چاپ کردن این صفحه

حجیت رؤیای صادقه که راهی از راه های شناخت خلیفة الله

حجیت رؤیای صادقه که راهی از راه های شناخت خلیفة الله:

بسم الله الرحمن الرحیم

و الحمد لله رب العالمین

اللهم صلِ على محمدٍ و آلِ محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليماً

اعتقاد ما به رؤیا

(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ).
(ما نيكوترين سرگذشت را به موجب اين قرآن كه به تو وحى كرديم بر تو حكايت مى‏كنيم و تو قطعا پيش از آن از بى ‏خبران بودى).یوسف: ۳.

الله عز و جل در قرآن و دقیقاً در سوره ی یوسف، رؤیا را ذکر می کند و حال یعقوب و فرزندانش و یوسف (ع) به همراه رؤیا را به تصویر می کشد و همچنین در همین سوره، رؤیای انبیاء و رؤیای مردم عامه و بخصوص رؤیای فرعون کافر را ذکر می کند؛ و تمام آن رؤیاها بر زمین تحقق یافت و در قالب واقعیت پدیدار گشت. و همچنین علتش این است که منبع و مصدر آن تنها از جانب الله متعال است؛ و ما انصار امام مهدی (ع) هنگامی که به مردم می گوییم، مؤمنانِ بسیاری هستند که هر کدام در عالم رؤیا، رسول الله (ص) یا ائمه ی اطهار (ع) را دیدند که برای آنها بیان می کردند، امام احمد الحسن (ع) حق و غیر او باطل است، خواهان گفتن این نیستیم و نمی گوییم ما بواسطه ی آن حکم شرعی فقهی را جاری می کنیم و نمی گوییم که آن عقیده یا مفهوم عقیده را دارد، بلکه ما از طریق آن، مصداق در باب عقیده به خلافت الهی بر زمین را تشخیص می دهیم و بیان می داریم که مصداق این عقیده در عالم رؤیا می باشد همانگونه که در قرآن موجود است و یعقوب نبی (ع) بواسطه ی رؤیا، تشخیص داد که خلیفه ی الهی بعد از او، فرزندش یوسف می باشد.

(إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ * قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ).
([ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم ديدم [آنها] براى من سجده مى ‏كنند * [يعقوب] گفت اى پسرك من خوابت را براى برادرانت‏ حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏انديشند زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است).یوسف: ۵-۴.

و ما می گوییم تشخیص مصداق این عقیده، رؤیا می باشد همانگونه که در قرآن آمده، از طریق رؤیا و سجود یعقوب برای یوسف بر مبنای همین رؤیا بوده است:

(وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ).
(و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند و [يوسف] گفت اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد بى گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زيرا كه او داناى حكيم است).یوسف: ۱۰۰.

و در سیره ی صالحین محمد و آل محمد (ع) مصداق تشخیص خلیفة الله بر زمین بواسطه ی عالم رؤیا نیز موجود است و داستان ایمان خالد بن سعید عاص اموی به رسول الله (ص)، و نیز وهب نصرانی به امام حسین (ع)، و نرجس خاتون مادر امام مهدی (ع) به امام حسن عسکری (ع) نیز تجلی همین مصداق بوده اند. پس بر مردم است که بین سه امری که خاص رؤیا می باشد، تمایز ایجاد کنند و آن اخذ حکم شرعی در مورد رؤیا می باشد که ما این را نمی گوییم؛ زیرا رسول الله (ص) تمام شرع را بیان کردند و این امر در آنچه که از اهل بیت (ع) روایت نقل شده، بسیار واضح است، و همچنین اخذ عقیده بواسطه ی رؤیا تا اینکه آن را کسی نگوید؛ زیرا قرآن تمام عقیده را بیان کرده و رسول الله (ص) و آل بیتش (ع) آن را آشکار کردند و مصداق تشخیص عقیده به خلافت الهی در رؤیا را محدود کردند که قرآن نیز در سوره ی یوسف (ع) به آن تصریح کرده است:

(إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ * قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْدًا إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ).
([ياد كن] زمانى را كه يوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم ديدم [آنها] براى من سجده مى‏كنند * [يعقوب] گفت اى پسرك من خوابت را براى برادرانت‏حكايت مكن كه براى تو نيرنگى مى‏انديشند زيرا شيطان براى آدمى دشمنى آشكار است).یوسف: ۵-۴.

