وارد نشده اید
یمانی موعود ، وصی و فرستاده امام مهدی ع ، سید احمد الحسن ع ظهور کرد...
  • کاربر برتر
  • مدیر برتر
  • کاربر قدیمی
بخش مورد نظر خود را انتخاب کنید
  • علوم قائم آل محمد (ع)
  • انصار امام مهدی (ع)
  • تاپیکهای مفید دیگر
Banner Banner
موقعیت شما :
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: جلسه نوزدهم وصیت مقدس کلام امام احمدالحسن علیه السلام

  1. #1
    سید و مولایم امام احمد الحسن عسید و مولایم امام احمد الحسن ع
     http://almahdyoon.co/ir/images/stars/one.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/one.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gif
    سید و مولایم امام احمد الحسن ع mohsen331 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    30-10-16
    شماره عضويت
    8227
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    محل سکونت
    زیر سایه محمد ال محمد صلی الله علیه واله
    نوشته ها
    261
    تشکر
    0
    تشکر شده 13 بار در 12 ارسال
    Rep Power
    3
    Rep Power
    3

    اللهم عجل لولیک الفرج جلسه نوزدهم وصیت مقدس کلام امام احمدالحسن علیه السلام

    Share

    اعوذ به الله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم


    والحمدالله وحده وحده وحده
    وصلی الله علی محمد وال محمد
    الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا


    اسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
    جلسه نوزدهم از کتاب بسیار بسیار گرانبهاء
    کتاب وصیت مقدس
    کتاب یا نوشتار محافظت کننده از گمراهی
    از امام احمدالحسن علیه السلام
    یمانی و قائم ال محمد علیه السلام


    بسم الله الرحمن الرحیم
    امام احمدالحسن علیه السلام میفرمایند
    وسخن برخی از شیعیانی که ادعای علم میکنند
    صحیح نیست که گفتن به درستی که ترک و رها کردن نوشتن ان وصیت به صورت مطلق
    ارجهیت دارد وبهتر است
    یعنی در کتاب المراجعات از سید شرف الدین
    و همچنین مکاتب الرسول میانجی
    این مطلب وارد میشه
    اینها میگن که پیامبر اون وصیت شب وفاتش را کلا ترک کنه
    وصیت نکنه این ارجح هست
    ارجهیت داره
    بهتره برتره
    چرا؟
    امام سخن انها را ادامه میدهند
    که انها میگن
    زیرا کسانی که در رزیت الخمیس
    یعنی همون حادثه روز پنچ شنبه
    بر نوشتن ان اعتراف کردند وگفتند که ایشان هزیان میگوید وحاشا
    ویا درد بر این ایشان غلبه کرده است
    یعنی عمر و جماعتش هرگز بعد از وفات رسول الله از طعنه زدن به سلامتی قوه عقلی او در زمان نوشتن ان وصیت اجتناب نمی کردند
    همانطور که در رذیت الخمیس این کار را کردند
    توضیح کوتاه
    اینها این را میگن که کار درستر این بوده
    که پیامبر صلی الله علیه واله وصلم کلا وبه صورت مطلق نوشتن ان وصیت را ترک بکند
    رها بکنه نوشتن ان وصیت
    چون انهایی که در رذیت الخمیس تهمت زدند به پیامبر تهمت هزیان و درد برش غلبه کرده
    متوجه نیست چی میگه الی ماشاء الله
    وحاشا صلوات الله علیه واله
    اینا بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه واله وصلم هم ان وصیت را قبول نمی کردند
    بازهم می امدند به طعنه زدن به پیامبر
    که نه ان زمان پیامبر سلامت عقلی نداشته نعوذبه الله
    که وصیت کرده همانطور که د ر رذیت الخمیس این کار را کردن
    این را این دونفر امده اند دلیل قرار داده اند
    بعضی ها دیگه هم که از اینها کپی کردند در جایی دیگر ذکر شده
    بعضی ها از اینها کپی برداری کردند
    چون در کتاب الوصیه تعلیقش شیخ علی سالم نوشته شده بود
    به همین اکتفا کنیم
    یک عده امده اند به اسم عالم شیعه
    میگن که بهتره به صورت درست تر این هست که کلا وصیت را رها کنه
    بهتر هست که پیامبر وصیت نکنه
    ارجهیت بر این هست که پیامبر وصیت نکنه
    صلی الله علیه واله
    چون همانهای که در رذیت الخمیس تهمت زدند
    بعد از فوت پیامبر هم شروع میکردند به ان وصیتی که مکتوب شده بود
    طعنه وارد کردن چه برسه
    به خوده پیامبر صلی الله علیه واله
    حالا پاسخ به این شبهه
    درس امروز خیلی درداور هست حقیقتا
    ولی چاره ای نیست که این مسائل را امام بیان کنند
    پاسخ ها را بهش بدهند
    تا ببینیم این مشکلات از کجا داره اب میخوره
    مخصوصا برای امروز
    امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند:
    واین کلام انها صحیح نیست
    زیرا این امر یعنی همون طعنه زدن به
    حضرت محمد صلی الله علیه واله وصلم
    که ذکر شد زمانی امکان اتفاق افتادن دارد
    که ان وصیت نوشته میشد
    وبه ان معترضین ابراز و اضحار میگشت


