وارد نشده اید
یمانی موعود ، وصی و فرستاده امام مهدی ع ، سید احمد الحسن ع ظهور کرد...
  • کاربر برتر
  • مدیر برتر
  • کاربر قدیمی
بخش مورد نظر خود را انتخاب کنید
  • علوم قائم آل محمد (ع)
  • انصار امام مهدی (ع)
  • تاپیکهای مفید دیگر
Banner Banner
موقعیت شما :
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: جلسه یازدهم کتا ب وصیت مقدس کلام امام احمدالحسن علیه السلام

  1. #1
    سید و مولایم امام احمد الحسن عسید و مولایم امام احمد الحسن ع
     http://almahdyoon.co/ir/images/stars/one.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/one.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gif
    سید و مولایم امام احمد الحسن ع mohsen331 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    30-10-16
    شماره عضويت
    8227
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    محل سکونت
    زیر سایه محمد ال محمد صلی الله علیه واله
    نوشته ها
    249
    تشکر
    0
    تشکر شده 13 بار در 12 ارسال
    Rep Power
    3
    Rep Power
    3

    اللهم عجل لولیک الفرج جلسه یازدهم کتا ب وصیت مقدس کلام امام احمدالحسن علیه السلام

    Share

    اعوذ به الله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم


    والحمدالله وحده وحده وحده
    وصلی الله علی محمد وال محمد
    الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا


    اسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
    جلسه یازدهم از کتاب بسیار بسیار گرانبهاء
    کتاب وصیت مقدس
    کتاب یا نوشتار محافظت کننده از گمراهی
    از امام احمدالحسن علیه السلام
    یمانی و قائم ال محمد علیه السلام
    با توجه به این وصیت و این نصر حجت الهی اقامه میشود
    اگر کسی بخواهد به این وصیت ادعا کنه تصدیقش واجب میشه
    و حفاظت از ان قطعی میشه که احدی جزء صاحبش نمیتونه به ان احتجاج کنه
    خداوند به وسیله هلاک کردن مدعیان دروغین از این نصرالهی وصیت الهی حفاظت میکنه که در جلسه قبل به طور کامل توضیح داده شد


    توضیح بیشتر بر همین ایه کریمه است
    اگر بر ما دروغ یا افتراعی ببندد یا میبست
    او را با قدرت گرفته
    سپس قطعا قطع میکردیم رشته عمرش را
    سوره حاقه ایه 44و45 و46


    امام احمدالحسن علیه السلام میفرمایند:
    در دروس گذشته توضیح دادیم
    که دروغ بستن به خداوند تقول که در این ایات اشاره شده
    منظور دروغ بستن به طور مطلق به خداوند نیست
    چون مدعیان دروغینی ما دیدیم
    بلکه
    منظور ان دروغ و افتراع بستن بر خداوند در ادعا به ان قول الهی است که به وسیله ان حجت اقامه میشود
    یعنی نصر الهی
    و وروایاتی هم ذکر شد در تفصیر صافی کافی عیاشی
    که روشن کردن ا ین ایه در رابطه با نصر الهی
    در رابطه با جانشینان و خلفای الهی است
    روشن شد ان نصر الهی قرار هست از تقول حفاظت بشه
    در هر دو مرحله
    یعنی چه در ان مرحله که قراره این نصر الهی از جانب خداوند از دهان خلیفه الله به مردم ابلاغ شود
    چه
    تو این مرحله
    یعن از ان زمانی که نصر الهی بیاید و خلیفه خدا به امر خدا به وحی الهی به هر شکل
    این را به مردم ابلاغ بکنه
    هم اینجا اگر بخواد دروغی به خدا بسته بشه
    خدا وارد میشه و ان شخص را هلاک میکند
    ک هاین البته غیر ممکن هست برای کسی که حجت الهی و خلیفه الهی اعتقاد داره


    چه در مرحله رسیدن اون نصر به صاحبش
    حالا مرحله یا مراحل چون
    یک موقع مستقیم هست یک مرحله ای هست
    مثله نصری که به حضرت علی میرسه یا
    ممکنه مراحلی را طی کنه
    ماننده
    نصر امام احمدالحسن علیه السلام
    یا
    نصر عیسی به پیامبر صلی الله علیه واله
    پس
    طبیعتا احادیثی برای ما امد که دقیقا این تقول جلوگیری شده در این قول الهی یا بر نصر الهی که قراره باهش اقامه حجت بشود
    چون نصر الهی باهش حجت اقامه میشود
    از دلایل اثبات حجت الهی است
    و خلفاء خداوند متعال
    در نتیجه توقل در اینجا جلوگیری شده یعنی
    چه
    روایتی که گفتند پیامبر اکرم نصر کردن به امیرالمومنین امدند تهمت زدن
    گفتن داره از خودش به علی نصر میکنه
    این ایه را ائمه در جواب این افراد بهش احتجاج کردن
    چه ان روایتی که از امام صادق ذکر شد
    که اگر این امر را غیر از صاحبش بهش ادعا بکنه
    خداوند رشته عمرش را میبرد
    پس این قول الهی حفاظت شده است از هرگونه تقول
    چگونه حفاظت شده هست
    به وسیله هلاک شدن شخص متقول
    کسی که دروغ م افتراع میبندد
    خدا جانش را میگیره
    اینجوری خدا حفاظت میکنه از این نصرالهی