سؤالی از شما ای مردم و هر کسی که رؤیا را بعنوان دلیل مصداق تشخیص صاحب حق و خلیفة الله در زمین، انکار می کند. آیا یعقوب (ع) بر اساس رؤیا تشخیص نداد که آن دلیلی است بر اینکه یوسف خلیفة الله بر زمین و صاحب مقام برتر از خود می باشد؟!
و این معنای سجده ی یعقوب برای اوست؛ زیرا آن سجده، همانند سجود ملائکه در برابر آدم بوده؛ زیرا او صاحب مقامی بالاتر از آنان است.
و اگر بگویید که آن دلیل نیست، می گوییم آیا یعقوب در هنگام مطابقت مصداق و اعتماد به رؤیای یوسف، نمی دانست که رؤیا دلیل و راه تشخیص مصداق خلیفة الله بر زمین و برتری مقامش نمی باشد؟ پس چگونه یعقوب سجده کرد و چرا الله رؤیای یوسف را ذکر کرد و چرا آن هنگام که رؤیا محقق شد و بر مصداق منطبق گشت، فرمود:

(وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ).
(و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند (و [يوسف] گفت اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد بى گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زيرا كه او داناى حكيم است).یوسف: ۱۰۰.

ماهیّت رؤیا
رؤیا دلیلی برای تشخیص مصداق است پس قانونی که الله برای معرفت و شناخت خلیفه ی خود بر زمین قرار داد، وصیّت و علم و پرچم بیعت برای الله یا همان (حاکمیت الله) می باشد، و آل محمد علیهم السلام این قانون را بیان کردند و این سنّت و طریقه ی معرفت و شناخت حجت الهی در هر زمان می باشد و الله از طریق عالم غیب، مکاشفه و گواهی ها، نداها و فریادها و رؤیای صادقه، مؤید و مسدد صاحب حق می باشد.

امام احمد الحسن (ع) همان مهدی آخر الزمان در کتب اهل سنت است

رؤیای صادقه

یكی دیگر از راه‌ های حجت‌ های الهی در هر زمان، وحی الهی به وسیله‌ ی رؤیاهای صادقه به مؤمنین همان زمان بوده است. و در خصوص امام مهدی احمد الحسن (ع) نیز آیات و روایات متعددی یكی از روش‌ های شناخت حجت الله در آخر الزمان را رؤیای صادقه ذكر نموده‌ اند. و بیش از هزاران رؤیای صادقه برای حقانیت ایشان (ع) توسط مؤمنین دیده شده است.

هر كسی بخواهد این رؤیای صادقه را شخصاً نیز تجربه كند با خواندن دعایی می تواند خود این شهادت ملكوتی را تجربه نماید. دعای رؤیا (دعایی از امام احمد الحسن علیه السلام)

متأسفانه بیشتر مردم در طول تاریخ به نشانه‌ های ملكوتی الله و رؤیا و مكاشفه در ملكوت آسمانها ایمان نمی‌ آورند. زیرا نگاه خود را محدود بر زمین و ماده كرده‌ اند و این نهایت علم آنان است و بالاتر از آن را نمی‌ بینند.

(ذلكَ مَبْلغُهُمْ منَ الْعلْم ِ إنَّ رَبَّكَ هُوَ َأعْلمُ بمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیله وَهُوَ َأعْلمُ بمَن اهْتَدَى).
(و آن، نهایت فهم آنان از علم است. همانا پروردگارت به آنان كه از راهش گم شدند و نیز به هدایت یافتگان آگاهتر است).نجم: ۳۰.

