وارد نشده اید
یمانی موعود ، وصی و فرستاده امام مهدی ع ، سید احمد الحسن ع ظهور کرد...
  • کاربر برتر
  • مدیر برتر
  • کاربر قدیمی
بخش مورد نظر خود را انتخاب کنید
  • علوم قائم آل محمد (ع)
  • انصار امام مهدی (ع)
  • تاپیکهای مفید دیگر
Banner Banner
موقعیت شما :
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: [جلسه هشتم کتاب وصیت مقدس از کلام اما احمدالحسن علیه السلام

  1. #1
    سید و مولایم امام احمد الحسن عسید و مولایم امام احمد الحسن ع
     http://almahdyoon.co/ir/images/stars/one.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/one.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gifhttp://almahdyoon.co/ir/images/stars/zero.gif
    سید و مولایم امام احمد الحسن ع mohsen331 آواتار ها
    تاریخ عضویت
    30-10-16
    شماره عضويت
    8227
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    محل سکونت
    زیر سایه محمد ال محمد صلی الله علیه واله
    نوشته ها
    249
    تشکر
    0
    تشکر شده 13 بار در 12 ارسال
    Rep Power
    3
    Rep Power
    3

    اللهم عجل لولیک الفرج [جلسه هشتم کتاب وصیت مقدس از کلام اما احمدالحسن علیه السلام

    Share

    اعوذ به الله من الشیطان الرجیم
    بسم الله الرحمن الرحیم


    والحمدالله وحده وحده وحده
    وصلی الله علی محمد وال محمد
    الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا


    اسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته
    جلسه هشتم از کتاب بسیار بسیار گرانبهاء
    کتاب وصیت مقدس
    کتاب یا نوشتار محافظت کننده از گمراهی
    از امام احمدالحسن علیه السلام
    یمانی و قائم ال محمد علیه السلام
    خب ما در جلسات گذشته ورود کردیم به
    سوره حاقه ایات 44 تا46
    که خداوند متعال فرمود:
    اگر بر ما دروغ و افتراع میبست قطعا او را با قدرت میگرفتیم سپس حتما شاهرگش را میبریدیم
    ورود کردیم به این ایه و توضیحاتی ذکر شد برای ما
    ودروغ بستن به خدا اینجور نیست که هرکسی بیاد دروغی به خدا نصبت بده و دروغگو مدعی باشه
    بخواد خدا هلاک کنه
    چون ما در واقعیت هم میبینیم که خلی ها امدند ادعا دروغین کرده اند
    واینها هم زنده ماندن برای مدتی
    پس این دروغ بستن یا تقول
    یا افتراع بستن به خدا
    در دروغ بستن وادعا کردن به نصر الهی هست
    که حجت خدا باهش شناخته میشه
    این را ما بحث کردیم در جلسات گذشته به صورت کامل توضیح دادیم میتوانن عزیزان مرور کنن
    که متوجه شدیم ای ننصر حفاظت میشه
    چه در زمان ابلاغ این نصر توسط خلیفه الهی
    اول یک خلیفه ای نصر الهی ابلاغ میکنه
    بعد یک خلیفه ای میاد به ان احتجاج میکنه
    چه این خلیفه ای که میاد ابلاغ میکنه محفوظ هست
    تا بیاد برسه به صاحبش
    چه مستقیما باشه
    چه تا زمانی را طی بکنه
    مثله حضرت عیسی علیه السلام
    مثله هارون علیه السلام
    نصرمستقیم داشتند
    وهمچنین نصر غیر مستقیم
    مثله وصیت عیسی به پیامبر
    و پیامبران به پیامبر صلوات الله علیه اجمعین
    یا وصایای پیامبر به ائمه علیه السلام
    امام رضا امام جواد
    این هم نصر و وصیت غیر مستقیم


    پس به این ترتیب هست که ان مدعی دروغین اگر بخواهد ادعا کنه به این نصر یا وصیت ان موقع هست که خداوند دخالت میکنه
    چرا چون این نصری هست که حجت با ان اقامه میشه
    چون توی قانون معرفت حجت
    چه در قران چه در احادیث
    ذکر شده که نصر و وصیت دلیل وحجت بر مدعی است
    پس قطعا اگر کسی بخواهد در این مورد به وصیت
    به دروغ ادعا کند ان موقع خداوند مداخله میکند و هلاکش میکنه
    وبرای ما واضح شد که هلاک این شخص قبل از اینکه بخواد بیاد ادعا را بکنه ولو برای یک نفر هست
    یعنی باید قبل ازاینکه بخواد ادعا کنه به وصیت خدا باید جانش را بگیره