    و در روایات مشخص شد این موضوع تقول بستن بر خداوند
    در هر دو مرحله
    چه در ان مرحله ای که خداوند میخواهد این نصر و وصیت الهی را بر زبان خلیفه الله جاری بکند
    تا ان نصر الهی را به مردم ابلاغ بکنه هست
    و
    هم از زمانی که ان نصر و وصیت ابلاغ شد تا زمانی که صاحبش ان را ادعا کند
    محفوظ است از هر تقولی و
    برای حالت اول ذکر شد برای عزیزان که
    احادیثی در اصول کافی تفسیر عیاشی و تفسیر صافی
    چندین تفسیر هست
    و
    در مورده مرحله دوم یعنی از زمان ذکر نصر تا اینکه بخواد به صاحبش برسه همچنین
    بحث ما در این مورد هست البته روایتی از
    امام صادق علیه السلام
    ارائه شد در کتاب کافی ج1ص 373
    که امام صادق علیه السلام فرمودند:
    به درستی که این امر را کسی غیر از صاحبش ادعا نمی کند
    مگر انکه حتما خداوند رشته عمرش را میبرد
    اینجا هم ادعا به نصر الهی و اون نصر الهی که حجت به وسیله ان اقامه میشود هست
    یعین نصر و وصیت الهی را غیزر از صاحبش به ان ادعا نمی کند مگر انکه خدا
    هلا ک میکند
    پس برای ما مشخص میشود این نصر و وصیت الهی از ادعا مدعیان دروغین محفوظ است
    وجزء صاحبش ان را ادعا نمی کند
    و خداوند متعال است که حافظ ان میباشد
    ببینید چه در ایه
    چه در حدیث برای ما روشن میشه
    که خداوند ان را میگیره به قد رت و رشته عمرش را قطع میکند
    جانش را میگیریم به قولی
    یا امام صادق میفرماید خداوند رشته عمرش را میبرد
    پس اینجا حافظ و حفاظت کننده
    خوده خداوند متعال است
    واین حفاظت از وصیت و نصر الهی با هلاک کردن مدعی دروغین قبل از انکه بخواهد ادعا را بر مردم ابلاغ و اظهار کند
    چون اگر قرار باشه لحظه ای ولو بعد از ادعا خدا جانش را بگیره
    اینجا بر ان شنونده حجت اقامه شده
    نصر و وصیت الهی که از وصایای پیامبران که همون نصرالهی
    است
    اقامه حجت میکند پس اگر کسی این ادعا را بکند ولو ثانیه ای بعدش هم بمیرد
    بر من شنونده حجت اقامه شده در نتیجه باید قبل از اینکه بخواد این شخص این نیت شوم را عملی بکنه
    خدا جانش را بگیره یعنی به محظ اینکه نیت کرد وبر نیتش استوار شد ولیکن قبل از اینکه ان را بر مردم ادعا کند خداوند جانش را بگیره
    پس
    هیچ کسی نمیتونه ان را ادعا بکنه دروغین
    واین هست وسیله حفاظت خداوند اینکه جانش را بگیره
    به وسیله اون حفاظت میکنه از ان نصر الهی وصیت الهی
    که مخصوصا سفارش شده هرگز احدی با ان گمراه
    نمی شود


    همچنین دلایل عقلی برای ما امام احمدالحسن علیه السلام اقامه کردند
    در مورده اینکه
    ماننده مثالی که شخصی به شما بگوید از این چشمه اب بنوشید و من ضمانت میکنم
    هرگز مسموم نمی شوید
    با توجه با دلایل عقلی هم اگر قرار باشه کسی غیر از صاحب ان وصیت را ادعا بکنه
    یا
    روی مثالی که ذکر میشه برگردیم کسی از ان اب بنوشه و مسموم بشه
    طبیعتا ما باید ان ضامن را از صفاتی که خداوند به شدت از ان دور است
    وخداوند متعال بسیار برتر از ان توصیفات هست
    موصوف کنیم وصف کنیم
    ماننده عجز کذب جهل و بلکه نیرنگ و فریب متمسکین
    یعین اینکه خدا نمی دانست که مدعی دروغین میاد باهش ادعا میکنه
    یا نمی دانست که ان اب ممکنه که سمی باشه یک زمانهایی
    خدا عاجز بود از اینکه حفاظت بکنه وصیت را
    حاشا
    خدا عاجز بوده از اینکه نزاره سم وارده ان چشمه بشه
    کاذب است که دروغ گفت که ا ین اب مسموم نیست هیچ وقت چون مسموم بود
    یا دروغ گفت که با این وصیت هرگز گمراه نمی شوید
    در حالی که یکی امده با این وصیت داره مردم را گمراه میکنه
    ومجموع این سه تا میشه فریب داده ان بنده خدا را دیگه
    یعنی طفلک را بهش یک چیزی گفت که ره بیفته توی چشمه مسموم از انجا اب بخوره
    یا
    اینکه بیاد بره دنبال چیزی ان را حق مبین تلقی کنه برای خودش
    وصیتی توصیف شده ای را برای خودش اتخاذ بکنه
    که ان را در اصل گمراه کرده
    که این میشه فریب و نیرنگ ان شخص


    پس ب رای ما کاملا با دلایل عقلی اثبات شد
    وبا نصر قرانی
    و همچنین نصوص روایی
    برای ما روشن کردند که نصر الهی از ادعای باطلان محفوظ است
    وجزء صاحبش ان را ادعا نمی کند
    وخداوند حافظ ان میباشد
    واین حفاظت با هلاک کردن مدعی دروغین بر نصر تشخیصی صورت میگیرد
    همچنین در جلسه قبل ورود کردیم به این بحث
    که واقعیت های موجود نیز
    این امر را اثبات میکنه
    یعنی این مباحثی که امام سلام الله علیه با دلایل عقلی
    انی و وروایی اثبات کردند
    واقعیت های موجود هم این امر را اثبات میکنه
    مثلا مرور و گذشتن صدها سال بر این
    نصر و وصیت
    بدون اینکه احدی ان را ادعا بکند
    برای اثبات این حقیقت کافیست
    وبه درستی که بر وصیت های انبیاء در تورات
    و وصیت عیسی علیه السلام بلکه هزاران سال گذشت
    وکسی غیر از محمد صلی الله علیه واله وصلم
    و
    اوصیاء او بعد از وی هرگز ان را ادعا نکرد
    همانطور که وصیت پیامبر صدها سال ازش میگذرد
    وغیر از ائمه علیهما سلام کسی ان را ادعا نکرده و اشاره کردیم به مناظره که امام رضا علیه السلام داشتند با بزرگان مسیحی و یهودی برای ما روشن شد که امام رضا علیه السلام تنها دلیل
    به عنوان دلیلی قطعی
    یعنی دلیلی کاملا محکم
    طبیعتا امام رضا علیه السلام نمیره مناظره دلیل های غیر محکم بهش احتجاج بکنه
    ودلیل های محکم را رها بکنه
    بلکه امام رضا علیه السلام با قطعی ترین دلیل جلو میره در یک همچین مناظره ای به این مهمی
    ولیکن میبینیم امام رضا علیه السلام احتجاج که میکنه
    چی هست؟
    در مرحله اول احتجاج به وصیت
    میان اامم سلام الله علیه وصیای عیسی و یوحنا را بر
    پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وصلم ارائه میکنند
    میگن بله پیامبران به محمد صلی الله علیه واله وصیت کرده اند
    سبحان الله
    ایشان وصیت ارائه میده
    با وجود اینکه ان پیامبران نیومدند بگن این محمد
    گفتند پیامبری با نام محمد می اید