و از طرف دیگر انبیاء و اوصیاء و رسولان و یارانشان به نشانه‌ های الله و رؤیا و مكاشفه در ملكوت آسمانها و زمین ایمان آوردند و همانا اینها راه های وحی الهی سبحان و متعال است و اگر ایمانشان اینگونه نبود، الله آنان را نبی نمی‌ كرد. و به همین دلیل الله آنان را مدح كرده است و فرمود:

(وَنَادَینَاهُ َأن یا ِإبْرَاهیمُ * َقدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیا ِإنَّا َ كذلكَ نَجْزی الْمُحْسِنینَ).
(و ابراهیم را ندا دادیم * رؤیا را تصدیق كردی همانا ما به این ترتیب تو را پاداش می‌ دهیم).الصافات: ۱۰۵-۱۰۴.

و فرمود:

(وَمَرْیمَ ابْنَتَ عمْرَان الَّتی َأحْصَنَتْ َفرْجَهَا َفنَفخْنَا فیه منْ رُوحنَا وَ صَدَّقتْ ِبكَلمَات رَبِّهَا وَ كُتُبه وَ كانَتْ منَ الْقَاِنتینَ).
(و مریم دختر عمران را به یاد آور كه عفت پیشه كرد پس در رحمش از روح خود دمیدیم و كلمات پروردگارش و كتبش را راست پنداشت و از اطاعت كنندگان شد).تحریم: ۱۲.

و الله متعال در مورد رؤیا فرمود:

(نَحْنُ نَقُصُّ عَلیكَ َأحْسَنَ الْقصَص ِبمَا أوْحَینَا إَلیكَ هَذا الْقرْان وَإنْ كُنْتَ منْ َقبْله َلمنَ الْغَافلینَ).
(ما بر تو با وحی این قران بهترین قصه ها را آوردیم هر چند قبل از آن از غافلین بودی).یوسف: ۳.

و ابراهیم (ع) را ستود چون رؤیا را راست پنداشت و به همین ترتیب مریم (س) را ستود زیرا رؤیا را راست پنداشت و یوسف (ع) را ستود زیرا رؤیا را راست پنداشت و آن را تأویل نمود.

الله متعال فرمود: (یوسُفُ َأیهَا الصِّدِّیقُ َأْفتنَا فی سَبْع بَقَرَاتٍ سمَانٍ یأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عجَافٌ وَسَبْع سُنْبُلاتٍ خُضْر وَأُخَرَ یاِبسَاتٍ لعَلِّي َأرْجعُ ِإَلى النَّاس َلعَلَّهُمْ یعْلَمُون).
(ای یوسف! ای راستگو. به ما خبر بده از خوابی به این مضمون: هفت گاو درشت را هفت گاو لاغر خوردند و هفت خوشه سبز كه پس از آن هفت خوشه زرد آمد تا شاید به سوی مردم بازگردم باشد كه بدانند).یوسف: ۴۶.

و رؤیا راهی است كه الله با آن با همه ی بندگان و انبیاء و فرستادگان سخن می‌ گوید چه از اولیای الله باشند چه از دشمنانش، چه مؤمن و چه كافر. الله به فرعون، كافر مصر وحی كرد از طریق رؤیایی كه یوسف (ع) با استفاده از آن اقتصاد دولت را بنا نهاد.

(وَقَال الْمَلكُ ِإنِّي َأرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سمَانٍ یأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْر وَأُخَرَ یاِبسَاتٍ یا َأیهَا الْمَلأُ أْفتُوِنی فی رُؤْیای ِإن ُ كنْتُمْ للرُّؤْیا تَعْبُرُون).
(و پادشاه گفت همانا من در رؤیا دیدم كه هفت گاو چاق هفت گاو لاغر را خوردند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه زرد پس از آنان دیدم. ای درباریان! مرا از رؤیایم خبر دهید اگر توان تعبیر رؤیا را دارید).یوسف: ۴۳.

