وارد نشده اید
یمانی موعود ، وصی و فرستاده امام مهدی ع ، سید احمد الحسن ع ظهور کرد...
  • کاربر برتر
  • مدیر برتر
  • کاربر قدیمی
بخش مورد نظر خود را انتخاب کنید
  • علوم قائم آل محمد (ع)
  • انصار امام مهدی (ع)
  • تاپیکهای مفید دیگر
Banner Banner
موقعیت شما :
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: جلسه هیجدهم کتاب وصیت مقدس کلام امام احمدالحسن علیه السلام

  1. #1
    سید و مولایم امام احمد الحسن عسید و مولایم امام احمد الحسن ع
     http://almahdyoon.co/ir/images/stars/one.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/one.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gif
    سید و مولایم امام احمد الحسن ع mohsen331 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    30-10-16
    شماره عضويت
    8227
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    محل سکونت
    زیر سایه محمد ال محمد صلی الله علیه واله
    نوشته ها
    261
    تشکر
    0
    تشکر شده 13 بار در 12 ارسال
    Rep Power
    3
    Rep Power
    3

    اللهم عجل لولیک الفرج جلسه هیجدهم کتاب وصیت مقدس کلام امام احمدالحسن علیه السلام

    Share

    اعوذ به الله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم


    والحمدالله وحده وحده وحده
    وصلی الله علی محمد وال محمد
    الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا


    اسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
    جلسه هجدهم از کتاب بسیار بسیار گرانبهاء
    کتاب وصیت مقدس
    کتاب یا نوشتار محافظت کننده از گمراهی
    از امام احمدالحسن علیه السلام
    یمانی و قائم ال محمد علیه السلام


    همانجور که عزیزان میدانند این کتاب مشتمل بر دو سوال است که سوال اول را کامل کردیم