    حالا این قسمت دوم احتجاج هست


    ای نافراد امدند چکار کردند بر این حجت بالغه
    واین دلیل تامه ای که امام رضا علیه السلام اورده اند در ان مناظره
    چی بحث کردن چی جواب امام را دادند
    امدند با شک و شبهه با امام بحث کردند و احتجاج کردند
    گفتند از کجا معلوم این همون محمدی است که شما میگویید؟
    از کجا معلوم همین محمد هست
    ما شک داریم که محمد شما باشد
    امام رضا هم گفتند
    شما به شک دارید احتجاج میکنید شما اصلا دلیل نیاوردید
    شما دارید با ظن و گمان حرف میزنید اگر دلیل دارید
    دلیل ارائه بدهید
    شما دلیلی نداشتید بر رد این دلیل
    رضا صلوات الله علیه
    بلکه شما با شک و شبهه امدید جلو
    وبرای رفع این شبهه امام به دلیل بعدی متمسک میشوند
    وان دقیقا همین امری است که
    امام احمدالحسن علیه السلام بهش ا حتجاج میکنند
    یعین چی؟
    یعنی واقعیت های موجو نشان میده
    فرمود از زمان حضرت ادم تا به حالا کسی امد به اسم محمد بر نصر الهی ادعا بکنه؟
    کسی امد بگه منم ا من محمد که عیسی وصیت کرده
    منم ان محمدی که پیامبران قبل از عیسی به ان وصیت و سفارش کرده اند
    ایا کسی امد غیر
    از حضرت محمد صلی الله علیه واله وصلم و بیاد به این وصایای ادعا بکنه
    دیگه انها هیچ جوابی نداشتن


    ولیکن امروز با علمای گمراه بی عملی امروز مواجح هستیم
    که عرق شرم را بر جاثلیق و جالوت
    بلعم سامری
    نشانده اند
    که اینها قلبی ندارن که به وسیله ان بفهمند


    با این مقدمه ورود میکنیم به درس امروزمان واز این لحظه درس جدیدمان را اغاز میکنیم


    امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند:
    پس احتجاج اولیلی ثابق
    به این نصر و وصیت تشخیصی الهی
    حجتی است بر کسانی که بر انها ایمان دارند


    یعنی همینکه اوصیا امدن و احتجاج کردن به وصایا
    حالا ما بگیریم خوده
    اوصیاء پیامبر صلی الله علیه واله
    که احتجاج کردن به وصیت پیامبر
    نمونه بارزش امیرالمومنین علیه السلام حضرت علی
    در روایتی که در کتاب سلیم بن قیص هست
    و در کتاب غیبت نعمانی هست
    و در کتاب احتجاج و غیره ذلک
    بیش از ده مسند بنده این حدیث را دیدم
    حالا جای دیگه هم احتمالا هست
    امام علی علیه السلام در جمع مهاجر و انصار به وصیت پیامبر احتجاج کرد
    طلحه را بلند کرد گفت ای طلحه شاهد بودی که پیامبر گفت میخوام وصیت کنم
    گفت: اره
    گفت رفتین وصیت کرد پیامبر اینها هم شاهد هستند
    سلمان ابوذر مقداد شاهد بودند
    ابوذر و مقداد انجا بودن
    گفت شما بگویید انها هم شهادت دادند
    یعین اولین وصی پیامبر دقیقا به همین وصیت احتجاج کرده
    وسایر اوصیاء علیهما سلام
    پس این حجتی هست بر انهایی که بهشان ایمان دارند
    یعنی احتجاج اوصیاء سابق هم همینجور هست برای کسانی که بهشان ایمان داشته و دارند
    حجت هست دلیل هست
    وحقیقتا هم از هرکسی بپرسید شما حالا چه از انبیاء چه اوصیاء
    از هرکی که بپرسید چرا ائمه را دوست دارید؟
    حدیث غدیر را میگه
    خب این حدیث غدیر هم نصر الهی هست
    انها هم نصر هست وصیت الهی هست دیگه
    هر شیعه ای که سوال کنید چرا منکر ائمه نشدی؟
    حدیث غدیر را بیان میکنه