و الله سبحان و متعال خودش را شاهد بر كفار به نبوت نبی اكرم (ص) می‌ گیرد اگر شهادتش را بخواهند و شهادت الله سبحان و متعال جز از طریق رؤیا چگونه ممكن است؟

﴿وَیقُول الَّذینَ َ كَفرُوا َلسْتَ مُرْسَلا ُقلَ كَفى ِباللَّه شَهیدًا بَیني وَبَینَكُمْ وَمَنْ عنْدَهُ علْمُ اْلكتَاب﴾.
(و كافران گفتند رسول نیستی. بگو شهادت الله برای من و آنكه نزدش علم كتاب است، بین من و شما كافی است).الرعد: ۴۳.

الله متعال فرمود:

﴿سَنُریهمْ آیاتنَا فی الْآفَاق وَفي َأنْفُسِهمْ حَتَّى یتَبَینَ لهُمْ َأنَّهُ الْحَقُّ َأوَ لمْ یكْف برَبِّكَ َأنَّهُ عَلى كُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ﴾.
(به زودى نشانه‌ هاى خود را در افقهای (‌گوناگون) و در خودشان بدیشان خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد كه او خود حقّ است. آیا كافى نیست كه پروردگارت خود شاهد هر چیزى است؟).فصلت: ۵۳.

و آیات در آفاق ملكوتی یعنی آفاق آسمانها و در نفسهای آنان (رؤیا و مکاشفه) است و الله به آنان آیات ملكوتی را می‌ نمایاند تا آنكه بدانند خروج مهدی، حق است و آنكه با آنان سخن می‌ گوید این مهدی است. و این آیات، نشانه‌ هایی بر مهدی است و برای مردم آشكار می‌ كند كه او حقی از طرف پروردگارشان است.

و اما از احادیث رسول الله (ص):

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (إِذَا اقْتَرَبَ الزَّمَانُ لَمْ تَكَدْ تَكْذِبُ رُوْيَا الْمُوْمِنِ وَرُوْيَا الْمُوْمِنِ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنْ النُّبُوَّةِ وَمَا كَانَ مِنْ النُّبُوَّةِ فَإِنَّهُ لَا يَكْذِبُ).
رسول الله (ص) فرمود: (اگر زمان نزدیک شود، کسی نمی تواند رؤیای مؤمن را تکذیب کند. و رؤیای مؤمن جزئی از چهل و شش جزء نبوت است. و هر آنچه از نبوت است، پس همانا امکان تکذیبش نیست).صحیح البخاري – كتاب التعبير – باب الْقَيْدِ فِي الْمَنَامِ – ح ۷۱۰۳.

 

عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: (إِذَا اقْتَرَبَ الزَّمَانُ لَمْ تَكَدْ رُوْيَا الْمُسْلِمِ تَكْذِبُ وَأَصْدَقُكُمْ رُوْيَا أَصْدَقُكُمْ حَدِيثًا وَرُوْيَا الْمُسْلِمِ جُزْءٌ مِنْ خَمْسٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنْ النُّبُوَّةِ).
پیامبر الله (ص) فرمود: (اگر زمان نزدیک شود، کسی نمی تواند رؤیای مسلمان را تکذیب کند. و صادق ترین شما در رؤیا، راستگو ترین شما در گفتار است. و رؤیای مسلمان جزئی از چهل و شش جزء نبوت است).صحیح مسلم – كتاب الرؤيا – ح ۶۰۴۲.