    در جلسه قبل سوال دوم را اغازکردیم


    ایه مواریث ایه ارث همون ایه11و12 سوره نساء هست
    که ایه 180 سوره بقره
    ایه وصیت را منسوخ کرده
    که بحث کردیم در مورده خیر اشاره شده در این ایه
    که خداوند میفرماید اگر خیری به جا بگذارد بهتر است که وصیت بکنه
    در اموال و دارایی منحصر نشده
    مثلال مثال زدیم اینکه حکمت خیر هست از سوره بقره ایه269
    خدا به هر کس که بخواهد حکمت عطا میکند
    وکسی که به او حکمت عطا شود به درستی که خیر کثیر و فراوانی به او عطا شده است
    همچنین اشاره شد به روایتی از امام باقر علیه السلام که حکم جواز وصیت را دادند به استناد به همین ایه
    وبلکه احادیثی بیان کردیم
    که در مجموع برای ما روشن شد که نسخ شدن این ایه نهایتا در مورده اموال و املاک وبلکه ان دو سومی که در ایه مواریث ذکر میشه چه جوری تقسیم بشه منسوخ شده با ایه مواریث
    نه کلش حتی در اموال ما چندین حدیث ذکر کردیک که اتفاقا هرکسی در یک سوم اموالش حق وصیت دارد و بلکه باید در ان وصیت کند
    در همون ایات مواریث در همون دو ایه چهار بار ذکر میشه
    بعد از وصیتی که به ان وصیت میشود
    یعنی خوده ایه هم نشان میده که حکم نسخ حکم کلی نیست
    برترین خیر خلافت الهی است که
    رسول الله صلی الله علیه واله به جا میگذارد
    پس باید از جانب ایشان وصیت شود تا برای ما مشخص شود چه کسانی وارث این خلافت هستند
    که اشخاص خلافت الهی برای ما مشخص شود که بحث کاملی را داشتیم در جلسات قبل
    و اهل بیت علیهما سلام فرمودند
    اگر کسی مالی ندارد به تقوای الهی وصیت کند
    امام علیه السلام میفرمایند
    انچه که برای کسانی که بعد از مرگ ان میت با خواندن ان وصیت انچه که تاثیری میگذارد در شناخت حق و تبعیت حق ویاری و نصرت خلیفه خدا اینها به این مسائل وصیت کنند
    همچنین
    هم چنین این ایه برای مومن چگونگی وضعیت ان یک سوم را روشن میکند که میتواند در ان وصیت بکند
    واینکه بر او واجب است که تمام یا مقداری از ان یک سوم را به خلیفه الله در زمانش وصیت کند
    همانطور که از اهل بیت علیه السلام وصیت شده است
    یک توضیح مختصر اینجا ذکر بکنیم
    امام میفرمایند این ایه دوتا وجوب ذکر شده
    یکی بر شما مقرر شده
    و یکی اینکه حقی واجب بر متقیان است
    یعنی دوبار وجب داره ایه
    ان دو سومش طبق ایه مواریث تقسیم میشه ولی وجوب وصیت در ان یک سوم
    کما کان پا برجا است بلکه واجب است
    بر هر شخصی که وصیت بکند از ان یک سومی که حق تصرف از اموالش را دارد به خلیفه خدا در زمانش وصیت کند واجب است
    این ایه یک سوم میشه وصیت کرد از اموال این یک طرف قضیه هست
    همچنین اون یک سومی که در خوده ایات مواریث اشاره میشه
    که بعد از انکه از ان یک سوم مالت وصیت کردی
    همچنین وجوب این ایه برای
    پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وصلم
    را برسی کردیم
    ایه 18 سوره بقره
    که خداوند متعال فرمود:
    که این ایه داره میگه وصیت بکنه خیری به جا بگذاره
    برای والدین واقربین
    الامام الوالده شفیق
    امام والده شفیق هست و همچنین اقربین
    که برای ما مشخص شد که اقربین یا اون خویشاوندان پیغمبر یا ال پیامبر صلوات الله علیه اجمعین اینها حقی دارند که باید بهشان داد
    وان حق همون خلافت الهی انها وبلکه
    طبق حدیثی از امام سجاد علیه السلام
    ان حق همان وصیت است که حق انها است
    در سوره اسراءایه28
    خداوند متعال میفرماید:
    حق ذالقربی یا خویشاوندانت را بده
    در سوره روم ایه 38
    که در کتاب کافی ج1ص294
    برای ما از امام صادق علیه السلام وارد شده که ان وصیت است
    ان حق وصیتی است که برای انها قرار داده شده


    با توجه به شبهه ای دیگر از جانب کسانی که ادعای علم و تفهم میکنند از شیعیان
    درس امروز ان شاء الله اغاز میکنیم