    توضیح


    یعنی زمانی که ان افرادی که در رذیت الخمیس اعتراض کرده بودند بعد از وفات پیامبر می امدند
    بر وصیتی که پیامبر مکتوب کرده بودند طعنه میزدند
    چه به خوده وصیت چه به
    رسول خدا صلی الله علیه واله
    که این وصیت وقتی نوشته شد این وصیت را میبردند اشکار میکردن
    برای این معترضین
    بله اون موقع امکان اینکه این اتفاق بیفته بود
    اما
    امام سلام الله علیه ادامه فرمودند:
    اما اگر ان وصیت برای علی علیه السلام نوشته میشد
    وافرادی از ان اصحابی که ان را پذیرفتند
    شاهد بر ان گرفته میشد
    بدون انکه ان وصیت به معترضین ابراز گردد
    هرگز طعنه ای به رسول الله صلی الله علیه واله وارد نمی شد
    خب خیل قشنگ هست جواب
    نکته ظریفش عزیزان متوجه شدن؟؟
    ببینید امام میفرمایند:
    اگر وصیت نوشته میشد برای علی علیه السلام
    ویک عده از اصحاب که طالب وصیت بودند
    خب در روایت ذکر شد دیگه
    دو دسته شدند
    یک عده گفتن بیارید برای پیامبر
    استخوان کتفی را که بنویسد ان کتابی را
    که بعد از ان هرگز گمراه نشوید
    یک عده هم اون حرف عمر را زدن
    دو دسته شدند
    الان هم میبینیم که فقط عمر و جماعتش نبودند که منکر وصیت پیامبر شدند
    در این امت از عمر و جماعتش زیاد است متاسفانه
    بعد امام سلام الله علیه دلایلی می اورند که این کلام صحیح نیست
    مثلا اینکه میتونستند پیامبر وصیت را به حضرت علی بکنند ویک عده از صحابه ای که دوست داشتند پیامبر وصیت بکنه با عمر همراه نشدند
    انها می امدند به عنوان شاهد وبعد هم اصلا اون وصیت را به معترضین مخالفین ابراز نمی کردند اشکار
    نمی کردن
    که دیگه با ز انها بخواهند طعنه و تهمت به رسول الله وارد بکنن
    واین در این حال درست هست
    وهدف محقق میشد
    که نوشتاری باشد وصیتی باشد که وصیت مکتوب
    برای این امت که تا روز قیامت گمراه نشود
    وحضرت علی علیه السلام بتونند این وصیت را برسانن به خلف این امت یعنی جایگزینان صالح این امت
    تا این امت تا روز قیامت از گمراهی در امان بماند
    بله
    نهایتا ما میتوانیم بگیم که پیامبر در همان پنچ شنبه وصیت را ننویسند
    جلوی همانها که اعتراض کردند بله این ارجهیت داره که جلوی انها ننویسند
    ولی نه اینکه کلا وصیت را ننویسند
    چون فقط انها امت پیامبر نبودند
    بلکه میلونها یا ملیاردها نفر دیگه امت پیامبر هستند
    طبیعتا اینها باید وصیتی در دسترسشان میبود
    همانجور که عمر وجماعتش عرضه شد این وصیت و انها نخواستند
    حالا تو این میلیون ملیارد امت مسلمانی که بوده
    فرض کنیم تو اینها هم تعداد بسیار زیادی بوده که میخواهند پشت کنند به وصیت
    ولیکن برای عده ای قلیل باید این وصیت نوشته میشد
    که توضیح دادیم
    که چه امت حق داره از این وصیت
    و
    چه خوده ال محمد علیهما سلام حق دارند از ان وصیت
    امام مثال جالبی زدند
    در مورده زمان به روزه اشاره کردند
    و مکان هم به نماز اشاره شد که فرمودند:
    با دوتا مثال این موضوع را روشن میکنند
    امام سلام الله علیه میفرماید و این مسئله
    امری بدیهی است کاملا واضح وروشن است
    پس ایا کسی که نمی تواند در روزی از روزهای ماه مبارک رمضان روزه بگیرد به صورت مطلق از گرفتن روزه ان روز اعراض میکند و روی گردان میشود؟
    یا در روزی دیگر که میتواند در ان روز
    روزه اش را بگیرد
    ان روزه را میگیرد
    وایا کسی که نمی تواند در مکانی به خاطر وجود نجاست در انجا
    نماز بخواند کلا ان نماز را ترک میکند
    یا در مکانی دیگر ان نماز را میخواند
    مثال واقعا خیلی جالب هست
    چه از لحاظ زمانی
    چه از لحاظ مکانی
    روزه و نماز که جزء فروع دین هست
    راه داره مثلا یکی یک روز مریض هست بر فرض
    از روزهای ماه رمضان این نمی تونه روزه بگیره
    در ان روز از لحاظ زمانیش مثلا
    از لحاظ زمانی در ان روز نمی تونه روزه بگیره چون مریض هست
    خب
    ایا این چون اون روز مریض بود دیگه کلا روزه
    نمی گیره؟
    نه باید یک روزی که میتونه اون روزه را بگیره
    زمانی که امکان روزه گرفتن برایش هست باید روزه ان روز را بگیره
    اینجور نیست که اگر ان روز نتونه روزه بگیره دیگه کلا روزه گرفتن ازش برداشته بشه
    حالا یک مثال مکانی در ان نقطه و جایگاه
    کسی نمیتونه در یک مکانی که نجس هست
    نماز بخونه
    خب
    ایا این کلا دیگه نماز نخونه
    نه این میتونه بره یک جایی که پاک هست نماز بخونه
    پس اینجوری نیست که اگر یک زمانی نشه یک واجب الهی را انجام داد
    مثلا روزه که بیان کردیم از لحاظ زمانی
    همچنین از لحاظ مکانی که نماز را مثال زدیم
    پس در هر دو حالت چه زمانی چه مکانی اگر مشکلی باشد ان تکلیف را به صورت مطلق از ان مکلف
    بر نمی داره
    بلکه تکلیف برش باقی است
    امام علیه السلام ادامه میفرماید
    وکتاب یا نوشتار رسول الله در زمان احتزار یعنی همان وصیت امری عظیم
    بلکه عظیم تر از روزه و نمازی است که خدا
    بر رسول الله صلی الله علیه واجب گردانده است
    به خاطر سخن خداوند در ایه وصیت
    برشما واجب شده
    به ویژه که دوبار در یک ایه واجب شده نوشتن وصیت بر پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وصلم
    یکی کتب علیکم
    ویکی حق علی المتقین
    واجب شده
    پس طبیعتا باید این وصیت نوشته میشد