نکته ی اول این است که “اگر زمان نزدیک شود” به چه معنا است؟ چگونه اثبات می شود که منظور از نزدیک شدن زمان، همان آخر الزمان است؟!
حال با استفاده از احادیث دیگر، این امر را اثبات می کنیم. ابتدا به این حدیث توجه کنید:

عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَ: (يَتَقَارَبُ الزَّمَانُ، وَيَنْقُصُ الْعَمَلُ، وَيُلْقَى الشُّحُّ، وَتَظْهَرُ الْفِتَنُ، وَيَكْثُرُ الْهَرْجُ. قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّمَ هُوَ. قَالَ: الْقَتْلُ الْقَتْلُ).
پیامبر الله (ص) فرمود: (زمان نزدیک می شود، و عمل کردن کم می شود، و بخل و خساست دیده می شود، و فتنه ها ظاهر می شود، و هرج و مرج زیاد می شود. گفتند یا رسول الله هرج و مرج چیست؟ فرمود: قتل و کشتار).صحیح البخاري – كتاب الفتن – باب ظُهُورِ الْفِتَنِ – ح ۷۱۴۸.

در این حدیث می بینیم که از علامات نزدیک شدن زمان، ظهور فتنه ها و قتل و کشتار است. حال در احادیث بعدی می بینیم که این علامات، علامت های چه زمانی هستند:

قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم: (إِنَّ بَيْنَ يَدَىِ السَّاعَةِ لأَيَّامًا يَنْزِلُ فِيهَا الْجَهْلُ، وَيُرْفَعُ فِيهَا الْعِلْمُ، وَيَكْثُرُ فِيهَا الْهَرْجُ، وَالْهَرْجُ الْقَتْلُ).
پیامبر الله (ص) فرمود: (بدرستی که در هنگام ساعت، زمانی خواهد بود که در آن، جهل فرود آید، و علم بالا رود، و هرج و مرج زیاد شود؛ و هرج و مرج، قتل و کشتار است).صحیح البخاري – كتاب الفتن – باب ظُهُورِ الْفِتَنِ – ح ۷۱۵۰.

 

قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم: (إِنَّ بَيْنَ يَدَىِ السَّاعَةِ أَيَّامًا يُرْفَعُ فِيهَا الْعِلْمُ، وَيَنْزِلُ فِيهَا الْجَهْلُ، وَيَكْثُرُ فِيهَا الْهَرْجُ، وَالْهَرْجُ الْقَتْلُ).
پیامبر الله (ص) فرمود: (بدرستی که در هنگام ساعت، زمانی خواهد بود که در آن، علم بالا رود، و جهل نازل شود، و هرج و مرج زیاد شود؛ و هرج و مرج، قتل و کشتار است).صحیح البخاري – كتاب الفتن – باب ظُهُورِ الْفِتَنِ – ح ۷۱۵۱.

در این احادیث متوجه شدیم که در هنگام ساعت است، که هرج و مرج و قتل و کشتار زیاد می شود. پس متوجه می شویم که منظور پیامبر (ص) از نزدیک شدن زمان، همان آخر الزمان است.

حتی در کتاب سنن ترمزی، در حدیثی که آلبانی نیز آن را صحیح دانسته، عبارت “در آخر الزمان” بجای “اگر زمان نزدیک شود”، در حدیثی از رسول الله (ص) ذکر شده است.

عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: (فِي آخِرِ الزَّمَانِ لَا تَكَادُ رُؤْيَا الْمُؤْمِنِ تَكْذِبُ وَأَصْدَقُهُمْ رُؤْيَا أَصْدَقُهُمْ حَدِيثًا).
پیامبر الله (ص) فرمود: (در آخر الزمان، کسی نمی تواند رؤیای مسلمان را تکذیب کند؛ و صادق ترین شما در رؤیا، راستگو ترین شما در گفتار است).سنن الترمذي – كتاب الرؤيا عن رسول الله صلى الله عليه وسلم – باب مَا جَاءَ فِي رُؤْيَا النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم الْمِيزَانَ وَالدَّلْوَ – ح ۲۴۶۰. صحيح سنن الترمذي – الألباني – ح ۲۲۹۱.

پس برای ما روشن شد، که آن قسمت از حدیث، که رسول الله (ص) می فرماید: “اگر زمان نزدیک شود”، منظور همان “آخر الزمان” است.

