسته است».[3]
احمد الحسن می نویسند : " بن باز همانند بسیاری از شیوخ وهابیت سلفی، متأسفانه در حالی که هنوز در ابتدایی ترین مرحله ی توانایی درک و فهم قرار دارد، موضوع علمی ثابت شده با دلایل علمی را با یک متن دینی متشابه که چه بسا می تواند تأیید کننده ی آن علم باشد، رد می کند. در اینجا نیز بن باز آنچه را پیش تر در مورد چرخش زمین گفته بود، تکرار می کند. این را چه می توانیم بنامیم؟!
هرچند بن باز نظریه ی تکامل را رد می کند، ولی خود وی بازمیگردد و آن را از جایی که نمیداند ثابت میکند. وی درباره ی انسان میگوید: «او از این خاک خلق شده است. خدا وی را به صورت خود و به طول شصت ذراع آفرید؛ یعنی شصت ذراع در آسمان، سپس این آفرینش را تا الان رو به کاستی گذاشته است». صرف نظر از اینکه این کلام ناشی از جهل و نادانی بوده و کاملا نادرست است، ولی آنچه اینجا برای من مهم است، این بخشی از سخن بن باز است که میگوید: «قد انسان از شصت ذراع به مقدار کنونی تغییر یافته است». او اینجا نظریه ی تکامل را تأیید کرده است؛ چرا که تغییر حجم جسم طبق قوانین تکامل روی میدهد. من تکرار می کنم، سخن وی که «طول انسان شصت ذراع بوده است» باطل و نادرست است. همان طور این سخنش که «جسم انسان به صورت خدا آفریده شده است» تجسمی است نادرست و هر کس چنین دیدگاهی داشته باشد، دارای رأی و عقیده ی منحرف میباشد.
به نظرم به درج بقیه ی سخنان فقهای وهابی از قبیل ابن عثیمین که بر بطلان نظریه ی تکامل تأکید دارند و معتقدان آن را تکفیر می کنند، نیازی نیست. البته اینها هیچ دلیل علمی ارزشمندی بر بطلان این نظریه عرضه نمی دارند و این اصلا جای شگفتی ندارد چرا که روش شیوخ وهابیتِ بربر و حیوان صفت به این صورت است که دیگران را تکفیر کنند و به پیروان آدمکش خود جواز سر بریدن دیگران را اعطا نمایند. این خود بزرگترین دلیل بر این است که آنها از لحاظ عقیدتی، فکری و علمی شکست خورده اند و به هیچ وجه یارای درک و فهم سخنان دیگر افراد بشر را ندارند؛ چه برسد به اینکه بتوانند پاسخ های علمی ارایه دهند."[4]
 
پی نوشت ها :

[1] قرآن کریم، سورهی مؤمنون، آیه ی ۱۲.

[2] قرآن کریم، سوره ی انعام، آیه ی ۳۸.

[3] سایت رسمی عبدالعزیز بن عبدالله بن باز، فتاوای و مقالات شیخ بن باز، نظریه ی داروین تکامل میمون به انسان، شماره ی ۱۷۸۰۰، قابل دسترس در:

http://www.binbaz.org.sa/mat/17800

 [4] کتاب توهم بی خدایی ، ص38 - 40

انصار امام مهدی (ع)

امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند :

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.

وبگاه: almahdyoon.co