    حالا موضوع این جلسه شروع میشود عزیزان دقت کنید


    امام احمدالحسن سلام الله علیه میفرمایند:
    ومصیبت این است که بعضی از انها یعنی همان مدعیان علم ادعا میکنند که انها انچه را که در ان وصیت به ظن انها اصلا نوشته نشده است را میدانند
    ظن چندتا معنی داره
    ظن یعنی با توجه به ادعای انها
    ولی خوده ظم به معنی گمان داشتن
    یا به معنی اعتقاد وباور معنی میده
    یعنی در مجموع با توجه به ادعای انها اعتقاد انها
    عقیده انها پس یکبار دیگه ان شاء الله ذکر بکنیم
    امام علیه السلام میفرمایند:
    ومصیبت این است که بعضی از انها یعنی همان مدعیان علم ادعا میکنند که انها انچه را که در ان وصیت به ظن انها اصلا نوشته نشده است را میدانند


    سبحان الله


    بله خیلی جالب هست
    از کجا میدانند؟ اینکه از کجا میدانند خیلی مهم است؟
    که پیغمبر چی میخواسته وصیت بکنه
    میگن معلوم هست دیگه
    پیامبر به چی میخواسته وصیت بکنه
    شما از کجا خبر دارید و اگاه شدید به چی میخواسته وصیت بکنه