    یا از مسیحی سوال کنید چرا به عیسی ایمان اوردی میگه بابا پیامبران وصیت کردن بهش
    چرا به محمد ایمان اوردی در قران هست ایاتش
    ان شاء الله ذکر میکنیم
    امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند:
    وبه درستی که عیسی و محمد سلادم الله علیهما
    بدان نصر و وصیت تشخیصی الهی احتجاج کردند
    پس عیسی علیه السلام به نصوص و
    وصایای پیامبران قبلی او با وجود اینکه به
    وی متصل نبودند
    و نصر انها بر او به صورت مستقیم نبود
    یعنی مباشر احتجاج کرد
    توضیح کوتاه
    اینجا امام میان میشکافن
    مخصوصا پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وصلم
    و همچنین مثال میزنند عیسی علیه السلام را مثال میزنند که اینها به وصیت پیامبران قبلی خودشان احتجاج کرده اند
    حتی انهای که متصل نبوده اند
    در کتاب مقدس در انجیل در عهد جدید
    فراوان میبنینم که عیسی مسیح به وصایای از جمله وصیت موسی اشعیاء دانیال
    داوود و امثالهم احتجاج میکنه
    عیسی مسیح یکی از دلایلش همین هست
    احتجاج به وصایای پیامبران قبلی با وجوده اینکه مستقیم نبوده اند
    هیچ کدام نیامدند بگن این عیسی
    به این شکل نبود ولی عیسی مسیح به انها احتجاج میکنه
    امام احمدالحسن علیه السلام فرمودند:
    ومحمد صلی الله علیه واله وصلم
    همانطور که د ر قران است
    به نصر و وصیت عیسی علیه السلام به ایشان و نیز به
    نصوص و وصیت های پیامبران قبل از
    عیسی علیه السلام
    به پیامبر احتجاج فرمود
    خداوند متعال فرمود:
    سوره صف ایه 6
    وزمانی که عیسی بن مریم گفت ای بنی اسرائیل
    به درستی که من ف رستاده خدا به سوی شما هستم
    که این تورات را که در مقابل من است تصدیق میکنم
    وبشارت میدهم به فرستاده ای که بعد از من میاید که اسمش احمد است
    پس زمانی که با این بینات و دلایل روشن به سویشان امد گفتن که این سحری اشکار است
    در اینجا دقیقا مشخص میشه که
    همانجور که خداوند میخواست ادم علیه السلام را اثبات بکنه برای ملائکه انجا خودش مستقیم نصر میکنه وبرای حضرت ادم احتجاج میکنه
    حالا شاید این امر برای
    پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وصلم این واضح تر باشه
    که خدا چگونه پیامبر را اثبات میکنه
    که قران کلام خداست
    و در خوده قران دلایلی برا اثبات پیامبر
    و دلایلی برای اثبات خوده خداوند
    دلایل اثبات قیامت و دلایل اثبات مسیحی و دلایل اثبات برای عیسی
    وحتی پیامبران دیگه
    خداوند متعال در قران اورده
    حالا میخوایم ببینیم که خداوند متعال پیامبرش خلیلش
    محمد صلی الله علیه واله را چگونه اثبات میخواد بکنه
    تنها دلیلی که خداوند میاورد چیست؟
    میگه عیسی امد گفت من پیامبر خدا هستم
    تورات هم تصدیق میکنم
    و بشارت داد به رسولی که بعد از او می اید
    وگفت که اسمش احمد است پس چرا وقتی با این بینات امد با این دلایل روشن شروع کردید به بهانه های واهی بهانه های الکی
    سحر ست شاعر هست مجنون است
    وحاشا
    چگونه این را اینجوری گفتند
    یعنی چی؟
    ماسوال میکنیم
    خداوند میفرمایید اینکه عیسی مسیح علیه السلام
    به حضرت محمد صلی الله علیه واله وصیت کرده این بینه است این دلیل روشن هست برای او
    خب سوال
    ایا خداوند متعال با یک دلیل ضعیف هرچند دلیل ضعیف هم نیست
    امده پیغمبرش را اثبات کرده
    انهم چه وصیتی وصیت مستقیم هم نیست
    وصیته غیر مباشر هست
    غیر مستقیم هست
    عیسی نیامد بگه این احمد
    عیسی گفت احمد
    اسمش احمد هست
    این همه احمد امد تا الان کی امد بگه احمدم مناین همه محمد امد
    این همه مدعی دروغین که شاد اسمشان احمد و محمد بوده کدوم یکیشان امد به نصر عیسی احتجاج کنه
    غیر از حضرت محمد صلی الله علیه واله
    وخداوند این را میگن بینه است
    به وسیله این بینات
    این دلایل روشن یعنی خداوند در قران نصر و وصیت را در قران الارقم غیر مستقیم بودن ان بر یک حجت
    واحتجاج و ادعای به ان بینه میشمرد در قران
    طبیعتا یعنی غیر از صاحبش نمیتونه ادعا بکنه دیگه
    اگر بتونه ادعا بکنه که چه دلیلی
    دلیل که هیچی چه بینه ای
    یعنی دلیلی که میگه روشنتر از افتاب شکی درش نیست
    به این میگن بینه
    بینه یعنی چیزی که شک و شبه ای درش وجود نداشته باشه
    هر چیزی که برشما ایجاد شک و شبهه بکند
    وصیت پیامبر جای هیچ شک و شبهه ای نمی گذارد
    بینه است
    به این میگن بینه
    دیگه اصلا جای رد کردن ندارد جزء بینه دیگه
    طبیعتا معاند امروز خدا را هم رد میکند
    دیگه از این بالاتر که نداریم که
    از خدابالاتر که نداریم خدا هم رد میکند
    وایه بعدی که امام احمدالحسن علیه السلام
    ذکر فرمودند
    در سوره مبارکه اعراف ایه 57
    خداوند متعال فرمو د:
    کسانی که ان رسول و پیامبر امی یعنی اهله امل قرا
    که او را در نزدشان در تو رات و انجیل مکتوب میبینند تبعیت میکنند
    کسی که انها را امر به معروف و نهی از منکر میکند
    و خوراکیهای پاکیزه را بر انها حلال و خوراکیهای حرام را بر انها حرام میکند
    ان بار سنگین که بر دوش انهاست از دوش انها بر میدارد
    وانها را از غل و زنجیرهای که بر انهاست رها میگرداند
    پس کسانی که به او ایمان اوردن و از وی حمایت کردن
    او را یاری دادن و از ان نوری که به همراه او فرستاده شده است از ان تبعیت کردن
    انها همان رستگاران هستن


    در ابتدا ایه میگه
    کسانی که قبل از پیامبر صلوات الله علیه که نصرشان د ر انجیل و تورات هست مکتوب هست
    تبعیت میکنن یعنی چی؟
    یعین به پیامبر اکرم نصر ش ده
    وعده اش داده شده
    بشارت داده شده
    حالا چه به اسم چه به صفت
    منصوص علیه
    بهش نصر شده سفارش شده معرفی شده
    بهش وصیت شده
    وصیت یعنی سفارش
    نصر یعنی معرفی
    بهش معرفی و سفارش شده
    بهش وصیت شده
    میابند
    خداوند متعال داره احتجاج میکنه به ان نصوص و نصری که در مورده پیامبر امده در تورات و انجیل