    خب این خلاصه ای بود از مباحث قبلی
    ان شاء الله ورود میکنیم به درس بعدی




    امام احمدالحسن علیه السلام فرمود:
    برای توضیح بیشتر میگویم همانا این ایه با استدلال عقلی سابق تطابق دارد
    یعنی از ادعای به ان جلوگیری و منع شده است
    واین اتفاق غیر ممکن هست
    توضیح کوتاه
    با همین ایه که بحث ما هست
    اگر بر ما دروغ و افتراع میبست
    قطعا او را با قدرت میگرفتیم سپس حتما شاهرگ او را میبریدیم
    خب
    امام میفرمایند
    این ایه همچنین یک استدلال عقلی سابق هست
    که یعنی انچه که از قبلا بیان شده
    امام استدلال عقلی شان ان زمان که ذکر میشه
    وصیت مقدس
    پیامبر اکرم ذکر کردن که وصیتی بکنم که با ان هرگز تا قیامت گمراه نشوید
    طبیعتا استدلال شد
    که مثالی هم زدن
    که اگر کسی از این چشمه بخوری من ضمانت میکنم که هرگز مسموم نمیشوی
    این همون دیگه
    مردم هرگز گمراه نمی شوید
    وانجا استدلال عقلی بیان شد
    به این عنوان که طبیعتا اگر روی مثال عرض کنیم
    اگر ان ضمانت کننده خدا هست
    چون رسولی نفرستادیم مگر اینکه به اذن خدا اطاعت شود
    رسول نفرستادیم مگر وحی میشد
    حتی در سخن گفتن از خدا سبقت نمی گیرند فرستادگان وبه امر او عمل میکنند
    پس اینها کاملا به امر خدا هستند
    به ویژه رسول خدا صلی الله علیه واله
    که خداوند حصر کرده


    پس در این مثال اگر کسی بیاد و ضمانت بکنه
    بر اینکه از این چشمه بخورید هرگز مسموم نمیشوید
    حالا اگر قرار باشه یکی از این چشمه اب بخورد و مسموم بشود
    خب انوقت چطور ضمانت میکنیم
    ان ضمانت کننده را؟!
    میگیم اولا
    این ادم جاهلی بود اینکه نمی دانست اینجا سم میاد برگشته گفته من ضمانت میکنم سم ننوشید
    دلیل دوم
    میگیم این عاجز بود
    یعنی امده گفته ضمانت میکنم ولی نتونست
    قدرت و توان این را نداشت که
    جلوگیری کنه از ورود سم به انجا
    ویا
    بلکه این نعوذبه الله
    فریبنده بوده این را گفته به عنوان اینکه فریب بخوری تو و بری مسموم بشی
    واین توصیفات از خداوند متعال به شدت دور هست
    وتعالی الله علون کبیرا
    خدابسیار برتر از این حرفهاست
    که بخواد چنین صفاتی از او سر بزند


    پس این امر عقلی هست
    این دلیل عقلی هست
    این که وقتی میخواد وصیت حفاظت کننده باشه
    یعنی دلیل باشه بر حجت خدا
    اگر خداوند متعال از ان وصیت حفاظت نکنه اصلا هدف از ان مبحث محقق نشده
    اصلا هدف محقق نشده
    چون اگر کسی بیاد دروغین بهش ادعا کنه که دیگه هیچی
    به قولی سنگ روی سنگ بند نمیشه




