PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : موعظه ای از شیخ واثق حسینی



شادگل
January 27, 2019 - 12:07 pm GMT, 12:07 PM
سید_واثق_حسینیقضاوت چه کسی تبر را دزدید⁉️ قصه‌ای که در آن موعظه و پند است...راوی می‌گوید:نتوانستم تبرم را پیدا کنم، به اشتباه گمان کردم که همسایه‌ام آن را از من دزدیده است، بنابراین او را از نزدیک زیرنظر گرفتم!راه رفتنش مانند راه رفتن تبر دزد بود؛ کلامش کلام تبر دزد بود؛ حتی حرکات و اشاره‌های دستش می‌فهماند که هیچ‌کس غیر از او تبر مرا ندزدیده است! آن شب را با ناراحتی سپری کردم، درحالی‌که نمی‌دانستم چگونه بخوابم و در این فکر بودم که از چه راهی با او روبه‌رو شوم، اما صبح زود تبرم را پیدا کردم، پسر کوچکم توده‌ای از خاشاک و نی‌ها را روی آن گذاشته بود! فردای آن روز به همسایه‌ام نگاه کردم، هیچ‌چیز در او نمی‌دیدم که شبیه دزدِ تبر باشد، نه راه رفتنش نه سخنانش و نه اشاره‌های دستش، به‌طور کل مانند بی‌گناهان بود! در آن هنگام فهمیدم که من خودم دزد بودم، امانت و ذمۀ همسایه‌ام را از او دزدیده بودم، و یک شب کامل از عمرم را دزدیدم که تا صبح آن را بیدار سپری کردم و در این فکر بودم که چگونه به یک مرد تهمتی بزنم که از آن به‌دور بود، آهآنچه ما پیوسته در هنگامی که دیگران را زیرنظر می‌گیریم مشاهده می‌کنیم، بستگی دارد به پاکیزگی آن دریچه‌ای که از آن نگاه می‌کنیم، پس اگر خوش‌گمان و خوش‌بین باشی، همۀ عالمِ وجود را زیبا می‌بینی؛ و به‌مجرد اینکه گمانی بر شخصی بردی، حکم به اتهام او نکن، زیرا بعضی از گمان‌ها گناه‌اند؛ بنابراین تا وقتی که از کسی نشنیدی بر او حکم نکن، و اگر مؤمن بود او را در کلامش تصدیق کن و گمانت را تکذیب کن.سید واثق حسینی حفظه الله 23 ژانویه 2019 م https://goo.gl/qRz2oq https://t.me/ghalam_ashab_ghaem_as/1843