    بسم الله الرحمن الرحیم
    امام احمدالحسن علیه السلام میفرمایند
    وسخن برخی از شیعیانی که ادعای علم میکنند
    صحیح نیست که گفتن به درستی که ترک و رها کردن نوشتن ان وصیت به صورت مطلق
    ارجهیت دارد وبهتر است
    یعنی در کتاب المراجعات از سید شرف الدین
    و همچنین مکاتب الرسول میانجی
    این مطلب وارد میشه
    اینها میگن که پیامبر اون وصیت شب وفاتش را کلا ترک کنه
    وصیت نکنه این ارجه هست
    ارجهیت داره
    بهتره برتره
    چرا؟
    امام سخن انها را ادامه میدهند
    که انها میگن
    زیرا کسانی که در رزیت الخمیس
    یعنی همون حادثه روز پنچ شنبه
    بر نوشتن ان اعتراف کردند وگفتند که ایشان هزیان میگوید وحاشا
    ویا درد بر این ایشان غلبه کرده است
    یعنی عمر و جماعتش هرگز بعد از وفات رسول الله از طعنه زدن به سلامتی قوه عقلی او در زمان نوشتن ان وصیت اجتناب نمی کردند
    همانطور که در رذیت الخمیس این کار را کردند
    توضیح کوتاه
    اینها این را میگن که کار درستر این بوده
    که پیامبر صلی الله علیه واله وصلم کلا وبه صورت مطلق نوشتن ان وصیت را ترک بکند
    رها بکنه نوشتن ان وصیت
    چون انهایی که در رذیت الخمیس تهمت زدند به پیامبر تهمت هزیان و درد برش غلبه کرده
    متوجه نیست چی میگه الی ماشاء الله
    وحاشا صلوات الله علیه واله
    اینا بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه واله وصلم هم ان وصیت را قبول نمی کردند
    بازهم می امدند به طعنه زدن به پیامبر
    که نه ان زمان پیامبر سلامت عقلی نداشته نعوذبه الله
    که وصیت کرده همانطور که د ر رذیت الخمیس این کار را کردن
    این را این دونفر امده اند دلیل قرار داده اند
    بعضی ها دیگه هم که از اینها کپی کردند در جایی دیگر ذکر شده
    بعضی ها از اینها کپی برداری کردند
    چون در کتاب الوصیه تعلیقش شیخ علی سالم نوشته شده بود
    به همین اکتفا کنیم
    یک عده امده اند به اسم عالم شیعه
    میگن که بهتره به صورت درست تر این هست که کلا وصیت را رها کنه
    بهتر هست که پیامبر وصیت نکنه
    ارجهیت بر این هست که پیامبر وصیت نکنه
    صلی الله علیه واله
    چون همانهای که در رذیت الخمیس تهمت زدند
    بعد از فوت پیامبر هم شروع میکردند به ان وصیتی که مکتوب شده بود
    طعنه وارد کردن چه برسه
    به خوده پیامبر صلی الله علیه واله
    حالا پاسخ به این شبهه
    درس امروز خیلی درداور هست حقیقتا
    ولی چاره ای نیست که این مسائل را امام بیان کنند
    پاسخ ها را بهش بدهند
    تا ببینیم این مشکلات از کجا داره اب میخوره
    مخصوصا برای امروز
    امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند:
    واین کلام انها صحیح نیست
    زیرا این امر یعنی همون طعنه زدن به
    حضرت محمد صلی الله علیه واله وصلم
    که ذکر شد زمانی امکان اتفاق افتادن دارد
    که ان وصیت نوشته میشد
    وبه ان معترضین ابراز و اضحار میگشت


    توضیح


    یعنی زمانی که ان افرادی که در رذیت الخمیس اعتراض کرده بودند بعد از وفات پیامبر می امدند
    بر وصیتی که پیامبر مکتوب کرده بودند طعنه میزدند
    چه به خوده وصیت چه به
    رسول خدا صلی الله علیه واله
    که این وصیت وقتی نوشته شد این وصیت را میبردند اشکار میکردن
    برای این معترضین
    بله اون موقع امکان اینکه این اتفاق بیفته بود
    اما
    امام سلام الله علیه ادامه فرمودند:
    اما اگر ان وصیت برای علی علیه السلام نوشته میشد
    وافرادی از ان اصحابی که ان را پذیرفتند
    شاهد بر ان گرفته میشد
    بدون انکه ان وصیت به معترضین ابراز گردد
    هرگز طعنه ای به رسول الله صلی الله علیه واله وارد نمی شد
    خب خیل قشنگ هست جواب
    نکته ظریفش عزیزان متوجه شدن؟؟
    ببینید امام میفرمایند:
    اگر وصیت نوشته میشد برای علی علیه السلام
    ویک عده از اصحاب که طالب وصیت بودند
    خب در روایت ذکر شد دیگه
    دو دسته شدند
    یک عده گفتن بیارید برای پیامبر
    استخوان کتفی را که بنویسد ان کتابی را
    که بعد از ان هرگز گمراه نشوید
    یک عده هم اون حرف عمر را زدن
    دو دسته شدند
    طبیعتا افرادی بودند که طالب وصیت بودند
    خواهان وصیت بودند
    که بعضی از انها را امام نام بردند دیگه
    مثله حضرت علی که جای خود دارند
    وسلمان ابوذر مقداد عمار
    امثالهم