    امام احمدالحسن علیه السلام در سایر کتوبشان این موضوع را بیان کردن
    اولا دلیل بر رسالت را ما از ایشان اموختیم و ان این هست
    که در هرزمان خداوند متعال عالم ترین مردم
    ر ابه انها معرفی میکنه تا از علمش مردم بهره ببرند
    واین کاملا عقلانی هست
    یکی از دلایل اثبات رسالت از جانب خدا همین هست دلیل عقلی هست
    طبیعتا در هر زمان یک نفر هست که از همه عالم تر هست دیگه از کل عالم تر است
    خداوند این شخص را ان مایحتاج باقی مانده علمی که احتیاج داره را بهش بده واین را حجت بر مردم قرار بده به مردم بگه به این شخص رجوع کنید و از این شخص بگیرید و به حرفش هم گوش کنید چون عالمترین هست
    این کاملا عقلانی است که عالم ترین انسانها ان رهبری را به دست بگیره نه ان کسی که
    از او جاهل تر هست
    این رسالت به این شکل اثبات میشه
    ودلیل بر ان رسول و فرستاده هم طبیعتا یکیش نصر هست خودش علم هست
    عالمترین باید علمش معلوم باشه که عالم ترین هست دیگه
    باید ببینیم چه علمی ارائه میکنه اگر عالم ترین هست


    سبحان الله
    طبیعتا این شخص را باید خدا یک چور به مردم معرفی کنه
    وخداوند به طرق مختلف معرفی میکنه
    بگیم همون نصر دیگه و وصیت کردن سفارش کردن
    و
    باقی ازش اطاعت بکنند
    چون اگر ما عالم ترین شخص را بگیریم بیام مشخص بکنیم حالا حتی علمش هم کامل بکنیم
    بعد به مردم هم معرفی هم بکنیم بعد اگر قرار باشه مردم به حرف این شخص گوش ندهند
    وهرکسی بخواد بره اون جهله خودش را به مرحله عمل بزاره خب اینکه نشد که
    حکیمانه نیست
    عاقلانه نیست
    پس در نتیجه اطاعت این شخص هم واجب میشه بر مردم تا ان هدف به تحقق به پیونده
    تا عالمترین شخص بیاد اینها را هدایت کنه به ان سمتی که خداوند مایل هست ما را ببره
    پس این سه دلیل هم میبینیم توی دلیل عقلی هم همونه
    طبیعتا غیر از این هم نمی تونه باشه
    مگر میشه دلیل عقلی مخالف قران باشه
    مخالف اصرار العقول
    عقل کلهای درخشان محمد ال محمد صلوات الله علیه واله باشه
    طبیعتا عقل متناسب میشه به ان چیزی که عقل کل هست
    واین باز میبنیم که چور در میاد


    امام سلام الله مثال میزنند


    مثله این که شما صاحب یک کشتی هستن
    یک سری افراد و دستگاه ها انجا کار میکنن
    که باید این اداره بشه
    حالا چه شما و چه یک نفر به عنوان جانشین بخواین قرار بدهید
    طبیعتا شخصی را قرار میدهید که ان کارها را انجام بده جانشین قرار میدهید
    این همون دلیل عقلی هست
    واین جانشین طبیعتا عالمترین شخص به امور را قرار میدهید
    وقطعا فردی هست که عالم باشه به امور
    پس باز علم حجت هست
    واین شخص را به ان افراد معرفی میکنید
    که ایشان معاون و جانشین من هست
    وتبعا باید بقیه به حرف این شخص گوش کنند
    نمیشه که هر کسی کاری که دلش بخواد انجام بده اینکه نمیشه
    باید به حرفش گوش کنند
    وگرنه کارخانه سود دهی نخواهد داشت
    واین دلیل عقلی هست
    خب پس با توجه به مباحث عقلی راه شناخت ان عالمتذین یا همون حجت خدا بر خلق
    یکیش نصر و وصیت هست
    ان معرفی هست
    خب
    طبیعتا وقتی نصر دلیل هست پس بایستی قطعی باشد
    دلیل زمانی اسمش میشه دلیل که قطعی باشه
    وگرنه اصلا اسم دلیل نمی گیره به خودش
    پس نصر دلیل قطعی هست
    یعنی محفوظ هست از ادعای باطلان
    بازهم عقلی هست
    هنوز ایه وحدیثی استدلال نکردیم
    حتی در مثالهای ما که خیلی ادعاهای ساده ای هست
    مامیبینیم ادعای دروغ به نصر نمی شود
    یعنی هرگز هیچ کسی نیومده در کارخانه به نصر دروغین ادعا کنه بگه من الان مدیرعامل هستم
    در مثائل پیش پا افتاده هیچ کسی نمیاد به نصر دروغی ادعا کنه چه برسه به ان نصر الهی که برای فرستاده الهی هست که باید بهش احتجاج کنه
    و
    شاهد این امر
    در حضرت ادم علیه السلام تا به امروز
    هیچ کسی نیامد بگه به دروغ که من ان خلیفه ای هستم که خداوند بهش نصر کرده
    اسم ادام معروف هست در انگلیس زبانها
    یک نفر نیامد بگه منم ان ادام
    جزء خوده ادم علیه السلام
    و ابراهیم
    و موسی
    وعیسی
    ومحمد صلوات الله علیه اجمعین
    و داوزده امام و دوازده مهدیین سلام الله علیهما
    شما نگاه کنید از ابتدا تا به امروز
    امام رضا هم به این دلیل عقلی احتجاج کردن که در ادامه بهش میرسیم
    که فرمودن از ادم تا به امروز کسی امد به ان نصوص ادعا کند که محمد هست؟


