PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : عزاداری شیعه مرجعی



karbalaieh
October 27, 2014 - 7:27 am GMT, 07:27 AM
فرمایشات سید احمد در خصوص عزاداران حسینی یا همان شیعه مرجعی که هبا ومنثور است برای من قابل درک نیست چنانچه مطالب راهگشایی هست راهنمایی فرمایید از جمله پیاده روی های اربعین و...

يـوسف الأنصار
October 28, 2014 - 8:26 pm GMT, 08:26 PM
پاسخ: واحد پاسخ‌گوئی






بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمین


و صلی الله علی محمد و آل محمد الأئمة و المهدیین و سلم تسلیما




سلام بر حسین ابن علی، سلام بر زینب دُخت علی، سلام بر آقایم عباس ابن علی، سلام بر علی بن الحسین، سلام بر عبدالله شیر خوار، سلام بر یاران حسین.
سلام به کسانی که حسین را یاری دادند، و سلام به کسانی که با حسین به شهادت رسیدند. انا لله و انا الیه راجعون. كسانی كه به آل محمد ظلم روا داشتند، به زودي خواهند دانست كه به كدام بازگشت‌گاه باز خواهند گشت و فرجام نیک از آنِ پرهیزگاران است.

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

خدا به شما خیر و توفیق احیای راه و مسیر امام حسین علیه السلام که آن اثبات حاکمیت خداست را به شما بدهد.

در ابتدا باید هدف از قیام امام حسین (ع) که به واقعه کربلاء معروف است را بدانیم، تا دلیل بی‌ارزش بودن عمل کسی که خود را پیرو امام حسین (ع) می‌داند در صورتی که راه و روش دشمنان ایشان یعنی یزید و امثال یزید لعنهم الله را دنبال می‌کند، روشن شود.

کل جنگ و خونریزی‌ها از ابتدای خلقت آدم علیه السلام تا به این روز به خاطر اثبات یکی از حاکمیت‌ها است. ۱- حاکمیت خدا؛ که در آن خدا، خلیفه خود را تعیین می‌کند، تا شئون مردم را طبق اراده خدا اداره کند، مانند انتخاب حضرت آدم علیه السلام. ۲- حاکمیت مردم؛ که در این نوع حاکمیت، مردم خود حاکم انتخاب می‌کنند و یا فردی خود را به زور و با ظلم و ستم روا داشتن و با خون ربزی خود را به حکومت می‌رساند و قدرتی را در برابر خلیفه خدا تشکیل می‌دهد مانند ابلیس، فرعون و نمرود لعنهم الله.

برای روشن شدن مسئله انتخاب حاکم توسط مردم توجه شما را به این روایت (http://almahdyoon.co/showthread.php?t=12672&p=49175) جلب کرده و جهت اختصار فقط پاره‌ای از آن را نقل می‌کنم:

...... پرسيدم: مولاى من! بفرماييد چه چيزى مردم را از انتخاب امام براى خود ممنوع ساخته؟
فرمود: گزينش امام مصلح يا فاسد؟ عرض کردم: امامى مصلح.
فرمود: آيا امكان دارد منتخب اينان بر مفسد قرار گيرد؛ زيرا هيچ كس از درون ديگرى مطّلع نيست كه صلاح است يا فساد؟ عرض کردم: آرى ممكن است.
فرمود: علّت همين مى‌باشد، آيا برايت علّت ديگرى بياورم تا عقلت آن را بپذيرد؟
عرض کردم: آرى.
فرمود: بگو ببينم، پيامبران الهى كه خداوند ايشان را برگزيده و بر آنان كتاب نازل ساخته و با وحى و عصمت تأييدشان فرموده تا پيشوايان امّت‌ها باشند چگونه افرادى هستند؟ آيا افرادى هم‌چون موسى و عيسى عليهما السّلام كه خود پيشوايان امّتند با وفور عقل و كمال علمى دارند آيا ممكن است منافق را به جاى مؤمن انتخاب كنند؟ عرض کردم: نه ممكن نيست.
فرمود: اين موسى كليم اللَّه است با تمام عقل و علم و نزول وحى بر او از اعيان قوم خود و بزرگان سپاهش براى ميقات پروردگارش هفتاد مرد را برگزيد و هيچ ترديدى در ايمان و اخلاص اينان نداشت، امّا منافقان را برگزيد، خداى تعالى مى‏‌فرمايد: (و موسى از قوم خود هفتاد مرد براى وعده‏‌گاه ما برگزيد). اعراف: 155، و چون مشاهده كرديم كه منتخب «پيامبر برگزيده خداوند» افسد بوده و نه اصلح، حال اين‌كه مى‌پنداشته آنان اصلح هستند، از همين جا پى مى‌بريم كه انتخاب تنها از داناى به درون سينه‏‌ها و ضمائر و سرائر مردم ساخته است،.....