    خب پس اگر پیامبر وصیت را برای حضرت علی مینوشتند
    ویک گروهی از ان افادی که پذیرا این وصیت بودن
    حرف پیامبر قبول کردند که این کتاب باید نوشته شود
    این نوشتار باید باشد این وصیت باید مکتوب بشه
    تا این امت گمراه نشود
    یک عده از انها بیان در زمان نوشتن وصیت شاهد باشن
    ولیکن این وصیت به عمر و جماعتش که طعنه وارد کردن به رذیت الخمیس
    اصلا اشکار نشه برای انها ذکر نشود
    این جوری دیگه طعنه ای هم به پیامبر وارد نمی شد
    اینکه اینها بخوان دوباره بیان یک موضوعی را دست بگیرند و دوباره به
    پیامبر صلی الله علیه واله وصلم دوباره توهین کنن
    تهمت بزنند
    شروع کنن دوباره طعنه زدن به پیامبر
    دیگه این مسئله جلوش گرفته میشد
    این خیلی راحت بود که جلوی این کار گرفته بشه
    چه جوری میگن نباید وصیت میکرد
    که طعنه زده نشود
    نه میشد وصیت شود ولیکن طعنه هم زده نشود
    چه جو ری؟
    زمانی که این وصیت به ان معترضین اشکار نشه
    اظهار نشه
    دیگه وقتی انها نمی دانند که پیامبر وصیت کرده دیگه انها چی را بهش طعنه بزنند
    به چی طعنه بزنند
    وقتی از این وصیت خبر نداشته باشند
    برایشان اشکار نشه ابراز نشه
    اظهار نشه
    دیگه به چی میخواهند طعنه بزنند
    پس این راه حل داره
    انهم اینکه وصیت نوشته بشه
    برای کسانی که طالب وصیت بودند
    از اصحاب پیامبر بودند
    یک عده از انها هم بیان شاهد باشند بر نوشته شدن وصیت
    امام احمدالحسن علیه السلام ادامه میفرمایند:
    که در عین حال
    در این صورت هدف از نوشتن ان وصیت محقق میگشت و ان هدف رسیدن ان وصیت به خلف این امت میباشد
    تا گمراهی از این امت تا روز قیامت منتفی و دور شود
    توضیح کوتاه
    پس اگر اینجوری پیامبر وصیت را مینوشتند
    به انها ابراز نمی شد ولی وصیت نوشته میشد
    تا برسه به خلف این امت
    خلف دو معنی داره
    خلف به معنی افرادی که میان جایگزین میشوند
    هم
    به معنی که کسی که صالح هست
    افراد درستکار نیکو
    میگن فلانی فرزنده خلف هست
    رسیدن ان وصیت به جایگزینانه صالح این امت
    میشه خلف این امت
    به الاخره همه که تو این امت ماننده عمر وابوبکر که نیستند که وصیت را نخواهند
    به الاخره در این امت هم افراده صالحی هستند که خواهان وصیت هستند
    اولا اینجوری هدف از نوشتن اون وصیت محقق میشد
    که وصیت برسه به خلف این امت
    همچنین اینکه قرار است امت تا روز قیامت ا ز گمراهی حفاظت شود
    محقق میشود
    یعنی وصیتی به جا میماند تا در هر زمان این امت بتواند به وسیله این وصیت از گمراهی نجات یابد