    امام احمدالحسن علیه السلام ادامه فرمود:
    واینکه ان وصیت
    یعنی انها چی میگن
    اینکه ان وصیت فقط و فقط تاکیدی بر بیعت غدیر و حدیث مجمل ثقلین است
    یعنی میگن پیغمبر دوباره میخواست بگه علی وصی من است
    تاکیدی بر بیعت غدیر
    یا حدیث مجمل ثقلین دوباره پیامبر بیاد تکرار بکنه
    حالا مجمل یعنی یک چیزی که واضح نیست یعنی یک چیزی که کاملا واضح نیست
    یعنی واضح نیست مجمل هست
    یک چیزی که صریح نیست مجمل است چرا مجمل هست؟
    برای اینکه اهله بیت معلوم نیست کی هستند؟
    طبیعتا اهله بیت که پیامبر فرمود
    خلفای الهی و اهل بیت علیهما سلام ایشان هستند
    پیامبر فرمودند:
    من دو چیز برای شما میگذارم تا زمانی که به این دو تمسک کنید هرگز تا قیامت گمراه نمی شوید
    قران و اوصیاء من
    خب همین اوصیاء من اهله بیت من
    خب اینها کی هستن؟
    چون مشخص نشده که اهل بیت کیا هستند
    در حدیث ثقلین فقط پیامبر فرمود
    اهل بیتی
    فرمود اهل بیت من
    دیگه نام نبرد که این اهل بیت چه کسانی هستند
    خب حالا اکثریت مردم میان ادعا میکنن متاسفانه
    میان این ادعا میکنن چه از عالم چه از غیر عالم
    که اره
    معلوم بوده که پیامبر میخواسته چی وصیت بکنه
    برای اینکه میخواهند وصیت نکردن پیامبر را توجیح کنند این را میگن
    بیشتر هم به خاطر نپذیرفتن وصیت هست به قول امام که جلسه قبل کامل توضیح دادیم
    بر اینکه این روایت تنها روایت وارد شده بر وصیت پیامبر صلی الله علیه واله وصلم هست
    در شب وفاتشان یعنی ان کتاب یا نوشتار حفاظت کننده از گمراهی تا روز قیامت اون بر وقف میلشان نیست
    اون را خوششان نمی اید
    به قولی چون درش مهدیین علیهما سلام ذکر شده اند
    یا امام احمدالحسن علیه السلام درش ذکر شده
    خب برای اینکه بخواهند این وصیت را رد بکنند
    باید بگن اصلا پیامبر وصیت نکرده چون وصیت دیگری نداریم
    یعنی دو حالت داره دیگه
    اگر بخواهند این وصیت را قبول نکنند
    طبیعتا یا باید یک وصیتی را به جاش ارائه بدهند
    که امت تا روز قیامت باهش گمراه نشه
    همین الان بریم اون وصیت را ببینیم در این زمان باید به کی رجوع کنیم
    اگر تو این زمان کسی امد مدعی شد از کجا بفهمیم راست میگه
    صاحب امر در این زمان اهله بیت در این زمان چه جوری تشخیص بدهیم
    که چه شخصی هست که چه کسی هست
    به اون نیاز داریم
    و یک همچین چیزی وجود نداره
    پس یا باید یک وصیتی بیاره
    به قولی به جای ان یک وصیت جایگزینی بیاره
    که الان بتونیم ازش استفاده بکنیم
    یا اگر نتونه بیاره مجبور هست بگه پیامبر وصیت نکرده
    یعنی پیامبر وصیت نکرده برای همین وصیتش به دست عمر نرسید
    چون غیر ممکن هست که پیامبر وصیت بکنه و وصیتش به دست عمر نرسه
    به الاخره میرسه
    ال محمد میدانند چکار کنند که این وصیت به امت برسه
    همانجور که در زمان امام علی ان رابه دست مردم رساندند
    به هر حال در هر زمان میبینیم این وصیت در دسترس مردم بوده
    همانجور که تا قبل از امدن امام احمدالحسن در دسترس مردم بود