اما علت آن که “کسی نمی تواند رؤیای مؤمن یا مسلمان را تکذیب کند”. اولاً در خود حدیث اول به آن اشاره شده است. و آن، به این علت است که رؤیای مؤمن یا مسلمان، از اجزای نبوت و وحی است، و هر آنچه از نبوت و وحی است را، نمی توان تکذیب کرد.

در احادیث فراوان بعدی، می بینیم که رسول الله (ص) چه اهتمامی برای اثبات حقانیت رؤیا، و ارتباط آن با وحی و ملکوت، ورزیده اند.

عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ أَنَّهُ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: (الرُّوْيَا الصَّالِحَةُ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنْ النُّبُوَّةِ).
از ابو سعید خدری که همانا از رسول الله (ص) شنید که می فرمود: (رؤیای صالحه جزئی از چهل و شش جزء نبوت است).صحیح البخاري – كتاب التعبير – باب الرُّوْيَا الصَّالِحَةُ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنَ النُّبُوَّةِ – ح ۷۰۷۵.

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (الرُّوْيَا الصَّالِحَةُ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ / سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنْ النُّبُوَّةِ).
رسول الله (ص) فرمود: (رؤیای صالحه جزئی از هفتاد / چهل و شش جزء نبوت است).صحیح مسلم – كتاب الرؤيا – ح ۶۰۵۳.

 

عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (قَالَ الرُّوْيَا الْحَسَنَةُ مِنْ الرَّجُلِ الصَّالِحِ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنْ النُّبُوَّةِ).
انس بن مالک گوید: همانا رسول الله (ص) فرمود: (رؤیای حسنه از شخص صالح، جزئی از چهل و شش جزء نبوت است).صحیح البخاري – كتاب التعبير – باب رُوْيَا الصَّالِحِينَ – ح ۷۰۶۹. صحیح مسلم – كتاب الرؤيا – ح ۶۰۵۰. صحیح البخاري – كتاب التعبير – باب الرُّوْيَا الصَّالِحَةُ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنَ النُّبُوَّةِ – ح ۷۰۷۳. صحیح مسلم – كتاب الرؤيا – ح ۶۰۴۳. صحیح مسلم – كتاب الرؤيا – ح ۶۰۴۸.

ملکوت آسمان ها بین رؤیا و خواب آشفته

(قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ).
(بگو ملکوت همه چیز به دست کیست و او است که پناه می دهد و به کسی پناه نمی برد، اگر می دانید).المؤمنون:۸۸.

 

عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: (الرُّوْيَا الصَّادِقَةُ مِنْ اللَّهِ وَالْحُلْمُ مِنْ الشَّيْطَانِ).
پیامبر الله (ص) فرمود: (رؤیای صادقه از الله است و حلم (خواب آشفته) از شیطان).صحیح البخاري – كتاب التعبير – باب الرُّوْيَا مِنَ اللَّهِ – ح ۷۰۷۰. صحیح مسلم – كتاب الرؤيا – ح ۶۰۳۷.

بنابراین رؤیای صادقه، طریقی است که الله متعال، توسط آن با بندگانش سخن می گوید.

دیدن خلفای الله و انبیاء و اوصیای الهی در خواب، از مصداق های رؤیای صادقه است. در احادیث زیادی می بینیم که رسول الله (ص) به این موضوع اشاره فرمودند:

قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَتَخَيَّلُ بِي وَرُوْيَا الْمُوْمِنِ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِينَ جُزْءًا مِنْ النُّبُوَّةِ).
پیامبر الله (ص) فرمود: (هر کس مرا در خواب ببیند، بدرستی که خودم را دیده است، زیرا که شیطان بجای من تصور نمی شود؛ و رؤیای مومن جزئی از چهل و شش جزء نبوت است).صحیح البخاري – كتاب التعبير – باب مَنْ رَأَى النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم فِي الْمَنَامِ – ح ۷۰۸۰.