نمونه‌هائی از صراع بین خلیفه خدا و رد و غصب خلافت ایشان توسط زورگویان:

تعیین آدم به عنوان خلیفه و امر به اطاعت از ایشان: (وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ............ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ)، (و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‌‏گمارى كه در آن فساد انگيزد و خون‌ها بريزد و حال آن‌كه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‏‌كنيم و به تقديست مى‌‏پردازيم فرمود من چيزى مى‌‏دانم كه شما نمى‏‌دانيد............ و چون فرشتگان را فرموديم براى آدم سجده كنيد پس به جز ابليس كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد [همه] به سجده درافتادند). البقرة: 34-30.

(فَسَجَدَ الْمَلآئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ * إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ)، (پس فرشتگان همگى يک‌سره سجده كردند * جز ابليس كه خوددارى كرد از اين‌كه با سجده‏ كنندگان باشد). الحجر: 31-30.

نمونه‌ای از محاجه ابراهیم، خلیفه شرعی تعیین شده از جانب خدا، و نمرود مدعی حکومت‌داری و حکم‌‌رانی به زور:

(أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ)، (آيا از (حال‏) آن كس كه چون خدا به او پادشاهى داده بود (و بدان مى‏‌نازيد، و) در باره پروردگار خود با ابراهيم محاجّه (مى‏)كرد، خبر نيافتى‏؟ آن گاه كه ابراهيم گفت‏: (پروردگار من همان كسى است كه زنده مى‏‌كند و مى‏‌ميراند.) گفت‏: (من (هم‏) زنده مى‏‌كنم و (هم‏) مى‌‏ميرانم‏.) ابراهيم گفت‏: (خدا(ى من‏) خورشيد را از خاور برمى‌‏آورد، تو آن را از باختر برآور.) پس آن كس كه كفر ورزيده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستم‌كار را هدايت نمى‏‌كند). البقرة: 258.

در واقع آیات فوق حاکی از آن است که هر کس در برابر خلیفه خدا قرار بگیرد و یا او را رد کند و یا حاکمی که از طرف مردم را تعیین و تأیید کند، در زمره کسانی قرار می‌گیرد که خدا گناه او را نمی‌بخشاید تا این که توبه کنان با ایمان به خلیفه خدا به سوی خدا بازگردد به اعتبار این که خلیفه خدا وجه الله، خلیفة الله، ید الله، و... است؛ و به این خاطر می‌بینید که ابلیس علی‌رغم عبادت و سجده‌های طولانی که با آن‌ها ارتقاء یافت و طاووس فرشتگان شد به محض رد و دشمنی با خلیفه خدا همه اعمال او از جمله عبادت‌های طولانی او رد شدند و گناه او بخشیده نشد، و مانند او فرعون و نمرود همین راه و روش واژگون شده ابلیسی را در پیش گرفتند.