    الان هم هست
    و همانجور که در زمان امام علی علیه السلام
    خلافت را برای امام حسن و امام حسین مشخص کرد
    همانجور در زمان امام سجاد امام باقر امد مقداریش را روشن کرد
    وهمانجور هم امام صادق علیه السلام در زمان خودش مابقی وصیت را تا به امروز را روشن کرد
    برای ما اشکار کردوبه دست ما رسیده
    پس اگر کسی بیاد بگه این وصیت نیست باید یا وصیتی بده برای این زمان که ما را حفاظت بکنه از گمراهی همانطور که پیامبر فرمود
    امت من را تا روز قیامت هرگز ابدا با این وصیت گمراه نمی شوند
    از انجا که این تنها وصیت وارده هست
    کسی که بخواهد این وصیت را رد بکند
    تنها راهش این هست که بگه پیامبر وصیت نکرد
    خب حالا بخواد بگه پیامبر وصیت نکرد باید یک سری توجیهاتی بیاره برای خودش
    حالا به ظن خودشان دلایل بیاره
    ولی وقتی که ما انها را میبریم زیر ذره بین
    میبینیم برای خودش داره توجیح میکنه
    واسه همین میگن پیامبر میخواست غدیر بیان کنه و حدیث ثقلین دوباره تکرار کنه
    برای همین ننوشت بهترم شد که ننوشت
    جلسه قبل گفتیم که
    به اعتقاد اینها ارجهیت بر این بود که اصلا ننویسه
    یا مثل الان که میگن معلومه که پیامبر چی میخواسته بنویسه
    ننوشتم که ننوشت
    اینی که میگن میدونیم پیامبر چی میخواسته وصیت کنه برا این هست که بگن واضح هست که پیامبر چی میخواسته وصیت بکنه
    به ظن و گمان انها برای همین پیامبر وصیت نکرده
    اشکالی هم نداره که وصیت نکنه
    با توجه به تمامی توضیحاتی که
    امام احمدالحسن علیه السلام تا این زمان داده اند
    برای اینکه باید وصیت بشه باز خوده این شبهه را با خوده شبهه جواب میدهند
    انها میگن که چون ما میدانیم وصیت چی هست و
    سوال مطرح میشه که از کجا میدانستن این محتوای وصیت چیه؟
    این خودش سوالی هست که هرگز توان پاسخش ندارند و نخواهند داشت
    چون ادعایشان کذب و دروغ هست
    اولا از کجا میدانید؟
    از کجا میدانید که وصیت چیه؟
    این واقعا ادعای بزرگی هست واقعا از کجا میدانید که پیامبر میخواست چی وصیت بکنه
    فقط میخواست بگه غدیر یا علی
    فقط میخواست بگه ثقلین
    از کجا میدانید
    اینکه نیاز به دلیل داره
    اینکه ما میدانیم خالی که نشد؟
    این حدث گمان و ظن که نشد
    ظن وگمان هرگز انسان را به حق نمی رسانه
    اتفاقا متاسفانه اکثریت هم به ظن گمان اکتفا میکنند
    کلام خداوند هست در قران کریم
    خب امام علیه السلام ادامه میفرمایند
    وبرای همین پس رسول الله صلی الله علیه واله
    به ظن انها هرگز بعد از حادثه رذیه الخمیس
    احتمام به نوشتن ان وصیت نفرمود
    حتی برای مساکینی که ان را می پذیرفتند
    مننده عمار ابوذر و مقداد و سلمان
    برای همی نمیگن پیامبر بعد از اینکه انجا شلوغ بازی شد دیگه احتمام نورزید برای وصیت
    حتی برای ان بندگان خدا که میپذیرفتند وصیت را
    واقعا ظلم میشه در حق اینها که میپذیرفتند
    علاوه بر اینکه بر محمد ال محمد عطا بشه
    برای انها هم ننوشت
    امام ادامه میفرمایند:
    وحتی ان وصیت را برای علی علیه السلام نیز ننوشت
    یعنی انها میگن
    حرفشان معنی اش میشه این
    یعنی پیامبر احتمام نورزید که وصیت را بنویسد
    چه برای مساکینی که در ان زمان بودند
    مثله عمار ابوذر مقداد وغیرهم
    حتی ان وصیت را برای علی علیه السلام نیز ننوشت
    تا اینکه به کسانی که بعد از او هستند
    برسد
    برسه به بقیه مردم به ایندگان تا بلکه تمام نسلهای اینده هلاک نگردد
    وگمراه نشوند
    واین امت از گمراهی حفاظت شوند
    خب پیامبر انها نخواستن
    واقعا مصیبت هست
    واقعا ذکر مصیبت هست که داریم بیان میکنیم
    امام میفرمایند این مصیبت هست
    که بعضی ها میگن ما میدانستیم پیغمبر چی میخواسته وصیت کنه
    جز تاکیدی بر بیعت غدیر و حدیث مجمل ثقلین نبود
    وبرای همین پیامبر به نوشتن ان احتمام نورزید
    حتی برای افرادی مثله سلمان ابوذر مقداد امثالهم
    وحتی این وصیت را بنویسد که این وصیت برسد به دست نسلهای اینده
    تا این امت حفاظت بشود از گمراهی
    امت که فقط محدود نشده به کسانی که در زمان پیامبر بوده اند
    امت تا همین لحظه تا روز قیامت امت ا ست
    یعمی چه کسانی که بعد از پیامبر امده اند
    تا به این زمان
    وچه کسانی که بعد از این زمان خواهند امد
    در اینده خواهند ام د
    یعنی حتی این وصیت را ننوشته برای حضرت علی
    که این وصیتی که قراره روشن بکنه
    این وصیت قرار هست که ثقلین را مشخص کنه که کیا هستند
    قراره اوصیاء را تا روز قیامت مشخص بکنه
    میخواد حدیث ثقلین را از مجمل بودن در بیاره
    مشخص کنهمیخواد اشخاص اولیاء را مشخص بکنه که کیا هستند
    و این وصیت برسه به نسلهای اینده
    که نسلهای اینده هم خدای نکرده هلاک نشن گمراه نشن
    ونمی دانم که از کجا میدانند که ان وصیت فقط و فقط تکرار یا تاکید بر اتفاق غدیر
    یا اتفاقات دیگر
    یا سخنان قبی حضرت محمد صلی الله علیه واله
    ماننده حدیث مجمل ثقلین است
    با وجود اینکه ایشان صلی الله علیه واله
    پیامبر و رسول از جانب خداوند است
    ونزول وحی بر ایشان استمرار دارد
    ورسالت ایشان برای هدایت مردم تا اخرین لحظه حیاطش استمرار و ادامه دارد
    خب این الان یک پاسخ خیلی مهم هست
    از جانب امام احمدالحسن صلوات الله علیه
    حقیقتا این جواب خیلی قشنگ هست
    بابا ایشان پیغمبر خداست فرستاده الهی است رسول خداست
    تازه همه اینها به جا خود
    ایشان خاتم انبیاء است
    خب این یعنی اخرین پیامبری هست که از جانب خدا فرستاده شده
    حالا غیر از این هست که به پیامبر تا اخرین لحظه وحی میشه؟
    ایا این ایه
    تا یک زمانی هست بعد دیگه منسوخ میشه
    یعنی پیامبر تا یک جایی جزء وحی حرف نمی زنه با مردم
    مثلا از یک مدت دیگه خدا وحی نمی کنه به پیامبر
    نه تا اخرین لحظه خداوند به پیامبر وحی میکند
    همانطور که به تمام فرستادگان الهی تا اخرین لحظه حیات شان بهشان وحی شد
    موسی در ایام اخر حیاتش امد به بنی اسرائیل گفت
    عیسی از سائیر و محمد از فاران می اید
    در تسنیه باب 33