    امام احمدالحسن صلوات الله علیه ادامه فرمود:
    بله برای کسانی که ادعای فقه و علم میکنند
    جایز است که ان وصیت را
    به عدم اصرار ورزیدن رسول الله صلی الله علیه واله
    بر نوشتن ان وصیت در همون موقف و جایگاه قرار دهند
    یعنی در حادثه رذیت الخمیس
    نه به صورت مطلق
    بله امام میفرمایند:
    یعنی اینکه این علمای که امدند گفتند پیامبر وصیت نکنه
    اره ارجهیت شاید همان جا بر این باشد که پیامبر وصیت نکند
    چون گروهی امدند انجا مخالفت کردند
    همونجا تو همون رذیه الخمیس
    که همه هستند شاید ارجهیت این باشه
    همه هم هستند
    که پیامبر انجا وصیت نکنه
    اون وصیت مکتوب حفاظت کننده امت از گمراهی
    تا روز قیامت را انجام نده
    ولی نه اینکه کلا به صورت مطلق انجام نده
    وصیت نکنه مطلقا
    بله برای همان جا همون موقع اینجا جایز ه ست این را بگیم که بهتر بود که پیامبر در اون لحظه وصیت موکول کنه به به زمانی که اصحاب که خواستار وصیت بودند ان موقع وصیت بکنه
    نه اینکه بگیم به صورت مطلق ابدا کلا وصیت نکنه
    امام مثالی میزنند
    بسیار بسیار جالب
    عزیزان به شدت دقت کنید
    برای همین افرادی که میگن نباید وصیت میکرده
    انجا چون اون اتفاق افتاد پیامبر کلا وصیت نکنه
    و فرق اینکه انجا وصیت نکنه یا
    اینکه کلا وصیت نکنه
    با دوتا مثال این موضوع را روشن میکنند
    امام سلام الله علیه میفرماید و این مسئله
    امری بدیهی است کاملا واضح وروشن است
    پس ایا کسی که نمی تواند در روزی از روزهای ماه مبارک رمضان روزه بگیرد به صورت مطلق از گرفتن روزه ان روز اعراض میکند و روی گردان میشود؟
    یا در روزی دیگر که میتواند در ان روز
    روزه اش را بگیرد
    ان روزه را میگیرد
    وایا کسی که نمی تواند در مکانی به خاطر وجود نجاست در انجا
    نماز بخواند کلا ان نماز را ترک میکند
    یا در مکانی دیگر ان نماز را میخواند
    مثال واقعا خیلی جالب هست
    چه از لحاظ زمانی
    چه از لحاظ مکانی
    روزه و نماز که جزء فروع دین هست
    راه داره مثلا یکی یک روز مریض هست بر فرض
    از روزهای ماه رمضان این نمی تونه روزه بگیره
    در ان روز از لحاظ زمانیش مثلا
    از لحاظ زمانی در ان روز نمی تونه روزه بگیره چون مریض هست
    خب
    ایا این چون اون روز مریض بود دیگه کلا روزه
    نمی گیره؟
    نه باید یک روزی که میتونه اون روزه را بگیره
    زمانی که امکان روزه گرفتن برایش هست باید روزه ان روز را بگیره
    اینجور نیست که اگر ان روز نتونه روزه بگیره دیگه کلا روزه گرفتن ازش برداشته بشه
    حالا یک مثال مکانی در ان نقطه و جایگاه
    کسی نمیتونه در یک مکانی که نجس هست
    نماز بخونه