    خیره ان شاء الله


    پس نصر و نصوص به هیچ عنوان مورده دستبرد واقع نمی شود در عمل ما این را میبینیم و شاهد ان هستیم


    سبحان الله
    خیلی عجیب هست به نظر هم خیلی ساده میاد
    ولی به شدت حفاظت شده توسط خداوند تبارک تعالی
    ومیشه و خواهد شد
    که ما حتی در مورده همین وصیت مقدس حضرت محمد صلی الله علیه واله وصلم
    می بینیم که این وصیت صدها سال در کتوب مسمانان وشیعیان وجود داشته وصدها مدعی دروغین امده ان و ادعای دروغین کرده اند
    ولیکن هیچ کدومشان با وصیت احتجاج نکرده اند این خودش دلیل عقلی هست دیگه
    بابا هزار خورده ای سال اثبات هست دیگه
    این اثبات علی داره این از لحاظ اماری اثبات میشه
    هیچ کدام وصیت را نیاوردن
    این به روشنی اشکار هست
    واین کاملا اثبات عقلی هست
    مباحثی که بیان شد از کتوب امام سلام الله علیه گرفته شده بود
    از کتاب مع العبدصالح ج1
    از کتاب روشنگری از دعوت فرستادگان
    در خوده کتاب وصیت به مطالبی اشاره میشه و در دیگر کتوب امام سلام الله علیه
    پس از کلام امام احمدالحسن علیه السلام از ابتدا میخونیم
    دو دلیل اوردیم که خداوند نمی تونه عاجز باشه ناتوان باشه
    هم
    دلیل عقلی که ارائه کردیم
    به عنوان اینکه نصر دلیل هست
    دلیل باید محفوظ باشه یعنی باید قطعی باشه
    از کتوب امام احمدالحسن سلام الله علیه
    بر قطعی بودن نصر و وصیت البته
    مطالب زیادی دیگر هست
    که ما سعی کردیم قسمت های جالبترش بگیم که بحث ما طولانی نشه
    امام احمدالحسن سلام الله علیه فرمودن د
    پس برای توضیح بیشتر میگویم
    همانا این ایه با استدلال عقلی سابق تطابق دارد
    یعنی از ادعای به ان جلوگیری و منع شده است
    واین اتفاق غیر ممکن است
    اگر بر ما دروغ و افتراع میبست قطعا او را با قدرت گرفته سپس حتما شاهرگ او را میبریدیم
    ومعنی ان این است که همانا هلاک شدن
    ان چیزی است که به وسیله ان از تقول یا همان دروغ و افتراع بستن جلوگیری میشود
    یعنی اگر متوقل یا دروغ و افتراع زننده باشد
    قطعا هلاک میشود


    بحث عقلی که حفاظت میشه از نصر
    حالا این حفاظت از نصر چه چوری انجام میشود
    با هلاک کردن اون شخصی که به دروغ به ان نصر تشخیصی ادعا کنه
    خدا ممکنه هست ای نرا یک موقع های پرده ای بزاره
    بین اون وصیت وا ن مدعیان دروغین
    یک موقع ممکن هست یکی ببینه اگر بخواد اینجوری بشه و بخواد به دروغ هم ادعا بکنه
    اون موقع خدا جانش را میگیره
    اینجوری حفاظت میشه از نصر
    با هلاک شدن ان مدعی دروغین بر نصر الهی که باهش حجت اقامه میشه
    سبحان الله