    وعیسی علیه السلام کجا گفت که احمد می اید
    یوحنا 14 یا 15
    میگه تا الان این را به شما نگفتم چون خودم بینتان بودم حالا دیگه باید ب رم
    یا باب 16
    میگه دارم به سوی فرستنده خود بر میگردم
    اخرش داره میگه احمد میاد صلوات الله علیه واله
    چه جوری میشه بعد
    رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه واله
    بگیم یکجا قطع میشه وحی به پیامبر دیگه وحی به پیامبر نازل نمی شه
    ورسالتش تا اخرین لحظه حیاتش ا دامه نداره؟
    دیگه رسالتی ن داره پیامبر
    سبحان الله اگر بخوایم این حرفها را بزنیم
    این حرفها مساوی است با قول عمر
    این یعنی عمر راست گفت که پیامبر حرف چی میخوای بزنی
    تمام شده دیگه
    چی میخوای بگی؟
    نعوذبه الله هرچی بود گفتی رسالتت تموم شده بیشتر از این نعوذبهالله شما چیزی نگو
    این واقعا این حرفها یعنی تایید حرف عمر
    ولو اینکه افراد فکر کنند خیلی ضد عمر هستند
    لعن بکنن و فلان بکنن




    ولاحول ولا قوه الا به الله


    امام احمدالحسن علیه السلام ادامه فرمود:


    پس ایا خداوند به انها خبر داده است
    که خدا چیز جدیدی یا توضیحات تفاصیر بیشتری به یکی از ثقلین اختصاص دارد
    یعنی اوصیاء بعد از ایشان
    و اسماء وصفات بعضی از انها
    که عدم گمراهی این امت را تا روز قیامت ضمانت میکند
    ایا خداوند به محمد
    مثلا از یک روز از یک ماه قبل از زمان احتراز مرگ ایشان وحی نمی کند
    با اینکه این امر موافق حکمت است
    توضیح کوتاه




    امام علیه السلام میفرمایند:
    ایا خداوند به انها گفته که
    مثلا خداوند از یک ماه دو ماه قبل از اینکه پیامبر بخواد از دنیا بره
    دیگه هیچ چیز جدیدی وحی نمی کنه به پیامبر
    مخصوصا در مورده اوصیاء پیامبر
    یعنی یکی از این ثقلین
    که خدا بیاد بعضی از اسماء وصفات ایشان را یعنی اون اوصیاء را
    بیاد برای پیامبر خدا صلی الله علیه واله وصلم بازگو کنه
    که این قراره
    این اوصیاء تا روز قیامت مردم را از گمراهی حفاظت کنند
    ایا خدا به اینها گفته کسایی که ادعا میکنند چیز جدیدی به پیامبر نازل نمی شه
    وصیت فقط تکرار غدیر هست
    چون هم علی وصی من است
    در غدیر
    و
    چه حدیث ثقلین
    هر جفتش را پیامبر در غدیر بیان کرده بودند
    غدیر هم میشه حدودا دوماه قبل از رحلت پیامبر
    مثلا ایا خدا به اینها خبر داده که دیگه چیز جدیدی به پیامبر وحی اضافه نمی کنه
    دیگه وحی نمی کنه به پیامبر
    تا توضیح جدید و بیشتری که اختصاص به یکی از ان ثقلین داره یکی از ان دوثقل داره
    به پیامبر دیگه وحی نمی کنه
    مخصوصا اینکه قرار هست انها تا روز قیامت امت را از گمراهی حفاظت بکنند هدایت بکنند
    خدا به اینها خبر داده
    که چیز جدیدی بر پیامبر نازل نمی شود
    که ما با همون چیزهای که پیامبر در غدیر گفته دیگه ما به همون مقدار کافی هست
    حسبنا غدیر خم میبینیم دیگه
    حسبنا حدیث ثقلین مجمل
    یا حسبنا کتاب الله دومی
    یا حسبنا حدیث جابر که بعضی ها امروز میان ادعا میکنن و امثالهم
    امام احمدالحسن علیه السلام میفرمایند:
    اگر خداوند به این مدعیان چیزی وحی نکرده است
    پس چرا و چگونه عزم خود را بر این عزم کرده اند که این وصیت تاکید انچه که از قبل بوده است میباشد
    وبرای همین بعد از رزیت الخمیس
    ترک نوشتن ان بهتر است البته با توجه به ظن انها
    در همون بحثی که در جلسه قبل شروع کردیم
    که گفتن بهتره پیامبر بعد رزیت الخمیس وصیت نکنه
    ارجهیت با ترک وصیت است
    یک دلیل به خاطر عمر و جماعتش بودند که وصیت قبول نمی کردند
    ویک دلیل دیگه اش هم که امروز بحث کردیم
    اینکه ما میدانیم تو وصیت چی هست
    نیاز نیست پیامبر وصیت بکنه
    پس این دوتا توجیح که برای اینکه بگن وصیت را پیامبر ترک میکرد بهتر بود
    پیامبر وصیت نکرد چون وصیت نکردنش بهتر از وصیت کردنش بود
    به این دو توجیح
    یک
    اینکه انهای که در رزیت الخمیس وصیت قبول نکردند بعدش هم قبول نمی کردند
    دو
    اصلا ما میدانستیم چی میخواسته وصیت بکنه
    پس وصیت هم نمی کرد نمی کرد