    تورات و انجیل هم که کلام پیامبران قبلی هست دیگه
    یعنی وصایای انبیاء قبلی
    همانجور که امام احمدالحسن علیه السلام فرمود ومحمدصلی الله علیه واله
    همانطور که در قران است به نصر و وصیت
    عیسی علیه السلام
    وهمچنین نصوص و وصیت های پیامبران قبل از
    عیسی علیه السلام
    به پیامبر اکرم احتجاج کردند
    ایه قبل که در سوره صف ایه 6 بود
    وصیت عیسی بود
    اینهم وصیت عیسی و پیامبران قبل از عیسی است
    تورات و انجیل
    که پیامبر وصیت کردند
    وخداوند متعال به این احتجاج کرده
    امام احمد فرمودند و خداوند متعال در قران روشن ساخته است همانا اگر ادعا
    محمد صلی الله علیه واله وصلم باطل میبود
    وحاشا از ایشان
    خداوند هرگز او را رها نمی کرد تا ادعا کند
    زیرا خداوند ضامن و عهده دار حفاظت از
    نصر و وصیت ونیز عهده دار نگهبانی از صیانت ان از مدعیان دروغین است
    یا میتوانیم بگویم همانا خداوند
    ضامن و عهده دار جلوگیری از انها یعنی مدعیان دروغین از ان نصر و وصیت میباشد
    توضیح کوتاه
    امام میفرمایند اگر پیامبر اکرم میخواست به وصیت ادعای دروغ بکنه قطعا خدا رهایش نمی کرد
    وحاشا از ایشان که مدعی دروغین باشند
    ولی اگر نعوذبه الله بر فرض محال میخواست
    محمدصلی الله علیه واله مدعی دروغین باشه خوده خداوند ولش نمیکرد که بخواد ادعا دروغ بکنه
    این چیزی هست که تا به حال برای ما ثابت شده دیگه
    خدا رهایش نمی کرد
    چون خداوند ضامن هست خدا عهده دار این امر هست
    که از نصر و وصیت حفاظت بکنه
    نگهبانی بکنه
    صیانت این وصیت بر عهده خداوند هست که مدعیان دروغین نان بهش احتجاج بکنن
    ادعا بخواهند بکنن
    یعنی خداوند ضامن این هست که جلوگیری بکنه
    منع بکنه که مدعی دروغین بخواد بیاد این نصر یا وصیت را ا دعا بکنه
    سوره حاقه که در مورده
    خداوند متعال فرمو د:
    قسم به انچه که میبینید و میدانید
    وانچه که نمی بینید
    به درستی که ان سخن رسول یا فرستاده ای کریم است با کرامت ارجمند
    وان سخن کلام یک شاعر یا عالم نیست چه کم ایمان دارید
    جلسات گذشته گفتیم شاعر معنی عالم هم میتونه بده
    اگر بخواد از شعور گرفته بشه
    یعنی کسی که شعوری داره درک و فهمی پیدا کرده بخواد یکسری کاری بکند
    وهمچنین کلام یک کاهن نیز نمی باشد
    چه کم تذکر و پند میذیرید
    نازل شده است از جانب پروردگار عالمیان
    اگر بر ما دروغ و افتراع میبست قطعا او را با قدرت میگرفتیم
    سپس قطعا شاهرگ او را میزدیم
    واحدی از شما نمی توانست مانع شما شود
    وبه درستی که ان تذکر و پندی برای متقیان است
    وما میدانیم از شما کسانی هستند که تکذیب میکنن
    وبه درستی که ان حسرتی برای کافران است
    وبه درستی که ان قطعا حق الیقین است
    پس پروردگار عظیمت را تسبیح کن


    سبحان الله


    سوره الحاقه ایات38 تا 52


    توضیح


    خداوند این ایات را اولا با قسم شروع میکنه
    برای وصیت مقدس این افراد با قسم شروع میکنن
    که این خودش یک نوع ادعا است
    از شاخه های مباعله است یک همچین چیزای هستش
    که ابته بعضی از بی خردان و سفیهان
    فکر میکنن که منکر خلفای الهی هم میتونن قسم بخورن
    در حالی که نمی دانند معنی نداره تکذیب کننده حجت الهی بیاد قسم بخوره
    این اصلا مسخره است هیج جا یافت نمی شه
    مگر در ذهن کاملا پوچ علمای اخرالزمان
    داریم میبینیم که این کارها را میکنند
    ولیکن خداوند متعال داره قسم یاد میکنه
    قسم هم خودش دلیل هست
    قسم میخوره به انچه که میبینید و نمی بینید
    به انچه که می دانید و نمی دانید
    یعنی قسم به همه چیز دیگه
    قسم به همه مخلوقات
    که همانا ان کلام رسول گرامی است
    هر حرفی که این فرستاده داره میزنه
    حرفش حرف هست این رسول ادم درستی است
    ادم با کرامتی است ادم بزرگواری است
    واین حرف عالمی که رفته باشه از چهار طرف یک چیزای فهمیده باشه نیست
    وحتی حرف یک کاهن عالم دینی هم نیست
    اینجا خداوند داره چی را حصر میکنه؟
    یعنی کسی که هرچقدر که عالم امور دینی باشه عالم باشه
    نمی تونه بیاد به دروغ چیزی که از جانب خدا نازل شده
    یعنی اون نصرالهی را بیاد به دروغ ادعا بکنه خداوند داره قسم میخوره
    این حرفش حرف درستی است
    این رسول دروغگو نیست
    این رسول خیلی هم کریم هست
    واین حرف نمی تونه حرف یک عالم کاهن مطلع از علوم دینی و غیر دینی بخواد باشه
    واین قعطا نصرالهی است که اگر میخواست این دروغ بسته باشه
    ما قطعا ان را باقدرت میگرفتیم جانش را میگرفتیم هلاکش میکردیم
    وهیچ کدام از شما نمی توانست جلوی ما را بگیره
    که هلاک بکنیم مدعی دروغین را وبه درستی که
    این کتاب این وصیت این نصر الهی حفاظت کننده از هر گمراهی در این زمان
    این یک پند و اندرز است برای نجات متقیان
    برای کسانی که پرهیزگار هستند اهل تقوای الهی هستند
    ولیکن ما میدانیم که یک عده از شما تکذیب میکنید
    ولی این را بدانید حسرتی هست بر کافرین این دعوت
    که ما ان را بر دل مدعیان دروغین گذاشتیم
    مگه میشه یک مدعی دروغین بیاد به این ادعا بکنه
    این حسرت بماند بر دل مدعیان دروغین که بیان به بک همچین نصرالهی بخواهند ادعا بکنن
    واقعا حیران کننده است
    خداوند متعال میفرمایند خیلی از شماها منکر این امر میشوید و تکذیبش میکنید متاسفانه
    با وجود اینکه ما حسرتش را گذاشتیم بر دل مدعیان دروغین
    وان هو حق الیقین
    حق الیقین یعنی
    یقین یعنی درجه ای از ایمان که انسان را به بالاترین مرتبه برسانه
    تا جایی که امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام
    میفرمایند:
    یقین شماها بعد از مرگ به یقین میرسید
    راست هم میفرمایند
    خداوند برای حضرت ابراهیم پرده های حجاب ملکوت را برایش کنار زد تا بشه از موتقین به یقین برسه
    یا برایش معاد را برپا کرد
    به چشم ببینه که بشه از موقنین به یقین برسه یقین خیلی مرتبه بالایی است
    یقین ان مرحله ای است که اهله بیت میگویند
    میگن شما خدا را دیده اید میگن ما چیزی که نبینیم قبولش نمی کنیم به این میگن یقین
    اخرین مرحله ایمان که قطعی قطعی قطعی هست
    به یقین رسیدن یعنی به قطعی رسیدن
    یعنی یک چیزی که قطعی است
    چیزی که غیر قابل برگشت هست
    یک چیزی که ردخور نداره
    حالا به یقین تنها خالی هم اکتفا نمی کنه
    میفرمایند
    حق القین