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَتَمَثَّلُ بِي).
رسول الله (ص) فرمود: (هر کس مرا در خواب ببیند، بدرستی که خودم را دیده است. زیرا که شیطان مانند من نمی شود).صحیح مسلم – كتاب الرؤيا – باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم ” مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي – ح ۶۰۵۶.

 

أَنَّ أَبَا هُرَيْرَةَ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (يَقُولُ مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَسَيَرَانِي فِي الْيَقَظَةِ أَوْ لَكَأَنَّمَا رَآنِي فِي الْيَقَظَةِ لَا يَتَمَثَّلُ الشَّيْطَانُ بِي).
همانا ابو هریره گفت: شنیدم که رسول الله (ص) می فرمود: (هر کس مرا در خواب ببیند، مرا در بیداری می بیند یا گویی که مرا در بیداری دیده است. شیطان مانند من نمی شود).صحیح مسلم – كتاب الرؤيا – باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم ” مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي – ح ۶۰۵۷.

 

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (مَنْ رَآنِي فِي النَّوْمِ فَقَدْ رَآنِي فَإِنَّهُ لَا يَنْبَغِي لِلشَّيْطَانِ أَنْ يَتَشَبَّهَ بِي).
رسول الله (ص) فرمود: (هر کس مرا در خواب ببیند، بدرستی که خودم را دیده است؛ زیرا که شیطان توان آن را ندارد که شبیه من شود).صحیح مسلم – كتاب الرؤيا – باب قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم “مَنْ رَآنِي فِي الْمَنَامِ فَقَدْ رَآنِي” – ح ۶۰۶۱.

آیا رؤیا فقط مخصوص اولیای الهی است؟

۱- داستان دو زندانی به همراه یوسف نبی (ع) و الله می فرماید: (وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانَ قَالَ أَحَدُهُمَآ إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ).

(و دو جوان با او به زندان در آمدند [روزى] يكى از آن دو گفت من خويشتن را [به خواب] ديدم كه [انگور براى] شراب مى‏ فشارم و ديگرى گفت من خود را [به خواب] ديدم كه بر روى سرم نان مى‏ برم و پرندگان از آن مى‏ خورند به ما از تعبيرش خبر ده كه ما تو را از نيكوكاران مى‏ بينيم).یوسف: ۳۶.

پس به آنان فرمود:

(يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِن رَّأْسِهِ قُضِيَ الأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ).

(اى دو رفيق زندانيم اما يكى از شما به آقاى خود باده مى‏ نوشاند و اما ديگرى به دار آويخته مى‏ شود و پرندگان از [مغز] سرش مى‏ خورند امرى كه شما دو تن از من جويا شديد تحقق يافت).یوسف: ۴۱.

و رؤیا همانگونه که یوسف نبی (ع) خبر داده بود، در واقع تحقق یافت.

۲- رؤیای فرعون مصر: الله متعال فرمود: (وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِن كُنتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ).

(و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] ديدم هفت گاو فربه است كه هفت [گاو] لاغر آنها را مى‏ خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگيده ديگر اى سران قوم اگر خواب تعبير مى ‏كنيد در باره خواب من به من نظر دهيد).یوسف: ۴۳.

و سبحان الله فرعون یکی از فراعنه ی کافر مصر به واقعیت رؤیا اقرار می کند؛ زیرا نمی خواهد خود را فریب دهد. پس کسانی که آنان را متخصص تفسیر و تأویل رؤیا می دانست، دعوت کرد اما به عدم معرفت و شناخت این امر اقرار کردند و تنها در گفتار مبالغه می کردند پس گم گشته به سر منزل نمی رسد تا اینکه امر تأویل به حاکم تعیین شده از سوی الله متعال برای این مقام می رسد پس مقصود رؤیا را دانسته و پاسخ می دهد و اقتصاد امپراطوری مصر را بر اثر رؤیای این کافر، بنا می سازد.

۳- رؤیایی که الله متعال در کتاب خویش ثابت کرده و آن را وحی نامیده است و آن رؤیای مادر موسی (ع) می باشد که فرمود:

(وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ).