    جواب هر دو را امام احمدالحسن علیه السلام
    به روشنی بیان فرمودند
    که اولا عمر و جماعتش قبول نکردند
    چه ریطی به ان افرادی که ان زمان بودند و وصیت را قبول داشتند داشت
    وکسانی که در نسل های بعد از پیامبر بودند در اینده تا همین زمان وتا روز قیامت
    به الاخره در هر زمان افرادی وجود دارند
    که راه سلمان ابوذر را بخواهند پیش بگیرند
    وطالب وصیت باشند
    پس معنی نداره که اصلا وصیت نوشته نشه
    که نهایتا وصیت نوشته بشه حالا انهای که توهین کردند به پیامبر دست انها ندهند که دوباره جسارت کنند به پیامبر
    چو نانها دیگه کاملا پرده حیاء را بریده بودند
    خجالت نمی کشیدند
    حداقل تو ان زمان به انهای که نمی خواستند نشان ندن
    خب این یک مطلب


    مطلب دوم ما میدانستیم که چیه؟
    خب از کجا میدانید چیه؟
    مگر چیز جدیدی
    اولا از کجا میدانید چیه؟
    اینکه میدونیم چیه!اینکه اصلا نشد
    میدونیم که باز قراره علی را وکیل بکنه وحدیث ثقلین را دوباره بیاد بگه
    حدیث ثقلین را بنویسید
    با وجود اینکه این مطلب را هجده هزار نفر بودند در غدیر
    ذکر میشه در احادیث
    همه امدند دور پیامبر جمع شدند
    همه شان با علی بیعت کردند
    همه انهای که انجا هستند
    با علی علیه السلام بیعت هم کرده اند
    حدیث ثقلین هم شنیده اند شاید بعضی از انهای که انجا هستند
    نوشته اند این حدیث ثقلین را در ان حج الودا




    در نتیجه
    اصلا معنی نداره که ا گر قرار بود دوبار پیامبر بیاد همون ها را بیان کنه و جمع کنه
    در ثانی
    حدیث ثقلین مجمل هست
    باید این مشخص بشه که این حجج الهی کی هستند معرفی بشه نام وصفت شان
    ثانیا
    شما از کجا خبر دارید چی میخواد وصیت بکنه؟


    چهارما


    اینکه مگر قراره چیز جدیدی به پیامبر نازل نشه
    یا توضیح بیشتر از حدیث ثقلین
    یعنی همون اهله بیت مثلا اسامی انها صفات انها
    یا برخی از مسائل مربوط به انها
    که پیامبر بیاد ان را بهش وصیت بکنه
    این را از کجا میدانند


    جوابش هم برای عزیزان از
    کلام امام احمدالحسن علیه السلام بازگو شد






    والحمدالله وحده وحده وحده
    وصلی الله علی محمد وال محمد
    الائمه والمهدین وسلم تسلیما کثیرا




    وسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

    موضوعات مشابه:
    ویرایش توسط mohsen331 : یک هفته پیش در ساعت 03:46 AM

  2. # ADS
    گردش (جریان) تبلیغات
    تاریخ عضویت
    همیشه
    محل سکونت
    تبلیغات کلی
    نوشته ها
    زیاد
    http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir
     

Open مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

به اقتضای رشد چشمگیر مؤمنان و گسترش فعالیتهای علمی و فرهنگی و تبلیغی دعوت در سطح کشور عزیزمان ایران، مکتب شریف نجف برای اداره و اشراف بر امور فرهنگی و علمی فضای مجازی، مؤسسه وارثین ملکوت را افتتاح و به‌صورت رسمی معرفی کرد. این مؤسسه به شکل کلی عهده‌دار نظارت و تنظیم امور فرهنگی و رسانه‌ای و علمی و تبلیغی فضای مجازی در ایران است و دارای بخش‌های متنوعی از جمله هفته‌نامه زمان ظهور، رادیو زمان ظهور، کانال‌ها و گروه‌های تبلیغی تلگرام، شبکه‌های اجتماعی، طراحان، وب‌سایت‌های رسمی، دوره آموزشی، ترجمه و … می‌باشد. © کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر برای انصار امام مهدی علیه السلام محفوظ است.