    خب
    ایا این کلا دیگه نماز نخونه
    نه این میتونه بره یک جایی که پاک هست نماز بخونه
    پس اینجوری نیست که اگر یک زمانی نشه یک واجب الهی را انجام داد
    مثلا روزه که بیان کردیم از لحاظ زمانی
    همچنین از لحاظ مکانی که نماز را مثال زدیم
    پس در هر دو حالت چه زمانی چه مکانی اگر مشکلی باشد ان تکلیف را به صورت مطلق از ان مکلف
    بر نمی داره
    بلکه تکلیف برش باقی است
    امام علیه السلام ادامه میفرماید
    وکتاب یا نوشتار رسول الله در زمان احتزار یعنی همان وصیت امری عظیم
    بلکه عظیم تر از روزه و نمازی است که خدا
    بر رسول الله صلی الله علیه واجب گردانده است
    به خاطر سخن خداوند در ایه وصیت
    برشما واجب شده
    و
    همچنین حقی واجب است ب ر حالا هر کی
    این وصیت
    که هم واجب و مقرر داره و هم حقی واجب است
    ونیز به خاطر توصیف ان کتاب یا نوشتار
    ان وصیت
    از جانب رسول الله
    به این عنوان که ان کتاب یا نوشتار امت را تا روز قیامت از گمراهی محافظت میکند
    پس چگونه رسو ل الله صلی الله علیه واله
    ان را به صورت مطلق ترک میکند
    انهم به خاطر گروهی که در روز پنچ شنبه بر ایشان
    اعتراض کردند
    توضیح کوتاه
    روزه بر شما واجب شده با یک کتب السیام
    ونماز هم
    با فعل امری اقمه صلاه
    نماز و روزه اینجوری ذکر شده در قران
    ولی وجوب وصیت با دو صیغه امری
    با دو کلمه امری
    با دو کلمه وجب ذکر شده
    و
    دوتا وجوب داره در این وصیت
    در ادمه امام میفرمایند
    در یک ایه خداوند دوبار این وجوب بر وصیت را
    فرمو ده بر پیامبر
    به علاوه پیامبر میفرماید برای اینکه این امت تا روز قیامت از گمراهی در امان بماند
    محافظت بشود
    این وصیت و این کتاب و نوشتار نیاز هست
    پس چگونه ممکن هست که پیامبر این وصیت را به صورت مطلق ترک کنه انهم به خاطر اینکه گروهی در روز پنج شنبه
    بر ایشان اعتراض کردند
    به قول امام سلام الله علیه
    که ایا مثلا زمان نداشت پیامبر
    مثله ان مثالی که الان ذکر کردیم
    زمان و مکان روزه نماز
    همان قدر هم که مثلا بخوایم برایش وجوب قائل بشیم
    تازه این دوبل واجب هست
    با وجوده اینکه این عظیم تر هست
    وصیت عظیم تر هست به خاطر اینکه دوبار
    وجوب برش امده
    اگر بخوایم مثله نماز بگیریم بله تو ان مکان با وجود عمر و افرادش نمیتونست وصیت بکنه
    ولی ایا اصلا وقت نداشت که وصیت بکنه
    جلسه قبل گفتیم
    که اگر پیامبر فرصت وصیت نداشت که نعوذبه الله پیامبر باید متهم میکردیم که از اهله عذاب بوده
    چون خدا در سوره یاسین ایه 50
    در مورده اهله عذاب میفرماید
    انها برای وصیت فرصت ندارند