(و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو باز مى‏ گردانيم و از (زمره) پيمبرانش قرار مى‏ دهيم).القصص:۷.

وقایع تاریخی از ایمان توسط رؤیای صادقه

در زمان رسول الله (ص) نیز کسانی بوده اند که از طریق رؤیا به ایشان ایمان آوردند.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ، قَالَ‏:‏ (كَانَ إِسْلَامُ خَالِدٍ قَدِيمًا وَكَانَ أَوَّلُ إِخْوَتِهِ أَسْلَمَ قَبْلَ، وَكَانَ بَدْءُ إِسْلَامِهِ أَنَّهُ رَأَى فِي النَّوْمَ أَنَّهُ وَقَفَ بِهِ عَلَى شَفِيرِ النَّارِ كَأَنَّ أَبَاهُ يَدْفَعُهُ مِنْهَا، وَيَرَى أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ آخِذٌ بِحَقْوَتِهِ لَا يَقَعُ، فَفَزِعَ مِنْ نَوْمِهِ، فَقَالَ‏:‏ أَحْلِفُ بِاللَّهِ أَنَّ هَذِهِ الرُّؤْيَا حَقٌّ… فَلَقِيَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ… ‏ قَالَ خَالِدٌ‏:‏ فَإِنِّي أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَشْهَدُ إِنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ).
محمد بن عبد الله بن عمرو بن عثمان گوید: (خالد (بن سعید اموی) از قدیمیان در اسلام آوردن بود. و نیز در بین برادرانش اولین نفر بود که اسلام آورد. و اسلام آوردنش این گونه بود که او در خواب دید که کنار جهنم ایستاده است، و پدرش او را به داخل هل می داد. و دید که رسول الله (ص) جلوی او را می گرفت تا در جهنم نیفتد. پس با وحشت از خواب پرید و گفت: به الله قسم که این رؤیا حق است… پس رسول الله (ص) را ملاقات کرد… خالد گفت: همانا شهادت می دهم به أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَشْهَدُ إِنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ).المستدرك على الصحيحين – كِتَابُ مَعْرِفَةِ الصَّحَابَةِ رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُمْ – قِصَّةُ إِسْلَامِ خَالِدِ بْنِ سَعِيدٍ وَمَصَائِبِهِ فِيهِ – ح ۵۱۳۱.

 

عن جابر بن عبد الله الأنصاري قال: (دخل جندل بن جنادة بن جبير اليهودي على رسول الله (ص)، فقال: إني رأيت البارحة في النوم موسى بن عمران (ع) فقال: يا جندل أسلم على يد محمد خاتم الأنبياء واستمسك أوصياءه من بعده، فقلت: أسلم، فلله الحمد أسلمت وهداني بك).
جابر بن عبد الله انصاری گوید: (جندل بن جنادة بن جبیر یهودی محضر رسول الله (ص) رسید و گفت: من دیروز موسی بن عمران (ع) را در رؤیا دیدم. پس ایشان به من فرمود: ای جندل، بدست محمد خاتم الأنبیاء اسلام بیاور و به اوصیای او که بعد از او هستند تمسک کن. پس گفتم: اسلام آوردم پس تمام حمد برای اوست که من را مسلمان کرد و توسط تو هدایت نمود).ينابيع المودة ج ۳ ص ۲۸۳.

و الحمد لله رب العالمين

 

انصار امام مهدی (ع)

امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند :

«ای مردم، علمای گمراه و پیروان‌شان شما را فریب ندهند. بخوانید، جستجو کنید، دقت کـنید و بـیاموزید و خود حقيقت را بـيابـيد و بر كس دیگری توکل نکـنید تا برای آخرت شما تصمیم‌گیری کند زیرا که فردا پشیـمان خواهید شد و فردا پشیمانی را سودی نخواهد داشت». خطبه پنجم محرم ۱۳۸۹ هـ.ش.

وبگاه: almahdyoon.co