    سبحان الله
    یعنی لام تاکید چسبانده شده بر یقین
    مثله اینکه قسمی هم بخوره و به حق که این یقین است


    سبحان الله
    این ایه واقعا حیران کننده است جا تامل دارد برای انصار بزرگوار
    که نصر الهی را خداوند متعال چگونه پشتش ایستاده
    واقعا این ایات حیران کننده است
    سوره حاقه
    که خداوند میفرماید:
    انه که انه یک تاکید لام تاکید
    این کتاب حفاظت کننده از هر گمراهی در هر زمان
    حق الیقین است
    پس تسبیح کن پروردگار عظیمت را
    که چی اورده برای شما تسبیحش بکن
    شکرش کنید حمدش بکنید ستایشش بکنید
    تسبیحش بکنید
    که چی برایتان قرار داده
    نصر الهی که هیچ احدی ولو عالم ولو شاعر به معنی همون عالمه
    ولو کاهن
    دسترسی بهش نمیتونه پیدا بکنه
    تمام مدعیان دروغین از دسترسی بهش باز مانده اند
    به این شکل که اگر کسی بخواد فکر بد در موردش بکنه ما میزنیم هلاکش میکنیم
    واین را به عنوان یک قطع ومحکم وحتمی مسلم
    هست که نمیشه یک کلمه برای این مطالب پیدا کنم که حق مطلب ادا بشه
    سبحان الله
    همون حق الیقین
    واقعا قضیه ای برایتان قرار دادهان که مو لای درزش نمی ره
    قطع الیقین هست
    حق الیقین هست
    برایتان حقیقتا خیلی میشه بحث کرد در مورده این ایات بحث کرد
    وعزیزان خیلی بیشتر در مورده این ایات تفکر کنن
    و این ایات را کاملا تفکر کنید قران جاری هست در هر زمان جاری است
    این رسول این زمان احمد هست
    واین را امام علیه السلام در کتابش ذکر کرده
    داره قسم میخوره از جانب خداوند داره قسم میخوره
    قول رسول کریم
    بابا این احمد علیه السلام اگر عالم بود اگر کاهن بود چه هرچه که بود
    اصلا این راه نداشت به این وصیت
    اگر میخواست به دروغ به این وصیت ادعا بکنه خدا مهلتش نمی داد
    هیچ کسی هم نمی تونست جلو خدا را بگیره
    بابا!این وصیت پند اندرز برای شماست راه نجات برای شماست
    ولی متاسفانه تکذیب میکنید
    با اینکه میدانید خدا حسرت این وصیت را بر دل کافران گداشته و یک قطع یقین هست


    امام احمدالحسن علیه السلام ادامه فرمود:
    واین همان کتاب یا نوشتار حفاظت کننده از هر گمراهی هست
    که حضرت محمد صلی الله علیه واله وصلم
    ان را در شب وفاتش نوشت وبیش از هزار سال است که در کتوب موجود است
    وهر انسانی میتواند ان را بخواند واز ان مطلع شود ولیکن هرگز مدعی دروغین وباطل
    نمیتواند ان را ادعا بکند
    با اینکه تعدا مدعیان دروغین زیاد است


    نکته بیان کنیم


    بعضی ها میان میگن مگر باید این وصیت مکتوب میشده
    کتاب میشده؟
    که با بعضی از احادیث منکر این وصیت و کتاب هستند
    مثلا شما را وصیت میکنم به اهله بیتم
    سفارش میکنم به اهل بیتم
    یا بخوان غدیر را پیش بکشن
    یا
    روایت جابر حدیث جابر
    انواع اقسام بهانه های که تراشیده میشه
    ولی اگر دقت کنید پیامبر اکرم فرموده برای شما کتابی به جا بگذارم که با ان کتاب وبعد از ان نوشتار یعنی ان چیزی که مکتوب بشود
    ان چیزی که نوشته بشود
    به فارسی کتاب یعنی چیزی که درش نوشته شده
    کتابت یعنی نوشتن
    کتاب یعنی نوشتار
    پس این باید مکتوب باشه
    وصیت مکتوب هست که باید
    حافظت شده است
    اون اصل تاکید روی وصیت هست چون پیامبر فرمود
    نوشته ای که بعد از ان هرگز گمراه نشوید
    وتنها کتاب همین وصیت در غیبت طوسی است
    هیچ جایی شما وصیت مکتوب ندارید
    شاید در کتابهایی پیامبر سفارشهایی به
    حضرت علی علیه السلام و
    خانم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها کرده اند
    اینها همه بله در اخر عمر پیامبر بود
    ولی ان کتاب نیست
    مکتوب فقط وصیت هست
    مکتوب این وصیت شب وفات موجود در کتاب غیبت شیخ طوسی است
    که دقیقا ذکر میکنه
    که پیامبر در ان شبی که وفاتش بود به علی علیه السلام فرمود
    یا ابالحسن کاغذ وقلم بیاور و املاء کرد وصیتش را
    یعنی حضرت علی مینوشت
    یعنی کتابت شد نوشته شد اینه اون مکتوب
    امام میفرمایند این وصیت پیامبر صلی الله علیه واله
    بیش از هزار سال هست که در کتوب موجود هست
    حالا چه در کتاب غیبت شیخ طوسی که امروز موجود هستچه کتابهای که در قرون قبلی بوده
    مثله کتاب بروزفری
    کتاب افراد دیگه که شیخ طوسی از انها نوشته
    وهر انسانی میتونسته انها را بخونه
    بله
    الان غیبت طوسی را هر کسی که بخواد میتونه بخونه
    واز متن انهم مطلع میشود
    ولیکن هرگز مدعی دروغین نمیتونه ادعا بکنه
    با اینکه پر از مدعیان دروغین است
    این همه مدعی دروغین امد کی با وصیت امد؟
    امام احمدالحسن علیه السلام فرمود:
    پس ان وصیت به وسیله خداوند
    از تمام مدعیان دروغین جلوگیری شده است
    حفاظت شده منع شده اند ازش
    با اینکه مدعیان زیادی ادعا نبوت ادعای امامت
    و ادعای مهدویت کردن
    ولیکن هرگز و ابدا احدی از انها نتوانست
    که این حجابی که خداوند بر این کتاب و نوشتار قرار داده است را خلق کرده و بکشاید
    تا ان را ادعا بکند