    امام احمدالحسن علیه السلام ادامه فرمودند:
    باید توجه داشت که این ایه با کسانی سخن میگوید که با محمد صلی الله علیه واله و قران ایمان ندارند
    و با این ترتیب پس احتجاج در این ایه نه به خاطر انکه ان کلام الله است میباشد
    زیرا ان مخاطبین اصلا به ان ایمان ندارند
    سبحان الله این خیلی جالب هست


    توضیح کوتاه


    خب بله طبیعتا اگر مخاطب
    این ایه به پیامبر و رسالت او ایمان داشت که
    متهم نمی کرد که داره
    دروغ میبنده
    به خدا
    رسول کسی هست که صادق و امین و رساننده وحی الهی هست
    وقتی یکی اومده تهمت میبنده به پیامبر
    که میگه تقول اگر باشه
    این فرد که پیامبر را قبول نداره کسی که دروغ میبنده به خدا واین را قران داره باهش بحث میکنه
    با کسی که نه قران و نه
    محمد صلی الله علیه واله وصلم
    قبول داره
    پس احتجاج اینجا به اعتبار اینکه کلام خداست و نازل شده است از جانب خدا نیست
    چون این شخص اصلا به قران و پیامبر صلی الله علیه واله وصلم ایمان نداره
    عقیده نداره چون اگر عقیده داشت که تهمت نمی زد
    ادامه کلام امام علیه السلام فرمود
    بلکه ان احتجاج به مزمون و محتوای ایه است
    یعنی به انچه که نزده انها از لحاظ عقلی ثابت است
    و ان این است که ان نثر الهی که به عنوان حفاظت کننده از هر گمراهی برای کسی که بدان تمسک کند توصیف شده است
    غیر ممکن است که کسی غیر از صاحبش
    ان را ادعا کند
    زیرا اینکه گفته شود ممکن است کسی غیر از صاحبش ان را ادعا کند برابر است با نصبت دادن جهل و نااگاهی
    یا عجز ناتوانی یا دروغ و کذب به خداوند سبحان ومتعال
    توضیح کوتاه
    خب اینجا فهمیدیم که این ایه فقط به عنوان اینکه حجت خداست و این وصیت از جانب خدا نازل شده بحث نمی کنه
    بلکه داره با منکران بحث میکنه
    پس داره دلیل عقلی که نزده سایر ادیان الهی هم واضح و ثابت هست
    که ان نصر هست
    انها هم میدانند که پیامبر های خودشان هم با نصر امده اند و در کتوب قبلی هم اشاره میشه که
    نصر حجت و دلیل هست
    خب و این دلیل عقلی هم هست
    خب هزار دلیل هم هست
    انها هم میدانستند
    در زمان پیامبر صلی الله علیه واله وصلم
    پس این احتجاج عقلی هست
    چه برسه به ان نصری که توصیف هم شده
    به عنوان عاصم من الزلال
    حفاظت کننده از هر گمراهی
    پس غیر ممکن هست کسی غیر از صاحبش ان را ادعا کنه
    برای همین هم هست که خداوند در قران در چندین جا
    به وصایای انبیاء قبلی به
    رسول خدا صلی الله علیه واله وصلم احتجاج میکنه
    که
    وصیت عیسی علیه السلام در سوره صف
    چه وصیت انبیاء در جاهای دیگر قران
    که به انها هم بیشتر خواهیم پرداخت
    خب
    پس غیره ممکن هست که احدی غیر از صاحبش ان را ادعا کنه
    چون اگر ادعا کنه میشه همون که
    خدا نتونسته حفاظت کنه از این نصر
    ومیشه عجز جهل کذب نعوذبه الله


