PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : سئوالات مفاهیم الوهیت و ربوبیت در کتاب توحید و چگونگی هماهنگی ان با آیات قران



AliReza
December 7, 2014 - 10:01 pm GMT, 10:01 PM
بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

اللهم صل على محمد و آل محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما

سید و مولایم ، حضرت احمد الحسن ع ، سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

در کتاب توحید شما تعاریف الوهیت و ربوبیت را به انبیا و اوصیا ع تعمیم داده اید و فرمودید ربوبیت و الوهیت ذات احدیت مطلقه هست و ربوبیت و الوهیت انبیا و ائمه غیر مطلق و نسبی بوده انها نیازمند و فقیر به لاهوت مطلق میمانند ولی نسبت بمردم اله هستند

و این با ایاتی از قران کریم حداقل بطور ظاهر ایجاد تعارض میکند و حکمت الله سبحان ایجاب میکند که ایات قران حداقل در باب توحید ، در حد کافی صریح و محکم و قابل فهم باشند تا حجت بر همه مردم خصوصا مشرکین و کافران هر زمان ، تمام شود
البته منکر ان نیستم که عمق و حقیقت همه ایات قران نزد معصوم ع است ولی معنی ظاهری ایات و نص صریح ان هم جای خود دارد و خداوند متعال دستور بخواندن و تفکر و تدبر ایاتش فرموده است

پس اگر انبیا رب هستند پس معنی این ایات چیست ؟

وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُوا الْمَلَائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَابًا ۗ أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ

و روشن است کسی که به حقانیت و تقدس انبیا و ملائک ایمان دارد پس ربوبیت مطلقه الله سبحان متعال در ورای انها را نیز قبول دارد یا قبول دارد که رب انبیا و ملائک ،(رب الارباب) ذات احدیت است

و یا قول سبحانه تعالی :

اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَٰهًا وَاحِدًا ۖ لَّا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ


در صورتیکه با تقسیم ربوبیت به مطلق و غیر مطلق ، این عمل مشرکین یهود و نصار قابل توجیه میشود چون ایشان به وجود ربوبیت مطلقه رب الارباب یا الله سبحان معترفند

وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ
وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ


و اما بکار بردن عبارت رب توسط حضرت یوسف ع ، همانطور که فرمودید بحسب ظاهر بود یعنی میتواند بنسبت شرایط زمان و مکان و تفهیم مخاطب با توجه به فرهنگ و عرف جامعه یا از باب تقیه بوده باشدوحضرت یوسف ع به زندانیان این حقیقت را میگوید که این ها ارباب باطل هستند

يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ

و مثلا فرعون زمان موسی ع هم ادعای باطل ربوبیت میکرد

فَحَشَرَ فَنَادَىٰ* فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ

پس ارباب ، در دعای (رب الارباب ) میتواند اشاره به این مطلب باشد یعنی نفی طاغوت هایی که ادعای ربوبیت میکنند و یا مردم انها را رب خود فرض میکنند و همینطور است در مورد اله الاله یعنی منظور طاغوت و اله های باطل میتواند باشد نه تعریف اله های حق دون الله


و پیام انبیا نفی ربوبیت از غیر او سبحانه تعالی بوده است قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا

و تعریف و برسمیت شناختن ربوبیت سلسله مراتبی از طرف انبیا و مرسلین ، زمینه را برای شرک بربوبیت مطلقه رب العالمین فراهم میکند

و چنین است در مورد الوهیت سلسله مراتبی :

وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ

و این اله های غیر مطلق چگونه اله واحد میشوند ؟

أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَٰهًا وَاحِدًا ۖ إِنَّ هَٰذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ

یا :

أَإِلَٰهٌ مَّعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ

أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِّنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنشِرُونَ

أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ*فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ

أَمْ لَهُمْ إِلَٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ

فَأَرْسَلْنَا فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُ

إِنَّ إِلَٰهَكُمْ لَوَاحِدٌ
وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّا إِلَٰهٌ وَاحِدٌ

و تقسیم الوهیت به مطلق و غیر مطلق ، مسئله را حل نمیکند چرا که حتی بت پرستان نیز با الوهیت مطلقه الله سبحان مشکلی نداشتند و بتها را فقط واسطه و شفیع و وسیله نزدیکی و تقرب به الله سبحان تعریف میکردند !

وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّهِ

و در مورد الوهیت معصومین ع اگر قابل قبول است پس منظور این ایه چیست ؟

وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ

و مسیحیان قائل به الوهیت مطلق حضرت عیسی ع و حضرت مریم س نیستند و این مسئله در قرن چهارم میلادی بعد از بحث و جنجالهای فراون در شورایی تصویب شد و صریح ایه و عبارت اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَٰهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ نیز بر تعریف اله هایی غیر مطلق و دون الوهیت مطلق الله سبحان متعال اشاره میکند و هم اکنون نیز مسیحیان پروتستان اعتقادی به این مسئله ندارند

در هرحال ، لا اله الا الله ، بمعنی نفی هرگونه اله جزالوهیت ذات احدیت و به هر شکلی است و هرگونه الوهیتی را چه مطلق و چه نسبی و چه در طول و چه در عرض الوهیت الله سبحان، نفی میکند و ان را منحصر و مخصوص ذات احدیت میکند

وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ

هر چند معانی نام جلاله الله برای توصیف او سبحانه کافی نیست ولی در عین حال خدای سبحان متعال در قران ، معنی اسم اله را در ذات احدیت حصر کرده و مخصوص نامیدن ذات احدیت است و نامیدن هر مخلوقی دون ذات احدیت مصداق اله باطل قرار میگیرد چرا که با بکار بردن این نام فقط باید به ذات احدیت قصد و توجه شود و هر معنا و مفهومی دون آن از نیت و ذهن زدوده شود
پس عملا برای انسان موحد، بخصوص هنگام دعا و عبادت، جایی برای بکار بردن این نام (اله) برای خواندن غیر ذات احدیت باقی نمیماند همانطور که در ادعیه داریم الهی.....و اگر بکارگیری لفظ اله برای خواندن معصومین ع هم مجاز و حق است پس این موجب خلط و اضطراب معانی و مقاصد و مصداق شرک میتواند باشد

همانگونه که او سبحانه تعالی ، نامهای امیر المومنین و ایت الله العظمی را مخصوص اشاره به حضرت علی ع قرار داده که حتی سایرمعصومین ع نیز این القاب را ندارند

پس آیا میتوان با تقسیم مسئله به نسبی و مطلق امام صادق ع یا امام رضا ع و یا امام مهدی عج یا حتی خود سید ع را امیر المومنین یا ایت الله العظمی نامید ؟؟!!

البته بنده با مفهوم تجلی صفات الهی در معصومین ع مشکل ندارم ، و حتی هر انسانی بمیزان تجلی این صفات در خود میتواند انها را درک کند یعنی انسان تا رحمن و رحیم نشود نمیتواند رحمت الهی را درک کند یا اگر خلاقیت نداشته باشد نمیتواند مفهوم خلاق را بفهمد و....

بنابرین انسان بتعبیر زیبای قران دارای روح و فطرت الهی و خلیفه الله است یا به تعابیر دیگر وجه الله یعنی تجلی نسبی صفات الهی که این تجلی در معصوم ع حداکثر ممکن است ولی تجلی مطلق نمیشود که تجلی مطلق این صفات مخصوص ذات احدیت است

منتها مشکل وقتی پیش می اید که این تجلی را بمعنی الوهیت برای مخلوق بگیریم و در ایات قران الوهیت و کلمه اله بمعنی حق ان در ذات احدیت حصر و مخصوص شده است

این خلاصه فهم و درک ناقص این حقیر بود و این مطالب میتواند محل سئوال و اشکال بسیاری از انصار و مومنین بدعوت نیز باشد که البته برخی انصار متاسفانه تحمل و صبر این بحث را نداشتند و بنده را متهم به توحید وهابی یا نقض سخن معصوم کردند
و البته خدای سبحان متعال را شاهد میگیرم که هدف بنده فقط روشن شدن حقیقت است چرا که توحید اساسی ترین اصل عقیده است و اگر با درک صحیح نباشد منتهی به مرتبه ای از شرک میشود پس قبل از مطرح کردن ان بخدا پناه بردم و استخاره کردم که این بود جواب خدای سبحان :

أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ ۗ وَمَا يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ شُرَكَاءَ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ

مولایم ببخشید اگر مطلب طولانی شد خدا شما را تمکین دهد انشا الله و برای این بنده حقیر خدا و خادم کوچکتان دعا کنید

و الحمد لله رب العالمین

علی رضا از زمین خدا