    این دیواری هست حجابی هست برای وصیت که هرگز مدعی دروغین نمی تواند از ان عبور کند


    واین واقعیت موجود انچه که در مباحث قبلی روشن ساختم را تاکید و اثبات میکند
    که همانا توصیف شدن این نوشتار یا گفتار
    به عنوان حفاظت کننده از هر گمراهی
    یعین احدی غیر از صاحب ان که
    محمد رسول الله صلی الله علیه واله
    او را ذکر نموده است
    ادعا نمی کند و کسی که ان را ادعا میکند پس او صادق و راستگو و او صاحبش میباشد


    پس همانطور که ذکر شد
    چه روایی چه قرانی
    وچه استدلال عقلانی
    وچه اینکه این وصیت هزار سال بیشتر موجود بوده
    وکسی به این وصیت احتجاج نکرده و مدعی این وصیت نشده
    این را ثابت میکنه کهفقط صاحب این وصیت همان کسانی که در وصیتش پیامبر اکرم صلی الله علیه واله ذکر کرده اند
    نمی تونه ادعا بکنه
    هر کسی که به این وصیت ادعا بکنه قطعا صاحب ان هست
    این ادعاش صادق و درست هستش


    امیرمؤمنان در‌حالی‌که از مردم کناره‌گیری کرده بود، در جواب آنان فرمود: من نیازی به شما و حکومت شما ندارم؛ هرکه را اختیار کردید، من به او رضایت می‌دهم
    خطبه 92نهج البلاغه هست
    انصار بزرگوار بسیار تامل کنید
    چرا امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام
    وقتی مردم به سمت ایشان هجوم میبرند چنان که نزدیک است استخوانهای ایشان را بشکنن از شدت هجوم جمعیت جهت بیعت با ایشان وقبولیت حکومت ایشان
    چرا حضرت علی علیه السلام این حکومت و مقبولیت از طرف مردم را از اب دماغ بز کم ارزش تر میدانند




    أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ وَ عَرِّجُوا عَنْ طَرِيقِ الْمُنَافَرَةِ وَ ضَعُوا تِيجَانَ الْمُفَاخَرَةِ أَفْلَحَ مَنْ نَهَضَ بِجَنَاحٍ أَوِ اسْتَسْلَمَ فَأَرَاحَ مَاءٌ آجن وَ لُقْمَةٌ يغص بِهَا آكِلُهَا وَ مُجْتَنِي الثَّمَرَةِ لِغَيْرِ وَقْتِ إِينَاعِهَا كَالزَّارِعِ بِغَيْرِ أَرْضِهِ فَإِنْ أَقُلْ يَقُولُوا حَرَصَ عَلَى الْمُلْكِ وَ إِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْتِ هَيْهَاتَ بَعْدَ اللَّتَيَّا وَ الَّتِي وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِي طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْيِ أُمِّهِ بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأَرْشِيَةِ فِي الطَّوِيِّ الْبَعِيدَةِ


    ترجمه:


    آگاهي از فتنه‏ها


    آنگاه كه پيامبر عزيز - درود خدا بر او و خاندانش - به ملكوت اعلي پيوست ابو سفيان، عبّاس را پيش انداخت تا به بهانه بيعت با امام، فتنه آغازد. آن حضرت چنين فرمود:
    خطبه پنجم نهج البلاغه
    اي مردم، امواج فتنه را با كشتي نجات بشكنيد، و راه اختلاف و درگيري را سدّ كنيد، و تاج كبر و غرور را از سر برگيريد. پيروز آن كس كه به پشتيباني ياران بپا خيزد و گر نه آرام گيرد و راحت گذارد، كه اين خلافت و رياست، گندابه‏اي را مانَد و يا لقمه‏اي گلوگير و مرگ آور باشد. اكنون زمان قيام نيست، كه ميوه نارس چيدن، چون كشت در زمين غير، بهره بيگانه است. اگر از خلافت سخن گويم، شيفته آنم خوانند و اگر دم فرو بندم، هراس از مرگ را به من بندند. دريغا چه دور است اين نسبت، پس از آن همه جبهه و جهاد به خدا سوگند، فرزند ابو طالب با مرگ مأنوس‏تر از كودك به سينه مادر است. نه، چنين نيست. سكوت من از دانشي است كه اگر آن را آشكار سازم، پريشان و بي‏تاب شويد همان گونه كه ريسمان در چاه عميق به شدّت لرزد و تعادل از كف دهد.


    خطبه سوم نهج البلاغه
    پس از قتل عثمان، انبوه مردم رنجديده به يك باره چون يال كفتار از هر سوي به خانه‏ام ريختند، آنچنان كه بازويم شكست و ردايم دريده گشت. آنان به فشردگي گوسپندان گرگ زده، گرداگردم را گرفتند و زمام امور خود را به‏ سويم افكندند و سرانجام خلافت را بر من تحميل كردند. امّا وقتي به امر حكومت قيام كردم گروهي بيعت خود را شكستند، و ديگر گروه از حوزه دين رخ بر تافتند، و سه ديگر ناجوانمردانه ستم روا داشتند، گويي سخن خداي را نشنيدند آنجا كه فرمايد: «سراي جاويد ويژه آناني است كه فكر برتري جويي و فساد در زمين را در سر نپرورند، كه سرانجام نيكو مخصوص پرواپيشگان است».