    امام احمدالحسن علیه السلام ادامه فرمودند
    در نتیجه غیر ممکن هست چه از لحاظ عقلی
    وچه از لحاظ قرانی
    وچه از لحاظ روایی
    که مدعی دروغین ان
    نصر الهی که به عنوان حفاظت کننده از هر گمراهی
    برای کسی که به ان تمسک کند توصیف شده است را ادعا کند
    یعنی ان نصر از ادعای باطلان محفوظ و حفاظت شده است
    تا اینکه صاحبش ان را ادعا کند
    تا ان هدف از نصر محقق شود
    وان جلوگیری از شخص مکلف
    و متمسک به ان است
    همانطور که خداوند سبحان به ان وعده داده است
    توضیح کوتاه
    پس در نتیجه ثابت شد برای ما چه عقلی چه قبلش
    جلسات قبلی
    قرانی و وروایی
    که نصر الهی را احدی غیر از صاحبش نمیتونه ادعا کنه
    تا اینکه کلا ان هدف از نصر محقق بشه
    یعنی این نصر میاد تا ما به وسیله این نصر حجت الهی را بشناسیم
    حالا اگر قرار باشه یکی بیاد به دروغ بهش ادعا کنه که اصلا دیگه چه فایده ای داره اصلا
    این نصر برای جلوگیری از ما هست
    نصر میاد تا مدعیان بر حق زمانمان را بشناسیم
    اگر قرار باشه باهش دروغین بیاد که دیگه فایده ای نداره
    یعنی دیگه هیچ ارزشی نداره
    اامم احمدالحسن فرمودند:
    برای توضیح بیشتر میگوییم یک مدعی منصب الهی
    یا مدعی بر ان نصر تشخیصی است
    که به عنوان حفاظت کننده از هر گمراهی
    برای کسی که بدان تمسک کند توصیف شده
    پس این مدعی بر حق است
    وغیر ممکن است که دروغین وباطل باشد
    زیرا که ان نصر باید از مدعیان باطل و دروغین حفظ شود
    والا خداوند
    مردم را به تمسک به چیزی امر کرده است که
    ولو ممکن است انها را گمراه کند
    والارقم ان فرموده است ان تا ابد از هر گمراهی حفاظت میکند
    واین دروغ است
    ومحال است از جانب خدا سر بزند
    ببینید
    دارند میگن که مدعی دروغین حالت های مختلف داره


    حالت اول
    این هست که یک مدعی بیاد به نصر احتجاج کنه
    در نتیجه این قطعا به حق هست نمیشه باطل باشه
    چون نصر حفاظت شده است
    چرا نصر حفاظت شده
    والا خداوند به مردم گفته به چیزی تمسک کنید
    که حتی اگر بخواهیم بگیم ممکنه
    یعنی حتی ممکن هم نداره
    یعنی اینجا برا حصر مطلق هست
    چو نحتی اگر ممکن باشه که احدی بیاد این را به دروغ بهش ادعا بکنه بعد خدا هم فرموده تا به ابد شما را گمراه نمیکنه
    خب این اون موقع دروغ در امده
    باز محال هست از جانب خدا




    حالت دیگه
    فرمود
    مدعی منصب الهی هست
    ولیکن به ان نصر تشخیصی که بهعنوان حفاظت کنند ه از گمراهی توصیف شده ادعا نکرده
    یعنی به نصری ادعا نکرده
    احتجاج به نصر و وصیت نکرده
    خب حالا یک همچین شخصی همچین حالاتی
    دوحالت داره
    یک همچنین مدعی
    یا ادعایش همراه با شبهاتی برای بعضی مکلفین هست
    بعضی مردم
    به خاطر عدم اگاهی و جهل انها
    در این حالت شاید خداوند این ایه را در او اجرا کند
    و او را به خاطر رحمت بر بندگانش
    هلاک کند
    حتی اگر مدت از ادعایش گذشته باشد
    با اینکه هیچ حجت و عذر از ان کسی که از او تبعیت کرده نیست
    یکی این حالت هست
    یعن یک کسی بیاد ادعا کنه به نصر احتجاج نکرده
    حالا یک جوری برای بعض ها شبهه ناک شده امر
    خب در این حالت
    این دیگه به دست خداست
    خداوند ایه را اجرا میکنه و اینها را هلاک میکنه
    نخواد هم نمیکنه
    این طرف زنده بمونه سالها
    کسی هم بهش ایمان بیاره این عذر و بهانه ای نداره چون بدون نصر الهی امده این شخص
    بدون دلیل تبعیت کرده
    یکی این حالت هست
    و یا اینکه
    احتمال اینکه برای احدی شبهه ای پیش بیاید نیست
    مگر اینکه برای حکسی که به دنبال باطل باشه
    پس شخصی را بدون ارائه نصر تشخیصی قبول کرده است همانطور که واضح هست
    همچنین اعمال سفیهانه و اعمالی که از روی نادانی از او سر میزند
    ونیز خداوند باطل او را به وضوح برای مردم اشکار ساخته تبعیت میکند یعنی به دنبال همچین شخصی میرود
    یعنی تابع باطل هست دیگه
    میبینیم
    طرف داره به فضیحت کشیده میشه
    حرفهای بی ربط میزنه
    وبه نصر هم که احتجاج نکرده
    دیگه هر کی تبعیت میکنه این اشتباه از خودش هست و برای این چنین مدعی
    انطباق این ایه نیازی نیست
    یعنی اینکه نیاز باشه هلاک بشه
    نیازی نیست حتما خدا جان این را هم بگیره
    بلکه شاید مدت زیادی به او مهلت داده شود
    و او برای کسانی که از روی نادانی وبه دنبال باطل هستن
    به عنوان کسی که از وی تبعیت میشود باقی بماند
    پس سه حالت داره