    پس فرصت داشته پیامبر
    که بله خداوند این فرصت را بهش میده
    اگر قرار بود همون لحظه پیامبر از دنیا بره
    وقتی مانع وصیت کردنش میشن قطعا
    خداوند فرصت بهش خواهد داد
    قطعا خداوند بهش فرصت خواهد داد
    که امر واجب وصیت را حتما به جا بیاورد


    پنچ شنبه جلوگیری کردند
    پیامبر از لحاظ زمانی تا دوشنبه وقت داشتند
    میتونست وصیت کنه
    از لحاظ مکانی هم همینجور
    بعد از اینکه عمر و افرادش بیرون کرد چی؟
    وانها نخواستن شاهد باشند بر وصیت
    ایا سلمان ابوذر مقداد
    اینها نمی توانستند شاهد باشندبر وصیت
    وحضرت امیرالمومنین علی علیه السلام شاهد و گواه بر وصیت
    پس اگر ان روزه و نماز ترک نمیشه چطور بگیم این وصیت ترک میشه؟
    چطور میگن بله اتفاقا ارجهیت به ترک وصیت هست
    چه جوری میگن ترک مطلق؟
    بله در ان زمان و مکان ارجح بوده ولی ترک مطلق غیرممکن هست
    نمیتوانیم چنین تهمتی را به
    پیامبر صلی الله علیه واله وصلم
    بزنیم
    چون هم وقت بوده هم جاش بوده
    هم شاهدش بوده
    امام علیه السلام ادامه میفرمایند:
    میفرمایند در حقیقت
    همانا این مسئله امری عظیم و خطرناک است
    که رسول الله صلی الله علیه واله به ترک ان وصیت در زمان احتظار متهم شود
    زیرا با این کار اتهامی بر ایشان وارد شده است
    که همانا ا یشان انچه که خداوند بهشان امر کرده است را ترک کرده است با وجوده اینکه امکان عمل کردن به ان را داشته است
    متاسفانه خیلی ها میگن عمر و همراهنش
    امدن و مانع وصیت شدند
    این تهمت خیلی بزرگ و خطرناکی هست
    بر پیامبر که ایشان امر واجب خداوند را ترک کرده اند
    با وجود اینکه امکان انجام ان را داشته
    هم وقتش داشته و هم از لحاظ مکانی مکانش را داشته
    وهم شاهدش بوده
    امام احمدالحسن علیه السلام ادامه میفرمایند:
    پس خداوند نوشتن ان وصیت را بر سید ومولای متقیان
    دوبار در یک ایه با سخنش کتب واجب و مقرر شده است
    و حقی واجب است واجب میکند
    بر شما واجب شده است زمانی که مرگ هر کدام از شما فرا رسد
    اگر خیری به جا گذارد به صورتی پسندیده برای والدین وخویشاوندان وصیت کند
    که این حقی واجب بر متقیان است
    پس این خیلی خطرناک هست کسی بیاد پیامبر را متهم کند
    یک توضیح تا اینجا بدهیم بعدش جمله بعد بخونیم
    یکی بیاد پیامبر صلی الله علیه واله را متهم بکنه
    به اینکه پیامبر اون وصیت زمان احتظار ترک کرده
    نوشتنش را با اینکه میتونسته ان را انجام بده
    با وجود اینکه طبق این ایه خداوند دوبار در یک ایه بر سرور متقیان میگه حق واجبی بر مولای متقیان است
    وپیامبر هم سرور و مولای متقیان است
    این را ترک کرده تا اینکه امروز
    ادامه کلام امام
    فلانی و فلانی بیایند امروز وبگویند همانا محمد ان وصیتی که مشخص کننده ثقلین است را ترک کرده است
    که بیان بگن نه پیامبر مشخص نکرد ثقلین کیا هستند
    ثقلین را کاملا افرادش را مشخص نکرد
    بله کتاب خدا اهله بیتی
    هر کی بیاد بگه کتاب خدا که مشخص نیست
    یکی بیاد بگه فلانی مشخص نیست
    یکی هم بیاد بگه پیامبر مشخص نکرد اون وصیت نکرد
    بیان اینجوری به پیامبر تهمت وارد بکنند
    امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند:
    وبه این شکل به راحتی رسول الله را متهم کنند
    که ایشان از امر خداوند سرپیچی کرده است


    یاالله
    سبحان الله


    سبحان ربی علی وبحمده




    سبحان الله


    قلب انسان از درد جان سوز این تهمت ها از کار
    می ایستد چگونه اینگونه به این راحتی بر اشرف مخلوقات تهمت به این بزرگی را وارد میکنن




    سبحان الله
    معذرت میخواهم از عزیزان




    چگونه ایشان را متهم میکنند که همانا از امر خداوند سرپیچی کرده است
    ونصبت به امر خداوند عصیان ورزیده است
    زیرا ان تنها وصیت روایت شده
    موافق میل او وهوای نفسش نمی باشد
    وزیرا در ان مهدیین واسم اولین انها ذکر شده است
    وبه این صورت فقط به خاطر انکه انرا نمی پسندند
    میگوین د که همانا رسول الله صلی الله علیه واله وصیت نکرده است
    ایا تبعیت از هوای نفس و امیال شخصی روشنتر از این وجود دارد؟