    آري، به خدا سوگند، پيام الهي را شنيدند و دريافتند، ولي زيبايي دنيا در چشمشان جلوه كرد و دلشان را بربود. الا اي تاريخ سوگند به شكافنده بذر و آفريننده جان، اگر نبود حضور فشرده مردم براي بيعت، و عهدي كه خداي از عالمان گرفته است كه بر شكمبارگي ستمگر و محروميّت ستمديده «صحّه» نگذارند، حتماً افسار خلافت را رها مي‏كردم و هرگز زير بار مسؤوليّت نمي‏رفتم و همان گونه كه در آغاز، خلافت را وانهادم در پايان نيز مي‏هشتم، و مي‏ديديد اين دنيايي كه بدان مي‏نازيد و دين بدان مي‏بازيد، در ديدگاه من از آب بيني ماده بزي بي‏ارزش‏تر است.


    انصار بزرگوار کمی تامل کنید چرا حضرت علی علیه السلام اینگونه با امر خلافت برخورد میکنند؟
    چرا ان را از اب بینی بز ماده پست تر میدانند؟
    مگر حجت الهی وظیفه حاکمیت ندارد؟
    چگونه امیرالمومنین اینگونه با خلافت برخورد میکند؟
    بله عزیزان چون مردم به دنبال مقبولیت هستند
    یعنی حاکم منصب خودشان همانطور که ابوبکر عمر عثمان را خودشان انتخاب کرده اند
    حالا امده اند میگویند ما تورا یا علی مقبول میدانیم و مورد تایید میدانیم
    این خلافت که مقبول مردم باشد و نه منتخب خداوند
    امیرالمومنین از اب بینی بز ماده پست تر میداند
    اری عزیزان
    حاکمیت الله یعنی حاکم منصب از جانب خداوند
    نه حاکم مقبول مردم
    که این چنین حکومتی از اب بینی بز ماده پست تر است
    امروز مردم امام احمدالحسن علیه السلام را مقبول نمی دانند که فرشتگان الهی به کمک ایشان می ایند در زمان قیام
    احادیث و روایات فراوان داریم که جبرئیل و فرشتگان اولاعظم برای یاری
    قائم علیه السلام می ایند و عذاب الهی نازل میگردد و به ارتفاع دو متر خون فرا میگیرد این خون چه کسانی است اگر این مردمان امام را مقبول میدانستن که اینقدر خون جاری نمی شد تا چند ماه گشتار نمی شد

    پس این مردمان امام احمدالحسن علیه السلام را مقبول نمی دانند و از طرفی این بار اراده خداوند بر پیروزی قائم علیه السلام هست
    و انچه که اراده خداوند است هلاکت دشمنان
    حاکمیت الله است
    و مقبولیت قائم از طرف مردم در واقع یعنی اینکه ما شما را باید منتخب کنیم
    یعنی ما برتر از خداوند هستیم نعوذبه الله
    و انچه که ما منتخب کردیم همان هست
    به همین علت بود که امام حسین علیه السلام برای اینکه نشان دهد هیچ احتیاجی به مقبولیت دعوت مردم ندارد با وجود اینکه مردم خودشان از ایشان دعوت کرده بودن و بعد تنها گذاشتن امام حسین علیه السلام
    ایشان برای اینکه مشروعیت و حق بودن حاکمیت خودشان نشان دهند جهاد کردن و شهید شدن
    چون اگر جهاد نمی کردند مردم میگفتن ما ایشان مقبول ندانستیم پس ایشان به امامت شناخته نشدن
    به همین علت امام حسین برای نشان دادن مشروعیت حقانیت حاکمیت الله
    قیام کردن و با ریخته شدن خونشان از حق حاکمیتشان دفاع کردن
    هی هات منذله
    اگر قرار بر این باشد که قائم ال محمد تمکین نکند بر روی زمین به خاطر عدم مقبولیت مردم
    هرگز این چنین نیست
    بلکه ان زمان که اراده خداوند قرار گیرد ایشان زمین را از خون کسانی که ایشان را مقبول نمی دانند و میخواهند مقبول کنند سرخ خواهد کرد
    طبق احادیث فراوان این بار اراده خداوند بر تمکین قائم ال محمد است
    وقرار نیست خانه نشین بشوند تا مردم ایشان را مقبول کنن
    هرگز این چنین نیست
    بلکه این بار پیروزی برای پسر انسان حتمی است قول الهی هست
    که هرگز تغییر نمی کند
    ان شا ء الله مطالب بیشتری در این مورد برای عزیزان بیان خواهیم کرد


    والحمدالله وحده وحده وحده
    وصلی الله علی محمد وال محمد
    الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا


    وسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته



    یااحمدالحسن ادرکنی


    موضوعات مشابه:
    ویرایش توسط mohsen331 : یک هفته پیش در ساعت 09:09 PM

  2. # ADS
    گردش (جریان) تبلیغات
    تاریخ عضویت
    همیشه
    محل سکونت
    تبلیغات کلی
    نوشته ها
    زیاد
    http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir
     

Open مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

به اقتضای رشد چشمگیر مؤمنان و گسترش فعالیتهای علمی و فرهنگی و تبلیغی دعوت در سطح کشور عزیزمان ایران، مکتب شریف نجف برای اداره و اشراف بر امور فرهنگی و علمی فضای مجازی، مؤسسه وارثین ملکوت را افتتاح و به‌صورت رسمی معرفی کرد. این مؤسسه به شکل کلی عهده‌دار نظارت و تنظیم امور فرهنگی و رسانه‌ای و علمی و تبلیغی فضای مجازی در ایران است و دارای بخش‌های متنوعی از جمله هفته‌نامه زمان ظهور، رادیو زمان ظهور، کانال‌ها و گروه‌های تبلیغی تلگرام، شبکه‌های اجتماعی، طراحان، وب‌سایت‌های رسمی، دوره آموزشی، ترجمه و … می‌باشد. © کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر برای انصار امام مهدی علیه السلام محفوظ است.