پس از این مقدمه، برای بیان و پاسخ‌ به سؤال‌تان؛ سید احمد الحسن علیه السلام، این مورد را در خطبه ۵/ محرم/۱۴۳۲هـ.ش برابر با ۲۱/ آذر/ ۱۳۸۹ هـ.ش فرمودند: «امام حسین (ع) چه چیزی را در کربلا تقدیم کرد؟ وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله را به پدر و برادر و خود و پسرانش (ع) را تقدیم کرد، علم و معرفت خود را عرضه کرد و پرچم البیعة لله (حاکمیت خدا) که تنها ایشان حامل آن پرچم در برابر پرچم حاکمیت مردم بود را تقدیم نمود. پرچم حاکمیت مردم، همان خط مخالف و دشمن، که با جدش و پدرش و برادرش قبل او، با همدیگر رو در رو شدند».

بنا بر این، هدف قیام خونین امام حسین (ع) این جا مشخص شد و آن حمل پرچم حاکمیت خدا است، تا به آنان بفهماند که من خلیفه شرعی و تعیین شده از جانب خدایم؛ پس پیروان امام حسین (ع) باید پرچم امام حسین (ع) را بر افرازند و نه پرچم دشمنان را؛ و خواهشمندم گمان نشود که بر افراشتن پرچم فقط شعار و یا ادعاء است، خیر، بلکه آن راه و روش است که باید طبق آن سیر کرد و حاکمیت مرد (شورا و انتخابات) را رد نمود.
حکومت از آنِ خداست، و خلیفه شرعی در این زمان امام مهدی (ع) و نائب خاص و فرزند ایشان سید احمد الحسن (ع) هستند، که با امر پدرشان ظهور نمودند.

اما دلیل، هباء و منثور بودن عمل آنان به این دلیل است که فقهای بی‌عمل آخر الزمان با روی آوردن به شورا و انتخابات، حاکمیت خدا و هدف قیام امام حسین (ع) را نفی کردند، این در حالی است که خود شیعیان نیز متوجه این امر نیستند و با ادعای پیروی از امام حسین (ع)، پرچم یزید که دعوت کننده به حاکمیت مردم (انتخابات و دموکراسی) بود را بر افراشته‌اند. ایشان در بیان این وضع و حال فرمودند: «فعل امام حسین (ع) در روز عاشوراء چه بود، تا ثابت کـند که او امام معـصوم است و بر مردم اطاعـتـش واجب است، تا از او اطاعت کـنـنـد و مبارزه با ایـشان حرام گردد؟ یا این‌گونه سؤال شود: اگر امام حسین (ع) ریش شمر بن ذی الجوشن را در روز عاشوراء سیاه می‌کرد چه می‌شد؟ آیا شمر در آن وقت در سپاه یزید باقی می‌ماند یا این‌که خود را مجبور به ملحق شدن به امام حسین (ع) می‌دید و سر ابن سعد را جدا می‌کرد؟ به خدا قسم این حقـیـقتِ زشتی است که در تاریخ دوباره تکرار می‌شود؛ قدم به قدم و چشم به چشم, سپس مردم حقـیقـت را درک نمی‌کـنـنـد و توانایی تشخیص بـین محمد (ص) و ابی سفیان، و بـین علی علیه السلام و معاویه، و بـین حسین علیه السلام و یـزید را ندارند. این مصیـبت است، که مردم تا این حد واژگون شده‌اند، انگار که با جسدهای مرده که نه می‌شنوند و نه درک می‌کـنـنـد و نه می‌فـهمند سخن می‌گویـیم».