    خدمت عزیزان عرض شود
    خیلی خیلی به شدت درناک و غم انگیز هست این قسمتش
    یا رسول الله
    که دقیقا واضح هست
    که اخاصی بیان بر وصیتی که روایت شده
    تنها وصیت روایت شده برای وصیت مکتوب در زمان وفات پیامبر صلی الله علیه واله
    این موافق هوای نفسشان نیست چرا چون در این وصیت مهدیین علیهما سلام ذکر شده اند
    واسم اولین انها احمد ذکر شده است
    بدین صورت فقط به خاطر اینکه این را نمی پسنده خوشش نیومد
    میاد میگه نه پیامبر وصیت نکرده
    از این واضح تر تبعیت از امیال نفس ونظر شخصی شان از روی هوس داریم؟
    که شخصی فقط به خاطر اینکه نمی پسنده
    خلافت الهی و وصایت مهدیین علیهما سلام را
    نمی پذیره
    به ویژه اولشان که با نام در وصیت مقدس ذکر شده یعنی احمد علیه السلام را
    بیاد بگه چی؟
    میخواد این وصیت را قبول نکنه
    به خاطر اینکه این وصیت به مهدیین واحمدعلیه السلام
    وصیت کرده
    این را منکر بشه بیاد بگه نه اصلا پیامبر وصیت نکرده
    وبا این کارش پیامبر را متهم بکنه که از امر خدا سرپیچی کرده
    یعین همان طور که انها پیامبر را متهم کردند
    به هذیان گویی
    وحاشا صلوات الله علیه واله
    به خاطر اینکه نمی پسندیدند که به علی و ائمه وصیت بشود
    چون این امر مورده پسندشان نبود
    وامامان ومهدیین از فرزندانش
    امروز هم اینها بیاییند نمی پسندند وصیت به احمد و فرزندانش علیه السلام
    ومهدیین از فرزندانش را بیان منکر این وصیت بشوند و تهمت دیگری به پیامبر بزنند
    بگن پیامبری که خدا در یک ایه دوبار به وصیت سفارش فرموده
    این واجب الهی را به جا نیاورده یعنی عصیان کرده
    وحاشا
    سرپیچی از امر خدا کرده نعوذبه الله
    به خاطر اینکه مورده پسندش
    با هوای نفسش
    با امیال شخصی اش هم خوانی نداره
    برای همین نمی پسنده وصیت را
    برای همین میاد به کل پیامبر را منکر میشود همانطور که قبلی ها این کار را کردند


    والحمدالله وحده وحده وحده
    وصلی الله علی محمد وال محمد
    الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا


    وسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

    موضوعات مشابه:
    ویرایش توسط mohsen331 : یک هفته پیش در ساعت 05:58 AM

  2. # ADS
    گردش (جریان) تبلیغات
    تاریخ عضویت
    همیشه
    محل سکونت
    تبلیغات کلی
    نوشته ها
    زیاد
    http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir
     

Open مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

به اقتضای رشد چشمگیر مؤمنان و گسترش فعالیتهای علمی و فرهنگی و تبلیغی دعوت در سطح کشور عزیزمان ایران، مکتب شریف نجف برای اداره و اشراف بر امور فرهنگی و علمی فضای مجازی، مؤسسه وارثین ملکوت را افتتاح و به‌صورت رسمی معرفی کرد. این مؤسسه به شکل کلی عهده‌دار نظارت و تنظیم امور فرهنگی و رسانه‌ای و علمی و تبلیغی فضای مجازی در ایران است و دارای بخش‌های متنوعی از جمله هفته‌نامه زمان ظهور، رادیو زمان ظهور، کانال‌ها و گروه‌های تبلیغی تلگرام، شبکه‌های اجتماعی، طراحان، وب‌سایت‌های رسمی، دوره آموزشی، ترجمه و … می‌باشد. © کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر برای انصار امام مهدی علیه السلام محفوظ است.