    حالتی که با نصر الهی هست این قطعا بر حق هست و احدی غیر از اون باشه خدا هلاکش میکنه
    قبل از اینکه اصلا ادعای بکنه به وصیت
    ونصر الهی


    حالت دوم
    مدعی هست که امده ادعا کرده وبه نصر احتجاج نکرده
    ولی حالا به هر شکلی برای مردم شبهاتی وجود اورده
    این حالت را خدا بخواد هلاک میکنه
    نخواد هلاک نمیکنه
    حالت سوم
    یکی تمده به نصر که احتجاج نکرده هیچ
    دائما هم داره یک کارهای میکنه به خواست خدا
    اون باطلش اشکار شده کاملا
    این حالت سوم دیگه اصلا به هیچ وجه نیاز نیست که این ایه برش منطبق بشه
    این همچین شخصی را کسی که در قلبش مرض هست دنبال باطل هست میره پیروی میکنه
    شای دیک موقعی برای سوء استفاده شخصی میرن این کار را میکنند
    حتی
    که حالا ما به این مسائل افرادش کار نداریم




    پس کسی که با وصیت و نصر الهی بیاید قطعا حجت الهی است
    واحدی غیر از صاحب وصیت با نصر الهی نمی اید


    حالت دیگر
    بیاد بدون نصر با شبهه
    شاید خدا هلاکش کنه به خاطر اینکه بندگانش گمراه نشوند
    شایدم نکنه چون عذری نداره کسی که داره تبعیت میکنه روی شبهات امده بهش گرویده و داره ازش اطاعت میکنه


    یکی هم حالت سوم که کاملا تابلو هستش دیگه
    که ادعاش دروغین هست
    که دیگه تصلا نیاز نیست ایه برش منطبق بشه


    والحمدالله وحده وحده وحده
    وصلی الله علی محمد وال محمد
    الائمه والمهدیین وسلم تسلیما کثیرا




    وسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته

    موضوعات مشابه:
    ویرایش توسط mohsen331 : 2 هفته پیش در ساعت 08:18 PM

  2. # ADS
    گردش (جریان) تبلیغات
    تاریخ عضویت
    همیشه
    محل سکونت
    تبلیغات کلی
    نوشته ها
    زیاد
    http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir http://almahdyoon.co/ir
     

Open مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

به اقتضای رشد چشمگیر مؤمنان و گسترش فعالیتهای علمی و فرهنگی و تبلیغی دعوت در سطح کشور عزیزمان ایران، مکتب شریف نجف برای اداره و اشراف بر امور فرهنگی و علمی فضای مجازی، مؤسسه وارثین ملکوت را افتتاح و به‌صورت رسمی معرفی کرد. این مؤسسه به شکل کلی عهده‌دار نظارت و تنظیم امور فرهنگی و رسانه‌ای و علمی و تبلیغی فضای مجازی در ایران است و دارای بخش‌های متنوعی از جمله هفته‌نامه زمان ظهور، رادیو زمان ظهور، کانال‌ها و گروه‌های تبلیغی تلگرام، شبکه‌های اجتماعی، طراحان، وب‌سایت‌های رسمی، دوره آموزشی، ترجمه و … می‌باشد. © کلیه حقوق مادی و معنوی این اثر برای انصار امام مهدی علیه السلام محفوظ است.