سید احمد الحسن (ع) در همان خطبه فرمودند: «وقـتی که امروزه فـقـهای گمراه، فـتوای واجب بودن شورا و انـتخابات را به عنوان راه شرعی برای حکومت‌ها صادر کردند، و هنگامی که فـتوای شرعی بودن حکومت‌ها و کاندیدای شورا و انـتخابات را دادند بـه طور حتم آنها تا بی‌نهایت یزیدی هستـند. و اگر غـفلت از توصیف آنان به عنوان یزیدی جرم است، لذا توصیف آن‌ها به عنوان حسینی نیز بزرگـ‌ترین جریـمه در حق امام حسین علیه السلام و در حق قیام مبارکـش و هدف ایشان و آن نـقض حاکمیت مردم و اثبات حاکمیت خدا بر زمین می‌باشد. چون این طبقه بـندی ظلم و ستـمی است که مخالفِ ساده‌ترین معیارهای قابل درک انسان است، و قـتل امام حسین (ع) را که یزید (لعنت خدا بر او باد) در آن شکست خورد را مورد هدف قرار می‌دهد. بلکه امام حسین (ع) در اولین رویارویـی که در آن شهـید شد، توانـست موارد زیادی را برای حاکمیت خدا به ثمـر برساند. و خون امام حسین علیه السلام توانـست اُمت اسلام حقیقی، اُمت حسینی، اُمت محمدی که به حاکمیت خدا ایمان دارد، و به حاکمیت مردم کـفر می‌ورزد را پایدار و ماندگار سازد. و در طول تاریخ آن‌ها را بـه رافـضه نامیدند، زیرا که در طول بـیش از هزار سال حاکمیت مردم را رد کرده‌ اند. و این اُمت مبارک، بسیاری از درد و رنج‌ها را در راه حاکمیت خدا از طاغوتـیان و ستمگران تحمل کردند، ولیکن متأسفانه امروزه ابلـیس توانـست به واسطه‌ی فـقـهای گمراه، نـسل‌های امروزی را بر خلاف نـسل‌های پـیـشین که به حاکمیت خدا اقرار می‌کردند، به انحراف بکشاند».

و فرمودند: «مصیـبـتی که امروزه گرفـتـار آن هستیم این است که، بر افراشتگان پرچم قاتلان امام حسین (ع)، قـضیه‌ی ایشان را بدست گرفـتـه‌اند و امروزه قاتلان امام حسین (ع) سـخـنگویان قـضیه ایشان (ع) گشتند و پرچمی را برافراشتـند که بـیش از هزار سال پـیش، با امام حسین علیه السلام مبارزه کرد. امام حسین علیه السلام کشته شد در حالی که با آن پرچم مبارزه می‌کرد و باطل بودن و بـنـیانگذاران آن را آشکار نمود. بلکه آن همان پرچمی است که امام علی علیه السلام با آن جـنگـید پرچمی که امام علی (ع) را دور ساخـتـه و نزدیک به بـیـست و پـنج سال در خانه اش او را خانه نـشین کرد. و آن پرچم همان پرچمی است که حضرت محمد صلی الله علیه و آله و همه ی پـیامبران و اوصیاء قبل از او با آن روبرو شده و جنگ کردند، و آن پرچم حاکمیت مردم است. پرچم خودبـیـنی و خودخواهی یا سقـیـفه یا انـتخابات یا آنچه که مردم بخواهند. همان پرچـمی است که دائـماً در مقابلِ آنچه که خدا و پرچم او سبحانه و تعالی بخواهد، یـعنی پرچم حاکـمیت خدا یا بـیـعت از آن خداست و یا پرچمی که پـیامبران و اوصیاء آن را حمل کرده و تا روز قیامت برافراشته خواهد ماند، ایستادگی می کـند».

در هر صورت خدا به شما خیر دهد، سید احمد الحسن علیه السلام، علل را کاملاً بیان نمودند و اگر بخواهم همه آن‌ها را با توضیحات بازگو و شرح دهم چند صفحه برای بیان این موارد نیاز است، که جهت سهولت دسترسی می‌توانید به گزیده‌های فرمایشات ایشان مراجعه و مطالعه کنید.

*امام حسین(ع) و حاکمیت خدا* در فرموده‌هاى سید احمد الحسن عليه السلام* (http://almahdyoon.co/showthread.php?t=10772)

امام حسین (ع) در کربلاء چه چیزی را تقدیم کرد، تا ثابت کند بر روی زمین او خلیفه ی خداست؟ (http://almahdyoon.co/showthread.php?t=25578)



و الحمد لله رب العالمین



مدیریت تالار


٣ / محرم/ ١٤٣٥ هـ.ق
سه‌شنبه - ۶ / آبان ماه/ ۱۳۹۳ هـ.ش